Recent Posts

جمعه، شهریور ۱۵، ۱۳۸۷

اعدام کودکان در دولت مهرورزی


کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل متحد از رژیم خواسته با متوقف ساختن اعدام‌های نوجوانان تعهدات بین‌المللی خود را رعایت کند.

ایران در سال 1372 با قانون اجازه الحاق دولت جمهوری اسلامی رسماً به کنوانسیون حقوق کودک پیوسته و این قانون به تصویب نمایندگان مجلس رژیم رسیده ولی همچنان احکام اعدام را در مورد نوجوانانی که در زمان ارتکاب جرم زیر 18 سال داشته‌اند را صادر و اجرا می‌کند.

رژیم بهنام زارع را 5 شهریور بدون حضور وکیل و خانواده‌اش بی سر و صدا به دار آویخت و بعد رضا حجازی را هم اعدام کرد و هنوز نوجوانان دیگری در این صف اعدام قرار دارند. اجرای حکم اعدام بهمن سلیمیان در اصفهان به تعویق افتاده. سلمان اکبری نوجوان دیگری است که رنجنامه‌اش را بعضی از سایت‌ها انعکاس داده‌اند
هنوز زندانیان سیاسی و مدنی کرد در اعتصاب غذا بسر می‌برند هنوز هموطنان بهائی بازداشت شده در اسارت رژیم هستند. هنوز از سرنوشت رامتین سودمند هموطن مسیحی، بعد از دو هفته خبری نیست
کسی نیست خدا را بیدار کند این زمین گندید!!

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

سه‌شنبه، شهریور ۱۲، ۱۳۸۷

جنجال تبلیغاتی آخوندی

می‌گویند سلمانی آق محمود (احمدی نژاد)مثل همه سلمانی‌ها دوست داره با مشتریانش خوش و بش کند و یک روزی قبل از اصلاح موی احمدی‌نژاد از او می‌پرسد اوضاع و احوال مملکت در چه حاله ؟راستی از منافقین چه خبر ؟
آق محمود در جوابش می‌گوید اوضاع و احوال توپه منافقین هم از هم پاشیدن و نابود شدند و بعد سلمانی حرف را عوض می‌کند و به کارش ادامه می‌دهد...

بعد از مدتی وقتی آق محمود موهاش بلند می‌شود و برای اصلاح دوباره پیش سلمانی می‌رود سلمانی بعد از پرسیدن اوضاع و احوال می‌پرسد از منافقین چه خبر ؟ و دوباره احمدی‌نژاد جواب می‌دهد منافقین تمام شدند و متلاشی شدند و خبری از آن‌ ها نیست .
و این صحنه بعد از مدتی باز هم تکرار می‌شود و وقتی سلمانی همان سئوال را می‌کند آق محمود عصبی می‌شود و می‌گوید چرا همش از منافقین می‌پرسی جریان چیه ؟
سلمانی در جواب می‌گوید : آخه هر وقت از منافقین می‌پرسم موهایت سیخ می‌شود و من راحت‌تر می‌توانم موهایت را بزنم !!

حالا حکایت حکومت آخوندی با مجاهدین هم همیشه به این شکل بوده از یک طرف بوق و کرنا راه می‌اندازند که آی مجاهدین متلاشی و نابود شدند و از طرف دیگر چنان احساس خطر می‌کنند که تمام وجودشان جیغ و زوزه می‌شود. البته حق دارند این گونه واکنش عاجزانه نشان بدهند .

چون بعداز قتل‌عام هواران‌شان در سال‌‌های 60 و 67 ، بعد از خرجی‌های میلیاردی و زدوبند هایش برای خرید برچسب علیه سازمانشان، بعد از بمباران پایگاه‌هایشان در عراق، بعد از کودتای نافرجام 17 ژوئن علیه رهبری‌شان ، بعد از خلع سلاح اعضایشان، بعد از انفجار‌لوله‌های آب‌شان، بعداز موشک‌باران چند روز پیش پایگاه‌شان و... هنوز در برابرش مقاومتی غرق به خون ولی هم چنان سرفراز و هوشیار و پایدار ایستاده است مقاومتی که آخوندها را کور و بور کرده است .

جدیدترین توطئه حکومت آخوندی جنجال تبلیغاتی است که برای انتقال حفاظت پایگاه مجاهدین (شهر اشرف) در این چند روزه رژیم به راه انداخته تا یک قتل عام و فاجعه انسانی دیگری مثل 67 را زمینه سازی کند. حکومت آخوندی برای پیش برد این توطئه از طریق رسانه‌های داخلی خود مستمراًً اخبار جعلی سربندی می‌کند و حتا در دهان « ریانووستی خبرگزاری روسیه و رادیو فردا، و آیت اله بی بی سی » که در نوکری دستگاه استعماری ید طولانی دارد می‌گذارد و این خبرگزاری‌ها هم جفنگیات آخوندی را نشخوار می‌کنند و این اولین بار نیست که رژیم آخوندی این خبرگزاری‌ها
را برای انتشار اخبار مجعول به کار می‌گیرد.

و این واکنش‌ها عاجزانه برای به دام انداختن نیروهای مقاومت پس از افشاء اسامی و طرح‌های نفوذی و تروریستی رژیم در عراق و افشاء شدن برنامه‌های هسته‌ای و ضربات پی‌درپی است که در زمینه دیپلماتیک این چند ساله رژیم از مقاومت دریافت کرده است .

سایت تابناک و خبرگزاری‌های ریز و درشت از جمله خبرگزاری مهر و خبرگزاری فارس و صدا و سیمای آخوندی و به همراهی سایت‌های آخوندی، خبرگزاری ریانووستی و بی‌بی‌سی و رادیو فردا در یک کر هماهنگ و به سود مقاصد آخوندها به دروغ نوشتن ارتش عراق کنترل اردوگاه اشرف را در دست گرفت

جعلیات رسانه‌ها مرا به یاد آن شاعر شیر کوه بی کس از کردستان می‌اندازد که می‌گفت

در سر زمین من
روزنامه ها لال به دنیا می آیند
رادیو کر
و تلویزیون کور ...
و کسانی که طالب سالم زاده شدن این همه باشند را
لا ل می کنند می کشند
کر میکنند می کشند
کور می کنند می کشند
در سرزمین من !
آه ! سر زمین من !!

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

پنجشنبه، شهریور ۰۷، ۱۳۸۷

هر چی ما ایرانی‌ها می‌کشیم ، از دست این الاغ‌های پر مدعاست!!




الاغ میگه : میدانی فرق ماالاع‌ها با شما آدم‌ها تو چیه ؟؟
ما الاغ‌ها، الاغیم ادعای آدم بودن نمی‌کنیم، قبول داریم الاغیم .

ولی بعضی از شما آدم‌ها الاغ‌ین‌‌ها !! ولی ادعای آدمیتون میشه

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

دوشنبه، شهریور ۰۴، ۱۳۸۷

علی آبادی : کاروان ورزشی ما در المپیک ناکام نبوده !!


با مراسم اختتامیه بازی‌های المپیک و توزیع 926 مدال بین 87 کشور، ایران با کسب دو مدال به پنجاه و یکمین رتبه سقوط کرد و کاروان 55 نفره ورزشکاران ایرانی حتا نتوانستند در رشته‌های وزنه‌برداری و کشتی که از صاحب نامان این رشته‌ها هستند صاحب کسب مدال شوند . وزنه برداری ایران به رتبه 17 جهانی رسید و کشتی ایران هم عملاً ضربه فنی شد و این بار حتا امام زمان و ائمه و معصومین هم نتوانستند کاری بکنند !!

این افتضاح المپیک به این جا ختم نمی‌شود رئیس سازمان ورزش ایران محمد علی آبادی که معاون احمدی‌نژاد است نه تنها استعفاء نمی‌دهد نه تنها یک عذرخواهی خشک و خالی از میلیون‌ها ایرانی نمی‌کند بلکه در کمال وقاحت و بی شرمی می‌گوید :کاروان ورزشی ما در المپیک ناکام نبوده !! البته تمام روزنامه‌ها و رسانه‌های داخل کشور به این ناکامی مسئولین اعتراف کردند و با حفظ خط قرمزها به ضعف‌های مدیریت، و بی‌برنامه‌گی مسئولین فدراسیون‌های ورزش ایران اعتراض کرده‌اند.

ولی واقعیت این است که یک مشت جانی غارت‌گر، بانادیده گرفتن حق و حقوق مردم اداره امور کشور را به تصرف درآوردند و در همه جا و همه چیز دخالت می‌کنند و این نتایج ورزشی نمی‌تواند بهتر از نتایج بدست آمده در حوزه اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی و سیاسی باشد .

متاسفانه در یک جامعه استبدادی ورزش هم فاقد معنا و محتوا می‌شود. و حاکمان مستبد همیشه می‌خواهند آن را در خدمت به نظام در بیاورند درست مثل تاریخ مثل هنر، تا زمانی که استبداد از صحنه سیاسی و یا حداقل در عرصه اجتماعی کنار زده نشود وضعیت ورزش همین است . اگر آخوندها یک نظام ارزش گذاری برای رشته‌های ورزشی بین خود داشتند یقیناً سنگسار و پرتاب از بلندی و قمه زنی را در جایگاه عالی‌ترین رتبه‌های ورزشی قرار می‌دادند

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

دوشنبه، مرداد ۲۸، ۱۳۸۷

واژه‌های تلخ، مانده از سال‌های سوخته -- به بهانه 28 مرداد





















این زانوی غم تو
از پشت آرزوهای از دست شده
با فرسنگها دریغ، مانده در حافظه‌ام

این زانوی تا ابد تبعید
زخم کهنه میهنی‌ است
که به قامت فریاد تو ایستاد

ای پیشوای ِ مادرزاد ِ آزادی
یاد تو را
در دشت‌های عمق تنهایی
به دیوار کهنه خاطرات نمی‌آویزم
آن را بدوش می‌کشم
تا سر برآورد روزی
از بستر ویرانه میهنم
و هر جا که صدایی بود و خاموش گشت

اجنبیان گفتند
درباریان آمدند
مرتجعین خواندن
اما تو هنوز و همیشه
در بادبان من
جاودانه‌ای

ح مقدم ( بادبان )

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

یکشنبه، مرداد ۲۰، ۱۳۸۷

کانون وبلاگ نویسان ایران (پن لاگ) اعدام وحشیانه وبلاگ نویس بلوچ آقای یعقوب مهرنهاد را به شدت محکوم می‌کند

خبر کوتاه بود. صبح روز دوشنبه چهاردهم مرداد ماه 1387 آقای یعقوب مهرنهاد نویسنده وبلاگ مهرنهاد و دبیر انجمن جوانان صدای عدالت در زندان مرکزی زاهدان اعدام شد. آقای مهرنهاد در چهارچوب قوانین جمهوری اسلامی فعالیت می‌کرد، اما پس از برگزاری یک جلسه پرسش و پاسخ در اردیبهشت ماه سال گذشته دستگیر شد. خانواده او پس از ماه‌ها موفق به دیدار او شدند واز آثار شکنجه جسمی و روحی خبر دادند. در بهمن ماه امسال پس از یک دادگاه غیر علنی و مبهم حکم اعدام او صادر شد. پس از اعتراضات بین المللی ابراهیم , برادر 16 ساله آقای مهرنهاد نیز دستگیر شد که هم اکنون در زندان زاهدان به سر می‌برد.

جرم آقای مهرنهاد نوشتن در باره مشکلات مردم بلوچ و بخصوص جوانان، انتقاد از مدیریت مسئولان و ارائه تصویری روشن از سختی‌های مردم در بلوچستان بود. انتقاد از مسئولین باعث شد که به او اتهام واهی ارتباط با گروه‌های محارب وارد شود و پس از شکنجه‌های فراوان عاقبت به دار آویخته شود. آقای مهرنهاد 28 ساله و صاحب سه فرزند بود.

کانون وبلاگ نویسان اعدام وحشیانه وبلاگ نویس بلوچ آقای یعقوب مهرنهاد را به شدت محکوم می‌کند و به خانواده مهرنهاد و بازماندگان او مراتب تسلیت خود را ابراز می‌دارد. کانون وبلاگ نویسان ایران توجه جهانیان را به بدعت بیرحمانه اعدام وبلاگ نویسان و روزنامه نگاران در ایران جلب می‌کند.

هم اکنون جان شش روزنامه نگار, معلم و فعال حقوق بشر کرد، آقایان عدنان حسن پور, هیوا بوتیمار، فرزاد کمانگر، انورحسین پناهی، فرهاد وکیلی و علی حیدریان که به اعدام محکوم شده‌اند در خطر جدی است. کانون وبلاگ نویسان ایران از همه سازمان‌های حقوق بشری برای نجات جان همه وبلاگ نویسان، روزنامه نگاران و زندانیان سیاسی در بند کمک می‌طلبد.

کانون وبلاگ نویسان ایران همچنین خواهان آزادی فوری و بی قید و شرط آقای ابراهیم مهرنهاد برادر 16 ساله آقای یعقوب مهرنهاد است.

کانون وبلاگ نویسان ایران( پن لاگ)

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

جمعه، مرداد ۱۸، ۱۳۸۷

نگاه فراساختاری حسین درخشان آخوند نشان به ایران و ورای آن

این سوپر مارکت سردبیرخودم که فروشنده‌اش حسین درخشان آخوندنشان است و محصولاتش همه ساخته و پرداخته نظام ولایت فقیه ، برای تامین بقای سیاسی نظام چوب حراج به وجدان نداشته‌اش می‌زند و مرتب برای خواب کردن روشنفکران و کاربران اینترنتی، لالایی می‌خواند تا آنها واقعیات شرایط فعلی را نبینند .مطلبی در مورد اعدام یعقوب مهرنهاد زده بخوانید

اعدام یعقوب مهرنهاد بار دیگر اثبات می‌کند مبارزه مسالمت آمیز در چارچوب قانون جمهوری آخوندی عملاً امکان پذیر نیست و این شیوه، و این راه حل مشخص غیر عملی و برای معضل اجتمایی سیاسی ایران پاسخگو نمی‌باشد .

