Recent Posts

پنجشنبه، مرداد ۲۸، ۱۳۸۹

ای کاش آن نهال نورس دموکراسی در این سرزمین نمی‌خشکید


وقتی مهدی میراشرافی نماینده وقت مجلس شورای ملی پس از تصرف رادیو به همراه زهدای برای اولین بار خبر سقوط دولت ملٌی دکتر محمد مصدق را به آگاهی مردم رساند و کودتاچیان از خراب کردن منزل مصدق و قطعه قطعه کردن دکتر فاطمی خبر می‌دادند، شاید نمی‌دانستند صدای بزرگترین رهبر سیاسی تاریخ معاصر ایران خاموش ناپذیر است.

آن پیر احمد آباد که آفتاب عمر خود را در وادی غروب می‌دید و دیر یا زود باید به راهی می‌رفت که همه ناگزیر خواهند رفت، روزی در مجلس شورا به نمایندگان و به مردم ایران گفته بود

چه زنده باشم و چه نباشم امیدوارم و بلکه یقین دارم که این آتش خاموش نخواهد شد و مردان بیدار کشور این مبارزه ملٌی را آنقدر دنبال می‌کنند تا به نتیجه برسد. اگر قرار باشد در خانه خود آزادی عمل نداشته باشیم و بیگانگان برما مسط باشند و رشته‌ای بر گردن ما بگذارند و ما را به هر سو که می‌خواهند بکشند مرگ بر چنین زندگی ترجیح دارد و مسلم است که ملٌت ایران با آن سوابق درخشان تاریخی و خدماتی که به فرهنگ و تمدن جهان کرده است هرگز زیر بار این ننگ نمی‌رود

نصیری و برگه فرمان عزل مصدق

و آن زمان که سرهنگ نعمت الله نصيرى که مامور ابلاغ فرمان عزل مصدق از نخست وزيرى بود، و دست افشان و پاکوبان به جلوی دوربین عکاسی رفت تا فرمان عزل مصدق را برای ثبت در تاریخ نشان دهد ، خبر نداشت که روزی خود او با اوج‌گیری انقلاب ضد سلطنتی مورد عنایت خاص اعلیحضرت آریامهر قرار خواهد گرفت و به دستور ملکوتی و برای ثبت در تاریخ برای آرام کردن تنش‌های انقلاب مردم خود او به زندان خواهد رفت تا خوراک قصاب صادق خلخالی شود


بعد از 28 مرداد وقتی برای مصدق دادگاه فرمایشی در سلطنت آباد برپا کردند در آن دادگاه گفت
« . . به من گناهان زیادی نسبت دادند ولی من خود می‌دانم که یک گناه بیشتر ندارم و آن این است که تسلیم بیگانگان نشده و دست آنها را از منابع طبیعی ایران کوتاه کردم و در تمام مدت زمامداری در سیاست خود یک هدف داشتم و آن این بود که ملت ایران بر مقدرات خود مسلط شود . . . »
وکیل تسخیری دکتر مصدق هم بعد از جریان محاکمه او از طرفداران و هواخواهان او شد

وقتي كه مجله تايم دكتر محمد مصدق را به عنوان مرد سال برگزيد. اين جملات پاراگراف ابتدايي متن هفته‌نامه تايم در هفتم ژانويه 1953 بود.

روزي روزگاري در سرزميني كوهستاني در فاصله بغداد تا درياي خاويار مردي فرزانه زندگي مي‌كرد. اين مرد فرزانه، پس از عمري اعتراض به مسيري كه پادشاهي در پيش گرفته بود، نخست وزير آن قلمرو گرديد. پس از چند ماه تمامي جهان نظاره گر رفتار و گفتار او، لطايف، اشكها و خشم او گرديد. اما در پس اين رفتار عجيب و غريب موضوعات بنيادي جنگ يا صلح، پيشرفت يا عقب‌گرد قرار داشت، موضوعاتي كه سرزمين‌هايي بسيار دورتر از كوهستان او را تحت الشعاع قرارداد.


کابینه دکتر محمد مصدق

یکی از شخصیت‌های شاخص فرهنگی که جسورانه به دفاع از مٌلی شدن صنعت نفت و حمایت از مصدق برخاست علی اکبر دهخدا بود و مقالاتی را نیز بر علیه حکومت استبدادی انگلستان نوشت. طرفداری دهخدا از مصدق و یارانش تا به آنجا بود که وقتی کودتای بیست و هشت مرداد به پیروزی رسیده بود و سربازان شاه به دنبال دکتر فاطمی یار وفادار دکتر مصدق می‌‌گشتند تا او را دستگیر کنند به خانه دهخدا ریختند و و خانه او را برای پیدا کردن دکتر فاطمی به هم ریختند و چون او را نیافتند، دهخدا را بازداشتش کردند و با شکنجه‌های بسیار سعی کردند تا حرفی از زیر زبان آن پیرمرد بیرون بکشند.

و حتی بعد از کودتای 28 مرداد وقتی صدای آمریکا در نظر داشت برنامه ای از زندگانی دانشمندان و سخنوران ايرانی، در بخش فارسی صدای آمريکا که از نيويورک پخش می‌شد مصاحبه‌ای با دهخدا انجام دهد و از سوابق ادبی و از آثار او سخن بگوید در جواب درخواست صدای آمریکا دهخدا در نامه‌ای محترمانه نوشت

علی اکبر دهخدا بر بالین زندیاد دکتر محمد مصدق


جناب آقای سی. ادوارد. ولز، رئيس ادارۀ اطلاعات سفارت کبرای آمريکا
نامه مورخه 19 ديماه 1332 جنابعالی رسيد، و از اينکه اين ناچيز را لايق شمرده ايد که در بخش فارسی صدای آمريکا از نيويورک، شرح حال مرا انتشار بدهيد متشکرم.
شرح حال من و امثال مرا در جرايد ايران و راديوهای ايران و بعضی از دول خارجه، مکرر گفته اند. اگر به انگليسی اين کار می شد، تا حدی مفيد بود؛ برای اينکه ممالک متحده آمريکا، عدٌه ای از مردم ايران را بشناسند. ولی به فارسی، تکرار مکرٌرات خواهد بود، و به عقيده من نتيجه ندارد..
و چون اجازه داده ايد که نظريات خود را در اين باره بگويم و اگر خوب بود حُسن استقبال خواهيد کرد، اين است که زحمت می دهم، بهتر اين است که اداره اطلاعات سفارت کبرای آمريکا به زبان انگليسی، اشخاصی را که لايق می داند معرفی کند. و بهتر از آن اين است که در صدای آمريکا به زبان انگليسی برای مردم ممالک متحده شرح داده شود که در آسيا مملکتی به اسم ايران هست که خانه های قراء و قصبات آنجا، در، و صندوق های آنها قفل ندارد، و در آن خانه ها و صندوق ها طلا و جواهرات هم هست، و هر صبح مردم قريه، از زن و مرد به صحرا می روند و مشغول زراعت می شوند، و هيچ وقت نشده است وقتی که به خانه برگردند، چيزی از اموال آنان به سرقت رفته باشد.
يا يک شتردار ايرانی که دو شتر دارد و جای او معلوم نيست که در کدام قسمت مملکت است، به بازار ايران می آيد و در ازای «پنج دلار» دو بار زعفران يا ابريشم برای صد فرسخ راه حمل می کند و نصف کرايه را در مبداء و نصف ديگر آن را در مقصد دريافت می دارد، و هميشه اين نوع مال التجاره ها سالم به مقصد می رسد.
و نيز دو تاجر ايرانی، صبح شفاهاً با يکديگر معامله می کنند و در حدود چند ميليون، و عصر خريدار که هنوز نه پول داده است و نه مبيع آن را گرفته است، چند صد هزار تومان ضرر می کند. معهذا هيچ وقت آن معامله را فسخ نمی کند و آن ضرر را متحمل می شود.
اينهاست که از اين گوشه آسيا شما می توانيد به ملت خودتان اطلاعات بدهيد، تا آنها بدانند در اينجا به طوری که انگليسی ها ايران را معرفی کرده اند، يک مشت آدمخوار زندگی نمی کنند، و از طرف ديگر به فارسی، به عقيده من خوب است که در صدای آمريکا، طرز آزادی ممالک متحده آمريکا را در جنگ های استقلال، به ايرانيان بياموزيد و بگوييد که چگونه توانسته ايد از دست استعمار خلاص شويد؟ و تشويق کنيد که واشنگتن ها و فرانکلن ها در ايران، برای حفظ استقلال از همان طرق بروند.
در خاتمه با تشکر از لطف شما احترامات خود را تقديم می دارد.

دولت دکتر محمد مصدق با کودتای 28 مرداد ساقط شد ومصدق 13 مرداد سال 1335 پس از تحمل سه سال زندان به احمد آباد (ساوجبلاغ) تبعید شد و به مدت 10 سال و هفت ماه در این روستا تحت نظر بود بعد از انقلاب هم پیشوای آزادی و استقلال ایران مورد بی‌مهری حکومت آخوندی قرار گرفت


خمینی در یکی از سخنرانی‌هایش که یک جمله‌بندی و استفاده فعل فاعل درست حسابی و بجا در آن نمی‌یابید آشکارا به مصدق حمله می‌کند که فایل صوتی آن را می‌توانید در اینترنت دانلود کنید خمینی گفته است


آقايان سر يک ملى شدن چيز، امروز ديديد که التماس مى کنند که بگذاريد يک قدرى بگذرد. يک قدرى بگذرد ببينيم ملى چطورى است. ما چقدر سيلى از اين مليت خورديم. من نمى خواهم بگويم که در زمان مليت، در زمان آن کسى که اينهمه از آن تعريف مى کنند (دکتر محمد مصدق)، چه سيلى به ما زد آن آدم! من نمى خواهم بگويم که طلبه هاى مدرسه فيضيه را به مسلسل بستند در آن زمان. همان طور که در زمان پهلوى بستند که من و آقاى حائرى بالاى سر اين جوانهايى که از مدرسه فيضيه به تير بسته شده بودند، رفتيم و اطبا جرات نمى کردند بنويسند اين زخمى شده است. بروند کنار اينها! بروند گم بشوند اينها! اينها منحل بايد باشند. ما نمى توانيم تحمل کنيم به اينکه هر کس هر جورى دلش مى خواهد خير، من دلم مى خواهد که حالا دمکرات باشد، من دلم مى خواهد که ملى باشد، من دلم مى خواهد که ملى و اسلامى باشد ما از اينها ضربه ديده ايم. ما اسلام را مى خواهيم. غيراسلام را نمى خواهيم.


الان که علمای حوزه علمیه برای درمان بواسیر هم به لندن می‌روند باید از آن پیر خستگی ناپذیر یاد بگیرند هنگامي كه مطلع شد فرزندانش ممكن است پزشكي از خارج به بالينش آورند گفت :

لعنت بر من و هركس ديگر كه در اين زمان خرج چندين خانوار اين مملكت فقير را صرف آوردن دكتر از خارجه بنمايد. من خاك پاي اين ملتم و مقدرات من از مقدرات او جدا نيست. هر امكاني كه در داخل كشور براي معالجه وجود داشته باشد براي من كافي است. بعلاوه آوردن دكتر از خارجه توهين به اطباي ايراني است و من حاضر به اين توهين نيستم.



ای کاش آن نهال نورس دموکراسی در این سرزمین نمی‌خشکید و فرصت سبز شدن داشت واز گزند آفات سیاسی مصون می‌ماند، امروز در برگ‌های تقویم و در سالگرد 28 مرداد، ایران دوباره فریاد می‌کشد که دلم بی‌قرار شکوفه کردن است و آن پیر احمد آباد را بهانه می‌کند آن راست قامت جاودانه تاریخ را، سلام بر مصدق و یادش گرامی باد

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

پنجشنبه، مرداد ۲۱، ۱۳۸۹

همکاری صدا و سیما با دستگاه های اطلاعاتی در نقض وسیع حقوق بشر


کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران گفت صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، به عنوان یک بازوی دستگاه های اطلاعاتی و امنیتی ایران در نقض گسترده حقوق بشر پس از انتخابات مورد مناقشه سال ۱۳۸۸ دست داشته است.

تحقیقات و بررسی های کمپین در خصوص محتوای برنامه هایی که توسط صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران تهیه می شوند، نمایانگر یک رابطهء کاری بسیار نزدیک مابین مقامات اطلاعاتی و قضایی ایران که مسئولیت محاکمهء دستگیرشدگان پس از انتخابات را به عهده داشته اند، از جمله مازیار بهاری، گزارشگرنیوزویک که پارسال دستگیر شد، می باشد.

... بقیه اش را اینجا بخوانید .

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

شنبه، مرداد ۱۶، ۱۳۸۹

همایش کاسه لیسان ِخارج از کشور در تهران




کف زدن‌های کاسه‌لیسان خارج نشین، در نمایش سیرک احمدی‌نژاد در تهران را دیدید؟ دروغ و ریا در تک تک چهره‌های این خودفروخته‌گان فرومایه، که برای خوش خدمتی به رژیم آبروباخته، راهی تهران شده بودند به وضوح دیده می‌شد

در حالی که زندانیان ما برای ابتدایی‌ترین حقوق انسانی‌شان و برای مطالبات برحق، مردم خود در زندان اعتصاب غذا می‌کنند، آن وقت تعدادی مزدور جیره‌خوار بلند می‌شوند و به میهمانی قاتلان مردم ایران می‌روند! این‌ها همان زالوصفتانی هستند که از حق و حقوق مصادره شده مردم ما ارتزاق می‌کنند. نباید اجازه داد، این حق مردم بی‌پناه، به راحتی از حلقوم‌شان پایین برود.

باید تک تک اسامی این جیره‌خواران را نوشته و تکثیر کرد و به هم نشان داده و معرفی کرد این جیره‌خورانی که با بلیط هواپیمایی مجانی به تهران رفتند و پا بروی فرش خون پهن شده احمدی نژاد گذاشتند و به نشان افتخار با این قاتل مردم ایران عکس یادگاری گرفتند.

