Recent Posts
سهشنبه، اردیبهشت ۱۰، ۱۳۸۷
اصلاح طلبان ِ اصولگرا
گله گرگها وقتی گرسنه میشوند و شکار گیرشان نمیآید به سراغ جان ضعیفترین گرگ گله که در اثر ضعف و خستگی به زمین میافتد میروند و او را میدرند.
در نمایش انتخابات مجلس رژیم درندگان گله آخوندی به سراغ باصطلاح اصلاح طلبان رفتند و آخرین استخوانهای باند خاتمی را به دندان کشیدند و عدم مشارکت مردم در انتخابات در عمل نشان داد این رژیم هیچ گونه مشروعیتی نداد و مردم خواهان دگرگونی بنیادی وخواهان سرنگونی حکومت آخوندی هستند
و حالا دیگر صورت مسئله تغییر اساسی کرده است و به نوعی سادهترشده در یک سو دگرگون طلبان و یا براندازان و در سوی دیگر حافظان نظام قرار دارند و جریانهای میانه دیگر در عمل وجود ندارند . و به طور رسمی اصلاحات آخوندی مهر باطل خورد و خاتمی عوام فریب هم جارو شد .
حالا صحبت این است که اصلاح طلبان آخوندی کجا میروند ؟ بعید به نظر میرسد در مسیر مبارزات اجتمایی و سیاسی مردم ایران قرار بگیرند و همراه با مردم جان به لب آمده در فکر نابودی رژیم باشند . یا باید مثل خاتمی عقب نشینی کنند و دم برنیاورند و انفعال سیاسی پیشه کنند و یا همراه با حوزههای جهلیه و مجلس مادون تاریخ تحت امر ولی فقیه ، در سرکوب و اختناق و غارت کشور سهیم باشند و دار و ندارمان را به باد بدهند و زیاد هم جای تعجب ندارد که اصلاح طلب حکومتی ، با تغییر و تحولات سیاسی اصولگرا شود نمونه بارز آن یکی از دوستان سابق خودم است
یادم میاد دوره نوجوانی بک دوست بسیار صمیمی داشتم که باهم در جستجوی آزادی به انقلاب رسیدیم و از استقلال و آزادی استبداد و جمهوری اسلامی نصیبمان شد . و بعد از انقلاب مسیر ما از هم جدا شد او به طرف حکومت جمهوری اسلامی رفت و من با او قطع رابطه کردم وقتی کشورم به زندان تبدیل شد و مردم زیر شلاق ظالمانه آخوندها قرار گرفتن و رشوه خوری و ریاکاری دین فروشی عادی شد چمدان تبعید اجباریم را بستم اگرچه در دلم غم غریبی خانه کرده بود و طاقت دوری نداشتم ولی چاره ای نبود و راهی ایتالیا شدم .
و بعد از چند سال شنیدم این دوست سابقم در دوران ریاست جمهوری خاتمی خودش را کاندیدای اصلاح طلبان شهرمان کرده بود و در انتخابات مجلس رای آورده و پیروز شده ، و به عنوان اصلاح طلب برای استقرار دموکراسی وارد مجلس میشود . وحتی دو بار از مجلس جنایت رژیم به منزل من زنگ زد که حاضر به صحبت کردن با او نشدم و وقتی اصولگرایان عرصه کرسیهای مجلس را بر اصلاح طلبان تنگ کردن در دور بعدی انتخابات مجلس او خود را به عنوان اصول گرا کاندید کرد و حتی معاون وزیر بهداشت شد . او قواعد بازی برای بقاء خود را پذیرفته و از جبهه باصطلاح اصلاح طلبان به جبهه اصولگرایان رفته بود و ظاهراً شکل عوض کرده بود ، ولی ماهیت و محتوایش که همان حفظ نظام است تغییر نکرده بود .
در نمایش انتخابات مجلس رژیم درندگان گله آخوندی به سراغ باصطلاح اصلاح طلبان رفتند و آخرین استخوانهای باند خاتمی را به دندان کشیدند و عدم مشارکت مردم در انتخابات در عمل نشان داد این رژیم هیچ گونه مشروعیتی نداد و مردم خواهان دگرگونی بنیادی وخواهان سرنگونی حکومت آخوندی هستند
و حالا دیگر صورت مسئله تغییر اساسی کرده است و به نوعی سادهترشده در یک سو دگرگون طلبان و یا براندازان و در سوی دیگر حافظان نظام قرار دارند و جریانهای میانه دیگر در عمل وجود ندارند . و به طور رسمی اصلاحات آخوندی مهر باطل خورد و خاتمی عوام فریب هم جارو شد .
حالا صحبت این است که اصلاح طلبان آخوندی کجا میروند ؟ بعید به نظر میرسد در مسیر مبارزات اجتمایی و سیاسی مردم ایران قرار بگیرند و همراه با مردم جان به لب آمده در فکر نابودی رژیم باشند . یا باید مثل خاتمی عقب نشینی کنند و دم برنیاورند و انفعال سیاسی پیشه کنند و یا همراه با حوزههای جهلیه و مجلس مادون تاریخ تحت امر ولی فقیه ، در سرکوب و اختناق و غارت کشور سهیم باشند و دار و ندارمان را به باد بدهند و زیاد هم جای تعجب ندارد که اصلاح طلب حکومتی ، با تغییر و تحولات سیاسی اصولگرا شود نمونه بارز آن یکی از دوستان سابق خودم است
یادم میاد دوره نوجوانی بک دوست بسیار صمیمی داشتم که باهم در جستجوی آزادی به انقلاب رسیدیم و از استقلال و آزادی استبداد و جمهوری اسلامی نصیبمان شد . و بعد از انقلاب مسیر ما از هم جدا شد او به طرف حکومت جمهوری اسلامی رفت و من با او قطع رابطه کردم وقتی کشورم به زندان تبدیل شد و مردم زیر شلاق ظالمانه آخوندها قرار گرفتن و رشوه خوری و ریاکاری دین فروشی عادی شد چمدان تبعید اجباریم را بستم اگرچه در دلم غم غریبی خانه کرده بود و طاقت دوری نداشتم ولی چاره ای نبود و راهی ایتالیا شدم .
و بعد از چند سال شنیدم این دوست سابقم در دوران ریاست جمهوری خاتمی خودش را کاندیدای اصلاح طلبان شهرمان کرده بود و در انتخابات مجلس رای آورده و پیروز شده ، و به عنوان اصلاح طلب برای استقرار دموکراسی وارد مجلس میشود . وحتی دو بار از مجلس جنایت رژیم به منزل من زنگ زد که حاضر به صحبت کردن با او نشدم و وقتی اصولگرایان عرصه کرسیهای مجلس را بر اصلاح طلبان تنگ کردن در دور بعدی انتخابات مجلس او خود را به عنوان اصول گرا کاندید کرد و حتی معاون وزیر بهداشت شد . او قواعد بازی برای بقاء خود را پذیرفته و از جبهه باصطلاح اصلاح طلبان به جبهه اصولگرایان رفته بود و ظاهراً شکل عوض کرده بود ، ولی ماهیت و محتوایش که همان حفظ نظام است تغییر نکرده بود .