جناب حسین خان آخوندنشان این دستگاه قضایی که تو به آن مشروعیت می‌دهی 30 هزار زندانی سیاسی را در عرض چند روز فقط در سال 67 قتل عام کرد اونوقت تو می‌گویی جمهوری اسلامی کدام خبرنگاری را اعدام کرده که این دومیش باشد!! نظامی که دستگاه قضایی آن دستور می‌داد تا دختران را قبل از اعدام به صیغه پاسداران درآورند و مورد تجاوز قرا می‌دادند و تو به آن مشروعیت می‌دهی خجالت بکش ! نظامی که دستگاه قضایی آن دستور می‌داد جوانانش را به جرم گوش دادن به موسیقی، وارونه سوار الاغی مثل تو کنند و در خیابان‌ها بگردانند و تو به آن مشروعیت می‌دهی شرم و حیا کن !

18 تیر یادت است مبارزه مسالمت آمیز دانشجویان برای بسته شده یک روزنامه یادت رفته در جواب اعتراض دانشجویان آنها را از بالای پشت بام خوابگاه یا زهرا گویان پائین انداختند.این نظام ساختار خود را مبنی بر سرکوب پایه گذاری کرد و از همان آغاز ظهورش خشونت را نهادینه کرد خب معلومه برای از بین بردن مخالفان حکومت آنها را به گروه های مسلح وابسته می‌کند.

برای دو روزنامه نگار کرد حکم اعدام صادر کردند و تو در وبلاگت هورا کشیدی و دست زدی و گفتی این دو عضو به گروه مسلح جدایی طلب وابسته بودند .به فرزاد کمانگر حکم اعدام دادند و او را به پژاک و پ ک ک وابسته کردند و یعقوب را هم به گروه مسلح بلوچستان . ولی این موج جدید اعدام‌ها برای قدرت نمایی است البته این قدرت نمایی هم فقط در مقابل مردم دست خالی است و چون در سیستان و بلوچستان یک مقاومت مسلحانه وجود دارد و رژیم و عواملش ترس و وحشت دارند و عاجز شده‌اند در نتیجه احکام اعدام ها را در این مناطق و همچنین منطقه کردستان افزایش دادند تا جو ترس و انفعال را حاکم کنند تا کسی جرئت نکند به گروه‌های مسلح نزدیک شود .

جناب سر دبیر آخوندنشان، مقاومت مسلحانه را هم همین حکومت آخوندی به مخالفانش تحمیل کرد چون کسی دوست ندارد جانش را کف دستش بگیرد و خود را در مخاطره بیاندازد تا از حقوق اولیه خود و مردمش دفاع کند ولی برای دفاع از حرمت انسانی راهی به جز سلاح باقی نگذاشتند

...................................... ...........................
روز خبرنگار و یک هدیه مخصوص برای شاهرودی

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

سه‌شنبه، مرداد ۱۵، ۱۳۸۷

صدای عدالت را بر دار کشیدند










تلاش کردم میله‌ها را خم کنم
ولی قادر نبودم
تلاش کردم خشت‌های دیوار را فرو ریزم
ولی قادر نبودم
مگر جرم عشق چه اندازه درد بود
که در این تابستان خونین
لباس شقایق به تن کردی
مگر تا رهایی چه اندازه راه است
ح مقدم (بادبان )


یعقوب را اعدام کردند !!
مگر این جوان چه کرده بود و چه گفته بود! بجز فعالیت در زمینه حقوق ساکنان سیستان و بلوچستان و بجز درد دل قلمی در وبلاگ خود و خواسته‌های مردم که همان تغییر مدیران ناموفق و جایگزینی مدیران میانه رو وانعطاف پذیر به جای برخی مدیران متعصب وخشک مذهبی در استان، و احقاق حقوق قومی و مذهبی اقلیت بلوچ، آیا جواب این خواسته ها محاربه و فساد فی الارض است ! آیا این است بهای اعتراض !

چرا او را در یک دادگاه علنی و با حضور وکیل و خبرنگار و مردم محاکمه اش نکردید! مگر یعقوب کار غیر قانونی در کشور می‌کرد ! فعالیت اجتمایی او با مجوز دولت بود و انجمن جوانان صداي عدالت" که او دبیر آن بود، بعنوان نهادي مدني، مستقل و مردمي با اخذ اعتبارنامه از سازمان ملي جوانان از سال 1381 فعاليت آشکار داشت پس چرا او را در یک دادگاه ناعادلانه محکوم به مرگ کردید ؟ وقتی که به یعقوب مهرنهاد در 22 بهمن سال گذشته حکم اعدام دادند این حکم مورد اعتراض بسیاری از نهادهای حقوق بشری در سطح بین المللی قرار گرفت و بسیاری از وبلاگ نویسان و فعالین حقوق بشری نسبت به صدور حکم اعدام برای وی ابراز نگرانی کردند
یعقوب مهرنهاد اولین وبلاگ‌نویس ایرانی است که به خاطر فعالیت‌های مدنی و بیان عقایدش به طناب دار سپرده می‌شود

او یک وبلاگ نویس بود و پست های وبلاگی او نگاهش را به دنیا،زندگی،و اوضاع وطنش ایران و زاد بومش سیستان و
بلوچستان نشان می دهد.

یعقوب مهرنهاد در اولین پست وبلاگش که «نام آن خالقی که انسانها را آزاد آفرید» شروع شد، نوشه بود؛
«هرچند که مشغله ها بسیارند وفرصت آنکه بتوانم به صورت مستمر دغدغه ها و تراوشات ذهنی ام را در وبلاگی مستقل منتشر نمایم ممکن است برایم خیلی مقدور نباشد اما در مدت چند سال فعالیت در سازمانهای غیرحکومتی وتشکلهای مردمی آموخته وتجربه نموده ام که هرشخصی نیاز به درد دل وسخن گفتن دارد و چه خوب است تا آدم حرفها وگفته هایش را با یک دنیا آدم وهمنوع خود بزند . یک دنیا آدمی که فارغ از هرگونه مرده باد وزنده باد و بدور از هرگونه تعصب زبان وقومیت ومذهب وسرزمین می توانی با آنها سخن بگوئی اما هرگز اصالت خود را از یاد نبری واما هرگز فکر نکنی که به تو می گویند شهروند درجه دو ویا شاید هم شهروند درجه سه. اما در مورد خودم اگر بخواهم یک سطر توضیح بدهم اینگونه باید بگویم که: از خطه کویری بلوچستانم وساکن شهر زاهدان و دبیر تشکل غیردولتی به نام انجمن جوانان صدای عدالت و ۲۵ بهار از عمرم را تاکنون سپری نموده ام . اما آمده ام تا به جمع شما وبلاگ نویسان بپیوندم شاید بگوئید که وبلاگ نویسی در کشور ما جرم محسوب می گردد و ممکن است خطراتی را تحمل نمایم اما من می گویم که آنهائی که وبلاگ نویسی را جرم می دانند خودم را هم شهروند درجه دو می پندارند واز لحاظ سیاسی نیز از بسیاری مناصب وموقعیت ها در کشور محروم هستم پس بهتر آن است که حداقا همانگونه آزاد به دنیا آمده ام آزاد نیز از دنیا بدون هرگونه تعلل وسکوت وقید وبند ومماشاتی هم بروم شاید اینگونه بهتر به رستگاری برسم ومهم مشکلات این چند روز زندگی نیست که چگونه می گذرد مهم آن است که خود را به بهاء اندک نفروشیم و بسان آزادمردان زندگی کنیم وخوشحال خواهم شد تا مرا به جمع خود پذیرا باشید.»



ابراهیم مهرنهاد برادر 16 ساله یعقوب مهرنهاد و یکی از اعضای انجمن جوانان صدای عدالت هنوز در بازداشت بسر می‌برد قبل از اینکه او را هم بالای دار ببرند، توجه همه‌ی مجامع بین‌المللی مدافع حقوق بشر را به نقض حقوق اولیه کودکان در بند ایران جلب می‌کنیم

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

گل‌های سرخ خفته در خاوران




امسال هم در سالگرد قتل عام زندانیان سیاسی، از این فاجعه ملی می‌نویسیم چون ابعاد تکان دهنده این فاجعه هولناک بسیار گسترده‌تر از یک مصیبت و عزای معمولی است. رژیم آخوندی در طول حکومت ظالمانه خود هر وقت سایه سرنگونی را نزدیک خود احساس کرده واکنش نشان داده و با قتل و عام به مخالفان خود چنگ و دندان نشان داده چه در سال 60 بعد از 30 خرداد و چه در سال 67 بعد از نوش جان کردن زهر آتش بس که خمینی مجبور به سر کشیدن آن شد .

در دفتر آغشته به خون تاریخ ما تابستان 67 ثبت شده و یقیناً نسل‌های آینده هم روزی و یا هفته‌ای را برای بزرگداشت این فاجعه در نظر گرفته و از یادمان فرزندان دلیر این میهن که در مقابل آخوندها ایستادند و پایداری کردند تجلیل خواهند کرد، تا دیگر این جنایت‌ها در آیند تکرار نشود. و الان هم نماد و نشانه‌های بازمانده از این تابستان خونین مثل خاوران و گل‌های سرخ خفته در این بیابان داغ دیده به محل و مکان ادای احترام و تجدید عهد تبدیل گشته و همه ساله علی‌رغم تهدیدات قداره بندان حکومتی برای احقاق خون به ناحق ریخته آن‌ها خانواده‌ها گردهم می‌آیند .

باید ابعاد انسانی این واقعه را حفظ کنیم باید از مرتکبان این جنایت بنویسیم فاجعه‌ای که به دستور خمینی ساخته و پرداخته شد و کمسیون مرگ ( نیری ، اشراقی ، پورمحمدی ، ابراهیم رئیسی )تصمیم گرفت آن را عملی کند هنوز اعضای هیئت قتل عام پست مقام حکومتی دارند همین جانیان که جوانان را به نام منافق و محارب و ملحد و مفسد به قتل رساندند حتی زندانیانی که طبق احکام قصات و موازین قضایی رژیم، دوران محکومیت خود را سپری کرده بودند به دار آویخته شدند .

نکته‌ای را می‌خواهم عنوان کنم. البته اگر به حساب نسخه پیچی از خارج و همین طور به حساب صدور فرمان لنگش کن نگذارید و فقط نظر و پیشنهاد نگارنده محسوب شود، بیان می‌کنم .
بسیاری از وبلاگ‌نویسان و فعالین حقوق بشر و نویسندگان اینترنتی از نافرمانی‌های مدنی صحبت می‌کنند و گاه گداری هم راه حل عملی وبعضاً خنده‌دار پیشنهاد می‌دهند و هیچ وقت هم به شکل عملی صورت نمی‌گیرد

ببینید همین چند وقت پیش در استان کردستان به مناسبت کشتار میکونوس تمام مغازه‌ها و بازار و کسبه دست از کار کشیدند و این اعتراض مردم کردستان علیه قتل قاسملو بشدت رژیم را برآشفت ولی حکومت آخوندی هیچ غلطی نتوانست بکند و در نهایت فقط نظارگر شد و در مقابل اراده مردم عقب نشینی کرد.

پس چرا نباید بخاطر کشتار 57 تمام معترضین نظام روزی را بعنوان اعتراض تعیین کنند و به احترام خون‌های به ناحق ریخته در و مغازه‌ها را ببندند.
امکان دارد بخاطر تهدیدات رژیم در اولین سال عملی نشود ولی می‌توان و باید رژیم را بخاطر این فاجعه مجبور به عقب نشینی کرد همان طوری که مردم شریف کردستان کردند. پایداری و مقاومت را از گل‌های سرخ خفته در خاوران بیاموزیم

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

دوشنبه، مرداد ۰۷، ۱۳۸۷

قصابان ایران هنوز سلاخی می‌کنند

امروز در کشتارگاه اوین 29 نفر را با ساطور عادت سلاخی کردند و ما نظارگر بودیم

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

جمعه، مرداد ۰۴، ۱۳۸۷

من گل آفتاب‌گردانم



















تو آفتابی
من گل آفتاب‌گردان
رو کرده بر تو ایستاده‌ام

آواز می‌دهم، نامت را بر زبانم
از بلندای نامت، قد می‌کشم

من گل آفتاب‌گردانم
گل همیشه عاشق
می‌تپد مهرت در کنج سینه‌ام

من دنبال تو می‌گردم
سرزمینت کجاست
آفتاب همیشه تابان من
به رنگ بی‌قراری من بتاب

ح مقدم (بادبان)

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

جمعه، تیر ۲۸، ۱۳۸۷

بسته پیشنهادی ایران

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

پنجشنبه، تیر ۲۷، ۱۳۸۷

دوهزار و سیزده کلیک در یک روز

دیروز بادبان من سرگیجه گرفته بود وقتی آمدم تو وبلاگم تا کنتور آمار بیننده‌گان را چک کنم دیدم کنتورم کف کرده و هشتدار قرمز برایم گذاشته و نوشته برای دیدن آمار دقیق باید گزینه دیگری را انتخاب کنم که با هزینه است و مجانی نمی‌پذیرد و دیروز بعداز ظهر آمار به هزار بیننده رسیده بود تعجب کردم !! چه خبر شده ؟ این همه وزیتور از کجا آمده ؟آن هم در یک روز!! لینک‌ها را چک کردم دیدم لینک کاریکاتور آخرم را یکی از کاربران بالاترین لطف کرده و در سایت قرار داده . قبلاً هم بعضی از کارهایم را در بالاترین دیده بودم ولی هیچ وقت آمار این قدر زیاد نبوده به هر حال شب که برگشتم خانه و دوباره کنتورهایم را چک کردم دیدم هنوز کنتور اولی غش کرده و کنتور دومی آمار بینندگان را 2013 نفر نشان می‌دهد .

خواستم روز 26 تیرماه 1387 و رقم2013 بیننده را در این روز، در بادبان فیلتر شده‌ام ثبت کنم چون یقین دارم چنین آماری را عمراً نخواهم دید و برای من ندید پدید، سقف بسیار بزرگی است. دیشب متوجه شدم گویا نیوز هم در صفحه ديدني هاي دنياي تصوير به این کاریکاتور عکس یادگاری آق محمود لینک داده البته از شما چه پنهان فکر نمی‌کردم گویا نیوز از این ناپرهیزی‌ها بکند چون با وبلاگ‌های امثال من زاویه دارد به هر حال حسابی امروز ذوق زده شدم و انگیزه‌‌ام در ضمینه کاریکاتور به کوری چشم آخوندها چند برابر شد.