نخبگان ما در زندان یا در میدان کشته می‌شوند و یا راهی تبعید و غربت می‌شوند، آن وقت حکومت همایش نخبگان راه می‌اندازد و صحبت توسعه و پیشرفت و تکنولوژی می‌کند! این آقایون خارج نشین که در این همایش شرکت کردند از خودشان شرم نکردند؟ حرف از تکنولوژی و پیشرفت زدند، در کشوری که اینترنت را با قطره چکان به ملت می‌دهند و ماهواره را با پارازیت تیرباران می‌کنند و رسانه‌ها را فله‌ای توقیف می‌کنند، و خبرنگاران را دسته دسته به زندان می‌برند!

سالها پیش وقتی علیرضا عصار از مولانا می‌خواند: و می‌گفت من پهلوان عالمم ... من تیغ رویاروزنم... کی پیش تو زانو زنم ...چقدر چهره مردمی داشت! ولی تمام آبرو اعتبار خود را با خوش آمد گویی و اجرای برنامه در این همایش، یا نمایش، نفی کرد و نشان داد پهلوان پنبه بی‌هویتی بیش نیست که برای امتیاز ناچیز در مقابل سفاکان و قاتلان مردم ایران زانو می‌زند

نباید بی‌تفاوت از بغل این قضیه رد شویم، حداقل کاری که می‌توانیم انجام بدهیم معرفی چهره‌های این کاسه لیسان است. ایرانیان شریف و آزاده خارج از کشور باید تکلیف خودشان را با این دسته از جیره‌خوران روشن کنند امروز به راحتی می‌شود این‌ها را در اینترنت شناسایی و معرفی کرد این ساندیسیان را به خاطر بسپاریم و به همه نشان بدهیم .

اسلاید شو جیره خواران
اسامی و مشخصات چند جیره‌خوار
عکس‌های جیره‌خواران





ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

یکشنبه، مرداد ۱۰، ۱۳۸۹

آقای موسوی شما هم شنیدید که می‌خواهند جعفر کاظمی را اعدام کنند!


آقای موسوی هیچ می‌دانید حکم اعدام شش تن از بازداشت‌شدگان حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری تائید شده و حکم اعدام این افراد به دایره اجرای احکام ارسال شده است. و قوه قضائیه می‌گوید این افراد در ناآرامی‌های پس از انتخابات دخالت داشتند!!

آقای موسوی در برابر این اعدام ها سکوت نکنید اگر در سال 67 که نخست وزیر بودید و نمی‌دانستید چه جنایت‌های در کشور صورت می‌گیرد، و یا اینکه پیرو خط امام بودید و نمی‌توانستید و یا نمی‌خواستید بر علیه فتوای خمینی برای اعدام زندانیان سیاسی اعتراض کنید، لااقل الان با محکوم کردن این احکام و با اعتراض خود از اعدام این زندانیان سیاسی جلوگیری کنید! منتظر چی هستید ! که اعدام بشوند و بعد بیانیه صادر کنید و بنویسید این اعدام‌ها ناعادلانه بود!!

حکم اعدام جعفر کاظمی در دادگاه تجدید نظر هم تائیده شده و حتی اعاده دادرسی توسط دیوان عالی هم رد شده در پرونده او نه اسلحه کشف شده! نه کسی را ترور کرده ! و نه جایی را آتش کشیده! هیچ سند و مدرکی که نشان بدهد جرمی از او سر زده باشد نیست ، آیا جرم اعتراضات بعد از انتخابات اعدام است! جعفر را برای دیدار فرزندش در اشرف به محاربه متهم کردند! آقای موسوی مگر جعفر برای ارسال تسلیحات و یا کارگذاشتن بمب‌های کنار جاده‌ای به عراق رفته بود؟ دیدار با فرزند حق اولیه انسان در حقوق بین‌الملل است

آقای موسوی عدم واکنش به اعدام‌های سال 67 اگر ناشی از غفلت شما بود الان دیگر غفلت جایز نیست

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

شنبه، مرداد ۰۹، ۱۳۸۹

در حمایت از حسین رونقی ملکی وبلاگ‌نویس ایرانی


کسانی که مثل من هر از گاهی سری به وبلاگ‌ها می‌زنند، به اندازه کافی با نام مستعار بابک خرمدین آشنایی دارند و برخلاف روزآنلاین که نوشته حسین رونقی ملکی نابغه است،او را دریابید، حسین و یا بقول خودمان بابک را نه نابغه می‌دانم و نه بر خلاف کیهان شریعت‌ نداری که نوشته بابک بودجه‌ای بالغ بر 50 میلیون دلار در راستای طرح بی ثبات سازی و برای جنگ سایبری از سازمان سیاه پول گرفته است! را باورد دارم! و نه او را جاسوس آمریکا می‌دانم

او نه چریک بوده و جنگ مسلحانه علیه حاکمیت داشته و نه در صدد براندازی حاکمیت بوده او یک دانشجو و شهروند ایرانی است مثل همه ما با خصوصیات و دارای نقاط ضعف و قوت ، و اصلاً هم نمی‌خواهیم قهرمان سازی کنم چون گاهی ما آنقدر ضعف‌ها را جوری توجیه می‌کنیم و می‌چرخانیم تا در زاویه دیگری به شکل نقطه قوت ببینیم

ولی به یقین می‌دانیم بابک در برابر نقض مستمر و وحشتناک حقوق بشر از سوی دیکتاتوری حاکم و از صدور احکام ظالمانه و زندان شکنجه و حلق آویز هموطنان رنج می‌برد و به همین خاطر سکوت نمی‌کرد و با تنها ابزار مشروع خود یعنی اینترنت، به انعکاس رویدادها و گزارش‌های نقض حقوق بشر می‌پرداخت. جرم واقعی او اطلاع رسانی در زندان بزرگ خبرنگاران است و الان هم برخلاف درخواست‌های رژیم، کماکان به اعترافات ساخته و پرداخته بازجویان تن در نمی‌دهد

راستی،چه کسی در تاریخ ملت ما بیش از ولایت فقیه در حق مردم این آب و خاک ستم کرده است ؟ در این سالهای اخیر و به یمن گردش آزاد اطلاعات در اینترنت، چه شقاوت‌ها و چه جنایت‌هایی را مردم ما دیدند و شنیدند ! و شمه‌ای از آن‌ها از طریق اینترنت و وبلاگ‌ها به گوش مردم جهان رسید. و بعضی از گزارش‌ها به راستی موی بر اندام هر بنی بشری راست می‌کند

و امٌا جمعی از وبلاگ‌نویسان برای آزادی حسین رونقی ملکی و در حمایت از او بیانیه‌ای را نوشتند که در زیز مشاهد می‌کنید

حمایت

حسین رونقی ملکی وبلاگ نویس ایرانی را آزاد کنید.


حسین رونقی ملکی وبلاگ نویس و فعال حقوق بشر در 22 آذر ماه 88 بدون هیچ اتهامی به همراه برادرش بازداشت شد و تا اکنون نیز در بند 2 الف سپاه در زندان اوین به سر می‌برد . تا کنون نیز اتهام حسین رونقی ملکی مشخص نشده و هیچ دادگاهی نیز برای او در نظر گرفته نشده است. حسین از زمان بازداشت تحت شکنجه های جسمی و روانی قرار داشته و یک بار دست به اعتصاب غذا زده است. . امروز خبردار شدیم که حسین برای انجام مصاحبه تلویزیونی و اعترافات غیر واقعی تحت فشار است و برای اعتراض به فشارها بر خود و خانواده اش از امروز اعتصاب غذای خود را از سر گرفته است.

ما جمعی از وبلاگ نویسان ایرانی خواهان آزادی فوری حسین رونقی ملکی هستیم و دولت جمهوری اسلامی ایران را مسئول مستقیم جان او می‌دانیم. ما از همه فعالین حقوق بشر درخواست می‌کنیم که با سازمانهای بین المللی و مقامات محلی خود تماس گرفته و از آنها بخواهند که به دولت ایران مسئولیت آنها در قبال جان زندانیان را گوشزد کنند. زندانهای ایران تبدیل به قتلگاه زندانیان شده است و باید سازمان ملل و سازمانهای حقوق بشر هر چه سریعتر با ارسال هیئت های بازرسی به نجات جان زندانیان بی پناه بشتابند.

جمعی از وبلاگ نویسان ایرانی

رونوشت
دبیرکل سازمان ملل عالیجناب بان کی مون
خانم ناوی پیلای رییس کمیسیون حقوق بشر
گزارشگران بدون مرز
صلیب سرخ بین المللی
عفو بین الملل

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

شنبه، مرداد ۰۲، ۱۳۸۹

دهمین سالگرد درگذشت احمد شاملو


خواستم برایت شعری به زیبایی جنگل به روی برگ‌های سبز بنویسم و در روز رفتنت بدرقه راهت کنم
برای تو که شیرآهن کوه مرد ادب سرزمینم هستی و در روزگار غریبی رفتی
به تو که خاک را سبز می‌خواستی و عشق را شایسته زیباترین زنان ،
درخت با جنگل سخن گفت علف با صحرا ، ستاره با کهکشان ، و من امشب به یاد تو که رفتی ، با تو سخن می‌گویم ، با تو که آزادگی را با صدای کلنگ گورکن شنیدی و با لبانت برای همه لب‌ها سخن گفتی
عاشق‌ترین جادوگر ِهنر و ادب پارسی ، تو خدایی دیگر گونه داشتی و از قفس سینه‌ات ، آوازهای پرنده‌ای در بند را که با منقارش ریسمان احساس نهفته در درونت را نوک می‌زد سر دادی . کاشف فروتن شوکران، تو مردگان این روزگار غریب را عاشق‌ترین زندگان خواندی
از چشمه سپید اشعارت با دست‌های باز می‌نوشم و هیچ‌گاه سیراب نمی‌شوم.
تو رفتی ولی هنوز صدای گرم و آشنایت در گوش‌هایم سایه انداخته است دیگر چوب برها نمی‌توانند روح جنگلی‌ات را بسوزانند

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

دوشنبه، تیر ۲۸، ۱۳۸۹

داریم جهان را مدیریت می‌کنیم



ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

جمعه، تیر ۲۵، ۱۳۸۹

زهرا خانوم، این آش شما نخورده دهان می‌سوزاند !



در زمان‌های‌ دور، مردی در بازارچه شهر حجره ای داشت و پارچه می‌فروخت . شاگرد او پسر خوب و مودبی بود ولیكن كمی خجالتی بود. روزی مرد بیمار شد و نتوانست به دكانش برود. شاگرد در دكان را باز كرده بود و جلوی آنرا آب و جاروب كرده بود ولی هر چه منتظر ماند از تاجر خبری نشد.

قبل از ظهر به او خبر رسید كه حال تاجر خوب نیست و باید دنبال دكتر برود. پسرك در دكان را بست و دنبال دكتر رفت. دكتر به منزل تاجر رفت و او را معاینه كرد و برایش دارو نوشت. پسر بیرون رفت و دارو را خرید وقتی به خانه برگشت ، دیگر ظهر شده بود. پسرك خواست دارو را بدهد و برود ، ولی همسر تاجر خیلی اصرار كرد و او را برای ناهار به خانه آورد

همسر تاجر برای ناهار آش پخته بود سفره را انداختند و كاسه های آش را گذاشتند . تاجر برای شستن دستهایش به حیاط رفت و همسرش به آشپزخانه برگشت تا قاشق ها را بیاورد پسرك خیلی خجالت می‌كشید و فكر كرد تا بهانه ای بیاورد و ناهار را آنجا نخورد . فكر كرد بهتر است بگوید دندانش درد می‌كند. دستش را روی دهانش گذاشت

تاجر به اتاق برگشت و دید پسرك دستش را جلوی دهانش گذاشته به او گفت : دهانت سوخت؟ حالا چرا اینقدر عجله كردی، صبر می‌كردی تا آش سرد شود آن وقت می‌خوردی! زن تاجر كه با قاشق ها از راه رسیده بود به تاجر گفت : این چه حرفی است كه می زنی ! آش نخورده و دهان سوخته! من كه تازه قاشق ها را آوردم. تاجر تازه متوجه شد كه چه اشتباهی كرده است.

حالا حکایت مصاحبه زهرا خانوم رهنورد با روز آنلاین است. زهرا خانوم می‌خواهد حول محور قانون اساسی جمهوری اسلامی تمام سبزها را دور هم جمع کند و ایران را به دموکراسی و آزادی برساند و اظهار کرده منافقین هم نمی‌توانند عملاً جزوه جنبش سبز ما باشند و این حد دیوار قرمز را با آنها داریم !!

زهرا خانوم شما اول با این آش شله قلمکار قانون اساسی جمهوری اسلامی سبزها را به دموکراسی و آزادی برسانید بعد کاسه و قاشق بیاورید! با این توافق محوری شما سفره‌ای در کار نخواهد بود و مطمئن باشید اگر سفره‌ای هم باز شود مجاهدین مثل آن شاگرد دکان بهانه خواهند آورد و جلوی دهانشان را خواهند گرفت و به آش سبز شما لب نخواهند زد البته من نه مجاهد هستم و نه اعتقادادت مذهبی و دینی دارم ولی تو این 31 سال به اندازه کافی با مواضع سیاسی مجاهدین آشنا شده‌ام و به حق و حقوق سیاسی آن‌ها احترام می‌گذارم

و فکر می‌کنم با این قانون اساسی که شما از آن بعنوان مبنا و محور یک جبهه مشترک از آن نام می‌برید، در اصول و در چاچوب آن قوانین ضد انسانی مثل حکم قصاص، و احکامی مذهبی مثل امر به معروف و نهی از منکر ( اصل ششم ) هنوز در آن جاری است و اختیارات مطلقه در آن به شورای نگهبان داده شده و حالا این اختیارات کم بود مجلس خبرگان را هم این قانون اساسی شما، به مردم حقنه کرده است

زهرا خانوم ببخشید جسارت می‌کنم ولی بهتر نبود مبانی اعلامیه جهانی حقوق بشر را پایه و مبنای توافق و محور قرار می‌دادید تا این قانون اساسی جمهوری اسلامی که فقط ذوب شدگان در ولایت فقیه را فرا می‌خواند

زهرا خانوم شما ادعای رهبری جنبش سبز را نمی‌کنید و همسر شما آقای موسوی هم که معتاد خمینی است می‌گوید عضو کوچک و همراه جنبش سبز است پس اگر ادعای رهبری جنبش را ندارید چگونه است که برای جنبش خط و دیوار قرمز تعیین می‌کنید ؟ اگر رهبری این جنبش سبز را ندارید چرا می‌گوئید چه کسانی در جنبش باشند و چه کسانی نباشند !!

