Recent Posts
دوشنبه، مهر ۱۶، ۱۳۸۶
نه به اعدام
امروزه شمار حامیان لغو مجازات اعدام پیوسته رو به افزایش است به نظر من یک دولت باید قوانینی وضع کند که بتواند حافظ نظم جامعه باشد و امنیت مردم را تضمین کند ولی نباید انتقام جویی کند گرفتن جان در ازای جانی که گرفته شده است عدالت نیست انتقام جویی است . و نمیتوان با شیوهای آخوندی مثل قانون ضد انسانی قصاص ، با کشتن آموزش داد که کشتن اشتباه است .
فقط با فرهنگ تعلیم و تربیت و احترام نسبت به حقوق دیگران و با تضمین حقوق یکسان برای مردم میتواند جرایم را کاهش و تا حدی پیشگیری کرد.
با مجازات اعدام مسلماً فرد مجرم اصلاح نمیشود و دولت با این شیوه در پی اصلاح فرد نیست و کشورهای موافق اعدام این شیوه مجازات را بعنوان عامل بازدارنده ارتکاب جرم میدانند . که البته اثر بازدارندگی مجازات اعدام بنا به شواهد علمی هنوز اثبات نشده و هیچ قاتلی به شما اعتراف نمیکند ، موقعی که مرتکب جرم بود بفکر عواقب عملش بوده است . وقتی حبس ابد می تواند فرد را از ارتکاب مجدد جرم بازدارد پس چرا باید به طرف شیوههای ظالمانه و وحشیانه رفت .
و اگر رابطه علت و معلول قانونمند باشد مجازات اعدام معلول را از بین میبرد و علت را از بین نمیبرد علت وجود دهنده معلول است و اگر علت نبود معلول نبود یعنی این مجازات کاری نمیکند که فردا جنایتی صورت نگیرد .
آمارها نشان میدهد که در کشورهای حامی مجازات اعدام جرایم جنایی کاهش نیافته و حتی در کشورهایی مثل ایران افزایش یافته . مجازات اعدام با ماده 3 اعلامیه حقوق بشر در تناقض است این ماده میگوید هر فردی حق آزادی ، و حق امنیت و حق زندگی کردن را باید داشته باشد . شاید هنوز نشود بشکل یک قانون بینالمللی و از طریق سازمان ملل متحد و با تصویب رساندن لغو حکم اعدام ، قوانین جامعه جهانی را متمدن کرد ولی گامهای اساسی درجهت برچیدن آن برداشته شده است .
شنبه، مهر ۱۴، ۱۳۸۶
امضاء برای توقف جهانی حکم اعدام
حزب رادیکال ایتالیا و انجمن غیر انتفاعی « به قابیل دست نزنید » که همواره در خط اول کمپین برای توقف حکم اعدام تلاش میکنند با حمایت از 10 اکتبر به عنوان « روز جهانی علیه اعدام » در صدد جمع آوری امضاء شهروندان ، در میادین اصلی شهرهای ایتالیا هستند .
لغو حکم اعدام کمک به ارتقاء حیثیت انسان و توسعه و رشد حقوق بشر است و نهایتاً با این هدف تقاضای توقف حکم اعدام درخواست میشود ، که چشم انداز آتی آن لغو کامل این حکم است .
تلاش رادیکالها برای ارایه و به رأی گذاشتن فوری این قطعنامه است و کمسیون حقوق بشر سازمان ملل در ژنو آن را به تصویب رسانده است و همچنین مورد حمایت پارلمان اتحادیه اروپا و پارلمان ایتالیا قرار گرفته است .
توقف حکم اعدام میتواند جان هزاران زندانی محکوم به مرگ را نجات دهد به ویژه بیگناهان و فراموش شدگانی که در سکوت و بیتفاوتی عمومی جان میدهند و کشته میشوند .
سهشنبه، مهر ۱۰، ۱۳۸۶
چ مثل چرا ؟ به فرزندان ارنستو

ما در دنیای وارونه زندگی میکنیم ، در دنیایی که برای گرسنهگان سیلاب میآید و برای تشنهگان خشگسالی ، در دنیایی که برای لاغر شدن چندین برابر سیر شدن ، باید خرید کرد دنیایی را به ما تحمیل میکنند که سرابهای پیدرپی آن امید رسیدن به آب را ذبح میکند . آیا به اندازه کافی هوشمند هستیم تا آب و سراب را از هم تمیز دهیم ؟
در این دنیای واژگون شده میبینیم «آلیدا مارچ» و «کامیلو گوارا» فرزندان ارنستو چه گوارا این اسطوره انقلابی امریکای لاتین را به ایران دعوت میکنند و آنها را برای بازدید از قبور 72 تن و همچنين بيت حضرت امام در جماران و به مجلس ارتجاع میبردند و از نزدیک با جنایتپیشهگان حکومت مستبد آشنا میکنند .
بعد از فیدل کاسترو و چاوز و اورتگا حالا رژیم آخوندی فرزندان چه گوارا را به ایران میآورند تا بر زخم انقلابیون و مبارزین نمک بپاشد . همه داعیه داران سوسیالیسم باید بدانند در سرزمینی پا میگذارند که در آن فاجعه ملی سالهای 60 و 67 و وقایع هولناک علیه بشریت در آن بوقوع پیوسته و هم اکنون ابتداییترین حقوق انسانی در این کشور لگدمال میشود و هنوز دانشجویانش برای داشتن عقیده پشت هاشور میلهها در بندند .
نگوئید نمی دانند !! و این ها مبارزین و انقلابیونی هستند که در میان مردمشان دلسوز محبوب هستند و از جنایات جمهوری آخوندی اطلاعی ندارند !! آیا از 53 بار محکومیت ، به خاطر نقض آشکار حقوق بشر توسط حکومت ایران هم بی اطلاع هستند خوشبختانه این بیانیه و قطعنامهها در ارگان رسمی سازمان ملل متحد ثبت میگردد و آژانسهای خبری آن ها را مخابره میکنند .
نکند زبانم لال این انقلابیون امروزی آمریکای لاتین فکر میکنند رژیم واپسگرای خمینی ضد امپریالسم است و در راه سوسیالیسم مبارزه میکند . چون میبینند رژیم مستبد مذهبی سپاه بدر و قدس را درعراق برعلیه امپریالیسم ، پشتیبانی تسلیحاتی میکنند و با امریکا رو در رو شدهاند و حزب الله و حمس و القاعده را در لبنان و افغانستان مجهز و مسلح میکنند و نتیجه میگیرند که آخوندها ضد امپریالسم هستند البته حزب توده و اکثریت هم همین خیالات و تواهمها را داشتند و آش سپاه پاسدارن را هم میزدند و از آخور ولایت فقیه سیر میشدند . ولی طولی نکشید که رژیم آخوندی کمونیست را کافر و مرتد خواند و تازه میگفتند توبهشان را هم قبول نداریم . حالا چه شده که امروز دست به دامان کمونیستهای آمریکای لاتین شده !!
اگر رژیم ضد امپریالیسم بود و در راه سوسیالیسم مبارزه میکرد ، آیا این مبارزات باید در خدمت مردم میبود یا نه !! و از حقوق زحمتکشان و کارگران و کشاورزان دفاع میکرد یا نه ! مگر این رژیم ، مردم ایران را زیر خط فقر و گرسنگی و جوانان را به بیکاری روز افزون و دختران معصوم مردم را به فحشاء نکشانده است ؟ و هنوز فعالین جنبش کارگری در زندان بسر میبرند و زنان هر روز سرکوب میشوند و آمار خودکشی بیداد میکند و اگر براستی رژیم به فکر منافع مردم بود امروز وضعیت ایران را به جایی نمیرساند که در آستانه یک حمله نظامی قرار دهد و به کشور خسارات جانی و مالی بزند .
اگر امریکا در راستای توسعه طلبی و تصرف سیاسی و برای بدست آوردن منابع جدید لشگر کشی میکند درست به موازات آن بنیادگرایی مذهبی رژیم آخوندی برای امپراطوری اسلامی و تصرف و صدور تروریسم قدم برمیدارد و پول نفت سفرههای مردم را برای صدور بنیادگرایی خرج میکند و تضاد او با امریکا اختلاف سیاسی است و اگر همین امروز دولت امریکا براندازی رژیم را از صورت مسئله خود پاک کنند رژیم برای حفظ نظام چار چنگولی به پایش میافتد .
ولی ای کاش فرزندان چهگوارا به ملاقات مطالبات مردم ایران میآمدند که رد پای آن را در دشت خونین خاوران و زندانهای نمور حکومتی میدیدند همان مطالباتی که ارنستو به خاطر آن در جنگلهای بولیوی به خاک افتاد و هنوز نام و تصویر او در مبارزات زحمتکشان ، و خیزشها و قیامهای سرکوب شده خلقهای ستمدیده به چشم میخورد
جمعه، مهر ۰۶، ۱۳۸۶
پنجشنبه، مهر ۰۵، ۱۳۸۶
سهشنبه، مهر ۰۳، ۱۳۸۶
بوی خوش ماه مهر
بوی خوش ماه مهر و روزهای پر جنب و جوش مدارس از راه رسید و عطر کتاب و دفتر نو و ذوق روز اول مدرسه و یاد خوش آن دوران کودکی هنوز بعد از سالیان برایم باقی مانده و صف بستن و نظام گرفتن تو حیاط مدرسه و قیافه ناظم چوب بدست را هنوز در ذهنم مجسم میکنم .
بعد از اتمام دوران تحصیلی ما ، حیاط این مدارس تبدیل به روزهای خاکستری برای نسل بعد شد و صبحگاه تبدیل به اشاعه فرهنگ خشم و نفرت شد و صفوف دانش آموزان با شعارهایی که نوید مرگ و میر وجنگ را میداد همراه بود ، مرگ بر ضد ولایت فقیه ، مرگ بر آمریکا ، مرگ بر شوروی ، مرگ بر اسرائیل ، مرگ بر منافقین و صدام ، مرگ بر بی حجاب و صبح ساعات اول مدرسه از گلوی بچههای دبستانی این همه مرگ شنیده میشد و به فرزندان ما میآموختند که با صدای بلند شعار بدهند . آنقدر بلند فریاد بزنند که صدایشان به آمریکا برسد و با گلوهای خراشیده بچهها را راهی کلاسهای درس میکردند و یاد میدادند تا بچهها بگویند « خدایا از عمر ما بکاه و به عمر رهبر بیافزا !!» .

دوران کودکی ما یک صفحه شعری در کتاب بود که بسیار زیبا بود و من خیلی دوست داشتم و هنوز پس از سالیان با این صفحه احساس یگانگی میکنم نمیدانم شما هم مثل من این احساس را دارید ؟؟
بعد از اتمام دوران تحصیلی ما ، حیاط این مدارس تبدیل به روزهای خاکستری برای نسل بعد شد و صبحگاه تبدیل به اشاعه فرهنگ خشم و نفرت شد و صفوف دانش آموزان با شعارهایی که نوید مرگ و میر وجنگ را میداد همراه بود ، مرگ بر ضد ولایت فقیه ، مرگ بر آمریکا ، مرگ بر شوروی ، مرگ بر اسرائیل ، مرگ بر منافقین و صدام ، مرگ بر بی حجاب و صبح ساعات اول مدرسه از گلوی بچههای دبستانی این همه مرگ شنیده میشد و به فرزندان ما میآموختند که با صدای بلند شعار بدهند . آنقدر بلند فریاد بزنند که صدایشان به آمریکا برسد و با گلوهای خراشیده بچهها را راهی کلاسهای درس میکردند و یاد میدادند تا بچهها بگویند « خدایا از عمر ما بکاه و به عمر رهبر بیافزا !!» .
دوران کودکی ما یک صفحه شعری در کتاب بود که بسیار زیبا بود و من خیلی دوست داشتم و هنوز پس از سالیان با این صفحه احساس یگانگی میکنم نمیدانم شما هم مثل من این احساس را دارید ؟؟
شنبه، شهریور ۳۱، ۱۳۸۶
جمعه، شهریور ۳۰، ۱۳۸۶
Beppe Grillo
Beppe Grillo هنرمند و طنز پرداز آگاه و برجسته را همه درایتالیا میشناسند و با زبان طنز او آشنایی دارند یه چیزی تو مایههای هادی خرسندی ایرانیهاست البته از شعر و شاعری سر رشتهایی ندارد ولی تیغ طنز او برای بیان مساثل اجتمایی و سیاسی بسیار برنده و اثرگذار است سالیان درازی است که او را به خاطر عبور از خط قرمزهای تعیین شده از شبکههای تلویزیونی اخراج کردهاند ولی او هم چنان به فعالیتهای خود حول مساثل اجتمایی ، سیاسی ، اقتصادی ، انرژی ، بهداشت ، با رویکرد طنز در شهرهای مختلف و در سالنهای بزرگ و پرتجمع ادامه میدهد .
این چند سال اخیر مرکز فعالیتهای خود را به اینترنت کشانده است و با براه انداختن یک وبلاگ ساده چنان ترافیکی در اینترانت ایجاد کرده که وبلاگ او به یکی از پربینندهترین وبلاگهای اینترنتی تبدیل شده است تقریباً هر روز پست میگذارد تعداد کامنتهای او به 1500 تا 3000 در روز میرسد و او شدیداً معتاد اینترنت شده و تلاش پروین همسر ایرانی او برای ترک اعتیاد او از وبلاگ و اینترنت بی نتیجه مانده و برای سرعقل آوردن او کاملاً نا امید شده .
گریلو روز 8 سپتامبر تصمیم میگیرد برای تغییرات بنیادین در سیاست ایتالیا اقدام عملی کند و با ناسزاز گفتن به نمایندگان مجلس و دولت اقدام به جمع آوری امضاء علیه وضع موجود میکند و خود او در میدان شهر بلونیا به میان مردم میرود و به اجرای برنامه میپردازد و داد و بیداد میکند که پارلمان را یک مشت عوام فریب حرفهای اشتغال کردهاند و دولت و نمایندگان دولت تو یک دنیای دیگری بین محافظین و رادیو تلویزیون زندگی میکنند و باید پارلمان پاک سازی شود .
ظاهراً 100 هزار نفر به میدان شهر بلونیا آمده بودند و هم زمان در 220 شهرایتالیا به جمعآوری امضاء میپرداختند و گریلو تجمع در 20 کشور جهان را از طریق اینترنت در ارتباط مستقیم با برنامه خود قرار داده بود او میگوید حرکت من برای آزادی بیان و در چارچوب قانون صورت میگیرد در ابتدا رادیو تلویزیون و رسانهها بهای چندانی به این حرکت ندادند ولی سی ان ان و رویتر شروع به مخابره خبر شدند و کم کم خبرگذاریهای دیگر هم نوشتند و طوری شد که الان بعد از 12 روز ، شب و روز در رسانهها و رادیو تلویزیون بحث بر سر مسائل مطرح شده از طرف گریلو ادامه دارد و از رئیس جمهور گرفته تا نخست وزیر و نمایندگان و مردم سر آن بحث میکنند . منظور من از این پست نقطه نظرها و پیشنهادات داده شده گریلو نیست فقط خواستم نشان بدهم چه پتانسیل ِ بالایی در اینترنت نهفته است وچه کارهای بزرگی میشود با این صفحه مجازی انجام داد .
جمعه، شهریور ۲۳، ۱۳۸۶
حکومت آخوندی به روایت آمار