حالا هرچه می‌خواهید با ایمیل خط و نشان بکشید و برای وبلاگ نویسی قانون حکم اعدام در مجلس صادر کنید. و دارالتجاره اتحادیه اروپا هم هر چه می‌خواهد این سیاست مماشات را با این زالوصفتان خون‌خوار ادامه بدهد ولی یقین داشته باشید تا آسیاب آخرین استخوان‌های آخوندها از پای نخواهیم نشست. من نه انسان مبارز و انقلابی هستم و نه ادعای سیاسی و فرهنگی دارم ولی نمی‌توانم در مقابل ظلم و ستمی که بر مردم و سرزمینم می‌شود سکوت کنم تا زمانی که نسیم آزادی بر بادبانم می‌وزد، صدایم را در کاریکاتور، شعر، مقاله، و نوشته جار خواهم زد. این پنجره گشوده شده را نمی‌توانید بر ما ببندید. امروز نگاه کردن به بادبانم را بیش از پیش دوست دارم

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

دوشنبه، تیر ۲۴، ۱۳۸۷

از آلبوم عکس‌های یادگاری آق محمود


ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

پنجشنبه، تیر ۲۰، ۱۳۸۷

شب آوازها




شب آوازها وبلاگ جدید حمید اسدیان، قصه نویس و شاعر مبارزی است که تمام آثارش به سمت مقاومت قد کشیده است. رژیم شاه او را به هنگام بازگشت از پایگاه‌های فلسطین دستگیر و روانه زندان می‌کند حمید پس از 5 سال اسارت در زندان حکومت پهلوی به همراه آخرین بازماندگان زندانیان سیاسی در زمان انقلاب از زندان آزاد می‌شود

به قلم او بیست و چند کتاب به رشته تحریر درآمده است. او راه درازی را پیموده تا به اینجا رسیده و این راه چندان هم سر راست نبوده . اگرچه راه او از بوی راهروهای زندان، و از بوی باروت و از سر گردنه ِ آتش و خون گذشته و لی او راه سراسر گل سرخ می‌خواند. و حالا رختخواب خالی یارانش را توی متن کتاب‌هایش پهن کرده . او شاعریست توانا ، با رج‌های سبز روی زمینه سفید قصه می‌بافت .

بادبان من که توی اولین خط یک نوشته معطل می‌ماند و پشت چند جمله گم می‌شود شما را به میهمانی شب آوازها دعوت می‌کند

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

سه‌شنبه، تیر ۱۸، ۱۳۸۷

هجده تیرماه













زیر سینه سربی ابرهایِ هجده تیر ماه
بادبان کوچک من
بروی آبهای آشفته پهلو گرفته
و میلاد ماه همانند
درخشش الماسی
در وسعت دریا می‌لرزد
وچون جرقه ای بارور
در انعکاس آینه آب می‌چکد

ای ابرهای پر بار ببارید
بر جوانه های خزان دیده
ای بادهای پر امید
بکوبید بر یالِ بادبان من
تا پیش روم بسوی
دروازهِ دریایِ آرزوها

تا صدای دریانوردان شیردل را
دوباره بشنوم
تا صدایم را با چلچله‌ها
دوباره هم ساز کنم
تا بالهای گشوده ِ مرغان دریائی را
دوباره ببینم
که از پرواز هراسی ندارند
سوسوی فانوس ستارگان
در انتظار دستهای برهنه
ولی توانای ما می‌سوزد
دیگر اشگ نخواهم ریخت
فقط سرود می خوانم

ح . مقدم (بادبان )

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

سه‌شنبه، تیر ۱۱، ۱۳۸۷

آفتاب عدالت در تیرگی تجارت


وقتی که جهان چشم‌هایش را فرو می‌بست تا نبیند که در ایران تحت حاکمیت مستبدان چه می‌گذرد ، وقتی که آفتاب عدالت در تیرگی تجارت پنهان می‌شد، وقتی که در ایران از انسان و انسانیت چیزی باقی نمی‌گذارند، و متاسفانه آن چه که در ایران می‌بینیم یک تراژدی درام سینمایی نیست، تراژدی درام واقعی است که هر روز در خیابان‌های شهرهای ایران اکران می‌شود

وقتی که در غرب با برچسب تروریستی دهان یک مقاومت مشروع را می‌بندند. فرزندان دلیر این مقاومت هفت سال پیش در یک کار زار حقوقی بذرهای عدالت‌خواهی را در جهان غرب کاشتند . و غرور و آرمان‌شان، ریشه زد و آب جستجو کرد، پوسته زمین را شکافت ، حالا دیگر چه باید کرد تا شکوفا شود ؟ و گل دهد این آرزوی آزادی .

من که همیشه آدم بدبینی هستم هر از گاهی سر به سر این پرندگان آزادی که همیشه در تلاش و کوشش هستند و آواز می‌خوانند می‌گذارم و می‌گویم : اینجا کسی نمی‌شنود . این جا تجارت است و بس کسی گوش نمی‌دهد و انگار باید همه پرنده‌ها برگردند پشت میله‌ها !!

گاهی می‌دیدم این پرندگان رویا می‌بینند می‌گفتم : چیزی به شب نمانده و باید به خواب فرو رفت . گاهی می‌دیدم نیایش می‌کنند می‌گفتم آن آفریدگاری که به آن ایمان داشتید اولین قطار را گرفت و رفت . می دیدم می‌خندند !! می‌گفتم: گریه داره چرا می‌خندید ! در پاسخم می‌گفتند کسی که می‌گرید امید را از دست می‌دهد .

با پاره شدن لیست تروریستی در انگلستان خیالاتم رنگ واقعیت می‌گیرد. وقتی می‌بینم رژیم تو ظلمت کز کرده . و سران حکومتی ریزش می‌کنند یاد آن حرف کنفسیوس می‌افتم که می‌گوید

برگ در هنگام زوال می‌افتد
میوه در هنگام کمال می‌افتد

بنگر چگونه می‌افتی
چون برگی زرد و یا سیبی سرخ

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

پنجشنبه، تیر ۰۶، ۱۳۸۷

هویت طرح ربایندگان احمدی‌نژاد

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

دوشنبه، تیر ۰۳، ۱۳۸۷

حرف‌های چند ضلعی شیطان

اون قدیم ندیما هر از گاهی شیطان در گوشم زمزمه می‌کرد و می‌گفت: بیا با هم قرار ببندیم، تو روحت را به من بسپار و من در عوض مال و منال، مقام و قدرت و ثروت به تو اهداء می‌کنم!!

سال‌ها گذشت و من گول شیطان را نخوردم. تا این که گرسنگی به سرزمین من آمد، وقتی شیطان چشم‌های گرسنه مرا دید نزدیک گوشم آمد و گفت: آزادیت را، فکر و اندیشه‌ات را، هویت و حقوق انسانی‌‌ات را به من بسپار!!

به او گفتم: تو در عوض به من چه می‌دهی؟
گفت: نان، کوپن بنزین، گوجه فرنگی، برنج.
خوشحال شدم و گفتم: چه خوب بیا همین الان قرارداد را امضاء می‌کنم.

و وقتی داشتم قرارداد با شیطان می‌بستم به او گفتم: راستی روحم را نمی‌خواهی بستانی؟
خندید و گفت: شوخی می‌کنی؟ روح کسی را که آزادی‌اش را معامله می‌کند، حق و حقوق، و هویت انسانی‌اش را نفی می‌کند، به چه درد من می‌خورد!! به اندازه پشیزی هم نمی‌ارزد!!

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

دوشنبه، خرداد ۲۷، ۱۳۸۷

بررسی بسته مشوق‌ها ی گروه 1+5

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

یکشنبه، خرداد ۲۶، ۱۳۸۷

زیبا کلام ِ آخوند نشان

چند روزی دسترسی به کامپیوتر نداشتم امروز که صفحات سایت‌ها را نگاه می‌کردم دیدم دوباره بعضی از قلم به مزدان حکومتی ، بی اعتنایی دولت ایتالیا به احمدی‌نژاد در رم را بی حرمتی به ایرانیان توصیف کردند !! و سعی در مخدوش کردن مرز بین مردم و حکومت مستبد مذهبی حاکم بر ایران شدند یکی از این قلم به مزدان صادق زیبا کلام است که در باب بی اعتنایی دولت ایتالیا به احمدی نژاد در سایت فرارو و در روزنامه اعتماد ملی نوشته « به هر حال در یک گردهمایی بین المللی یا یک سفر خارجی بی حرمتی به رئیس جمهور ، توهینی به مردم یک کشوری است که در جریان یک انتخابات ملی 17 میلیون نفر به وی رای دادند » .
این زیبا کلام آخوند نشان جوری از بی حرمتی به رئیس جمهور حرف می‌زند که انگار حرمت در حکومت ایران جزء آیات محکمات و اصل اساسی و خدشه ناپذیر ولایت فقیه بوده و هست . و انتخابات در کشوری آزاد که دموکراسی در آن نهادینه شده است انجام گرفته و احمدی‌نژاد نماینده بی برو برگرد مردم ایران است !!

آیا این حکومت برای جان انسان‌ها ارزش وحرمتی قائل بوده ؟ کشتار سال 60 و 67 را به یاد دارید ؟ و نیروهای انتظامی و نظامی و امنیتی و اطلاعاتی ، ارزش و حرمتی برای مردم ایران قائل می‌شوند ؟ آیا احمدی نژاد از عاملان نسل کشی ایرانیان نیست ؟ و این رئیس جمهور و سران حکومت با آگاهی و اختیار مرتکب جنایت ‌‌ در ایران نمی‌شوند ؟ آیا سرمایه‌های کشورمان را به تاراج نمی‌برند ؟ ( حتی خودشان هم اقرار می‌کنند افشاگری عباس پالیزاد )

آیا انتظار داشتید مقامات دولتی ایتالیا بیایند پای پلکان هواپیما ایران ایر و فرش قرمز برای پاسدار احمدی‌نژاد پهن کنند ؟ همان فرشی که برای خاتمی فریب کار پهن کردند که سرخی آن از خون آزادی‌خواهان و مبارزان سلاخی شده و از صورت خونین زنان ایران رنگ گرفته ، و زیر پای خاتمی لگدمال شد و نتیجه آن سیاست مماشات هم تروریست شمردن مقاومت مشروع و خریدن وقت برای بقای سیاسی آخوندها و منفعت جویی و سود طلبی برای دارالتجاره اروپا بود .
آیا اگر از احمدی‌نژاد پذیرایی و تجلیل و تعریف می‌کردند ، بی حرمتی به دانشجویان و کارگران و معلمان و زنان آزاده ایران نبود ؟ و بی حرمتی به خانواده‌های قربانیان رژیم ستم سالار ایران نیست ؟

البته رژیم می‌داند با جرم و جنایت در داخل و تهدید جامعه جهانی ، باید منتظر واکنش‌های اینچنین باشد و سزاوار اقدامات بیشتری از جانب جامعه جهانی است و در آینده نه چندان دور باید منتظر پاسخ مردم خشمگین و به ستوه آمده ایران هم باشد که بی‌شک پاسخی سخت و خونین خواهد بود .

وقتی این گماشته ولی فقیه بدون شام به ایران بازگشت و چراغ‌های بناهای تاریخی میدان شهرداری را به دستور شهردار رم در مخالفت با حضور احمدی نژاد خاموش کردند ، شام غریبان واقعی در رم بوقوع پیوست که مصداق شب همبستگی با مردم ایران بود

پ ن
تمام سخنرانی‌ها در میدان شهرداری رم در این سایت آپلود شده و در دسترس همگان قرار دارد



این تیم فوتبال هلند عجب درسی به تیم ایتالیا و فرانسه داد !! سه گل به ایتالیا زد که به قول خودشان قهرمان جهانند ، و 4تا هم به فرانسه زد که نایب قهرمان جهانند !! فدراسیون فوتبال ایتالیا و فرانسه باید این بازیکنان را بفرستند بروند زمین شخم بزنند !!!
کر کری لوکا تونی بازیکن ایتالیایی و فرانک ریبری بازیکن فرانسه خیلی بامزه است جفت‌شان تو تیم بایرمونیخ توپ می‌زنند

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

شنبه، خرداد ۱۸، ۱۳۸۷

در غربت فریاد زدی آزادی



عکس‌هایی از تجمع‌های اعتراضی در رم علیه حضور احمدی نژاد در این کشور را به همراه آهنگی آپلود کردم و در بادبانم قرار می‌دهم
فیلمی هم در یوتوب دیدم که در میدان اسپانیا آنروز گرفته شده که آن را هم لینک می‌دهم
اگر چه ما خارجه نشین‌ها از مردم ایران دور هستیم و فاصله زیادی بین ما هست ولی خواسته‌هایمان هیچ فاصله‌ایی از هم ندارند .

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

پنجشنبه، خرداد ۱۶، ۱۳۸۷

این هم از آمد و رفت ِ پاسدار احمدی‌نژاد




روز سه شنبه سوم ژوئن محمود احمدی‌نژاد برای شرکت در کنفرانس مبارزه با بحران گرسنگی در جهان، به شهر رم آمد و ما هم که سالیات سال تشنه و گرسنه آزادی و عدالت در کشورمان هستیم برای اعتراض به حضور این پاسدار رهسپار رم شدیم .
صبح در هوای ابری رم و با بارش ریز باران بهاری وارد پاینتخت شدیم ماشین را پارک کردیم و با اتوبوس به طرف پارلمان رفتیم چون پلیس در محوطه اجلاس فائو به هیچ نیرو و حزب سیاسی برای تجمع اعتراضی اجازه نداده بود معترضین در میادین شهر، تجمعات اعتراضی علیه احمدی نژاد را برگذار کردند دوستداران شورای ملی مقاومت در نزدیکی پارلمان کنفرانس مطبوعاتی داشتند که درآن شخصیت‌های سیاسی و پارلمانی و چند تن ازاعضاء شورا و چند خبرنگارشرکت داشتند از جمله آلدو فربیچه خبرنگار برجسته و معروف ایتالیا و همین طور ماریو لانا رئیس انجمن وکلای ایتالیا که سابقه و گذشته درخشانی در ضمینه حقوق بشر دارد و علی‌رضا می‌گفت حتی در زمان شاه او تلاش‌های بسیاری برای توقف حکم اعدام خسرو گل‌سرخی از طریق سازمان ملل انجام داده بود .