زهرا خانوم شما هنوز جرئت بیان ادبیات معقول را هم ندارید و می‌توانستید در این مصاحبه با روز آنلاین بگوئید مثلاً، ما اصلاح طلبان با مجاهدین خلق خط قرمز داریم. ولی آمدید و گفتید جنبش سبز با این گروه مرده (منافقین) حد و دیوار قرمز دارد! آخر اگر این گروه سیاسی مرده است چرا از میان این همه فقط اسم آن‌ها را می‌برید و خط و نشان قرمزتان را به یک نیروی مرده سیاسی نشان می‌دهید! درضمن همه می‌دانیم که کلمه منافقین را از خمینی به ارث بردید زهرا خانوم من فکر می‌کردم ادبیات شما با مخالفین، از کیهان شریعتمداری!متفاوت باشد .

ولی حرف اصلی من این نیست من خیلی کنجکاو بودم این خط قرمزتان را بیشتر باز می‌کردید و دلایل عقلی و نقلی شما را می‌شنیدم ! ولی می‌توانم دلایل این خط قرمز را حدس بزنم یقیناً دلیل اصلی آن پیشینه مجاهدین است بسیار خوب، اگر بخواهیم پیشینه یک نیروی سیاسی را برای تعیین مرز مد نظر قرار دهیم یک نگاهی هم به پیشینه خاتمی و کروبی و همسرتان بیاندازید این آقایون همدست خمینی در دوران طلایی جنایت علیه بشریت بودند و در قتل عام سال 60 و 67 پست و مقام اجرایی داشتند !

زهرا خانوم چرا راه دور برویم خود شما زمانی حزب الهی دو آتشه بودید وقتی دختران مجاهد با همین روسری‌شان در صف اول تظاهرکنندگان علیه حجاب اجباری شعار می‌دادند شما با بسیجیان ولایت یا روسری یا توسری راه انداخته بودید !

البته با این تعابیری که شما از جنبش سبز دارید یقیناً خمینی هم با فتوای کشتار مخالفین فقط به صرف داشتن عقیده در ده شصت، اگر از قبر خود بلند می‌شد به زعم شما می‌توانست سبز باشد. خاتمی و رفسنجانی هم می‌توانند سبز باشند! ولی زهرا خانوم یادتان باشد آن آرای سبز که از همسر شما ربوده شد اکثریت آن آراء ، اعتراض به احمدی نژاد بود و آن آراء با جوهر، همان منطق بین بد و بدتر نوشته شده بود و در صندوق انتخابات ریخته شده بود

آلان هم که آقای موسوی، در تمام بیانیه‌ها و مقالاتش پایبندی به ولایت فقیه و نظام جمهوری اسلامی را تأکید می‌کند و تا زمانی که خامنه‌ای جلاد اجازه تظاهرات را ندهد و مجوزی در کار نباشد تظاهرات را حلال نمی‌داند و به جز نوشتن بیانیه و دید و بازدید و روبوسی با کسانی که از سر سفره غارت کنار گذاشته شدند کار دیگری نمی‌کند و البته هر خانه‌ای هم نمی‌رود، کاش سری هم به خانواده اسانلو می‌زد و از آن‌ خانواده دلجویی می‌کرد ! دریغ و درد !

اگر چه همه می‌دانیم، رنگ سبز نشان حامیان موسوی قبل از انتخابات بود و این نشان بعد از انتخابات برای پس گرفتن آراء همچنان باقی ماند ولی به مرور زمان به نماد حق طلبی مردم مبدل گشت و مطالبات و خواسته ‌های مردم از حاکمیت دیگر پس گرفتن آراء نبود و الان دیگر مردم به کمتر از سرنگونی راضی نمی‌شوند

باور کنید کسانی که روز عاشورا به خشونت مزدوران حکومتی پاسخ می‌دادند و از مقابله با گلوله و باتوم و گاز فلفل هراسی نداشتند و مرگ بر اصل ولایت فقیه سر می‌دادند و مرگ بر خامنه ای می‌گفتند و خطر مرگ را به جان می‌خریدند ، خواهان بازگشت به دوران طلایی خمینی نبودند


زهرا خانوم نکند شما هم از ترس دستگیری، به مجاهدین لنگ و لگد می‌زنید چون خودتان بهتر از من می‌دانید کسی را که می‌گیرند و خدای نکرده می‌خواهند اعدام کنند می‌گویند مجاهد است و شما نظرتان را به صراحت بیان کردید تا جای شبهه‌ای برای حاکمیت باقی نماند و یا این که ترسیدید، نکند مجاهدین هم در جبهه شما حضور پیدا کنند! آن وقت قتل عامی که در سال 60 و 67 و ظلمی که به آن‌ها و مردم ایران توسط همدستان شما بر آنها اعمال شد، دیگر جای هیچ شائبه‌ای را باقی نمی‌گذاشت و برای شما دردسر تازه‌ای بوجود می‌آمد خلاصه سرتان را به درد نیاورم این آش شما نخورده دهان می‌سوزاند!
!

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

دوشنبه، تیر ۲۱، ۱۳۸۹

تجاوز و قتل دختر جوان ایرانی ، الناز بابازاده




این بار بسیجیان ، همزادان و هم‌سرشتان رژیم مرگ‌زده ، دست به یک جنایت دیگری در بازداشتگاه تبریز زدند و دختر جوان 26 ساله دیگری را به نام الناز بابازاده به قتل رساندند

بسیجیان خودرو الناز را که به همراه دوستان خود در منطقه ولیعصر تبریز در تردد بودند متوقف می‌کنند و او را به بهانه بد حجابی دستگیر می‌کنند و در زندان مورد تعرض و تجاوز جنسی قرار می‌دهند

بسیجیان این تن‌دادگان به هر پستی و رذالت و این چاکران واداده‌ی زندگی حقیر که این روزها در خیابان‌ها به یاری حکومت جنایت پیشه آمدند و زنان ایرانی را به بهانه آخوندساخته، برخورد با بد حجابی و اجرای طرح حجاب و عفاف دستگیر می‌کنند، بخوبی طی یک سال اخیر از نارضایتی گسترده عمومی مردم به‌جان آمده خبر دارند

و به خوبی می‌دانند مردم با صبر و استقامتی وصف نشدنی در یک سال اخیر نشان دادند که کمر به سرنگونی رژیم بسته‌اند و به خاطر همین رژیم زهوار دررفته خامنه‌ای، وارثان بسیجی‌شان را در خیابان‌ها علیه مردم صف‌آرایی می‌کنند. و در یک کلام می‌خواهند به مردم القاء کنند که دیگر مقاومتی در کار نیست و آینده با همین رژیم است .

پس از دستگیری و ضرب و شتم الناز، خانواده و دوستان او بعد از چند روز با پی‌گیری مستمر متوجه می‌شوند که این دختر جوان ایرانی در بازداشگاه کشته شده است و جسد او را در قبرستان وادیه رحمت تبریز به خاک سپرده‌اند. و این بار هم باز ترانه موسوی دیگری را رژیم به قتل‌گاه برده است

دوستان ، هموطنان ، وبلاگ‌نویسان

اگر کسی اطلاعاتی دقیق‌تر از این جنایت رژیم دارد به هر شکلی که می‌تواند، از طریق وبلاگ و یا ایمیل با نهادهای حقوق بشری و رسانه‌های معتبر خبری تماس بگیرد به‌خصوص روی سخن‌ام با خانواده‌های جان باخته‌گان و زندانیان است کسانی که فرزندان دلبند و عزیزشان را این رژیم غدار و جنایت‌کار در شرایط بسیار سخت کشته و یا به شکل ضد انسانی مثل ماجرای ترانه موسوی و یا الناز بابازاده مورد تجاوز قرار داده و سپس به قتل رسانده، این خانواده‌ها باید صحبت کنند

هر چقدر سکوت کنند این امکان را برای رژیم فراهم می‌کنند تا بر این جنایت‌ها سرپوش بگذارند پس وظیفه یک یک کسانی است که اطلاعات و معلوماتی درباره جنایات رژیم دارند و این معلومات می‌تواند در حقیقت‌یابی جنایات کمک کند. می‌توانیم با راهنمایی و افشاگری حقه بازی‌ها و حیله‌ها و تزویر‌های رژیم را خنثی و بی‌اثر کنیم. رژیم هم کوشش می‌کند بسیاری از جنایت‌ها در بازداشگاه‌ها و زندان‌ها پنهان بماند و از بی‌آبرویی هر چه بیشتر خودش جلو گیری کند

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

یکشنبه، تیر ۲۰، ۱۳۸۹

اختاپوس

در بالاترین نوشتند
mahyar4484 حدود ۲۰ ساعت قبل گفت:
ترجیح می‌دهم در آلمان راه بروم و یک اختاپوس سرنوشت فوتبال کشورم را تعیین کند تا اینکه در ایران بنشینم و یک میمون برای کشورم تصمیم بگیرد
hardheaded61 حدود ۲۰ ساعت قبل گفت:
نگو آقا توروخدا، هر جفتش افتضاحه. البته این اختاپوس فکر کنم عواید اقتصادی فراوان قراره نسیب این آلمان کنه، این آلمانی‌‌ها هیچ کاری را بی‌ حساب انجام نمیداند. ولی‌ اون میمون ... دست روی دلم نزار
three333 حدود ۱۹ ساعت قبل گفت:
اشتباه نکن دوست عزیز. در کشور ما یک الاغ تصمیم میگیره، یک میمون اجرا میکنه، روشنفکران راجع به عالم هپروت نطق میکنند و مردم هم میرن شمال.




ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

یکشنبه، تیر ۱۳، ۱۳۸۹

درس اقتصادی احمدی نژاد



ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

جمعه، تیر ۰۴، ۱۳۸۹

در برابر تحریم، این احمدی‌نژاد دماغش خیلی باد دارد


امروز تحریم‌های جدیدی در سنای آمریکا بر علیه حکومت ایران به تصویب رسید و بعد از امضاء اوباما تبدیل به قانون خواهد شد البته این تحریم‌ها نه از سر دلسوزی برای مردم ایران است و نه از سر نگرانی وضعیت حقوق بشر در ایران، بلکه فقط اهرم فشاری است که آمریکا اعمال می‌کند تا رژیم با او کنار بیاید و بتوانند با هم سر مسئله هسته‌ای به مذاکره بنشینند

امٌا با وضعیت و شرایط قیام، این تحریم‌های خارج از قعطنامه شورای امنیت، حکومت را برای تأمین سوخت، در برابر یک بحران جدید و جدٌی قرار می‌دهد. البته در کوتاه مدٌت نمی‌تواند فلج کننده باشد ولی اگر آمریکا بتواند به طرق مختلف ارتباط ایران را با بازارهای جهانی بنزین قطع کن و اگر جامعه جهانی سر تحریم صدور بنزین به ایران مصمم و قاطعانه عمل کنند می‌توانند حرکت ماشین نظام را متوقف کنند

شرکت‌های بزرگ و صاحب نام نفتی پیش‌تر آمادگی برای قطع صدور بنزین به ایران را اعلام کرده‌اند و تنگ‌تر کردن حلقه تحریم‌ها، شقه و شکاف را در داخل حکومت هم افزایش خواهد داد

به گفته خود دولت ایران چهل در صد بنزین مورد نیاز کشور از خارج وارد می‌شود و مصرف روزانه بنزین در کشور 72 میلیون لیتر برآورد شده است خب لابد فکر می‌کنید شاید رژیم بتواند تولید داخلی را بالا ببرد و میزان تولید کشور را با میزان مصرف به تعادل برساند ولی طرح این سئوال بسیار خوش‌بینانه است

چون رژیم حداکثر تلاش خود را طی این سالها انجام داده تا بتواند در این زمینه خود کفا باشد و تولید خود را افزایش بدهد امٌا مسئله تولید فقط به افزایش نیست بنزین تولید کرده ایران اصلاً با کیفیت استاندارد نیست و بسیاری از واحدهای اصلی تولید بنزین ایران به دلیل ناکارایی و فرسودگی امکان تولید بنزین استاندارد را ندارند و با بنزین مرغوب وارداتی مخلوط می‌شود تا قابلیت مصرف پیدا کند یعنی اینکه اگر بنزین از خارج وارد نشود تولید داخلی بلا مصرف می‌ماند

و در حال حاضر ذخیره سازی بنزین در کشور هم با در نظر گرفتن مصرف روزانه کشور به گونه‌ای نیست که توان تأمین نیاز کشور را پاسخگو باشد و حداکثر شاید تا 2 ماه حکومت توان ذخیره سازی داشته باشد خب بعدش چی؟ در برابر تحریم، این احمدی‌نژاد دماغش خیلی باد دارد !!

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

یکشنبه، خرداد ۳۰، ۱۳۸۹

سالگرد 30 خرداد



خانواده ندا آقا سلطان برای سالگرد شهادت فرزندشان مراسمی نخواهند گرفت، اما از مردم خواسته اند که در ساعات جانباختن ندا شمع روشن کنند. .هاجر رستمی مادر ندا آقا سلطان خطاب به مردم اعلام کرد: ” خواهش من این است ساعتی که ندا جان باخت در خانه هایتان یا هر جایی که هستید به یاد ندا شمعی روشن کنید

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

جمعه، خرداد ۲۸، ۱۳۸۹

در حمایت از نیک آهنگ کوثر



ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

جمعه، خرداد ۲۱، ۱۳۸۹

پنجشنبه، خرداد ۲۰، ۱۳۸۹

قطعنامه جدید شورای امنیت علیه ایران تصویب شد



بعد از تصویب چهارمین دور از تحریم‌های شورای امنیت سازمان ملل که با صدور قطعنامه جدید عملاً تحریم‌ها را علیه حکومت ایران تشدید داده است، باز سر و صدای یک سری بلند شده که نخیر آقا این قطعنامه‌ها به نفع ملٌت ایران نیست و دودش به چشم مردم می‌رود و این تحریم‌ها برای رژیم بی‌تاثیر است و...