چهارشنبه، اردیبهشت ۰۴، ۱۳۸۷
کاین هنوز از نتایج سحر است
جمعه، فروردین ۳۰، ۱۳۸۷
چهارشنبه، فروردین ۲۸، ۱۳۸۷
برلوسکونی برنده انتخابات ایتالیا شد
همان طوری که پیش بینی میشد سیلویو برلوسکونی برای سومین بار به سمت نخست وزیری انتخاب شد . برلوسکونی با ائتلاف راست میانه % 4 /46 آرا را کسب کرد در حالی که والتر ولترونی با ائتلاف چپ میانه توانست % 9 / 37 آرا مردم را کسب کند
یکی از مهمترین اصول دموکراسی در کشورهای متمدن پذیرش شکست سیاسی است و یقیناً از فردا نیروهای باصطلاح چپ مواضع سیاسی و اشتباهات حزبی خود را تجزیه و تحلیل کرده ، و مورد بررسی و بازبینی قرار میدهند
مهمترین تغییر و تحول این انتخابات راه نیافتن چپ رنگین کمان به پارلمان بود که با ائتلافی از دو حزب ، کمونیست ( احیا کمونیستی ) و حزب سبزها تشکیل شده بود و با آراء % 1/3 برای اولین بار شکست سیاسی سنگینی را تجربه کرد و برتینوتی دبیر اول حزب از سمت خود استعفا داد و هم چنین راست افراطی هم آرا لازم برای ورود به پارلمان را کسب نکرد .
برلوسکونی صاحب بخش عمدای از رسانههای جمعی مثل تلویزیون کانال 5 ، ایتالیا یک ، شبکه 4 اسکای ، و صاحب باشگاه پر آوازه آس میلان و از سرمایه داران کلان بازار اقتصادی ایتالیا است و یقیناً سرمایه او توانسته ، این جایگاه سیاسی او را هموار کند . ولی به اعتقاد نیروهای چپ برلوسکونی ، با تمرکز سرمایه و قدرت سیاسی میتواند تهدیدی برای دموکراسی باشد مثل پوتین که قدرت سیاسی مطلق را از آن خود ساخته است .
در ضمینه سیاست خارجی و روابط با ایران ؛ معمولاً سیاستمداران مواضع خود را بر اساس سیاستهای کلان کشور تنظیم و دنبال میکنند . ولی ما شاهد بودیم دولت چپ میانه بعد از برلوسکونی که به نخست وزیری پرودی و حدود 2 سال در ایتالیا حکومت کرد در واقع آن دوره عصر رشد ارتباطات و روابط بین ایران و ایتالیا بود
اگر یادتان باشد پرودی اولین نخست وزیر یک کشور اروپایی بود که به ایران سفر کرد و آخوند خاتمی هم اولین سفر اروپایی خود را از ایتالیا آغاز کرد که مورد استقبال وزیر امور خارجه ایتالیا یعنی ماسیمو دلما قرار گرفت و آنروزهیچ وقت یادم نمیرود که ماشین خاتمی آماج رگبار تخم مرغهای گندیده مجاهدین در رم قرار گرفت
و درهمین دولت پرودی هیاتهای متعدی از سیاستمداران ایران ، همیشه میان رم و تهران در تردد بودند و میدیدیم آخوندی مثل پور محمدی با عبا و عمامه چنان سلانه سلانه به طرف پارلمان ایتالیا میرفت که انگار میخواهد وارد مسجد جامع ولایت شود
بگذریم شاید دیگر از راست و چپ و میانه سخن گفتن معنا و مفهومی نداشته باشد بهتر است از بالا و پائین و یا از سیر و گرسنه و یا شمال و جنوب حرف بزنیم که بیشتر قابل فهم و درک است .
یکی از مهمترین اصول دموکراسی در کشورهای متمدن پذیرش شکست سیاسی است و یقیناً از فردا نیروهای باصطلاح چپ مواضع سیاسی و اشتباهات حزبی خود را تجزیه و تحلیل کرده ، و مورد بررسی و بازبینی قرار میدهند
مهمترین تغییر و تحول این انتخابات راه نیافتن چپ رنگین کمان به پارلمان بود که با ائتلافی از دو حزب ، کمونیست ( احیا کمونیستی ) و حزب سبزها تشکیل شده بود و با آراء % 1/3 برای اولین بار شکست سیاسی سنگینی را تجربه کرد و برتینوتی دبیر اول حزب از سمت خود استعفا داد و هم چنین راست افراطی هم آرا لازم برای ورود به پارلمان را کسب نکرد .
برلوسکونی صاحب بخش عمدای از رسانههای جمعی مثل تلویزیون کانال 5 ، ایتالیا یک ، شبکه 4 اسکای ، و صاحب باشگاه پر آوازه آس میلان و از سرمایه داران کلان بازار اقتصادی ایتالیا است و یقیناً سرمایه او توانسته ، این جایگاه سیاسی او را هموار کند . ولی به اعتقاد نیروهای چپ برلوسکونی ، با تمرکز سرمایه و قدرت سیاسی میتواند تهدیدی برای دموکراسی باشد مثل پوتین که قدرت سیاسی مطلق را از آن خود ساخته است .
در ضمینه سیاست خارجی و روابط با ایران ؛ معمولاً سیاستمداران مواضع خود را بر اساس سیاستهای کلان کشور تنظیم و دنبال میکنند . ولی ما شاهد بودیم دولت چپ میانه بعد از برلوسکونی که به نخست وزیری پرودی و حدود 2 سال در ایتالیا حکومت کرد در واقع آن دوره عصر رشد ارتباطات و روابط بین ایران و ایتالیا بود
اگر یادتان باشد پرودی اولین نخست وزیر یک کشور اروپایی بود که به ایران سفر کرد و آخوند خاتمی هم اولین سفر اروپایی خود را از ایتالیا آغاز کرد که مورد استقبال وزیر امور خارجه ایتالیا یعنی ماسیمو دلما قرار گرفت و آنروزهیچ وقت یادم نمیرود که ماشین خاتمی آماج رگبار تخم مرغهای گندیده مجاهدین در رم قرار گرفت
و درهمین دولت پرودی هیاتهای متعدی از سیاستمداران ایران ، همیشه میان رم و تهران در تردد بودند و میدیدیم آخوندی مثل پور محمدی با عبا و عمامه چنان سلانه سلانه به طرف پارلمان ایتالیا میرفت که انگار میخواهد وارد مسجد جامع ولایت شود
بگذریم شاید دیگر از راست و چپ و میانه سخن گفتن معنا و مفهومی نداشته باشد بهتر است از بالا و پائین و یا از سیر و گرسنه و یا شمال و جنوب حرف بزنیم که بیشتر قابل فهم و درک است .
یکشنبه، فروردین ۲۵، ۱۳۸۷
انتخابات پارلمانی ایتالیا

امروز و فردا 13 و 14 آوریل مردم ایتالیا برای شرکت در انتخابات پارلمانی برای تعیین نخست وزیر آتی ایتالیا به پای صندوقهای رأی میروند
دو نامزد اصلی این انتخابات والتر ولترونی رهبر حزب دموکرات (چپ گرا )و سیلویو برلوسکونی رهبر حزب مردم برای آزادی ( حزب ائتلافی راست گرا ) امیدوارند تا با کسب پیروزی در انتخابات پارلمانی و با تشکیل دولت آینده وضعیت نامطلوب اجتماعی و اقتصادی کشور را بهبود دهند
البته نامزدهای دیگری هم وجود دارند که متشکل از احزاب کوچک هستند ولی شانس کمتری برای پیروزی در انتخابات دارند
والتر ولترونی با اتوبوس انتخاباتی در سفرهای استانی قول افزایش حقوق بازنشستگان و کاهش هزینه دانشگاهی ، کاهش مالیات و تقلیل بورکراسی را داده است و برلوسکونی در برنامه اش اولویت را به توسعه و پیشرفت ، حمایت خانواده ، افزایش امنیت و عدالت ، خدمات اجتماعی ، فدرالیسم ، کاهش مالیات را وعده داده است و برلوسکونی تصمیم دارد نیروگاههای هستهایی ایتالیا را دوباره فعال کند ( تحفه نطنز ) که این نیروگاهها سالها پیش در یک همه پرسی بسته شدند
برلوسکونی از شانس بیشتری برای احراز پست نخست وزیری از رقیب خود برخوردار است .
مردم ایتالیا که در این چند سال اخیر به دلیل رکود اقتصادی و هزینه بالای زندگی و مالیاتهای سنگین و بیعملی سیاستمداران از شرایط موجود خسته شدهاند ، این روزها به برنامههای هر دو کاندید و وعدههایی که به رأی دهندگان داده میشود گوش میدهند اگرچه مردم میدانند این وعدهها بیشتر جنیه شعارهای تبلیغاتی دارد و بعد از انتخابات دوباره نظارهگر همان آش و همان کاسه خواهند بود .
دوشنبه، فروردین ۱۹، ۱۳۸۷
تابلوی جیغ اثر ادوارد مونک

تابلوی فریاد ( جیغ ) اثر ادوارد مونک ( مونش ) یکی از مشهورترین آثار هنری دنیا است . و درست به خاطر سادگی خطوط ترسیم شده در آن است که توانسته احساسات شدید و تندی ، مثل اضطراب و پریشانی را در یک انسان عادی به تصویر بکشد . و جیغ در واقع یک واکنش و عکس العمل خودبخودی و غیر ارادی هر انسان است . و ویژگی این تابلو تعمیم دادن شخص خاص سورژه به عامه انسان است که نقاش این احساس قوی و تند را به بیننده تابلو انتقال میدهد و عدم وجود یک دلیل که بتواند این واکنش را توجیه کند سبب میشود که هر کسی بتواند خودش را در این احساس حس کند
در این تابلو رنگهای بسیار تند و ترکیب غیر متعارف جلب نظر میکند و جالب اینکه در آن سالها استفاده از این تکنیک و سبک (رنگ روغن و پاستل ) متداول نبود . و بعد از گذشت یک قرن که از خلاقیت آن میگذرد امروزه این سبک قابل درک و پیروان زیادی دارد .
ادوارد مونک در حقیقت با ترسیم مجموعهای ازخطوط زمخت موج دار و رنگهای تند یک فضایی از رنج روحی و پریشانی و احساس وحشت را نمایان میکند
اکسپرسیونیسم یک مکتب هنری ، و شیوهای از بیان تجسمی است که در آن هنرمند برای نشان دادن اضطراب و تنشهای درونی از رنگهای تند و خطوط زمخت و برآشوبنده استفاده میکند
در آثار نقاشان اکسپرسیونیسم بر خلاف امپرسیونیسم که مضمونهای دلنشین و رنگهای دلانگیز وجود دارد زیبایی و آراستگی کنارگذاشته میشود و برای بیان ناهنجاریهای درونی و ذهنی انسان ، مضمونهای مثل مرگ ، بیماری ، جنون ، ترسیم میشود ، و در واقع به واقعیتهای تلخ ذهنی انسان اصالت میدهد و به آن میپردازد
در آثار بسیاری از اکسپرسیونیستها بوضوع خشم رنجدیدگان و به نوعی اعتراض به نارضاییهای اجتماعی و به خصوص مخالفت با جنگ خونرویزی به چشم میخورد و هنر را برای نشان دادن و تجسم عواقب جنگ و کشتار بکار میبرند.
هر اثر هنری زائیده شرایط تاریخی و فرهنگی است که در آن رشد و بارور شده است . اگر فرض کنیم همین تابلو جیغ مونک در یک دوره تاریخی متفاوت ، برای مثال در قرن پنجم به نمایش گذاشته میشد بی تردید نقاش این اثر را دیوانه میخواندند اگر چه این دلیل بر بی ارزش بودن اثر هنزی نیست . درهر اثر نقاشی در واقع علائمی نهفته است که در مجموع با کدهای هنری همخوانی دارد و جدا از شرایط تاریخی و فرهنگی میتواند ارزیابی شود و کلاً هر اثر هنری با زبان واحد هنر سخن میگوید ولی تشخیص شرایط تاریخی و فرهنگی کمک موثری است تا بتوانیم یک اثر را با در نظر گرفتن شرایط و عوامل محرکه و با دلایل ضمیمه شده بهتر بفهمیم و درک کنیم .
تابلو معروف جیغ معرف نخستین اثر اکسپرسیونیستی و آغاز گر این جریان مهم هنری قلمداد میشود و مونک نقاش نروژی این تابلو ، خیلی زود مقوله عشق و مرگ و رنج ، که تجربه شخصی او از زندگی است را به تصویر میکشد .
او در پنج سالگی مادر خود را از دست میدهد خواهر بزرگ او سوفیا نیز در 15 سالگی در اثر بیماری جان میدهد و خواهر کوچک او مبتلآ به بیماری روانی میشود.
مونک میگوید من همواره یا در میان بیماران بودم یا خود از بیماری رنج میکشیدم . و فقط وقتی گرفتار بیماری و ترس هستم میتوانم نقاشی کنم . و این زندگی پر رنج است که او را به دنیای نقاشی وصل میکند و برای نشان دادن این حالات درونی سبک جدیدی را در دنیای هنر ابداع میکند. و ناهنجاریهای درونی موتور محرکه آثارهنری او میشود او میگوید بدون ترس و بیماری ، زندگی من مثل زورقی بدون پارو است
و خلاصه جیغ روح بیقرار و درمانده انسان در عصر تنهایی مدرن و زاده اضطراب و تنش ذهنی ، روح نقاش است
تابلو جیغ بعد از وقوع یک ماجرا که در زندگی واقعی نقاش اتفاق افتاده ، ترسیم شده ، و مونک در وصف این اثر چنین میگوید
یک روز عصر وقتی قدم میزدم در یک سوی مسیرم شهر قرار داشت و در زیر پایم آبدره ، خسته بودم و بیمار ، ایستادم و به آن سوی آبدره نگاه کردم ، خورشید غروب میکرد. ابرها به رنگ سرخ ، همچون خون، درآمده بودند . احساس کردم جیغی از دل این طبیعت بر خاست ، و من صدای این فریاد را درک میکردم .و این واقعه را به تصویر کشیدم . ابرها را به رنگ خون حقیقی کشیدم . رنگها جیغ میکشیدند. و طبیعت بود که جیغ میکشید درخون من .
این بود که جیغ ازکتیبه سهگانهٔ * پدید آمد


.............................................................
*جیغ بخشی از سه گروه آثار مونک با مضامین عشق ، مرگ ؛ رنج ، است که مونک آنها را مجموعاً «کتیبهٔ زندگی» مینامید.
دوشنبه، فروردین ۱۲، ۱۳۸۷
اول آوریل بهانهای برای تفریح و خنده و سرگرمی
محققان بیوالکترونیک در یک آزمایش پژوهشی از مقعد آقای احمدینژاد ، به نتایج شگفتانگیزی دست یافتند و برای اولین بار به یک راز بزرگ خلقت پی بردند
در مخرج نام برده یک عضو نرمی که ماهیت فیزیکی آن چیزی شبیه به دو نیم کره است ، به صورت یک شبکه منسجم کشف شده و معلوم میشود که بر خلاف تصور قدیمی انسان ، این عضو پیچیده در بعضی افراد در جمجمه قرار ندارد .
این محققان بیوالکترونیک نتایج برسیهای خود را در مجله سلامت نیوز و در مباحثات آکادمی ملی علوم منتشر کردهاند .
از مطالعه این تحقیقات به روشنی توانایی فکری و عملکرد رفتاری احمدی نژاد قابل توجیه و توصیف است . در حالیکه هنوز به باور غلط مردم که او را به بی مغزی و یا سبک مغزی و تهی مغزی میخوانند ، اتفاقاً او از تواناییهای ادراکی و شناختی منحصر به فرد برخوردار است و به عنوان یکی از باهوشترین جانداران روی زمین محسوب میشود و خلاصه مغزش کلی فسفر میسوزاند و به زبان عامیانه مغز متفکری است ولی در یک فعل وانفعالات شیمیایی این عضو از جمجمه فرار کرده ، و به مخرج پناه برده ، شاید همان فرار مغزها که از قدیم میگویند گویای همین پدیده باشد .
همان طوری که میدانید یکی از بیماریهای که ممکن است آرامش انسان را به مخاطره بیاندازد و به هم بریزد آلزایمر است یعنی همان زوال مغز ، ولی وجود مغز متفکری در مقعد میتواند محاسن بسیاری داشته باشد چون حرکت ناشی ازفشار در انتهای مخرج باعث فشار جانبی به سطوح مغزمیشود و عامل فعالیت مدام آن میگردد و خطر و تهدید الزایمر را پائین میآورد و مهمتر این که قابل شستشو است و بعد از شستشوی به اصطلاح مغزی میشود تمام و کمال در خدمت ِ نظام ولایت فقیه قرار بگیرد
در پی نوشت این مقاله علمی آمده است یک هیات بازرسی به سرپرستی ملاحسنی در تمام معاینات واحد تحقیقات بیوالکترونیک نظارت کامل داشت
در مخرج نام برده یک عضو نرمی که ماهیت فیزیکی آن چیزی شبیه به دو نیم کره است ، به صورت یک شبکه منسجم کشف شده و معلوم میشود که بر خلاف تصور قدیمی انسان ، این عضو پیچیده در بعضی افراد در جمجمه قرار ندارد .
این محققان بیوالکترونیک نتایج برسیهای خود را در مجله سلامت نیوز و در مباحثات آکادمی ملی علوم منتشر کردهاند .
از مطالعه این تحقیقات به روشنی توانایی فکری و عملکرد رفتاری احمدی نژاد قابل توجیه و توصیف است . در حالیکه هنوز به باور غلط مردم که او را به بی مغزی و یا سبک مغزی و تهی مغزی میخوانند ، اتفاقاً او از تواناییهای ادراکی و شناختی منحصر به فرد برخوردار است و به عنوان یکی از باهوشترین جانداران روی زمین محسوب میشود و خلاصه مغزش کلی فسفر میسوزاند و به زبان عامیانه مغز متفکری است ولی در یک فعل وانفعالات شیمیایی این عضو از جمجمه فرار کرده ، و به مخرج پناه برده ، شاید همان فرار مغزها که از قدیم میگویند گویای همین پدیده باشد .
همان طوری که میدانید یکی از بیماریهای که ممکن است آرامش انسان را به مخاطره بیاندازد و به هم بریزد آلزایمر است یعنی همان زوال مغز ، ولی وجود مغز متفکری در مقعد میتواند محاسن بسیاری داشته باشد چون حرکت ناشی ازفشار در انتهای مخرج باعث فشار جانبی به سطوح مغزمیشود و عامل فعالیت مدام آن میگردد و خطر و تهدید الزایمر را پائین میآورد و مهمتر این که قابل شستشو است و بعد از شستشوی به اصطلاح مغزی میشود تمام و کمال در خدمت ِ نظام ولایت فقیه قرار بگیرد
در پی نوشت این مقاله علمی آمده است یک هیات بازرسی به سرپرستی ملاحسنی در تمام معاینات واحد تحقیقات بیوالکترونیک نظارت کامل داشت
دوشنبه، فروردین ۰۵، ۱۳۸۷
هواشناسی پیازی
امروز برف بهاری منطقه مار را سفید پوش کرد و این دومین بارش برف است که در ماه مارس ما را غافل گیر میکند در حالی که در تمام طول زمستان از برف خبری نبود حالا بگو چی شده که از آمدن برف مینویسم !! در منطقه ما یک خانم معلمی به نام امانوئل فرلینی در شهر کوچک اوربانیا همه ساله در شب 24 و 25 ژانویه پیازی را به دوازده قسمت تقسیم میکند که نمودار 12 ماه سال است و آن را در داخل نمک و در پیشخوان پنجره رو به غرب قرارمیدهد و در سحرگاه آن روز به دقت لایه های پیاز را که در واقع حکم سنسورهای اقلیمی را دارد ، مورد مطالعه و بررسی قرار میدهد و تغییراتی جوی را در طول سال پیش بینی میکند و روستائیان و کشاورزان را نسبت به پدیدههایی نظیر برف و یخبندن ، باد و باران و سیلابها که سالانه ضرر و زیان زیادی به کشاورزی وارد میکند مطلع میسازد . و قرنهاست اجدا این خانم معلم کار کارشناسی اقلیمی را در اوربانیا به عهده داشتهاند و معمولاً پیش بینی او را روزنامههای محلی همه ساله منعکس میکنند.
البته من ایران شنیده بودم وقتی که لایه های پیاز ضخیم و سفت باشد نمودار شرایط سرد منطقه کشت است و برعکس لایه های پیاز اگر نازک و ظریف باشند نشان دهند گرمسیر بودن منطقه پرورش پیاز است ولی پیش بینی هواشناسی برای تمام طول سال برای من که آدمی بدبین و دیرباور هستم کمی دشوار بود . به همین جهت وقتی 25 ژانویه یعنی دو ماه پیش روزنامه های محلی نوشتند ماه مارس پیاز اوربانیا خبر از آمدن برف میدهد با همکارانم به جر و بحث سر صحت وسقم این پیش بینی پرداختیم و من برای این که اثبات کنم جناب پیاز ، کارشناس سازمان هواشناسی کشور نیست بروی تقویم دیواری به خظ خوانا نوشتم پیش بینی برف در ماه مارس ها ها ها !! . و حالا که دو ماه از این نوشته روی تقویم میگذرد و زمستان خشک سپری شده ، برای دومین بار در این ماه برف آمده و همکارانم امروز هر از گاهی با چشم و ابرو تقویم دیواری را نشانم میدادند . تازه فهمیدم پیاز قاچ شده فقط چشمم را نمیسوزاند !!
البته من ایران شنیده بودم وقتی که لایه های پیاز ضخیم و سفت باشد نمودار شرایط سرد منطقه کشت است و برعکس لایه های پیاز اگر نازک و ظریف باشند نشان دهند گرمسیر بودن منطقه پرورش پیاز است ولی پیش بینی هواشناسی برای تمام طول سال برای من که آدمی بدبین و دیرباور هستم کمی دشوار بود . به همین جهت وقتی 25 ژانویه یعنی دو ماه پیش روزنامه های محلی نوشتند ماه مارس پیاز اوربانیا خبر از آمدن برف میدهد با همکارانم به جر و بحث سر صحت وسقم این پیش بینی پرداختیم و من برای این که اثبات کنم جناب پیاز ، کارشناس سازمان هواشناسی کشور نیست بروی تقویم دیواری به خظ خوانا نوشتم پیش بینی برف در ماه مارس ها ها ها !! . و حالا که دو ماه از این نوشته روی تقویم میگذرد و زمستان خشک سپری شده ، برای دومین بار در این ماه برف آمده و همکارانم امروز هر از گاهی با چشم و ابرو تقویم دیواری را نشانم میدادند . تازه فهمیدم پیاز قاچ شده فقط چشمم را نمیسوزاند !!
پنجشنبه، فروردین ۰۱، ۱۳۸۷
هدیه دانشجویی، هزار ماهی سیاه در شهر سیاه
خبرنامه امبر کبیر نوشته بود در ضلع شمالی پارک لاله ، در یک اقدام خودجوش، توسط جمعی از دانشجویان ،
در یک اجرای خیابانی در قالب هنر اعتراضی ، هزار ماهی سیاه کوچولو به شهروندان تهرانی هدیه کردند .
پخش ماهی های سیاه، نظر رهگذران را به خود جلب کرد و هر کدام متناسب با برداشت های خود، از این حرکت استقبال کردند.
بنا بر این گزارش، هدیه ماهی های سیاه کوچولو، به همراه برگه ها، در سطح شهر، آشنایی زدایی از شهروندان تهرانی داشت، که شعر موجود درتراکت ها این واکنش را نمایان تر ساخت. شعری از محمد رضا شفیعی کدکنی:
هیچ می دانی چرا چون موج
در گریز از خویشتن پیوسته می کاهم؟
زان که بر این پرده تاریک
این خاموشی نزدیک
آنچه می خواهم نمی بینم
آنچه می بینم نمی خواهم
در همبستگی با دانشجویان و بطور سمبلیک یکی از این ماهیها را اینجا قرار دادم
تا یادم نرفته غذای ماهی هم ، بغل دست ظرفش هست در غیاب من بهش غذا بدین عیدتان هم مبارک امیدوارم سال پیروزی برای مردم ایران باشد
در یک اجرای خیابانی در قالب هنر اعتراضی ، هزار ماهی سیاه کوچولو به شهروندان تهرانی هدیه کردند .
پخش ماهی های سیاه، نظر رهگذران را به خود جلب کرد و هر کدام متناسب با برداشت های خود، از این حرکت استقبال کردند.
بنا بر این گزارش، هدیه ماهی های سیاه کوچولو، به همراه برگه ها، در سطح شهر، آشنایی زدایی از شهروندان تهرانی داشت، که شعر موجود درتراکت ها این واکنش را نمایان تر ساخت. شعری از محمد رضا شفیعی کدکنی:
هیچ می دانی چرا چون موج
در گریز از خویشتن پیوسته می کاهم؟
زان که بر این پرده تاریک
این خاموشی نزدیک
آنچه می خواهم نمی بینم
آنچه می بینم نمی خواهم
در همبستگی با دانشجویان و بطور سمبلیک یکی از این ماهیها را اینجا قرار دادم
تا یادم نرفته غذای ماهی هم ، بغل دست ظرفش هست در غیاب من بهش غذا بدین عیدتان هم مبارک امیدوارم سال پیروزی برای مردم ایران باشد
سهشنبه، اسفند ۲۸، ۱۳۸۶

تا بهاری شدن راهی نیست
دستهای غم شمار تقویم من
به دلهره ای سبز آبستن است
به نوید حریر تن پوش بهار
ای کاش میدانستی
چندین پاییز در این دستها خشکیده شد
و چندین زمستان در این دستها بلرزید
جوانههای شکفته در من امٌا ،
هنوز بوی سبزینه امید تو میدهد
حاشا که از خارهای هرز و شوره زار بی علف نمیترسم
خروارها خاکستر ققنوس بی صدا در این دستها حک شده
دستهایم را یکدست میکنم
و بهار را بلند آواز میکنم
تا دستان اشتیاق بهار در دست تمنای من است ،
سرشار هسنم و پر امید
تا بهاری شدن راهی نیست
ح مقدم ( بادبان )
دستهای غم شمار تقویم من
به دلهره ای سبز آبستن است
به نوید حریر تن پوش بهار
ای کاش میدانستی
چندین پاییز در این دستها خشکیده شد
و چندین زمستان در این دستها بلرزید
جوانههای شکفته در من امٌا ،
هنوز بوی سبزینه امید تو میدهد
حاشا که از خارهای هرز و شوره زار بی علف نمیترسم
خروارها خاکستر ققنوس بی صدا در این دستها حک شده
دستهایم را یکدست میکنم
و بهار را بلند آواز میکنم
تا دستان اشتیاق بهار در دست تمنای من است ،
سرشار هسنم و پر امید
تا بهاری شدن راهی نیست
ح مقدم ( بادبان )
یکشنبه، اسفند ۲۶، ۱۳۸۶
نمایش انتخابات هم خاتمه یافت

نمایش انتخابات هم خاتمه یافت و مقام معظم رهبری پیام تشکر برای ملت حماسه ساز ایران فرستاد و همه رسانههای دولتی داخل کشور از مشارکت مردم در انتخابات نوشتهاند ولی اکثریت رسانههای صاحب نام دنیا از عدم شرکت مردم و سوت و کور بودن حوزههای انتخاباتی و تقلبات گسترده ، و از تحریم انتخابات گزارش دادند مثل رویتر ، بی بی سی ، خبر گزاری فرانسه ، العربیه ؛ روزنامه گاردین و...
بهتر است خامنه ای را برای جایزه سنگ پای قزوین (وبلاگ گل کو ) کاندید کنیم چون ولایت فقیه نزدیک به 30 سال است علیه مردم ایران خیانت و جنایت میکند و ارمغانی که برای ملت آورده است ، سرکوب و اختناق و فقر و تورم و بیکاری و فساد و غارت و چپاول و تبعیض است حالا ولی فقیه میگوید بیایید و دوباره به ما رای دهید تا این خیانتها و این جنایتها را بتوانیم ادامه بدهیم واقعاً که رو میخواهد !! آخه حکومتی که به راحتی آدم میکشد برایش دروغ گفتن کاری نداره !! تعداد آرا را هر چقدر بخواهد بالا پائین میبرد .
امروز 25 اسفند سالروز ترور دوست عزیز، و مبارز سرافراز مقاومت حسین نقدی است که توسط مزدوران آدمکش رژیم در رم هدف گلوله های ولایت فقیه قرار گرفت سلام بر نقدی که جان و هستی خود را وقف آزادی مردم ایران کرد . یادش گرامی باد
پنجشنبه، اسفند ۲۳، ۱۳۸۶
اعلام نتایج نهایی انتخابات

در افسانههای قدیم ایران شنیدهایم که مکتبدار بیسواد ده ، زمانی که با رقیب با سواد خود روبرو شد ، مردم را جمع کرد و در حضور آنان از رقیب با سواد خود خواست روی دیوار کلمه مار را بنویسد و آنگاه خود خطی معوج کشید و بعد از مردم پرسید ، کدام یک به مار شبیهتر است ؟ طبیعی است که مردم بیسواد مار را بر کلمه مار ترجیح دادند و در نتیجه رقیب با سود از میدان به در شد .حالا درخبرها خواندم یک نامزد انتخابات مجلس درمیاندوآب از رای دهندگان حوزه های انتخابیه میاندوآب ,شاهین دژو تکاب خواسته است نتیجه انتخابات روزجمعه دراین حوزه را پیش بینی کنند. و اقدام به برگزاری مسابقه ای نموده و هزار شترمرغ لذیز را هم به عنوان جایزه عنوان کرده است
با شنیدن این خبر تصمیم گرفتم نتایج نهایی انتخابات را نه تنها در میاندوآب بلکه کل کشور و به شکل مصور ترسیم کنم تا آنهایی که از سطح دانش عمومی و قدرت فهم و اندیشه و نیز توانایی درک و فراگیری مسائل را ندارند ، نتایج نهایی انتخابات را به شکل ابتدایی و نمادین با چشم خود ببینند شاید دیگر لازم نباشد بنویسیم که دموکراسی و آزادی و اصول بنیادین حقوق بشر از صندوقهای آخوندها بیرون نمیآید شاید لازم باشد تصاویر این چنینی را رسم کنیم تا دیگر مردم فریب مکرر نمایش انتخابات را نخورند !!
چهارشنبه، اسفند ۲۲، ۱۳۸۶
این است شعار ملت رای نمیدیم به ذلت

سران رژیم جمهوری اسلامی به فضای سرد انتخابات اعتراف میکنند و ابراز نگرانی آنها قابل درک است رژیم میخواهد با کشاندن مردم به پای صندوقها نمایش مشروعیت نظام را نشان دهد ولی مردم ایران این نمایش را غصب حاکمیت خودشان میدانند .معمولاً در کشورهایی که آزادی وجود دارد صندوقهای رای سنگ بنای دموکراسی هستند و حق و وظیفه ملی و میهنی شهروندان است تا در امور کشور دخالت مستقیم داشته باشند به شرط این که انتخابات بر اساس معیارهای بین المللی باشد و نه در کشوری که هر صدائی از جنس آزادی را در گلو خفه میکنند در کشور ما انتخابات غیر آزاد مطرح است و نمایندگان مجلس در کشور استبدادی ما نقشی ندارند .
مگر زمانی که اصلاح طلبان خاتمی نژاد دارای مجلس و شورای شهر بودند چکار برای مردم کردند ؟ تازه خود خاتمی به قول خودش با 20 میلیون رای ریاست جمهوری را داشت ، مهرهای نبود فقط توانست وعده و وعید و لبخند تحویل مردم بدهد و تصمیمات مهم و قوانین نظام جمهوری اسلامی از طرف ولایت فقیه و خبرگان و نهادهای اجرایی آن گرفته میشود . و این نمایندگان دون پایه هیچ قدرت و اختیاری ندارند و بی تاثیر محسوب میشوند .تمام اهرمهای اصلی قدرت در دست ولی فقیه متمرکر شده و او به هیچ کس پاسخگو نیست
حرف ما این است که کلیت نظام را قبول نداریم در نتیجه به جزئیاتش رای نمیدهیم وقتی از ابتدایی ترین حقوق محروم هستیم به کسی حق و اختیار تعیین قوانین جبری را نمیدهیم نمی خواهیم بازیچه شویم وقتی با رای ما حکومت مشروعیت میگیرد و به بریدن دست و پا و سنگسار و اعدام ادامه میدهد با عدم حضورم در انتخابات به رژیم نه میگوئیم .باید با شرکت نکردن در انتخابات شعور ایرانی را به جهانیان نشان دهیم
نامزدهای انتخابات مجلس از داخل نظام هستند نمیخواهیم خودمان را گول بزنیم احزاب سیاسی و اپوزیسیونی در این انتخابات وجود ندارد تا وقتی که احزاب سیاسی در کشور وجود نداشته باشد صحبت از انتخابات برای مجلس یاوه گویی است.
دراین 28 سال هیچ انتخاباتی به مفهوم واقعی کلمه صورت نگرفته در تمام نمایشات انتخاباتی شرط اولیه کاندیداتوری التزام به اسلام و جمهوری اسلامی و ولایت فقیه و قانون اساسی مورد تائید شورای نگهبان بوده است کسانی که از فیلتر شورای نگهبان رد میشوند در قلب حکومت و تابع ولایت فقیه و برای حفظ نظام کار میکنند
شرکت در انتخابات تائید ظلم و ظلم های مضاعفی است به زنان که تنها حقی که نظام برایشان قائل است حق رای است و هیچ حقی در جامعه زن ستیز آخوندی ندارند و همین طور کارگران معلمین دانشجویان و شرکت در انتخابات تائید همه این بی عدالتیها و اختناق است
اگر کسی در انتخابات شرکت کند رای او به عنوان رای به مقبولیت نظام تلقی خواهد شد از رای او برای اقدامات غیر قانونی و خلاف منافع ملی کشور استفاده خواهد شد مثل پروژه اتمی و جنگ با جامعه جهانی ، ایران به بمب اتمی احتیاج ندارد بمبهای مخرب تر از بمب اتمی در ایران موجود است مثل بیکاری فقر فحشاء اعتیاد ، این انتخابات مسئلهای از کشور را حل نمیکند کار از جای دیگر لنگ است دیگر نمی خواهیم بین بد و بدتر بد را انتخاب کنیم انتخاب بد و بدتر راه حل مسئله نیست گزینه بهتر از بد و بدتر وجود دارد و آن تحریم است . تحریم یک اعتراض است و حداقل کاری است برای رساندن پیام به جامعه جهانی ، تحریم یک واکنش آگاهانه سیاسی است.
مگر زمانی که اصلاح طلبان خاتمی نژاد دارای مجلس و شورای شهر بودند چکار برای مردم کردند ؟ تازه خود خاتمی به قول خودش با 20 میلیون رای ریاست جمهوری را داشت ، مهرهای نبود فقط توانست وعده و وعید و لبخند تحویل مردم بدهد و تصمیمات مهم و قوانین نظام جمهوری اسلامی از طرف ولایت فقیه و خبرگان و نهادهای اجرایی آن گرفته میشود . و این نمایندگان دون پایه هیچ قدرت و اختیاری ندارند و بی تاثیر محسوب میشوند .تمام اهرمهای اصلی قدرت در دست ولی فقیه متمرکر شده و او به هیچ کس پاسخگو نیست
حرف ما این است که کلیت نظام را قبول نداریم در نتیجه به جزئیاتش رای نمیدهیم وقتی از ابتدایی ترین حقوق محروم هستیم به کسی حق و اختیار تعیین قوانین جبری را نمیدهیم نمی خواهیم بازیچه شویم وقتی با رای ما حکومت مشروعیت میگیرد و به بریدن دست و پا و سنگسار و اعدام ادامه میدهد با عدم حضورم در انتخابات به رژیم نه میگوئیم .باید با شرکت نکردن در انتخابات شعور ایرانی را به جهانیان نشان دهیم
نامزدهای انتخابات مجلس از داخل نظام هستند نمیخواهیم خودمان را گول بزنیم احزاب سیاسی و اپوزیسیونی در این انتخابات وجود ندارد تا وقتی که احزاب سیاسی در کشور وجود نداشته باشد صحبت از انتخابات برای مجلس یاوه گویی است.
دراین 28 سال هیچ انتخاباتی به مفهوم واقعی کلمه صورت نگرفته در تمام نمایشات انتخاباتی شرط اولیه کاندیداتوری التزام به اسلام و جمهوری اسلامی و ولایت فقیه و قانون اساسی مورد تائید شورای نگهبان بوده است کسانی که از فیلتر شورای نگهبان رد میشوند در قلب حکومت و تابع ولایت فقیه و برای حفظ نظام کار میکنند
شرکت در انتخابات تائید ظلم و ظلم های مضاعفی است به زنان که تنها حقی که نظام برایشان قائل است حق رای است و هیچ حقی در جامعه زن ستیز آخوندی ندارند و همین طور کارگران معلمین دانشجویان و شرکت در انتخابات تائید همه این بی عدالتیها و اختناق است
اگر کسی در انتخابات شرکت کند رای او به عنوان رای به مقبولیت نظام تلقی خواهد شد از رای او برای اقدامات غیر قانونی و خلاف منافع ملی کشور استفاده خواهد شد مثل پروژه اتمی و جنگ با جامعه جهانی ، ایران به بمب اتمی احتیاج ندارد بمبهای مخرب تر از بمب اتمی در ایران موجود است مثل بیکاری فقر فحشاء اعتیاد ، این انتخابات مسئلهای از کشور را حل نمیکند کار از جای دیگر لنگ است دیگر نمی خواهیم بین بد و بدتر بد را انتخاب کنیم انتخاب بد و بدتر راه حل مسئله نیست گزینه بهتر از بد و بدتر وجود دارد و آن تحریم است . تحریم یک اعتراض است و حداقل کاری است برای رساندن پیام به جامعه جهانی ، تحریم یک واکنش آگاهانه سیاسی است.
شنبه، اسفند ۱۸، ۱۳۸۶
گرامی داشت 8 مارس روز جهانی زن
با گرامیداشت 8 مارس روز جهانی زن و خاطره قلبهایی که برای برابری حقوق زن و مرد سوختند و زبانه کشیدند ولی تسلیم قوانین اسارتبار نشدند ، به پیشواز حرکت جنبش آزادیخواهانه زنان دلاور کشورمان میرویم .امسال به مناسبت روز جهانی زن کلیپی درست کردم که به صورت آزمایشی اینجا قرار میدهم و این عکسها شاید بهتر و گویا تر از هر کلامی باشند
و به راستی اگر پای حرفهای هر کدام از این عکس ها بنشینیم و به درد دل ساده این زنان گوش بدهیم تمام حرفهایشان از زندگی گمشده در لابلای قوانین مذهبی خواهد بود و آنهایی هم که حرف نمیزنند در سکوت نگاهشان میتوانیم درد عمیق اسارت و زنجیر قوانین آخوندی را ببینیم . مثل حق طلاق ، حجاب اجباری ، دیه زن که نصف مرد حساب میشود ، اجازه نامه شوهر برای مسافرت خارج ، حکم غیر انسانی سنگسار و غیره ...
و متاسفانه در کشور ما بیش از همه جا این ظلم و ستم به زنان رایج است
شاید این جشن 8 مارس برای زدودن و پاک کردن وجدانهاست در برابر روزهای تکراری ، تکرار از خشونت و ظلم تاریخی ، در جوامعی که مردسالاری ریشههای عمیق دارد عمقی به وسعت اقیانوسها . سرنگون باد قوانین اسارتبار علیه زنان ستمدیده ایران .گرامی باد روز جهانی زن

بیانیه کانون وبلاگ نویسان ایران(پن لاگ) در گرامی داشت 8 مارس روز جهانی زن
سهشنبه، اسفند ۱۴، ۱۳۸۶
تصویب قطعنامه جدید شورای امنیت علیه ایران

این کاریکاتور را تقدیم میکنم به آقا محمود چون چند ماه پیش ادعا میکرد شورای امنیت قطعنامه دیگری علیه ایران تصویب نخواهد کرد چون گزارش آژانس بین المللی انرژی اتمی مثبت بوده در حالی که امروز شورای امنیت سازمان ملل متحد به قطعنامه جديد تحريمها عليه ايران رای داد . اين قطعنامه كه به ابتكار بریتانیا، فرانسه و آلمان تهيه و تنظيم شده است با حمايت 14 كشور از 15 عضو اين شورا تصويب شد . برای اولین بار تحریم ها شامل کالاهایی می شوند که می توانند مصارف عمومی و یا نظامی داشته باشند. همچنین ممنوع شدن سفرهای ۵ تن از مقامات عاليرتبه ایرانی و درخواست تعلیق فعالیت های تجاری بیش از بیش با ایران از دیگر مفاد این قطعنامه است .
شنبه، اسفند ۱۱، ۱۳۸۶
انعکاس تکذیب همکاری موریکونه در خبرگزاریهای حکومتی
در پی تکذیب همکاری موریکونه موسیقیدان صاحب نام ایتالیایی برای ساختن موزیک متن فیلم فرزند صبح که به زندگینامه آیت الله خمینی اختصاص دارد و در مورد آن چندی پیش نوشته بودم و طی تماسی که دوست عزیزم داود کریمی با موریکونه داشت و متن تکذیب نامه او را در وبلاگش قرار داد بود ، بالاخره خبرگزارهای حکومتی تکذیب رسمی موریکونه را اقرار کردند و به سوز و گداز و شکوه پرداختند و این تکذیب همکاری را سیاسی خواندند .
امروزه مردم جهان بیش از هر زمان دیگر نسبت به خمینی بعنوان منفورترین حکمران عالم و رذلترین فرد جهان ابراز تنفر دارند و تملق و مجیزگویی برای خمینی یعنی بالا رفتن از شکنجه و خون فرزندان مردم ایران ، و درود بر شرف این هنرمند گرامی که اجازه نداد کارنامه درخشان هنری او ، در خدمت رژیم و به منظور بهرهبرداری سیاسی و تبلیغاتی و در جهت اهداف آخوندها قرار بگیرد
هر چی بود داود جان دمت گرم درست زدی به خال
اعتراض کانون وبلاگ نویسان ایران به بازداشت ابراهیم مهرنهاد برادرِ یعقوب مهرنهاد
اعتراض فدراسیون بین المللی حقوق بشر و سازمان جهانی مبارزه با شکنجه به صدور حکم اعدام برای یعقوب مهرنهاد
امروزه مردم جهان بیش از هر زمان دیگر نسبت به خمینی بعنوان منفورترین حکمران عالم و رذلترین فرد جهان ابراز تنفر دارند و تملق و مجیزگویی برای خمینی یعنی بالا رفتن از شکنجه و خون فرزندان مردم ایران ، و درود بر شرف این هنرمند گرامی که اجازه نداد کارنامه درخشان هنری او ، در خدمت رژیم و به منظور بهرهبرداری سیاسی و تبلیغاتی و در جهت اهداف آخوندها قرار بگیرد
هر چی بود داود جان دمت گرم درست زدی به خال
اعتراض کانون وبلاگ نویسان ایران به بازداشت ابراهیم مهرنهاد برادرِ یعقوب مهرنهاد
اعتراض فدراسیون بین المللی حقوق بشر و سازمان جهانی مبارزه با شکنجه به صدور حکم اعدام برای یعقوب مهرنهاد
پنجشنبه، اسفند ۰۹، ۱۳۸۶
آخرین تاپاله جماران
وقتی که بحران عمیق سراپای رژیم آخوندی را در بر میگیرد و موجودیت و سرنوشت رژیم به خطر جدی میافتد و رژیم خطر سرنگونی را در جمیع جهات حس میکند جنگ اطلاعاتی و امنیتی رژیم بر علیه آزادیخواهان بالا میگیرد . ارگانهای امنیتی و اطلاعاتی به موازات اعدام ها شکنجهها و قطع دست و پا ، از فضای آزاد اینترنت استفاده میکنند و با نام های مختلف و با سایتها و وبلاگهای رنگ وارنگ به شکار مخالفان جدی رژیم میپردازند و اطلاعات جمع میکنند و البته به نام حقوق بشر و به نام حمایت از زندانی سیاسی مینویسند و ظاهری دموکراتیک برای خود میتراشند .
چندی پیش مطلبی نوشته بودم با عنوان کوسههای وبلاگستان را بشناسیم و امروز دیدم که یکی از این کوسهها کامنتی زیر کایکاتور حمایت من نوشته است و برایم خط و نشان کشیده البته مدتی است که با او و ادبیات او آشنایی دارم و یاوه های رسوا شده آخوند یونسی را نشخوار میکند و شاید لیاقت پاسخ گویی نداشته باشد ولی بد نیست تعدای از وبلاگ های او را معرفی کنم تا کسی گول ظاهر دموکراتیک او را نخورد .
شاید اندکی از وبلاگ نویسان او را با نام سهیک و با وبلاگ آخرین ترانه باران ( بخوانید آخرین تاپاله جماران ) بشناسند و همیشه من و تعدای از دوستانم را همه جا عامل نفوذی فرقه رجوی میخواند و توهین و ناسزاز میگوید و مرتباً تهدیدمان میکند البته هیچ هراسی از شندین جفنگیات آخوند پسند او ندارم و از تکرار خزعبلات او خندهام میگیرد و با نام سهیک ، بامشاد تابناک ، یاشار ، مینو سپهر ، فرساوند ، سپنتا ، سروناز .و...چندین نام دیگر وبلاگ زده است
و انگار پشت مونیتور زندگی میکنند و از این راه ارتزاق میکند و هیچ گونه مشگل و محدودیت نداشته و ظاهراً از امکانات صنفی برخوردار است و مثل ما روزی 10 ساعت کار نمیکند . و ازاین وبلاگ به آن وبلاگش میرود کامنت میگذارد و گاهی هم به وبلاگ های پر بیننده دیگران مثل وبلاگ زیتون سر میزند و علیه مجاهدین در کامنت دونی او سخن پراکنی میکند و واکنش عاجزانه و پرفضیحت از خود نشان میدهد و خلاصه از وبلاگ سازی و سایت بازی اینترنتی که از صنایع نوظهور اطلاعات آخوندی است برای دروغپردازی و لجن پراکنی علیه مقاومت استفاده میکند . و گاهی هم اسم وبلاگ و قالبش را عوض میکند تعدادی از وبلاگهای او این عناوین را دارد
آخرین ترانه باران
نفسی تازه کنیم ....بوی گل می آید
ایران مانا (نام قدیم ) نام جدید این وبلاگ خیس باران است
هفته های خاکستری
آهنگ .....نیمه بزرگ انکار (نام قدیم ) و نام جدید آن
زنان...... نیمه بزرگ انکار
رگ تاک ( نام قدیم ) نام جدید کافکا و هفت روز هفته
نفسی تازه کنیم ( نام قدیم ) نام جدید آخرین ترانه باران
چشم سوم (نام قدیم ) و با نام یاشار مینوشت و الان به اسم مینو سپهر و با عنوان زنان در اسارت فرقه رجوی می نویسد
ایران..... سراچه دلگیر
شکوفه گیلاس
سایه سار ( نام قدیم ) نام جدید سایه سار خستگی ها
من بی رنگی (نام قدیم ) نام جدید می بی رنگی
نقش درون
و در خاتمه یادآوری میکنم که این ترفندها و بوقهای امداد رسان غیبی برای دستگاه جهنمی یک رژیم قرون وسطایی که دست بر قضا از هزاره سوم سر درآورده و به نظر میرسد که به نفس نفس افتاده تلاشی بی نتیجه است و توهینها یک به یک مثل تف سر بالا به ریش آخوندها و همنوایان آنها باز میگردد و آقای معلوم الحال و مزدور آخوند پا بگور از تهدیدات و نشخوار اراجیف تو ترسی ندارم سعید امامی و لاجوردی و حاجی داود از پس ما برنیامد حالا تو با این وبلاگهای وصل شده به مخرج آخوندها میخواهی ما را بترسانی ؟؟
چندی پیش مطلبی نوشته بودم با عنوان کوسههای وبلاگستان را بشناسیم و امروز دیدم که یکی از این کوسهها کامنتی زیر کایکاتور حمایت من نوشته است و برایم خط و نشان کشیده البته مدتی است که با او و ادبیات او آشنایی دارم و یاوه های رسوا شده آخوند یونسی را نشخوار میکند و شاید لیاقت پاسخ گویی نداشته باشد ولی بد نیست تعدای از وبلاگ های او را معرفی کنم تا کسی گول ظاهر دموکراتیک او را نخورد .
شاید اندکی از وبلاگ نویسان او را با نام سهیک و با وبلاگ آخرین ترانه باران ( بخوانید آخرین تاپاله جماران ) بشناسند و همیشه من و تعدای از دوستانم را همه جا عامل نفوذی فرقه رجوی میخواند و توهین و ناسزاز میگوید و مرتباً تهدیدمان میکند البته هیچ هراسی از شندین جفنگیات آخوند پسند او ندارم و از تکرار خزعبلات او خندهام میگیرد و با نام سهیک ، بامشاد تابناک ، یاشار ، مینو سپهر ، فرساوند ، سپنتا ، سروناز .و...چندین نام دیگر وبلاگ زده است
و انگار پشت مونیتور زندگی میکنند و از این راه ارتزاق میکند و هیچ گونه مشگل و محدودیت نداشته و ظاهراً از امکانات صنفی برخوردار است و مثل ما روزی 10 ساعت کار نمیکند . و ازاین وبلاگ به آن وبلاگش میرود کامنت میگذارد و گاهی هم به وبلاگ های پر بیننده دیگران مثل وبلاگ زیتون سر میزند و علیه مجاهدین در کامنت دونی او سخن پراکنی میکند و واکنش عاجزانه و پرفضیحت از خود نشان میدهد و خلاصه از وبلاگ سازی و سایت بازی اینترنتی که از صنایع نوظهور اطلاعات آخوندی است برای دروغپردازی و لجن پراکنی علیه مقاومت استفاده میکند . و گاهی هم اسم وبلاگ و قالبش را عوض میکند تعدادی از وبلاگهای او این عناوین را دارد
آخرین ترانه باران
نفسی تازه کنیم ....بوی گل می آید
ایران مانا (نام قدیم ) نام جدید این وبلاگ خیس باران است
هفته های خاکستری
آهنگ .....نیمه بزرگ انکار (نام قدیم ) و نام جدید آن
زنان...... نیمه بزرگ انکار
رگ تاک ( نام قدیم ) نام جدید کافکا و هفت روز هفته
نفسی تازه کنیم ( نام قدیم ) نام جدید آخرین ترانه باران
چشم سوم (نام قدیم ) و با نام یاشار مینوشت و الان به اسم مینو سپهر و با عنوان زنان در اسارت فرقه رجوی می نویسد
ایران..... سراچه دلگیر
شکوفه گیلاس
سایه سار ( نام قدیم ) نام جدید سایه سار خستگی ها
من بی رنگی (نام قدیم ) نام جدید می بی رنگی
نقش درون
و در خاتمه یادآوری میکنم که این ترفندها و بوقهای امداد رسان غیبی برای دستگاه جهنمی یک رژیم قرون وسطایی که دست بر قضا از هزاره سوم سر درآورده و به نظر میرسد که به نفس نفس افتاده تلاشی بی نتیجه است و توهینها یک به یک مثل تف سر بالا به ریش آخوندها و همنوایان آنها باز میگردد و آقای معلوم الحال و مزدور آخوند پا بگور از تهدیدات و نشخوار اراجیف تو ترسی ندارم سعید امامی و لاجوردی و حاجی داود از پس ما برنیامد حالا تو با این وبلاگهای وصل شده به مخرج آخوندها میخواهی ما را بترسانی ؟؟
اشتراک در:
پستها (Atom)