و ماهم برای شرکت در این کنفرانس وارد سالن شدیم و مهمانان نقطه نظرات خود را در مورد سفر احمدی نژاد ابراز داشتند و بعد از خاتمه یافتن کنفرانس مطبوعاتی از سالن خارج شدیم و به طرف میدان اسپانیا پیاده روی کردیم دیگر از باران خبری نبود و تابش آفتاب داغ ما را همراهی می‌کرد در وسط میدان داود را دیدم که دو پرچم شیر و خورشید ایران را در دست گرفته و با صدای بلند فریاد می‌زند « احمدی نژاد برو گم شو » « احمدی نژاد اخراج باید گردد » و دهها خبرنگار و فیلم‌بردار در وسط جمعیت دور او را احاطه کرده‌اند طولی نمی‌کشد که بچه‌های دیگر هم می‌رسند و همه با هم شعار می‌دهیم و چند نمایند مجلس هم با بلند گو با ما همراه می‌شوند و خبرنگاران مصاحبه می‌کنند

مدت‌هاست روزنامه رفورمیست در ایتالیا فراخوانی برای اعتراض عمومی بر علیه احمدی نژاد داده بود و همراه با رادیکال‌ها در این تجمع شرکت داشتند و ویژه نامه رفورمیست که عکس بزرگی از احمدی نژاد را در صفحه اول به چاپ رساند بود در میان مردم پخش و توذیع می‌شود و پشت صفحه این ویژه نامه شعری از فروغ فرخزاد را با ترجمه ایتالیایی و با عکسی از فروغ به چاپ رسانده ، و نوشته بود
آه ای صدای زندانی
آیا شکوه یاس تو هرگز
از هیچ سوی این شب منفور
نقبی به سوی نور نخواهد زد؟
آه ای صدای زندانی
ای آخرین صدای صداها
طولی نمی‌کشد که چند جوان به سرعت پارچه‌‌های سیاه و بلند را بر روی پله‌های معرف میدان اسپانیا پهن می کنند این پله‌ها یاد آورقسمتی از تاریخ سینمای نئورئالیست ِ دسیکا و فلینی در سالهای گذشته است و این پارچه‌ها نمایان‌گر فرش سیاه بجای فرش قرمز در استقبال ازحضور پاسدار احمد نژاد است و چند دختر با انداختن پارچه سیاه بر سر و با داشتن عکس‌هایی در دست به صف می‌ایستند که مورد توجه حاضرین و خبرنگاران قرار می‌گیرند و عده‌ای دیگر پلاکارت‌های بلند در دست می‌گیرند

احمد رفعت خبرنگار رادیو فردا و صدای امریکا را می‌بینم که با تلفن دستی صحبت می‌کند گویا کارت خبرنگاری او را در ورودی کنفراس فائو ضبط کرده ‌اند و اجازه ورود به او نداده بودند
بسرعت شروع به گرفتن عکس‌هایی از این صحنه‌ها هستم که صدای زنی بالای پله ها نظرم را جلب می‌کند زنی که خود را در پارچه سیاه پنهان کرده و بلندگویی در دست دارد می‌گوید زنان ایران تحت حکومت احمدی نژاد از هیچ حق و حقوقی برخوردار نیستند و پارچه سیاه را از خود دور می‌کند و می‌گوید من این حق را دارم که این پارچه سیاه را از خود دور کنم ولی به زن ایرانی این حق را نمی‌دهند

بعد به میدان سن جووانی رم می‌روم هواداران مجاهدین با پلاکارتها و پرچم‌ها و عکس‌های مختلف شروع به تظاهرات می‌کنند آقای ابوالقاسم رضایی و آقای رضا اولیا هنرمند و مجسمه سازمتعهد به فارسی و ایتالیایی سخنرانی می‌کنند و همچنین سخنرانان ایتالیایی از جمله آنتونیواستانگو که سمت سیاسی آن را به یاد ندارم ، به ایراد سخنرانی پرداختند . در این میدان هم خبرنگاران زیادی به تهیه خبر و عکس و فیلم می‌پردازند و خلاصه این جاهم خطاب به دادستانی ایتالیا فریاد زدیم تا دیر نشده و احمدی نژاد نرفته دستگیرش کنید و به دادگاه‌های بین المللی ببرید و او را به اتهام جنایت علیه بشریت به محاکمه بکشید


و یک تجمع بزرگ دیگری در میدان شهردای رم و با حضور شهردار جدید رم و شخصیت‌های صاحب نام ایتالیایی و پارلمانی انجام گرفت که جمعیت بسیار زیادی در آن مشارکت داشتند وما هم با پرچم سه رنگ وارد میدان شدیم پلیس تا پرچم‌های ما را دید به طرف من آمد و پرسید آیا موافق احمدی نژاد هستیم یا مخالف او ، که او را از نگرانی بیرون آوردم در قسمت چپ میدان پرده بزرگی که چهره خون آشام خامنه ای و همچنین چهره احمد باطبی دانشجوی آزاده ایرانی که پیراهن خونین دوستش را بالای سر گرفته ، نقاشی شده بود و قسمت راست میدان پرده مانیتور بزرگی فیلم هایی از برخورد نیروهای امنیتی با مردم را در ایران به نمایش گذاشته بود و چهره خندان قهرمانی چون کاووسی در زیر طناب دار را در مانیتور نشان می‌دهد

چون سخنران بسیار زیادی در این تجمع شرکت داشتند فقط سه دقیقه حق بیان می‌دادند و اولین سخنران شهردار رم بود و به نشان اعتراض به حضور احمدی نژاد برای ده دقیقه چراغ‌های بناها و اماکن تاریخی میدان شهرداری را خاموش می‌کنند
و از سخنران ایرانی اول احمد رفعت و بعد داود کریمی نماینده پناهندگان سیاسی ایرانی در ایتالیا سخنرانی می‌کنند و همچنین جلال که ازبچه های آزاده و ازباقیمانده‌های کنفدراسیون قدیم است سخنرانی می‌کند

نزدیک ساعت 10 شب در مسیر درختان نارنج به طرف ماشین می‌رویم دیگر از صدای اذحام ماشین‌ها و سر و صدا ها و شلوغی خبری نیست ریه‌هایم را از بوی عطر یاس‌های که از حیاط خانه‌های رومی می‌آید پر می‌کنم و به بچه‌ها می‌گویم هیچ وقت عمراً در یک روز در 4 تظاهرات شرکت نکرده بودم !! و پیش خود فکر می‌کنم حکومتی که بذر ترور را با کشتن حسین نقدی در سال 93 در همین شهر رم کاشت محصولی جز اعتراض و انزجا ر ، امروز نمی‌تواند برداشت کند .

و نتیجه آن می‌شود که پاسدار احمدی‌نژاد همان روزی که آمده بود عصر همان روز فرار را بر قرار ترجیح می‌دهد و راهی ایران می‌شود و حتی برلوسکونی در ضیافت شامی که داده بود و تمام سران کشورهای شرکت کننده در اجلاسیه را دعوت کرده بود از احمدی نژاد و رئیس جمهور زیمباوه دعوت بعمل نیاورد و پاپ هم به او اجازه ملاقات نداده بود فقط توانسته بود در هتل هیلتون برای رئیس چند شرکت تجاری گنده گویی کند تا صاحبان شرکت‌ها را متقاعد کند که در ایران سرمایه گذاری کنند و و از ثبات و امنیت نظام جمهوری اسلامی و از شکوفائی اقتصاد ایران سخن گفته بود !!




پا نوشت عکس‌های که گرفتم بشکل آلبوم فردا در وبلاگ قرار می‌دهم

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

چهارشنبه، خرداد ۱۵، ۱۳۸۷

ساعت پنج صبح است و همین الان از تظاهرات رم برگشتم جای دور نرید فردا شب از اعتراضات و تجمعات اعتراضی رم ، می‌نویسم و عکسهای زیادی گرفتم الان خوابم میاد

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

شنبه، خرداد ۱۱، ۱۳۸۷

بحران اتمی

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

جمعه، خرداد ۱۰، ۱۳۸۷

سفر احمدی نژاد به رم

همانطور که این روزها در خبرها می‌خوانید محمود احمدی‌نژاد قرار است ایتالیا تشریف بیاورد اجلاس امنیت غذایی سازمان خوارو بار کشاورزی سازمان ملل (فائو) با حضور 30 تن از سران کشورهای جهان ، از 14 تا 16 خرداد ماه جاری در شهر رم برگزار خواهد شد. و در به در لابی‌های رژیم برای گرفتن ملاقات های دیپلماتیک برای احمدی‌نژاد تلاش می‌کنند ولی هر در ِ دولتی را می‌زنند در را بروی‌شان می‌بندند انگاری محمود آقا جذام گرفته ( بلانسبت جذامی‌ها )

وزیر امور خارجه ایتالیا فراتینی در یک مصاحبه مطبوعاتی رسماً اعلام کرده قرار ملاقات‌های دفتر نخست وزیر برلوسکونی پر است و وقت ندارد . و اگر بخواهیم به زبان غیر دیپلماتیک این جواب را برای رئیس جمهور ایران ترجمه کنیم یعنی طرف نمی‌خواهد قیافه نحس تو را ببیند . خود وزیر امور خارجه هم وقت ملاقات نداده .

احمدی نژاد تقاضا کرده در دانشگاه رم سخنرانی کند ( دانشگاه ساپینزا رم ) یعنی یک کلاس درس برای دانشجویان بگذارد . دانشگاه امیر کبیر و کلمبیا کم آورده بود حالاخواسته جبران کند !! البته شانس آورد دانشگاه رم قبول نکرده و گرنه خشت‌کش را پرچم عبرت آخوندها می‌کردند این دانشجویان دانشگاه رم همین چند ماه پیش به طور غیر مستقیم به پاپ بندیک اجازه سخنرانی ندادند چه برسد به گماشته ولی فقیه همچنین رژیم چندین بار از طریق سفیر خود در واتیکان ازپاپ بندیک تقاضای ملاقات خواسته ولی هنوز جواب مثبت دریافت نکرده است

در آستانه سفر احمدی‌نژاد به رم حزب رادیکال ایتالیا به شهردار جدید رم پیشنهاد خوبی کرده . پیشنهاد کرده خیابانی که سفارت جمهوری اسلامی ایران در آن قرار دارد یعنی خیابان نومنتانا پلاک 361 را به اسم یکی از دانشجویان در بند ایران نام‌گذاری کند و پیشنهاد داده به نام علی نیکو نسبتی که به پنج ماه حبس و ده ضربه شلاق محکوم شده تغییر نام دهند البته این خیابان بزرگ و معروف رم را نمی‌توانند به راحتی عوض کنند ولی می‌توانند فقط همان آدرس سفارت را تغییر دهند همان کاری که ریگان در حمایت از ساخاروف در آمریکا کرد و نام سفارت شوروی سابق را در واشنگتن به نام ساختمان ساخاروف تغییر داد
تصورش را بکنید اگر شهردار جدید جواب مثبت بدهد هر وقت یک سرکرده رژیم بخواهد نامه به سفارت ایران در رم بفرستد باید نام دانشجوی در بند ایرانی را به روی پاکت بنویسد و هر بار سفیر تروریست رژیم در ایتالیا نامه دریافت می‌کند باید به یاد مخالفانی بیافتد که در بند حکومتی هستند که او آن حکومت را نمایندگی می‌کند !! عالیه نه !!

به هر حال سه شنیه اگر محمود آقا تشریف بیاورد من هم به استقبالش به رم می‌روم امیدوارم با دست پر برگردم

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

چهارشنبه، خرداد ۰۸، ۱۳۸۷

اندرعواقب شکست رژیم در دادگاه استیناف انگلستان

ساعت 4 و بیست دقیقه بعد ازظهر دوشنبه 6 خرداد رژیم با موشک (گراد ) به قرارگاه مجاهدین حمله کرد . رژیم با وقاحتی آشکار در واکنش به شکست در دادگاه استیناف و برای بالا بردن روحیه واخورده و متزلزل نظام ، با این تعرض جنگی از خودش عکس العملل نشان داد .

انگار بد جوری چکش قاضی انگلستان تو سر آخوندها خورده !! که این چنین مبادرت به اقدام جنگی کرده‌اند البته قابل درک است چون رژیم کلی سرمایه گذاری کرده بود سر بردن مجاهدین تو لیست تروریستی و حالا می‌بیند نه تنها تمام سرمایه‌گذاری سیاسی‌اش فرو ریخته بلکه هیچ راه سیاسی برای رژیم به ستوه آمده‌اش باقی نمانده و این موشک اندازی‌اش از یأس و سرخودگی است

جنگ افروزی رژیم ایران و شکست فاحش سیاست بحران تراشی در عراق و لبنان ، جهانی را برانگیخته و تشدید بحران اتمی و تحریم‌ها و اعتراضات داخلی ، این رژیم را حسابی در مخمصه و تنگنا جدی قرار داده و در عرصه‌ی دیپلماسی خارجی سیر اوضاع به ضرر حکومت آخوندی سرعت گرفته و فقط بیرون آمدن از لیست تروریستی ( تهدید ِ شماره یک ) را کم داشت که آن هم علی‌رغم خواست دولت انگلستان و دارالتجاره اتحادیه اروپا در مسیر حقوقی گام به گام تحقق یافته و می‌یابد .

امٌا موشک‌اندازی به ارتشی که سلاح ندارد در این موقعیت بحرانی ، اوج درماندگی و زبونی و ضعف و ناتوانی را نشان می‌دهد و از علائم به ستوه آمدن دیکتاتوری خون‌خوار است

رژیم خوب می‌داند اگر این رزمندگان ارتش ، سلاحی ندارند ولی اراده‌شان را با روح مقاومت یک خلق ، برای سرنگونی رژیم پیوند زده‌اند و از آن سلاحی ساختند که آخوندها را دیر یا زود از پا خواهد انداخت . این رزمندگان باقیمانده نسلی هستند که به حکومت مستبد آخوندی قاطعانه نه گفتن و قیمت خونین این « نه» را هم با دریای خون پرداختند و می‌پردازند

حالا تا می‌توانید قوانین بین‌المللی را نقض کنید تا می‌توانید قوانین حقوق بشر را نقض کنید و با تجاوز آشکار به این مقاومت فشار بیاورید این رزمندگان سوگند خورده‌اند که با چنگ و دندان و ناخن هم که شده ، سلطه ننگین شما را در تمامیتش از هم خواهند درید و پرچم صلح و آزادی را درخاک میهنمان به اهتزاز درخواهند آورد . چشم اندازی جز سقوط ندارید .

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

دوشنبه، خرداد ۰۶، ۱۳۸۷

ایران ایر

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

پنجشنبه، خرداد ۰۲، ۱۳۸۷

دموکراسی دینی ، پیتزای قورمه سبزی



امروز برحسب اتفاق کلیپی دیدم از یک گروه راک ایرانی ( گروه کیوسک ) که به نظرم بسیارساده و زیبا و گویا حرف‌ دل مردم ستم کشیده ایران را می‌زند شعر این قطعه هنری دموکراسی دینی ، پیتزای قورمه سبزی نام دارد

بحث مقوله دموکراسی دینی که هنوز در میان محافل روشنفکری سکه رایج است شباهت ماهیتی به همان پیتزای قورمه سبزی دارد . و این نوع غذاهای ابتکاری را نمی‌توان به زور به خورد مردم داد و این معجون ، هم علاقه‌مندان قورمه سبزی ، و هم علاقه‌مندان پیتزا را مأیوس می‌کند

و کلاً در یک حکومت سکولار مسائل و قوانین اجتمایی را نباید به ایدئولوژی دینی ارجاع داد حتی اگرآن آئین و مذهب به روز شده باشد هر چقدرهم قوانین دینی را در دامنه سیاست محدود کنیم ولی باز قوانین از پیش تعیین شده دینی است در واقع مغایر و منافی با یک جامعه مدنی با افکار و عقاید متفاوت است

البته این بدان معنا نیست که احزاب و سازمان‌های سیاسی با باورهای دینی نباید وارد صحنه سیاسی کشور بشوند برعکس پلورالیسم و اصول دموکراسی خواهان مشارکت نیروهای سیاسی با عقاید و باورهای متفاوت است و حتی در بیشتر کشورهایی که اصول دموکراسی در آن نهادینه شده است خیلی از احزاب سیاسی اعتقادات مذهبی خود را پسوند نام حزب خود قرار می‌دهند

مثلاً حزب دموکرات مسیحی در ایتالیا که دارای اعتقادات مذهبی هستند سالیان سال دولت را در دست داشتند و بزرگ‌ترین حزب سیاسی ایتالیا بودند ولی چون قانون اساسی ایتالیا سکولار است هیچ وقت هیچ نیروی سیاسی نمی‌تواند باورهای مذهبی خود را بعنوان قانون در مجلس به تصویب برساند و توسط قوه مجریه به اجرا بگذارد چون مغایر با اصول قانون اساسی کشور است

خب خیلی طبیعی است که هر نیروی دین‌دارسیاسی و هر سیاستمدار مذهبی برای پیش‌برد اعتقادات خود فعالیت می‌کند و وارد عرصه سیاست می‌شود و مشارکت آنها مطابق با اصول دموکراسی است و لی نکته مهم و اساسی اعتقاد به حکومت سکولار و جدایی دین از حکومت است .

مشروعیت یک حکومت را مردم تعیین می‌کند نه فرامین و فرایض دینی ، با گذر زمان و آمیختگی و اختلاط دین با حکومت و درنتیجه دخالت حکومت ایران در امور زندگی شهروندان ، سیر افکارو نگرش روشنفکران مذهبی جامعه را هم متحول کرد و نیروهای رادیکال مسلمان و مبارز امروزه بر جدایی دین از حکومت اعتقاد راسخ یافتند و مردم ایران دیگر نمی‌خواهند دیدگاه های دینی بر جامعه تحمیل شود

، اگر شیخ فضل الله نوری تحت عنوان « شریعت خواهی » یعنی رعایت احکام اسلامی در قانون اساسی به مخالفت با آزادی‌خواهان برخاست امروزه «ولایت مطلقه»ی فقیه همچنان پیرو و مجری افکار متحجراو در جامعه ستم سالارایران است و به زیبایی در مصراع آخر این شعر ( گروه کیوسک ) می‌گوید «پل شیخ فضل الله از رو ستارخان رد میشه»...

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

سه‌شنبه، اردیبهشت ۲۴، ۱۳۸۷


*** این روزها مسائل لبنان در صدر رسانه‌های جهان قرار دارد و اختاپوس رژیم آخوندی برای رسیدن به مقاصد سیاسی ، و با استفاده از بازوهای نظامی و شبهه نظامی در امور مسائل داخلی لبنان و عراق و افغانستان دخالت‌های گسترده‌ایی انجام می‌دهد و با فتنه‌انگیزی سعی دارد طرح‌ها و برنامه‌های خود را در منطقه به پیش ببرد یعنی همان کشورگشایی و ایجاد حکومتی مشابه ِ حکومت جمهوری اسلامی ایران . نقش مخرب حکومت ایران در بسیاری از درگیری‌ها و بی‌ثباتی در عراق و لبنان را حتی بعضی از سردمداران حکومتی اقرار می‌کنند ( سخنان اخیر آخوند خاتمی ) که البته این دخالت‌ها و بخش اعظم تسلیحات حزب‌الله و حمس و سپاه قدس با هزینه از منافع ملی ایران پرداخت می‌شود . و انگشت اتهام و خشم و انزجار جهانی هم چنان بسوی اختاپوس آخوندی نشانه رفته است



*** امروز هم در تهران دولت ایران سفیر انگلیس را به وزارت امور خارجه احضار کرد تا مانع از اجرای رای دادگاه عالی انگلیس شود و داد و فغان راه انداخت که چرا مجاهدین را از لیست بیرون آوردید شما که متحدان حکومت ما بودید ! از منوچهر متکی گرفته تا رفسنجانی و محسن رضایی تا بریده‌های خیانت‌کاری مثل مسعود خدابنده بروی منبر رفته و در میکروفون ایرنا روضه جان‌سوز صیاد شیرازی را خوانند «ديويد ميليبند»، وزير خارجه انگلستان و جک استراو هم به خیمه سوته دلان می‌آیند و دولت فخیمه انگلیس هم در غم عزاداری آنها شریک می‌شود بنا به گفته دستگاه قضایی انگلستان این حکم پایه حقوقی دارد و قطعی است و اجازه فرجام خواهی و تجدید نظر هم وجود ندارد

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

یکشنبه، اردیبهشت ۲۲، ۱۳۸۷

اطلاعيه انجمن پزشكان و دارو سازان مقيم ايتاليا - هواداران شوراي ملي مقاومت

تلاشهاي وزارت اطلاعات براي تشكيل يك انجمن پوششي
تحت نام «پزشكان ايراني شمال ايتاليا»

هموطنان عزيز، ايرانيان آزاده مقيم ايتاليا!
وزارت اطلاعات و سفارت رژيم آخوندي در ايتاليا در راستاي طرحها و توطئه‌هاي بي‌فرجام عليه ايرانيان مقيم خارج كشور اقدام به ايجاد يك انجمن پوششي تحت عنوان «انجمن پزشكان ايراني مقيم شمال ايتاليا» در شهر ميلان ايتاليا كرده است. اين انجمن جديد‌التأسيس كه بخشي از شبكه جاسوسي عليه پناهندگان سياسي و براي به دام انداختن ايرانيان مقيم خارج و از سرپلهاي تروريستي رژيم و وزارت اطلاعات در خارج از كشور مي‌باشد، به ادعاي پاسدار سيد علي هاشمي سركنسول رژيم در ميلان، تحت پوشش «انجام هرچه بهتر فعاليتهاي حرفه‌بي و اين‌كه اين انجمن در مواقع اضطراري و به هنگام وقوع حوادث غيرمترقبه به‌طور منظم و سازماندهي‌شده به كمك هموطنان مصدوم وبيمار»!؟ بشتابد، توسط رژيم پليد آخوندي به وجود آمده است.
اين در حالي است كه اين رژيم ضدبشري با سركوب و محروم كردن مردم ايران از ابتدايي‌ترين حقوق و اوليه‌ترين نيازهاي حياتي آنها دستاوردي جز انهدام حرث و‌نسل ميهن نداشته و ندارد و پناهندگان سياسي و ايرانيان مقيم خارج از كشور نيز اساساً به‌خاطر مبارزه و سرنگوني چنين رژيمي رنج تبعيد و دوري از وطن را به جان خريده‌اند. بنابراين واضح است كه اين اكاذيب و تبليغات رذيلانه هيچ‌كس را نمي‌فريبد و نمي‌تواند بر اهداف پليد رژيم و وزارت اطلاعات آخوندي از ايجاد چنين تشكيلاتي به اسم انجمن پزشكان ايران، سرپوش بگذارد. اهدافي كه تماماً عليه ايرانيان شريف و تلاش براي جاسوسي و به دام انداختن آنها به‌منظور مخدوش كردن مرز سرخ بين مردم ايران با رژيم پليد آخوندي و عضوگيري براي گشتاپوي آخوندي است.
واقعيت اين است كه رژيم آخوندي و سفارت جاسوسي‌اش در ايتاليا، پس از سالها تلاش براي رخنه و كسب اطلاعات از جامعه ايرانيان ساكن ايتاليا و مواجه شدن با نفرت و انزجار آنها و شكست همه طرحهايش، اكنون تاكتيكش را عوض كرده است و تلاش مي‌كند كه در پوش انجمن پزشكي و رسيدگيهاي اورژانس پزشكي براي كسب اطلاعات و جاسوسي براي به دام انداختن هموطنان اقدام كند.
دست‌اندركاران امر بهداشت به‌روشني مي‌دانند كه رسيدگي به بيماران، فقط با حضور در تأسيسات و بيمارستانها و استفاده از وسايل پزشكي مدرن، همراه با كادر آموزش‌ديده و تعليمات استادان زبده صورت‌پذير است و نه در جلسات يک انجمن جاسوسي.
تشكيل اين گونه انجمنهاي پوششي توسط رژيم در شرايطي كه وارد دوران انحلال و اضمحلال خود شده، تشبث همه‌جانبه‌يي است در راستاي ديگر اقدامات ضدمردمي و بي‌حاصل براي حفظ موجوديت رو به سقوط اين رژيم ننگين.
به پاسداراني كه تحت عنوان پزشك زير پرچم سفارت و انجمن كذايي براي رژيم به مزدوري مي‌پردازند بايد گفت، اين گونه تشبثات دردي را از رژيم احمدي‌نژاد دوا نخواهد كرد. دير نخواهد بود كه مردم ايران اين غده سرطاني را جراحي كرده و خود را از بزرگترين مرض و بيماري كه آن‌هم همين رژيم آخوندي است رها خواهند ساخت.
ما ازايرانيان آزاده مقيم ايتاليا به ويژه هموطنان مقيم ميلان و ساير شهرهاي شمال اين كشور مي‌خواهيم كه ماهيت اين انجمن پوششي جديد‌التأسيس رژيم را در ميان دوستان و آشنايان خود افشا نمايند. هم‌چنين از مقامات و ارگانهاي مسئول ايتاليا بخواهند كه بر اساس مصوبه آوريل 97 شوراي وزيران اتحاديه اروپا از حضور و آزادي عمل مأموران اطلاعاتي رژيم ملايان و ايجاد اين قبيل انجمنهاي پوششي توسط آنها ممانعت به‌عمل آورند.

اعضاي انجمن پزشکان وداروسازان ايراني مقيم ايتاليا - هواداران شوراي ملي مقاومت ايران
اول مه2008 ـ ميلان ـ ايتاليا

دكترنريمان اردلان
دكترمحمود رحمتي
دكتر مهرانگيز طاهري
دكترمهستي طاهري
دكترمجيد بازلي
دكترخسرو نيكزاد
دكتررضا كيوان
دكترجمشيد آشوغ
دكتر يوسف لساني
دكترحسين وثيق
دكتررضابازيار
دكترريتا لئانتزا
دكترجواد حسين‌نژاد
دكترعبدالمطلب تقي‌زاده چابكي
دكتر داود ابوالحسني طرقي
دكتر محمد امامي صالح
دكترصدرالدين محسني

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

پنجشنبه، اردیبهشت ۱۹، ۱۳۸۷

چهارشنبه، اردیبهشت ۱۸، ۱۳۸۷

احمدی نژاد و نرخ تورم


احمدی نژاد چند روز پیش درباره اوضاع وخیم اقتصادی ايران گفت: « متاسفانه بعضی آمارهای دروغ و نادرست در جامعه منتشر و عددسازی می کنند و واقعيات را دگرگون جلوه می دهند. ما در آستانه يک جهش بزرگ اقتصادی هستیم و با شرايط بوجود آمده، کشور به يکی از امن ترين نقاط برای سرمايه گذاری در بخش های مختلف اقتصادی در منطقه تبديل شده است.»

و این سخنان گوهر بار در حالی است که 50 درصد مردم زیر خط فقر هستند و نرخ تورم رکورد 6 ساله را شکست و بالای 19 در صد رسید و بنا به اعلام صندوق بین‌المللی پول، ایران از این لحاظ در ‏رتبه اول در خاورمیانه و در رتبه پنجم در جهان قرار گرفته است. و تازه این رقم نرخ تورم از طریق مجامع رسمی ( بانک مرکزی جمهوری اسلامی) اعلام شده و بدون احتساب قیمت مسکن ، که رشد آن 100درصد است محاسبه شده اگر یادتان باشد احمدی نژاد علاوه بر وعده پول نفت بر سر سفره‌ها ، وعده کاهش نرخ تورم را در انتخابات ریاست جمهوری داده بود و چون نتوانست این نرخ تورم را پائین بیاورد راه ساده‌تر را انتخاب کرد و رشد سرسام آور قیمت مسکن را از نرخ تورم جدا کرد ( نبوغ را ببین !! )

با توجه به افزایش قیمت نفت در چند ساله اخیر که این روزها به بشکه‌ای 120 دلار رسیده درآمد نفتی دولت احمدی نژاد ‏ در 3 سال اخیر معادل 220 میلیارد دلار بوده است ولی این افزایش‌ها هم نتوانسته کمکی به اقتصاد بیمار دولت بکند . میزان درآمد نفتی دولت احمدی نژاد نسبت به دولت‌های پیشین نظام به مراتب بیشتر بوده . کل در آمد نفتی دولت 8 ساله خاتمی 194 میلیلر دلار و کل در آمد نفتی دولت 8 ساله رفسنجانی 138 میلیارد دلار بوده .