باید به دوستان گفت این تحریم‌ها اگر چه در کوتاه مدت شاید تهدید جدی و بزرگ برای رژیم نباشد ولی حکومت را از نظر اقتصادی سیاسی و نظامی در تنگنا قرار می‌دهد و دست و پای رژیم را برای دستیابی به اهداف پلیدش می‌بندد

و کلاً دنیای غرب هم نمی‌خواهد این حکومت را ساقط کند هدف غرب از این تحریم‌ها، آوردن رژیم پای میز مذاکره است و جامعه جهانی بطور قاطع از رژیم می‌خواهد تا به غنی‌سازی اورانیوم خاتمه بدهد و دیدیم چقدر پیشنهاد و بسته و مشوق دادند تا از خر شیطان رژیم را پایین بیاورند!!

احمدی نژاد هم می‌گفت این قطعنامه‌ها بی تاثیرند و وقتی قطعنامه قبلی تصویب شد گفت آن‌قدر قطعنامه بدهید تا قطعنامه‌دان‌تان پاره شود !! امروز هم در تاجکستان گفته این قطعنامه‌ها پشیزی ارزش ندارد و مثل دستمال مصرف شده‌ای است که باید به زباله‌دان انداخته بشود!!

خب اگر این قطعنامه‌ها بی‌تاثیر بود پس چرا دولت احمدی‌نژاد و وزیر امور خارجه‌اش در تلاش بودند تا جلوی تحریم‌های جدید را بگیرند!! مگر به قیمت تاراج دادن منابع ملٌی و از جیب مردم به ترکیه و برزیل باج نداد تا رای‌شان را بخرند و نمایش تبادل سوخت در ترکیه به راه انداختند تا چوب لای چرخ تحریم‌ها بگذارند!

مگر متکی را نفرستادند منهتن ضیافت شام بدهد و با کمال پرویی از هیأت نمایندگی15 کشور عضو شورای امنیت دعوت کردند تا کباب و ساندیس بخورند!! و همین‌طور برنامه سفر متکی به اتحادیه اروپا و سفر احمدی‌نژاد به ترکیه برای همین منظور نبود ! پس اگر این قطعنامه ها پشیزی نیست و دستمال استفاده شده است چرا این‌قدر خودتان را به در و دیوار می‌کوبید!!

اگر تحریم‌ها بی‌تاثیر است چرا به سرعت شرکت‌ها و کمپانی‌های دولتی را خصوصی سازی کردند تا بتوانید تحریم‌ها را دور بزنند!!

اگر تحریم‌ها بی‌تاثیر است چرا سرمایه داران وابسته به حکومت سرمایه‌هاشان را از ایران خارج می‌کنند ترس‌شان از چیست !

و تازه دیروز احمدی‌نژاد در ترکیه تهدید هم کرده اگر قطعنامه تصویب کنید دیگر مذاکره نمی‌کنیم! پس خود رژیم بهتر از من و شما می‌داند این تحریم‌ها بی‌تاثیر نیست.

و اگر نگاهی به مفاد قطعنامه بیاندازیم می‌بینیم منع مبادلات مالی اشخاص یا شرکت ها با افراد و کمپانی های ایرانی از جمله شرکت های وابسته به سپاه پاسداران، فروش تسلیحات سنگین به رژیم مثل تانک و موشک و هلیکوپتر جنگی و تولید موشک های بالستیک، بازرسی محموله کشتی‌ها به ایران، و از این دست تحریم‌ها هستند خب این نوع تحریم‌ها چه ربطی به قیمت سیب زمینی و برنج دارد!!

امٌا نکته مهم زمان صدور این قطعنامه است چون رژیم از نظر داخلی در شرایط بسیار بدی قرار دارد و شقه و شکاف در بالاترین سطوح نظام باز شده است و این قطعنامه در شرایط قیام می ‌تواند برای نظام نفس گیر باشد

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

چهارشنبه، خرداد ۱۹، ۱۳۸۹

22 خرداد ، پرتاب آزمایشی



ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

چهارشنبه، خرداد ۱۲، ۱۳۸۹

رسوایی و شکست سفر متکی به بروکسل




تعداری از نمایندگان پارلمان اروپا با در دست داشتن عکس ندا به هنگام ورود متکی به پارلمان اروپا به نقض حقوق بشر در ایران اعتراض کردند

نمایندگان ایتالیا از حزب PDL ائتلاف راست میانه در پارلمان اروپا در این حرکت اعتراض شرکت داشتند ماریو مائوری – باربارا ماتئرا- جووانی لاویا- بوتیتو سالاتو – از ایتالیا در فیلم و عکسهای منتشر شده دیده می‌شوند

این نمایندگان می‌گفتند ما در کنار مردم ایران هستیم آنها خواهان آزادی‌ و دموکراسی و حقوق اجتمایی هستند. استراون استیونسون که از حامیان مقاومت مردم ایران و از نمایندگان حزب محافظه کار انگلستان است، متکی را قاتل و آدمکش خطاب می‌کرد و می‌گفت می‌خواهم بپرسم هفته گذشته چند نفر را در ایران دار زدید

و صدای گرفته آخو ویدال کوادراس معاون رئیس پارلمان اروپا در اعتراض به متکی حتی بعد از ورود متکی به سالن هم شنیده می‌شود و کشمکش بین محافظان متکی و نمایندگان پارلمان اروپا در فیلم دیده می‌شود

گروه پارلمانی ایران آزاد در پارلمان اروپا بیانیه‌ای به همین منظور منتشر کرده است که در این بیانیه آمده است سفر متکی در شرایطی برنامه‌ریزی شده است که هفته گذشته 7 نفر در ایران به دار آویخته شدند و حکم اعدام 6 نفر دیگر هم تائید شده است و پذیرش نماینده چنین رژیمی در پارلمان اروپا بر خلاف پلاتفرم دموکراتیک پارلمان است

و خلاصه اینکه متکی آمده بود همان تٌرهات همیشگی را در پارلمان اروپا روضه کند ولی با موج اعتراض پارلمانتر ها که او را آدمکش و قاتل صدا می‌کردند مواجه شد و یک ضربه دیپلماتیک دیگری نوش جان کرد

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

جمعه، خرداد ۰۷، ۱۳۸۹

شیپورزن ولایت



ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

دوشنبه، خرداد ۰۳، ۱۳۸۹

جنگ رنگ ها




فیلم کوتاه ِ بسیار زیبایی را در این پست قرار می‌دهم که در آن رنگ‌ها، در جنگ با حاکمیت استبداد سیاه هستند. سناریوی این ویدئو شباهت بسیار زیادی با وضع موجود و استبداد مذهبی حاکم بر ایران را دارد

تنوع رنگ‌ها به زندگی شادی و زیبایی می‌دهد ولی حاکمان سیه‌رو مردم را سیاه جامه می‌خواهند سیاه از جنس عزا و ماتم از جنس ظلمت از جنس شب که نشان از فضای ترس و فرمانبری باشد
ولی بالاخره روزی این دوران سیاه به سر خواهد رسید و جشنواره رنگ‌ها و رنگین‌کمان آرزوهای‌ مردم طلوع خواهد کرد و رنگ سیاه تباهی از زندگی بی‌جان امروزی زدوده خواهد شد و در آن روز با همه رنگ‌های سرزمین ‌مان آشنا خواهیم شد .

وقتی صحبت از رنگ‌ها می‌شود بی‌اختیار یاد نوشته دلارا دارابی می‌افتم که می‌گفت با رنگها زندگی کرده‌ام ولی امروز تنها چهره‌ای که هر روز در برابرم دیده می‌گشاید دیوار است. او هم با رنگها از خود دفاع می‌کرد. این ویدئو را به یاد دلارا می‌گذارم. یادش گرامی و به امید باز گشت رنگ‌های درخشان به زندگی تمام ایرانیان

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

جمعه، اردیبهشت ۳۱، ۱۳۸۹

ای کاش کمی از این رحم و مروت، شامل حال مادران ایرانی هم می‌شد


سازمان خودرهاگران در صفحه فیس بوک خود این عکس را گذاشته و نوشته است
در حالی که مادران داغدیده ‌ی پنج عزیز اعدامی حتی از داشتن پیکر فرزندان خود محروم هستند ، رژیم در هتل استقلال تهران طی ضیافت با شکوهی امکان دیدار مادران سه نفری را که از آن‌ها به عنوان « جاسوس بیگانه » نام می‌برد فراهم می‌کند.
به راستی بی احترامی به ایران و ایرانی تا کی و تا چه حد ؟
آیا آماده‌ایم که به این ذلت و اهانت سی و یک ساله پایان دهیم؟

چه بازی بی‌رحمی! و چه واقعیت تلخی را بیان کرده است هنوز مادران خاوران حق رفتن بر سر خاک فرزندانشان را ندارند و هنوز نمی‌دانند فرزندانشان در کدام گوشه این خاک آرمیده است. به مادران ما اجازه نمی‌دهند بر گور عزیزانشان شیون کنند! این جانیان حتی مجال آخرین وداع را از مادران ما گرفتند!

ای کاش کمی از این رحم و مروت، شامل حال مادران ایرانی هم می‌شد! ای کاش به مادر فرزاد هم اجازه می‌دادند تا فرزندش را برای آخرین بار به آغوش بکشد. و در روز مادر این مادر ایران زمین را عزادار نمی‌کردند!

پروین فهیمی، مادر سهراب، ۲۶ روز مقابل اوین بود و در تمام آن روزها پسرش در سردخانه‌ی پزشکی قانونی کهریزک خفته بود. مادر سهراب و برادرش به تمام دادسراها و بازداشتگاه‌ها سر می‌زنند، بیمارستان‌ها و پزشکی قانونی هم حتی از قلم نیانداختند، اما هیچ پاسخی از مسئولین و نهادهای دولتی نگرفتند !

در پارک لاله تهران مادران عزادار ما را که می‌خواستند گردهم آیند و برای یادبود فرزندانشان فقط شمع روشن کنند مورد ضرب و شتم قرار می‌گیرند و دستگیرشان می‌کنند و به بازداشتگاه می‌برند

ای کاش کمی از این رحم و مروت، شامل حال مادر ترانه موسوی و هزاران مادر داغ دیده دیگر هم می‌شد.
مادران ایرانی هم، مثل این مادران آمریکایی نگران نهال عمرشان بودند! رنجنامه این سرزمین را پایانی نیست

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

دوشنبه، اردیبهشت ۲۷، ۱۳۸۹

قصاب صلواتی



ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

سه‌شنبه، اردیبهشت ۲۱، ۱۳۸۹

موزه اشگ‌ها


نمی توانم تصور کنم در سرزمین“ صمد“،“ خانعلی“ و „عزتی“ معلم باشیم و همراه ارس جاودانه نگردیم. نمی توانم تجسم کنم که نظاره گر رنج و فقر مردمان این سرزمین باشیم و دل به رود و دریا نسپاریم و طغیان نکنیم؟
(فرزاد کمانگر)



موزه اشگ‌ها


خواهد آمد ، روز وفور لبخند
خواهد آمد، روز شادمانی

و اشگ‌ها را ،
کسی باور نخواهد کرد
و به یاد نخواهد داشت

بچه‌های مدرسه واژه «گریستن» را
در متون قدیمی جستجو خواهند کرد

و روزی در کلاس درس ِ روزمره
به معلٌم خواهند گفت،

آقا معلٌم گریستن یعنی چی؟
به چه معناست این واژه از یاد رفته ؟

و آن روز از پشت عینک طلایی رنگ
با نگاه مهربان، معلٌم جواب خواهد داد

بچه‌ها،
به روی دفتر تکلیف بنویسید
گریستن چشمه احساس درون است
که فرو می‌ریزد در این سوی و در آن سوی

امٌا بچٌه‌های حیرت زده ِ مدرسه
این واژه نامفهورم را نمی‌فهمند

ودر بازگشت به خانه
با تکه پیازی گریستن را
با سماجت در غرق خنده‌های کودکانه
تمرین خواهند کرد

و روزی در صفی واحد
به دیدار موزه قدیمی اشگ‌ها خواهند رفت
من آن‌ها را در شادمانی و شعور می‌بینم
گل‌هایی که ریشه‌‌‌هایشان را باز می‌یابند

موزه قدیمی اشگ
موزه اندوه نخواهد بود
نباید بچٌه‌ها را بترساند

اشگ‌های نیاکان در این موزه
دیگر دردناک نیستند
و حتی شورمزه هم نیستند
شوری‌شان، شیرین خواهد شد

معلٌم با صدای بلند می‌گوید
این اشک که می‌بینید
اشگ زن ستم دیده است

این اشگ کارگرِ ِ دست مزد ندیده است

این اشگ مادری است
که شوق دیدار فرزندش را گریسته است

این اشگ دیده‌گان پدری است
که بر گورهای بی‌نام و نشان به تلخی گریسته است


حالا خوب دقت کنید
این اشگ که می‌بینید کمیاب است
این اشگ فرزند یک چریک است

او فقط یک بار گریست
بعد چشمانش را شست، سلاح برگرفت
و اسب رهوارش را زین کرد

بچٌه‌های مدرسه
اشگ‌های کودکان دیروز را دوباره خواهند دید
اشگ کودکان خیابانی،
اشگ‌های که همانند شبنم بودند

و آخر سر معلٌم در کنار کنج موزه می‌ایستد
می‌گوید بچٌه‌ها
روزی این اشگ‌ها رودی خروشان خواهند شد

و زمین را خواهند شست
قاره به قاره
و فرو می‌ریزند همانند آبشار
و این چنین است که در این سوی و آن سوی
تبسم تسخیر خواهد شد