معمولاً هر دولتی را نسبت به عملکرد و بیلان کار سالانه آن مورد ارزیابی قرار میدهند و به نقاط قوت و ضعف آن پی میبرند و در واقع آمار و ارقام نمایانگرعملکرد دولت است ومردم بر اساس مثبت و یا منفی بودن آمار برای حفظ و یا تجدید نظر در سیاست آن دولت نظر میدهند درحکومتهای خودکامه خود دولت طبق نظرخود بیلان سالانه ارائه میدهد و اگر مثلاً پای صحبتهای احمدی نژاد بعنوان رئیس جمهور دولت بنشینید میبینید ایران در عصر شکوفایی اقتصادی و علمی بهسر میبرد و ما درقله فناوری هستهای قرار داریم و شاهدیم که ایران درهمه زمینهها به سوی رشد و پیشرفت و ترقی گام برمیدارد .
ولی واقعیت چیزی دیگری است اگر بیلان بیست و هشت سال حکومت ولایت فقیه را ارزیابی کنیم سراسر این کارنامه فساد و جنایت است از اقتصاد مافیایی آقازادهها گرفته تا حراج منابع زیر زمینی ، و از اعتیاد روز افزون و بیکاری جوانان تا ترویج فساد و فحشاء « صیغه» و تعرض به اساسی ترین حقوق شهروندان را میبینیم ، بیخود نیست آمار خودکشی در ایران ابعاد بیسابقهیی گرفته و آمار و ارقام سرسام آوری از خود سوزی و خودکشی در رسانههای حکومتی به چشم میخورد .
سرکوب بیسابقه زنان با قوانین زن ستیز و پیشنهاد قوانین جدید تحت نام « لایحه حمایت خانواده » زنان را عملاً در لبه تیز ستم قرار میدهد و این طرح را هم باید به کارنامه سیاه ولایت فقیه افزود . عملکرد رژیم در سرکوب معلمین و کارگران و نادیده گرفتن حقوق بنیادی کار و تشکیلات کارگری رژیم را در لیست بدترین ناقضین حقوق کاردر جهان قرار داده است . این را من نمیگویم گزارشات سازمان جهانی کار که توسط دفتر بینالمللی کار هر چهار سال منتشر میشود باز گو میکند .
کارنامه سیاست دولت در زمینه دانشگاه و تعطیلی تشکلها و بازداشت گسترده فعالان دانشجویی و همچنین بازنشسته کردن اساتید و تصفیه آنها و به کار گرفتن مدیران ذوب شده در ولایت فقیه و تشکیل کمیتههای انظباتی و تعطیلی نشریههای دانشجویی و قلع و قم نهادهای دانشجویی اعم از شورای صنفی و انجمنهای اسلامی و کانونهای فرهنگی ، و به زبان دیگر رژیم یک انقلاب فرهنگی دیگری به راه انداخت که جزئیات آن را در خبرنامه امیر کبیر میبینیم .
حالا از عملکرد حکومت در عرصه بهداشت و درمان و یا تخریب و آلودگی محیط زیست حرفی نمیزنیم که خود دفتر دیگری میخواهد . امروزه آمار اعدام و شلاق و قطع دست و پا ، آینه تمام نمایی از چهره سرکوبگر حکومت ولایت فقیه را در معرض چشم جهانیان قرار داده است و جالب است که همه این جنایتها با طرح شعارهای عوام فریبانه مانند حکومت قانون ، جامعه مدنی ، گفتگوهای تمدنها ، حکومت مهرورزی ؛ انجام میگیرد . و خلاصه این که رژیم کار را به جایی رسانده که حتی حامیان خارجی از رژیم قطع امید کردند و اگر جدول نمودار ِ عملکرد حکومت را ترسیم کنیم به جز منحنی سیر سراشیب سقوط و سرنگونی دستآورد دیگری نمیبینیم .
یکشنبه، شهریور ۱۸، ۱۳۸۶
وداع با خواننده بزرگ « تنور »
صبح امروز میدان شهر مودنا حال و هوای دیگری داشت و شاهد هزاران سوگوار استاد بزرگ اپرا لوچیانو پاوراتی بود و از بلندگوهای کلیسای مودنا صدای سحر انگیز لوچیانو به گوش میرسید و مردم و مشتاقان لوچیانو در این کلیسا و میدان شهر جمع شده بودند تا با این خواننده بزرگ « تنور » وداع کنند او افتخار مردم ایتالیا بود و مردم بیشماری برای قدردانی و سپاس و به بدرقه آخرین سفر او آمده بودند
اگر چه من عاشق و شیفته اپرا نیستم ولی سبک و صدای او با دیگر هنرمندان اپرا متفاوت بود او توانست تا حدودی اپرا را که مختص سالنهای مجلل اشرافی و اریستوکراسی است ، به میان مردم ببرد . او اغلب تابستان در ویلای خود در مونته لاباته نزدیک پزارو که با ما حدود 25 کیلومتر فاصله دارد بسر میبرد و هر از گاهی در حیاط ویلا با فرزندانش دیده میشد .
پاوراتی را آرایش کرده ، در تابوتی که داخل آن به تور صورتی مزین بود قرارداده بودند درست به آن شکلی که او همیشه برای ورود به سن ، خود را آرایش میکرد کت و شلوار سیاه مخصوص سن ، پاپیون سفید ، و در دستش دستمال سپید همیشگی که هنگام اجرای اپرا به دست میگرفت دیده میشد . این هنرمند شهیر برای تشییح جنازه خود دستورات دقیق و مشخص به خانوادهاش داده بود وحتی نوع جنس تابوت را از قبل تعیین کرده بود « اندره آ بوچلی خوانند محبوب تنور » قطعهای از آوا- وروم موتسارت را به یاد او اجرا کرد و قسمتی از ویدئوی پاوراتی که به همراه پدر هنرمندش سالیان پیش در این کلیسا اجرا شده بود دراین مراسم به نمایش گذاشته شد و مردم نوشتههای خود را در دفتر یادبود ثبت میکردند .
لوچیانو پاوراتی از زمان عمل سرطان پنج بار تحت شیمی درمانی قرار گرفته بود و قرار بود در هفته جاری به پاس خدمات او برای ترویج فرهنگ ایتالیا، جایزه فرهنگ کشور به وی اهدا شود . او سفیر فرهنگ و هنر ایتالیا برای مردم جهان بود و صدای سحر آمیز او منادی صلح و دوستی بود . بر خلاف سیاستمداران و دولتمردان کاسبکار ایتالیا که بجز چپاول ودزدی هنر دیگری ندارند ( بیخود نیست مردم دنیا از این دید ایتالیا را در اسپاگتی و مافیا خلاصه میکنند ) او شهرت و آوازه جهانی داشت و علیرغم بدنامی سیاستمدارانشان ، این سرزمین به یومن غولهای هنری مثل پاوراتی و داشتن فرهنگ کهن و شخصیتهای نامدار ادبی و علمی و هنری یکی از غنیترین کشورهای جهان محسوب میشود .
در این مراسم ستارگان موزیک ازجمله بونو رهبر ( یو 2 ) رهبران سیاسی ، هنرمندان سینما ، و دبير اسبق سازمان ملل متحد ، كوفي عنان و هزاران طرفدار فرهنگ وهنر شرکت داشتند چندین هواپیما در عملیات اکروباتیک با به جا گذاشتن دود سه رنگ که نماد پرچم و اتحاد ایتالیا است به روي كليساي جامع شهر مودنا به پرواز در آمدند .این اسطورهي اپرا در گورستان مونتالهرانگونه در نزديكي شهر مودنا بهخاك سپرده شد؛
پنجشنبه، شهریور ۰۸، ۱۳۸۶
مار

