Recent Posts
دوشنبه، شهریور ۰۹، ۱۳۸۸
يورش وحشيانه مزدوران زندان گوهردشت به زندانيان سياسي
و بعد کلیه زندانیان را به محوطه زندان برده و زیر آفتاب داغ تا پنج ساعت نگهداشتند در اين مدت زندانيان حق استفاده از سرويسهاي بهداشتي نداشته و از نوشيدن آب نيز محروم بودند. در اين حمله پاسداران وحشي تمامي وسايل شخصي زندانيان و سلولهاي آنان را بهم ريخته و مورد تفتيش قرار دادهاند و علاوه بر تخريب وسايل فردي زندانيان تمامي دست نوشته آنان را با خود برده اند.
تو بند 4 زندان گوهر دشت زندانیان سیاسی نگهداری میشود از جمله این زندانیان آقايان سعيدماسوري، صالح كهندل، محمدعلي منصوري، شيرمحمد رضايي، هوديازرلو، افشين بايماني، منصور اسانلو (رئيس هئيت مدير سنديكاي شركت واحد) و منصور رادپور، سيدرضا حسيني، حميد و اصغربنازاده، طالب هاشمي، ارژنگ داوودي و آقاي علي معزي را میشود نام برد
از سوی دیگر امروز روز ملاقات خانواده ها با زندانیان در زندان گوهردشت بود بعضی از خانوادهها از شهرستانهای دور و بعضیها هم با زبان روزه برای دیدن عزیزانشان آمده بودند و این خانوادهها را تا ساعت 3 بعداز ظهر د ر انتظار نگهداشتند
دوستان وبلاگ نویس
زندانیان سیاسی در شرایط و وضعیت بدی بسر میبرند باید افکار عمومی را نسبت به مسئله زندانیان سیاسی حساس کنیم تا رژیم آخوندی نتواند در این مقطع حساس به مقاصد شوم خود مثل سال 60 و سال 67 برسد .
مسئوليت يورش وحشيانه امروز به دستور وزارت اطلا عات صورت گرفته و توسط علي حاج کاظم و علي محمدي رئيس و معاون زندان، کرماني رئيس حفاظت و اطلاعات زندان، نبي الله فرج نژاد معاون حفاظت و اطلاعات زندان ، شجاعي و حبيب کرمي به اجرا در آمده است .
کرماني و نبي الله فرج نژاد خود شخصا در ضرب وشتم و توهين به زندانيان سياسي و ساير زندانيان شرکت داشتند و به دستور آنها زندانيان با باتون، مشت و لگد مورد ضرب وشتم قرار گرفتند
این واکنش ها عجولانه و از ترس سرنگونی رژیم رو به مرگ ولایت فقیه است، مردم بلند شدهاند و توی گوش ولایت فقیه خواباندند بخاطر همین تظاهرات مسالمت آمیز مردم را به گلوله میبندد و میگوید این ها اختشاش گران هستند و به مال و اموال عمومی صدمه میزنند!! معلوم نیست چرا تجمعات در بهشت زهرا را سرکوب میکند ؟ آیا آن جا هم مال و منالی هست !!
از سوی دیگر رژیم توسط مزدوری مثل نوری مالکی که دشنه دژخیم خامنه ای را تیز میکند به شهر اشرف حمله جنايتكارانه میکند که 11 كشته و 500 زخمى در ميان ساكنان اشرف بر جا میگذارد و 36تن از افراد حفاظت شده توسط مزدوران عراقى به گروگان گرفته میشوند
خب طبیعی است که در زندانها هم واکنش این چنینی از خود نشان میدهد اگر ترسی در دل رژیم نبود چه نیازی داشت که دست به این همه سرکوب بزند !!
دوشنبه، شهریور ۰۲، ۱۳۸۸
روزهای غم شمار سال شصت
امٌا خوشحالم که بعد از انتصابات ریاست جمهوری و اعتراضات، هر وبلاگی را که باز میکنم میبینم، دیگه کسی کمتر از سرنگونی رضایت نمیدهد !! یک زمانی در این وبلاگستان کسی از سرنگونی و براندازی حرف میزد رو سرش میریختند و فحش و ناسزا سر میدادند!!
ولی الان طوری شده که حتی دیگر لزومی به افشاگری رژیم آخوندی نداریم خود آیت اللهها و رهبران مذهبی صانعی و طاهری و کروبی و موسوی و ….جنبش سبز نظام را به اندازه کافی افشا میکنند و از حکومت دیکتاتوری حرف میزنند از شکنجه در زندانها، از سرکوبشدگان و از حقوق و مطالبات مردم، و از نبود آزادی بیان میگویند همان حرفهایی که ما 28 سال فریاد میزدیم و این ها بعد از 28 سال تاخیر این روزها بیان میکنند 28 سال خون و دل خوردیم تا توهم زدایی شود تا بفهمند و آگاه شوند و بدانند و واکنش نشان دهند باز هم جای شکرش باقی است که امروزه میفهمند و ایستادگی میکنند
وقتی امروزه در خبرها و سایتها و وبلاگها از تجاوز به زندانیان و اعمال خشونت و شکنجه و نادیده گرفتن حقوق انسانها در زندانهای جمهوری اسلامی را میخوانیم، و وقتی در رسانهها و در اینترنت خبر ِ تقلب در انتخابات، و انتصاب گماشته خود فروخته توسط شخص ولی فقیه در نظام جمهوری اسلامی انعکاس مییابد، برای ما چیز تارهای نیست، با خود فکر میکنم چه هزینه سنگینی، بقول شاملو بهترین و زیباترین فرزندان آفتاب و باد پرداختند، تا به این جا رسید و چه مرواریدهایی از دست رفت تا نظام در آستانه سرنگونی قرار بگیرد. کاری که مدت مدیدی در انتظارش بودیم یا به تحققش امید داشتیم و حالا صورت عمل گرفته است و آشکار شده و در رسانهها میخوانیم
سال 60 وقتی دوست نازنینم رحمان که 16 ساله بود و به همراه من دستگیر شد و او را نا جوانمردانه به جوخه آتش سپردند صدایی از کسی بلند نشد و نسل من این توفیق را نداشت که از طریق اینترنت کمپین و پتیشن درست کند و اطلاع رسانی کند و در همان سال 60 و در همان زندان باشگاه افسران رشت که من و دوستانم زندانی بودیم 7 مجاهد را زنده زنده در آتش سوزندان و الان کسی اصلاً به یاد نمیآورد
هنوز وقتی صدای تلاوت قرآن را میشنوم نا خودآگاه خودم را در زندان حس میکنم و صدای آن بلندگویی که هیچ وقت قطع نمیشد روحم را دوباره به گروگان میگیرد. آن روزها خمینی در ماه اتراق کرده بود و جنباندن مردم از آن نقطهای که ریشه گرفته بودند بسیار دشوار بود. بندهای عمومی زندانها گنجایش انبوه دستگیر شدگان را نداشت و بچهها در راهروها میخوابیدن و هر از گاهی نیمههای شب کسی را برای اعدام صدا میزدند و در دل شب اعدامی کیسه وسایلش را برمیداشت و طول راهرو را طوری قدم به قدم میرفت تا دست و پای زندانیان در خواب رفته را زیر پایش قرار ندهد
نه تلفنی بود و نه ملاقاتی و خانوادهها هیچ خبری از فرزندانشان نداشتند و تنها زندانیان آزاد شده پیکهای ارتباطی با خانوادها بودند و اخبار و وضعیت زندانیان را بازگو میکردند و آن روزی که باید با پدر فرشید نوروزی که در رشت پمپ بنزین داشت و قرار بود با او تماس بگیرم، آن روز چقدر برایم سخت و دشوار بود، چون باید به آن پدر میگفتم که به فرشید حکم اعدام دادند و قرار است فردا پس فردا اعدامش کنند، چطور میتوانم صورت سالخورده آن پدر را از یاد ببرم . خطوط صورت او را هیچ وقت نمیتوانم در قالب واژه بازگو کنم! فرشید را هم تیرباران کردند
چطور میتوانم صدای حسین را فراموش کنم که موقع بیرون آمدن از بند آمد و در گوشم گفت: «بیرون رفتی پدرشان را در بیار» گلوله ها آرزوی حسین را دریدن و الان زیر خروارها خاک خوابیده است نیست تا ببیند ا پدر آخوندها به مفهوم واقعی کلمه در آمده است
چطور میتوانم گونههای سرخ شده دوست نوجوانم رحمان را در آن بعدازظهر تابستان، وقتی که پاسداران نامش را دم در آهنی برای اعدام خواندند، از یاد ببرم بچهها به دورش حلقه زدند و به نوبت بر گونههای بیگناه و معصوم او بوسه میزدند و من آخرین نفر بودم که او را در آغوش کشیدم و پاسدار بند او را از دستانم ربود، ما رحمان را این سوی میلهها، بوسه باران کردیم پاسدان آنسوی میلهها او را گلوله باران کردند
خاطرات دیگرم از زندان
بخوان اي همسفر با من.
دوشنبه، مرداد ۱۹، ۱۳۸۸
جمعه، مرداد ۱۶، ۱۳۸۸
خواب سید علی خامنه ای

مغروران، فروتنی را به من آموختند، بی قراران صبوری را ، بدکاران درستی را و سرانجام نوادری که روح بی آلایشی دارند به من آموختند که از قلوبشان معماهای مرئی و نامرئی هستی را بخوانم
پتیش برای حمایت از ساکنان اشرف
سهشنبه، مرداد ۱۳، ۱۳۸۸
تخلف تحلیف شد
امٌا آقای احمدینژاد دریغ از آن روز که به پایان برسد و تو نیاموخته باشی که روی دست ولایت فقیه باد کردهای و زیر پای مردم داری له میشوی شما دقیقاً بر روی گسل قیام اتراق کردی و فرو خواهی ریخت

آمده بودند تا انتقام قیام مردم را از اشرفیان بگیرند
آمده بودند تا اشرفیان را تسلیم و اشرف را تخلیه کنند
آمده بودند تا جنایت علیه بشریت را تکمیل کنند
آمده بودند تا با به خون کشیدن اشرف قیام را خاموش کنند!
امٌا اشرفیان کاسههای سرشان را سپر کردند
و ترس را در میدان نبرد منفجر کردند
هر چه تبر زدي به من زخم نشد جوانه شد..... بغض وداع با شهيد آه نشد ترانه شد
خون يلان اشرفي در رگ غيرت وطن..... ازخم كوچه ها گذشت سيل شدو روانه شد
چنگ زدي كه بركني ريشه كوه نور را..... سنگ به سنگ كوه ما شعله ي پرزبانه شد
بند زدي به دست ما در طمع شكست ما..... پيكر بي شكست ما تير شد و كمانه شد
تير زدي , تبر زدي , بر تن بي سپر زدي .....اين تن خون چكان من از شرفم نشانه شد
هرچه به كينه تاختي تا بكشي تو نام را .....نام و نشان اشرفي زمزمه ي زمانه شد
یکشنبه، مرداد ۱۱، ۱۳۸۸
جنایت علیه بشریت
در تهران میبینیم به تظاهرات مسالمت آمیز مردم یورش میبرند و با سلاح گرم و سرد میکشند و مجروح میکنند. و جوانان مقاومت و جنگ و گریز میکنند مردم در ِخانهها و مغازهها را باز میگذارند تا جوانان در صوت هجوم وحشیانه مزدوران پناه بگیرند امٌا در اشرف جنگ و گریز نیست مقاومت است و مقاومت آن هم با دستان خالی و مغازه و خانهای هم نیست تا در آن پناه بگیرند امٌا در عوض در این شهر پیشقراولانی هستند که در کوران نبرد از هفت دریای خون عبور کردند اینها اگر چه بی سلاح هستند امٌا آدمهای بی انگیزه و راحت طلب یا بیهویت و بیتاریخچه نیستند که با دیدن 2000 نیروی مسلح دستانشان را بالا ببرند و تسلیم خامنهای و نوری المالکی بشوند!!
مجموعهای از فیلمهای این جنایت علیه بشریت را در فیس بوک و اینجا قرار دادم جنایتی که توسط رژیم ایران و همدستان عراقی آن و با نظارت امریکا صورت گرفت
هجوم مغول وار و آخوند وار نيروهاي مالكي جنايتكار به مجاهدين بي دفاع شهر اشرف. در اين كليپ شما مشاهده خواهيد كرد كه اين جنايتكاران با چوب و چماق و لودر و ... چگونه به ضرب و شتم و قتل مجاهدين مشغول هستند. با ضربات چوب يكي از اين جنايتكاران مجاهد شهيد امير خيري دچار ضربه مفزي شده و به شهادت رسيد
تصاوير حمله به شهر اشرف توسط نيروهاي مالكي جنايتكارو مصاحبه با تني چند از زنان مجاهد
مصاحبه با حسن نظام الملكي پدر مجاهد شهيد سياوش نظام الملكي كه در روز 6 مرداد 88 توسط نيروهاي مالكي جنايتكار در شهر اشرف به شهادت رسيد
سرقت خودروهاي مجاهدين توسط نيروهاي عراقي
در اين كليپ شما مشاهده ميكنيد كه نيروهاي مالكي جنايتكار در شهر اشرف اقدام به سرقت خودرو از مجاهدين ميكنند. زنان مجاهد خلق از سرقت يكي از خودروها ممانعت به عمل آوردند
حمله به شهر اشرف توسط نيروهاي مالكي جنايتكاردرروز 6 مرداد 1388
چهارشنبه، مرداد ۰۷، ۱۳۸۸
اشرف در آتش و خون

این جنایتپیشگان آمریکایی که بقول خودشان دموکراسی و قانون را برای عراق به ارمغان آوردند در روز روشن اجازه میدهند تا قوانین بین المللی و حقوق مکتوب پناهندگان افراد حفاظت شده در اشرف توسط دولت عراق نادیده گرفته شود و به خواست رژیم ایران و به طور مستقیم راه را برای قتل عام مخالفان حکومت فراهم میسازند
بعد از آن که مجاهدین با تقاضا نامه کتبی به مقامات عراقی اعلام داشتند و به زبان ساده گفتند حالا که دو گزینه پیش روی ما قرار دادید یعنی یا به اروپا و یا باید به ایران باز گردیم!! و از آنجائیکه از سر خوشی به بیابانهای عراق نیامدهایم بلکه اساساً برای نبرد و در هم کوبیدن رژیم ضد انسانی آخوندی به جوار خاک میهن آمدهایم، پس اگر قرار باشد انتخابی داشته باشیم اگر رژیم ایران زیر نظارت سازمان ملل و صلیب سرخ جهانی بپذیرد، و به مقامات عراقی و امریکایی بعد از انگشت نگاری تمامی اعضاء التزم دهد تا پس از بازگشت اعضای مجاهدین به ایران مورد بازداشت و تعقیب و شکنجه و زندان قرار نگیریم و هم چنین اگر از آزادی بیان در ایران، یعنی همان چیزی که رژیم ادعای آن را دارد برخوردار باشیم نه تنها ساکنان اشرف بلکه تمام پشتیبانان مقاومت به ایران باز خواهند گشت
این تقاضا نامه رسمی انگار رژیم را در یک مخمخصه جدی قرار داده چون سالهاست که رژیم آخوندی به کرات اعلام کرده که بسیاری از مجاهدین به ایران برگشتهاند و در ایران دارند در آرامش زندگی میکنند و حکومت هم کاری به کارشان ندارد !!
حمله به ساکنان اشرف و سرکوب آنها دقیقاً همان خط و خطوط و واکنشی است که نیروهای سرکوبگر آخوندی در خیابانهای تهران به اجرا در میآورند و این روزها مردم ما هر روز شاهد آن هستند. ولی در رژیم های دیکتاتوری وقتی قیام شکل میگیرد همیشه سرکوب نتیجه معکوس دارد
یکشنبه، مرداد ۰۴، ۱۳۸۸
شنبه، مرداد ۰۳، ۱۳۸۸
اعتصاب غذا به ایتالیا هم رسید
محل برگزاری این اعتصاب غذا در کجاست؟
در مرکز رم توانستیم یک دفتر فرهنگی بگیریم. باید از قبل از لحاظ حضور یک پزشک هماهنگ می کردیم. نتوانستیم این مجوز را در مقابل دفتر سازمان ملل متحد بگیریم. چون چادر نداشتیم و در ضمن آنجا باید آمبولانس حاضر باشد و به ما این مجوز را ندادند. به همین دلیل توانستیم یک دفتر فرهنگی بگیریم که تمام امکانات در آن وجود دارد. در اینجا پزشک برای کنترل اعتصاب کنندگان داریم. این اعتصاب تا فردا شب ادامه دارد. مانند بقیه کشورها.
البته هر حرکت و هر اعتراض و تجمعی که بتواند ضربهای هر چند ناچیز به ارکان ولایت فقیه و شخص خامنهای وارد کند قابل تحسین است ولی یا من نمیفهمم یا اینکه اعتراضات خارج از کشوری بسیار تغییر ماهیت پیدا کرده !! آخه برای دو روز اعتصاب، که نیاز آنچنانی به آمبولانس و مراقبتهای پزشکی ندارد !
یادم میاد سال 67 وقتی رژیم زندانیان سیاسی را قتل عام میکرد ما دانشجویان آن زمان در همین شهر رم حدود هفتاد هشتاد نفری بودیم به مدت 14 روز دست به اعتصاب غذا زدیم نه دکتری و نه آمبولانسی در محل مستقر بود. تا ده روز هم اصلاً کسی بیمارستان نرفت ولی بعد از 10 روز قوای جسمانی به مرور تحلیل میرفت و چند بار آمبولانس صدا زدیم و چند تا از بچهها را به بیمارستان منتقل کردیم .
انعکاس اعتصاب غذا هم به این شکل نبود!! که مثلاً برای دو روز اعتصاب غذا، بیبیسی تشریف بیارد و گزارش تهیه بکند و یا مثل اعتصاب غذای ایرانیان در امریکا، هر روز صدای امریکا خبرنگار و دوربین بفرستد تا گزارش مستمر، و رپرتاژ روزانه تهیه بکند! داخل زندانها طناب دار بود و حکم خمینی و خارج از کشور هم سیاستمداران تجارتپیشه غربی، همه ریخته بودند برای کمک رسانی به آخوندها ولی با همان امکانات و محدودیتها، توانستیم صدای زندانیان سیاسی را به گوش نهادهای حقوق بشری برسانیم تا جایی که صدای اعتصاب غذای ما به گوش ناشنوای رژیم آخوندی رسید و رفسنجانی آمد تلویزیون و گفت حالا گیرم چهار نفر هم در خارج از کشور در اعتراض به ما گوشت خوک نخوردند!! آیا چیزی عوض میشود !!
بنازم به دست روزگار و بنازم به دست مقاومت که امروز رژیم را گوشه رینگ انداخته و هر کی از راه میرسد یک تو سری به این واپسگرایان متحجر میزند و هر کی را میبینی از سرنگونی این رژیم حرف میزند. امید تکیه گاهی است که آن را نمیبینی !
سهشنبه، تیر ۳۰، ۱۳۸۸
سقوط

الان که دارم این کاریکاتور سقوط را در وبلاگ میگذارم در چهار راه کالج و میدان مخیرالدوله مردم تهران در حال تظاهرات و درگیری با ماموران انتظامی هستند و نیروهای سرکوبگر امنیتی از ترس تجمع و تظاهرات مردم، در میدان هفت تیر مستقر شدهاند
در چنین روزی در 30 تیر 1331 نیروهای ارتش که به دستور شاه به خیابانهای تهران و اطراف مجلس آمده بودند برای سرکوبی تظاهرات مردم به آنان شلیک میکردند. ولی اراده پولادین مردم دولت قوام السلطنه را ساقط کرد و امروز هم همان گامها و همان اراده پولادین ولایت فقیه را در آستانه سرنگونی قرار داده است
و در چنین روزی یاد و خاطره دکتر محمد مصدق را گرامی میداریم که هنوز در اعتراضات همه اقشار و جوانان و دانشجويان يادآور ايستادگي و جسارت در برابر ديكتاتوري و استعمار است
جمعه، تیر ۲۶، ۱۳۸۸
سهراب ما نمرده ، ولایت است که مرده
این قافله سر باز ایستادن ندارد. شب گذشته در مقابل منزل سهراب اعرابی، اهالی شهرک آپادانا تجمع اعتراضی برگزار کردند و یاد و خاطره سهراب را گرامی داشتند خون سهراب و ندا و صدها سرو نوخاسته ِ راه آزادی دیوار اختناق را شکست و به قیام سراسری مردم ایران تداوم بخشید .
کانونهای پرتپش انقلاب را الان همه جا میشود دید، در بهشت زهرا، در مقابل زندان اوین، و با حضور مستمر خانوادههای زندانیان سیاسی که رو در روی دژخیمان ایستادهاند، در پشت بامها، در پارکها ،
شهادت سهراب را به مادرش خانم پروین فهیمی تسلیت میگوئیم و امروز دایی سهراب، اصغر فهیمی که از اشرفیان شهر شرف است، همراه با مجاهدین در مراسم با شکوهی در مزار مروارید یادواره سهراب را گرامی داشتند . یادش گرامی باد
جمعه، تیر ۱۹، ۱۳۸۸
18 تیر
امشب در فیس بوک در میان انبوه فیلمها و عکسها، و جنگوگریزهای خیابانی به یک فیلم و نوشته کوتاهای برخوردم، که در آن مردی با فرزند کوچکش در خیابان ولی عصر تهران دیده میشود که با نوای یار دبستانی به تکدیگری مشغول است و در زیر آن آمده است:
همه چیزی که امروز دیدم، نوای یار دبستانی و دخترک شادمان، تهران غمگین و وحشت زده از فضای نظامی حاکم و بوق اعتراض ماشین ها و مردمی که گاهگاهی بغض آزادیشان را فریاد می زدند و گاهگاهی هراسان از به سرنوشت "ندا" ها دچار شدن...........خدایا سرزمینمون رو، کشورمون رو از اینهایی که بویی از انسانیت نبردن پس بگیر
چهارشنبه، تیر ۱۷، ۱۳۸۸
جمعه، تیر ۱۲، ۱۳۸۸
دعوت به راهپیمایی گسترده ۱۸ تیر در پنج منطقه تهران بزرگ

بسمه الله الرحمن الرّحیم
الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم
دعوت به راهپیمایی گسترده ۱۸ تیر در پنج منطقه تهران بزرگ
ما زنده به آنیم که آرام نگیریم - موجیم که آسودگی ما عدم ماست
ملّت ایران همیشه حماسه ساز بوده است. انقلاب عظیم ضد استبدادی مردم ایران، دفاع از خودگذشته در برابر تجاوز، و تلاشهای بی وقفه سالهای اخیر مردم نجیب ایران برای حذف استبداد همواره زبانزد جهانیان بوده است. متاسفانه امروز اهداف اساسی انقلابی که با خون پدران و خواهران ما به دست آمده است در معرض نابودی است. آینده آزادی، استقلال، اسلامیّت، و جمهوریّت ایران عزیز در معرض تهدید گروههای شبه نظامی و انحصار طلب قرار گرفته است که با عملکردی مشابه حزب بعث عراق، کشور ما را در معرض شکاف اجتماعی، ویرانگی داخلی و تهدیدهای خارجی قرار داده است
در این راستا و در اعتراض به ریخته شدن مکرر خون هم وطنانمان، تبعیض، سرکوب، انحصارطلبی، بی عدالتی، و عبور از اصول مسلم قانون اساسی -- از جمله آزاد بودن حق راهپیمایی های مسالمت آمیز -- از شما مردم آزاده، انقلابی و مومن ایران دعوت میشود که با حضور خود در راهپیمایی های گسترده پنج شنبه ۱۸ تیر ۱۳۸۸ در پنج منطقه تهران بین ساعت ۴ و ۶ بعد از ظهر، بار دیگر اراده وارثان انقلاب اسلامی ایران را در پاسداری از ارزشهای اصیل انقلاب و حذف استبداد و تبعیض به صاحبان قدرت و جهانیان اعلام کنید
برای راحتی حال هم وطنان پنج مسیر مختلف برای پنج منطقه اصلی تهران طراحی شده است. لطفا از مسیرهای زیر هرکدام را که دسترسی به آن برای شما آسان تر است انتخاب کنید
مسیر مرکزی - میدان فردسی - خیابان حافظ - در نزدیکی سفارت روسیّه - مرکز تجمع: میدان فردوسی – محدوده راهپیمایی: میدان فردوسی – خیابان حافظ – چهار راه ولی عصر
مسیر شماره ۱ – خیابان ستارخان مرکز تجمع: میدان صادقیّه - محدوده راهپیمایی:حد فاصل بزرگراه آیت الله کاشانی – میدان صادقیّه- میدان توحید
مسیر شماره ۲ – خیابان مولوی مرکز تجمع: میدان رازی – محدوده راهپیمایی: حد فاصل هلال احمر – میدان رازی – میدان مولوی
مسیر شماره ۳- خیابان رسالت مرکز تجمع: حد فاصل مسجد الرسول و دردشت – محدوده راهپیمایی: حدفاصل استاد حسن بنا – خیابان هنگام – ایستگاه مترو دردشت
مسیر شماره ۴- خیابان میرداماد مرکز تجمع: پل میرداماد – تقاطع مدرس و میرداماد – محدوده راهپیمایی: حد فاصل خیابان ولی عصر – جردن – میدان مادر – خ شریعتی
نقشه مسیرهای راهپیمایی را می توانید در این آدرس روی اینترنت ببینید
http://tinyurl.com/sabziran اینترنت پرسرعت -- http://tinyurl.com/naghshe18tir اینترنت کم سرعت
این راهپیمایی فقط با پیام مستقیم تلویزیونی میرحسین موسوی لغو میشود و به هیچ پیام لغو دیگری توجّه نخواهد شد
*********
چهارشنبه، تیر ۱۰، ۱۳۸۸
دو نکته
نکته اول
آقای جورجو کنچلیری شهردار شهر فرمینیانو که در استان مارکه ایتالیا قرار گرفته است ، در یک اقدام بیسابقه، در حمایت از قیام مردم ایران و به یاد و خاطره «ندا » پرچم شیر و خورشید نشان ایران، و هم چنین عکسی از ندا که به نماد و سمبل قیام مردم ایران تبدیل شده است را بروی ساختمان شهرداری، که مشرف به میدان شهر است نصب کرده و در معرض دید شهروندان قرار داده است
شهر فرمینیانو زادگاه دوناتو برامانت بزرگترین معمار و هنرمند دوره رنسانس ایتالیا است که در سال 1444 در این شهر قدم به عرصه وجود گذاشت برامانت در دوران شکوفایی هنر معماری و مجسمه سازی ایتالیا میزیست و به همراه دو هنرمند بزرگ میکل آنژ و رافائل به تجدید بنای کلیسای تاریخی سن پیترو پرداخت
دو عکس از این ساختمان شهرداری گرفتم تا در ایران نسل جوان ایرانی ببینند که استقامت و پایداری آنها مرزها را درنوردیده، و امروز جهان شاهد آزادی طلبی مردم ایران است
نکته دوم
امروز یکی از هموطنان عزیز بهائی برایم شعری فرستاده، و نوشته است اسم من فلورا ، ایرانی، و ساکن برزیل هستم 30 سال پیش وقتی که دانشجوی دانشگاه آریامهر بودم بخاطر بهائی بودنم مجبور به ترک ایران شدم و این شعر زیر را سالها درون قلبم نهفتهام حال به تو تقدیم میکنم که در سایتت بگذاری
- به روی چشم فلورا عزیز اگر چه خودم آدم مذهبی نیستم ولی برای تمام ادیان احترام میگذارم و احساس غرور می کنم که یک هموطن بهائی به بادبان من سر میزند
این هم شعر فلورا عزیز
.اين كلمات از قلب تراوش كرده و اميدوارم كه به قلب لطيف همه بنشيند.
با نهايت محبت، فلورا
دين تو با دين من
دين براي نزديك كردن قلبهاست
دين تو با دين من با هم، هم صداست
اين جدايي ها در راه رسيدن بخدا، اشتباهست
علت آن تعبير در حرف خداست
دين به حرف نيست، نكته ايست نا پيدا
نفحه ايست در قلبها, وعده ايست پنهان، عهديست با خدا
اعتقاداست بر عدالت، حركتيست با اعتبار
نوريست از جلال رحماني، ايمانيست به حيات روحاني
دين براي پاك كردن قلبهاست,
دين تو با دين من با هم ، هم صداست
اين جدايي ها در راه رسيدن بخدا، اشتباهست
منشاٍ آن جزئيات است نه در اصلِ كلام
گر روي ما باز و سر ما بي حجاب، به عنوان مثال
اين نباشد انگيزه اي بهر گناه. اصل مطلب پاكدامنيست با حرمت ما
چادر ما عفت است و عصمتِ ما
هرچه بر سر ميكنيم بر پيكر ماست
قلب طاهر, چشم پاك حافظ ماست، چادر حفظِ حجاب دربر ماست
دين براي پيوستن قلبهاست
دين تو با دين من با هم ، هم صداست
اين جدائي ها در راه رسيدن بخدا،اشتباهست
موجب آن دوريست از نصِ كتاب
دين ها همه در اصل حرف از احكام الهي ميزنند
تفسيرات جورواجور ، توافق بين اديان را بهم زد
هر چه آمد از آسمان، بي گمان
بهر ايجاد عدل است و انصاف و امنييت بين مردمان
جان مردم ، مال مردم، افكار مردم، در امان است در دستور كتاب
دين براي روشن كردن قلبهاست
دين تو با دين من با هم ، هم صداست
اين جدائي ها در راه رسيدن بخدا،اشتباهست
ريشه آن بي ايمانيست و دخالت در كار خدا
دين مال خداست، بعد پيغمبر، حجتِ آن است كتاب
ولي، آيا كسي ياد خدا ست، كتاب و پيغمبر كه هيچ
دين كجا بود؟ ايمان كجاست؟ حرفهاي جان بخش كجاست؟
هر كسي طوري طريقي ، وفق ميدهد، دين را با افكار خود،
الهي آنچه مي پندارند، نباشد دور از احكام كتاب
دين براي شاد كردن قلبهاست
دين تو با دين من با هم ، هم صداست
اين جدائي ها در راه رسيدن بخدا،اشتباهست
باعثِ آن افكاريست بي اساس
ديني كه حرف باشد و در عمل درد عذاب، دور از خداست
دين راستي و نماز، دين خداست، دين اعمال پاك و بي ريا
دين راهيست براي اتحاد
دين نيروايست از قدرت فضل خدا
دين من با دين تو در قلب ماست
دين تو با دين من با هم يك صداست
آن صداي مهر است و صداي دوستي
صداي محجوب وفاداري،
صداي آرزوهاي پاك نهاني،
صداي شيرين سلام با روبوسي،
صداي مناجات و دعا در درگاهِ الهي
صداي فرياد قلب، از دست مردمانِ ظالم صفت، از دورئي و دروغگوئي
صداي خنده، بدون ترس از جنگهاي آينده،
صداي قدم هاي مسافر، عزيزانِ دور از آشيانه
صداي يك تن خسته، فرسوده از كار و كسب روزانه
صداي عبادت با خلوص نييت، در غروبها، توي خانه
صداي عروسي با آوازهاي قديمي
صداي بارداري، گريه نوزاد در هنگام زايماني
صداي پذيرائي از دوستان، در عين نا آشنائي
صداي ما، در شلوغي هاي مهماني
صداي خدا حافظي با قلبِ پر از غم از فراقِ دوري
صداي اشك در هنگام گرفتاري
صداي نهيف اميدواري، به اميد روزهاي لطيفِ رويائي
صداي بي صدائي ، در بارگاه الهي
صداي برخورد ترانهٔ قلب من با شعرهاي لطيفِ روح تو
صداي حرفهاي دل من با دل تو
با يك دنيا خوشحالي در ديدار دوبارهٔ تو
فلورا دليرى شرافت – بهائى
تقديم به كسانى ك جانشان را فدا كردن تا شايد ديگران حقيقت را ببينند.
برزيل ، آراكاجو،
دوشنبه، تیر ۰۸، ۱۳۸۸
وبلاگ ایتالیایی صدای ندا
چند روزی است که کریم وبلاگی به نام صدای ندا به زبان ایتالیایی در دنیای بی حد و حصر اینترنت براه انداخته با محدود بودن اطلاع رسانی توسط مدیا در این کشور، او در تلاش است تا اخبار و رویدادهای ایران را برای افکار عمومی ایتالیا انعکاس دهد
پتیشنی هم در حمایت از مردم ایران در وبلاگش قرار داده که از دولت امریکا و اتحادیه اروپا درخواست میکند تا رژیم خونخوار ایران را محکوم نموده و از قیام مردم ایرات حمایت کنند و هم چنین خواستار قطع روابط سیاسی اقتصادی و دیپلماتیک با رژیم ایران شده است تا این حکومت ضد مردمی به انتخابات آزاد تحت نظارت سازمان ملل متحد گردن نهد
و در خاتمه از شورای امنیت سازمان ملل میخواهد تا در یک دادگاه بین المللی عاملین سرکوب خونین، و در صدر آن خامنه ای عامل و دستور دهنده کشتار مردم را به محاکمه و مجازات کشیده شود
برای امضاء پتیشن به lavocedineda@libero.it ایمیل بزنید
جمعه، تیر ۰۵، ۱۳۸۸
دو کلمه حرف با نیروی انتظامی

در این حکومت مستبد مذهبی، نیروهای انتظامی از مهرههای اصلی سرکوب قیام مردم، و در خدمت به رژیم ضد انسانی ولایت فقیه بکار گرفته میشوند. نیروهای انتظامی باید بدانند مسئول اصلی تمام این کشتارها و این جنایتها شخص خامنهای و مأمورانش هستند بیایید و زبان و قیام مردم را بشنوید و سرنوشت خودتان را با آخوندها گره نزنید و برای حفظ حیات ننگین حکومت آخوندی مقابل مردم قرار نگیرید و خودتان را به پلیدی او آلوده نکنید
برای صدقه گرفتن از دست حکومت دستتان را به خون رشیدترین فرزندان مردم ایران فرو نبرید . این مردم برای حقوق حقه خودشان و نجات کشورشان قیام کردند. آخر به چه جرمی سرکوب میکنید ! چه جرم و جنایتی بالاتر از این است حق و حقوق و حرمت مردم نادیده گرفته شود و این چنین بیرحمانه هتک و پایمال شود
مردم میخواهند این ننگ جمهوری آخوندی را از دامان این میهن بزدایند آیا نامشروع بودن این حاکمیت را نمیبینید؟ تصویر جان دادن ندا را ندیدید؟ وقتی ندا جان داد چشمانش باز بود! شما امٌا هنوز با چشمهای بسته زندگی میکنید.
خامنهای جلاد از شما بعنوان یک نیروی وحشی ِ سرکوبگر، و برای تداوم سلطه جهنمیاش استفاده میکند بیش از این فرصت برای خونریزی برای او مهیا نکنید. و این چنین خودتان را برای نجات آخوندها مورد لعن و نفرت ابدی قرار ندهید!! خامنهای دژخیم شما را هر روز بیشتر از روز قبل در ننگ و ذلت فرو خواهد برد خودتان را سرسپرده آخوندها و معلون مردم و تاریخ نکنید
سهشنبه، تیر ۰۲، ۱۳۸۸
Maus و طرحی برای ندا

طرح بسیار زیبایی برای ندا از یک هنرمند ایتالیایی(maus) دیدم حیفام آمد شما نبینید
امروز در رادیو سراسر ایتالیا شنیدم وزارت امور خارجه ایتالیا بدنبال بالا گرفتن تنش و بحران سیاسی در ایران به شهروندان ایتالیایی توصیه کرده حتی الامکان از سفر به ایران خوداری کنند .
روز پنجشنبه هم در شهر تریست ایتالیا نشست هشت کشور بزرگ صنعتی موسوم به گروه هشت آغاز میشود و قرار بود رژیم آخوندی هم در این نشست شرکت کند ولی امروز فرانکو فراتینی وزیر امور خارجه ایتالیا گفت رژیم ایران به این دعوت پاسخی نداده است البته دلایلش به وضوح معلوم است فعلاً آخوندها بفکر نجات عبا و عمامه حکومت هستند و بوی حلوای حاکمیت بلند شده
ویدئو کلیب زیبایی در وبلاگ زهره محسنیپور عزیز دیدم که با صدای ماندانا روستایی ضبط شده و این سروده را به ندا تقدیم کرده این ویدئو کلیب را هم اینجا قرار میدهم. و این روزها ویدئوهای زیادی از جوانان پر حرارت که احساسات سرشار خود را در میادین و خیابانهای تهران ابراز میدارند و در دسترس عموم قرار میدهند در اینترنت مشاهد میشود
برخیز، تا طریق رهایی را
در چشم های ندا بیاموزیم
و زلاله های سرخ، برافروزیم
شبهای ِ انتظار ِ شکفتن را
دوشنبه، تیر ۰۱، ۱۳۸۸
بنگرید قاتلان ، بنگرید قاتلان

جهان
با چشمهای حیرت
جان دادن در میدان را دید
جان دادن در ایران را دید
و من دیدم
چشمهای خیره تو را
روی افق
تا دور باز
در پی آزادی
بر روی همان اسفالتی که ندا در امیرآباد غرق در خون شد، از آن روز تا الان جوانان حضور دارند و تا انتقام از خامنه ای جلاد نگیرند آرام نخواهند گرفت و با فوارههای فریادشان، میهنیترین اعتراضات را در هر محله و میدان سر میدهند
ندا خون پاکش را فدیه راه رهایی خلق و میهن کرد. صورت خونین و معصوم او مهر نامشروع بودن آخوندها را برای همیشه بر پیشانی ولی فقیه زد حتی نسلهای آینده هم این صورت خونین را به یاد خواهند آورد. آخه مردم چطور میتوانند این آینه چشمهای باز را که در کوران مبارزه با رژیم آخوندی رنج و درد سالیان ظلم بر زنان در آن جاری است را فراموش کنند
پنجشنبه، خرداد ۲۸، ۱۳۸۸
اخبار کوتاه از ایران

جمع آوری پارابل ها در ایران و مفقود شدن مجروحین در بیمارستان سپاه
خبر از ایران

● بنابه اطلاعاتی که به ایران امروز رسیده است. برای ایجاد وحشت در مردم حامی اصلاحات و تغییر، از طرف شرکت مخابرات ایران بطور اتوماتیک با تلفنهای شخصی تماس برقرار میشود و ضمن تهدید آنها اعلام میکنند که عکس آنها را در تظاهرات دارند و بموقع با آنها برخورد خواهند کرد.
هشدار: با تلفن منازل مردم تماس می گیرند و یک نوار ضبط شده می گوید که شما امروز در راهپیمایی بودید اگر تکرار شود برخورد می کنیم
در خبر شفاهی دیگری آمده است که:
● به طور ضربتی الان ریخته اند تو نیاوران و فرماینه و دارند ماهواره ها رو جمع می کنند. می خواهند در کل تهران ماهواره را جمع کنند... توصیه می شود در را به روی آدم های ناشناس باز نکنید...لطفا به همه تلفنی اطلاع بدهید... بچه ها خبر موثق و مهم از ایران : وزارت بهداشت بخشنامه کرده که همهٔ امبولانسها باید مجروح ها رو ببرند بیمارستان سپاه، مجروح ها روسوار امبولانسها نکنید ، با ماشینهای شخصی برسانید این خبر قطعیه
● توصیه می شود که مجروحان را با اتومبیل های شخصی به بیمارستان برسانند زیرا به آمبولانس های اعتمادی نیست و مجروحان مفقود می شوند.
● اگر در خیابان نزدیک محلهای شورش هستید حتما موبایل خود را خاموش کنید.به راحتی می توانند از طریق آنتن های بی تی اس شماره موبایل های موجود در آن منطقه را شناسایی کنند و شماره ها را برای استفاده امنیتی بردارند مسئله جدیست راحتترین و مطمئن ترین راه شناسایی افراد موبایل انهاست! فراموش نکنید که به دوستان هم ارسال کنی.
● طبق گزارشی که از حلقه درونی نظام به بیرون درز کرده است، صبح امروز شانزده نفر از افسران ارشد سپاه پاسداران بازداشت شده اند. این افسران با تماس با تعدادی از افسران ارتش، در صدد پیوستن نیروهای مسلح به مردم بودند. این افسران امروز به نقطه ی نامعلومی در شرق تهران انتقال داده شدند.
● خبر دستگیری مهسا امرآبادی و حمله به خانه مسعود باستانی، روزنامه نگار تائید می شود. لطفاً به هر نحو ممکن منتشر کنید. مسعود باستانی و مهسا امرآبادی هر دو یک زوج روزنامه نگار هستند که طی انتخابات اخیر تنها به فعالیت های رسانه ای مشغول بوده و از مهندس موسوی حمایت کردند. نیمه شب گذشته ماموران پلیس امنیت تهران به منزل مسکونی این زوج جوان آمده و علی رغم اینکه باستان در منزل نبوده است وارد خانه شده و امرآبادی و همچنین دو تن از مهمانانشان را بازداشت کردند. به گفته مادر مهسا امرآبادی بر اساس برخی شنیده ها در حال حاضر این روزنامه نگار در زندان اوین به سر می برد و اطلاعی از مهمانان ایشان هم در دست نیست.
● من پزشك هستم و در بيمارستان رسول اكرم در خيابان ستارخان مشغول به كارم. ديروز تعداد ۳۸ نفر به دليل اصابت گلوله در اورژانس بيمارستان ما پذيرفته شدند كه ۱۰ نفر آنها كشته و بقيه زخمى بودند. الگوى زخمها حاكى از اين بود كه مردم به رگبار بسته شده اند زيرا بسيارى از مجروحين دو يا چند گلوله خورده بودند و محل اصابت گلوله ها نيز بسيار نزديك به هم بود، به عنوان مثال پير مردى ۶۸ ساله در دو ناحيه كتف چپ و سمت چپ شكم مورد اصابت قرار گرفته بود و يا پسرى ۱۸ ساله از ناحيه كف و مچ دست هدف قرار گرفته بود. شرح حال اخذ شده از مجروحين و نيز الگوى زخمها نشان مى داد كه تير اندازى از پشت بام انجام شده است، مثلا جوانى ۳۲ ساله از كمر مورد اصابت قرار گرفته بود ولى گلوله از جلو و از قسمت ران خارج شده بود.
بنا به گفته مجروحين تير اندازى به طور ناگهانى و زمانى آغاز شد كه سيل جمعيت در حال عبور از كنار يك پايگاه بسيج در شمال ميدان آزادى (اول بزرگراه محمد على جناح) بود. به گفته مجروحان يك اتومبيل در مقابل درب آن پايگاه به شكلى پارك شده بود كه كسى نتواند با شكستن در وارد آن شود و اين امر نشانه برنامه ريزى قبلى براى تير اندازى مى باشد. به گفته شاهدان حدود ۴ نفر بسيجى از پشت بام اين مركز به طور ناگهانى اقدام به تيراندازى نمودند به نحوى كه حتى كسانى كه قصد نجات زخمى ها را داشتند خود نيز مورد اصابت قرار مى گرفتند. يكى از مجروحين مى گويد در حالى كه پشت يك اتومبيل پناه گرفته بودم زخمى شدم.
در اين مرحله مردم خشمگين به اتومبيل پارك شده در مقابل اين پايگاه حمله كرده و آنرا به آتش مى كشند ولى نمى توانند وارد پايگاه شوند. در ادامه پليس ضد شورش به همراه گروه هاى ديگرى از بسيجيان براى پراكنده كردن مردم خشمگين از راه مى رسند كه در اين مرحله نيز در قسمت هاىى از طول خيابان جناح (به عنوان مثال در نزديكى مترو) عده ديگرى نيز كشته و زخمى مى شوند.
طبق اطلاعاتى كه امروز صبح از پزشكان بيمارستان امام خمينى كسب شد، به اين بيمارستان نيز در طى ديشب ۳۸ كشته كه با گلوله مستقيم كشته شده بودند منتقل شده است.
لازم به ذكر است كه در بامداد امروز پليس امنيتى تمامى جنازه ها را به زور از بيمارستان تحويل گرفته و آنها را با وانت به محل نا معلومى منتقل كرده است و خانواده بسيارى از آنان حتى از كشته شدن فرزند خود نيز بى خبرند. در بين كشته ها و مجروحين تعدادى كودك ۱۵ و ۱۶ ساله نيز ديده مى شوند.
امروز ساعت ۹ تا ۱۱ صبح دانشجويان و پزشكان بيمارستان رسول اكرم در خيابان مجاور اين بيمارستان تجمع كرده و به توزيع برگه هاىى حاوى اطلاعاتى پيرامون تعداد كشته ها و زخمى ها اقدام نمودند. اين تجمع در نهايت با حضور پليس ضد شورش به پايان رسيد.