ح مقدم (بادبان)

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

سه‌شنبه، اردیبهشت ۱۴، ۱۳۸۹

برنامه اتمی آق محمود و جامعه جهانی



ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

شنبه، اردیبهشت ۱۱، ۱۳۸۹

اول ماه مه روز همبستگی بین المللی طبقه کارگر و روز اعتراض جهانی کارگران به فقر و فلاکت و نابرابری ، بر همه زحمت کشان مبارک باد

امروز 11 اردی‌بهشت روز جهانی کارگر در ایران زندانیان سیاسی اسیر حکومت در همبستگی با کارگران و معلمان اعتصاب غذا می‌کنند. اگر چه بین ما غربت نشینان و زندانیان و کارگران و معلمٌان کیلومترها فاصله وجود دارد ولی باور کنید هیچ فاصله‌ای بین خواسته‌هایمان نیست. اگر زندانی زیر کابل و شلاق بازجو برای همبستگی دست به اعتصاب غذا می‌زند پس چرا من که در فضای امن و آزاد زندگی می‌کنم نباید در این همبستگی شرکت کنم!! امروز غذا بی غذا

سر انگشتان آرزومند

در پیش روی دار قالی
دخترک در کارگاه تنهایی‌اش
می بافد با رجهای موازی،
لحظه به لحظه زندگی را

رؤیای کودکانه‌اش را، در نور بی گناه چشمهایش
به اعماق آبی آسمان پرواز می‌دهد
و می بافد رنگهای عشق را

در قامت نحیف رنگ پریده اش
تار و پود درد می ماند

در پیش روی دار قالی سر انگشتان آرزومند
در ترنمی حزین میان حنجره
شکوفه ها و بنفشه ها را گره می‌زند
نقش می‌دهد پرواز پرندگان را

نور آفتاب پیر تنها مرهمی است بر سردی وجودش
که ریشه می‌زند از روزنه کارگاه

در خمیازه حاشیه زمان
در باغچه پر نقش ونگار دخترک
شکوفه ها روئیدند، پرندگان بی طاقت آشیانه زدند
بروی ابریشم خوش نگار

خدای در تبعید پشت پلکهای انتظار
می‌گشاید به آرامی صندوقچه شب را
با درخشش پولکان نقره‌ای در آسمان

و داس تاراج می‌گذرد از گلوگاه شکوفه‌ها و پرنده‌ها
و رنگ خونین زخمها را
به ضیافت کفشهای مرفه می‌برند

دخترک شعر من کمتر از قالی دستبافش عمر می‌کند
بر روی سنگ گور شکستهِ آن بانوی دار قالی
فریاد خون ِ خاموش ِ ربوده شده ِ پژمرد
اشگ اندوه انگشتان او بود
که امشب گونه هایم را خیس می‌کرد

ح مقدم (بادبان)

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

یکشنبه، اردیبهشت ۰۵، ۱۳۸۹

وقتی حماقت انسانیت را قربانی می‌کند قسمت آخر


جنبش مقاومت مردمی ایتالیا همه کسانی را که برای آزادی کشور فعالیت می‌‌کردند با آغوش باز می‌پذیرفت. ولی تنها آزادی‌خواهی، برای کسانی که هیچ تجربه نظامی نداشتن کافی نبود . کسانی که در ارتش بودند و تجارب نظامی داشتند به سرعت آموزش‌های اولیه را به داوطلبان می‌دادند چون یقین داشتند که بالاخره روز استفاده از سلاح خواهد رسید

در این جنبش رهایی‌بخش از تمام طبقات جامعه مشارکت می‌کنند، دانشجویان،کارگران،کارمندان، معلمین صنعت‌گران و بیشتر آنان
جوانان آگاه و دلسوزی هستند که نمی‌توانند نسبت به سرنوشت کشورشان بی‌تفاوت باشند هر پارتیزان در بدو ورود به مقاومت نام و هویت جدید می‌گیرد که تمام این نام‌ها از دوستان و رفیقان و جان‌باخته‌گان، وام گرفته‌ شده است

و این نام‌ها بعنوان نشان‌های افتخار حتی بعد از پیروزی هم به روی بسیاری از آنان می‌ماند و الان هم وقتی پای صحبت این سال‌خورده‌گان می‌نشینی وقتی خودشان را معرفی می‌کنند فوری نامی که از مقاومت گرفته‌اند را همراه با نام واقعی خود باز گو می‌کنند

هر پارتیزان که به مقاومت می‌پیوندد گذشته‌اش را قیچی می‌کند و همه چیز را از نو شروع می‌کند اصلاً مهم نبود چه کسی چه نامی دارد، برای یک پارتیزان مهم نامی است که مقاومت به او می‌دهد و به او هویت جدید می‌بخشد

یک پارتیزان برخلاف یک سرباز می‌تواند نظر بدهد و در تصمیم‌گیری‌ها مشارکت کند و حق انتخاب دارد و این سنتی است که ریشه در تاریخ گذشته دارد و تاریخ‌نویسان بر این باورند که به دوران پیراهن‌سرخ‌های گاریبالدی و بریگارد بین‌المللی جنگ اسپانیا بر‌می‌گردد

زنان در مقاومت یک هویت جدیدی به خود می‌گیرند. زنان که به لحاظ تاریخی و بنا به عرف و سنت‌های عقب‌مانده رایج جامعه دست و پایشان بسته بود در کسوت پارتیزان از یک پروسه تاریخی گذر می‌کنند و نقش بسیار مهم در پیشبرد مقاومت ایفا می‌کنند. زنان پارتیزان هیچ گونه وابستگی به همسر و فرزند نداشتند و باید آزاد می‌بودند تا خود و زندگی‌شان را تماماً وقف آزادی میهن وکل آحاد جامعه می‌کردند

70000 زن برای مقاومت ثبت نام می‌کنند 2500 تن از زنان جان می‌بازند و 2750 نفر روانه اردوگاه‌ها و تبعید و اسیر می‌شوند4650 تن از زنان زندانی و شکنجه می‌شوند و بالغ بر 20000 وطن پرست ایتالیایی بدون این که پارتیزان باشند وقت و پول و تدارکات و پشتبانان مقاومت می‌شوند و زنانی هستند که بدون ترک خانواده به زنان پارتیزان کمک و یاری می‌رسانند و به زندگی عادی خود ادامه می‌دهند و در پشت جبهه در سکوت مبارزه می‌کنند

مهم‌ترین و اصلی‌ترین نیروی پارتیزان‌ها تیم‌های عملیاتی بریگاردهای گاریبالدی بودند و از نظر کمٌیت بیشترین اعضاء را داشتند آن‌ها بیش از 500 تیم عملیاتی و از 120000 پارتیزان تشکیل شده بودند که بیشترین جان فشانی‌ها را، در راه آزادی ِ کشور نثار مقاومت مردم می‌کنند. شمار جان‌باخته‌گان گاریبالدینی تا پیروزی به 40000 تن رسید

کسانی که در کوهستان زندگی کردند و شرایط جٌوی کوه‌های آلپ را می‌شناختند به شرایط دشوار واقف بودند ولی جوانان و دانشجویان با کفش‌های شهری که فکر می‌کردند برای مبارزه مدتی در کوه اطراق می‌کنند و تجربه جدیدی می‌آموزند با برف سهمگین کوه‌های آلپ و سرمای کشنده زمستان و کمبود غذا و جا و مکان روبرو می‌شدند و تازه می‌فهمیدند برای آزادی چه بهایی باید بپردازند

البته تنها کوهستان نبود، پارتیزان‌ها در زمین‌های هموار، دشت‌ها و جلگه‌ها هم حضور داشتند البته تاکتیک‌های متفاوتی را می‌طلبید و هموار بودن زمین تهدید مهمی برای پارتیزان‌ها بود چون در کوه بدون حمایت شهروندان می‌توان مخفی شد و موضع گرفت ولی در دشت و زمین‌های هموار بدون پناه‌گاه و بدون کمک مردم غیر ممکن بود و داشتن روابط صحیح و عمیق با ساکنین در اولویت قرار داشت

عملیات پارتیزان‌ها غافلگیرانه، و حمله و گریز بود و می‌بایست بعد از عملیات سریع به پایگاه‌های خود باز می‌گشتد معمولاً مخفی‌گاه‌ها، پایگاههای زیر زمینی در نزدیک خانه روستائیان بودند و خانواده‌ها هم در مخفی کردن پارتیزان‌ها و تهیه آذوقه نقش تعیین کننده‌‌ای داشتند و البته مخفی کردن پارتیزان‌ها هم برای روستائیان ریسک محسوب می‌شد و آگاهانه روستائیان در این مبارزه مشارکت می‌کردند

و حتی کودکان هم وظایف خاصی داشتندو وقتی آلمان‌ها و یا شخص غریبه‌ای نزدیک روستا می‌شد سریعاً کودکان به خانواده‌ها اطلاع می‌دادند و داد می‌زدند « توینٌی» ها می‌آیند «تویی» به زبان روستائیان شمال ایتالیا یعنی آلمانی و زنان روستا هم با علایم خاص مثل پهن کردن ملافه و یا آویزان کردن پارچه و یا گذاشتن بطری در کنار پنجره، پارتیزان‌ها را از حضور آلمان‌ها آگاه می‌ساختند

در جبهه پارتیزان‌ها کاتولیک‌ها، کمونیست‌ها، سوسیالیست‌ها، لیبرال‌ها، اتسیونیست‌ها، آنارشیست‌ها و حتی طرفداران بادولیو که اعتقاد به پادشاهی و رهبری مارشال بادلیو داشتن شرکت می‌کردند و اتحاد عمل در برابر دشمن مشترک داشتند

و اغلب بنا به اعتقادات سیاسی و یا ایدئولوژیکی به بریگاردهای مختلف تقسیم می‌شدند بریگارد گاریبالدی اساساً از کمونیست‌ها تشکیل شده بود . بریگارد عدالت و آزادی وابسته به حزب اتسیون بود بریگارد مته‌اوتی وابسته به سوسیالیست‌ها بود و تمام بریگاردها تحت کمیته آزادیبخش ملٌی فعالیت داشتند

دشمنان مقاومت همیشه فکر می‌کردند که پارتیزان‌ها اعضای بسیار زیاد و از تسلیحات و مهمات قابل توجهی برخوردار هستند در صورتی که بیشتر سلاح‌های آن‌ها فرسوده و یا تجهیزات بسیار ساده نظامی داشتند آنان 6500 عملیات علیه نیروهای نازی فاشیستی انجام می‌دهند

در روزهای 23 و 24 و25 آوریل شهرهای شمال ایتالیا یکی پس از دیگری بنا به تصمیم کمیته آزادیبخش ملٌی تصرف می‌شوند. شهردای‌ها کلانتری‌ها دفاتر عمومی تحت تصرف نیروهای مقاومت قرار می‌گیرند چون بیم آن می‌رفت که از زندانیان سیاسی، نیروهای فاشیستی انتقام گیری کنند تصرف زندان‌ها در الویت قرار داشت و بعد از تصرف اماکن نظامی رزمندگان مردم را مسلح می‌کردند

بعد از پنج سال جنگ و خونریزی و بمباران، مردم برای دیدن شهرهای آزاد شده آرام و قرار نداشتند و برای اطمینان از پایان یافتن جنگ به دقت اعلامیه‌ها و جراید پخش شده در خیابان‌ها را می‌خواندند رادیو ایتالیا که به ابزار تبلیغاتی رژیم تبدیل شده بود از پایان جنگ و آزادی ایتالیا خبر می‌داد.

در آمار رسمی می‌نویسند
31000 پارتیزان در این نبردها یا جان می‌بازند و یا اعدام شدند
10000 نفر از مردم عادی کشته شدند
10000 نفر به اردوگاه‌های اسیران برده می‌شوند که 9 هزار نفر از آنان کشته شدند
ولی بسیاری از تاریخ نویسان قربانبان را دو برابر تخمین می‌زنند

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

شنبه، اردیبهشت ۰۴، ۱۳۸۹

وقتی حماقت انسانیت را قربانی می‌کند قسمت دوم


8 سپتامبر 1943 راس ساعت 45 19 دقیقه وقتی رادیو ایتالیا، خبر انعقاد پیمان متارکه، که بین آمریکا و ایتالیا به امضاء رسیده بود، را با صدای مارشال بادولیو پخش می‌کند در‌واقع نقطه عطفی در سرنوشت نیروهای نظامی ایتالیا رقم می‌خورد و تراژدی واقعی چند ساعت بعد در چهره صدها هزار سرباز ایتالیایی سردرگم و بلاتکلیف بارز می‌شود و عملاً نیروهای نظامی ایتالیایی در نقاط مختلف جهان به حال خود رها می‌شوند.