گفتیم توفیق جان یک طرحی ، کاریکاتوری چیزی بکش که قراره بریم میدان شهر و از بلندگوهای میدان که شهرداری شهر در اختیارمان گذاشته اعتراضمان را علیه سرکوب و موج اعدامها و شلاقهای خیابانی ، که این روزها در ایران شدت یافته را با صدای رسا به گوش شهروندان و رسانههای گروهی ایتالیایی برسانیم
بعد از خریدن پارچه و رنگ ، طرحی از یک مار که بر تیرک دار پیچ و تاب خورده را کشید و این مار را به طناب داری تشبیه کرد که سر آن احمدی نژاد این جانور وحشی ترسیم شده بود و گردن قربانی خود را از حلقه طناب خود آویزان کرده بود که عکس این طرح را در اینجا قرار دادم
همه این مارهایی که امروز بر مسند قدرت هستند در آستین خمینی جلاد پرورش اندام کردن و مردم ما مدتهاست که از دست این خزندگان در امان نیستند و مدتهاست که نیش این ماران جان میگیرد
قبل از اینکه مار سیاه آخوندی دم خود را بر گردن ما بیاندازد قبل از اینکه بلیعده شویم قبل از اینکه خوراک این خزندگان شویم باید ضربه مهلکی به این مار سیاه بزنیم به امید کسی نباید نشست کسی دستمان را نمیگیرد راهی نیست جز از پا در آوردن این مار زهر آگین
اگرچه اربابان نوین جهان میخواهد نیش زهرآگین این مار را بکشد ولی به بهای تصرف سیاسی است و تازه اروپاه این مار سیاه آخوندی را البته خوش خط و خال میبیند و میگوید این مارها کاملاً اهلی هستند و میشود بساط مارگیری راه اندخت و از این را پول در آورد و کاسه تکدی را پر کرد ولی اروپا نمیداند مار، هر مارگیری را دیر یا زود میزند
دوشنبه، شهریور ۰۵، ۱۳۸۶
شاه گو ش میکند
« شاه گوش میکند» عنوان مجموعه داستانهای کوتاه ایتالو کالوینو ، یکی از نویسندگان صاحب سبک و صاحب نام ادبیات معاصر ایتالیا است . دیدگاه او به مقوله انسان همانند نیچه است زبان طنز و فانتزی و سیاست در اغلب آثار او دیده میشود
یکی از حکایتهای کوتاه او را ترجمه کردم و در وبلاگم قرار میدهم
شاه گو ش میکند
عصای مرصع را در دست راست باید نگه داشت ، راست و درست ، اگه پائین بزاری به درد سر میافتی تازه جایی هم که برایش در نظر نداری ، کنار تخت پادشاه نه میزی است نه سه پایهایی نه تاقچهایی که بشه لیوانی یا جا سیگاری ، یا چه میدونم تلفنی روی اون قرار بدی . تخت پادشاهی یه جای ایزوله است بالای یه بلندی ِ تنگ و شیب دار قرار گرفته هر چی را که بیاندازی قل میخوره و پائین میره و ناپدید میشه. چه مکافاتی داره اگه عصای مرصع از دستت پائین بیافته باید بلند بشی از تخت شاهی پائین بیای تا اونو ورداری . بجز پادشاه هیچکی حق دست زدن به اونو نداره . اصلاً خوب نیست شاه خودشو دراز کنه رو زمین بعد دستش را دراز کنه زیر اسباب و اساسیه وعصای ِ سلطنتی را برداره . تازه اگه خم بشی تاج پادشاهی براحتی میتونه از سرت پائین بیافته
دستت را هم میتونی روی دسته تخت شاهی تکیه بدی تا دستت خسته نشه البته همون دست راستت را میگم که عصای مرصع را نگه داشته .در حالی که دست چپت میتونه آزاد باشه ، اگه بخوای میتونی خودت را بخارونی ، امکان داره شنل سلطنتی ِ گرانبهایت از گلو گرفته تا پشتت و تمام بدنت را خارش بده . همین طور بالش مخملی ِ زیر اندازت وقتی گرم میکنه باعث میشه در نشیمنگاه و رانهایت خارش احساس کنی !! یه وقت به سرت نزنه انگشتت را ببری سمت جاهایی که میخاره و یا سگگ زرین ِ کمربندت را باز کنی یا گردنبند و مدالها و نشانها و سردوشهای آویزانت را جا بجا کنی . تو پادشاه هستی نباید کسی چیز خندهداری از تو ببیند فقط همین را کم داریم
کلهات را باید بی حرکت نگه داری . یادت باشه تاج شاهی بالای سرت تعادل درست حسابی نداره . نمیتونی عین کلاه تو روزهایی که باد میاد تا بیخ گوشات بکشی . بدنه تاج شاهی گنبدی و بزرگتر از پایه آن است و به این معنا ست که تعادل پایدار ندارد . اگه چرتت بگیره و چانهات را روی سینهات بزاری تاج پائین میافتد غلت میخوره و تیکه تیکه میشه . چونکه شکننده است مخصوصاً قسمتهای زرین بافت ظریف که نگینها را در خود جا میدهد
هر وقت حس کردی که داره از سرت سر میخوره باید حواست باشه با یک حرکت کوچک سر باید درستش کنی ، امٌا باید خیلی هم مواظب باشی زیاد محٌکم سرت را نکشی که اونوقت به بارگاه و دیوار آویزهای تالار میخوره . و بالاخره باید سر جای سلطنتیات قرار بگیری جایی که لایق و شایسته شخصیت تو باشد . از طرف دیگه اصلاً چه نیازی داری که خودت را به تقلا بیاندازی ؟ تو پادشاه هستی هرچه که بخوایی مال تو میشه کافیه انگشتت را بلند کنی تا برایت آب وغذا بیاورند ، آدامس ، خلال دندون ، یا هر مارک سیگار، همه چیز را به روی میز نقرهایی برایت مهیا میکنند . تخت شاهی هم خیلی راحت و نرم و گرم است هر وقت خوابت میگیره کافیه چشمهاتو رو هم بزاری و پشتت را تکیه بدی به پشتی تخت ولی حالت و ظاهر همیشگی را باید حفظ کنی حالا چه خواب باشی یا بیدار فرقی نداره کسی متوجه نمیشه .
و خلاصه این که همه جیز تدارک و تهیه شده برای این که تکان نخوری اگر حرکتی بکنی تکانی بخوری چیزی که عایدت نمیشه هیچی همه چیز را هم از دست میدی . اگه بلند بشی ، اگه جند قدمی دور بشی ، اگه واسه یه لحظه هم که شده چشم از تخت شاهی برداری کی میتونه جایت را برایت تضمین کنه ، اصلاً وقتی برگردی آیا کس دیگری را سر جایت پیدا نمیکنی ؟ شاید هم جانشینی پیدا بشه عین خودت باشه ! و وانمود کنه که شاه نیست و تو شاهی !!
علائم پادشاهی نشستن بروی تخت شاهی و داشتن تاج بر سر ، و عصای مرصع در دست است
یکی از حکایتهای کوتاه او را ترجمه کردم و در وبلاگم قرار میدهم
شاه گو ش میکند
عصای مرصع را در دست راست باید نگه داشت ، راست و درست ، اگه پائین بزاری به درد سر میافتی تازه جایی هم که برایش در نظر نداری ، کنار تخت پادشاه نه میزی است نه سه پایهایی نه تاقچهایی که بشه لیوانی یا جا سیگاری ، یا چه میدونم تلفنی روی اون قرار بدی . تخت پادشاهی یه جای ایزوله است بالای یه بلندی ِ تنگ و شیب دار قرار گرفته هر چی را که بیاندازی قل میخوره و پائین میره و ناپدید میشه. چه مکافاتی داره اگه عصای مرصع از دستت پائین بیافته باید بلند بشی از تخت شاهی پائین بیای تا اونو ورداری . بجز پادشاه هیچکی حق دست زدن به اونو نداره . اصلاً خوب نیست شاه خودشو دراز کنه رو زمین بعد دستش را دراز کنه زیر اسباب و اساسیه وعصای ِ سلطنتی را برداره . تازه اگه خم بشی تاج پادشاهی براحتی میتونه از سرت پائین بیافته
دستت را هم میتونی روی دسته تخت شاهی تکیه بدی تا دستت خسته نشه البته همون دست راستت را میگم که عصای مرصع را نگه داشته .در حالی که دست چپت میتونه آزاد باشه ، اگه بخوای میتونی خودت را بخارونی ، امکان داره شنل سلطنتی ِ گرانبهایت از گلو گرفته تا پشتت و تمام بدنت را خارش بده . همین طور بالش مخملی ِ زیر اندازت وقتی گرم میکنه باعث میشه در نشیمنگاه و رانهایت خارش احساس کنی !! یه وقت به سرت نزنه انگشتت را ببری سمت جاهایی که میخاره و یا سگگ زرین ِ کمربندت را باز کنی یا گردنبند و مدالها و نشانها و سردوشهای آویزانت را جا بجا کنی . تو پادشاه هستی نباید کسی چیز خندهداری از تو ببیند فقط همین را کم داریم
کلهات را باید بی حرکت نگه داری . یادت باشه تاج شاهی بالای سرت تعادل درست حسابی نداره . نمیتونی عین کلاه تو روزهایی که باد میاد تا بیخ گوشات بکشی . بدنه تاج شاهی گنبدی و بزرگتر از پایه آن است و به این معنا ست که تعادل پایدار ندارد . اگه چرتت بگیره و چانهات را روی سینهات بزاری تاج پائین میافتد غلت میخوره و تیکه تیکه میشه . چونکه شکننده است مخصوصاً قسمتهای زرین بافت ظریف که نگینها را در خود جا میدهد
هر وقت حس کردی که داره از سرت سر میخوره باید حواست باشه با یک حرکت کوچک سر باید درستش کنی ، امٌا باید خیلی هم مواظب باشی زیاد محٌکم سرت را نکشی که اونوقت به بارگاه و دیوار آویزهای تالار میخوره . و بالاخره باید سر جای سلطنتیات قرار بگیری جایی که لایق و شایسته شخصیت تو باشد . از طرف دیگه اصلاً چه نیازی داری که خودت را به تقلا بیاندازی ؟ تو پادشاه هستی هرچه که بخوایی مال تو میشه کافیه انگشتت را بلند کنی تا برایت آب وغذا بیاورند ، آدامس ، خلال دندون ، یا هر مارک سیگار، همه چیز را به روی میز نقرهایی برایت مهیا میکنند . تخت شاهی هم خیلی راحت و نرم و گرم است هر وقت خوابت میگیره کافیه چشمهاتو رو هم بزاری و پشتت را تکیه بدی به پشتی تخت ولی حالت و ظاهر همیشگی را باید حفظ کنی حالا چه خواب باشی یا بیدار فرقی نداره کسی متوجه نمیشه .
و خلاصه این که همه جیز تدارک و تهیه شده برای این که تکان نخوری اگر حرکتی بکنی تکانی بخوری چیزی که عایدت نمیشه هیچی همه چیز را هم از دست میدی . اگه بلند بشی ، اگه جند قدمی دور بشی ، اگه واسه یه لحظه هم که شده چشم از تخت شاهی برداری کی میتونه جایت را برایت تضمین کنه ، اصلاً وقتی برگردی آیا کس دیگری را سر جایت پیدا نمیکنی ؟ شاید هم جانشینی پیدا بشه عین خودت باشه ! و وانمود کنه که شاه نیست و تو شاهی !!
علائم پادشاهی نشستن بروی تخت شاهی و داشتن تاج بر سر ، و عصای مرصع در دست است
چهارشنبه، مرداد ۳۱، ۱۳۸۶
تجارت پر سود
در خبرها آمده بود که کمپانی چند ملیتی « متل» که تولید کننده بزرگ اسباب بازیهای کودکان است و عروسک باربی آن زبان زد عام وخاص است حدود 18 میلیون اسباب بازی را که با مواد مضر و خطرناک رنگ شده بودند از بازار فروش جمع آوری کرده است این اسباب بازیها در کشور چین ساخته شده بودند و ماده سمی سرب در این اسباببازیها مشاهده شده بود که سلامت کودکان را بشدت تهدید میکرد .
تولیدات و صادرات و توسعه بازار تجارت چین را در جهان میبینیم ولی در چین نظارت جدٌی که بتواند امور امنیت مصرف کنندگان را رعایت و تضمین کند وجود ندارد وبازرسیها بشکل سطحی و فرمالیته انجام میگیرد و ضوابط تولیدات با استاندارهای غربی فاصله زیادی دارد .
خود کمپانی« متل» این اسباب بازیهای مضر برای سلامت کودکان را از بازار جمع آوری کرد. و هیچ نهاد دولتی این کمپانی را وادار به جمع آوری نکرد . یقیناً هراس از عواقب وخیم و ترس از شکایات و دادگاههای احتمالی این کمپانی را سر عقل آورد .
چند روز پیش هم از قفسههای سوپرمارکتها در ایتالیا خمیردندان کلگیت را که در چین تولید شده بود و حاوی مواد سمی و مضر بود کشف و ضبط کردند حالا ببینید حماقت قانون گذاران در این کشور تا چه حدی است طبق اساسنامه( قانون کار ایتالیا ) ماده 626 که در سال 1994 به تصویب رسیده است تمام روابط و شرایط حفاظتی و ایمنی در محل کار تضمین میشود که مطابق با استاندارهای اروپا میباشد این قانون نه تنها استفاده تمام مواد مضر برای سلامت انسان را ممنوع میکند بلکه حساسیتهای اضافی هم در بر دارد مثلاً طرز بلند کردن اصولی یک بار توسط کارگر را توضیح و تشریح میکند .
ولی همه توضیح و تشریح این ماده قانون برای مصرف کننده کاغذ پارهای بیش نیست چون با موافقت دولت محصولات تولید شده درکشور ثالث مثلاً چین قفسههای سوپرمارکتها را پر کرده است ، با وجود اینکه مثلاً دولت ایتالیا به روشهای تولیدی در کشور چین اشراف دارد ولی این تجارت پر سود نه تنها ایتالیا بلکه بیشتر دولتهای غربی را به تسلیم واداشته است و جالب اینجاست که دولت ایتالیا از ضریب بالای امنیت در کار و از اطمینان مواد استفاده شده در صنعت تجارت در ایتالیا سخن میگوید البته اگر کار و اشتغالی در کار باشد و میگویند مصرف کننده تحت حمایت قانون قرار دارد
بدون اینکه یک پژوهشگر و اقتصاددان بازار بینالمللی باشیم میتوانیم براحتی درک کنیم که
1 . محصولات وارد شده از چین در بازار جهانی دست رقیبان تجاری را به خاطر قیمت فوقالعاده پائین براحتی بسته است
2 . شرکتهای اروپایی به دلیل ذکر شده در بالا ترجیح میدهند در کشورهایی که دستمزد کارگر پائین باشد سرمایه گذاری کنند
3 . مصرف کننده ضمانتی از محصولات خریداری شده خود ندارد و از طرفی بیشتر کالاهای مصرفی در قفسههای سوپرمارکتها در کارخانهجات چین تولید میشود و بیشتر مصرف کنندهگان از واردات بسیاری از کالاها بی اطلاع هستند
4 . تقاضای کارگران برای اشتغال در اروپا هرسال کمتر میشود
کشور چین به یک ابر قدرت تجاری تبدیل شده است و فقط و فقط به فکر توسعه اقتصادی است و در دروازه این عصر شکوفایی اقتصادی نه نگران محیط زیست است و نه نگران بهداشت و سلامت مصرف کننده ، و با حقوق کار و کارگر هم مدتهاست که بیگانه است
تولیدات و صادرات و توسعه بازار تجارت چین را در جهان میبینیم ولی در چین نظارت جدٌی که بتواند امور امنیت مصرف کنندگان را رعایت و تضمین کند وجود ندارد وبازرسیها بشکل سطحی و فرمالیته انجام میگیرد و ضوابط تولیدات با استاندارهای غربی فاصله زیادی دارد .
خود کمپانی« متل» این اسباب بازیهای مضر برای سلامت کودکان را از بازار جمع آوری کرد. و هیچ نهاد دولتی این کمپانی را وادار به جمع آوری نکرد . یقیناً هراس از عواقب وخیم و ترس از شکایات و دادگاههای احتمالی این کمپانی را سر عقل آورد .
چند روز پیش هم از قفسههای سوپرمارکتها در ایتالیا خمیردندان کلگیت را که در چین تولید شده بود و حاوی مواد سمی و مضر بود کشف و ضبط کردند حالا ببینید حماقت قانون گذاران در این کشور تا چه حدی است طبق اساسنامه( قانون کار ایتالیا ) ماده 626 که در سال 1994 به تصویب رسیده است تمام روابط و شرایط حفاظتی و ایمنی در محل کار تضمین میشود که مطابق با استاندارهای اروپا میباشد این قانون نه تنها استفاده تمام مواد مضر برای سلامت انسان را ممنوع میکند بلکه حساسیتهای اضافی هم در بر دارد مثلاً طرز بلند کردن اصولی یک بار توسط کارگر را توضیح و تشریح میکند .
ولی همه توضیح و تشریح این ماده قانون برای مصرف کننده کاغذ پارهای بیش نیست چون با موافقت دولت محصولات تولید شده درکشور ثالث مثلاً چین قفسههای سوپرمارکتها را پر کرده است ، با وجود اینکه مثلاً دولت ایتالیا به روشهای تولیدی در کشور چین اشراف دارد ولی این تجارت پر سود نه تنها ایتالیا بلکه بیشتر دولتهای غربی را به تسلیم واداشته است و جالب اینجاست که دولت ایتالیا از ضریب بالای امنیت در کار و از اطمینان مواد استفاده شده در صنعت تجارت در ایتالیا سخن میگوید البته اگر کار و اشتغالی در کار باشد و میگویند مصرف کننده تحت حمایت قانون قرار دارد
بدون اینکه یک پژوهشگر و اقتصاددان بازار بینالمللی باشیم میتوانیم براحتی درک کنیم که
1 . محصولات وارد شده از چین در بازار جهانی دست رقیبان تجاری را به خاطر قیمت فوقالعاده پائین براحتی بسته است
2 . شرکتهای اروپایی به دلیل ذکر شده در بالا ترجیح میدهند در کشورهایی که دستمزد کارگر پائین باشد سرمایه گذاری کنند
3 . مصرف کننده ضمانتی از محصولات خریداری شده خود ندارد و از طرفی بیشتر کالاهای مصرفی در قفسههای سوپرمارکتها در کارخانهجات چین تولید میشود و بیشتر مصرف کنندهگان از واردات بسیاری از کالاها بی اطلاع هستند
4 . تقاضای کارگران برای اشتغال در اروپا هرسال کمتر میشود
کشور چین به یک ابر قدرت تجاری تبدیل شده است و فقط و فقط به فکر توسعه اقتصادی است و در دروازه این عصر شکوفایی اقتصادی نه نگران محیط زیست است و نه نگران بهداشت و سلامت مصرف کننده ، و با حقوق کار و کارگر هم مدتهاست که بیگانه است
چهارشنبه، مرداد ۱۷، ۱۳۸۶
اعدامها و نزاع دیپلماتیک
هفته گذشته ماسیمو دالما وزیر امور خارجه ایتالیا معاون سفیر ایران در رم « حسین مافی مقدم » را به وزارتخانه احظار کرد و اعتراض خود و اعتراض تعداد زیادی از نمایندگان پارلمان ایتالیا را به خاطر موج اعدامهای خیابانی ، به شکل رسمی به گوش دولت ایران رساند و مخصوصا نگرانی نسبت به جان عدنان حسین پور، روزنامه نگار و هیوا بوتیمار، فعال مدنی، دو شهروند کرد ایرانی که به اعدام محکوم شده اند را گوشزد کرد و کلاً یک کارزار گستردهای برای نجات این دو شهروند کرد ایرانی در ایتالیا به پا شد . ازحمایت فدراسیون خبرنگاران ایتالیا گرفته تا روسای کمیسیون های خارجی و صنایع پارلمان ایتالیا، سندیکای سراسری مطبوعات و صدها شخصیت فرهنگی و رسانه ای حمایت کردند
و بالاخره دیروز صدای سخنگوی وزارت خارجه آخوندها محمد علی حسینی بلند شد و ایتالیا را متهم کرد که دارد به امور داخلی ما دخالت میکند و ما در کشور قانون داریم و مجرمین را طبق فوانین خودمان مجازات میکنیم و کسی هم حق دخالت ندارد .
و در مورد دو هموطن کرد هم گفت که این ها نه به خاطر کرد بودن و نه بخاطر روزنامه نگار بودن محکوم شدهاند . و تصمیم مجازات آنها به دادگاه قضایی ایران مربوط میشود !!
البته در پاسخ به اراجیف آخوندها پرودی نخست وزیر و اوگو اینتینی معاون وزیر امور خارجه با لحنی ملایمتر گفتند که ایتالیا حق دارد بطور علني اختلاف نظر خود در مورد اين مسايل را ابراز کند و این دخالت در امور داخلی نیست و ايتاليا تلاش جهاني براي ممنوع كردن مجازات مرگ را هدايت مي كند .
ولی جياني وِرنِتي که از معاونان وزارت خارجه ايتاليا در امور كشورهاي آسيايي و همچنین عضو ثابت کمسیون قضایی است موضع قاطع و تند و تیز علیه رژیم گرفت و گفت رژيم ايران از مجازات مرگ سوء استفاده ميكند و آزادي هاي بنيادين را نقض مي نمايد. اين وظيفه و حق هر كسي است كه صدايش را عليه اين موضوع بلند كند . و رژیم ایران یک رژیم دیکتاتوری است . و داد و ستد تجاری موضع ایتالیا را در برابر رژیم نرم کرده است
حالا از این نزاع که بگذریم مسئله حقوق بشر و اعلامیه حقوق بشر یک قانون بین المللی و به لحاظ حقوقی برای تمام دولتها است و وقتی که اعلامیه حقوق بشر را در مجمع عمومی سازمان ملل دولتها امضاء میکنند و به مفاد آن تعهد میدهند ، نباید جنبه اجرایی داشته باشد ؟؟ وآیا نباید برای تضمین آن سازمان ملل قاطعانه برخورد کند ؟؟ و میبینیم کشوری مثل ایران میگوید به خودمان مربوط است . ایران 53 بار برای نقض حقوق بشر محکوم شده ولی هنوز جانیان قضایی حکم سنگسار و دار در ملاء عام صادر میکنند اگر حقوق بشر سازمان ملل با قوانین بینالمللی و با کمک دادگاههای بین المللی میتوانست حکم جلب برای جانیان این احکام ضد انسانی صادر کند آن وقت میدیدیم رژیم چطور عقب نشینی میکرد .
و بالاخره دیروز صدای سخنگوی وزارت خارجه آخوندها محمد علی حسینی بلند شد و ایتالیا را متهم کرد که دارد به امور داخلی ما دخالت میکند و ما در کشور قانون داریم و مجرمین را طبق فوانین خودمان مجازات میکنیم و کسی هم حق دخالت ندارد .
و در مورد دو هموطن کرد هم گفت که این ها نه به خاطر کرد بودن و نه بخاطر روزنامه نگار بودن محکوم شدهاند . و تصمیم مجازات آنها به دادگاه قضایی ایران مربوط میشود !!
البته در پاسخ به اراجیف آخوندها پرودی نخست وزیر و اوگو اینتینی معاون وزیر امور خارجه با لحنی ملایمتر گفتند که ایتالیا حق دارد بطور علني اختلاف نظر خود در مورد اين مسايل را ابراز کند و این دخالت در امور داخلی نیست و ايتاليا تلاش جهاني براي ممنوع كردن مجازات مرگ را هدايت مي كند .
ولی جياني وِرنِتي که از معاونان وزارت خارجه ايتاليا در امور كشورهاي آسيايي و همچنین عضو ثابت کمسیون قضایی است موضع قاطع و تند و تیز علیه رژیم گرفت و گفت رژيم ايران از مجازات مرگ سوء استفاده ميكند و آزادي هاي بنيادين را نقض مي نمايد. اين وظيفه و حق هر كسي است كه صدايش را عليه اين موضوع بلند كند . و رژیم ایران یک رژیم دیکتاتوری است . و داد و ستد تجاری موضع ایتالیا را در برابر رژیم نرم کرده است
حالا از این نزاع که بگذریم مسئله حقوق بشر و اعلامیه حقوق بشر یک قانون بین المللی و به لحاظ حقوقی برای تمام دولتها است و وقتی که اعلامیه حقوق بشر را در مجمع عمومی سازمان ملل دولتها امضاء میکنند و به مفاد آن تعهد میدهند ، نباید جنبه اجرایی داشته باشد ؟؟ وآیا نباید برای تضمین آن سازمان ملل قاطعانه برخورد کند ؟؟ و میبینیم کشوری مثل ایران میگوید به خودمان مربوط است . ایران 53 بار برای نقض حقوق بشر محکوم شده ولی هنوز جانیان قضایی حکم سنگسار و دار در ملاء عام صادر میکنند اگر حقوق بشر سازمان ملل با قوانین بینالمللی و با کمک دادگاههای بین المللی میتوانست حکم جلب برای جانیان این احکام ضد انسانی صادر کند آن وقت میدیدیم رژیم چطور عقب نشینی میکرد .
دوشنبه، مرداد ۱۵، ۱۳۸۶
جمعه، مرداد ۱۲، ۱۳۸۶
خاطرهای از تابستان 60

در تقویم خونین سرزمین مظلوم ما بعضی از روزها فراموش نشدنی هستند و خاطرات آن روزها عمیقاً در حافظه ذهن ما حکاکی شده و زدوده نمیشود مثل روزهای سیاه قتل عام زندانیان سیاسی سالهای 60 و 67 و جوخههای مرگ ، که حکمان ظالم برای نابودی یک نسل به پا خواسته و معترض بر پا کرده بودند تا ارعاب و اختناق را گسترش دهند و از مردم زهر چشم بگیرند و صدای آزادی طلبان را در گلو خفه کنند .
در آن تابستان خونین 67 که رژیم حمام خون راه انداخت من در خارج از کشور بودم امٌا در تابستان 60 دارودستههای مرتجعین مرا هم مثل سایر جوانان این سرزمین راهی زندانهای تحت حاکمیت خود کرده و به گوشهای در بند عمومی یکی از زندانهای رشت انداختند این زندان قبلاً باشگاه افسران نام داشت و بعد از انقلاب با گسترش دستگیریها به خاطر کمبود جا این باشگاه را تبدیل به زندان کرده بودند.همان زندانی که در سال 61 جنایت پیشهگان حکومتی آن را به آتش کشیده و هفت تن از زندانیان هوادار مجاهدین را زنده زنده درآن سوزاندن .
اگر چه سال 60 من فعالیت سیاسی نداشتم و تا امروزهم درهیچ تشکیلات و سازمان و حزب سیاسی نبودهام ولی همواره مسائل وسیر تغییر تحولات کشورم را دنبال میکردم و از مبارزین راه آزادی کشورم حمایت کرده و نیایش و ستایشام را همیشه بدرقه راهشان میکنم .
با چند تن از جان باختهگان آن سال های اسارت خاطراتی فراموش نشدنی دارم و شاهد آخرین ساعات و آخرین روزهای زندگی چندین تن از آنان قبل از اعدام بودم شاهد حرفها و درد دلهای ساده شان و رویاها و امید به زندگی و مهربانیهایشان که سرشار از انسانیت بود حالا که در این گوشه دنیا به دور از میهنم مثل یک کشتی بان پیر لنگر انداختهام و به امید بازگشت به میهنم پارگی های بادبان دلم را میدوزم بد نیست یادی و یا خاطرهای از پس غبار زمان بیرون بکشم و چند کلمهای بقول شاملو از زیباترین فرزندان آفتاب و باد بنویسم
پارسال خاطرهای از یکی از زندانیان سیاسی که یدالله آبهشت نام داشت و با هم در یک بند بودیم نوشتم و امروز با جستجوی گوگل در اینترنت دیدم سایت مجاهدین مقالهای برای گرامیداشت او همراه با عکس او روی نت گذاشته و نوشته است که دختر یدالله به صفوف رزمندگان در قرارگاه اشرف پیوسته است وقتی عکس او را بعد از 26 سال دیدم بغضم ترکید . ای کاش آن خاطره نوشته شده مرا دخترجوان او بخواند تا بداند پدرش یکی از اسطورههای مقاومت بود . اگر چه گلوله ها رویاهای آن چریک رزمنده را دریدند ولی امروز آن رویاها در قدم های دختر او در حرکت است و این زایندگی و بالندگی یک جنبش مقاومت سراسر در خون است .
بسیاری از مبارزین و مجاهدین در آن سالها نه گفتن را به جان خریدن و در دشتهای خونین بدون نام و نشان آرمیدن . یاد روزی میافتم که ما را برای محاکمه به دادستانی رشت بردند . دادگاه در یک اطاق 4 در 4 با یک میز و صندلی چرمی که جایگاه حاکم شهر بود قرار داشت و دور تا دور اطاق را صندلی چیده بودند و وقتی چشم بندها را باز کردیم به دقت بچهها به صورت همدیگر خیره میشدند تا بتوانند دوستان و آشنایان سایر بندها را ببینند و بشناسند بالای میز حاکم شهربروی دیوار عکس خمینی جلاد به چشم میخورد و انگار چشمهای مخوفش را بر قربانیانش دوخته ، و درقلمروی سیاه آشیانه خود بر جمجمه قربانیانش طبل میکوبید .
بعد از چند دقیقه انتظار پاسداری با تفنگ ژ سه همراه با کودک 10 یا 12 ساله که فرزند حاکم شهر بود وارد اطاق شدند و پاسداری که ما را به این دادگاه آورده بود از اطاق خارج شد بروی میز محاکمه پروندههای قطوری قرار داشت و پاسدار پروندهها را نگاه میکرد کودک خردسال حاکم شهر در وسط اطاق قرار گرفت و با انگشت نشانه همین طور که دور خود چرخ میزند چند تا از ما را نشان میداد و میگفت تو، تو، تو، تو ، انالله ایی هستید و اسباب سرگرمی و تفریح پاسدار و خود فرزند حاکم شهر شده بود و لابد این نوع بازی مؤثرترین راه رشد و پرورش فکری عاطفی کودک در دستگاه رژیم آخوندی بود !!
در لا به لای پروندهها چند تا از آخرین شماره های نشریه مجاهد که قبل از 30 خرداد به چاپ رسیده بود و به عنوان مدرک جرم ضمیمه پروندهای بود از دور دیده میشد . و پاسدار آنها را ورق میزد پسرکی لاغر اندامی که به عنوان متهم در کنار من نشسته بود و بیش از 17 یا 18 سال نداشت به پاسدار پشت میز گفت : میتونم یه نگاهی به نشریه مجاهد بیاندازم ؟
کارد میزدی خون از پاسدار در نمیآمد یه نگاهی به پسرک جوان انداخت و گفت :
ببینم تو هنوز مواضع منافقین را تأثید میکنی ؟
آن مجاهد جوان با قاطعیت در پاسخ به سثوال پاسدار گفت در این راه این همه خون و دل دادیم چرا تأثیدشان نکنم تا پای جان هم ایستادهایم
پاسدار کوتاه آمد و ساکت شد و ساعتش را نگاه کرد و منتظر دقایقی شد تا حاکم شهر را ببیند .
معمولاً رابطه زندانی و زندانبان یک رابطه قدرت است زندانبان زندانی را در اختیار دارد و بر او مسلط است زندگی او را در دست دارد و بر او اعمال قدرت میکند شکنجه میکند شلاق میزند نه تنها جسم او را مورد آزار قرار میدهد و سعی در خرد کردن عواطف و احساسات او میشود .ولی سال 60 و 67 تعداد کثیری از زندانیان صحنه را میچرخانند و آنروز کنار من آن زندانی مجاهد نه تنها از ارزشها و هویت سیاسی خود دفاع میکرد بلکه گستاخانه به حریم و حیثیت این پاسدار تفنگ بدست آن هم در قلمرو مقر حاکمیتشان حمله میکرد و آنان را به تحقیر و سخره میگرفت
عصر وقتی ما را به بند عمومی آوردن جریان را برای یدالله تعریف کردم چون او اکثر بچهها را میشناخت و بعد از اینکه مشخصات ظاهری او را برایش بازگو کردم و به او گفتم این پسرک جوان خال سیاه بر گونهاش داشت از من پرسید لهجه شیرین اصفهانی داشت ؟ گفتم آره خندید و گفت علی مطلبی بود .یادش گرامی باد . علی را 5 مهر 60 تیرباران کردند .
در بند عمومی زندان باشگاه افسران با بسیاری از هوادران نیروهای سیاسی آشنا شدم ولی یاد و خاطره مجاهدینی چون یدالله آبهشت . فرشید نوروزی . حاجی مراد حقدوست . ابراهیم قاسم خانی . عبدالرحمن یکتا . اسماعیل واسع حقدوست . سید مرتضی جلالی . حسین ابراهیمی را هرگز نمیتوانم فراموش کنم مدتی با آنان خندیدم و گریستم کلمات آنان سرشار از زندگی بود و تا پای جان به آرمانشان وفادارماندن و شکوه انسان بودن را در دهان دیو خون آشام فریاد زدند یادشان گرامی باد
جمعه، مرداد ۰۵، ۱۳۸۶
آنکه برای آرمان رهاییمیهن، ارجی قائل است
در این صحنه
شکوه و افتخار را می بیند
و بس
و بر لبانش تنها درودی
نقش می بندد
....
بله ما آمديم برای
محو سايه ها
و اينكه ميهن
سر داراني داشته باشد
كه فرزندانش به آن
ببالند
و چراغ غرور ملت ما
خاموش نشود
This album is powered by BubbleShare - Add to my blog
چهارشنبه، مرداد ۰۳، ۱۳۸۶
لغو حکم اعدام کبری رحمانپور
چند روز پیش سایتهای حکومتی از نامهایی که هاشمی شاهرودی خطاب به رئیس دادسرای جنایی تهران نوشته و در آن خواستار لغو حکم اعدام کبری رحمانپور شده است خبر دادند .
امروز صبح در روزنامه « رستو دل کارلینو » مقالهای منتشر شده تحت عنوان کبری رحمانپور را از مرگ نجات دادیم این مقاله به قلم آلدو فوربیچه مدير برنامه "زاپينگ" نوشته شده است او از کارزاری که در اين رابطه به راه انداخته بود نوشته است و من به دفعات متعدد در گذشته گزارش آن را در وبلاگم ذکر کردم
آلدو فوربیچه از طریق رادیو سراسری ایتالیا ۱۵۰ هزار امضا برای نجات جان کبرا جمع آوری کرد . و تمامی امضاها را برای سفارت ایران در ایتالیا فرستاده و دو تجمع بزرگ در شهر رم و در مقابل سفارت جمهوری جهل رژیم برگزار کرد و شخصيت های سياسی و هنرمندان و چهرههای سرشناس زيادی حمايت خود را از آن اعلام کردند
آلدو مسائل حقوق بشری را در کشورهای مختلف پیگیری میکند و در گذشته کمپینهای متعدد براه انداخته است از جمله نجات جان دو زن در نيجريه به نام های صفيه و امينه که به جرم زنا محکوم به اعدام شده بودند و تلاش های گسترده و کمپين هايی عليه شکنجه، عليه خشونت در برابر کودکان، وضعيت حقوق بشر در چين و همچنين کارزاری عليه توريسم جنسی رايج در تايلند، ويتنام ، کامبوج و برخی از کشورهای آمريکای لاتين از جمله برزيل و کارزار های زيادی در ارتباط با توقف و حذف حکم اعدام در سطح جهانی انجام داده
ولی کارزار برای نجات جان کبری که در سایه دار قرار داشت برای او از ابتدا با دشواری خاصی برخوردار بود با توجه به ماهیت رژیم آخوندی و قوانین ضد انسانی قصاص و سنگسار و اعدام های روزمره و همینطور با توجه به روابط حسنه اقتصادی بین ایران و ایتالیا و تهدیدات متعددی که این ژورنالیست متعهد دریافت میکرد اجرای این پروژه را زیر سوال میبرد . و مدام او را تحت فشار قرار میدادند .
ولی او توانست علیرغم تهدیدات دولتی چه از طرف ایران و چه از طرف ایتالیا افکار عمومی را نسبت به این قضیه حساس کند خوشبختانه او پرشنونده ترين برنامه راديوی دولتی شبکه اول ايتاليا را دارد و دوست عزیزم داود در این کمپین کمک شایانی به آلدو فوربيچه و برای تحقق این پروژه کرده است که او در آخر مقاله از ایرانیان مقیم ایتالیا که برای کسب دموکراسی در ایران فعالیت می کنند و او را یاری دادند تشکر میکند و هم چنین قدردانی از 150 هزار نفری که با فرستادن ایمیل به جلاد کبری نه گفتند . و مینویسد آرزوی ما این است که دیگر داستانهای غم انگیزی مثل کبری را نشنویم و دیگر مجبور نشویم کمپین برای نجات کسی از دست جلاد راه بیاندازیم و تنها راه که میتوان این آرزور به تحقق برساند و عملی کند همانا لغو بین المللی حکم اعدام و پذیرش آن در مجمع عمومی سازمان ملل است
...........................................
دیروز خبرگذاری دولتی فارس عکسی را در سایت گذاشته بود که امروز بطور کلی حذف کرده ( در رابطه با مبارزه با خوش لباسی و زیبایی زنان ایرانی ) به کوری چشم این خبرگذاری این عکس را قبل از اینکه از سایت بردارد ذخیر کردم تا قیافه های کریه این فاطی کماندوهای استخدام شده نظام را مردم ببینند
دوشنبه، تیر ۲۵، ۱۳۸۶
فعالان دانشجویی این فرزندان حق طلب ایران زمین را آزاد کنید
وقتی که اندیشه یارای مقابله با اندیشه را نداشته باشد باید که درهای زندانها و بندهای اوین را باز کنند و اندیشه را بر غل و زنجیر بکشند . بعد از بازداشت پلی تکنیکی ها ، روز 18 تیر هم زمان با ساگرد یورش وحشیانه ماموران امنیتی رژیم به کوی دانشگاه تهران ، حکومت مهروزی متحصنین اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت را هم ( که حزبی رسمی و داری مجوز قانونی است ) مورد ضرب و شتم قرار داده و بازداشت می کنند .اونوقت میگویند چرا « مغزها » فرار میکنند و یار و دیار ، زندگی ، فرهنگ و سرزمین آبا و اجدادی خود را ترک میکنند آخه مسئول این فجایع کیست ؟؟
انجمن اسلامي دانشجويان دموكراسي خواه دانشگاه تهران بیانیهای با قلمی بسیار شیوا دراعتراض به بازداشتهای اخیر ، صادر کرده و یکی از دانشجویان مبارز که از فعالان جنبش دانشجویی است این بیانیه را همراه با پوستر دانشجویان در بند را برای من هم ایمیل کرده است ضمن تشکر و قدردانی از این نازنین عین بیانیه و پوستر را در وبلاگ قرار میدهم و به امید ذوب شدن میلههای جمود و تحجٌر و شکوفایی مراکز علمی و دانشگاهی و حاکمیت مردمی

بيانيه ي انجمن اسلامي دانشجويان دموكراسي خواه دانشگاه تهران در رسای خداوند حقیقت ، عشق و آزادی
هر شب به آسمان ستاره ای می کشند و باز
این آسمان غم زده ، غرق ستاره است
ما از خشونت متنفريم ، ما چه مي خواهيم مگر تكه اي آزادي ، ما حاملان دردیم . يك درد تاریخی . ما زخميان تيغ خنجریم . خنجر زهر آلوده تحجر و استبداد ، و زين مهلكه رهايي مان نيست . ما همان وارثان سه آذر اهورایی ، اینک میراث دار خون عزت يم ، قربانی تیغ تیز نوچگان حقیر استبدادِ خانمان بر افکنی که عزمش جزم است تا از ایران عزیزمان ، تنها خرابه ای بر جای گذارد . ما نسل سوخته ايم ، قربانی اشتباهات کوچک و بزرگ ديگران ، که در جهنمي هولناک دست و پا می زنیم .
ما ساکنان جزیره ای اینک دور افتاده از جهان متمدنیم و از ساده ترین حقوق انسانیمان محروم . هیهات ! كه اين فرهنگ استبداد زده خود را آن چنان بی مرگ پنداشته که قوانین تاریخ و سیاست را نا دیده بگیرد تا بر خویش بقبولاند که دارای عمري جاودانه است . شاید از همین روست که نگهبانان آن این گونه بی محابا با شمشیر زهر آلود به پیش می تازند و یاران ما را به خیال خویش ، یک به یک درو کرده و به سیاهچالهای آزادی خواهی روانه می کنند .
مگر ما چه كرده ايم كه لحظه اي آسوده نمي گذارندمان ؟ مگر ما چه هستيم تعدادي بنده كه هر چه بخواهند بر سرمان بياورند ؟ چرا جايي نيست كه در آن آراممان بگذارند ؟ چرا نبايد ما آزاد باشيم تا دمي فرياد فرو خورده خود را كه از درون مي سوزاندمان به زبان آوريم ؟ آيا انسانيت درين ملك فرو مرده ؟ آيا ما بايد عروسكي باشيم كه سرنوشت ما را تعيين كنند؟
در هشتمين سالگرد هجمه بنیادگرایی به كوي دانشگاه ، باز حاکمیت اقتدارگرا تنی چند از یاران دبستانی ما را بازداشت کرد که برای بانگ بیدار باش زدن به ملتی این چنین خفته ، و برای آزادی یاران در بندشان بدور از خشونت و در كمال آرامش تحصن کرده بودند .
اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت ، تنها قربانیان این روز تاريخي نبودند که دیگر یاران آزادی خواه ما را نیز در مکانی دیگر ، در دفتر سازمان دانش آموختگان تحکیم وحدت ، بی هیچ كار كرده يا ناكرده ، بي هيچ جرم و گناهی ، بازداشت کردند و خبرهاي نحس حاکی از انتقال آنان به بند 209 اوین است . همچنین منصور اسانلو ، رییس سندیکای اتوبوسرانی شرکت واحد هم توسط بی وجدانان و بي احساسان مست قدرت ربوده شد تا این اطمینان حاصل آید که قرار است چوب بی لیاقتیها و نا کار آمدی دولت خوش خدمت نهم را آزادی خواهان و منتقدان سیاستهایش بخورند .
انجمن اسلامی دانشجویان دموکراسی خواه دانشگاه تهران ، ضمن ابراز نگرانی نسبت به وضعیت بازداشت شدگان ، بار ديگر به قدرت مستان يادآوري مي كند با اتخاذ سیاست " مشت آهنین " و سرکوب مخالفان ، نمی توانند نا کار آمدی و عدم مشروعیت خویش را از دیدگان پنهان سازند و بهتر آنست که اندک عقلای حاضر در ساختار قدرت ، پیش از آنکه سرنوشت سیاسی ، اجتماعي و فرهنگي کشور عزيزمان ايران به نقطه ای برگشت نا پذیر برسد ، تدبیری اساسی اتخاذ کنند تا ایران عزیزمان از گزند این باران بلا مصون بماند .
انجمن اسلامي دانشجويان دموكراسي خواه دانشگاه تهران بیانیهای با قلمی بسیار شیوا دراعتراض به بازداشتهای اخیر ، صادر کرده و یکی از دانشجویان مبارز که از فعالان جنبش دانشجویی است این بیانیه را همراه با پوستر دانشجویان در بند را برای من هم ایمیل کرده است ضمن تشکر و قدردانی از این نازنین عین بیانیه و پوستر را در وبلاگ قرار میدهم و به امید ذوب شدن میلههای جمود و تحجٌر و شکوفایی مراکز علمی و دانشگاهی و حاکمیت مردمی

بيانيه ي انجمن اسلامي دانشجويان دموكراسي خواه دانشگاه تهران در رسای خداوند حقیقت ، عشق و آزادی
هر شب به آسمان ستاره ای می کشند و باز
این آسمان غم زده ، غرق ستاره است
ما از خشونت متنفريم ، ما چه مي خواهيم مگر تكه اي آزادي ، ما حاملان دردیم . يك درد تاریخی . ما زخميان تيغ خنجریم . خنجر زهر آلوده تحجر و استبداد ، و زين مهلكه رهايي مان نيست . ما همان وارثان سه آذر اهورایی ، اینک میراث دار خون عزت يم ، قربانی تیغ تیز نوچگان حقیر استبدادِ خانمان بر افکنی که عزمش جزم است تا از ایران عزیزمان ، تنها خرابه ای بر جای گذارد . ما نسل سوخته ايم ، قربانی اشتباهات کوچک و بزرگ ديگران ، که در جهنمي هولناک دست و پا می زنیم .
ما ساکنان جزیره ای اینک دور افتاده از جهان متمدنیم و از ساده ترین حقوق انسانیمان محروم . هیهات ! كه اين فرهنگ استبداد زده خود را آن چنان بی مرگ پنداشته که قوانین تاریخ و سیاست را نا دیده بگیرد تا بر خویش بقبولاند که دارای عمري جاودانه است . شاید از همین روست که نگهبانان آن این گونه بی محابا با شمشیر زهر آلود به پیش می تازند و یاران ما را به خیال خویش ، یک به یک درو کرده و به سیاهچالهای آزادی خواهی روانه می کنند .
مگر ما چه كرده ايم كه لحظه اي آسوده نمي گذارندمان ؟ مگر ما چه هستيم تعدادي بنده كه هر چه بخواهند بر سرمان بياورند ؟ چرا جايي نيست كه در آن آراممان بگذارند ؟ چرا نبايد ما آزاد باشيم تا دمي فرياد فرو خورده خود را كه از درون مي سوزاندمان به زبان آوريم ؟ آيا انسانيت درين ملك فرو مرده ؟ آيا ما بايد عروسكي باشيم كه سرنوشت ما را تعيين كنند؟
در هشتمين سالگرد هجمه بنیادگرایی به كوي دانشگاه ، باز حاکمیت اقتدارگرا تنی چند از یاران دبستانی ما را بازداشت کرد که برای بانگ بیدار باش زدن به ملتی این چنین خفته ، و برای آزادی یاران در بندشان بدور از خشونت و در كمال آرامش تحصن کرده بودند .
اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت ، تنها قربانیان این روز تاريخي نبودند که دیگر یاران آزادی خواه ما را نیز در مکانی دیگر ، در دفتر سازمان دانش آموختگان تحکیم وحدت ، بی هیچ كار كرده يا ناكرده ، بي هيچ جرم و گناهی ، بازداشت کردند و خبرهاي نحس حاکی از انتقال آنان به بند 209 اوین است . همچنین منصور اسانلو ، رییس سندیکای اتوبوسرانی شرکت واحد هم توسط بی وجدانان و بي احساسان مست قدرت ربوده شد تا این اطمینان حاصل آید که قرار است چوب بی لیاقتیها و نا کار آمدی دولت خوش خدمت نهم را آزادی خواهان و منتقدان سیاستهایش بخورند .
انجمن اسلامی دانشجویان دموکراسی خواه دانشگاه تهران ، ضمن ابراز نگرانی نسبت به وضعیت بازداشت شدگان ، بار ديگر به قدرت مستان يادآوري مي كند با اتخاذ سیاست " مشت آهنین " و سرکوب مخالفان ، نمی توانند نا کار آمدی و عدم مشروعیت خویش را از دیدگان پنهان سازند و بهتر آنست که اندک عقلای حاضر در ساختار قدرت ، پیش از آنکه سرنوشت سیاسی ، اجتماعي و فرهنگي کشور عزيزمان ايران به نقطه ای برگشت نا پذیر برسد ، تدبیری اساسی اتخاذ کنند تا ایران عزیزمان از گزند این باران بلا مصون بماند .
پنجشنبه، تیر ۲۱، ۱۳۸۶
سنگ سار

امشب هم بادبانم مرثیه خوان این ویرانی است حکومتی که خود را منادی عدالت و صلح و دوستی میداند و نام دولت خود را دولت مهرورزی نهاده است دوباره حکم سنگسار را به اجر گذاشت .
هیچ حیوانی به حیوانی نمی دارد روا – آنچه این نامردمان با جان انسان می کنن
هیچ حیوانی به حیوانی نمی دارد روا – آنچه این نامردمان با جان انسان می کنن
سنگ سار در تاکستان
در میان شوره زار آفت خورده و ویران
مرگ خیمه بسته بر تن من
کمر در خاک دارم
زیر تازیانههای بیرحم سنگ
زره زره میشکنم
حال که اندوه بودنم
به قلب سنگی کوچکتان سنگینی میکند
دلم را نشانه بگیر
راحتم کن
من شراب مرگ نوشیدم
تا تاکهای روئیده از دل خاک گور من
در نسیم گورستان
وعده شراب هفت ساله
به گونههای عاشقان بدهد
گرد لاشه به خون ماسیدهام
فوج کر کسها همچنان پرواز میکنند
دستان میر غضب همچنان تشنه !!
تشنه خون !!در میان شوره زار آفت خورده و ویران
مرگ خیمه بسته بر تن من
کمر در خاک دارم
زیر تازیانههای بیرحم سنگ
زره زره میشکنم
حال که اندوه بودنم
به قلب سنگی کوچکتان سنگینی میکند
دلم را نشانه بگیر
راحتم کن
من شراب مرگ نوشیدم
تا تاکهای روئیده از دل خاک گور من
در نسیم گورستان
وعده شراب هفت ساله
به گونههای عاشقان بدهد
گرد لاشه به خون ماسیدهام
فوج کر کسها همچنان پرواز میکنند
دستان میر غضب همچنان تشنه !!
ح مقدم ( بادبان ) .
دوشنبه، تیر ۱۸، ۱۳۸۶
18 تیر
از جرقه حریق بر میخیزد
دیدی که آن جرقه
آرزوی گمگشته در باد نبود
دیدی که آن جرقه
بی هراس از
رطوبت چندش آور استبداد
هرگز نشد خاموش
و آواز یأس آلود زاغ
بر امید فاتح نشد
از جرقه حریق برخاست
به هر سو شعله جاری شد
زبانه زد
در خشم دانشجو
در آتشکده پلیتکنیک
زبانه زد
تنوره کشید
آن شعلههای سرکش عصیان
در خیزش کارگران
تهی دستان
زبانه زد
پر سوز شد
در گرمی سینه زنان
حریق سوزان گذشت از
خم خیابان دلشکستهگان
زنان با گونههای
سرخاب کشیده از خون
آمدند به جنگ با دیو سیاه
زبانه زد
در تیغ تیز گرسنگی
و آن لهیب آتش پر دود
افروخته شد
در کف معلٌمان
شعلههای خشم
دوباره سر زد
در ازدحام مردم
ایستاده در صف بنزین
مگر نمیبینی جای پنچه 18 تیر
هنوز مانده بر گلوی دیو سیاه
ح مقدم ( بادبان ) .
***
ديوار
دیوارهای دانشگاه را بلندتر از
دیوارهای زندان ساخته بودند
حق داشتند
نگهبانی از فكرها خیلی دشوارتر
از نگهبانی از جرم است
از كتاب سایه چين
***
چهارشنبه، تیر ۱۳، ۱۳۸۶
درس ژورنالیستی
میکا برززینسکی گوینده برنامه مورنینگ جو در شبکه ام اس ان بی سی نشان میدهد که یک ژورنالیست به تمام معناست
این گوینده در برنامه تلویزیونی که بطور مستقیم پخش میشد از خواندن یک خبر سرپیچی میکند خبر مربوط به آزاد شدن پاریس
هیلتون هنرپیشه جوان و پر آوازه هالیود است که ماجرای آن به عنوان نخستین خبر درج شده بود.
آنهایی که ماجرای دختر ریچارد هیلتون که هتلهایش در بیشتر کشورها جهان و از جمله در تهران شهرت دارد ( هتل هیلتون قدیم استقلال جدید ) را نمیدانند بطور خلاصه مینویسم
حدود یک ماه پیش این هنرپیشه هالیود به دلیل مستی در حال رانندگی توسط پلیس متوقف میشود وبه 45 روز زندان محکوم میشود و مدتی رسانههای آمریکا و کشورهای اروپایی تمایل بی حد وحصر به دادن پوشش خبری در مورد زندانی شدن این دختر میلیاردر داشتند .
بهرحال برگردیم سر گوینده تلویزیون که آن روز این گوینده میگفت من از طرف این شبکه از سه میلیون بیننده تلویزیونی پوزش میخواهم بخاطر گنجاندن این خبر در صدر اخبار و میگفت من دیگه بیزارم از این ماجرا و بعد تلاش میکند کاغذ نوشته شده این خبر را با فندک بسوزاند . موفق نمیشود در نتیجه با قرار دادن کاغذ در درون دستگاه ریز کننده از شر خبر خلاص میشود
و حالا خود میکا و اقدام جسورانه آن خبر میشود و از طریق یوتیوب دور دنیا میگردد باید میکا را بفرستند تا به گویندگان سایر کشورهای متمدن درس و اصول ژورنالیستی یاد بدهد
دوشنبه، تیر ۱۱، ۱۳۸۶
احمدی نژاد: جمهوری اسلامی صادركننده بنزين می شود

تشخيص مجلس اين بود كه دولت زودتر سهميه بندي بنزين را اجرا كند؛ چرا كه مصرف بنزين در كشور روزافزون است و منابع كشور اجازه واردات بيش از اين را نميدهد و امسال با اين كار از هر نوع وارداتي بينياز ميشويم و حتي ميتوانيم بخشي از بنزين را صادر كنيم .
احمدينژاد با بيان اين كه در دولت نهم توسعه و ساخت پالايشگاههاي جديد بنزين در دستور كار قرار گرفته است، تاكيد كرد:« در سه سال آينده ايران اسلامي به يكي از صادركنندگان اصلي بنزين در منطقه و دنيا تبديل خواهد شد كه درآمد خوبي براي ملت ايران خواهد داشت.»
احمدينژاد با بيان اين كه در دولت نهم توسعه و ساخت پالايشگاههاي جديد بنزين در دستور كار قرار گرفته است، تاكيد كرد:« در سه سال آينده ايران اسلامي به يكي از صادركنندگان اصلي بنزين در منطقه و دنيا تبديل خواهد شد كه درآمد خوبي براي ملت ايران خواهد داشت.»
بادبان : بعد از پروژه آوردن پول نفت بر سر سفرههای مردم پروژه جدید صادرات بنزین احمدی را میتوانیم براحتی حدس بزنیم
یکشنبه، تیر ۱۰، ۱۳۸۶
سهمیهبندی بنزین و جوش آوردن ماشین نظام

جوش آوردن ماشین نظام و زمین گیر شدن آن در طرح سهمیهبندی بنزین ، حاکی از آسیب پذیری ایران در برابر تحریمهای آینده است و تحریمهای نفتی حیات سیاسی رژیم را اساساً تهدید میکند . و قدرت حاکم غاصبین حقوق مردم ، با درک نقش پر اهمیت خیزشهای خودجوش مردمی ادعا میکنند که عوامل قیام بنزین ارازل و اوباش بودند تا بدین وسیله اذهان مردم را از واقعیات و شرایط نابسامان زندگی و معیشتی منحرف ساخته و قوه تحرک را از مردم باز ستانند .
طرح سهمیهبندی بنزین و ترویج و تحمیل آن بر مردم با هدف صرفه جویی در سوخت ، تلاشی است تا آسیب پذیری در برابر تحریمها را کاهش دهد و به عمر سیاسی نظام بهافزاید .
نیروهای سرکوبگر سپاه و نیروی انتظامی انتظار نداشتند بعد از سرکوب خیزشهای اخیر ، مردم بتوانند دوباره اقدامات اعتراضی داشته باشند
ولی دیدیم مردم برای تغییر شرایط وخیم و غیر قابل تحمل موجود و برای در هم ریختن نظم تحمیلی به طور خود جوش به پمپ بنزینها و بانکهای دولتی و در بعضی از شهرها به شرکت گاز و حتی به اداره امور زندانها حمله ور شدند وبعضی از اماکن دولتی را به اتش کشیدن .
مردم دیگر کارد به استخوانشان رسیده دیگر نمیخواهند اسیر در چنگال نظام حاکم و مناسبات کهن و پوسیده ارتجاعی باشند . برخاستند تا منافع خود و مردم را از کیسه زراندوزان و حلقوم مزدوران و دستان زورگویان بیرون آوردند .
و عوامل و منشاء این نابسامانیها نه ارازل و اوباش بودند و نه عوامل استکبار جهانی و نه خرابکاران و تروریستها بلکه مردم به پاخاسته زیر خط فقر بودند مدتی است مبارزات مردم ابعاد وسیعی به خود گرفته است بی تردید ملتی که در زیر بالاترین سرکوبها به پا میخیزد ، فتح و آزادی را به کف خواهد آورد
شنبه، تیر ۰۲، ۱۳۸۶
چاقو کشان بدون مرز
تروریستهای اعزامی و چاقوکشان صادراتی ِ تحت پوشش «انجمن حمایت از مهاجرین » را بشناسید .
راستی علت این همه کینهتوزی آخوندها و قدارهبندان آن علیه پناهندههای ایرانی به خاطر چیست ؟
به نظر میرسد قبل از هر چیز درماندگی و ترس و وحشت رژیم آخوندی پس از در هم شکستن توطئهها و طرحهای پوششی اهداف وزارت اطلاعات چنان عیان و آشکار شد که چاقوکشان مجبور شدن واکنش نشان بدهند والا قرار نبود این چنین نعل وارونه بزنند و به نام انجمن حمایت از مهاجرین همان روز نخست به جان مهاجرین بیافتند !!
چهارشنبه، خرداد ۳۰، ۱۳۸۶
کارتهای سوخته وزارت اطلاعات آخوندی را بشناسیم

بحران عمیقی سراپای رژیم پا به گور آخوندی را فراگرفته و ثبات سیاسی آن را به شدت تهدید کرده است از اعتراضات دانشجویان گرفته تا تنور اتمی و همین طور قعطنامههای شماره دار شورای امنیت سازمان ملل که همین روزها یکی دیگر قرار است صادر شود ؛ سران و مسئولان امنیتی رژیم را سخت به تکاپو انداخته و رژیم برای بقای سیاسی خود مجبور به واکنش در عرصه داخلی و خارجی شده است در داخل ضریب سرکوب را بالا برده و به جان دانشجویان و زنان ؛ کارگران ؛ معلمان افتاده است
و در عرصه خارجی از تغذیه تسلیحاتی و مداخلات سازمانیافته در عراق گرفته تا مسلح کردن حزب اله و حماس و یا توطئه با دولت عراق برای اخراج مجاهدین و یا فرستادن مزدوران وزارت اطلاعات و طرحهای نفوذی برای فعالیت سیاسی برای جذب نیرو و تبلیغات و بهرهبرداری برای خدشهدار کردن مقاومت مشروع ؛ و همینطور از باز کردن سایتهای رنگارنگ گرفته تا برگذاری جلسات و سمینارها همه حاکی از وضعیت قمر در عقرب ولایت فقیه است چند روز پیش فراخوان داده بودند تحت نام انجمن حمایت از مهاجرین همان مهاجرینی که ازجهنم حکومت مستبد آخوندی گریختهاند و حالا حکومت مهروزی احمدی نژاد به فکر بازگرداندن این مهاجرین شده است .
و بالاخره دیروزمطلع شدیم محمد حسين سبحاني و دو مامور ديگر اطلاعات آخوندي به جرم چاقوكشي و مجروح كردن ايرانيان مخالف در فرانسه بازداشت شدند
رفتم سری به سایتهای عناصر اطلاعات رژیم زدم دیدم مدعی شدن که مجاهدین 50 نفر بودن و آنها را مورد ضرب و شتم قرار دادند و بیشتر مجاهدین دستگیر شدن الحق که دروغگویی را از امام شیاد تان به ارث بردید خوبه حالا خبر گزاری فرانسه عکس این مزدوران را در بازداشتگاه پلیس با شماره انداخته بود .
و از قرار معلوم چاقو کشان ولی فقیه به جان پناهندگان افتادند و وحشيانه آنها را با چاقو و قمه و پنجه بوكس و گاز اشك آور, مضروب و مجروح كردند.
همین که سایتهای زنجیرهیشان را چک میکردم دیدم یکی از کاریکاتور های مرا که سورژه آن احمدی نژاد بود و در داخل ساعت شنی قرار داده بودم تا شمارش معکوس آن را به تصویر بکشم با وقاحت و بیشرمی این مزدوران سورژه را عوض کردن و به نام خودشان در سایت شان گذاشتهاند هنرتان هم عین هنر آخوندهاست لااقل به خاطر پاداش نقدی که از بیت عنکبوت میگیرید از ذهن علیل خودتان مایه بگذارید
ا
چهارشنبه، خرداد ۲۳، ۱۳۸۶
پیشنهاد لغو حکم اعدام از سوی دولت ایتالیا مدتی است در اتحادیه اروپا مطرح شده است و بحث لغو بینالمللی حکم اعدام به روی میز سازمان ملل آمده است این پیشنهاد دولت ایتالیا وقتی در شورای وزرای خارجی اتحادیه اروپا مطرح شد موفق به کسب یک موضع مشترک نشد . و کشور انگلستان و یکی دو تا از کشورهای اروپایی با این پیشنهاد ایتالیا مخالفت کردند و حاضر نشدند جرج بوش را که از جمله حامیان حکم اعدام است به درد سر بیاندازند . ولی خوشبختانه این پیشنهاد ایتالیا در سازمان ملل مورد قبول 85 کشور قرار گرفته است که این خود بیسابقه است
دولت ایتالیا تلاش دیپلماتیک خود را در سازمان ملل به منظور اعلام ممنوعیت حکم اعدام در سراسر جهان را آغاز کرده است و در صدد کسب حمایت کشورهای دیگر در ممنوعیت اعدام است
سازمان غیر انتفاعی « به قابیل دست نزنید » با شور زاید الوصف برای لغو مجازات اعدام در جهان میکوشد و در بسیاری از کشورهای اروپایی فعال است . همه روزه گزارشات و خبرهای مربوط به اعدام در کشورهای مختلف و فعالیتها علیه اعدام را از طریق ایمیل برای کاربران اینترنت ارسال میکند و روزی نیست که نام ایران و اعدام های مستمر دراخبار این سازمان مدافع جقوق بشر نباشد .
طبق آمار موجود 98% حکم اعدامها در جهان در نظامهای مستبد مثل ایران چین عربستان سعودی صورت میگیرد و راه حل اساسی این مسئله ریشه در استبداد حاکم بر کشور دارد و تلاش برای نهادینه کردن دموکراسی و حقوق فردی و حقوق بشردر دل خود اصلاحات قوانین کیفری را در بر دارد چون بیشتر این زخمهای عمیق و مهلک را نظامهای غیر انسانی بر پیکر جامعه وارد میکنند البته دموکراسی به تنهایی به معنای لغو حکم اعدام نیست نمونه بارز آن ایالات متحده امریکا است ولی فقط در یک سیستم دموکراتیک نطفه لغو اعدام بسته میشود و میتواند تداوم داشته باشد . چون دیکتاتورها هم میتوانند از امروز به فردا با چهارتا مصوبه و اساسنامه قانون حکم اعدام را لغو کنند ولی همینطور از امروز به فردا با چهارتا مصوبه دیگر میتواند دوباره حکم ها را به راه بیاندازد
شاید هنوز نشود بشکل یک قانون بینالمللی و از طریق سازمان ملل متحد و با تصویب رساندن لغو حکم اعدام قوانین جامعه جهانی را متمدن کرد ولی حداقل میشود به شکل قانونی و از طریق سازمان ملل اعدام را متوقف کرد و در سازمان ملل به بحث و گفتگو با مخالفان و موافقان اعدام پرداخت پس توقف حکم اعدام گام بسیار مهمی در لغو کامل آن است و میتوان جان هزاران انسان را نجات داد
زندگی حق انسان است و نباید هیچ فردی خودسرانه انسان را از این حق بنیادی محروم کند ولی میبینیم در کشورما نه تنها این حق توسط آخوندهای مستبد پایمال میشود بلکه مردم را هم برای نظاره این جنایتهایشان به صحنه میآورند . معمولاً در کشورهای دیگر روز اعدام مدافعین حقوق بشرو نهادهای بشردوست با شعار و پلاکاردهایشان تجمع اعتراضی برپا میکنند و حکم اعدام را محکوم میکنند ولی در کشور ما مردم را برای نظاره و تماشا میبرند .
آخه در کدام کشور جهان کودکان را به دیدن صحنه اعدام میبرند و روبروی اعدامی مینشانند !! آیا این کودکان آینده سازان ایران فردا با دیدن این صحنهها سلامت روحی و روانی خود را از دست نمیدهند !! کجا هستند مدافعین حقوق کودکان که ببینند در حکومت آخوندی چگونه انتقام و خشونت را به کودکان آموزش میدهند و به عمق روان نسل آینده ضربه میزنند .
اعدام ابزاری است در دست دولتها برای استقرار رعب و وحشت و همین حکم اعدام را نظام ولایت فقیه به مثابه یک ابزار مشروع در برخورد با مشکلات اجتمایی اقتصادی و سیاسی به کار میبرد رژیم میتواند انسان ایرانی را بکشد ولی هیچوقت نمیتواند امید به یک دنیای بهتر را در ما بکشت .

پ ن : الان که این پست را نوشتم اخبار از صادر کردن حکم اعدام 5 نفر در تهران را خبر داد
و همچنین ایمیلی از فعالین «به قابیل دست نزنید » دریافت کردم که در آن از لغو حکم اعدام در کشور رواندا خبر میدهد و نوشته است مجلس رواندا با 45 رای موافق و 5 رای ممتنع و 30 نماینده غایب لغو حکم اعدام را در این کشور اعلام کردند

پ ن : الان که این پست را نوشتم اخبار از صادر کردن حکم اعدام 5 نفر در تهران را خبر داد
و همچنین ایمیلی از فعالین «به قابیل دست نزنید » دریافت کردم که در آن از لغو حکم اعدام در کشور رواندا خبر میدهد و نوشته است مجلس رواندا با 45 رای موافق و 5 رای ممتنع و 30 نماینده غایب لغو حکم اعدام را در این کشور اعلام کردند
یکشنبه، خرداد ۲۰، ۱۳۸۶
تا آزادی پلیتکنیکیها
رژيم ایران طي يك ماه اخير 147 تن از دانشجويان پلي تكنيك را به كميتة انضباطي احضار كرده است
تعطيلي 5 تشکل دانشجويي و افزايش فشار در ساير دانشگاههاي كشور و توقيف 14 نشريه دانشجويي و عدم دريافت کارنامه آزمون کارشناسي ارشد توسط 50 دانشجو، شرايط جديدي در فضاي دانشگاه ها به وجود آمده است. به طوري که طي چند روز گذشته 16 دانشجوي پلي تکنيک در کميته انضباطي اين دانشگاه محکوم شدند.
مأموران امنیتی شب چهارشنبه دو عضو سابق شورای مرکزی انجمن پلی تکنیک به نامهای عباس حکیم زاده و علی صابری را دستگیر کردند
همراه با تفتیش و بازرسی منازل آنها ، کامپیوتر شخصی و آرشیو سی دیهای آنها را با خود بردهاند در همين حال، قاضی حداد معاون امنيت دادسراي رژيم در تهران اعتراف كرد: ”دانشجويان بازداشت شدة دانشگاه پلي تكنيك در بند 209 زندان اوين نگهداري ميشوند.و گفته دانشجويان زنداني آزاد نمي شوند
امروز دانشجويان دانشگاه اميركبير در اعتراض به بازداشت هشت دانشجوي اين دانشگاه تجمع كردند
و دانشجويان با در دست داشتن پلاكاردها و عكسهايي از دانشجويان بازداشتشده، خواستار آزادي همدانشگاهيان خود شدند
از مقاومت دلیرانه جنبش دانشجویی که پلی تکنیک را به نماد آزادیخواهی تبدیل کرده، و پایههای حکومت مرتجعین را به لرزه درآورده است حمایت کنیم و همگام به دانشجویان دلیر خواهان آزادی فوری دانشجویان بازداشت شده هستیم و از امروز تا زمان آزادی یاران پلیتکنیکی در بندمان، این وبلاگ "تا آزادی پلیتکنیکیها" نام دارد.
خبرنامه امیر کبیر
تا آزادی پلیتکنیکیها
تعطيلي 5 تشکل دانشجويي و افزايش فشار در ساير دانشگاههاي كشور و توقيف 14 نشريه دانشجويي و عدم دريافت کارنامه آزمون کارشناسي ارشد توسط 50 دانشجو، شرايط جديدي در فضاي دانشگاه ها به وجود آمده است. به طوري که طي چند روز گذشته 16 دانشجوي پلي تکنيک در کميته انضباطي اين دانشگاه محکوم شدند.
مأموران امنیتی شب چهارشنبه دو عضو سابق شورای مرکزی انجمن پلی تکنیک به نامهای عباس حکیم زاده و علی صابری را دستگیر کردند
همراه با تفتیش و بازرسی منازل آنها ، کامپیوتر شخصی و آرشیو سی دیهای آنها را با خود بردهاند در همين حال، قاضی حداد معاون امنيت دادسراي رژيم در تهران اعتراف كرد: ”دانشجويان بازداشت شدة دانشگاه پلي تكنيك در بند 209 زندان اوين نگهداري ميشوند.و گفته دانشجويان زنداني آزاد نمي شوند
امروز دانشجويان دانشگاه اميركبير در اعتراض به بازداشت هشت دانشجوي اين دانشگاه تجمع كردند
و دانشجويان با در دست داشتن پلاكاردها و عكسهايي از دانشجويان بازداشتشده، خواستار آزادي همدانشگاهيان خود شدند
از مقاومت دلیرانه جنبش دانشجویی که پلی تکنیک را به نماد آزادیخواهی تبدیل کرده، و پایههای حکومت مرتجعین را به لرزه درآورده است حمایت کنیم و همگام به دانشجویان دلیر خواهان آزادی فوری دانشجویان بازداشت شده هستیم و از امروز تا زمان آزادی یاران پلیتکنیکی در بندمان، این وبلاگ "تا آزادی پلیتکنیکیها" نام دارد.
خبرنامه امیر کبیر
تا آزادی پلیتکنیکیها
چهارشنبه، خرداد ۱۶، ۱۳۸۶
شمارش معکوس
احمدی نژاد : آغاز شمارش معکوس برای نابودی اسرائیل را اعلام کرد
بادبان : هنوز احمدی از شمارش معکوس خود بی خبر است
بادبان : هنوز احمدی از شمارش معکوس خود بی خبر است
یکشنبه، خرداد ۱۳، ۱۳۸۶
اختراع چرخ آب


اختراع چرخ برای حمل آب را باید بعنوان نقطه عطفی در تاریخ حیات بشری بشمار آورد مبالغه و بذله گویی نمیکنم توضیح میدهم . چرخ آب اثر و شاهکار جدید انسان دو پا است که نشانگر تغییر و تحول اساسی در ساختار بینش انسان متمدن ، و نوع نگرش فکری متفاوت نسبت به محیط و احتیاجات بشری است .
طرح بسیار ساده است یک گالنی پلاستیکی درست به شکل چرخ اتومبیل میباشد که حفرهای در مرکز آن قرار دارد ، کافی است در گالن را خوب ببندیم و به کمک یک طناب این چرخ آب را به حرکت بیاوریم و دیگر لازم نیست گالن آب را به دوش و یا بر پشت حمل کنیم کاری که قرنها مردم کشورهای فقیر فاقد آب انجام دادهاند و سالیان سال است که چشمهای ما در صفحات تلویزیونی با تصاویر زنان و کودکانی که در افریقا گالنهای آب را بدوش میکشند عادت کرده است .
50 لیتر آب در داخل این چرخ آب میتواند جا بگیرد البته 50 لیتر آب زیادی نیست و مصرف روزانه سیفون توالت یک انسان بطور متوسط در جوامع غربی است ولی برای مردم جوامع فقیر که کمبود آب دارند ماده حیاتی برای ادامه زندگی است
از پلاستیک که هم سبک و هم مقاوم است در این طرح استفاده هوشمندانه شده است و روش و راه حلی است برای میلیونها انسان مخصوصاً زنان و کودکان که هر صبح کیلومترها راه میروند و کمرشان را خم میکنند تا بتوانند 10 یا 20 لیتر آب را
برای تولید مواد غذایی و بهداشت حمل کنند
برای پی بردن به اهمیت این ابزار کافی است بدانیم که تهیه آب برای انسانهای روی زمین از مهمترین فعالیتها ، بشمار میرود و نیروی کار قابل ملاحظهایی صرف آن میشود . وقتی شما 10 کیلومتر راه بروید و 5 کیلومتر آن را با یک گالن آب بروی سر طی کنید زمانی که به منزل میرسید دیگر رمقی برایتان نمیماند تازه باید بفکر تهیه غذا باشی !!
بیش از یک ششم جمعیت جهان به آب آشامیدنی دسترسی ندارند و در مناطق زندگی میکنند که از کمبود آب شدیداً رنج میبرند و روز به روز به تعداد این مناطق افزوده میشود
این اختراع مثل بیشتر اکتشافات بشری حامی پیامی است سادگی آن به مغزهای هوشمند تکنولوزی دهن کجی میکند و پژوهشگران چرخهای صنعت و توسعه باید به آن خجولانه نگاه کنند . با وجود اینکه انسان قدرت ایده پردازی بالایی دارد و ما هزاران اختراع متنوع در گوشه و کنار زندگی خود ملاحظه میکنیم و هر روز روباتهای ریزو درشت فرمانبر را در رسانهها میبینیم ولی تا کنون هیچ کس هیچ راهکاری برای تسهیل حمل و نقل آب برای مردم فقیر کشورهای عقب مانده که با صنعت و ماشین بیگانه اند انجام نداده است . و کسی نبود که ابزار به این سادگی را بسازد حداقل باید 50 سال پیش اختراع میشد نه الان و میتوانست جان بسیاری از گرسنگان را بخرد ولی متاسفانه سود آنچنانی در آن نبوده و در نتیجه انگیزهایی برای اختراع آن نبود نوآوری آن سوی سکه سود و سرمایه است .
پیتر هندرایک از افریقای جنوبی مخترح این چرخ آب شد بهرحال خود اصل اختراع حاوی یک دگرگونی ( ترسیدم بنویسم انقلاب ) است و زائیده نگرش دور اندیشی است و این وسیله نقلیه و آنچه را که حمل و نقل میکند در یک راستا شکل میگیرد و اگر بخواهیم به زبان فلسفی باز گو کنیم خلاف جمله معروف « هدف وسیله را توجیه میکند » است راهکاری که به دنبال آن هستیم راهی که بتواند جهان را به سقوط نکشاند از همین جا میگذرد هدف و وسیله باید همخوانی داشته باشند .
سهشنبه، خرداد ۰۸، ۱۳۸۶
کنده شدن ترمز قطار جنبش دانشجویی

امروز هم دانشجویان دلیر پلی تکنیک در تجمع اعتراضی بر علیه حکومت سرکوب و اختناق دست به تظاهرات زدند و همزمان با این تجمع جنبش دانشجویی ، نمایندگان آخوندها به پای میز مذاکره با شیطان بزرگ نشستند . و انگار که تمام بحرانهای اجتمایی و مسائل و مشکلات کشور را حل و فصل کردهاند و فقط مسئله امنیت کشور همسایه مانده است که آنهم به کمک شیطان بزرگ حل میکنند .
البته رژیم مذاکره پذیر نیست و اصلاً استانداردهای بینالمللی را قبول ندارد و این گفتگوها بیشتر یک نشست امنیتی است تا یک مذاکره سیاسی و یقیناً هدف امریکا عقب راندن رژیم و تحت فشار قرار دادن آن در منطقه است ولی رژیم با این گفتگو ها دست از کشت و کشتار برنمیدارد و این نشستها نتیجهایی ندارد مگر مذاکرات با آژانس بینالمللی هستهایی نتیجهای داشت ؟ با وجود اینکه البرادعی همه جور با رژیم کنار آمد !! و یا مذاکرات با اتحادیه اروپا سر مسئله هستهای نتیجه داد ؟ با وجود مشوقهای پیشنهادی !! رژیم تو این ضمینهها نمی تواند کوتاه بیاد .و اگر کوتاه بیاد تضادهای داخلیش اوج میگیرد .
رژیم به احتمال زیاد و برای سرپا نگهداشتن دولت نوری المالکی و برای حمایت از آن پای میز گفتگو آمد چون بعضی از مقامات امریکایی مثل دیگ چنی خواهان سرنگونی نوری المالکی هستند .
دست مریزاد به دانشجویان پلی تکنیک که امروز در پلاکارتهایشان برای احمدی نژاد نوشته بودند « ما ترمز قطار جنبش دانشجویی را کندهایم آیا این پیام دانشجویان را هیئتهای مذاکره کننده شنیدند ؟
سهشنبه، خرداد ۰۱، ۱۳۸۶
برای چهره خونین تو

برای چشمان
پر از خون درد تو
رنگهای تساوی
را آرزو دارم
تا بتوانی رؤیای
عدالت را ببینی
و یگانگی میان
چشمانت تقسیم شود
برای چهره خونین تو
صورت نقرهای
ماه را آرزو دارم
تا زیبایی چهرهات
در ظلمت بدرخشد
برای قلب جریحهدار تو
فانوسی از عشق و امید
آرزو دارم
تا در تاریکترین
لحظات زندگی
تو را در یابد
برای دستان
معصوم تو
که در دستان
سرد و بی رحم
استبداد بسته مانده است
جسارت « نه » آرزو دارم
تا قید و بند را
با دستان خود بگشایی
برای گیسوان تو
رهایی و انتخاب را
آرزو دارم
تا نجابت اختیار
هر کلام اجبار
را بی رنگ کند
و شانه اختیار
نوازشگر گیسوانت باشد
برای تو
این رنج کهنه التیام مییابد
روزهای آزادی را
برای تو آرزو دارم
ح مقدم(بادبان)
دوشنبه، اردیبهشت ۳۱، ۱۳۸۶
سفرهاي مختلط شرعي!


آگهيهایی برای تبلیغ سفرهای مختلط شرعی آشكارا در مركز شهرتهران پخش میشود و با طرح سؤال «چرا گناه؟» جوانان را به سفر با اين مؤسسه دعوت میکند تا با حل مسائل شرعي محرم و نامحرم! و قيمت گزافي به همراه دوست پسر يا دوست دختر خود به شمال سفر کنند .
در مرحله اول ثبت نام انجام میشود و سپس با خانمي كه با او آشنا هستيد، به نمايندگيهاي این مؤسسه مراجعه كرده و به دفترخانههاي خاصي معرفي ميشويد تا بدون درج در شناسنامه، صيغه عقد براي شما خوانده شده و سپس با ارائه معرفينامه به همراه آنان به سفر ميروید
اقامت خانمها و آقايان داراي معرفينامه! در هتلهاي تهران نيز از برنامههاي بعدي این مؤسسه است.
یکشنبه، اردیبهشت ۳۰، ۱۳۸۶
حکومت قدارهبندان

به تصویر کشیدن ایران زیر شکنجه و اهانت بدست قدارهبندان خودکامه حکومتی برای هر ایرانی رنجآور است امٌا بدبختانه چیزی است که این روزها بشکل عریان و درمقابل چشمان ما و تحت عنوان جرائم آخوند ساخته « مبارزه با اراذل و اوباش » مشاهده میکنیم (عکس 1 2 ) .
تا چه حد میشود به شعور یک ملتی توهین و بی حرمتی کرد عکسهایی که در سایتهای حکومتی و مطبوعات و رادیو تلویزیون دولتی به نمایش گذاشته شده است در واقع به قصد جا انداختن فرهنگ ترس و وحشت از حکومت است . این ها مردم را تو سری خور و تماشاچی اعدام و سنگسار و ملتی خو گرفته به ظلم و ستم و انسانهای ستم پذیر و بی جرات و بی شهامت میخواهند .
آیا این تصاویر شنیع بدتر از رفتار مغولان با ایرانیان نبوده است ؟
دریغا که دیرگاهی است که متوالیان استبداد مذهبی آفتابه بر گردن ایران نهادهاند و به کمک دول غربی که سر در منجلاب اقتصادی دارند ، با قراردادهای کلان حق و حقوق مرم ما را به تاراج و یغما بردهاند . و فعالترین و منسجمترین نیروی مسلح اپوزیسیون را ترویست نامیدهاند و مبارزه و مقاومت مشروع آنها را بر علیه آخوندها غیر قانونی میخوانند و وقتی خلع سلاح میشوند دیگر جای تعجب نیست که قدارهبندان به دست جوانان این میهن شمشیر پلاستیکی میدهند تا از خود و مردم دفاع کنند .
دیکتاتورها از آسمان به زمين نيامدهاند ، بلكه بر مردماني مسلط میشوند که آمادگي سلطه پذيري را داشته باشند . يأس و افسردگي اجتماعي و رعب وحشت ، زمينة مساعدي را براي حاكميت ديكتاتورها فراهم ميكند
با این رژیم فقط با زبان سلاح وباغرش مسلسلهای ستم سوز باید سخن گفت تا عقب رانده شود و حساب کار خودش را بکند و شجاعت و شهامت آرش و بابک و کاوهها را میخواهد . تا کی باید هشتاد میلیون ایرانی هر روز خشونت و اهانت جسمی و فلاکت اقتصادی و درماندگی روحی ، از آخوندهای بر مسند قدرت نشسته را تحمل کند.
حالا دوباره نیاید درس اخلاق سیاسی بدهید که با براندازی و خشونت موافق نیستید و باید به دنبال دیالوگ بود !! بروید و دیالوگ کنید میخواهم بدانم آیا زبان شما را این قدارهبندان میفهمند با چه زبانی به جز زبان قهر میشود با این جنایتپیشهها صحبت کرد و راجع به چه چیزی باید با این رژیم دیالوگ کرد ؟ از حقوق بشر و حق و حقوق مردم یا از آزادی مطبوعات و اقتصاد وسیاست !! وقتی که در خیابانها بهروی مردم عربدهکنان قمه میکشند و رذیلانه و به شکل عریان جلوی دوربینهای تلویزیونی مردم ما راشکنجه میکنند .
آیا در برابر نسل آینده شرمگین نخواهیم بود وقتی که در کتابها و اسناد تاریخی این تصاویر به نمایش گذاشته شود . و نسل آینده ببیند که انسان هم نوع خود را در خیابان های تهران میزدند و شکنجه میکردند و آفتابه بر گردن میگرداندن . نمیپرسند آیا کسی نبود علیه این بیحرمتی و تحقیر و رفتار غیر انسانی پاسخی دهد ؟
شنبه، اردیبهشت ۲۲، ۱۳۸۶
فاجعه براي عدالت اروپا
10 مه 2007 – خودداري اتحاديه اروپا در حذف مخالفين دولت ايران از ليست سياه گروههاي تروريستي خود ، آنها را بر آن داشت تا اعلام كنند كه خواهان بيش از يك ميليون يورو (1.35 ميليون دلار) خسارت از اروپا هستند.
روز پنجشنبه مخالفين دولت ايران اعلام كردند كه در پي بيش از يك ميليون يورو (1.35 ميليون دلار) خسارت از اتحاديه اروپا بخاطر امتناع اين اتحاديه از حذف سازمانشان از ليست گروههاي تروريستي است.
وكلاي مجاهدين خلق ايران شكايت مي كنند كه اتحاديه اروپا در اجراي حكمي كه سال گذشته دادگاه عالي اروپا صادر كرده بود شكست خورده است. بر اساس اين حكم ، تصميم سال 2002 اتحاديه اروپا براي گنجاندن سازمان مزبور در ليست سياه تروريستي خود و دستور آن براي مسدود كردن دارايي هايش، باطل گرديد. ...ادامه
پنجشنبه، اردیبهشت ۲۰، ۱۳۸۶
مدتی است که دانشجویان قهرمان پلیتکنیک علیرغم ضرب و شتم گارد دانشگاه ، و حراست در مقابل زورگویی حاکمیت مقاومت و پایداری میکنند و هنوز اقدامات سرکوبگرانه رژیم بینتیجه مانده است . دانشجویان بخاطر دستگیری فعالین دانشجویی و توقیف نشریات ، تعلیق کانونهای فرهنگی و هنری ، و ایجاد فضای پلیسی هر روز در دانشگاه پلیتکنیک تجمع کرده و علیه حکومت شعار میدهند و همچنین دانشجویان بسیاری از دانشگاههای ایران تجمعهای اعتراضی بر پا میکنند .
مطالبات و اعتراضات فقط در سطح دانشگاه و به دانشجویان محدود نمیشود معلٌمان ، کارگران و جنبش زنان بر ادامه اعتراضات ضد دولتی تاکید میکنند . و رژیم در وحشت از اعتراضات معلٌمان و کارگران و دانشجویان ماموران سرکوبگر نیروی انتظامی خود را به خیابانها آورده است و با طرحهای موسوم به مبارزه با بد حجابی و به بهانه پوشش مردم را مورد بازجویی ، و اذیت و آزار قرار میدهد . ماهوارهها را جمعآوری میکنند . فروش کراوات و پاپیون را ممنوع میکنند ونگهداشتن سگ را خلاف قوانین اسلام و در نتیجه غیر قانونی میخوانند آمار دستگیرها روز بروز بیشتر میشود
و از طرفی رژیم مدعی است که به باشگاه هستهیی وارد شده است و اهل کوتاه آمدن از حقوق مسلم خود نیست یعنی همان حق داشتن کلاهک هستهای که ثبات سیاسی خود را در آن جا سازی کرده و با شعار انرژی هستهای حق مسلم ماست بر ادامه فعالیتهای اتمی تاکید میکنند
ولی مردم ما داشتن نان سر سفره را حق مسلم خود میدانند. آسایش و امنیت را حق مسلم خود میدانند .
کارگران ایران ، کار و اشتغال و سندیکا را حق مسلم خود میدانند.
و زنان ایران برابری حقوقی با مردان را حق مسلم خود میدانند
دانشجویان ایران آزادی بیان و اندیشه و قلم را حق مسلم میدانند
از فرهنگیان ، دانشجویان ، کارگران و جنبش زنان که در این شرایط دشوار میدان مبارزه را خالی نگذاشتهاند ، حمایت کنیم
وظیفه هر ایرانی است که برای دفاع از حرمت و حق انسانی خود به پا خیزد . بیتفاوتی یعنی به میل حکومت رفتار کردن و شریک جرم بودن است
شنبه، اردیبهشت ۱۵، ۱۳۸۶
امنیت و ثبات در عراق

امروز نشست بینالمللی شرم الشیخ خاتمه یافت و در خبرها آمده بود که منوچهر متکی سر ضیافت شام با دیدن لباس نامناسب ویلونیست روسی فرار را به قرار ترجیح داد
امروز هم خاتمی که از نرم تنان رژیم آخوندیست و در کارنامهاش سابقه 8 سال خیانت و فریب و نیرنگ دارد وارد ایتالیا شد و با پاپ دیدار و گفتگو کرد وبرای پاپ پنج شش تابلو نقاشی که سمبلهای صلح و کبوتر و شاخه زیتون داشت سوغاتی آورده بود و ظاهراً یک هفته تو ایتالیا میماند و قرار است با نخست وزیر و زیر امورخارجه و رئیس پارلمان دیدار داشته باشد و راجع به همزیستی مسالمت آمیز و گفتگوی تمدنها و هم چنین حل مشگل امنیت و ثبات عراق وراجی خواهد کرد
بزرگی سراسر به گفتار نیست
دو صد گفته چون نیم کردار نیست
سهشنبه، اردیبهشت ۱۱، ۱۳۸۶
اول ماه مه

وقتی در انتظار ویزیت دکتر و رسیدن نوبت خود در اتاق انتظار مطب مینشست بیشتر حالت التهاب و تشویش میگرفت امٌا رحمان انگار با نگاه سرد و بیتفاوتش به دیگران که نشسته بودند میخواست بفهماند که عین آنها مریض نیست . ولی آن درد سینه شدید چند روزی بود حسابی نگرانش کرده بود وهر از گاهی این درد برنده و تیز به سراغش میآمد و با تنفساش ، این درد تشدید مییافت . اگر چه زیاد طول نمیکشید ولی همان مدت کوتاه و در آن چند ثانیه انگار زمان متوقف میشد و تمامی نداشت و چشماش سیاهی میرفت .
رحمان از کارگران معدن زغال سنگ سنگرود بود و با زن و دو فرزندش فشار زیادی را بخاطر پائین بودن سطح دستمزد متحمل میشد . دکتر بلافاصله بعد از معاینه جدٌی و حاد بودن بیماری را فهمید و آنروز بر خلاف دفعات پیش با دقت بیشتر و مدت زمان زیادی برای معاینه او گذاشت .
رحمان گمان میکرد که عفونت ریه دارد و عامل بیماری او ناشی از شرایط نا امٌن و زیانبار کار و نبودن لوازم و امکانات حفاظتی باشد و در دلش کارفرما را دشنام میداد که به خاطر صرفه جوئی در هزینه ، دستگاههای تهویه را همیشه خاموش میکرد
آنروز دکتر یه سری آزمایشات مختلف بروی کاغذی با خط نامفهوم نوشت و بعد از تا کردن آن لای پاکت گذاشت و به رحمان داد و تاکید کرد که این آزمایشات را در اسرع وقت انجام بدهد و نتیجه را هر چه زودتر برایش ببرد
رحمان به فکر هزینه آزمایشات بود چون با مشکلات عدیده معیشتی مواجه بود و همین چند ماه پیش وقتی احمدی نژاد برای سخنرانی به رودبار آمده بود به همراه کارگران سنگرود با پای پیاده خود را به رودبار و به محل سخنرانی او رسانده بود تا صدای اعتراض برای عدم پرداخت 18 ماه حقوق معوقه کارگران سنگرود را به گوش دراز این گماشته ولی فقیه برساند
و علاوه بر مضیقه نان ، بیماری و هزینه آن فشار مضاعف به خانواده او میآورد . و بالاخره بعد از دو هفته با امیدواری نتیجه آزمایشات را به روی میز کار دکتر قرار داد . دکتر بدقٌت نتایج آزمایشات را مطالعه و بررسی میکرد و گاهاً ابروهایش را با دیدن ورقههای نوشته شده بالا میکشید و برای رحمان معلوم نبود چه معنایی دارد !! ولی درد همچنان در سینه رحمان نگهبانی میداد و گوشش به این حرفها بدهکار نبود
پس از چند لحظه مکث دکتر دفترچه نسخهاش را برداشت و شروع به نوشتن کرد
رحمان پرسید باز هم آزمایش ؟؟ بدون اینکه جوابی بشنود !!
دکتر نسخهنویسیاش را تمام کرد و با لبخندی حکیمانه به او گفت : سه شعر از گلستان سعدی و عبید زاکانی قبل از غذا . و 50 صفحه از رمان شیرین و زیبا و یا هر کتاب مورد علاقه قبل از خواب . و یا بجای خواندن کتاب میتوانی فیلم خوب ببینی و قدم زدن در فضای باز و طبیعت . شرکت در جشنها و شادمانیها با دوستان . و مسافرت تفریحی به مناطق خوش آب و هوا . و خوابیدن با خیال راحت بروی مشکلات روزمرگی . و نیایش به خدا اگر هنوز به آن اعتقاد داری .
رحمان با دهان بازمانده در ناباوری پرسید : آقای دکتر دارید شوخی میکنید ؟؟
دکتر در جواب گفت نه جانم شوخی نمیکنم این نسخه ضد افسردگی است که من تجویز میکنم شما جسمتان سالم است مثل بیشتر ایرانیها مشگل روحی دارید برای دو هفته این نسخه مرا آزمایش کنید اگر خوب نشدید برایتان قرص مینویسم
جمعه، اردیبهشت ۰۷، ۱۳۸۶
سهشنبه، اردیبهشت ۰۴، ۱۳۸۶
اولویت ثبات در دو نظام


شهرمن یک پادگان بزرگ ارتش داشت که هر وقت از جاده کنار آن رد میشدم از پشت دیواره سیمهای خاردار چشمم به تانکهای چیفتن این پادگان نظامی میافتاد که ردیف کنار هم چمباته زده بودند . این تانکها بنا به سفارش رژیم شاهنشاهی ایران و توسط کارخانه تسلیحاتی ویکرز انگلستان ساخته شده بودند و علاوه بر قدرت آتش مناسب و مقاومت کافی در برابر سلاحهای ضد تانک ، از قدرت مانور خوبی برخوردار بودند و قابلیٌت شلیک در حین حرکت را داشتند .
نمیدانم به چه قیمت و بهایی خریداری شده بودند و همه ساله به مناسبت روز ارتش ما را از طرف مدرسه در کنار خیابان شهر به صف میکردند تا نظارهگر رژه ارتش و مهمات و ماشینآلات نظامی دولت شاهنشاهی ایران باشیم و تشویق و ابراز احساسات کنیم .و هنوز بخوبی به یاد دارم که بلندگو مرتب میگفت این ارتش سرفراز شاهنشاهی ایران است .
درست در سه کیلومتری این پادگان روستایی بود به نام محمود آباد که به امکانات اولیه بهداشتی دسترسی نداشتند و از آب آشامیدنی محروم بودند . و طرح آبرسانی به این روستا هنوز در پروژههای عمرانی نظام سلطنتی قرار نگرفته بود تانکهای چیفتن در اولویت بودند و موجودیت و ثبات نظام در اولویت بود . و اهالی این روستا با گالونهای پلاستیکی هر روز به شهر میآمدند و با خود آب به این روستا میبردند.
این مسئله من و تعدادی از دوستانم را همواره بشدت رنج میداد و چند روز بعد از سقوط نظام سلطنتی به کمک و یاری همین دوستانم که الان هیچ کدامشان در ایران نیستند و در خارج از کشور در تبعید و یا تیرباران شدند و با زور و بازوی خودمان بیل و کلنگ به دست گرفتیم و در عرض سه چهار روز خط لوله را تا روستای محمودآباد حفاری کردیم و آب آشامیدنی را به روستا بردیم
آنروزها شاه با آن تانکهای چیفتن پز قدرت بزرگ منطقه را میداد در حالیکه روستائیان نزدیک تانکهای به صف کشیده آب آشامیدنی نداشتند .
و امروز بعد از 28 سال تصویر دردناکی از کمبود آب در خرمشهر را در اینترنت دیدم و یاد لاف پیشرفت های اتمی آخوندها افتادم .
ولی فقیه و گماشته دلقک او از فنآوری هستهای و غنی سازی اورانیوم و پز ذخایر موشکهای بالستیک و شهاب سه را میدهد ، و از افزایش برد و شعاع عمل آن که به بیش از دو سه هزار کیلومتر میرسد دم میزند . میلیاردها دلار صرف تاسیسات هستهای زیرزمینی میکند و برای حفاظت این تاسیسات سیستم دفاع موشکی بکار گرفته و مستقر میکند در حالی که معلمین این کشور دستفروشی میکنند و کارگران زیر خط فقر و در مناطقی کودکان محرم از سو تغذیه رنج میبرند زیرا که موجودیت و ثبات نظام در اولویت است و برایشان مهم نیست اگر زن بیسرپرست ایرانی نهارش را در زبالهدانی پیدا کند و تشنهاش که بشود از آب جوب بنوشد !!
شنبه، اردیبهشت ۰۱، ۱۳۸۶
فراخوان کانون وبلاگ نويسان ايران- پنلاگ به تمامی نهادهای حقوق بشری برای نجات جان کيانوش سنجری
کانون وبلاگ نويسان ايران- پنلاگ از تمامی نهادهای حقوق بشری بخصوص کميساريای عالی پناهندگان سازمان ملل، درخواست دارد برای نجات جان کيانوش سنجری فعال سياسی، وبلاگ نويس و عضو کانون وبلاگ نويسان ايران که از بيم جان خود بعد از تحمل زندان، شکنجه و فشارهای گوناگون ناگزير به ترک غيرقانونی ازکشور ايران شده است و در وضعيت نامناسبی در کردستان عراق بسر میبرد اقدامات لازم را جهت تامين امنيت و تسريع پذيرش پناهندگی او به عمل آورند.
کانون وبلاگ نويسان ايران، پنلاگ، از همه سازمانها و نهادهای حقوق بشری تقاضا دارد، با توجه به شرايط نابسامان امنيتی در عراق، احتمال وجود توطئه از سوی دستگاه امنيتی نفوذی جمهوری اسلامی ايران در عراق برای بازگرداندن کيانوش سنجری به ايران، کارشکنی مقامات مسئول پناهندگی و يا هرگونه خطر ديگری در روند پناهندگی ايشان، به ياری کيانوش سنجری بشتابند.
کانون وبلاگ نويسان ايران پنلاگ
کانون وبلاگ نويسان ايران- پنلاگ از تمامی نهادهای حقوق بشری بخصوص کميساريای عالی پناهندگان سازمان ملل، درخواست دارد برای نجات جان کيانوش سنجری فعال سياسی، وبلاگ نويس و عضو کانون وبلاگ نويسان ايران که از بيم جان خود بعد از تحمل زندان، شکنجه و فشارهای گوناگون ناگزير به ترک غيرقانونی ازکشور ايران شده است و در وضعيت نامناسبی در کردستان عراق بسر میبرد اقدامات لازم را جهت تامين امنيت و تسريع پذيرش پناهندگی او به عمل آورند.
کانون وبلاگ نويسان ايران، پنلاگ، از همه سازمانها و نهادهای حقوق بشری تقاضا دارد، با توجه به شرايط نابسامان امنيتی در عراق، احتمال وجود توطئه از سوی دستگاه امنيتی نفوذی جمهوری اسلامی ايران در عراق برای بازگرداندن کيانوش سنجری به ايران، کارشکنی مقامات مسئول پناهندگی و يا هرگونه خطر ديگری در روند پناهندگی ايشان، به ياری کيانوش سنجری بشتابند.
کانون وبلاگ نويسان ايران پنلاگ
چهارشنبه، فروردین ۲۹، ۱۳۸۶
برای ممنوعیت حكم اعدام در سازمان ملل متحد
تظاهراتی به ابتكار سازمان های مدافع حقوق بشر در ایتالیا برای لغو حكم اعدام در سراسر جهان هفته گذشته انجام گرفت . این تظاهرات بخشی از كارزار گستردهیی است كه این مدافعان حقوق بشر برای به تصویب رساندن ممنوعیت حكم اعدام در سازمان ملل متحد سازماندهی كردهاند .
پس از پايان جنگ جهانى دوم، تنها 9 كشور مجازات اعدام را از قوانين خود حذف كردهاند . ولی امروزه تعداد اين كشورها به مراتب بيشتر شدهاند . از 200 كشورى كه در جهان وجود دارد، بيش از نيمى از آنها مجازات اعدام را لغو كردهاند.
و به همين دليل است که سازمان عفو بينالملل از گرايشى به سوى لغو مجازات اعدام سخن مى گويد واين گرايش برگشت ناپذيراست.
تعداد كشورهايى كه از اجراى حكم اعدام چشم پوشى مىكنند ، همه ساله افزايش مىيابد. براى نمونه از سال 1990 تا كنون، 40 كشور در قلمرو خود مجازات اعدام را يا كاملا لغو نموده، يا اينكه حداقل آن را براى زمان صلح برچيدهاند.
فقط در سال 2005 حدود 2100 انسان اعدام شدهاند و بیشتر اعدام ها در چين و ايران بوده است . چين و ايران در اعدام شهروندان خود بهترتیت رتبه اول و دوم جهان را دارند و با در نظر گرفتن جمعیت چین ایران نسبت به در صد جمعیت مقام اول را در جهان دارد
طبق قوانين بينالمللى، اعدام جوانان زير 18 سال ممنوع است ولی در حال حاضر 23 دختر و پسر جوان زير 18 سال در ایران به انتظار اعدام نشستهاند
این تظاهرات با تجمع در برابر شهرداری رم در میدان ونزیا آغاز شد. حامیان مقاومت ایران در حالی كه پرچمهای ایران و تصاویری از اعدام های جمعی توسط رژیم ضدبشری آخوندی را حمل میكردند، در این تظاهرات حضور یافتند و سپس به طرف واتیكان راهپیمایی كردند.
حضور هواداران مقاومت در این تظاهرات برای افشای اعدام های وحشیانه در ایران مورد توجه شهروندان و رسانههای خبری ایتالیا قرار گرفت.
عکسهایی از این تظاهرات را در اینجا قرار دادم
This album is powered by BubbleShare - Add to my blog
پس از پايان جنگ جهانى دوم، تنها 9 كشور مجازات اعدام را از قوانين خود حذف كردهاند . ولی امروزه تعداد اين كشورها به مراتب بيشتر شدهاند . از 200 كشورى كه در جهان وجود دارد، بيش از نيمى از آنها مجازات اعدام را لغو كردهاند.
و به همين دليل است که سازمان عفو بينالملل از گرايشى به سوى لغو مجازات اعدام سخن مى گويد واين گرايش برگشت ناپذيراست.
تعداد كشورهايى كه از اجراى حكم اعدام چشم پوشى مىكنند ، همه ساله افزايش مىيابد. براى نمونه از سال 1990 تا كنون، 40 كشور در قلمرو خود مجازات اعدام را يا كاملا لغو نموده، يا اينكه حداقل آن را براى زمان صلح برچيدهاند.
فقط در سال 2005 حدود 2100 انسان اعدام شدهاند و بیشتر اعدام ها در چين و ايران بوده است . چين و ايران در اعدام شهروندان خود بهترتیت رتبه اول و دوم جهان را دارند و با در نظر گرفتن جمعیت چین ایران نسبت به در صد جمعیت مقام اول را در جهان دارد
طبق قوانين بينالمللى، اعدام جوانان زير 18 سال ممنوع است ولی در حال حاضر 23 دختر و پسر جوان زير 18 سال در ایران به انتظار اعدام نشستهاند
این تظاهرات با تجمع در برابر شهرداری رم در میدان ونزیا آغاز شد. حامیان مقاومت ایران در حالی كه پرچمهای ایران و تصاویری از اعدام های جمعی توسط رژیم ضدبشری آخوندی را حمل میكردند، در این تظاهرات حضور یافتند و سپس به طرف واتیكان راهپیمایی كردند.
حضور هواداران مقاومت در این تظاهرات برای افشای اعدام های وحشیانه در ایران مورد توجه شهروندان و رسانههای خبری ایتالیا قرار گرفت.
عکسهایی از این تظاهرات را در اینجا قرار دادم
This album is powered by BubbleShare - Add to my blog
سهشنبه، فروردین ۲۸، ۱۳۸۶
در حمایت از فراخوان كانون صنفی معلمان

علی اكبر باغانی، دبیركل كانون صنفی معلمان، صبح امروز در كلاس درس دستگیر شد
در حال حاضر 6 نفر از اعضای هیات مدیره كانون صنفی معلمان كه در تاریخهای 22 و 25 فرودینماه به معاونت امنیت دادسرای تهران احضار شده بودند, برای ادامه تحقیقات بازداشت و به زندان اوین منتقل شدند.
این افراد شامل حمید پوروثوق, نایب رییس كانون, سیدمحمود باقری, محمدتقی فلاحی, علیاصغر منتجبی, محمدرضا رضایی و علیرضا اكبری نبی هستند.
در حمایت از فراخوان كانون صنفی معلمان كشور؛
از حضور در كلاسهای درس خوداری کنیم
خواسته اصلی معلمان اجرای لایحه مدیریت خدمات كشوری كه پیش از این به تصویب مجلس رسیده, عزل وزیر آموزش و پرورش, آزادی معلمان در بند و عذرخواهی دولت از ضرب و شتم و هتك حرمت معلمان در جریان حوادث روز 23 اسفندماه است.
یکشنبه، فروردین ۲۶، ۱۳۸۶
بحران عراق
یکی از قربانیان عمل تروریستی روز پنج شنبه که در کافه تریای پارلمان عراق رخ داد محمد حسین العوض ، نماینده پارلمان عراق از جبهه گفتگوی ملی بود . مواضع قاطع و روشن علیه رژیم آخوندی داشت و در سفرهای اروپایی ( از جمله ایتالیا ) در کنفرانسها و اجلاسیههای سیاسی و پارلمانی شرکت داشته و از حامیان حقوق قانونی مجاهدین در عراق بود .
ظاهراً تمام طرحهای امنیتی در عراق شکست خورده و حتی نمایندهگان در پارلمان ، امنیت ندارند چه رسد به مردم کوچه و بازار ، و دولت نوری المالکی که از طرف آخوندها حمایت میشود قادر به حل مسائل و اداره کشور نیست .
کمکهای مستمر مالی و لجستکی رژیم آخوندی به شبه نظامیان تیپ بدر شاخه نظامی مجلس اعلای انقلاب اسلامی و نیروهای قدس سپاه و ارسال سلاح و نفوذ سیاسی در ارگانهای امنیتی عراق هر روز در این کشور فاجعه به بار میآورد .
در خبرها آمده بود ایران برای ادامه نا امنی و بیثباتی علاوه برشیعیان به گروههای شبه نظامی سنی نیز کمک میکند
ویدئویی دیدم از تلههای انفجاری که در عراق برای خودروها بکار میبرند بسیار تکان دهنده است
ویدئو شماره یک
ویدثو شماره دو
کشوری که از یک سو امریکا به آن لشگر کشی کند و از سوی دیگر نوری المالکی نخست وزیر و علی دباغ سخنگوی دولت ، که از حامیان آخونده است باشد وضعیتی بهتر از این نمیتواند داشته باشد . تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل .
ظاهراً تمام طرحهای امنیتی در عراق شکست خورده و حتی نمایندهگان در پارلمان ، امنیت ندارند چه رسد به مردم کوچه و بازار ، و دولت نوری المالکی که از طرف آخوندها حمایت میشود قادر به حل مسائل و اداره کشور نیست .
کمکهای مستمر مالی و لجستکی رژیم آخوندی به شبه نظامیان تیپ بدر شاخه نظامی مجلس اعلای انقلاب اسلامی و نیروهای قدس سپاه و ارسال سلاح و نفوذ سیاسی در ارگانهای امنیتی عراق هر روز در این کشور فاجعه به بار میآورد .
در خبرها آمده بود ایران برای ادامه نا امنی و بیثباتی علاوه برشیعیان به گروههای شبه نظامی سنی نیز کمک میکند
ویدئویی دیدم از تلههای انفجاری که در عراق برای خودروها بکار میبرند بسیار تکان دهنده است
ویدئو شماره یک
ویدثو شماره دو
کشوری که از یک سو امریکا به آن لشگر کشی کند و از سوی دیگر نوری المالکی نخست وزیر و علی دباغ سخنگوی دولت ، که از حامیان آخونده است باشد وضعیتی بهتر از این نمیتواند داشته باشد . تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل .
اشتراک در:
پستها (Atom)