معلومه وقتی مرجع تقلید احمدی نژاد( خمینی ) اقتصاد را دربست به خر حواله می دهد نتیجه همین می‌شود که در طویله علمای دولت ، کره خری مثل احمدی‌نژاد بجای حل مسائل معیشتی مردم ، به عرعر کردن اتمی می پردازد و تصمیم می‌گیرد مسائل جهان را حل و فصل کند و وقتی پای اعداد و ارقام می‌رسد و پاسخی به بحران اقتصادی و رشد نقدینگی و افزایش نرخ تورم ندارد اول به منتقدین جفتک می‌زند و آمارها را دروغ و نادرست می‌خواند . و وقتی می‌بیند که نمی‌تواند بر وضعیت سرپوش بگذارد گرانی و تورم را گردن امام زمان می‌اندازد .

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

پنجشنبه، اردیبهشت ۱۲، ۱۳۸۷

مطلبی از ایل جورناله

روزنامه ایل جورناله مقاله‌ایی امروز به چاپ رسانده که به نظرم از اهمیت خاصی برخوردار است
در تیتر آن آمده ایتالیا از مخالفت دست برداشت ، تحریم‌ها بر علیه ایران افزایش می‌یابد
دولت در رم تغییر می‌کند و در نتیجه مواضع ایتالیا و همچنین ( اتحادیه اروپا ) در مقابل ایران عوض می‌شود روزنامه ی اورشليم پست ( نام روزنامه انگلیسی زبان در اسرائیل ) نوشته است ، در آخرين جلسه كميته سياسي و امنيتي اتحاديه اروپا ، ايتاليا پس از مخالفتهاي طولاني براي تحريم بانك ملي ايران، با قرار دادن اين بانك در ليست موسسات و شخصيتهاي ايراني حاضر در ليست تحريمات اتحاديه اروپا موافقت كرد.

منابع رسمی اعلام كرده اند كه اين نشانه اي از تمايل سيلويو برلوسكني نخست وزير جديد ايتاليا براي در پيش گرفتن روشي متفاوت در مورد ايران است. به نوشته ی اورشلیم پست تا روز جمعه ، ايتاليا بزرگترين شريك تجاري ايران در اروپا و بزرگترين مخالف تحريم اين بانك ايراني هم بود كه در اين ميان اتريش،‌ اسپانيا و قبرس نيز با اين كشور همراه بودند كه در پي اين اقدام ايتاليا ، اين كشورها نيز مخالفت خود را با تحریم برداشته اند.

و همین طور روزنامه ایل جورناله می‌نویسد بانک ملی مهمترین بانک تجاری ایران است که در سال 1927 برای خدمات مالی دولت تهران تشکیل می‌شود ولی در سال 2007 فعلیت‌های این بانک هم توسط مقامات امریکا و هم توسط شورای امنیت سازمان ملل مورد تحریم قرار گرفت و فعالیت‌های این بانک در خدمت سپاه پاسداران قرار داشته و توسط این بانک کمک‌های مالی به سپاه قدس و شبه نظامیان حزب الله ، و بدون اینکه نامی از او فاش شود ، رقمی حدود 100 میلیون دلار حمایت مالی ، بعلاوه سلاح و مهمات و آموزش نظامی برای عملیات ضد دولتی و ضد امریکایی در عراق صورت گرفته است

اورشليم پست نوشت كه پيوستن بانك ملي به ليست تحريمها مي تواند تأثيرات بسيار زيادي داشته باشد چرا كه اين بانك يكي از مهمترين ابزار ارتباطات مالي و تجاري ميان ايران و اتحاديه اروپا است. آخرين قطعنامه سازمان ملل با شماره 1803 در مورد تحريم ايران خواستار بررسي دقيق نحوه اعمال تحريمهاي مالي بر ايران به ويژه بر بانكهاي ملي و صادرات بود.

عده اي از مقامات اسرائيلي، اروپايي و آمريكايي مدعی اند که تحريم اين بانك ، عاملي مهم در اعمال فشار بر ايران است و آن را پيام سياسي محكمي به ايران مي دانند كه حمايت از ايران در داخل اتحاديه اروپا چندان كه تصور می رود مستحكم نيست. اين كميته متشكل از سفراي كشورهاي اتحاديه اروپا است كه وظيفه اتخاذ تصميمات مهم سياسي را به صورت اوليه در بروكسل دارند. اين تصميمات آنها قطعنامه ابتدايي شوراي وزيران اتحاديه اروپا محسوب مي شود.



نوشته زیر را در وبلاگی دیدم و به دلم نشست
نگاه كن...

خانه موقت, نان موقت, حقوق موقت, لبخند موقت, زندگي موقت, اين همه قرارداد موقت را لغو كنبد.

بگذار آسمان خراشها هر چه مي خواهند بالا بروند, من فقط كمي عطر گندم مي خواهم براي كلبه كوتاه و كوچكم.

فكر مي كني من به كجا چشم دوخته ام, به فرداي عظيمت رنج؟ نه!

به آفاق تاريك درد؟ نه!

به سرنوشت نامعلوم انسان؟ نه!

به تكه نان خشكي مي انديشم كه از من دريغش كرده اند.

ما كارگران معدن هر روز با همين واگن ها به زيرزمين مي رويم و بعد دوباره به روي زمين باز مي گرديم, به دنبال تكه اي نان همه جا را زيرورو كرده ايم. ولي هنوز دستهايمان خالي است.

هيچكس نيست كه بار زندگيم را بردارد, هر چه پيرتر مي شوم زندگي باز هم سنگين تر مي شود.

زندگي ما مثل همين زغال ها كه استخراج مي كنيم سياه است, اينجا در اين دهليزها به سختي مي شود نفس كشيد. به ديواره ها كه نگاه مي كنم, مي ترسم يك روز ديگر هيچ وقت نتوانم نفس بكشم.

دنبال من نياييد, سهم ما جز رنج تنها روي سياهمان است. اما بگذار بگويم:

نمي گذارم به اين راحتي كسي قلبم را سياه كند.

جنگل مشتها جوانه كرده است, آسمان را سلام مي دهد. به بهار عصيان بگوييد زودتر بيايد, ديرگاهي است چشم به راهش هستيم.

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

سه‌شنبه، اردیبهشت ۱۰، ۱۳۸۷

اصلاح طلبان ِ اصول‌گرا

گله گرگ‌ها وقتی گرسنه می‌شوند و شکار گیرشان نمی‌آید به سراغ جان ضعیف‌ترین گرگ گله که در اثر ضعف و خستگی به زمین می‌افتد می‌روند و او را می‌درند.

در نمایش انتخابات مجلس رژیم درندگان گله آخوندی به سراغ باصطلاح اصلاح طلبان رفتند و آخرین استخوان‌های باند خاتمی را به دندان کشیدند و عدم مشارکت مردم در انتخابات در عمل نشان داد این رژیم هیچ گونه مشروعیتی نداد و مردم خواهان دگرگونی بنیادی وخواهان سرنگونی حکومت آخوندی هستند

و حالا دیگر صورت مسئله تغییر اساسی کرده است و به نوعی ساده‌ترشده در یک سو دگرگون طلبان و یا براندازان و در سوی دیگر حافظان نظام قرار دارند و جریان‌های میانه دیگر در عمل وجود ندارند . و به طور رسمی اصلاحات آخوندی مهر باطل خورد و خاتمی عوام فریب هم جارو شد .

حالا صحبت این است که اصلاح طلبان آخوندی کجا می‌روند ؟ بعید به نظر می‌رسد در مسیر مبارزات اجتمایی و سیاسی مردم ایران قرار بگیرند و همراه با مردم جان به لب آمده در فکر نابودی رژیم باشند . یا باید مثل خاتمی عقب نشینی کنند و دم برنیاورند و انفعال سیاسی پیشه کنند و یا همراه با حوزه‌های جهلیه و مجلس مادون تاریخ تحت امر ولی فقیه ، در سرکوب و اختناق و غارت کشور سهیم باشند و دار و ندارمان را به باد بدهند و زیاد هم جای تعجب ندارد که اصلاح طلب حکومتی ، با تغییر و تحولات سیاسی اصول‌گرا شود نمونه بارز آن یکی از دوستان سابق خودم است

یادم میاد دوره نوجوانی بک دوست بسیار صمیمی داشتم که باهم در جستجوی آزادی به انقلاب رسیدیم و از استقلال و آزادی استبداد و جمهوری اسلامی نصیب‌مان شد . و بعد از انقلاب مسیر ما از هم جدا شد او به طرف حکومت جمهوری اسلامی رفت و من با او قطع رابطه کردم وقتی کشورم به زندان تبدیل شد و مردم زیر شلاق ظالمانه آخوندها قرار گرفتن و رشوه خوری و ریاکاری دین فروشی عادی شد چمدان تبعید اجباریم را بستم اگرچه در دلم غم غریبی خانه کرده بود و طاقت دوری نداشتم ولی چاره‌ ای نبود و راهی ایتالیا شدم .

و بعد از چند سال شنیدم این دوست سابقم در دوران ریاست جمهوری خاتمی خودش را کاندیدای اصلاح طلبان شهرمان کرده بود و در انتخابات مجلس رای آورده و پیروز شده ، و به عنوان اصلاح طلب برای استقرار دموکراسی وارد مجلس می‌شود . وحتی دو بار از مجلس جنایت رژیم به منزل من زنگ زد که حاضر به صحبت کردن با او نشدم و وقتی اصول‌گرایان عرصه کرسی‌های مجلس را بر اصلاح طلبان تنگ کردن در دور بعدی انتخابات مجلس او خود را به عنوان اصول گرا کاندید کرد و حتی معاون وزیر بهداشت شد . او قواعد بازی برای بقاء خود را پذیرفته و از جبهه باصطلاح اصلاح طلبان به جبهه اصول‌گرایان رفته بود و ظاهراً شکل عوض کرده بود ، ولی ماهیت و محتوایش که همان حفظ نظام است تغییر نکرده بود .

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

چهارشنبه، اردیبهشت ۰۴، ۱۳۸۷

کاین هنوز از نتایج سحر است

نامه تند احمدی نژاد به غلامعلی حداد عادل و حاد شدن تضادهای داخلی رژیم ، لرزه‌های ناشی از تجزیه و انحلال و اضمحلال رژیم پا به گور ولایت فقیه است و جنگ و دعوا در درون هئیت حاکمه و در بالاترین رده سران دو قوه مجریه و مقننه صورت گرفته است . می گویند وقتی زمین سفت می‌شود گاوها به هم شاخ می‌زنند

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

جمعه، فروردین ۳۰، ۱۳۸۷

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

چهارشنبه، فروردین ۲۸، ۱۳۸۷

برلوسکونی برنده انتخابات ایتالیا شد

همان طوری که پیش بینی می‌شد سیلویو برلوسکونی برای سومین بار به سمت نخست وزیری انتخاب شد . برلوسکونی با ائتلاف راست میانه % 4 /46 آرا را کسب کرد در حالی که والتر ولترونی با ائتلاف چپ میانه توانست % 9 / 37 آرا مردم را کسب کند
یکی از مهم‌ترین اصول دموکراسی در کشورهای متمدن پذیرش شکست سیاسی است و یقیناً از فردا نیروهای باصطلاح چپ مواضع سیاسی و اشتباهات حزبی خود را تجزیه و تحلیل کرده ، و مورد بررسی و بازبینی قرار می‌دهند

مهم‌ترین تغییر و تحول این انتخابات راه نیافتن چپ رنگین کمان به پارلمان بود که با ائتلافی از دو حزب ، کمونیست ( احیا کمونیستی ) و حزب سبزها تشکیل شده بود و با آراء % 1/3 برای اولین بار شکست سیاسی سنگینی را تجربه کرد و برتی‌نوتی دبیر اول حزب از سمت خود استعفا داد و هم چنین راست افراطی هم آرا لازم برای ورود به پارلمان را کسب نکرد .

برلوسکونی صاحب بخش عمدای از رسانه‌های جمعی مثل تلویزیون کانال 5 ، ایتالیا یک ، شبکه 4 اسکای ، و صاحب باشگاه پر آوازه آس میلان و از سرمایه داران کلان بازار اقتصادی ایتالیا است و یقیناً سرمایه او توانسته ، این جایگاه سیاسی او را هموار کند . ولی به اعتقاد نیروهای چپ برلوسکونی ، با تمرکز سرمایه و قدرت سیاسی می‌تواند تهدیدی برای دموکراسی باشد مثل پوتین که قدرت سیاسی مطلق را از آن خود ساخته است .

در ضمینه سیاست خارجی و روابط با ایران ؛ معمولاً سیاست‌مداران مواضع خود را بر اساس سیاست‌های کلان کشور تنظیم و دنبال می‌کنند . ولی ما شاهد بودیم دولت چپ میانه بعد از برلوسکونی که به نخست وزیری پرودی و حدود 2 سال در ایتالیا حکومت کرد در واقع آن دوره عصر رشد ارتباطات و روابط بین ایران و ایتالیا بود
اگر یادتان باشد پرودی اولین نخست وزیر یک کشور اروپایی بود که به ایران سفر کرد و آخوند خاتمی هم اولین سفر اروپایی خود را از ایتالیا آغاز کرد که مورد استقبال وزیر امور خارجه ایتالیا یعنی ماسیمو دلما قرار گرفت و آنروزهیچ وقت یادم نمی‌رود که ماشین خاتمی آماج رگبار تخم مرغ‌های گندیده مجاهدین در رم قرار گرفت
و درهمین دولت پرودی هیات‌های متعدی از سیاستمداران ایران ، همیشه میان رم و تهران در تردد بودند و می‌دیدیم آخوندی مثل پور محمدی با عبا و عمامه چنان سلانه سلانه به طرف پارلمان ایتالیا می‌رفت که انگار می‌خواهد وارد مسجد جامع ولایت ‌شود

بگذریم شاید دیگر از راست و چپ و میانه سخن گفتن معنا و مفهومی نداشته باشد بهتر است از بالا و پائین و یا از سیر و گرسنه و یا شمال و جنوب حرف بزنیم که بیشتر قابل فهم و درک است .