در آن زمان 1090000 نیروی نظامی ایتالیایی در خود کشور حضور داشتند و بیرون از مرزها، 230 هزار نیرو در فرانسه و کورسیکا و 300 هزار در اسلونی، دالماسی، کرواسی، مونته نگرو ، 100 هزار در آلبانی و 260 هزار نیرو در یونان و جزیره اژه، تحت امر دولت ایتالیا بودند که در مجموع بالغ بر900 هزار نیرو و به لحاظ کمٌیت، نیروی قابل ملاحظه‌ای در صحنه نظامی بودند

ولی فاقد نیروی زرهی و فاقد سلاح‌های پیشرفته، و از توان نظامی بالایی به لحاظ جنگی برخوردار نبودند حالا علاوه بر این کم‌بود تجهیزات در خارج از مرزها، پیمان متارکه را هم باید به این بدبختی‌ها، اضافه می‌کردند . این پیمان که از طرف رئیس دولت، مارشال بادولیو که خود نظامی کارکشته‌ای بود و باید موقعیت حساس نظامی ِ منطقه را می‌سنجید، نسنجیده امضاء می‌شود

با این پیمان منعقد شده موقع تسویه حساب با آلمان‌ها فرا رسیده بود و آلمان‌ها نیروهای ایتالیایی را خیانت‌کار می‌شمردند چون که تا دیروز با آن‌ها بودند و امروز با دشمنان آن‌ها توافق نامه دوجانبه امضاء کرده‌اند و آلمان‌ها نیروهای ایتالیایی را در همه جا خلع سلاح می‌کردند

در بعضی از نقاط دور افتاده حتی برخی از مسئولین بالای ارتش ایتالیا خبر پیمان متارکه را نشنیده بودند و در مقابله با حملات آلمان‌ها مقاومت می‌کردند که بیشتر اوقات منجر به کشته شدن آن‌ها می‌گشت ولی فاجعه بزرگ‌تر در سواحل کفالونیا (CEFALONIA ) در یونان رخ می‌دهد. تمام نیروی رزمی ایتالیایی حاضر در این جزیره، آگاهانه تصمیم به مقاومت مسلحانه علیه نیروهای آلمانی گرفتند و د ر این نبرد سخت همه آنان یعنی 9646 نفر در آن روز جان باختند

در گزارش افسران آلمان به مقامات بالا، نیم میلیون اسیر که 35000 تن از آنان افسران ایتالیایی هستند به چشم می‌خورد که روانه اردوگا‌ه‌های کار اجباری می‌شوند از دیگر خسارات و تلفات می‌شود از بمباران ناو دریایی بزرگ زرهی رم در 9 سپتامبر یاد کرد که منجر به کشته شدن 1253 نفر از نیروهای دریایی همراه با خدمه و کاپیتان کشتی، و همچنین در دریای مدیترانه کشتی‌های زیادی از نیروهای ایتالیایی به قعر دریا نشستند و تعداد کشته شدگان بالغ بر28937 نفر برآورد می‌شود علاوه بر این بر نیروی هوایی ایتالیا هم تلفات و خسارت قابل ملاحظه‌ای وارد می‌شود

امٌا اگر ارتش ایتالیا به طرز فجیعی شکست می‌خورد و شمال و مرکز ایتالیا به تصرف کامل آلمان در‌می آید و موسولینی را دوباره بر قدرت بر ‌می‌گردانند و جمهوری سوسیالیست ایتالیا را بعد از نظام پادشاهی بنا می‌کنند، امٌاجنبش مقاومت مردمی و ارتش خلقی پارتیزانان همان سربازان داوطلب در کوهستان‌ها و دشت‌ها و تالاب‌های شمال کشور، برگی زرین را در تاریخ فرهنگ و یگانگی و یکپارچگی کشور رقم می‌زند و کشور ایتالیا را در مقابل سلطه‌جویی و خودکامگی چکمه پوشان نجات می‌دهد...ادامه

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

جمعه، اردیبهشت ۰۳، ۱۳۸۹

وقتی حماقت انسانیت را قربانی می‌کند قسمت اول



همیشه دوست داشتم موقعیتی پیش بیاید تا بتوانم کمی از چگونگی بوجود آمدن استقلال و آزادی ایتالیا بنویسم. حالا که چند روز دیگه25 آوریل، یعنی روز آزادی ایتالیا است بهانه خوبی برایم پیدا شد تا کمی از پارتیزان‌ها و این‌که چه تیپ آدم‌هایی بودند و از راه و روش مبارزاتی، و از چگونگی تشکٌل و سازندهی‌شان مطلب بنویسم و همین‌طور وضعیت سیاسی و نقش ایتالیا، در جنگ جهانی دوم، به‌طور خیلی خلاصه که مطلب هم خسته‌کننده نشود، در دو و یا سه پست می‌نویسم

امپراطوری بزرگی که هیتلر در سر داشت در سال 1939 با تصرف اتریش و چکسلواکی و با حمله به لهستان آغاز گردید و در مقابل گستاخی هیتلر به مرزهای اروپا کشور فرانسه و انگلستان به آلمان نازی اعلام جنگ دادند، ولی متأسفانه این اعلام جنگ هم نتوانست عامل بازدارنده رؤیاهای هیتلر شود بعد از مدتی قوای نازی، لهستان و دانمارک و نروژ را هم به تصرف خود درآورد.

در بهار 1940 آلمان‌ها به خاک فرانسه لشگر کشی می‌کنند و فرانسه را در شرایط بسیار سخت نظامی‌ قرار می‌دهند از طرف دیگر موسولینی هم در حمایت از آلمان‌ها به فرانسه و انگلستان اعلام جنگ می‌دهد و قوای موسولینی، فرانسه و دانمارک را تصرف می‌کنند امٌا تلاش‌ایتالیا برای تصرف انگلستان بیهوده می‌ماند. و حتی انگلستان، اتیوپی را هم که در آفریقا قرار دارد و از مستعمرات ایتالیا بود از دست ایتالیا خارج می‌کند

در آن دوران آلبانی هم مستعمره دولت ایتالیا بود . در سال 1940 ایتالیا به یونان حمله می‌کند و آلمان‌ها هم در عرض چند روز یوگسلاوی سابق را تسخیر و بعد هم بر یونان مسلط می‌شوند
البته ارتش ایتالیا تسلیحات و تجهیزات و نظم ارتش آلمان را ندارد ولی به کمک یک دیگر در سال 1941 به روسیه لشگر کشی می‌کنند و تا مسکو و لنین‌گراد پیش‌روی می‌کنند ولی در زمستان 1943 از ارتش سرخ شکست سختی را متحمل ‌شوند و مجبور به عقب نشینی می‌کنند

در ضمن ژاپن هم در سال 1941 با حملات نظامی خود، آمریکا را وارد جنگ جهانی کرده بود، حالا صحنه جنگ جهانی دوم ترسیم شد برمی‌گردیم به ایتالیا در سپتامبر سال 1943 ایتالیا کشور لیبی را هم که از کشورهای تحت سلطه خود بود، از دست می‌دهد یعنی قوای متحدین و آمریکا ایتالیا را از لیبی بیرون می‌کنند و قوای آمریکایی در جنوب ایتالیا مستقر می‌شوند

در 25 جولای همان سال پادشاه ایتالیا وقتی شکست جاه‌طلبی‌های موسولینی را می‌بیند او را از قدرت برکنار می‌کند و حکم جلب او را صادر می‌کند و مارشال بادولیو برای تشکیل دولت انتخاب کرده و فاشیزم را غیر قانونی در کشور اعلام می‌کند

مارشال پیترو بادولیو که رئیس دولت ایتالیا بود در 8 سپتامبر 1943 با آمریکا و متحدین توافق‌نامه دو‌جانبه امضاء می‌کند. در این توافق‌نامه مارشال بادولیو خاطر نشان می‌کند که برای اجتناب از خونریزی سربازان ایتالیایی با آمریکا به تفاهم رسیده و با متحدین سر جنگ ندارد و این توافق نامه از رادیو الجزایر پخش می‌شود و یک ساعت بعد هم از میکروفون ELAR که رادیوی دولتی ایتالیا بود و بعدها به LA RAI تبدیل شد پخش می‌شود

بعد مارشال بادولیو و پادشاه و دربار همگی به جنوب ایتالیا(BRINDISI ) فرار می‌کنند یادآوری می‌کنم که جنوب ایتالیا در تصرف آمریکایی بود در همین آمد و رفت‌ها، قوای آلمان شمال و مرکز ایتالیا را تصرف می‌کنند و جمهوری سوسیالیست ایتالیا به رهبری موسولینی را بر مسند قدرت می‌نشانند

و در همین دوران است که جنبش مقاومت ایتالیا که نیروی محوری آن پارتیزان‌ها هستند شکل می‌گیرد
البته جنبش مقاومت ایتالیا فقط به پارتیزان‌ها مختص نمی‌شود و این روزها در محافل سیاسی ایتالیا بحثی بالا گرفته است، که در آن از مقاومت ارتشیان دلیر بر علیه نازی‌های آلمان گفت‌گو می‌کنند.

و می‌نویسند در آن دوران جنگ، ارتشیان خارج از مرزها بعد از 8 سپتامبر 1943 بهای بسیار سنگینی برای آزادی ایتالیا پرداخت کردند، و با اعدام و جان‌باختن و اسیر شدن و تبعید به اردوگاه‌های کار اجباری ِ آنان هم در بطن جنبش مقاومت ایتالیا قرار دارند ، و بیش از 60 سال که این موضوع در سایه سکوت کامل رسانه‌ای قرار داشته است و بسیاری از منتقدان بر این باور هستند که این سکوت رنگ و بوی سیاسی داشته است.

همیشه در 25 آوریل روز آزادی ایتالیا در این کشور از مقاومت پارتیزان‌ها یاد می‌شود ولی چند سالی است که همراه با یاد بود و گرامی‌داشت پارتیزان‌ها، از جان‌باختگان جنبش مقاومت در ارتش این کشور که تن به تسلیم نیروهای آلمان نداند و به قیمت جان خود ایستادگی کردند هم چنین یاد و تجلیل می‌شود ...ادامه دارد

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

دوشنبه، فروردین ۳۰، ۱۳۸۹

موشک S 300 ، یا آخرین شاف شفای رهبری !!



ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

شنبه، فروردین ۲۸، ۱۳۸۹

دروازهاى بنا نهادم، رو در روى همة توفانها… آرى، من ايستادم تا جهان بايستد.




بیش از 2 ماه است که بلندگو بدستان جمهوری اسلامی ایران تحت نام انجمن نجات (بخوانید انجمن نجاست ) به طور شبانه روزی با طبل و سنج و بلندگوهای فوق‌العاده قوی ساکنان اشرف را به طور سیستماتیک مورد اذیت و آزار و تهدید قرار می‌دهند این عوامل فرستاده شده رژیم بانصب بنگالها در کنار درب ورودی اشرف نمایشات مضحکی از درماندگی رژیم را به صحنه آوردند و تردد آنان به سفارت‌خانه و آمد و رفت‌شان به ایران و رسیدگی به امور، و تهیه غذا و تدارکات آن‌ها توسط فرمانده گردان 3 از تیپ 37 لشگر 9 ارتش عراق تأمین می‌شود

این حملات تبلیغاتی با هم‌کاری کمیته سرکوب اشرف مستقر در نخست وزیری عراق صورت می‌گیرد و بخشی از جنگی است که پس از قیام شکوهمند مردم ایران، و بعد از حملات جنایت‌کارانه 28 و 29 ژوییه و نابه‌کام ماندن پروژه جابجایی اشرف شکل گرفته است.

و قتی رژیم سیاست‌ش در عراق شکست خورد، برای پیش‌برد مقاصد خود مجبور شده است به این نوع جنگ‌های روانی متوسل بشود و ساعت 3 بامداد 27 فروردین نیروهای عراقی در حمایت از مزدوران اعزامی رژیم یک بار دیگر به ساکنان اشرف تعرض کردند که با مقاومت و ایستادگی آنان عقب نشینی کردند
به چند ویدئو از این بلند گو بدستان بسیجی اعزامی از ایران توجه کنید
ویدئو 1
در این ویدئو بسیجیان با بلند گو فریاد می‌کشند، زنده باد جمهوری اسلامی ایران و بیاید بیرون، رژیم اسلامی هم پول می‌دهد هم زن می‌دهد !!
ویدئو 2
در این ویدئو می‌گویند ما بسیجی هستیم از وقتی آقای احمدی‌نژاد آمده همه راضی هستند الحمدالله رئیس جمهورمان انتخاب شده !! هیچ‌کس کاری با شما نداره آقای خامنه ای به شما عفو رهبری داده است!!
ویدئو 3 ___ ویدئو 4
پاسخ این مزدوران با جیره و مواجب را در این شعر دیدم نمی‌دانم شاعرش کیست

هيچ آسمانى را بي پرچم نمي خواهم!
واز ميان پرچم ها، سرخش را برافراشتم.
و از ميان قلبها، گرمترينش را.
از ميان پرندگان، سيمرغ را،

و راه امتداد يافت، در امتداد گامهاى زني كه شرف را آموخت.
دروازهاى بنا نهادم، رو در روى همة توفانها…
حصارى، كه خونم نگاهبان آن شد
و در تمام طول راه، خاطرة سرخ بخاك افتادگان، توشه ام بود.

و مشعل انديشهاى نو، فرا راهم.
به يادآر! كه آموزگارانم نثار كنندگان نخستين بودند…
و كاروانيان همراهم، حرمتگذاران كلمه، برفراز دارها حتى….
فروغها برافروختم. كهكشانى از قطرههاي شفاف خونم، چون ستارگان…

و شهابهايم، راه صبح را از دل شب مى گشودند.
اينچنين، به خاك افتادم و برخاستم، به خاك افتادم وبرخاستم…
به خاك افتادم و برخاستم، به خاك افتادم وبرخاستم…
و يك به يك، تك اخترانم، حجتهاى پايدارى زمانه شدند .

…جانهاى افروخته در عشق آزادى….
تا آنگاه كه الماس خونم، ديوارشب را شكافت، و سحر جارى شد.
آرى، من ايستادم تا جهان بايستد.
در امتداد اهتزاز پرچم صدق و فدا،

و برجهاي فخر و سرفرازيم يك به يك برآمدند
با سرودهاى افتخار، و سربلندي
و از اهتزازى به اهتزاز ديگر راه پيمودم.
از افتخارى به افتخار ديگر…

و غرور من به رنگهاى شاد وزان ماند
و ريشههايش را يكايك درخاطر آورد،
و همه چيزرا برافراشته خواست.
آرزوهايم آرزو نيست. يقين من است ، كه ايران را چون اشرف، گلستان خواهم كرد.

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

پنجشنبه، فروردین ۲۶، ۱۳۸۹

خاطرات مرجان از زندان اوین



هنرمند تبعیدی سرفراز خانم مرجان گوشه‌ای از خاطرات دفتر دلش را در این ویدئو باز کرده و از ایام گذشته در زندان، و از شب‌هایی که در بند سحر کرده، سخن می‌گوید. وقتی دهلیزهای رنج‌هایش در می‌گشاید و از هم‌بندانش حرف می‌زند، سایه اندوه ِ نشسته، در چهره و کلماتش آشکار می‌شود و هر از گاهی بغض در گلویش می‌پیچد

از اوین می‌گوید، از شبنم، کودکی که مادر خود را در اوین گم‌کرده بود حرف می‌زند. شبنم آخرین وصیت زنی است که تنها میراث‌اش نوزاد شش ماهه بود. و از فرشته سخن می‌گوید که در آستانه مرگ، امید در او جوانه زده بود

از مرگ‌آوران ایران زمین هم می‌گوید در همان سال‌هایی که پنجه خونین اژه‌ای و لاجوردی عربده جو در راهروهای اوین جولان می‌داد. امٌا در این کمین‌گاه شوم و پشت هاشورها، انسانیت هم جایگاه داشت و انسان برای انسان سنگری بود و هم‌بندان مرجان هم، سنگر او بودند

مرجان عزیز نمی‌دانم چند هم‌بند را با، های های گریه‌ات وداع کردی و چند بار با بچه‌های بند برای گورهای بی‌نام و نشان ترانه خواندی. و چند بار بازجویان، روح و احساس ظریف توی ِ هنرمند را آزردند. امٌا حرفت را بخوبی می‌فهمیم و صدای تو را می‌شناسیم

تو همان هنرمند لجوجی هستی که به خمینی نه گفتی و گول این دجال ما قبل تاریخ را نخوردی خونت را به کیسه دلت ریختی و در انفرادی اوین به هم‌دردی لاله‌زاران نشستی. حرف‌های تو چشمه احساس هر انسان آزاده‌ای را می‌جوشاند. چراغ عمرت هر جا که هستی روشن باد

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

یکشنبه، فروردین ۲۲، ۱۳۸۹

همت و کار مضاعف فیروزآبادی



ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

سه‌شنبه، فروردین ۱۰، ۱۳۸۹

نکاتی در مورد سئوالات مجتبی سمیع نژاد از مجموعه فعالان حقوق بشر ایران


مدتی است که رژیم از سلسله عملیات پیچیده امنیتی، که موجب دستگیری بسیاری از فعالان حقوق بشر در ایران شده است خبر می‌دهد ، و به نشخوار اباطیل بر علیه فعالین حقوق بشر می‌پردازد.
نیروهای امنیتی و قوه قضائیه با حملات هماهنگ شده سایت‌های مربوط به فعالان حقوق بشر را مسدود کرده‌ و از کشف شبکه سازمان یافته جنگ سایبری ِ سازمان سیا و شبکه جاسوسی در فضای اینترنت، را در زسانه‌های دولتی انعکاس داده است .

رژیم بر این گمان است که با یورش به منازل فعالین و بادستگیری و بازداشت، می‌تواند در ایران برای همیشه از کابوس ِ هراس‌آوری که خواب و آرامش از پس مانده‌های ولایت فقیه ربوده است، رهایی یابد.

از خبرگزاری فارس و سایت گرداب و کیهان صد نقاره با صدای ناهنجار بلند شد و از ترفند کهنه وابسته بودن فعالان به بیگانگان و سازمان سیاه و مجاهدین گرفته تا حمایت مالی سازمان سیا و براندازی نرم و جاسوسی و جنگ سایبری، و خلاصه پروژه‌سازی علیه فعالان حقوق بشر را باز خوانی کردند

این صداها ابتدا از دهان بازجویان ِدست آموز لاجوردی یعنی شریعتمداری و خبرگزاری امنیتی فارس بیرون آمد که نشان می‌داد آبشخور اصلی آن ذهن و دهان گندیده دستگاه اختناق و شکنجه، کودتاچیان است که در اوج درماندگی به چنین دستاویزی بی‌بنیاد چنگ آویخته است

واکنش کینه توزانه رژیم در فضای اینترنت علیه فعالین حقوق بشر بر کسی پوشیده نیست ولی همنوا و همصدا شدن با آن‌ها برای کسانی که قدم و قلمی در راه آزادی زندانیان سیاسی در بند، در این فضای مجازی برداشته‌اند ممکن است شما را به تعجب وا دارد

مجتبی سمیع نژاد در قمار عاشقانه با طرح چند سئوال مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران را زیر علامت سئوال می‌برد و عملاً این تشکل و احمد باطبی سخنگوی مجموعه را به دروغ‌گویی و بزرگ‌نمایی کذب و به عدم شفافیت منابع مالی متهم می‌کند

مجتبی در این مقاله نگرانی خود را از بازداشت فعالان حقوق بشر ابراز می‌دارد و خطاب به مجموعه فعالان حقوق بشر می‌نویسد « این بزرگ‌نمایی‌ها بیش از هر چیز دودش در چشم بازداشتی‌ها و فعالان حقوق بشر در داخل ایران می‌رود » ولی اصلاً نگران این نیست که خود این مقالات و نوشته‌ها او دستاویزی برای اعمال فشار از جانب دیکتاتوری ولایت فقیه به فعالین حقوق بشر می‌شود!

حالا اصلاً کاری به درست و یا غلط بودن اتهامات و اظهارات سمیع‌نژاد نداریم و در صدد پاک کردن سئوالات او نیستم و خود مجموعه فعالان حقوق بشر سخن‌گو و نماینده دارند و بررسی و پاسخ‌گو یی و شفاف سازی به عهده خود آن‌ها است.

ولی سئوال این است آیا سمیع‌نژاد این ابهامات و سئوالاتش را نمی‌توانست در طول این سال‌ها که همکاری نزدیک با مجموعه داشت مطرح بکند؟ و یا لااقل قبل از دستگیری این فعالان حقوق بشر مطرح کند ؟ تا الان چماقی در دست رژیم نشود ؟

وقتی که بازجویان بند 2 الف سپاه، فعالین حقوق بشر را برای اعتراف گیری زیر فشار و شکنجه قرار می‌دهند تا به حمایت مالی سازمان سیا اعتراف کنند هم‌زمان و در تقارن این کمک رسانی مجتبی هم از عدم شفاف بودن منابع مالی مجموعه فعالان حقوق بشر با آن‌ها هم زیان می‌شود !!

آیا باید با ساز این سیاست علیل همنوا شد؟ الان که مجموعه فعالان حقوق بشر تبدیل به سیبل رژیم شده است، و زیر آماج ضربات رژیم قرار دارد، آیا با زیر سئوال بردن این تشکل فعالیت آنها را کدر و کم فروغ نمی‌سازید؟ اصلاً کدام تشکل را می‌شناسید که بدون ایراد و بدون خطا باشد!!

تمام این فعالان برای حفظ و دفاع از ارزش‌های انسانی راه بند و زندان و شکنجه را بر خود هموار کردند. حمایت از زندانیان سیاسی و فعالین حقوق بشر هم افتخاری است برای هر وبلاگ‌نویس آزاده و وطن پرست و صف بردگی و آزادگی هم در محیط مجازی از همین نقطه مشخص می‌شود

پس چرا کسانی مثل مجتبی گاهی این چنین با ساز رژیم هماهنگ می‌شوند!! امیدوارم از سر صداقت و دل‌سوزی باشد. یادمان باشد اذیت و آزار و شکنجه این فعالان حقوق بشر نه به خاطر اعتقادات سیاسی بلکه برای دفاع از حقوق بشر است و این‌ها هیچ گونه اقدام خصمانه علیه حکومت انجام ندادند و از آنجایی که رژیم هیچ مبنایی برای متهم کردن این فعالین ندارد به راحتی آن‌ها را به سازمان ‌های سیاسی و بیگانه و... می‌بندد

با درس گرفتن از همه تجارب پیشین دیگر نباید عوام‌فریبی و فریب‌های سیاسی نظام را خورد رژیم برای بقا خودش دست به هر حقه‌بازی و دجالیتی دست می‌زند و به دوران پایانی‌اش رسیده است پس خواسته و یا نا‌خواسته با قلم و قدم، هیزم بیار آتش افروزی رژیم نشویم تا روحیه یأس و انفعال و بی‌تفاوتی بر دلسوزان حقوق بشر حاکم شود

پ ن
نوشته احمد باطبی در مورد جنگ سایبری


ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

شنبه، فروردین ۰۷، ۱۳۸۹

تسلیت به مقام مزخرف رهبری





نتایج اولیه انتخابات پارلمانی 7 مارس نشان می‌داد، مالکی در رقابت با علاوی پیشتاز است و حکومت ایران از پیروزی نوری مالکی و ائتلاف شیعی تحت رهبری او در انتخابات پارلمانی عراق ابراز خوشنودی می‌کرد.و سخن‌گوی وزارت امور خارجه ایران می‌گفت این یک موفقیت است و ما به عراقی ها تبریک می‌گوییم و امیدواریم که بتوانیم شکل گیری دولت جدید را در سریع ترین زمان ممکن ببینیم. تمام منطقه از برقراری امنیت در عراق سود خواهد برد.

بعد از شمارش 90 درصد آراء معلوم شد که ائتلاف العراقیه به رهبری ایاد علاوی بر ائتلاف نوری مالکی، پیشی گرفته، با پیشی گرفتن ائتلاف آقای علاوی در این مرحله، داد و فغان نوری مالکی شروع شد و خواهان باز شماری آرا شد و گفت در صورتی که آرای انتخابات پارلمانی اخیر به صورت مجدد بازشماری نشود از قدرتم به عنوان فرمانده نیروهای مسلح عراق استفاده خواهم کرد

رئیس کمیسیون مستقل انتخابات عراق درخواست برای بازشماری انتخابات سراسری عراق را رد کرد.آمریکایی ها به نوری المالکی هشدار دادند که در صورت شکست وی در انتخابات و مخالفت با تحویل مسالمت آمیز و رسمی قدرت، نظامیان آمریکایی در مدت سه دقیقه او را سرنگون خواهند کرد.

با این وضع باید برای ولایت فقیه پیام تسلیت فرستاد، حالا با پیروزی فهرست «العراقیه» به رهبری ایاد علاوی، در انتخابات پارلمانی عراق امیدواریم دولت قانون و حکومت قانونی به این کشور باز گردد و رژیم آخوندی دیگر نتواند برای سرپوش گذاشتن به بحران‌های داخلی خود خط و خواست خودش را در این کشور به پیش ببرد و حاکمیت عراق را بدزد و یا نقض کند و این هم یک شکست خفت بار دیگر در آغاز سال نو برای رژیم مستبد حاکم بر ایران شد

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

جمعه، اسفند ۲۸، ۱۳۸۸

شادباش نوروزی


عقربه‌های ساعت زمان آغاز سال نو، که پیام آور بهار و فرخنده نوروز باستانی است را نشان می‌دهند. صمیمانه‌ترین تبریکات و بهروزی و پیروزی همه هموطنان عزیزم را به مناسبت این روز خجسته آرزومندم و امیدوارم این سال نقطه پایانی بر حکومت استبداد مذهبی حاکم بر ایران باشد و سلام به تمام فرزندان غیور و مبارز که به امید و شوق بهاری جاودانه در وطن چون ققنوس جان‌شان را به آتش کشیدند تا در بهار آزادی هم چون شقایقی سرخ از خاک ایران زمین سر برآورند

نوروز و بهارتان پر از شادی باد

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

سه‌شنبه، اسفند ۲۵، ۱۳۸۸

شکوفه‌های گل آتش

شکوفه‌های گل آتش



این آتش ماندنی بود
همچون کتیبه‌ای
بر فراز صخره خاطره‌ام

در دل‌تنگی غروب غربت
دیوانه‌وار از آتش می‌گذرم ،
گویی که از زردی هزار ساله رها می‌شوم

در انحنای این شب چارشنبه
شعله‌ها
رقصان و پای کوبان
بالا می‌روند

در این سردگاه ِ صبوران
عبور نور و صدا را از سرزمینم می‌شنوم
و قبای شعله‌ور مردی که در حریق هوس می‌سوزد

در این تهاجم سرما، مگر گناه تو چه اندازه بود!
که از عذاب آتش می‌ترسی!

مگر تا قیامت
چه اندازه راه است!

ح مقدم (بادبان)



ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

جمعه، اسفند ۲۱، ۱۳۸۸

کابوس ِ قیام چهارشنبه سوزی





چند روزی است که رژیم بر علیه مردم و جشن چهارشنبه سوری جنگ روانی به‌راه انداخته است از فتوای دایناسورهای ماقبل تاریخ حجره‌ها گرفته تا تبلیغات تلویزیونی، که مدام به تکرار و نشخوار خطرات جانی و مالی آتش سوزی و بحث ایجاد امنیت در سطح جامعه مشغولند، و مردم را از این بلای تاریخی برحذر می‌دارند

درتهران و دقیقاً در قرارگاه ثارالله، نمایندگان سپاه، بسیج و نیروی انتظامی و وزارت اطلاعات نشست‌های امنیتی گذاشتند و تاکتیک‌های سرکوب جوانان را در آن روز مورد بررسی و ارزیابی قرار دادند و چند روزی است که در برخی میادین و در شهرک غرب ماشین‌های آتش نشانی را مستقر کردند و ظاهراً قصد دارند با این ماشین‌ها هر جا آتش دیدند خاموش کنند و نگذارند هیچ تجمعی صورت بگیرد.

چون می‌دانند آتش باعث تجمع می‌شود و اگر تجمع شکل بگیرد نظام به خطر می‌افتد و حریق آن یقیناً دامن رژیم را خواهد گرفت. و به بهانه حفاظت مردم، موج دستگیری‌ها را افزایش دادند و سردمداران حکومتی برای مردم خط و نشان کشیدند و خلاصه کلام، تهران را می‌خواهند امنیتی و پلیسی جلوه بدهند و نگذارند حرکتی انجام بگیرد

و این بار هم یقیناً رژیم سعی خواهد کرد برای دستگیری جوانان از لباس شخصی‌ها استفاده کند که در صورت فیلم‌برداری چهره نظام حفظ شود و ظاهراً نشان بدهند که خود مردم هستند که مانع برگذاری این مراسم هستند!! البته اگر هنوز آبروی از رژیم پیش مردم باقی‌مانده باشد!!

امٌا با وجود همه این شاخ و شونه کشیدن‌‌ها، وبلاگ‌ها، و سایت‌های اینترنتی، و شعارهای نوشته شده پشت صندلی‌های اتوبوس، و روی اسکناس‌ها، مردم را برای ضیافت شب چهارشنبه سوری دعوت می‌کنند

و اگر رژیم جنگ روانی به‌راه انداخته، جوانان هم، چند روزی است که با جنگ و گریز و با شعار و ترقه و فشفشه صدای پیشواز از چهارشنبه سوری را به گوش می‌رسانند و مردم به تبلیغات رژیم اعتنا نمی‌کنند و روحیه‌شان بالاست . و احتمالاً همین ماشین‌های آتش نشانی مستقر شده در میادین و همچنین موتورهای نیروهای سرکوب‌گر بته چهارشنبه سوری خواهند شد، و خامنه‌ای و مزدوران از همین حالا در کابوس آن شب، به سر می‌برند

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

یکشنبه، اسفند ۱۶، ۱۳۸۸

زن بودن ممنوع



ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

جمعه، اسفند ۱۴، ۱۳۸۸

گزارش تکمیلی از کشف شبکه قاچاق مهمات و تسلیحات نظامی از ایتالیا به ایران





در پاسخ به سؤالات زیادی که از وزارت خارجه ایران درباره کشف شبکه قاچاق تسلیحات نظامی شده است یک مقام وابسته به وزارت‌خانه گفته است تا این لحظه ایران حرفی برای گفتن در این مورد ندارد .

در تحقیقاتی که توسط دادستانی و پلیس مالی میلان برای قاچاق بین‌المللی تسلیحات نظامی صورت گرفت، و منجر به بازداشت و زندانی 7 نفر شده است ارتباط مستقیم این شبکه با حکومت جمهوری اسلامی ایران دیده می‌شود .

در این زمینه برای اشخاصی که حکم جلب صادر شده است نام چهار تن از عوامل امنیتی ایران دیده می‌شود حمید معصومی نژاد خبرنگار صدا و سیمای تلویزیون جمهوری اسلامی ایران در رم از جمله دستگیر شدگان این شبکه است.

در این شبکه جاسوسی تسلیحاتی عوامل امنیتی ایتالیایی هم مشاهده می‌شود
یک وکیل واسطه، دو کارشناس تسلیحاتی ایتالیایی، یک مامور از نیروی گارد ویژه سابق انگلیسی، و یکی از کارکنان سابق شرکت اسلحه سازی برتٌآ، و با استفاده از یک شرکت سهامی، اقدام به ارسال همه نوع سلاح و مهمات به ایران بودند،

دوربین‌های دید برای سلاح‌های تک تیرانداز و همچنین مقادیر زیادی مواد منفجره، انواع چترهای پرش، هلیکوپتر، مهماتِ سلاح‌های مختلف، کلاه‌خود‌های ویژه نیروی هوایی از جمله تجهیزات نظامی هستند که کشف و ضبط شده‌اند.

تسلیحات نظامی از آلمان خریداری شده و از رومانی و انگلستان و سوئیس و دوبی عبور می‌کردند دادستان آرماندو اسپاتارو اظهار داشت: اگر لایحه لغو کنترل و شنود تلفنی که در حال حاضر در مجلس ایتالیا مورد بحث و باز بینی است قبلاً به یک قانون اجرایی درمی‌آمد برای ما این نوع تحقیقات کامل و دقیق غیر ممکن می‌شد

تحقیقات درباره اقدامات این افراد از ماه ژوئن سال 2009 آغاز می‌شود زمانی که کشور رومانی از ایتالیا تقاضا می کند تا برگه‌های گمرکی مربوط به محموله 200 قطعه دوربین‌ دید که بر روی سلاح نصب می‌شود و به بخارست ارسال، و به مقصد تهران بارنامه شده بود را بررسی کنند

و در همان ایام یک محموله دیگر که حاوی 150 قطعه دوربین ِ دید ِ لیزری بود در کشور سوئیس کشف و متوقف می‌شود و همچنین 100 قطعه دوربین دید دیگر در لندن کشف می‌شود که در این رابطه یک مامور گارد ویژه سابق انگلیسی دستگیر و بازداشت می‌شود . از اعترافات این مامور سابق انگلیسی معلوم می‌شود که این دوربین‌ها به مقصد ایران بودند و نه 100 و یا200 بلکه 1000 قطعه بودند و هر قطعه آن به ارزش 2000 یورو قیمت گذاری شده است

و در این رایطه نام های جدیدی لو می‌رود که از میان آن‌ها وکیل رافائل رُسی پاتریارکا که با مقامات ارشد نیروهای نظامی ایران در تماس بوده است و یکی از مدیران سابق شرکت اسلحه سازی برتٌا الکساندرو بُن و شریک او آرنالدو لاسکالا و با استفاده از یک شرکت پوششی، تسلیحات و مهمات به ایران ارسال می‌کرد

در پی این تحقیقات نام چهار عامل امنیتی ایرانی نیز، که با لاسکالا ، بُن، و رُسی پاتریارکا، در ارتباط بسیار نزدیک بودند فاش می‌شود. معصومی نژاد ( خبرنگار ) که در رم زندگی می‌کند، علی دمیرچیلو در تورین که ظاهراً شاغل به کار مشخص و دائم نیست و همچنین همایون بختیاری که در کشور دوبی به عنوان کشور ترانزیت در ارسال تسلیحات به ایران فعالیت داشته، و در تهران نیز امیر رضا حکیمی با این شبکه همکاری می‌کرد

با دستگیری هفت نفر از این شبکه ارسال مهمات و تسلیحات نظامی به ایران متوقف می‌شود و 9 فروند هلیکوپتر که قرار بود به تهران ارسال شود در شهر مالی زمین گیر می‌شود و محموله‌های شیمیایی از اتحاد جماهیر شوروی سابق و مقادیر زیادی مواد منفجره از بلغارستان در همین رابطه کشف و ضبط می‌شود

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

پنجشنبه، اسفند ۱۳، ۱۳۸۸

عمليات موسوم به «تک تيرانداز» توسط پليس ایتالیا


پلیس ایتالیا با صدور اطلاعیهای اعلام کرد دو ایرانی و پنج ایتالیایی را به اتهام قاچاق سلاح به ایران بازداشت کرده است.
و همیچنین دو ایرانی دیگر تحت تعقیب هستند که به احتمال زیاد ایتالیا را ترک کردند. در همین رابطه حمید معصومی نژاد(خبرنگار صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران در ایتالیا) به اتهام عضویت در سرویس های اطلاعاتی ایران به همراه "علی دمیرچیلو" در ساعات اولیه امروز در عملیات پلیسی دستگیر شده اند. این افراد متهم به مشارکت در انتقال تسلیحات به ایران هستند. اتهام این افراد مشارکت در ارسال اسلحه و سامانه های تسلیحاتی به ایران بوده که مغایر تحریم های بین المللی در حال اجرا است.

پی نوشت
یکی از کاربرانی گرامی بالاترین توضیحات تکمیلی درباره این عملیات را در سایت بالاترین قرار داده که درپی نوشت این پست آوردم با تشکر از (کاربر بالاترین امید فردا)

آرماندو سپاتارو، دادستان ضد تروريسم ايتاليا، در يك كنفرانس خبري تاكيد كرده است به دليل اين كه اين مساله مورد توجه جامعه بين المللي است، تحقيقات در اين زمينه از اهميت زيادي برخوردار است.
اين دادستان ضد تروريسم ايتاليا تصريح كرده است كه تحقيقات درباره اقدامات اين افراد از ماه ژوئن سال ۲۰۰۹ آغاز شده است.
در همين زمينه، سرهنگ وينچنزو آندرئونه، از بخش مالي پليس، نيز گفته است اين افراد در صدد بودند تا مقادير زيادي موشك هاي ضد تانك و مواد منفجره را به ايران ارسال كنند.
سرهنگ وينچنزو آندرئونه همچنين گفته است كه يكي از بازداشت شدگان ايتاليايي كه يك وكيل است، به ايران سفر كرده و با مقامات بلندپايه ارتش ايران نيز ملاقات كرده بود.
به گفته آرماندو سپاتارو دو ايراني ديگر نيز در جريان قاچاق اين سلاح ها شركت داشته اند ولي آنها اكنون در ايران به سر مي برند. وي تصريح كرده است كه دو ايراني بازداشت شده براي دولت ايران كار مي كنند.حميد معصومي نژاد، ۵۱ ساله يكي از بازداشت شدگان است كه شغل خود را روزنامه نگار اعلام كرده و ساكن رم است و همايون بختياري ديگر ايراني بازداشت شده است كه شغل خود را بيان نكرده است.

به گفته مقامات ايتاليايي اين افراد از سال ۲۰۰۷ اقدامات خود را آغاز كرده اند و كوشيده اند تا رد پايي از خود برجاي نگذارند.
به گفته آرماندو سپاتارو اين شركت ها با دريافت تقاضا از ايران، بيشتر اين اسلحه ها را از اروپا و به ويژه آلمان خريداري كرده اند.
آرماندو سپاتارو همچنين گفته است كه اين سلاح ها پيش از ارسال به ايران به كشورهاي سومي مانند بريتانيا، سوئيس و روماني فرستاده شده اند و برخي ديگر نيز از طريق كشورهاي حاشيه خليج فارس و دبي به ايران ارسال شده اند.
طبق اين گزارش، اين شبكه بعد از آن كه ماموران روماني و بريتانيا محموله هاي سلاح را كشف و ضبط كردند، لو رفته است.
آرماندو سپاتارو همچنين گفته است مقامات پليس برن و سوئيس با اين تحقيقات همكاري كرده اند.

در بيانيه پليس ايتاليا تصريح شده است که اين افراد به اتهام مشارکت در ارسال اسلحه و سيستم های نظامی به ايران و نقض تحريم های بين المللی بازداشت شده اند.
دولت ایران تاکنون به اخبار منتشره درباره بازداشت این دو ایرانی و همچنین اتهامات آنها واکنشی نشان نداده است.


ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

فراخوان وبلاگ نویسان علیه اعدام، برای نجات جان محمد امین ولیان












صدور حکم اعدام محمد امین ولیان و تأیید آن در دادگاه تجدید نظر توسط دادستانی انقلاب در شرایطی اعلام می‌شود که نارضایتی‌های عمومی نسبت به سرکوب و دستگیری‌های گسترده و شکنجه‌های وحشیانه جسمی و روحی، رو به افزایش است و از طرفی در آستانه تدارک اعتراض گسترده چهارشنبه سوری هستیم و این روز اعتراض ملٌی، حکومت جمهوری اسلامی ایران را سخت به هراس انداخته است لذا نظام قضایی ایران اقدام به صدور جرایم سنگین علیه معترضین عاشورا نموده، تا فضای رعب و وحشت در میان مردم ایجاد شود .

محمد امین ولیان در روز 22 دی‌ماه سال جاری و پس از انتشار مطلبی در نشریه بسیج دانشجویی دانشگاه دامغان علیه وی، در شهر دامغان بازداشت و به بازداشتگاه نامعلومی در شهر تهران منتقل می‌شود او از روز بازداشت تا کنون هیچگونه ملاقات با خانواده و انتخاب وکیل مدافع را نداشته است و مستقیما از سلول انفرادی در بازداشتگاه‌های نامعلوم اطلاعات سپاه به دادگاه منتقل شده است.

او عضو شورای مرکزی انجمن دانشگاه دامغان و از اعضای ستاد انتخاباتی دانشجویی میر حسین موسوی در این شهر بوده است و حکم اعدام او با استناد به یک عکس در روز عاشورا می‌باشد فشارها و تهدیدات غیر انسانی بازجویان علیه او و نشان دادن اخبار جعل شده در زندان به این متهم به حدی بوده است که بنا به گزارش ایسنا او در جلسه دادگاه خود گفته است : «من وقتی در زندان بودم در تلویزیون دیدم كه سران بزرگ اصلاحات در این دادگاه ایستاده‌اند.»

امروز رژیم در چنبره انزوای همه گیر اجتمایی و رسوایی و آبروی باختگی بین‌المللی به گونه‌ای چاره ناپذیر اسیر است و کوس رسوایی آن بخصوص در اجلاس کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل در ژنو طوری به صدا در آمد که در اقصی نقاط جهان انعکاس یافت. و حالا که در سراشیب سرنگونی دست و پا می‌زند بی جهت نیست که این احکام سنگین را صادر می‌کند. البته این احکام هم بخشی از این جنگ رژیم علیه مردم به پاخاسته است و انتظاری جز این هم نباید داشت.

امٌا امروز در مقابل این تهاجم رژیم به حقوق مردم ایران بر ما وبلاگ نویسان و همه آزادگان و دلسوخته‌گان حقوق بشر است که اجازه ندهیم نظام قضایی ایران برای مرعوب کردن جامعه و برای زهر چشم گرفتن، این دانشجوی 20 ساله ایران زمین را به قربانگاه بکشاند .

ما وبلاگ نویسان علیه اعدام مصراً خواستار لغو احکام سنگین و بی‌پشتوانه حقوقی و قانونی ِ صادر شده علیه دانشجویان و جوانان بی‌گناه هستیم و صدور این احکام سنگین علیه فعالین دانشجویی که هدف سیاسی آن ایجاد رعب و وحشت در جامعه است را بشدت محکوم می‌کنیم . ما از کمیسر عالی حقوق بشر و مراجع بین‌المللی برای نجات جان محمد امین ولیان تقاضای کمک می‌کنیم و خواهان ارجاع پرونده نقض حقوق بشر این رژیم به شورای امنیت سازمان ملل هستیم. ما از همه کشورهای جهان میخواهیم روابط خود را با دولت ایران تا لغو همه احکام اعدام در ایران به حال تعلیق در آورند. از تمامی آ زادیخواهان و وبلاگ نویسان در خواست داریم همه تلاش خود را برای نجات جان محمد امین و همه زندانیان سیاسی در ایران به کار برند.

گزارش فوق به سازمان‌های زیر ارسال گردید

بان کی مون( دبیر کل سازمان ملل متحد )
ناوی پیلای ( رییس کمیسیون حقوق بشر )
کمیساریای عالی حقوق بشر
کمیسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا
سازمان عفو بین الملل
سازمان دیدبان حقوق بشر


ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed