
Recent Posts
یکشنبه، بهمن ۰۹، ۱۳۸۴
اعتصاب غذاي كارگران شریف زنداني شركت واحد

چهارشنبه، بهمن ۰۵، ۱۳۸۴
م آزاد هم در گذشت


تنها انسان نیست
تنها انسان گريان نيست
من ديده ام پرندگان را
من برگ و باد و باران را
گريان ديده ام
تنها انسان گريان نيست
تنها انسان نيست كه مي سرايد
من سرودها از سنگ
نغمه ها از گياهان شنيده ام
من خود شنيده ام سرودي از باد و برگ
تنها انسان سرود خوان نيست
تنها انسان نيست كه دوست مي دارد
دريا و بادبان
خورشيد و كشتزاران يكسر
عاشقانند
تنها انسان تنهايي بزرگست
انسان مرگ راي
انديشه هاي مرگش ويرانگر
رادیو تلویزیون آخوندی در زمینه درگذشت م.آزاد اطلاعرساني نكرده بود. اين شاعر فقيد يكي از چهرههاي ماندگار شعر فارسي
روز 18 آذر سال 1312 در اين برهوت فقر فرهنگي به دنيا آمدم . خوشبختانه پدرم اهل موسيقي بود و شعر . شوق كتاب خواندن را هم او در من برانگيخت . دوره نوجواني و جوانيام هنرمان بود باجنبش بزرگ ملي كردن نفت ، كه به زندگي نسل جوان آن روزگار ، عشق و آرماني فراتر از انگيزههاي كوچك فردي ميداد، و من كه اهل فعاليت بيواسطه سياسي نبودم ، به فعاليت فرهنگي گرايش پيدا كردم و اولين نقدهاي ادبيام ـ به همراه چند شعر ـ در يك نشريه دانشآموزي به چاپ رسيد .
با كودتاي 28 مرداد 1342 (( آبها از آسياب افتاد )) و هر كسي به گوشهاي پناه برد و من در همان سال در كنكور ادبيات دانشسراي عالي تهران پذيرفته شدم .
سال 1334 دفتر شعر (( ديار شب )) را با يادداشتي از احمد شاملو در 300 نسخه چاپ كردم ، كه مدتها از انتشارش پشيمان بودم ، چرا كه تجربهاي تازه در شعر در اين دفتر نيامده بود .
از 1334 تا 1336 با شاملو در انتشار (( با مشار كوچولو )) همكار بودم ، و اين همكاري براي من فرصتي بود مغتنم .
سال 1336 براي انجام خدمت معلمي به آبادان رفتم . اين سالها فرصتي بود كه به تجربههاي شعريام ساماني بدهم مجموعه ” آيينهها تهياست” حاصل اين تجربه كاري است. از 1340 به بعد با زنده ياد سيروس طاهباز در انتشار فصلنامه آرش همكاري دائمي داشتم . آرش در دهه پر تحرك چهل نقش سازندهاي داشت .
در همين ايام مامور خدمت در كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان شدم و از آن به بعد ، به طور حرفهاي به ادبيات كودكان پرداختم
شنبه، دی ۲۴، ۱۳۸۴
حرفهای ساعت کوکی من

ما درست عین عقربههای ساعت رفتارمیکنیم . عقربهها فقط چون وقت را نشان میدهند ، فکر میکنند تعینکننده زمان هم هستند !!
آن روزگارهای قدیم دو تا عقربه ساعت با هم به جروبحث نشسته بودند تا ثابت کنند کدام یک نسبت به دیگری برتری دارد . هر وقت سر هر شماره ساعت به همدیگر میرسیدن حسابی به جون هم میافتادن و همدیگر را لگدمال میکردن . یک روزی که عقربه دقیقه شمار کاسه صبرش به سر آمده بود رو کرده به عقربه ساعت شمار میگوید "دیگه بسه حالا بهت نشون میدهم ، اگه من وایستم تو دیگه نمیتونی حرکت کنی "
عقربه ساعت شمار در جواب میگوید " اه ِ راست میگی اگه جرئت داری وایستا ببینم "
دقیقه شمار سعی و تلاش میکند توقف کند ولی هر چه زور میزند نمی تواند و هر چی فکر میکند نمی تواند بفهمد که چرا توان ایستادن ندارد !
ساعت شمار با پوزخندی به دقیقه شمار میگوید "دیدی حالا نتونستی تو اصلا ً به حساب نمیآیی فقط من میتونم توقف کنم چون من عقربه ساعت شمار هستم و از تو بزرگترم و ساعت را نشان میدهم
و این بار عقربه ساعت شمار تصمیم میگیرد توقف کند و میگوید " حالا من بهت نشون میدهم " ولی هر چه تلاش کرد او هم نتوانست و نمیفهمید چرا توان توقف ندارد !
دقیقه شمار که زور زدن او را میبیند قاه قاه میخندد و میگوید " دیدی نتونستی تو اصلا ً عقربه نیستی عقربی و فقط زورت به من میرسه فقط بلدی به من نیش بزنی!! بعد از یک ساعت دوباره دو تا عقربه ها به هم میرسند و به جون هم میافتند همینطور که جنگ و دعوا میکردن صدای قهقه خندهای بلند میشود . عقربهها یهو ساکت میشوند چون بجز خودشان آنجا کسی نبود ولی انگار صدا درست از پشت صفحه ساعت میآمد عقربهها گوشهاشان رامیچسبانند به صفحه تا ببینند چه کسی است که میخندد .
ساعت شمار داد میزند" کیه که داره میخنده "
دقیقه شمار هم میپرسد " کیه که داره میخنده "
در جواب صدای جمعی میآید " ما هستیم "
شما ؟ شما کی هستید ؟
ما چرخهای ساعتیم شما عقربه ها واقعا ً که دلقک هستید .
عقربهها میگویند " چرا دلقک ؟ "
فکر میکنید چون وقت را نشون میدید خیلی نیرومند وهنرمند هستید ولی شما نمیتوانید تصمیم بگیرید کی توقف کنید کی راه بیافتید ما هستیم که تصمیم میگیریم شما را راه بیاندازیم یا نه !
عقربه ها میگویند " شما ها ؟
چرخهای ساعت میگویند بله ما ها !
عقربهها با هم میگویند " اگه راست میگید توقف کنید تا ببینیم
چرخهای ساعت سعی و تلاش زیادی میکنند تا بتوانند جلوی حرکت ساعت را بگیرند ولی تلاششان به نتیجه نمیرسد و هرچی فکر میکنند نمیفهمند چرا نتوانستن توقف کنند .
عقربهها میخندیدن و چرخهای ساعت و پیچ و مهرهها هر کدام تقصیر را گردن دیگری میانداخت و همینطور که چرخها و پیچ و مهرهها سر همدیگر تیک و تاک میکردن و صدای داد و هوارشان بالا گرفته بود صدایی کلفت و بلندی میآید " بسه دیگه " منم که دستور میدهم منم که تصمیم میگیرم ! من راهبر شما هستم
عقربهها و چرخهای ساعت میگویند صدای کی بود ؟ راهبرکیه ؟
کوک ساعت جواب میدهد " منم ! بله من "
فقط من میتوانم شما ها را به حرکت در بیاورم چونکه من شماها را کوک میکنم
عقربهها و چرخهای ساعت با خندههای جمعی کوک ساعت را به متلک و تمسخرمیگیرند
کوک ساعت میگوید " حالا تواناییم را به شما نشان میدهم و تلاش میکند تا عقربهها و چرخهای ساعت را از حرکت بیاندازد . تمام سعی و تلاش خود را با تمام توانش بکار میگیرد اماٌ موفق نمیشود و نمیفهمد چرا قدرت بازداشتن حرکت ساعت را ندارد .
چند روزی میگذرد ناگهان یک روزی ساعت از حرکت باز میایستد
عقربه دقیقه شمار داد میزند دیدی! دیدی! تونستم توقف کنم و به عقربه ساعت شمار با لحن کنایه میگوید دیدی جلوی حرکت تو را هم گرفتم !!
عقربه ساعت شمار میگوید داری اشتباه میکنی من وایستادم
چرخهای ساعت میگویند هر جفتتان نفهمیدید این ما بودیم که حرکت ساعت را متوقف کردیم
کوک ساعت داد میزند همه شما هنوز در اشنباه هستید تنها من بودم که همه را از حرکت انداختم
و به این صورت شروع به بحث و گفتگو و دعوا بر سر اینکه کدام قطعه باعث از کار افتادن ساعت شده است و دعوا ادامه داشت ...
تا اینکه بعد از هفت روز عقربه دقیقه شمار میگوید بسه دیگه الان به شما نشان میدهم همانطوری که به تنهایی ساعت را متوقف کردم همین الان به تنهایی راهش میاندازم و شروع به تلاش برای به حرکت در آوردن ساعت شد ولی نتیجهای نداشت انگار فلج شده بود و هیچ نشانی از جنبش و تحرک نداشت و چون نا امید شد رو کرده به عقربه ساعت شمار گفت خب فهمیدم من تعین کننده نیستم و تو از من برتری داری ولی حالا دیگر بیا مرا به حرکت بیار .
ساعت شمار میپذیرد و تلاش برای به راه انداختن ساعت میکند ولی تلاش او بیثمر بود
هر دو عقربه ساعت از ترس مرگ و فنا شدن شروع به گریه و زاری میکنند
چرخهای ساعت که گریههای عقربهها را میبینند برای دلداری دادن به آنان میگویند نگران نباشید . ما الان ساعت را به حرکت میآوریم و تمام زور و بازوی خود را بکارمیبرند تا به کمک دندههای ریزودرشت بتوانند ساعت را به حرکت بیاورند ولی زور همه آنها هم بیثمر بود و در ناامیدی و یاًس چرخها هم نشستند به گریه و زاری جمعی . وهمگی دست به دامان کوک ساعت شدند و او را صدا زدند و گفتند همه ما ملزم به حرکت تو هستیم از تو عاجزانه تقاضا داریم تا ما را دوباره به حرکت بیاوری .
کوک ساعت قبول میکند ولی او هم دیگر قادر به حرکت دادن ساعت نبود کوک ساعت میگوید متاسفم
فراموش کرده بودم یک نکته مهم را با شما در میان بگذارم من زمانی قادر به حرکت هستم که به عقب برگردم . و چون فقط به جلو میتوانم حرکت کنم در نتیجه کاری از من ساخته نیست . ای کاش همگی میتوانستیم این نکته را به خاطر بسپاریم و بجای تمسخر و دعوا و مرافا و بجای تو سر همدیگر زدن ازهمیاری یکدیگردر حرکتمان استفاده میکردیم و از هر لحظه آن لذت میبردیم . یکی پس از دیگری همگی به اشتباهات خود اعتراف میکردند .
ح مقدم
دوشنبه، دی ۱۹، ۱۳۸۴
بیانیه جمعی از وبلاگ نویسان در دفاع از زندانیان زندان رجایی شهر

به پیشگاه وجدانهای بیدار و بشریت مترقی و سازمانهای حقوق بشری و شخصیتهای بشردوست جهان!!
دولت جمهوری اسلامی ایران در هشتمین هفته اعتصاب غذای زندانیان سیاسی زندان رجایی شهر به جای بررسی خواسته های آنان زندانیان را به بندهایی با شرایط سخت تر منتقل کرده است. زندانیان سیاسی در ایران در بدترین شرایط ممکن به سر میبرند . بسیاری از آنها به دلیل شکنجه های قرون وسطایی دچار نقص عضو شده اند. به طور مرتب به زندانیان حمله میشود و وسائل آنها غارت میشوند.بسیار ی از زندانیان سیاسی مدت های طولانی در سلول های انفرادی نگاه داشته میشوند. دولت ایران هیچ مسئولیتی برای تامین غذا و بهداشت و حتی امنیت جانی زندانیان قبول نمیکند. بنا به گزارشهای مختلف اعتیاد و بیماریهای پوستی واگیر دار و بیماریهای خطرناک مانند ایدز و هپاتیت در زندانهای ایران امری عادی است.در این شرایط دولت ایران زندانیان سیاسی را به میان زندانیان عادی با جرائم سنگین و به بندهایی منتقل کرده است که در آنها هر ماه حداقل یک نفر در درگیری های بین زندانیان کشته میشود تا کشته شدن احتمالی زندانیان سیاسی یک امر عادی تلقی شود.
زندانیان سیاسی افشين با ايمانی ، ولی الله فيض مهدوی ، اميرحسين حشمت ساران ، ارژنگ داودی ، ياسر مجيدی ، حيدر نوری ، حجت زمانی ، اسد شقاقی ، بهروز جاويد تهرانی ، مهرداد لهراسبی و عليرضا کرم خيرآبادی در اعتراض به رفتار غیر انسانی دولت جمهوری اسلامی با زندانیان دست به اعتصاب غذا زده اند و خواهان بررسی زندانهای ایران توسط یک کمیته حقیقت یاب بین المللی هستند.
ما جمعی از وبلاگ نویسان ایرانی بار دیگر توجه و نظر تمامی سازمانهای حقوق بشری و تمامی کوشندگان راه آزادی را به نقض گسترده حقوق کلیه زندانیان سیاسی در زندانهای سراسر کشور بالاخص زندانیان سیاسی زندان رجائی شهر جلب نموده و آنان را به حمایت از خواسته های این زندانیان فرا میخوانیم و یکصدا ضمن دفاع از ایستادگی و مقاومت ایشان اعلام میکنیم:
ما خواهان آزادی بی قید و شرط تمامی زندانیان سیاسی و اعزام هیئت هایی از سوی نهادهای حقوق بشری بین المللی مانند صلیب سرخ بین المللی؛ عفو بین الملل ؛ کمیته حقوق بشر سازمان ملل متحد و کمیسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا جهت بازدید از زندانهای کشور و ملاقات با زندانیان .سیاسی و خانواده هایشان و ارائه گزارش به افکار عمومی جهان میباشیم.
جمعی از وبلاگ نویسان ایرانی
لطفا در حمایت از این زندانیان این پتیشن را که برای مقامات عفو بین الملل- صلیب سرخ جهانی - کمیته حقوق بشر سازمان ملل و کمیته حقوق بشر اتحادیه اروپا نوشته شده است امضا کنید.
این زندانیان بیش از هشت هفته است که با جان خود دارند مبارزه شان را ادامه میدهند. کمترین کاری که ما می توانیم بکنیم یک امضای اینترنتی است. لطفا در پخش این پتیشن بکوشید.
http://new.petitiononline.com/RI5167/petition.html
شنبه، دی ۱۰، ۱۳۸۴
سال نو میلادی
جمعه، دی ۰۹، ۱۳۸۴
جنایتکاران علیه بشریت را بشناسیم

آخوند مصطفی پور محمدی وزیر کشور دولت احمدینژاد به منظور نشست مشترک چهارجانبه با وزرای کشور یونان . ترکیه .پاکستان به آتن رفته بود وجالب اینکه از قرار معلوم بر سر مسئله مقابله با مهاجرت غیر قانونی و جرایم سازمان یافته به بحث و گفتگو نشسته بودند . بگذریم از اینکه علت مهاجرت غیر قانونی از کشور ما ، فقط بخاطر فرار ازحکومت ضد بشری آخوندی و قدارهبندان آن از جمله خود شخص آخوند مصطفی پورمحمدی است . امٌا گفتگو بر سر جرایم سازمان یافته با این آخوند هم باید شنیدنی باشد . آخر چه جرایم سازمان یافتهتر از جرایم قتلهای زنجیرهیی در ده 70 سراغ دارید .
او دادستان انقلاب اسلامی خوزستان ، بندر عباس ، کرمانشاه ، و مشهد در سال 1358 تا 1365 و همینطور دادستان انقلاب در مناطق غرب کشور در سال 1365
و یکی از مسئولان قتل عام 30 هزار زندانی سیاسی در سالهای 1367است و عضو کمسیون مرگ زندان اوین بود . این کمسیون برای به اجر درآوردن فتوای خمینی در سال 67 در زندان اوین از یک دادستان(اشراقی) ویک قاضی(نیری)ویک نماینده از وزارت اطلاعات تشکیل شده بود و پورمحمدی نماینده وزارت اطلاعات در این کمسیون مرگ بود
و حتی منتظری در نامه اعتراض به خمینی ازاین جنایتکار نام میبرد وهمچنین دو نماینده مجلس کنونی رژیم به نامهای عماد فروغ و الیاس نادران در مجلس کنونی به دادن پست وزیر کشور به این آخوند اعتراض کردند و به صراحت گفتند این شخص سالها مخالفان را به قلع وقمع و به خاک وخون کشیده و همینطور طرح ریزی و ترور ناراضیان سیاسی در خارج از کشور نیز به دستگاه اطلاعاتی و در راس آن پورمحمدی نسبت داده میشود .
شمار بسیار زیادی از خانوادههای قربانیان رژیم میتوانند در دادگاههای جزائی علیه این جنایتکار شهادت بدهند آیا طبق قوانین بینالمللی حقوق بشر این جنایتها علیه بشریت نیست ؟ و نباید مقدمات محاکمه سران رژیم را فراهم کرد ؟
دوشنبه، دی ۰۵، ۱۳۸۴
بیانیه کانون وبلاگ نویسان ایران در حمایت از حق آزادی بیان کارگران اعتصابی شرکت واحد
یکشنبه، دی ۰۴، ۱۳۸۴
پیروزباد اعتصاب شجاعانه رانندهگان شریف شرکت واحد
متن اطلاعیه سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران و حومه
یا علی گفتیم و عشق آغاز شد
اعلام اعتصاب
قابل توجه کلیه همکاران زحمتکش در شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه
با سلام:
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه اعلام می دارد با توجه به مذاکرات انجام شده بین نمایندگان سندیکا با مسئولین مملکتی و مدیران شرکت واحد که در اطلاعیه های قبلی به اطلاع عموم همکاران رسیده است و از سال 83 تا امروز به عناوین مختلف خواسته های قانونی خودمان را به گوش همه رسانده ایم ولی نه تنها هیچ توجهی نسبت به حق و حقوق قانونی ما کارگران نشده است، بلکه توطئه های فراوانی علیه اعضاء هیات مدیره سندیکا و فعالان سندیکایی صورت گرفته است. بگونه ای که 8 تن از نمایندگان واقعی شما را دستگیر کرده و عملآ نشان داده اند که به هیچ قانونی پایبند نمی باشند. لذا سندیکای کارگران شرکت واحد بعلت بی توجهی مسئولین از همه رانندگان، کارگران و کارکنان شرکت واحد دعوت می نماید از اولین ساعت کاری روز یکشنبه 4-10-84 در مناطق ده گانه و اتوبوس برقی حضور یافته و با تجمع در جلوی درب خروجی دست از کار کشیده و اعتراض همگانی خود را جهت احقاق حق و حقوق و آزادی نمایندگان واقعی کارگران که در بند می باشند را به گوش جهانیان برسانیم و به شایعات و جوسازی های رعب و وحشت توجهی نکرده و تا رسیدن به خواسته های قانونیمان اعتصاب را ادامه دهیم.
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه (مهر دبیر خانه سندیکا)
1-10-84
در همین رابطه
فراخوان مقاومت ايران به حمايت از كاركنان شركت واحد تهران و محكوم كردن سياستهاي ضدكارگري رژيم آخوندي
20 تن از رانندگان اعتصابی شرکت واحد دستگیر شدند
اعتصاب رانندگان شرکت واحد اتوبوسرانی در تهران
تازه ترین خبر در باره بازداشت اعضای سندیکای اتوبوسرانی تهران
شنبه، دی ۰۳، ۱۳۸۴
اعتصاب كاركنان شركت واحد اتوبوسراني تهران و حومه

رانندگان و کلیه کارکنان شرکت واحد در اعتراض به بازداشت رهبران و اعضای سندیکای شرکت واحد اتوبوس رانی روز یکشنبه ۴ دی ماه از ساعت ۶ صبح دست از کار می کشند. اعتصاب كاركنان شركت واحد اتوبوسراني تهران و حومه
دوستان با حمایت خود از این اقدام کارگران و فعالین سندیکای شرکت اتوبوسرانی این عزیزان را تنها نگذاریم به این مناسبت یک وب لاگ حمایت دوستان تهیه کردهاند . تا بتوانیم به کمک و یاری هم بازداشت شدهگان و نمایندهگان آنان را از چنگال قدارهبندان حکومتی بیرون بیاوریم
وب لاگ حمایت از سندیکای اتوبوس رانی
جمعه، دی ۰۲، ۱۳۸۴
تخریب و ویرانی بناهای باستانی نوعی دیگر تاریخ زدایی آخوندی

فلات بزرگ ایران از نظر باستان شناسی به خاطر قدمت تاریخی یکی از ارزندهترین و غنیترین سرزمینهای این پهنه جهان محسوب میشود که در دل خاکهای آن آثار تاریخی هزاران ساله محفوظ مانده است و بخاطر پهناور بودن آن هنوز بسیاری از اماکن باستانی دور افتاده دست نخورده باقی مانده است ولی مدتی است که مرتب خبر تجاوز حفاران غیر مجاز به محوطههای باستانی و آثار فرهنگی در سطح بسیار وسیعی در کشورمان مطرح است که هر روزه مورد غارت و چپاول و تخریب قرار میگیرد جیرفت – بزمان- دلگان-جندیشاپور – و دهها و صدها نقطه دیگر منجر به تخریب تدریجی میشوند شنیدیم که حتی محوطه باستانی پارسه (تخت جمشید ) مورد تجاوز حفاران قرار گرفته وبه وضوع دیده میشد که رژیم حتی از مشهورترین آثار و نماد تمدنی ما چون تخت جمشید حفاظت نمیکند اگر در هر کشور دیگری این آثار باستانی هزارههای گذشته میبود چون نوامیسشان حفاظت میکردند و کسی جرئت و جسارت نزدیک شدن و غارت را نداشت کافی است سری به سایت سازمان میراث فرهنگی ایران بزنید تا به عمق فاجعه پی ببرید میخواهم بطور خلاصه قسمتهای ازاین تاریخ زدائی آخوندها را که اززبان خود سازمان میراث فرهنگی باز گو شده است را برایتان بنویسم
اولین نمونه آن تخریب و خروج 10 هزار شئی پنج هزارساله از بلوجستان است
حفاری های غیر مجاز در گورستانهای پنج هزارساله دلگان تا کنون منجر به خروج و تخریب بیش از ده هزارشئی باستانی از این منطقه شده است گورستانهای باستانی دلگان در جلگه جازموریان واقع شدهاند 700 حفره باز شده در این گورستانها مشاهده شده است و اشیاء باستانی یا به غارت یا تخریب شدهاند البته همه این اشیاء به درد حفاران غیر مجاز نمیخورد قاچاقچیان مسلح که بیشتر آنان ازعوامل رژیم هستند تنها به دنبال اشیاء زینتی هستند و اکثر اشیاء این گورها را سفالها و ظروف مفرغی و سلاح تشکیل میدهند و از آنجائیکه سفالها به درد قاچاقچیان نمیخورد اقدام به شکستن آنها میکنند سفالهای پنج هزار ساله بیشماری با پرتاب سنگ خرد شدهاند.
تخریب تپه باستانی قلی درویش با وجود تاکید سازمان میراث فرهنگی رژیم برای جلوگیری از تخریب اداره اوقاف قم برای احداث یک ساختمان دفتری بخش مهمی از این تپه را تخریب کرد . این تپه محوطهای باستانی و منحصر به فرد از دوره عصر آهن نخستین کوره ذوب فلز نیز در این تپه کشف شده است . در طول یک دهه اوقاف و اداره راهسازی با احاث اتوبان قم- جمکران بیش از 90 در صد این تپه را با خاک یکسان کرد. تپه باستانی قلی درویش محوطه باستانی به وسعت 5 هکتار است که با تخریبهای صورت گرفته تنها 10 هکتار آن باقی مانده است .
و همینطور نابودی ارزشهای تاریخی و فرهنگی را در آتش سوزی چندی پیش کتابخانه حقوق دانشگاه تهران همگی دیدیم در این آتش سوزی 25 هزار عنوان از کتابهای مرجع و ارزشمند این کتابخانه خاکستر شد . مسئولان آتش نشانی تهران میگفتند این کتابخانه از نظر ایمنی در سطح بسیار پائین قرار داشته و از جهت آمادگی آتش سوزی را داشته است و مشگل در سیستم تاسیساتی و برقی این کتابخانه بود و اکنون کتابخانههای دانشگاه تهران این گنجینه فرهنگی ما در معرض خطر هستند .اگر کتابخانه به سیستم اعلام حریق مجهزباشد اگر آتش سوزی هم بشود با این سیستم های هشدار دهنده میتوان از شدت خسارت وارده کاست .
حفر چاهای نفت در حریم زیگورات جغازنبیل این بنای خشتی را که یادگار دوره عیلامی است در معرض خطر قرار دارد. پس از اعتراض یونسکو به کارگذاری لولههای انفجاری برای اکتشافات نفت در منطقه جغازنبیل در شوش فعلاً وزارت نفت عملیات اکتشافات در این محدوده را متوقف کرده است . این اقدام توسط شرکت ملی نفت ایران و بدون هماهنگی با سازمان میراث فرهنگی در حریم و محدوده زیگورات انجام شده است . محوطه تاریخی چغازنبیل در جنوب غربی ایران در استان خوزستان واقع شده است شهر «دوراونتاش» در اوایل قرن 13 قبل از میلاد توسط پادشاه عیلامی در نزدیکی رود دز ساخته شده در مرکز این شهر معبد بزرگی ساخته شده این معبد موسوم به زیگورات،بزرگترین اثر بر جا مانده از تمدن عیلامی است
جندی شاپور سال 85 از نقشه ایران محو میشود ادامه حفاریها و زیر کشت رفتن اراضی محوطه باستانی جندی شاپور باعث شده تا از 30 تپه باستانی تنها 5 تپه باقی بماند بیش از 80 درصد این محوطه باستانی تخریب شده است تخریب به حدی زیاد است که دوستداران فرهنگ باستانی به مجلس آخوندها و رئیس جمهور پاسدارش شکایت کردهاند . شهر باستانی جندی شاپور یکی از مهمترین شهرهای ساسانی است
. این شهر به شهر فرزانگان نیز معروف بوده است زیرا علم طب از این منطقه به سایر نقاط منتقل شده دانشگاه جندی شاپور یکی از معروفترین سازههای معماری این شهر محسوب میشود که اکنون تخریب شده است . حفلظت از این محوطه ضروریتر از هر برنامه دیگر به نظر میرسد. بخش بزرگی از این منطقه ظرف 6 سال گذشته زیر کشت رفت و تخریب شد هیچ یک از دستگاههای دولتی به این موضوع اعتراض نکردند .
از سوی سازمان قطار شهری طرحی برای مترو اصفهان ارائه شده که سی وسه پل را میلرزاند و در صورت عبور مترو از کنار سیوسه پل لرزشهای شدید این پل تاریخی را تهدید میکند . سی وسه پل اثر منحصر به فرد از دوره صفوی است و قدمت چهار صد ساله ،عبور مترو میتواند آسیبهای جدی و فراوانی را به این اثر تاریخی وارد آورد. در حال حاضر این طرح مورد بازرسی است .
خاکبرداریهای مدام شرکت آبیاری مارون و تاًسیس سد جدید پشت سد مارون و انجام عملیات کشاورزی در محوطه باستانی ارجان رابا تخریب کامل روبرو کرده است و همچنان خاکبرداری تپههای باستانی در این محدوده ادامه دارد . شهر عیلامی «ارجان» در حدود 10 کیلو متری شمال شهر بهبهان در استان خوزستان قرار گرفته است این محوطه باستانی شهری عیلامی با چندین هکتار وسعت در خود آثاری از هزارههای پیش از میلاد را جای داده است و به گفته شاهدان محوطه باستانی ارجان هر روز شاهد تخریبهای گوناگون از سوی کشاورزان و کارگران شرکت آب مارون است و سفالهای شکسته و پراکنده در این محوطه شاهد این مدعا است .
یکی از باستان شناسان میراث فرهنگی که در پاریس زندگی میکند و در جیرفت حفاری
کرده است بیشتر آثار غارت شده توسط افراد مسلح که ازعوامل رژیم هستند را میشناسد او شکایتنامهای علیه موزه لور در مورد خرید یکی از آثار ربوده شده جیرفت را که در یک حراجی به قیمت 150 هزار یورو به این موزه فروخته شده است را تسلیم مقامات قضایی کرده است. طی 2 سال اخیر 100 هزار اثر بزرگ و کوچک تاریخی در بازارهای امریکا و اروپا فروخته شده است و قیمت هر کدام بین 40 تا 60 هزار یورو به فروش رسیده که خیلی بیشتر از درآمد نفت برای مسئولان حکومتی سود داشته
قلعه دختر بناب با چند هزار سال قدمت تخریب شد. این قلعه از بناهای مهم شهرستان بناب در استان آذربایجان شرقی محسوب میشود و آثاری از هزاره اول قبل از میلاد تا دوران اسلامی را در خود جای داده است تنها بخشهایی از پی و پایه دیواریهای سنگی باقی مانده است . شهرستان بناب جزومناطق باستانی استان آذربایجان شرقی محسوب میشود و اکنون 150 اثر تاریخی و محوطه باستانی در آن شناسایی شده است
23 طرح آبرسانی به محوطههای باستانی 3 استان فارس بوشهر و کهکیویه و بویر احمد که جزو پروژههای عمرانی کلان سازمان آبرسانی استان فارس محسوب میشود در دست اجرا است و این پروژها بخش عظیمی از تاریخ و فرهنگ ایران را تخریب میکنند این تخریبها عمدتاً توسط سدها انجام میگیرد و نیاز به پژوهشهای باستانشناسی دارد
سد سیوند و 1300 اثر باستانی و تاریخی تنگه بلاغی را همگان شنیدهایم که در آبهای پلواروپشت سد سیوند غرق می شود و اکنون آبگیری را تا شش ماه به تعویق انداختهاند . مدیر مرکز میراث جهانی یونسکو « فرانچسکو باندارین » گفته است پاسارگاد جواهری است که به فهرست میراث جهان زینت و شرافت میدهد و یونسکو برای هرگونه همکاری در جهت همکاری در جهت سازماندهی پاسارگاد اعلام میکند. ولی رژیم آخوندی از انتقال آثار فرهنگ و تمدن از نسل حاضر چشم پوشی میکند. و بیشتر این آثار تنها به ایران متعلق نمیشود بلکه به تمدن بشری تعلق دارد
بی توجهی مسئولان دستگاههای دولتی در آبگیری سد کارون بخشی از میراث به جای مانده از دوران هخامنشی را زیر آب برد
بسیاری از بناهای تاریخی که در اختیار نهادهای دولتی است درسایه نبودن بستر فرهنگی تخریب میشود و نا آشنایی افراد به ارزشهای فرهنگی تاریخی و لزوم حفاظت از آن موجب میشود تا افراد در سازمانها و دستگاههایی که بناهای تاریخی ارزشمندی در اختیار دارند و بخاطر عدم آشنایی به نحوه برخورد و رفتار با یک اثر تاریخی بیشتر اوقات اقدامات این ا فراد منجر به تخریب یک بنای تاریخی میشود و این تاریخ زدائی همچنان ادامه دارد ...
ح مقدم
چهارشنبه، آذر ۳۰، ۱۳۸۴
در شب یلدا
در شب یلدا
به گذر نور از سیاهی
به شادیانه سلام
به گونههای سرخ کودکان
به نگاه مهر سلام
انار دلِ ِ ترک خورده
و دردهای خونین
به وسعت یلدای میهن را
آواز میدهم
تا زایش مهر
تا تولد آفتاب
تسلیم اهریمن شب نمیشوم
تا وقتی آتشکده ِ قلبم
به گرمای میهن روشن است
تا وقتی گرسنه نان عشق میهنم
تسلیم اهریمن شب نمیشوم
و اگر روزی آرزوهایم
به خواب روند
و یا نفس نکشند
آنروز
بر بلندای قله ِ کوهی مینشینم
و منتظر غروبی خواهم بود
که مرا با خود ببرد
ح مقدم
پنجشنبه، آذر ۲۴، ۱۳۸۴
خیابانخانه
با تو چه نامهربان بود
خاک این خانه
قدمهایت گلاویز
در جدال خیمههای خاک ویرانه
خانهات درب نداشت
دل صد زخمی تو ترس نداشت
جز قبای ِ ژنده
چیزی از بهر ربودن نداشت
لکه چای و غذا بر آن نبود
ترا سقفی نبود بر بام خانه
گریه میکرد آسمان
فرو میآمد آرام ریزش باران
تن تنهای تو
در قعر اندوههای بیپایان
مانده از تو بر جای
در سکوتی رنجبار
نیمکت سرد و سیه
که پایهاش در
سنگچین ِ یک شب سرد زمستانی
به خاکستر نشست
تا همین دیروز
ولی امروز
در سکوت سایه ِ سرما میمیری
ح مقدم
پنجشنبه، آذر ۱۷، ۱۳۸۴
پنجشنبه، آذر ۱۰، ۱۳۸۴
دادگاه حسین نقدی
جمعه، آذر ۰۴، ۱۳۸۴
پازولینی فيلمسازي عصیانگر عليه بیتفاوتی افکار عمومی
چندی پیش فستیوال فانو به مناسبت سیامین سالگرد در گذشت پیرپائولو پازولینی چندین فیلم کوتاه و بلند باارزش بهروی اکران آورد كه با استقبال مردم روبهرو شد. برای دیدن فیلم کوتاه (35 دقیقه) «ریکوٌتا» اثر پازولینی، اين شاعر و فيلمساز عصيانگر رفتم. قبل از نمایش ماریو روندورو عکاس فیلم و دوست پازولینی از خاطرات و شخصیت و مسیر فکری و عقاید نظری این هنرمند از دست رفته سخن گفت.پیرپائولو پازولینی نویسنده، شاعر، کارگردان سینما، نویسنده فیلم و تئاتر، روزنامهنگار، نقاش، بازیگر سینما و شخصیت سیاسی و جنجالی و معترض قابل توجه روشنفکری نسل جدید ایتالیا بعد از جنگ جهانی دوم بود.
او پنجم مارس 1922 در شهر بلونیا چشم بر جهان گشود. پدرش کارلو آلبرتو پازولینی افسر ارتش فاشیستی و از طبقة مرفه جامعه و مادرش سوزانا کولوسٌی معلم دبستان و از خانوادة دهقانی شمال ایتالیا بود. دوران جوانی را دراستان فریولی ایتالیا سپری و در17 سالگی در دانشگاه بلونیا در رشتة ادبیات ثبتنام میکند.
در 19 سالگی به تحریر و چاپ نوشتههاي خود میپردازد. با انتشار اولین تجربة داستاننویسیاش به نام «بچههای زندگی» وارد محافل فرهنگی میشود. در این اثر او نویسندهيی ناپخته ولی حساس به مسائل و پدیدههای اجتماعی و سیاسی است . زندگی دراماتیک بچههای ولگرد حومة شهرهای بزرگ و تبعیض و بیعدالتی اجتمایی و روزمرگی آنان در این کتاب قابل تعمق و تأمل میباشد.پازولینی به اصالت و ریشههای فرهنگی پایبند بود و میگفت زبان محلی وسیلهيی است که متولیان کلیسا برای اعمال هژمونی فرهنگی بر تودهها استفاده میکنند. او تلاش میکند تا در بازیابی ریشههای فرهنگی و عمق جامعه این نگرش را به محافل چپ انتقال دهد. پازوليني شیفتة زبان محلی بود و بسیاری از اشعار او به زبان بومی است .
پازوليني در سال 1943 در لیورنو به خدمت سربازی فراخوانده میشود. با شروع جنگ جهانی شرایط دشواری برای او بهوجود ميآيد. در 8 سپتامبر از تسلیم سلاح به آلمانیهای اشغالگر سرپیچی میکند و متواری میشود. بعد از مدتی به کاسارسا باز میگردد. در سال 1945 برادر او گوئیدو پازولینی که به همراه پارتیزانان جنبش مقاومت مسلحانه علیه فاشیسم نبرد میکرد در یک درگیری مسلحانه کشته میشود. تلخي ماجرا در اين بود كه او نه بهدست فاشیستهای موسولینی كه بهدست کمونیستهای هوادار تیتو كشته ميشود که بعدها در یوگسلاوی قدرت را بهدست میگیرند.پازولینی درسال 1945 فارغالتحصیل میشود و1947 عضو حزب کمونیست ایتالیا میشود. دو سال بعد او را از حزب اخراج میکنند.«اکاتونه» اولین فیلم ساخته شده او از حومة رم بدون صحنهپردازی و نورپردازی مصنوعی و بدون بهکارگیری هنرمندان حرفهيی و با استفاده از ابتداییترین دوربینهای فیلمبرداری ساخته میشود.
در فیلم «انجیل به روایت ماتئو» پازولینی شهرهای جنوب ایتالیا (ماترا و اسپرومونت) و محلههای فقیرنشین و سنتی را برای عینیت بخشیدن و درک انجیل بهکار میگیرد این اثر هنری مورد تشویق اکثر منتقدان سینمایی قرار میگيرد و حتی برای محافل رسمی کلیساي کاتولیک یک اثر ستودنی به حساب ميآيد. سینمای پازولینی بدون رمز و اصول خاص و جویای تمام راههای ممکن برای رسیدن به واقعیت است. یعنی بیان مکتوب واقعیت که عدة قلیلی مثل او توانستند بفهمند و بیان کنند. او نئورالیسم دیگری آفرید و در بهکارگیری مستمر و عمیق ابعاد روزمرگی و تجلی آن در نمایش هنری از ظرفیت و توانمندی خاصی برخوردار بود.تاثیر نقاشان بزرگ را در آثار پازولینی بهخوبی میتوان دید. خود او یکی از نقاشان سینمای ایتالیا بود. برای او نقش صوری و ساده اهمیتی نداشت، بلکه نقش تصویر در مجموعهيی از رؤیت و احساس شرایط خلاصه میشود و بیانگری روشن و شفاف و تاثیرگذار و در نتیجه قابلدرک و فهم برای مخاطبان میباشد . در واقع کار نقاشان قدیم بهرؤیتکشیدن حال بوده و نشاندادن واقعیت، این ویژگیها را در فیلم «ریکوٌتا و ماما روما» میتوان مشاهده کرد. عصر توسعه و رشد ایتالیا و دگرگونی ارزشها و نگرشها در جامعة مصرفی عاملی بود که او همواره در نوشتهها و مقالات خود در اواسط سالهای 1970 مورد بحث و انتقاد قرار میداد. مواضع رادیکال او تنش و حساسیتهای زیادی بهوجود آورده بود .
اکثر آثار او زیر تیغ سانسور میرفت و برای بیشتر نوشتهها و فیلمهایش به دادستانی احضار میشد. پازولینی پدیدة مصرف را زايیدة احتیاج کاذب در جامعه در حال تحول میبیند و معتقد است ترویج آن در جامعه عاملی است که فرهنگ و ارزشهای برگرفته از قرنها را پایمال میکند و انسانها را مسخ شده میسازد و اصالت مصرف را جایگزین اصالت انسان میکند. « منظومة خاکستر گرامشی » یکی از آثار پر ارزش ادبی این هنرمند است. از جمله فیلمها و آثار مهم دیگر او «تئورما» ست كه در سال 1968 ساخته شده و در آن به مسألة خانواده و روابط خانوادگی پرداخته است. در آخرین فیلمهای او بیان و تصویر ادبی بهکار گرفته شده است. از جمله آثار ديگر او «دکامرون 1970 بوکاچو» «سالو و 110 روز سودوما» است كه به خاطر صحنههاي عريان به اصطلاح غيراخلاقيشان مورد اعتراض و انتقاد قرار گرفت.
عاقبت پازولینی بهشکل فجیعی با ضربات متعدد چوب در ساحل اوستیا به قتل میرسد. پیکر نیمهجانش را چندین بار زیر چرخهای ماشین خود او قرار داده بودند. قاتل، پینو پلوزی، یکی از همان ولگردهای رمانهاي پازولینی دستگير ميشود. به این قتل اعتراف میکند وبه زندان میافتد. او بعد از 30 سال در ماه مه 2005 در یک مصاحبة تلویزیونی اعتراف میکند که او عامل قتل نبوده و قاتلین پازولینی 3 نفر ديگر بوده اند. ولی از آنان نامی نمیبرد و هنوز این قتل در هالهيی از ابهام قرار دارد. دادستانی رم هم اکنون پرونده این قتل را بازگشایی کرده است. پازولینی دشمنان زیادی در عرصة سیاسی و فردی داشت چون عصیانگری عليه بیتفاوتی افکار عمومی بود، او را کمونیست بدون حزب و کاتولیک بدون کلیسا می شناختند
شنبه، آبان ۲۸، ۱۳۸۴
فلوجه وآخرین رنج با فسفر سفید

دلیل اصلی حمله امریکا به کشور عراق در ظاهر امر وجود سلاحهای شیمیایی پنهان شده توسط حکومت صدام حسین بود . وبعد از جستجوی وسیع و وجب به وجب خاک عراق سلاحهای شیمیایی پیدا نشد !!
و چون سربازان ایالات متحده آمریکا دلتنگی بسیار زیادی برای این سلاحهای شیمیایی داشتند و به این خاطر رهسپار عراق شده بودند و بخاطر لطمه نخوردن احساسات پاک انسان دوستانه کابویهای آزادیبخش ، ارتش امریکا در «فلوجه» تصمیم به استفاده از سلاحهای شیمیایی میکند . رپرتاژ تکاندهای « رای نیوز 24 » شبکه خبری ایتالیا به نمایش گذاشت که وجدان هر انسان بیوجدان را هم به درد میآورد . اهالی فلوجه را با فسفر سفید قتل عام میکنند که درست عین ناپال انسان را میسوزاند البته هوشمندترازناپال عمل میکند و آنهمه سروصدا که تو ویتنام راه میانداخت را نداره و بی سروصدا میکشد . فسفر سفید را در هوا پخش میکنند و ترکیب این ماده شیمیایی راه تنفسی را مسدود و مستقیماً بافت پوستی جانداران را میسوزاند . و همانطوری که در عکس بالا میبینید فقط اسکلت جانداران و انسان میماند وحتی تاثیری بر لباس آدمی نمی گذارد و لباسها سالم ودست نخورده میماند و میتواند مورد استفاده قرار بگیرد یعنی فقط ضد بشراست .
این رپرتاژافکار عمومی ایتالیا را متاثر کرده و بحث بیرون آوردن نیروهای نظامی از عراق را پیش آورده است. اینجا ویدئو رپرتاژ به زبانهای ایتالیایی ، انگلیسی ، و عربی ، گذاشته شده ومصاحبه و ویدئو این فاجعه را ببینید .
متن بیانیه کانون وبلاگ نویسان ایران (پنلاگ) به اجلاس جهانی اطلاع رسانی تونس
همانگونه که مستحضرید وضعیت آزادی بیان و ابراز اندیشه و همچنین جریان و نشر آزاد اخبار و اطلاعات در فضای داخلی ایران آنچنان وخیم و نامساعد است که اینترنت و وبلاگنویسی برای ایرانیان به مهمترین ابزار نشر عقاید و اندیشههای خود و همچنین انتشار و مبادله اخبار و اطلاعات مبدل گشته است.
ما اعضای کانون وبلاگنویسان ایران (پنلاگ) در راستای کمک به نشرو آزادی بیان تلاش پیگیری را در اینترنت آغاز نمودهایم. هدف ما ایجاد آزادیِ اندیشه و بیان و نشر در همهیِ عرصههایِ حیاتِ فردی و اجتماعی بی هیچ حصر و استثنا است و از این حق در عرصهی فضاهای اینترنتی و به خصوص وبلاگها دفاع میکنیم.
شرایطی که موجب ارسال این بیانیه به نشست شما شده است ، استمرار و تداوم بزرگترین موج دستگیری و سرکوب و سانسور و فیلترینگ بر روی شبکه اینترنت در جهان میباشد که در ایران جریان دارد. دهها وبلاگنویس که در حیطه حیات فردی خود اقدام به وبلاگ نویسی مینمودهاند از طرف دستگاه قضایی ایران دستگیر و شکنجه شده و هم اکنون در زندان به سر میبرند. تهدید جانی ؛ احضار به بازجویی و شلاق زدن وبلاگ نویسان و تحت فشار قراردادن آنها برای شرکت در مصاحبههای تلویزیونی برای ابراز ندامت و اقرار به جرمهایی از قبیل جاسوسی و فساد اخلاقی جزو روش های معمول دولت ایران برای مقابله با وبلاگ نویسان ایرانی است. در مواردی اتهاماتی مانند توهین به سران نظام جمهوری اسلامی و ارتداد به وبلاگ نویسان وارد میشود که مجازاتهای سنگین و اعدام را در پی دارد. بعنوان مثال مجتبی سمیعی نژاد دو سال است که به جرم وبلاگ نویسی در زندان به سر میبرد و اتهامات مختلفی از جمله توهین به پیامبر- توهین به سران نظام به او وارد شده است. چهار وبلاگ نویس قمی پس از دستگیری مجبور شدند که زیر شکنجه در مصاحبههای تلویزیونی به جاسوسی برای دولت های بیگانه اعتراف کنند . احمد سراجی وبلاگ نویس ایرانی به جرم تبلیغ علیه نظام در زندان تبریز به سر میبرد و ماه پیش سی ضربه شلاق را تحمل کرد. محمدرضا نسب عبداللهی هم خودش و هم همسر باردارش به جرم وبلاگ نویسی دستگیر شدند.
علاوه بر سرکوب وبلاگ نویسان سانسور وبلاگها و سایتهای اینترنتی که قبلا به طور پراکنده انجام میشد اکنون به طور سیستماتیک به شرکت دلتا گلوبال سپرده شده است و بسیاری از سایتهای خبری و شخصی در ایران مسدود شدهاند.
ایران با اقدامات سرکوب گرایانه دولت جمهوری اسلامی تبدیل به بزرگترین زندان روزنامه نگاران و وبلاگ نویسان شده است. متاسفانه آزادی بیان و حقوق بشر در ایران تا بحال قربانی معاملات اقتصادی شدهاند و ما مصرانه خواستان پایان بخشیدن به این چرخه شوم هستیم .
ما از جامعه بینالمللی میخواهیم که نقض شدید حقوق بشر و آزادی بیان در ایران را محکوم کنند و مفاد زیر را در راس خواستههای خود از دولت جمهوری اسلامی ایران قرار دهند:
- پایان بخشیدن به موج سانسور و فیلترینگ اینترنت و وبلاگها
- رعایت مفاد اعلامیه جهانی حقوق بشر که در آن آزادی بیان به عنوان حق اولیه هر انسان خاطرنشان شده است
- آزادی بی قید و شرط وبلاگ نویسان زندانی و پایان بخشیدن به زندانی و شکنجه کردن وبلاگ نویسان
کانون وبلاگنويسان ايران-پنلاگ
چهارشنبه، آبان ۲۵، ۱۳۸۴
در کوره راه زندگی

از پس پنجره ِ انبوه
رنگهای شیشهای
گشوده بر وسعت بیکران
در لعاب دیجیتالی
با خیال چشمان اشتیاق
راه میروم.
دست تو دعوتی است
به ضیافت رنگهای
هزاران فصل
بادبان برافراشته
با شوق ره میسپارم
وعشق گل آذین بسته
در بدرقهام دل میبرد
در فراغت شب ِ زمردی
به نجوای جیرجیرکان
در خلوت ستارگان
راه میروم.
میدمد می ِ مستی
در نی نی چشمانم
وگلوی خشک آرزو را
چرب میکنم
اندیشه در تنفس شبانه
شعر میشود
در آستانه اطلسی آسمان
قصر نور
به انتظارم ایستاده است .
باز گشته در پهنه واقعیت
این زمین ناهموار
در غبار سکوت پیش میشتابم
آروارها در فشار دندانهایم
انگشتان در گره مشت زیر آستینم
و گامهایم زندانی ِ سنگلاخها ست
درانتهای خیابان
بی هیچ نگاهی درانتظارم .
ح . مقدم
سهشنبه، آبان ۲۴، ۱۳۸۴
ایران زمین
میهن این گلخانهام
در باور شکوفایی
زنده است
در قامت سبز ِ
مردان و زنان ِ
خروشان ِ ایران زمین
بذر عشق به خلق
جوانه زد برخاک
در گذر جویبار خون
چون رودی پراز زندگی
ح مقدم
دوشنبه، آبان ۲۳، ۱۳۸۴
در فکر آن موجم که میآید
بهنگامی که در بازی زندگانی
تظاهر به زندگی میکنم
و مرا با خود میبرد
به آنسوی آرزوها
دیگربازی نمیکنم
ولی هنوز تظاهر به زندگی دارم
و در انتظار آن موج سترگم
ح مقدم