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

یکشنبه، فروردین ۲۵، ۱۳۸۷

انتخابات پارلمانی ایتالیا

















امروز و فردا 13 و 14 آوریل مردم ایتالیا برای شرکت در انتخابات پارلمانی برای تعیین نخست وزیر آتی ایتالیا به پای صندوق‌های رأی می‌روند
دو نامزد اصلی این انتخابات والتر ولترونی رهبر حزب دموکرات (چپ گرا )و سیلویو برلوسکونی رهبر حزب مردم برای آزادی ( حزب ائتلافی راست گرا ) امیدوارند تا با کسب پیروزی در انتخابات پارلمانی و با تشکیل دولت آینده وضعیت نامطلوب اجتماعی و اقتصادی کشور را بهبود دهند
البته نامزدهای دیگری هم وجود دارند که متشکل از احزاب کوچک هستند ولی شانس کمتری برای پیروزی در انتخابات دارند

والتر ولترونی با اتوبوس انتخاباتی در سفرهای استانی قول افزایش حقوق بازنشستگان و کاهش هزینه دانشگاهی ، کاهش مالیات و تقلیل بورکراسی را داده است و برلوسکونی در برنامه اش اولویت را به توسعه و پیشرفت ، حمایت خانواده ، افزایش امنیت و عدالت ، خدمات اجتماعی ، فدرالیسم ، کاهش مالیات را وعده داده است و برلوسکونی تصمیم دارد نیروگاه‌های هسته‌ایی ایتالیا را دوباره فعال کند ( تحفه نطنز ) که این نیروگاه‌ها سالها پیش در یک همه پرسی بسته شدند
برلوسکونی از شانس بیشتری برای احراز پست نخست وزیری از رقیب خود برخوردار است .

مردم ایتالیا که در این چند سال اخیر به دلیل رکود اقتصادی و هزینه بالای زندگی و مالیات‌های سنگین و بی‌عملی سیاستمداران از شرایط موجود خسته شده‌اند ، این روزها به برنامه‌های هر دو کاندید و وعده‌هایی که به رأی دهندگان داده می‌شود گوش می‌دهند اگرچه مردم می‌دانند این وعده‌ها بیشتر جنیه شعارهای تبلیغاتی دارد و بعد از انتخابات دوباره نظاره‌گر همان آش و همان کاسه خواهند بود .

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

دوشنبه، فروردین ۱۹، ۱۳۸۷

تابلوی جیغ اثر ادوارد مونک



تابلوی فریاد ( جیغ ) اثر ادوارد مونک ( مونش ) یکی از مشهورترین آثار هنری دنیا است . و درست به خاطر سادگی خطوط ترسیم شده در آن است که توانسته احساسات شدید و تندی ، مثل اضطراب و پریشانی را در یک انسان عادی به تصویر بکشد . و جیغ در واقع یک واکنش و عکس العمل خودبخودی و غیر ارادی هر انسان است . و ویژگی این تابلو تعمیم دادن شخص خاص سورژه به عامه انسان است که نقاش این احساس قوی و تند را به بیننده تابلو انتقال می‌دهد و عدم وجود یک دلیل که بتواند این واکنش را توجیه کند سبب می‌شود که هر کسی بتواند خودش را در این احساس حس کند

در این تابلو رنگ‌های بسیار تند و ترکیب غیر متعارف جلب نظر می‌کند و جالب این‌که در آن سالها استفاده از این تکنیک و سبک (رنگ روغن و پاستل ) متداول نبود . و بعد از گذشت یک قرن که از خلاقیت آن می‌گذرد امروزه این سبک قابل درک و پیروان زیادی دارد .

ادوارد مونک در حقیقت با ترسیم مجموعه‌ای ازخطوط زمخت موج دار و رنگ‌های تند یک فضایی از رنج روحی و پریشانی و احساس وحشت را نمایان می‌کند
اکسپرسیونیسم یک مکتب هنری ، و شیوه‌ای از بیان تجسمی است که در آن هنرمند برای نشان دادن اضطراب و تنش‌های درونی از رنگ‌های تند و خطوط زمخت و برآشوبنده استفاده می‌کند

در آثار نقاشان اکسپرسیونیسم بر خلاف امپرسیونیسم که مضمون‌های دلنشین و رنگ‌های دل‌انگیز وجود دارد زیبایی و آراستگی کنارگذاشته می‌شود و برای بیان ناهنجاری‌های درونی و ذهنی انسان ، مضمون‌های مثل مرگ ، بیماری ، جنون ، ترسیم می‌شود ، و در واقع به واقعیت‌های تلخ ذهنی انسان اصالت می‌دهد و به آن می‌پردازد
در آثار بسیاری از اکسپرسیونیست‌ها بوضوع خشم رنجدیدگان و به نوعی اعتراض به نارضایی‌های اجتماعی و به خصوص مخالفت با جنگ خونرویزی به چشم می‌خورد و هنر را برای نشان دادن و تجسم عواقب جنگ و کشتار بکار می‌برند.

هر اثر هنری زائیده شرایط تاریخی و فرهنگی است که در آن رشد و بارور شده است . اگر فرض کنیم همین تابلو جیغ مونک در یک دوره تاریخی متفاوت ، برای مثال در قرن پنجم به نمایش گذاشته می‌شد بی تردید نقاش این اثر را دیوانه می‌خواندند اگر چه این دلیل بر بی ارزش بودن اثر هنزی نیست . درهر اثر نقاشی در واقع علائمی نهفته است که در مجموع با کدهای هنری هم‌خوانی دارد و جدا از شرایط تاریخی و فرهنگی می‌تواند ارزیابی شود و کلاً هر اثر هنری با زبان واحد هنر سخن می‌گوید ولی تشخیص شرایط تاریخی و فرهنگی کمک موثری است تا بتوانیم یک اثر را با در نظر گرفتن شرایط و عوامل محرکه و با دلایل ضمیمه شده بهتر بفهمیم و درک کنیم .

تابلو معروف جیغ معرف نخستین اثر اکسپرسیونیستی و آغاز گر این جریان مهم هنری قلمداد می‌شود و مونک نقاش نروژی این تابلو ، خیلی زود مقوله عشق و مرگ و رنج ، که تجربه شخصی او از زندگی است را به تصویر می‌کشد .
او در پنج سالگی مادر خود را از دست می‌دهد خواهر بزرگ او سوفیا نیز در 15 سالگی در اثر بیماری جان می‌دهد و خواهر کوچک او مبتلآ به بیماری روانی می‌شود.

مونک می‌گوید من همواره یا در میان بیماران بودم یا خود از بیماری رنج می‌کشیدم . و فقط وقتی گرفتار بیماری و ترس هستم می‌توانم نقاشی کنم . و این زندگی پر رنج است که او را به دنیای نقاشی وصل می‌کند و برای نشان دادن این حالات درونی سبک جدیدی را در دنیای هنر ابداع می‌کند. و ناهنجاری‌های درونی موتور محرکه آثارهنری او می‌شود او می‌گوید بدون ترس و بیماری ، زندگی من مثل زورقی بدون پارو است

و خلاصه جیغ روح بی‌قرار و درمانده انسان در عصر تنهایی مدرن و زاده اضطراب و تنش ذهنی ، روح نقاش است
تابلو جیغ بعد از وقوع یک ماجرا که در زندگی واقعی نقاش اتفاق افتاده ، ترسیم شده ، و مونک در وصف این اثر چنین می‌گوید

یک روز عصر وقتی قدم می‌زدم در یک سوی مسیرم شهر قرار داشت و در زیر پایم آبدره ، خسته بودم و بیمار ، ایستادم و به آن سوی آبدره نگاه کردم ، خورشید غروب می‌کرد. ابرها به رنگ سرخ ، همچون خون، درآمده بودند . احساس کردم جیغی از دل این طبیعت بر خاست ، و من صدای این فریاد را درک می‌کردم .و این واقعه را به تصویر کشیدم . ابرها را به رنگ خون حقیقی کشیدم . رنگ‌ها جیغ می‌کشیدند. و طبیعت بود که جیغ می‌کشید درخون من .
این بود که جیغ ازکتیبه سه‌گانهٔ * پدید آمد








.............................................................
*جیغ بخشی از سه گروه آثار مونک با مضامین عشق ، مرگ ؛ رنج ، است که مونک آن‌ها را مجموعاً «کتیبهٔ زندگی» می‌نامید.

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

دوشنبه، فروردین ۱۲، ۱۳۸۷

اول آوریل بهانه‌ای برای تفریح و خنده و سرگرمی

محققان بیوالکترونیک در یک آزمایش پژوهشی از مقعد آقای احمدی‌نژاد ، به نتایج شگفت‌انگیزی دست یافتند و برای اولین بار به یک راز بزرگ خلقت پی بردند

در مخرج نام برده یک عضو نرمی که ماهیت فیزیکی آن چیزی شبیه به دو نیم کره است ، به صورت یک شبکه منسجم کشف شده و معلوم می‌شود که بر خلاف تصور قدیمی انسان ، این عضو پیچیده در بعضی افراد در جمجمه قرار ندارد .
این محققان بیوالکترونیک نتایج برسی‌های خود را در مجله سلامت نیوز و در مباحثات آکادمی ملی علوم منتشر کرده‌اند .

از مطالعه این تحقیقات به روشنی توانایی فکری و عمل‌کرد رفتاری احمدی نژاد قابل توجیه و توصیف است . در حالی‌که هنوز به باور غلط مردم که او را به بی مغزی و یا سبک مغزی و تهی مغزی می‌خوانند ، اتفاقاً او از توانایی‌های ادراکی و شناختی منحصر به فرد برخوردار است و به عنوان یکی از باهوش‌ترین جانداران روی زمین محسوب می‌شود و خلاصه مغزش کلی فسفر می‌سوزاند و به زبان عامیانه مغز متفکری است ولی در یک فعل وانفعالات شیمیایی این عضو از جمجمه فرار کرده ، و به مخرج پناه برده ، شاید همان فرار مغزها که از قدیم می‌گویند گویای همین پدیده باشد .

همان طوری که می‌دانید یکی از بیماری‌های که ممکن است آرامش انسان را به مخاطره بیاندازد و به هم بریزد آلزایمر است یعنی همان زوال مغز ، ولی وجود مغز متفکری در مقعد می‌تواند محاسن بسیاری داشته باشد چون حرکت ناشی ازفشار در انتهای مخرج باعث فشار جانبی به سطوح مغزمی‌شود و عامل فعالیت مدام آن می‌گردد و خطر و تهدید الزایمر را پائین می‌آورد و مهم‌تر این که قابل شستشو است و بعد از شستشوی به اصطلاح مغزی می‌شود تمام و کمال در خدمت ِ نظام ولایت فقیه قرار بگیرد

در پی نوشت این مقاله علمی آمده است یک هیات بازرسی به سرپرستی ملاحسنی در تمام معاینات واحد تحقیقات بیوالکترونیک نظارت کامل داشت

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

دوشنبه، فروردین ۰۵، ۱۳۸۷

هواشناسی پیازی

امروز برف بهاری منطقه مار را سفید پوش کرد و این دومین بارش برف است که در ماه مارس ما را غافل گیر می‌کند در حالی که در تمام طول زمستان از برف خبری نبود حالا بگو چی شده که از آمدن برف می‌نویسم !! در منطقه ما یک خانم معلمی به نام امانوئل فرلینی در شهر کوچک اوربانیا همه ساله در شب 24 و 25 ژانویه پیازی را به دوازده قسمت تقسیم می‌کند که نمودار 12 ماه سال است و آن را در داخل نمک و در پیش‌خوان پنجره رو به غرب قرارمی‌دهد و در سحرگاه آن روز به دقت لایه های پیاز را که در واقع حکم سنسورهای اقلیمی را دارد ، مورد مطالعه و بررسی قرار می‌دهد و تغییراتی جوی را در طول سال پیش بینی می‌کند و روستائیان و کشاورزان را نسبت به پدیده‌هایی نظیر برف و یخ‌بندن ، باد و باران و سیلاب‌ها که سالانه ضرر و زیان زیادی به کشاورزی وارد می‌کند مطلع می‌سازد . و قرن‌هاست اجدا این خانم معلم کار کارشناسی اقلیمی را در اوربانیا به عهده داشته‌اند و معمولاً پیش بینی او را روزنامه‌های محلی همه ساله منعکس می‌کنند.

البته من ایران شنیده بودم وقتی که لایه های پیاز ضخیم و سفت باشد نمودار شرایط سرد منطقه کشت است و برعکس لایه های پیاز اگر نازک و ظریف باشند نشان دهند گرمسیر بودن منطقه پرورش پیاز است ولی پیش بینی هواشناسی برای تمام طول سال برای من که آدمی بدبین و دیرباور هستم کمی دشوار بود . به همین جهت وقتی 25 ژانویه یعنی دو ماه پیش روزنامه های محلی نوشتند ماه مارس پیاز اوربانیا خبر از آمدن برف می‌دهد با همکارانم به جر و بحث سر صحت وسقم این پیش بینی پرداختیم و من برای این که اثبات کنم جناب پیاز ، کارشناس سازمان هواشناسی کشور نیست بروی تقویم دیواری به خظ خوانا نوشتم پیش بینی برف در ماه مارس ها ها ها !! . و حالا که دو ماه از این نوشته روی تقویم می‌گذرد و زمستان خشک سپری شده ، برای دومین بار در این ماه برف آمده و همکارانم امروز هر از گاهی با چشم و ابرو تقویم دیواری را نشانم می‌دادند . تازه فهمیدم پیاز قاچ شده فقط چشمم را نمی‌سوزاند !!

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

پنجشنبه، فروردین ۰۱، ۱۳۸۷

هدیه دانشجویی، هزار ماهی سیاه در شهر سیاه

خبرنامه امبر کبیر نوشته بود در ضلع شمالی پارک لاله ، در یک اقدام خودجوش، توسط جمعی از دانشجویان ،
در یک اجرای خیابانی در قالب هنر اعتراضی ، هزار ماهی سیاه کوچولو به شهروندان تهرانی هدیه کردند .
پخش ماهی های سیاه، نظر رهگذران را به خود جلب کرد و هر کدام متناسب با برداشت های خود، از این حرکت استقبال کردند.
بنا بر این گزارش، هدیه ماهی های سیاه کوچولو، به همراه برگه ها، در سطح شهر، آشنایی زدایی از شهروندان تهرانی داشت، که شعر موجود درتراکت ها این واکنش را نمایان تر ساخت. شعری از محمد رضا شفیعی کدکنی:

هیچ می دانی چرا چون موج
در گریز از خویشتن پیوسته می کاهم؟
زان که بر این پرده تاریک
این خاموشی نزدیک
آنچه می خواهم نمی بینم
آنچه می بینم نمی خواهم

در همبستگی با دانشجویان و بطور سمبلیک یکی از این ماهی‌ها را اینجا قرار دادم
تا یادم نرفته غذای ماهی هم ، بغل دست ظرفش هست در غیاب من بهش غذا بدین عیدتان هم مبارک امیدوارم سال پیروزی برای مردم ایران باشد

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

سه‌شنبه، اسفند ۲۸، ۱۳۸۶


تا بهاری شدن راهی نیست

دست‌های غم شمار تقویم من
به دلهره‌ ای سبز آبستن است
به نوید حریر تن پوش بهار

ای کاش می‌دانستی
چندین پاییز در این دست‌ها خشکیده شد
و چندین زمستان در این دست‌ها بلرزید
جوانه‌های شکفته در من امٌا ،
هنوز بوی سبزینه امید تو می‌دهد

حاشا که از خارهای هرز و شوره زار بی علف نمی‌ترسم
خروارها خاکستر ققنوس بی صدا در این دست‌ها حک شده
دست‌هایم را یک‌دست می‌کنم
و بهار را بلند آواز می‌کنم

تا دستان اشتیاق بهار در دست تمنای من است ،
سرشار هسنم و پر امید
تا بهاری شدن راهی نیست

ح مقدم ( بادبان )

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

یکشنبه، اسفند ۲۶، ۱۳۸۶

نمایش انتخابات هم خاتمه یافت



نمایش انتخابات هم خاتمه یافت و مقام معظم رهبری پیام تشکر برای ملت حماسه ساز ایران فرستاد و همه رسانه‌های دولتی داخل کشور از مشارکت مردم در انتخابات نوشته‌اند ولی اکثریت رسانه‌های صاحب نام دنیا از عدم شرکت مردم و سوت و کور بودن حوزه‌های انتخاباتی و تقلبات گسترده ، و از تحریم انتخابات گزارش دادند مثل رویتر ، بی بی سی ، خبر گزاری فرانسه ، العربیه ؛ روزنامه گاردین و...
بهتر است خامنه ای را برای جایزه سنگ پای قزوین (وبلاگ گل کو ) کاندید کنیم چون ولایت فقیه نزدیک به 30 سال است علیه مردم ایران خیانت و جنایت می‌کند و ارمغانی که برای ملت آورده است ، سرکوب و اختناق و فقر و تورم و بیکاری و فساد و غارت و چپاول و تبعیض است حالا ولی فقیه می‌گوید بیایید و دوباره به ما رای دهید تا این خیانت‌ها و این جنایت‌ها را بتوانیم ادامه بدهیم واقعاً که رو می‌خواهد !! آخه حکومتی که به راحتی آدم می‌کشد برایش دروغ گفتن کاری نداره !! تعداد آرا را هر چقدر بخواهد بالا پائین می‌برد .

امروز 25 اسفند سالروز ترور دوست عزیز، و مبارز سرافراز مقاومت حسین نقدی است که توسط مزدوران آدمکش رژیم در رم هدف گلوله های ولایت فقیه قرار گرفت سلام بر نقدی که جان و هستی خود را وقف آزادی مردم ایران کرد . یادش گرامی باد

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

جمعه، اسفند ۲۴، ۱۳۸۶

انتخابات

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

پنجشنبه، اسفند ۲۳، ۱۳۸۶

اعلام نتایج نهایی انتخابات




در افسانه‌های قدیم ایران شنیده‌ایم که مکتب‌دار بی‌سواد ده ، زمانی که با رقیب با سواد خود روبرو شد ، مردم را جمع کرد و در حضور آنان از رقیب با سواد خود خواست روی دیوار کلمه مار را بنویسد و آنگاه خود خطی معوج کشید و بعد از مردم پرسید ، کدام یک به مار شبیه‌تر است ؟ طبیعی است که مردم بی‌سواد مار را بر کلمه مار ترجیح دادند و در نتیجه رقیب با سود از میدان به در شد .حالا درخبرها خواندم یک نامزد انتخابات مجلس درمیاندوآب از رای دهندگان حوزه های انتخابیه میاندوآب ,شاهین دژو تکاب خواسته است نتیجه انتخابات روزجمعه دراین حوزه را پیش بینی کنند. و اقدام به برگزاری مسابقه ای نموده و هزار شترمرغ لذیز را هم به عنوان جایزه عنوان کرده است
با شنیدن این خبر تصمیم گرفتم نتایج نهایی انتخابات را نه تنها در میاندوآب بلکه کل کشور و به شکل مصور ترسیم کنم تا آنهایی که از سطح دانش عمومی و قدرت فهم و اندیشه و نیز توانایی درک و فراگیری مسائل را ندارند ، نتایج نهایی انتخابات را به شکل ابتدایی و نمادین با چشم خود ببینند شاید دیگر لازم نباشد بنویسیم که دموکراسی و آزادی و اصول بنیادین حقوق بشر از صندوق‌های آخوندها بیرون نمی‌آید شاید لازم باشد تصاویر این چنینی را رسم کنیم تا دیگر مردم فریب مکرر نمایش انتخابات را نخورند !!

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

چهارشنبه، اسفند ۲۲، ۱۳۸۶

این است شعار ملت رای نمی‌دیم به ذلت



سران رژیم جمهوری اسلامی به فضای سرد انتخابات اعتراف می‌کنند و ابراز نگرانی آنها قابل درک است رژیم می‌خواهد با کشاندن مردم به پای صندوق‌ها نمایش مشروعیت نظام را نشان دهد ولی مردم ایران این نمایش را غصب حاکمیت خودشان می‌دانند .معمولاً در کشورهایی که آزادی وجود دارد صندوق‌های رای سنگ بنای دموکراسی هستند و حق و وظیفه ملی و میهنی شهروندان است تا در امور کشور دخالت مستقیم داشته باشند به شرط این که انتخابات بر اساس معیارهای بین المللی باشد و نه در کشوری که هر صدائی از جنس آزادی را در گلو خفه می‌کنند در کشور ما انتخابات غیر آزاد مطرح است و نمایندگان مجلس در کشور استبدادی ما نقشی ندارند .

مگر زمانی که اصلاح طلبان خاتمی نژاد دارای مجلس و شورای شهر بودند چکار برای مردم کردند ؟ تازه خود خاتمی به قول خودش با 20 میلیون رای ریاست جمهوری را داشت ، مهره‌ای نبود فقط توانست وعده و وعید و لبخند تحویل مردم بدهد و تصمیمات مهم و قوانین نظام جمهوری اسلامی از طرف ولایت فقیه و خبرگان و نهادهای اجرایی آن گرفته می‌شود . و این نمایندگان دون پایه هیچ قدرت و اختیاری ندارند و بی تاثیر محسوب می‌شوند .تمام اهرمهای اصلی قدرت در دست ولی فقیه متمرکر شده و او به هیچ کس پاسخگو نیست

حرف ما این است که کلیت نظام را قبول نداریم در نتیجه به جزئیاتش رای نمی‌دهیم وقتی از ابتدایی ترین حقوق محروم هستیم به کسی حق و اختیار تعیین قوانین جبری را نمی‌دهیم نمی خواهیم بازیچه شویم وقتی با رای ما حکومت مشروعیت می‌گیرد و به بریدن دست و پا و سنگسار و اعدام ادامه می‌دهد با عدم حضورم در انتخابات به رژیم نه می‌گوئیم .باید با شرکت نکردن در انتخابات شعور ایرانی را به جهانیان نشان دهیم

نامزدهای انتخابات مجلس از داخل نظام هستند نمی‌خواهیم خودمان را گول بزنیم احزاب سیاسی و اپوزیسیونی در این انتخابات وجود ندارد تا وقتی که احزاب سیاسی در کشور وجود نداشته باشد صحبت از انتخابات برای مجلس یاوه گویی است.
دراین 28 سال هیچ انتخاباتی به مفهوم واقعی کلمه صورت نگرفته در تمام نمایشات انتخاباتی شرط اولیه کاندیداتوری التزام به اسلام و جمهوری اسلامی و ولایت فقیه و قانون اساسی مورد تائید شورای نگهبان بوده است کسانی که از فیلتر شورای نگهبان رد می‌شوند در قلب حکومت و تابع ولایت فقیه و برای حفظ نظام کار می‌کنند
شرکت در انتخابات تائید ظلم و ظلم های مضاعفی است به زنان که تنها حقی که نظام برایشان قائل است حق رای است و هیچ حقی در جامعه زن ستیز آخوندی ندارند و همین طور کارگران معلمین دانشجویان و شرکت در انتخابات تائید همه این بی عدالتی‌ها و اختناق است


اگر کسی در انتخابات شرکت کند رای او به عنوان رای به مقبولیت نظام تلقی خواهد شد از رای او برای اقدامات غیر قانونی و خلاف منافع ملی کشور استفاده خواهد شد مثل پروژه اتمی و جنگ با جامعه جهانی ، ایران به بمب اتمی احتیاج ندارد بمب‌های مخرب تر از بمب اتمی در ایران موجود است مثل بیکاری فقر فحشاء اعتیاد ، این انتخابات مسئله‌ای از کشور را حل نمی‌کند کار از جای دیگر لنگ است دیگر نمی خواهیم بین بد و بدتر بد را انتخاب کنیم انتخاب بد و بدتر راه حل مسئله نیست گزینه بهتر از بد و بدتر وجود دارد و آن تحریم است . تحریم یک اعتراض است و حداقل کاری است برای رساندن پیام به جامعه جهانی ، تحریم یک واکنش آگاهانه سیاسی است.

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

شنبه، اسفند ۱۸، ۱۳۸۶

گرامی داشت 8 مارس روز جهانی زن



با گرامی‌داشت 8 مارس روز جهانی زن و خاطره قلبهایی که برای برابری حقوق زن و مرد سوختند و زبانه کشیدند ولی تسلیم قوانین اسارتبار نشدند ، به پیشواز حرکت جنبش آزادی‌خواهانه زنان دلاور کشورمان می‌رویم .امسال به مناسبت روز جهانی زن کلیپی درست کردم که به صورت آزمایشی اینجا قرار می‌دهم و این عکس‌ها شاید بهتر و گویا تر از هر کلامی باشند
و به راستی اگر پای حرفهای هر کدام از این عکس ها بنشینیم و به درد دل ساده این زنان گوش بدهیم تمام حرف‌هایشان از زندگی گمشده‌ در لابلای قوانین مذهبی خواهد بود و آنهایی هم که حرف نمی‌زنند در سکوت نگاهشان می‌توانیم درد عمیق اسارت و زنجیر قوانین آخوندی را ببینیم . مثل حق طلاق ، حجاب اجباری ، دیه زن که نصف مرد حساب می‌شود ، اجازه نامه شوهر برای مسافرت خارج ، حکم غیر انسانی سنگسار و غیره ...
و متاسفانه در کشور ما بیش از همه جا این ظلم و ستم به زنان رایج است
شاید این جشن 8 مارس برای زدودن و پاک کردن وجدان‌هاست در برابر روزهای تکراری ، تکرار از خشونت و ظلم تاریخی ، در جوامعی که مرد‌سالاری ریشه‌های عمیق دارد عمقی به وسعت اقیانوس‌ها . سرنگون باد قوانین اسارت‌بار علیه زنان ستمدیده ایران .گرامی باد روز جهانی زن


بیانیه کانون وبلاگ نویسان ایران(پن لاگ) در گرامی داشت 8 مارس روز جهانی زن

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

سه‌شنبه، اسفند ۱۴، ۱۳۸۶

تصویب قطعنامه جدید شورای امنیت علیه ایران


این کاریکاتور را تقدیم می‌کنم به آقا محمود چون چند ماه پیش ادعا می‌کرد شورای امنیت قطعنامه دیگری علیه ایران تصویب نخواهد کرد چون گزارش آژانس بین المللی انرژی اتمی مثبت بوده در حالی که امروز شورای امنیت سازمان ملل متحد به قطعنامه جديد تحريم‌ها عليه ايران رای داد . اين قطعنامه كه به ابتكار بریتانیا، فرانسه و آلمان تهيه و تنظيم شده است با حمايت 14 كشور از 15 عضو اين شورا تصويب شد . برای اولین بار تحریم ها شامل کالاهایی می شوند که می توانند مصارف عمومی و یا نظامی داشته باشند. همچنین ممنوع شدن سفرهای ۵ تن از مقامات عاليرتبه ایرانی و درخواست تعلیق فعالیت های تجاری بیش از بیش با ایران از دیگر مفاد این قطعنامه است .

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

یکشنبه، اسفند ۱۲، ۱۳۸۶

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

شنبه، اسفند ۱۱، ۱۳۸۶

انعکاس تکذیب همکاری موریکونه در خبرگزاری‌های حکومتی

در پی تکذیب همکاری موریکونه موسیقیدان صاحب نام ایتالیایی برای ساختن موزیک متن فیلم فرزند صبح که به زندگی‌نامه آیت الله خمینی اختصاص دارد و در مورد آن چندی پیش نوشته بودم و طی تماسی که دوست عزیزم داود کریمی با موریکونه داشت و متن تکذیب نامه او را در وبلاگش قرار داد بود ، بالاخره خبرگزارهای حکومتی تکذیب رسمی موریکونه را اقرار کردند و به سوز و گداز و شکوه پرداختند و این تکذیب همکاری را سیاسی خواندند .

امروزه مردم جهان بیش از هر زمان دیگر نسبت به خمینی بعنوان منفورترین حکمران عالم و رذل‌ترین فرد جهان ابراز تنفر دارند و تملق و مجیزگویی برای خمینی یعنی بالا رفتن از شکنجه و خون فرزندان مردم ایران ، و درود بر شرف این هنرمند گرامی که اجازه نداد کارنامه درخشان هنری او ، در خدمت رژیم و به منظور بهره‌برداری سیاسی و تبلیغاتی و در جهت اهداف آخوندها قرار بگیرد
هر چی بود داود جان دمت گرم درست زدی به خال


اعتراض کانون وبلاگ نویسان ایران به بازداشت ابراهیم مهرنهاد برادرِ یعقوب مهرنهاد

اعتراض فدراسیون بین المللی حقوق بشر و سازمان جهانی مبارزه با شکنجه به صدور حکم اعدام برای یعقوب مهرنهاد

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed