Recent Posts
دوشنبه، خرداد ۲۷، ۱۳۸۷
یکشنبه، خرداد ۲۶، ۱۳۸۷
زیبا کلام ِ آخوند نشان
چند روزی دسترسی به کامپیوتر نداشتم امروز که صفحات سایتها را نگاه میکردم دیدم دوباره بعضی از قلم به مزدان حکومتی ، بی اعتنایی دولت ایتالیا به احمدینژاد در رم را بی حرمتی به ایرانیان توصیف کردند !! و سعی در مخدوش کردن مرز بین مردم و حکومت مستبد مذهبی حاکم بر ایران شدند یکی از این قلم به مزدان صادق زیبا کلام است که در باب بی اعتنایی دولت ایتالیا به احمدی نژاد در سایت فرارو و در روزنامه اعتماد ملی نوشته « به هر حال در یک گردهمایی بین المللی یا یک سفر خارجی بی حرمتی به رئیس جمهور ، توهینی به مردم یک کشوری است که در جریان یک انتخابات ملی 17 میلیون نفر به وی رای دادند » .
این زیبا کلام آخوند نشان جوری از بی حرمتی به رئیس جمهور حرف میزند که انگار حرمت در حکومت ایران جزء آیات محکمات و اصل اساسی و خدشه ناپذیر ولایت فقیه بوده و هست . و انتخابات در کشوری آزاد که دموکراسی در آن نهادینه شده است انجام گرفته و احمدینژاد نماینده بی برو برگرد مردم ایران است !!
آیا این حکومت برای جان انسانها ارزش وحرمتی قائل بوده ؟ کشتار سال 60 و 67 را به یاد دارید ؟ و نیروهای انتظامی و نظامی و امنیتی و اطلاعاتی ، ارزش و حرمتی برای مردم ایران قائل میشوند ؟ آیا احمدی نژاد از عاملان نسل کشی ایرانیان نیست ؟ و این رئیس جمهور و سران حکومت با آگاهی و اختیار مرتکب جنایت در ایران نمیشوند ؟ آیا سرمایههای کشورمان را به تاراج نمیبرند ؟ ( حتی خودشان هم اقرار میکنند افشاگری عباس پالیزاد )
آیا انتظار داشتید مقامات دولتی ایتالیا بیایند پای پلکان هواپیما ایران ایر و فرش قرمز برای پاسدار احمدینژاد پهن کنند ؟ همان فرشی که برای خاتمی فریب کار پهن کردند که سرخی آن از خون آزادیخواهان و مبارزان سلاخی شده و از صورت خونین زنان ایران رنگ گرفته ، و زیر پای خاتمی لگدمال شد و نتیجه آن سیاست مماشات هم تروریست شمردن مقاومت مشروع و خریدن وقت برای بقای سیاسی آخوندها و منفعت جویی و سود طلبی برای دارالتجاره اروپا بود .
آیا اگر از احمدینژاد پذیرایی و تجلیل و تعریف میکردند ، بی حرمتی به دانشجویان و کارگران و معلمان و زنان آزاده ایران نبود ؟ و بی حرمتی به خانوادههای قربانیان رژیم ستم سالار ایران نیست ؟
البته رژیم میداند با جرم و جنایت در داخل و تهدید جامعه جهانی ، باید منتظر واکنشهای اینچنین باشد و سزاوار اقدامات بیشتری از جانب جامعه جهانی است و در آینده نه چندان دور باید منتظر پاسخ مردم خشمگین و به ستوه آمده ایران هم باشد که بیشک پاسخی سخت و خونین خواهد بود .
وقتی این گماشته ولی فقیه بدون شام به ایران بازگشت و چراغهای بناهای تاریخی میدان شهرداری را به دستور شهردار رم در مخالفت با حضور احمدی نژاد خاموش کردند ، شام غریبان واقعی در رم بوقوع پیوست که مصداق شب همبستگی با مردم ایران بود
پ ن
تمام سخنرانیها در میدان شهرداری رم در این سایت آپلود شده و در دسترس همگان قرار دارد
این تیم فوتبال هلند عجب درسی به تیم ایتالیا و فرانسه داد !! سه گل به ایتالیا زد که به قول خودشان قهرمان جهانند ، و 4تا هم به فرانسه زد که نایب قهرمان جهانند !! فدراسیون فوتبال ایتالیا و فرانسه باید این بازیکنان را بفرستند بروند زمین شخم بزنند !!!
کر کری لوکا تونی بازیکن ایتالیایی و فرانک ریبری بازیکن فرانسه خیلی بامزه است جفتشان تو تیم بایرمونیخ توپ میزنند
این زیبا کلام آخوند نشان جوری از بی حرمتی به رئیس جمهور حرف میزند که انگار حرمت در حکومت ایران جزء آیات محکمات و اصل اساسی و خدشه ناپذیر ولایت فقیه بوده و هست . و انتخابات در کشوری آزاد که دموکراسی در آن نهادینه شده است انجام گرفته و احمدینژاد نماینده بی برو برگرد مردم ایران است !!
آیا این حکومت برای جان انسانها ارزش وحرمتی قائل بوده ؟ کشتار سال 60 و 67 را به یاد دارید ؟ و نیروهای انتظامی و نظامی و امنیتی و اطلاعاتی ، ارزش و حرمتی برای مردم ایران قائل میشوند ؟ آیا احمدی نژاد از عاملان نسل کشی ایرانیان نیست ؟ و این رئیس جمهور و سران حکومت با آگاهی و اختیار مرتکب جنایت در ایران نمیشوند ؟ آیا سرمایههای کشورمان را به تاراج نمیبرند ؟ ( حتی خودشان هم اقرار میکنند افشاگری عباس پالیزاد )
آیا انتظار داشتید مقامات دولتی ایتالیا بیایند پای پلکان هواپیما ایران ایر و فرش قرمز برای پاسدار احمدینژاد پهن کنند ؟ همان فرشی که برای خاتمی فریب کار پهن کردند که سرخی آن از خون آزادیخواهان و مبارزان سلاخی شده و از صورت خونین زنان ایران رنگ گرفته ، و زیر پای خاتمی لگدمال شد و نتیجه آن سیاست مماشات هم تروریست شمردن مقاومت مشروع و خریدن وقت برای بقای سیاسی آخوندها و منفعت جویی و سود طلبی برای دارالتجاره اروپا بود .
آیا اگر از احمدینژاد پذیرایی و تجلیل و تعریف میکردند ، بی حرمتی به دانشجویان و کارگران و معلمان و زنان آزاده ایران نبود ؟ و بی حرمتی به خانوادههای قربانیان رژیم ستم سالار ایران نیست ؟
البته رژیم میداند با جرم و جنایت در داخل و تهدید جامعه جهانی ، باید منتظر واکنشهای اینچنین باشد و سزاوار اقدامات بیشتری از جانب جامعه جهانی است و در آینده نه چندان دور باید منتظر پاسخ مردم خشمگین و به ستوه آمده ایران هم باشد که بیشک پاسخی سخت و خونین خواهد بود .
وقتی این گماشته ولی فقیه بدون شام به ایران بازگشت و چراغهای بناهای تاریخی میدان شهرداری را به دستور شهردار رم در مخالفت با حضور احمدی نژاد خاموش کردند ، شام غریبان واقعی در رم بوقوع پیوست که مصداق شب همبستگی با مردم ایران بود
پ ن
تمام سخنرانیها در میدان شهرداری رم در این سایت آپلود شده و در دسترس همگان قرار دارد
این تیم فوتبال هلند عجب درسی به تیم ایتالیا و فرانسه داد !! سه گل به ایتالیا زد که به قول خودشان قهرمان جهانند ، و 4تا هم به فرانسه زد که نایب قهرمان جهانند !! فدراسیون فوتبال ایتالیا و فرانسه باید این بازیکنان را بفرستند بروند زمین شخم بزنند !!!
کر کری لوکا تونی بازیکن ایتالیایی و فرانک ریبری بازیکن فرانسه خیلی بامزه است جفتشان تو تیم بایرمونیخ توپ میزنند
شنبه، خرداد ۱۸، ۱۳۸۷
در غربت فریاد زدی آزادی
عکسهایی از تجمعهای اعتراضی در رم علیه حضور احمدی نژاد در این کشور را به همراه آهنگی آپلود کردم و در بادبانم قرار میدهم
فیلمی هم در یوتوب دیدم که در میدان اسپانیا آنروز گرفته شده که آن را هم لینک میدهم
اگر چه ما خارجه نشینها از مردم ایران دور هستیم و فاصله زیادی بین ما هست ولی خواستههایمان هیچ فاصلهایی از هم ندارند .
پنجشنبه، خرداد ۱۶، ۱۳۸۷
این هم از آمد و رفت ِ پاسدار احمدینژاد

روز سه شنبه سوم ژوئن محمود احمدینژاد برای شرکت در کنفرانس مبارزه با بحران گرسنگی در جهان، به شهر رم آمد و ما هم که سالیات سال تشنه و گرسنه آزادی و عدالت در کشورمان هستیم برای اعتراض به حضور این پاسدار رهسپار رم شدیم .
صبح در هوای ابری رم و با بارش ریز باران بهاری وارد پاینتخت شدیم ماشین را پارک کردیم و با اتوبوس به طرف پارلمان رفتیم چون پلیس در محوطه اجلاس فائو به هیچ نیرو و حزب سیاسی برای تجمع اعتراضی اجازه نداده بود معترضین در میادین شهر، تجمعات اعتراضی علیه احمدی نژاد را برگذار کردند دوستداران شورای ملی مقاومت در نزدیکی پارلمان کنفرانس مطبوعاتی داشتند که درآن شخصیتهای سیاسی و پارلمانی و چند تن ازاعضاء شورا و چند خبرنگارشرکت داشتند از جمله آلدو فربیچه خبرنگار برجسته و معروف ایتالیا و همین طور ماریو لانا رئیس انجمن وکلای ایتالیا که سابقه و گذشته درخشانی در ضمینه حقوق بشر دارد و علیرضا میگفت حتی در زمان شاه او تلاشهای بسیاری برای توقف حکم اعدام خسرو گلسرخی از طریق سازمان ملل انجام داده بود .
و ماهم برای شرکت در این کنفرانس وارد سالن شدیم و مهمانان نقطه نظرات خود را در مورد سفر احمدی نژاد ابراز داشتند و بعد از خاتمه یافتن کنفرانس مطبوعاتی از سالن خارج شدیم و به طرف میدان اسپانیا پیاده روی کردیم دیگر از باران خبری نبود و تابش آفتاب داغ ما را همراهی میکرد در وسط میدان داود را دیدم که دو پرچم شیر و خورشید ایران را در دست گرفته و با صدای بلند فریاد میزند « احمدی نژاد برو گم شو » « احمدی نژاد اخراج باید گردد » و دهها خبرنگار و فیلمبردار در وسط جمعیت دور او را احاطه کردهاند طولی نمیکشد که بچههای دیگر هم میرسند و همه با هم شعار میدهیم و چند نمایند مجلس هم با بلند گو با ما همراه میشوند و خبرنگاران مصاحبه میکنند
مدتهاست روزنامه رفورمیست در ایتالیا فراخوانی برای اعتراض عمومی بر علیه احمدی نژاد داده بود و همراه با رادیکالها در این تجمع شرکت داشتند و ویژه نامه رفورمیست که عکس بزرگی از احمدی نژاد را در صفحه اول به چاپ رساند بود در میان مردم پخش و توذیع میشود و پشت صفحه این ویژه نامه شعری از فروغ فرخزاد را با ترجمه ایتالیایی و با عکسی از فروغ به چاپ رسانده ، و نوشته بود
آه ای صدای زندانی
آیا شکوه یاس تو هرگز
از هیچ سوی این شب منفور
نقبی به سوی نور نخواهد زد؟
آه ای صدای زندانی
ای آخرین صدای صداها
طولی نمیکشد که چند جوان به سرعت پارچههای سیاه و بلند را بر روی پلههای معرف میدان اسپانیا پهن می کنند این پلهها یاد آورقسمتی از تاریخ سینمای نئورئالیست ِ دسیکا و فلینی در سالهای گذشته است و این پارچهها نمایانگر فرش سیاه بجای فرش قرمز در استقبال ازحضور پاسدار احمد نژاد است و چند دختر با انداختن پارچه سیاه بر سر و با داشتن عکسهایی در دست به صف میایستند که مورد توجه حاضرین و خبرنگاران قرار میگیرند و عدهای دیگر پلاکارتهای بلند در دست میگیرند
احمد رفعت خبرنگار رادیو فردا و صدای امریکا را میبینم که با تلفن دستی صحبت میکند گویا کارت خبرنگاری او را در ورودی کنفراس فائو ضبط کرده اند و اجازه ورود به او نداده بودند
بسرعت شروع به گرفتن عکسهایی از این صحنهها هستم که صدای زنی بالای پله ها نظرم را جلب میکند زنی که خود را در پارچه سیاه پنهان کرده و بلندگویی در دست دارد میگوید زنان ایران تحت حکومت احمدی نژاد از هیچ حق و حقوقی برخوردار نیستند و پارچه سیاه را از خود دور میکند و میگوید من این حق را دارم که این پارچه سیاه را از خود دور کنم ولی به زن ایرانی این حق را نمیدهند
بعد به میدان سن جووانی رم میروم هواداران مجاهدین با پلاکارتها و پرچمها و عکسهای مختلف شروع به تظاهرات میکنند آقای ابوالقاسم رضایی و آقای رضا اولیا هنرمند و مجسمه سازمتعهد به فارسی و ایتالیایی سخنرانی میکنند و همچنین سخنرانان ایتالیایی از جمله آنتونیواستانگو که سمت سیاسی آن را به یاد ندارم ، به ایراد سخنرانی پرداختند . در این میدان هم خبرنگاران زیادی به تهیه خبر و عکس و فیلم میپردازند و خلاصه این جاهم خطاب به دادستانی ایتالیا فریاد زدیم تا دیر نشده و احمدی نژاد نرفته دستگیرش کنید و به دادگاههای بین المللی ببرید و او را به اتهام جنایت علیه بشریت به محاکمه بکشید
و یک تجمع بزرگ دیگری در میدان شهردای رم و با حضور شهردار جدید رم و شخصیتهای صاحب نام ایتالیایی و پارلمانی انجام گرفت که جمعیت بسیار زیادی در آن مشارکت داشتند وما هم با پرچم سه رنگ وارد میدان شدیم پلیس تا پرچمهای ما را دید به طرف من آمد و پرسید آیا موافق احمدی نژاد هستیم یا مخالف او ، که او را از نگرانی بیرون آوردم در قسمت چپ میدان پرده بزرگی که چهره خون آشام خامنه ای و همچنین چهره احمد باطبی دانشجوی آزاده ایرانی که پیراهن خونین دوستش را بالای سر گرفته ، نقاشی شده بود و قسمت راست میدان پرده مانیتور بزرگی فیلم هایی از برخورد نیروهای امنیتی با مردم را در ایران به نمایش گذاشته بود و چهره خندان قهرمانی چون کاووسی در زیر طناب دار را در مانیتور نشان میدهد
چون سخنران بسیار زیادی در این تجمع شرکت داشتند فقط سه دقیقه حق بیان میدادند و اولین سخنران شهردار رم بود و به نشان اعتراض به حضور احمدی نژاد برای ده دقیقه چراغهای بناها و اماکن تاریخی میدان شهرداری را خاموش میکنند
و از سخنران ایرانی اول احمد رفعت و بعد داود کریمی نماینده پناهندگان سیاسی ایرانی در ایتالیا سخنرانی میکنند و همچنین جلال که ازبچه های آزاده و ازباقیماندههای کنفدراسیون قدیم است سخنرانی میکند
نزدیک ساعت 10 شب در مسیر درختان نارنج به طرف ماشین میرویم دیگر از صدای اذحام ماشینها و سر و صدا ها و شلوغی خبری نیست ریههایم را از بوی عطر یاسهای که از حیاط خانههای رومی میآید پر میکنم و به بچهها میگویم هیچ وقت عمراً در یک روز در 4 تظاهرات شرکت نکرده بودم !! و پیش خود فکر میکنم حکومتی که بذر ترور را با کشتن حسین نقدی در سال 93 در همین شهر رم کاشت محصولی جز اعتراض و انزجا ر ، امروز نمیتواند برداشت کند .
و نتیجه آن میشود که پاسدار احمدینژاد همان روزی که آمده بود عصر همان روز فرار را بر قرار ترجیح میدهد و راهی ایران میشود و حتی برلوسکونی در ضیافت شامی که داده بود و تمام سران کشورهای شرکت کننده در اجلاسیه را دعوت کرده بود از احمدی نژاد و رئیس جمهور زیمباوه دعوت بعمل نیاورد و پاپ هم به او اجازه ملاقات نداده بود فقط توانسته بود در هتل هیلتون برای رئیس چند شرکت تجاری گنده گویی کند تا صاحبان شرکتها را متقاعد کند که در ایران سرمایه گذاری کنند و و از ثبات و امنیت نظام جمهوری اسلامی و از شکوفائی اقتصاد ایران سخن گفته بود !!

پا نوشت عکسهای که گرفتم بشکل آلبوم فردا در وبلاگ قرار میدهم
چهارشنبه، خرداد ۱۵، ۱۳۸۷
شنبه، خرداد ۱۱، ۱۳۸۷
جمعه، خرداد ۱۰، ۱۳۸۷
سفر احمدی نژاد به رم
همانطور که این روزها در خبرها میخوانید محمود احمدینژاد قرار است ایتالیا تشریف بیاورد اجلاس امنیت غذایی سازمان خوارو بار کشاورزی سازمان ملل (فائو) با حضور 30 تن از سران کشورهای جهان ، از 14 تا 16 خرداد ماه جاری در شهر رم برگزار خواهد شد. و در به در لابیهای رژیم برای گرفتن ملاقات های دیپلماتیک برای احمدینژاد تلاش میکنند ولی هر در ِ دولتی را میزنند در را برویشان میبندند انگاری محمود آقا جذام گرفته ( بلانسبت جذامیها )
وزیر امور خارجه ایتالیا فراتینی در یک مصاحبه مطبوعاتی رسماً اعلام کرده قرار ملاقاتهای دفتر نخست وزیر برلوسکونی پر است و وقت ندارد . و اگر بخواهیم به زبان غیر دیپلماتیک این جواب را برای رئیس جمهور ایران ترجمه کنیم یعنی طرف نمیخواهد قیافه نحس تو را ببیند . خود وزیر امور خارجه هم وقت ملاقات نداده .
احمدی نژاد تقاضا کرده در دانشگاه رم سخنرانی کند ( دانشگاه ساپینزا رم ) یعنی یک کلاس درس برای دانشجویان بگذارد . دانشگاه امیر کبیر و کلمبیا کم آورده بود حالاخواسته جبران کند !! البته شانس آورد دانشگاه رم قبول نکرده و گرنه خشتکش را پرچم عبرت آخوندها میکردند این دانشجویان دانشگاه رم همین چند ماه پیش به طور غیر مستقیم به پاپ بندیک اجازه سخنرانی ندادند چه برسد به گماشته ولی فقیه همچنین رژیم چندین بار از طریق سفیر خود در واتیکان ازپاپ بندیک تقاضای ملاقات خواسته ولی هنوز جواب مثبت دریافت نکرده است
در آستانه سفر احمدینژاد به رم حزب رادیکال ایتالیا به شهردار جدید رم پیشنهاد خوبی کرده . پیشنهاد کرده خیابانی که سفارت جمهوری اسلامی ایران در آن قرار دارد یعنی خیابان نومنتانا پلاک 361 را به اسم یکی از دانشجویان در بند ایران نامگذاری کند و پیشنهاد داده به نام علی نیکو نسبتی که به پنج ماه حبس و ده ضربه شلاق محکوم شده تغییر نام دهند البته این خیابان بزرگ و معروف رم را نمیتوانند به راحتی عوض کنند ولی میتوانند فقط همان آدرس سفارت را تغییر دهند همان کاری که ریگان در حمایت از ساخاروف در آمریکا کرد و نام سفارت شوروی سابق را در واشنگتن به نام ساختمان ساخاروف تغییر داد
تصورش را بکنید اگر شهردار جدید جواب مثبت بدهد هر وقت یک سرکرده رژیم بخواهد نامه به سفارت ایران در رم بفرستد باید نام دانشجوی در بند ایرانی را به روی پاکت بنویسد و هر بار سفیر تروریست رژیم در ایتالیا نامه دریافت میکند باید به یاد مخالفانی بیافتد که در بند حکومتی هستند که او آن حکومت را نمایندگی میکند !! عالیه نه !!
به هر حال سه شنیه اگر محمود آقا تشریف بیاورد من هم به استقبالش به رم میروم امیدوارم با دست پر برگردم
وزیر امور خارجه ایتالیا فراتینی در یک مصاحبه مطبوعاتی رسماً اعلام کرده قرار ملاقاتهای دفتر نخست وزیر برلوسکونی پر است و وقت ندارد . و اگر بخواهیم به زبان غیر دیپلماتیک این جواب را برای رئیس جمهور ایران ترجمه کنیم یعنی طرف نمیخواهد قیافه نحس تو را ببیند . خود وزیر امور خارجه هم وقت ملاقات نداده .
احمدی نژاد تقاضا کرده در دانشگاه رم سخنرانی کند ( دانشگاه ساپینزا رم ) یعنی یک کلاس درس برای دانشجویان بگذارد . دانشگاه امیر کبیر و کلمبیا کم آورده بود حالاخواسته جبران کند !! البته شانس آورد دانشگاه رم قبول نکرده و گرنه خشتکش را پرچم عبرت آخوندها میکردند این دانشجویان دانشگاه رم همین چند ماه پیش به طور غیر مستقیم به پاپ بندیک اجازه سخنرانی ندادند چه برسد به گماشته ولی فقیه همچنین رژیم چندین بار از طریق سفیر خود در واتیکان ازپاپ بندیک تقاضای ملاقات خواسته ولی هنوز جواب مثبت دریافت نکرده است
در آستانه سفر احمدینژاد به رم حزب رادیکال ایتالیا به شهردار جدید رم پیشنهاد خوبی کرده . پیشنهاد کرده خیابانی که سفارت جمهوری اسلامی ایران در آن قرار دارد یعنی خیابان نومنتانا پلاک 361 را به اسم یکی از دانشجویان در بند ایران نامگذاری کند و پیشنهاد داده به نام علی نیکو نسبتی که به پنج ماه حبس و ده ضربه شلاق محکوم شده تغییر نام دهند البته این خیابان بزرگ و معروف رم را نمیتوانند به راحتی عوض کنند ولی میتوانند فقط همان آدرس سفارت را تغییر دهند همان کاری که ریگان در حمایت از ساخاروف در آمریکا کرد و نام سفارت شوروی سابق را در واشنگتن به نام ساختمان ساخاروف تغییر داد
تصورش را بکنید اگر شهردار جدید جواب مثبت بدهد هر وقت یک سرکرده رژیم بخواهد نامه به سفارت ایران در رم بفرستد باید نام دانشجوی در بند ایرانی را به روی پاکت بنویسد و هر بار سفیر تروریست رژیم در ایتالیا نامه دریافت میکند باید به یاد مخالفانی بیافتد که در بند حکومتی هستند که او آن حکومت را نمایندگی میکند !! عالیه نه !!
به هر حال سه شنیه اگر محمود آقا تشریف بیاورد من هم به استقبالش به رم میروم امیدوارم با دست پر برگردم
چهارشنبه، خرداد ۰۸، ۱۳۸۷
اندرعواقب شکست رژیم در دادگاه استیناف انگلستان
ساعت 4 و بیست دقیقه بعد ازظهر دوشنبه 6 خرداد رژیم با موشک (گراد ) به قرارگاه مجاهدین حمله کرد . رژیم با وقاحتی آشکار در واکنش به شکست در دادگاه استیناف و برای بالا بردن روحیه واخورده و متزلزل نظام ، با این تعرض جنگی از خودش عکس العملل نشان داد .
انگار بد جوری چکش قاضی انگلستان تو سر آخوندها خورده !! که این چنین مبادرت به اقدام جنگی کردهاند البته قابل درک است چون رژیم کلی سرمایه گذاری کرده بود سر بردن مجاهدین تو لیست تروریستی و حالا میبیند نه تنها تمام سرمایهگذاری سیاسیاش فرو ریخته بلکه هیچ راه سیاسی برای رژیم به ستوه آمدهاش باقی نمانده و این موشک اندازیاش از یأس و سرخودگی است
جنگ افروزی رژیم ایران و شکست فاحش سیاست بحران تراشی در عراق و لبنان ، جهانی را برانگیخته و تشدید بحران اتمی و تحریمها و اعتراضات داخلی ، این رژیم را حسابی در مخمصه و تنگنا جدی قرار داده و در عرصهی دیپلماسی خارجی سیر اوضاع به ضرر حکومت آخوندی سرعت گرفته و فقط بیرون آمدن از لیست تروریستی ( تهدید ِ شماره یک ) را کم داشت که آن هم علیرغم خواست دولت انگلستان و دارالتجاره اتحادیه اروپا در مسیر حقوقی گام به گام تحقق یافته و مییابد .
امٌا موشکاندازی به ارتشی که سلاح ندارد در این موقعیت بحرانی ، اوج درماندگی و زبونی و ضعف و ناتوانی را نشان میدهد و از علائم به ستوه آمدن دیکتاتوری خونخوار است
رژیم خوب میداند اگر این رزمندگان ارتش ، سلاحی ندارند ولی ارادهشان را با روح مقاومت یک خلق ، برای سرنگونی رژیم پیوند زدهاند و از آن سلاحی ساختند که آخوندها را دیر یا زود از پا خواهد انداخت . این رزمندگان باقیمانده نسلی هستند که به حکومت مستبد آخوندی قاطعانه نه گفتن و قیمت خونین این « نه» را هم با دریای خون پرداختند و میپردازند
حالا تا میتوانید قوانین بینالمللی را نقض کنید تا میتوانید قوانین حقوق بشر را نقض کنید و با تجاوز آشکار به این مقاومت فشار بیاورید این رزمندگان سوگند خوردهاند که با چنگ و دندان و ناخن هم که شده ، سلطه ننگین شما را در تمامیتش از هم خواهند درید و پرچم صلح و آزادی را درخاک میهنمان به اهتزاز درخواهند آورد . چشم اندازی جز سقوط ندارید .
انگار بد جوری چکش قاضی انگلستان تو سر آخوندها خورده !! که این چنین مبادرت به اقدام جنگی کردهاند البته قابل درک است چون رژیم کلی سرمایه گذاری کرده بود سر بردن مجاهدین تو لیست تروریستی و حالا میبیند نه تنها تمام سرمایهگذاری سیاسیاش فرو ریخته بلکه هیچ راه سیاسی برای رژیم به ستوه آمدهاش باقی نمانده و این موشک اندازیاش از یأس و سرخودگی است
جنگ افروزی رژیم ایران و شکست فاحش سیاست بحران تراشی در عراق و لبنان ، جهانی را برانگیخته و تشدید بحران اتمی و تحریمها و اعتراضات داخلی ، این رژیم را حسابی در مخمصه و تنگنا جدی قرار داده و در عرصهی دیپلماسی خارجی سیر اوضاع به ضرر حکومت آخوندی سرعت گرفته و فقط بیرون آمدن از لیست تروریستی ( تهدید ِ شماره یک ) را کم داشت که آن هم علیرغم خواست دولت انگلستان و دارالتجاره اتحادیه اروپا در مسیر حقوقی گام به گام تحقق یافته و مییابد .
امٌا موشکاندازی به ارتشی که سلاح ندارد در این موقعیت بحرانی ، اوج درماندگی و زبونی و ضعف و ناتوانی را نشان میدهد و از علائم به ستوه آمدن دیکتاتوری خونخوار است
رژیم خوب میداند اگر این رزمندگان ارتش ، سلاحی ندارند ولی ارادهشان را با روح مقاومت یک خلق ، برای سرنگونی رژیم پیوند زدهاند و از آن سلاحی ساختند که آخوندها را دیر یا زود از پا خواهد انداخت . این رزمندگان باقیمانده نسلی هستند که به حکومت مستبد آخوندی قاطعانه نه گفتن و قیمت خونین این « نه» را هم با دریای خون پرداختند و میپردازند
حالا تا میتوانید قوانین بینالمللی را نقض کنید تا میتوانید قوانین حقوق بشر را نقض کنید و با تجاوز آشکار به این مقاومت فشار بیاورید این رزمندگان سوگند خوردهاند که با چنگ و دندان و ناخن هم که شده ، سلطه ننگین شما را در تمامیتش از هم خواهند درید و پرچم صلح و آزادی را درخاک میهنمان به اهتزاز درخواهند آورد . چشم اندازی جز سقوط ندارید .
پنجشنبه، خرداد ۰۲، ۱۳۸۷
دموکراسی دینی ، پیتزای قورمه سبزی
امروز برحسب اتفاق کلیپی دیدم از یک گروه راک ایرانی ( گروه کیوسک ) که به نظرم بسیارساده و زیبا و گویا حرف دل مردم ستم کشیده ایران را میزند شعر این قطعه هنری دموکراسی دینی ، پیتزای قورمه سبزی نام دارد
بحث مقوله دموکراسی دینی که هنوز در میان محافل روشنفکری سکه رایج است شباهت ماهیتی به همان پیتزای قورمه سبزی دارد . و این نوع غذاهای ابتکاری را نمیتوان به زور به خورد مردم داد و این معجون ، هم علاقهمندان قورمه سبزی ، و هم علاقهمندان پیتزا را مأیوس میکند
و کلاً در یک حکومت سکولار مسائل و قوانین اجتمایی را نباید به ایدئولوژی دینی ارجاع داد حتی اگرآن آئین و مذهب به روز شده باشد هر چقدرهم قوانین دینی را در دامنه سیاست محدود کنیم ولی باز قوانین از پیش تعیین شده دینی است در واقع مغایر و منافی با یک جامعه مدنی با افکار و عقاید متفاوت است
البته این بدان معنا نیست که احزاب و سازمانهای سیاسی با باورهای دینی نباید وارد صحنه سیاسی کشور بشوند برعکس پلورالیسم و اصول دموکراسی خواهان مشارکت نیروهای سیاسی با عقاید و باورهای متفاوت است و حتی در بیشتر کشورهایی که اصول دموکراسی در آن نهادینه شده است خیلی از احزاب سیاسی اعتقادات مذهبی خود را پسوند نام حزب خود قرار میدهند
مثلاً حزب دموکرات مسیحی در ایتالیا که دارای اعتقادات مذهبی هستند سالیان سال دولت را در دست داشتند و بزرگترین حزب سیاسی ایتالیا بودند ولی چون قانون اساسی ایتالیا سکولار است هیچ وقت هیچ نیروی سیاسی نمیتواند باورهای مذهبی خود را بعنوان قانون در مجلس به تصویب برساند و توسط قوه مجریه به اجرا بگذارد چون مغایر با اصول قانون اساسی کشور است
خب خیلی طبیعی است که هر نیروی دیندارسیاسی و هر سیاستمدار مذهبی برای پیشبرد اعتقادات خود فعالیت میکند و وارد عرصه سیاست میشود و مشارکت آنها مطابق با اصول دموکراسی است و لی نکته مهم و اساسی اعتقاد به حکومت سکولار و جدایی دین از حکومت است .
مشروعیت یک حکومت را مردم تعیین میکند نه فرامین و فرایض دینی ، با گذر زمان و آمیختگی و اختلاط دین با حکومت و درنتیجه دخالت حکومت ایران در امور زندگی شهروندان ، سیر افکارو نگرش روشنفکران مذهبی جامعه را هم متحول کرد و نیروهای رادیکال مسلمان و مبارز امروزه بر جدایی دین از حکومت اعتقاد راسخ یافتند و مردم ایران دیگر نمیخواهند دیدگاه های دینی بر جامعه تحمیل شود
، اگر شیخ فضل الله نوری تحت عنوان « شریعت خواهی » یعنی رعایت احکام اسلامی در قانون اساسی به مخالفت با آزادیخواهان برخاست امروزه «ولایت مطلقه»ی فقیه همچنان پیرو و مجری افکار متحجراو در جامعه ستم سالارایران است و به زیبایی در مصراع آخر این شعر ( گروه کیوسک ) میگوید «پل شیخ فضل الله از رو ستارخان رد میشه»...
سهشنبه، اردیبهشت ۲۴، ۱۳۸۷

*** این روزها مسائل لبنان در صدر رسانههای جهان قرار دارد و اختاپوس رژیم آخوندی برای رسیدن به مقاصد سیاسی ، و با استفاده از بازوهای نظامی و شبهه نظامی در امور مسائل داخلی لبنان و عراق و افغانستان دخالتهای گستردهایی انجام میدهد و با فتنهانگیزی سعی دارد طرحها و برنامههای خود را در منطقه به پیش ببرد یعنی همان کشورگشایی و ایجاد حکومتی مشابه ِ حکومت جمهوری اسلامی ایران . نقش مخرب حکومت ایران در بسیاری از درگیریها و بیثباتی در عراق و لبنان را حتی بعضی از سردمداران حکومتی اقرار میکنند ( سخنان اخیر آخوند خاتمی ) که البته این دخالتها و بخش اعظم تسلیحات حزبالله و حمس و سپاه قدس با هزینه از منافع ملی ایران پرداخت میشود . و انگشت اتهام و خشم و انزجار جهانی هم چنان بسوی اختاپوس آخوندی نشانه رفته است
*** امروز هم در تهران دولت ایران سفیر انگلیس را به وزارت امور خارجه احضار کرد تا مانع از اجرای رای دادگاه عالی انگلیس شود و داد و فغان راه انداخت که چرا مجاهدین را از لیست بیرون آوردید شما که متحدان حکومت ما بودید ! از منوچهر متکی گرفته تا رفسنجانی و محسن رضایی تا بریدههای خیانتکاری مثل مسعود خدابنده بروی منبر رفته و در میکروفون ایرنا روضه جانسوز صیاد شیرازی را خوانند «ديويد ميليبند»، وزير خارجه انگلستان و جک استراو هم به خیمه سوته دلان میآیند و دولت فخیمه انگلیس هم در غم عزاداری آنها شریک میشود بنا به گفته دستگاه قضایی انگلستان این حکم پایه حقوقی دارد و قطعی است و اجازه فرجام خواهی و تجدید نظر هم وجود ندارد
یکشنبه، اردیبهشت ۲۲، ۱۳۸۷
اطلاعيه انجمن پزشكان و دارو سازان مقيم ايتاليا - هواداران شوراي ملي مقاومت
تلاشهاي وزارت اطلاعات براي تشكيل يك انجمن پوششي
تحت نام «پزشكان ايراني شمال ايتاليا»
هموطنان عزيز، ايرانيان آزاده مقيم ايتاليا!
وزارت اطلاعات و سفارت رژيم آخوندي در ايتاليا در راستاي طرحها و توطئههاي بيفرجام عليه ايرانيان مقيم خارج كشور اقدام به ايجاد يك انجمن پوششي تحت عنوان «انجمن پزشكان ايراني مقيم شمال ايتاليا» در شهر ميلان ايتاليا كرده است. اين انجمن جديدالتأسيس كه بخشي از شبكه جاسوسي عليه پناهندگان سياسي و براي به دام انداختن ايرانيان مقيم خارج و از سرپلهاي تروريستي رژيم و وزارت اطلاعات در خارج از كشور ميباشد، به ادعاي پاسدار سيد علي هاشمي سركنسول رژيم در ميلان، تحت پوشش «انجام هرچه بهتر فعاليتهاي حرفهبي و اينكه اين انجمن در مواقع اضطراري و به هنگام وقوع حوادث غيرمترقبه بهطور منظم و سازماندهيشده به كمك هموطنان مصدوم وبيمار»!؟ بشتابد، توسط رژيم پليد آخوندي به وجود آمده است.
اين در حالي است كه اين رژيم ضدبشري با سركوب و محروم كردن مردم ايران از ابتداييترين حقوق و اوليهترين نيازهاي حياتي آنها دستاوردي جز انهدام حرث ونسل ميهن نداشته و ندارد و پناهندگان سياسي و ايرانيان مقيم خارج از كشور نيز اساساً بهخاطر مبارزه و سرنگوني چنين رژيمي رنج تبعيد و دوري از وطن را به جان خريدهاند. بنابراين واضح است كه اين اكاذيب و تبليغات رذيلانه هيچكس را نميفريبد و نميتواند بر اهداف پليد رژيم و وزارت اطلاعات آخوندي از ايجاد چنين تشكيلاتي به اسم انجمن پزشكان ايران، سرپوش بگذارد. اهدافي كه تماماً عليه ايرانيان شريف و تلاش براي جاسوسي و به دام انداختن آنها بهمنظور مخدوش كردن مرز سرخ بين مردم ايران با رژيم پليد آخوندي و عضوگيري براي گشتاپوي آخوندي است.
واقعيت اين است كه رژيم آخوندي و سفارت جاسوسياش در ايتاليا، پس از سالها تلاش براي رخنه و كسب اطلاعات از جامعه ايرانيان ساكن ايتاليا و مواجه شدن با نفرت و انزجار آنها و شكست همه طرحهايش، اكنون تاكتيكش را عوض كرده است و تلاش ميكند كه در پوش انجمن پزشكي و رسيدگيهاي اورژانس پزشكي براي كسب اطلاعات و جاسوسي براي به دام انداختن هموطنان اقدام كند.
دستاندركاران امر بهداشت بهروشني ميدانند كه رسيدگي به بيماران، فقط با حضور در تأسيسات و بيمارستانها و استفاده از وسايل پزشكي مدرن، همراه با كادر آموزشديده و تعليمات استادان زبده صورتپذير است و نه در جلسات يک انجمن جاسوسي.
تشكيل اين گونه انجمنهاي پوششي توسط رژيم در شرايطي كه وارد دوران انحلال و اضمحلال خود شده، تشبث همهجانبهيي است در راستاي ديگر اقدامات ضدمردمي و بيحاصل براي حفظ موجوديت رو به سقوط اين رژيم ننگين.
به پاسداراني كه تحت عنوان پزشك زير پرچم سفارت و انجمن كذايي براي رژيم به مزدوري ميپردازند بايد گفت، اين گونه تشبثات دردي را از رژيم احمدينژاد دوا نخواهد كرد. دير نخواهد بود كه مردم ايران اين غده سرطاني را جراحي كرده و خود را از بزرگترين مرض و بيماري كه آنهم همين رژيم آخوندي است رها خواهند ساخت.
ما ازايرانيان آزاده مقيم ايتاليا به ويژه هموطنان مقيم ميلان و ساير شهرهاي شمال اين كشور ميخواهيم كه ماهيت اين انجمن پوششي جديدالتأسيس رژيم را در ميان دوستان و آشنايان خود افشا نمايند. همچنين از مقامات و ارگانهاي مسئول ايتاليا بخواهند كه بر اساس مصوبه آوريل 97 شوراي وزيران اتحاديه اروپا از حضور و آزادي عمل مأموران اطلاعاتي رژيم ملايان و ايجاد اين قبيل انجمنهاي پوششي توسط آنها ممانعت بهعمل آورند.
اعضاي انجمن پزشکان وداروسازان ايراني مقيم ايتاليا - هواداران شوراي ملي مقاومت ايران
اول مه2008 ـ ميلان ـ ايتاليا
دكترنريمان اردلان
دكترمحمود رحمتي
دكتر مهرانگيز طاهري
دكترمهستي طاهري
دكترمجيد بازلي
دكترخسرو نيكزاد
دكتررضا كيوان
دكترجمشيد آشوغ
دكتر يوسف لساني
دكترحسين وثيق
دكتررضابازيار
دكترريتا لئانتزا
دكترجواد حسيننژاد
دكترعبدالمطلب تقيزاده چابكي
دكتر داود ابوالحسني طرقي
دكتر محمد امامي صالح
دكترصدرالدين محسني
تحت نام «پزشكان ايراني شمال ايتاليا»
هموطنان عزيز، ايرانيان آزاده مقيم ايتاليا!
وزارت اطلاعات و سفارت رژيم آخوندي در ايتاليا در راستاي طرحها و توطئههاي بيفرجام عليه ايرانيان مقيم خارج كشور اقدام به ايجاد يك انجمن پوششي تحت عنوان «انجمن پزشكان ايراني مقيم شمال ايتاليا» در شهر ميلان ايتاليا كرده است. اين انجمن جديدالتأسيس كه بخشي از شبكه جاسوسي عليه پناهندگان سياسي و براي به دام انداختن ايرانيان مقيم خارج و از سرپلهاي تروريستي رژيم و وزارت اطلاعات در خارج از كشور ميباشد، به ادعاي پاسدار سيد علي هاشمي سركنسول رژيم در ميلان، تحت پوشش «انجام هرچه بهتر فعاليتهاي حرفهبي و اينكه اين انجمن در مواقع اضطراري و به هنگام وقوع حوادث غيرمترقبه بهطور منظم و سازماندهيشده به كمك هموطنان مصدوم وبيمار»!؟ بشتابد، توسط رژيم پليد آخوندي به وجود آمده است.
اين در حالي است كه اين رژيم ضدبشري با سركوب و محروم كردن مردم ايران از ابتداييترين حقوق و اوليهترين نيازهاي حياتي آنها دستاوردي جز انهدام حرث ونسل ميهن نداشته و ندارد و پناهندگان سياسي و ايرانيان مقيم خارج از كشور نيز اساساً بهخاطر مبارزه و سرنگوني چنين رژيمي رنج تبعيد و دوري از وطن را به جان خريدهاند. بنابراين واضح است كه اين اكاذيب و تبليغات رذيلانه هيچكس را نميفريبد و نميتواند بر اهداف پليد رژيم و وزارت اطلاعات آخوندي از ايجاد چنين تشكيلاتي به اسم انجمن پزشكان ايران، سرپوش بگذارد. اهدافي كه تماماً عليه ايرانيان شريف و تلاش براي جاسوسي و به دام انداختن آنها بهمنظور مخدوش كردن مرز سرخ بين مردم ايران با رژيم پليد آخوندي و عضوگيري براي گشتاپوي آخوندي است.
واقعيت اين است كه رژيم آخوندي و سفارت جاسوسياش در ايتاليا، پس از سالها تلاش براي رخنه و كسب اطلاعات از جامعه ايرانيان ساكن ايتاليا و مواجه شدن با نفرت و انزجار آنها و شكست همه طرحهايش، اكنون تاكتيكش را عوض كرده است و تلاش ميكند كه در پوش انجمن پزشكي و رسيدگيهاي اورژانس پزشكي براي كسب اطلاعات و جاسوسي براي به دام انداختن هموطنان اقدام كند.
دستاندركاران امر بهداشت بهروشني ميدانند كه رسيدگي به بيماران، فقط با حضور در تأسيسات و بيمارستانها و استفاده از وسايل پزشكي مدرن، همراه با كادر آموزشديده و تعليمات استادان زبده صورتپذير است و نه در جلسات يک انجمن جاسوسي.
تشكيل اين گونه انجمنهاي پوششي توسط رژيم در شرايطي كه وارد دوران انحلال و اضمحلال خود شده، تشبث همهجانبهيي است در راستاي ديگر اقدامات ضدمردمي و بيحاصل براي حفظ موجوديت رو به سقوط اين رژيم ننگين.
به پاسداراني كه تحت عنوان پزشك زير پرچم سفارت و انجمن كذايي براي رژيم به مزدوري ميپردازند بايد گفت، اين گونه تشبثات دردي را از رژيم احمدينژاد دوا نخواهد كرد. دير نخواهد بود كه مردم ايران اين غده سرطاني را جراحي كرده و خود را از بزرگترين مرض و بيماري كه آنهم همين رژيم آخوندي است رها خواهند ساخت.
ما ازايرانيان آزاده مقيم ايتاليا به ويژه هموطنان مقيم ميلان و ساير شهرهاي شمال اين كشور ميخواهيم كه ماهيت اين انجمن پوششي جديدالتأسيس رژيم را در ميان دوستان و آشنايان خود افشا نمايند. همچنين از مقامات و ارگانهاي مسئول ايتاليا بخواهند كه بر اساس مصوبه آوريل 97 شوراي وزيران اتحاديه اروپا از حضور و آزادي عمل مأموران اطلاعاتي رژيم ملايان و ايجاد اين قبيل انجمنهاي پوششي توسط آنها ممانعت بهعمل آورند.
اعضاي انجمن پزشکان وداروسازان ايراني مقيم ايتاليا - هواداران شوراي ملي مقاومت ايران
اول مه2008 ـ ميلان ـ ايتاليا
دكترنريمان اردلان
دكترمحمود رحمتي
دكتر مهرانگيز طاهري
دكترمهستي طاهري
دكترمجيد بازلي
دكترخسرو نيكزاد
دكتررضا كيوان
دكترجمشيد آشوغ
دكتر يوسف لساني
دكترحسين وثيق
دكتررضابازيار
دكترريتا لئانتزا
دكترجواد حسيننژاد
دكترعبدالمطلب تقيزاده چابكي
دكتر داود ابوالحسني طرقي
دكتر محمد امامي صالح
دكترصدرالدين محسني
پنجشنبه، اردیبهشت ۱۹، ۱۳۸۷
چهارشنبه، اردیبهشت ۱۸، ۱۳۸۷
احمدی نژاد و نرخ تورم

احمدی نژاد چند روز پیش درباره اوضاع وخیم اقتصادی ايران گفت: « متاسفانه بعضی آمارهای دروغ و نادرست در جامعه منتشر و عددسازی می کنند و واقعيات را دگرگون جلوه می دهند. ما در آستانه يک جهش بزرگ اقتصادی هستیم و با شرايط بوجود آمده، کشور به يکی از امن ترين نقاط برای سرمايه گذاری در بخش های مختلف اقتصادی در منطقه تبديل شده است.»
و این سخنان گوهر بار در حالی است که 50 درصد مردم زیر خط فقر هستند و نرخ تورم رکورد 6 ساله را شکست و بالای 19 در صد رسید و بنا به اعلام صندوق بینالمللی پول، ایران از این لحاظ در رتبه اول در خاورمیانه و در رتبه پنجم در جهان قرار گرفته است. و تازه این رقم نرخ تورم از طریق مجامع رسمی ( بانک مرکزی جمهوری اسلامی) اعلام شده و بدون احتساب قیمت مسکن ، که رشد آن 100درصد است محاسبه شده اگر یادتان باشد احمدی نژاد علاوه بر وعده پول نفت بر سر سفرهها ، وعده کاهش نرخ تورم را در انتخابات ریاست جمهوری داده بود و چون نتوانست این نرخ تورم را پائین بیاورد راه سادهتر را انتخاب کرد و رشد سرسام آور قیمت مسکن را از نرخ تورم جدا کرد ( نبوغ را ببین !! )
با توجه به افزایش قیمت نفت در چند ساله اخیر که این روزها به بشکهای 120 دلار رسیده درآمد نفتی دولت احمدی نژاد در 3 سال اخیر معادل 220 میلیارد دلار بوده است ولی این افزایشها هم نتوانسته کمکی به اقتصاد بیمار دولت بکند . میزان درآمد نفتی دولت احمدی نژاد نسبت به دولتهای پیشین نظام به مراتب بیشتر بوده . کل در آمد نفتی دولت 8 ساله خاتمی 194 میلیلر دلار و کل در آمد نفتی دولت 8 ساله رفسنجانی 138 میلیارد دلار بوده .
معلومه وقتی مرجع تقلید احمدی نژاد( خمینی ) اقتصاد را دربست به خر حواله می دهد نتیجه همین میشود که در طویله علمای دولت ، کره خری مثل احمدینژاد بجای حل مسائل معیشتی مردم ، به عرعر کردن اتمی می پردازد و تصمیم میگیرد مسائل جهان را حل و فصل کند و وقتی پای اعداد و ارقام میرسد و پاسخی به بحران اقتصادی و رشد نقدینگی و افزایش نرخ تورم ندارد اول به منتقدین جفتک میزند و آمارها را دروغ و نادرست میخواند . و وقتی میبیند که نمیتواند بر وضعیت سرپوش بگذارد گرانی و تورم را گردن امام زمان میاندازد .
پنجشنبه، اردیبهشت ۱۲، ۱۳۸۷
مطلبی از ایل جورناله
روزنامه ایل جورناله مقالهایی امروز به چاپ رسانده که به نظرم از اهمیت خاصی برخوردار است
در تیتر آن آمده ایتالیا از مخالفت دست برداشت ، تحریمها بر علیه ایران افزایش مییابد
دولت در رم تغییر میکند و در نتیجه مواضع ایتالیا و همچنین ( اتحادیه اروپا ) در مقابل ایران عوض میشود روزنامه ی اورشليم پست ( نام روزنامه انگلیسی زبان در اسرائیل ) نوشته است ، در آخرين جلسه كميته سياسي و امنيتي اتحاديه اروپا ، ايتاليا پس از مخالفتهاي طولاني براي تحريم بانك ملي ايران، با قرار دادن اين بانك در ليست موسسات و شخصيتهاي ايراني حاضر در ليست تحريمات اتحاديه اروپا موافقت كرد.
منابع رسمی اعلام كرده اند كه اين نشانه اي از تمايل سيلويو برلوسكني نخست وزير جديد ايتاليا براي در پيش گرفتن روشي متفاوت در مورد ايران است. به نوشته ی اورشلیم پست تا روز جمعه ، ايتاليا بزرگترين شريك تجاري ايران در اروپا و بزرگترين مخالف تحريم اين بانك ايراني هم بود كه در اين ميان اتريش، اسپانيا و قبرس نيز با اين كشور همراه بودند كه در پي اين اقدام ايتاليا ، اين كشورها نيز مخالفت خود را با تحریم برداشته اند.
و همین طور روزنامه ایل جورناله مینویسد بانک ملی مهمترین بانک تجاری ایران است که در سال 1927 برای خدمات مالی دولت تهران تشکیل میشود ولی در سال 2007 فعلیتهای این بانک هم توسط مقامات امریکا و هم توسط شورای امنیت سازمان ملل مورد تحریم قرار گرفت و فعالیتهای این بانک در خدمت سپاه پاسداران قرار داشته و توسط این بانک کمکهای مالی به سپاه قدس و شبه نظامیان حزب الله ، و بدون اینکه نامی از او فاش شود ، رقمی حدود 100 میلیون دلار حمایت مالی ، بعلاوه سلاح و مهمات و آموزش نظامی برای عملیات ضد دولتی و ضد امریکایی در عراق صورت گرفته است
اورشليم پست نوشت كه پيوستن بانك ملي به ليست تحريمها مي تواند تأثيرات بسيار زيادي داشته باشد چرا كه اين بانك يكي از مهمترين ابزار ارتباطات مالي و تجاري ميان ايران و اتحاديه اروپا است. آخرين قطعنامه سازمان ملل با شماره 1803 در مورد تحريم ايران خواستار بررسي دقيق نحوه اعمال تحريمهاي مالي بر ايران به ويژه بر بانكهاي ملي و صادرات بود.
عده اي از مقامات اسرائيلي، اروپايي و آمريكايي مدعی اند که تحريم اين بانك ، عاملي مهم در اعمال فشار بر ايران است و آن را پيام سياسي محكمي به ايران مي دانند كه حمايت از ايران در داخل اتحاديه اروپا چندان كه تصور می رود مستحكم نيست. اين كميته متشكل از سفراي كشورهاي اتحاديه اروپا است كه وظيفه اتخاذ تصميمات مهم سياسي را به صورت اوليه در بروكسل دارند. اين تصميمات آنها قطعنامه ابتدايي شوراي وزيران اتحاديه اروپا محسوب مي شود.

در تیتر آن آمده ایتالیا از مخالفت دست برداشت ، تحریمها بر علیه ایران افزایش مییابد
دولت در رم تغییر میکند و در نتیجه مواضع ایتالیا و همچنین ( اتحادیه اروپا ) در مقابل ایران عوض میشود روزنامه ی اورشليم پست ( نام روزنامه انگلیسی زبان در اسرائیل ) نوشته است ، در آخرين جلسه كميته سياسي و امنيتي اتحاديه اروپا ، ايتاليا پس از مخالفتهاي طولاني براي تحريم بانك ملي ايران، با قرار دادن اين بانك در ليست موسسات و شخصيتهاي ايراني حاضر در ليست تحريمات اتحاديه اروپا موافقت كرد.
منابع رسمی اعلام كرده اند كه اين نشانه اي از تمايل سيلويو برلوسكني نخست وزير جديد ايتاليا براي در پيش گرفتن روشي متفاوت در مورد ايران است. به نوشته ی اورشلیم پست تا روز جمعه ، ايتاليا بزرگترين شريك تجاري ايران در اروپا و بزرگترين مخالف تحريم اين بانك ايراني هم بود كه در اين ميان اتريش، اسپانيا و قبرس نيز با اين كشور همراه بودند كه در پي اين اقدام ايتاليا ، اين كشورها نيز مخالفت خود را با تحریم برداشته اند.
و همین طور روزنامه ایل جورناله مینویسد بانک ملی مهمترین بانک تجاری ایران است که در سال 1927 برای خدمات مالی دولت تهران تشکیل میشود ولی در سال 2007 فعلیتهای این بانک هم توسط مقامات امریکا و هم توسط شورای امنیت سازمان ملل مورد تحریم قرار گرفت و فعالیتهای این بانک در خدمت سپاه پاسداران قرار داشته و توسط این بانک کمکهای مالی به سپاه قدس و شبه نظامیان حزب الله ، و بدون اینکه نامی از او فاش شود ، رقمی حدود 100 میلیون دلار حمایت مالی ، بعلاوه سلاح و مهمات و آموزش نظامی برای عملیات ضد دولتی و ضد امریکایی در عراق صورت گرفته است
اورشليم پست نوشت كه پيوستن بانك ملي به ليست تحريمها مي تواند تأثيرات بسيار زيادي داشته باشد چرا كه اين بانك يكي از مهمترين ابزار ارتباطات مالي و تجاري ميان ايران و اتحاديه اروپا است. آخرين قطعنامه سازمان ملل با شماره 1803 در مورد تحريم ايران خواستار بررسي دقيق نحوه اعمال تحريمهاي مالي بر ايران به ويژه بر بانكهاي ملي و صادرات بود.
عده اي از مقامات اسرائيلي، اروپايي و آمريكايي مدعی اند که تحريم اين بانك ، عاملي مهم در اعمال فشار بر ايران است و آن را پيام سياسي محكمي به ايران مي دانند كه حمايت از ايران در داخل اتحاديه اروپا چندان كه تصور می رود مستحكم نيست. اين كميته متشكل از سفراي كشورهاي اتحاديه اروپا است كه وظيفه اتخاذ تصميمات مهم سياسي را به صورت اوليه در بروكسل دارند. اين تصميمات آنها قطعنامه ابتدايي شوراي وزيران اتحاديه اروپا محسوب مي شود.
نوشته زیر را در وبلاگی دیدم و به دلم نشست
نگاه كن...
خانه موقت, نان موقت, حقوق موقت, لبخند موقت, زندگي موقت, اين همه قرارداد موقت را لغو كنبد.
بگذار آسمان خراشها هر چه مي خواهند بالا بروند, من فقط كمي عطر گندم مي خواهم براي كلبه كوتاه و كوچكم.
فكر مي كني من به كجا چشم دوخته ام, به فرداي عظيمت رنج؟ نه!
به آفاق تاريك درد؟ نه!
به سرنوشت نامعلوم انسان؟ نه!
به تكه نان خشكي مي انديشم كه از من دريغش كرده اند.
ما كارگران معدن هر روز با همين واگن ها به زيرزمين مي رويم و بعد دوباره به روي زمين باز مي گرديم, به دنبال تكه اي نان همه جا را زيرورو كرده ايم. ولي هنوز دستهايمان خالي است.
هيچكس نيست كه بار زندگيم را بردارد, هر چه پيرتر مي شوم زندگي باز هم سنگين تر مي شود.
زندگي ما مثل همين زغال ها كه استخراج مي كنيم سياه است, اينجا در اين دهليزها به سختي مي شود نفس كشيد. به ديواره ها كه نگاه مي كنم, مي ترسم يك روز ديگر هيچ وقت نتوانم نفس بكشم.
دنبال من نياييد, سهم ما جز رنج تنها روي سياهمان است. اما بگذار بگويم:
نمي گذارم به اين راحتي كسي قلبم را سياه كند.
جنگل مشتها جوانه كرده است, آسمان را سلام مي دهد. به بهار عصيان بگوييد زودتر بيايد, ديرگاهي است چشم به راهش هستيم.
نگاه كن...
خانه موقت, نان موقت, حقوق موقت, لبخند موقت, زندگي موقت, اين همه قرارداد موقت را لغو كنبد.
بگذار آسمان خراشها هر چه مي خواهند بالا بروند, من فقط كمي عطر گندم مي خواهم براي كلبه كوتاه و كوچكم.
فكر مي كني من به كجا چشم دوخته ام, به فرداي عظيمت رنج؟ نه!
به آفاق تاريك درد؟ نه!
به سرنوشت نامعلوم انسان؟ نه!
به تكه نان خشكي مي انديشم كه از من دريغش كرده اند.
ما كارگران معدن هر روز با همين واگن ها به زيرزمين مي رويم و بعد دوباره به روي زمين باز مي گرديم, به دنبال تكه اي نان همه جا را زيرورو كرده ايم. ولي هنوز دستهايمان خالي است.
هيچكس نيست كه بار زندگيم را بردارد, هر چه پيرتر مي شوم زندگي باز هم سنگين تر مي شود.
زندگي ما مثل همين زغال ها كه استخراج مي كنيم سياه است, اينجا در اين دهليزها به سختي مي شود نفس كشيد. به ديواره ها كه نگاه مي كنم, مي ترسم يك روز ديگر هيچ وقت نتوانم نفس بكشم.
دنبال من نياييد, سهم ما جز رنج تنها روي سياهمان است. اما بگذار بگويم:
نمي گذارم به اين راحتي كسي قلبم را سياه كند.
جنگل مشتها جوانه كرده است, آسمان را سلام مي دهد. به بهار عصيان بگوييد زودتر بيايد, ديرگاهي است چشم به راهش هستيم.
سهشنبه، اردیبهشت ۱۰، ۱۳۸۷
اصلاح طلبان ِ اصولگرا
گله گرگها وقتی گرسنه میشوند و شکار گیرشان نمیآید به سراغ جان ضعیفترین گرگ گله که در اثر ضعف و خستگی به زمین میافتد میروند و او را میدرند.
در نمایش انتخابات مجلس رژیم درندگان گله آخوندی به سراغ باصطلاح اصلاح طلبان رفتند و آخرین استخوانهای باند خاتمی را به دندان کشیدند و عدم مشارکت مردم در انتخابات در عمل نشان داد این رژیم هیچ گونه مشروعیتی نداد و مردم خواهان دگرگونی بنیادی وخواهان سرنگونی حکومت آخوندی هستند
و حالا دیگر صورت مسئله تغییر اساسی کرده است و به نوعی سادهترشده در یک سو دگرگون طلبان و یا براندازان و در سوی دیگر حافظان نظام قرار دارند و جریانهای میانه دیگر در عمل وجود ندارند . و به طور رسمی اصلاحات آخوندی مهر باطل خورد و خاتمی عوام فریب هم جارو شد .
حالا صحبت این است که اصلاح طلبان آخوندی کجا میروند ؟ بعید به نظر میرسد در مسیر مبارزات اجتمایی و سیاسی مردم ایران قرار بگیرند و همراه با مردم جان به لب آمده در فکر نابودی رژیم باشند . یا باید مثل خاتمی عقب نشینی کنند و دم برنیاورند و انفعال سیاسی پیشه کنند و یا همراه با حوزههای جهلیه و مجلس مادون تاریخ تحت امر ولی فقیه ، در سرکوب و اختناق و غارت کشور سهیم باشند و دار و ندارمان را به باد بدهند و زیاد هم جای تعجب ندارد که اصلاح طلب حکومتی ، با تغییر و تحولات سیاسی اصولگرا شود نمونه بارز آن یکی از دوستان سابق خودم است
یادم میاد دوره نوجوانی بک دوست بسیار صمیمی داشتم که باهم در جستجوی آزادی به انقلاب رسیدیم و از استقلال و آزادی استبداد و جمهوری اسلامی نصیبمان شد . و بعد از انقلاب مسیر ما از هم جدا شد او به طرف حکومت جمهوری اسلامی رفت و من با او قطع رابطه کردم وقتی کشورم به زندان تبدیل شد و مردم زیر شلاق ظالمانه آخوندها قرار گرفتن و رشوه خوری و ریاکاری دین فروشی عادی شد چمدان تبعید اجباریم را بستم اگرچه در دلم غم غریبی خانه کرده بود و طاقت دوری نداشتم ولی چاره ای نبود و راهی ایتالیا شدم .
و بعد از چند سال شنیدم این دوست سابقم در دوران ریاست جمهوری خاتمی خودش را کاندیدای اصلاح طلبان شهرمان کرده بود و در انتخابات مجلس رای آورده و پیروز شده ، و به عنوان اصلاح طلب برای استقرار دموکراسی وارد مجلس میشود . وحتی دو بار از مجلس جنایت رژیم به منزل من زنگ زد که حاضر به صحبت کردن با او نشدم و وقتی اصولگرایان عرصه کرسیهای مجلس را بر اصلاح طلبان تنگ کردن در دور بعدی انتخابات مجلس او خود را به عنوان اصول گرا کاندید کرد و حتی معاون وزیر بهداشت شد . او قواعد بازی برای بقاء خود را پذیرفته و از جبهه باصطلاح اصلاح طلبان به جبهه اصولگرایان رفته بود و ظاهراً شکل عوض کرده بود ، ولی ماهیت و محتوایش که همان حفظ نظام است تغییر نکرده بود .
در نمایش انتخابات مجلس رژیم درندگان گله آخوندی به سراغ باصطلاح اصلاح طلبان رفتند و آخرین استخوانهای باند خاتمی را به دندان کشیدند و عدم مشارکت مردم در انتخابات در عمل نشان داد این رژیم هیچ گونه مشروعیتی نداد و مردم خواهان دگرگونی بنیادی وخواهان سرنگونی حکومت آخوندی هستند
و حالا دیگر صورت مسئله تغییر اساسی کرده است و به نوعی سادهترشده در یک سو دگرگون طلبان و یا براندازان و در سوی دیگر حافظان نظام قرار دارند و جریانهای میانه دیگر در عمل وجود ندارند . و به طور رسمی اصلاحات آخوندی مهر باطل خورد و خاتمی عوام فریب هم جارو شد .
حالا صحبت این است که اصلاح طلبان آخوندی کجا میروند ؟ بعید به نظر میرسد در مسیر مبارزات اجتمایی و سیاسی مردم ایران قرار بگیرند و همراه با مردم جان به لب آمده در فکر نابودی رژیم باشند . یا باید مثل خاتمی عقب نشینی کنند و دم برنیاورند و انفعال سیاسی پیشه کنند و یا همراه با حوزههای جهلیه و مجلس مادون تاریخ تحت امر ولی فقیه ، در سرکوب و اختناق و غارت کشور سهیم باشند و دار و ندارمان را به باد بدهند و زیاد هم جای تعجب ندارد که اصلاح طلب حکومتی ، با تغییر و تحولات سیاسی اصولگرا شود نمونه بارز آن یکی از دوستان سابق خودم است
یادم میاد دوره نوجوانی بک دوست بسیار صمیمی داشتم که باهم در جستجوی آزادی به انقلاب رسیدیم و از استقلال و آزادی استبداد و جمهوری اسلامی نصیبمان شد . و بعد از انقلاب مسیر ما از هم جدا شد او به طرف حکومت جمهوری اسلامی رفت و من با او قطع رابطه کردم وقتی کشورم به زندان تبدیل شد و مردم زیر شلاق ظالمانه آخوندها قرار گرفتن و رشوه خوری و ریاکاری دین فروشی عادی شد چمدان تبعید اجباریم را بستم اگرچه در دلم غم غریبی خانه کرده بود و طاقت دوری نداشتم ولی چاره ای نبود و راهی ایتالیا شدم .
و بعد از چند سال شنیدم این دوست سابقم در دوران ریاست جمهوری خاتمی خودش را کاندیدای اصلاح طلبان شهرمان کرده بود و در انتخابات مجلس رای آورده و پیروز شده ، و به عنوان اصلاح طلب برای استقرار دموکراسی وارد مجلس میشود . وحتی دو بار از مجلس جنایت رژیم به منزل من زنگ زد که حاضر به صحبت کردن با او نشدم و وقتی اصولگرایان عرصه کرسیهای مجلس را بر اصلاح طلبان تنگ کردن در دور بعدی انتخابات مجلس او خود را به عنوان اصول گرا کاندید کرد و حتی معاون وزیر بهداشت شد . او قواعد بازی برای بقاء خود را پذیرفته و از جبهه باصطلاح اصلاح طلبان به جبهه اصولگرایان رفته بود و ظاهراً شکل عوض کرده بود ، ولی ماهیت و محتوایش که همان حفظ نظام است تغییر نکرده بود .
چهارشنبه، اردیبهشت ۰۴، ۱۳۸۷
کاین هنوز از نتایج سحر است
جمعه، فروردین ۳۰، ۱۳۸۷
چهارشنبه، فروردین ۲۸، ۱۳۸۷
برلوسکونی برنده انتخابات ایتالیا شد
همان طوری که پیش بینی میشد سیلویو برلوسکونی برای سومین بار به سمت نخست وزیری انتخاب شد . برلوسکونی با ائتلاف راست میانه % 4 /46 آرا را کسب کرد در حالی که والتر ولترونی با ائتلاف چپ میانه توانست % 9 / 37 آرا مردم را کسب کند
یکی از مهمترین اصول دموکراسی در کشورهای متمدن پذیرش شکست سیاسی است و یقیناً از فردا نیروهای باصطلاح چپ مواضع سیاسی و اشتباهات حزبی خود را تجزیه و تحلیل کرده ، و مورد بررسی و بازبینی قرار میدهند
مهمترین تغییر و تحول این انتخابات راه نیافتن چپ رنگین کمان به پارلمان بود که با ائتلافی از دو حزب ، کمونیست ( احیا کمونیستی ) و حزب سبزها تشکیل شده بود و با آراء % 1/3 برای اولین بار شکست سیاسی سنگینی را تجربه کرد و برتینوتی دبیر اول حزب از سمت خود استعفا داد و هم چنین راست افراطی هم آرا لازم برای ورود به پارلمان را کسب نکرد .
برلوسکونی صاحب بخش عمدای از رسانههای جمعی مثل تلویزیون کانال 5 ، ایتالیا یک ، شبکه 4 اسکای ، و صاحب باشگاه پر آوازه آس میلان و از سرمایه داران کلان بازار اقتصادی ایتالیا است و یقیناً سرمایه او توانسته ، این جایگاه سیاسی او را هموار کند . ولی به اعتقاد نیروهای چپ برلوسکونی ، با تمرکز سرمایه و قدرت سیاسی میتواند تهدیدی برای دموکراسی باشد مثل پوتین که قدرت سیاسی مطلق را از آن خود ساخته است .
در ضمینه سیاست خارجی و روابط با ایران ؛ معمولاً سیاستمداران مواضع خود را بر اساس سیاستهای کلان کشور تنظیم و دنبال میکنند . ولی ما شاهد بودیم دولت چپ میانه بعد از برلوسکونی که به نخست وزیری پرودی و حدود 2 سال در ایتالیا حکومت کرد در واقع آن دوره عصر رشد ارتباطات و روابط بین ایران و ایتالیا بود
اگر یادتان باشد پرودی اولین نخست وزیر یک کشور اروپایی بود که به ایران سفر کرد و آخوند خاتمی هم اولین سفر اروپایی خود را از ایتالیا آغاز کرد که مورد استقبال وزیر امور خارجه ایتالیا یعنی ماسیمو دلما قرار گرفت و آنروزهیچ وقت یادم نمیرود که ماشین خاتمی آماج رگبار تخم مرغهای گندیده مجاهدین در رم قرار گرفت
و درهمین دولت پرودی هیاتهای متعدی از سیاستمداران ایران ، همیشه میان رم و تهران در تردد بودند و میدیدیم آخوندی مثل پور محمدی با عبا و عمامه چنان سلانه سلانه به طرف پارلمان ایتالیا میرفت که انگار میخواهد وارد مسجد جامع ولایت شود
بگذریم شاید دیگر از راست و چپ و میانه سخن گفتن معنا و مفهومی نداشته باشد بهتر است از بالا و پائین و یا از سیر و گرسنه و یا شمال و جنوب حرف بزنیم که بیشتر قابل فهم و درک است .
یکی از مهمترین اصول دموکراسی در کشورهای متمدن پذیرش شکست سیاسی است و یقیناً از فردا نیروهای باصطلاح چپ مواضع سیاسی و اشتباهات حزبی خود را تجزیه و تحلیل کرده ، و مورد بررسی و بازبینی قرار میدهند
مهمترین تغییر و تحول این انتخابات راه نیافتن چپ رنگین کمان به پارلمان بود که با ائتلافی از دو حزب ، کمونیست ( احیا کمونیستی ) و حزب سبزها تشکیل شده بود و با آراء % 1/3 برای اولین بار شکست سیاسی سنگینی را تجربه کرد و برتینوتی دبیر اول حزب از سمت خود استعفا داد و هم چنین راست افراطی هم آرا لازم برای ورود به پارلمان را کسب نکرد .
برلوسکونی صاحب بخش عمدای از رسانههای جمعی مثل تلویزیون کانال 5 ، ایتالیا یک ، شبکه 4 اسکای ، و صاحب باشگاه پر آوازه آس میلان و از سرمایه داران کلان بازار اقتصادی ایتالیا است و یقیناً سرمایه او توانسته ، این جایگاه سیاسی او را هموار کند . ولی به اعتقاد نیروهای چپ برلوسکونی ، با تمرکز سرمایه و قدرت سیاسی میتواند تهدیدی برای دموکراسی باشد مثل پوتین که قدرت سیاسی مطلق را از آن خود ساخته است .
در ضمینه سیاست خارجی و روابط با ایران ؛ معمولاً سیاستمداران مواضع خود را بر اساس سیاستهای کلان کشور تنظیم و دنبال میکنند . ولی ما شاهد بودیم دولت چپ میانه بعد از برلوسکونی که به نخست وزیری پرودی و حدود 2 سال در ایتالیا حکومت کرد در واقع آن دوره عصر رشد ارتباطات و روابط بین ایران و ایتالیا بود
اگر یادتان باشد پرودی اولین نخست وزیر یک کشور اروپایی بود که به ایران سفر کرد و آخوند خاتمی هم اولین سفر اروپایی خود را از ایتالیا آغاز کرد که مورد استقبال وزیر امور خارجه ایتالیا یعنی ماسیمو دلما قرار گرفت و آنروزهیچ وقت یادم نمیرود که ماشین خاتمی آماج رگبار تخم مرغهای گندیده مجاهدین در رم قرار گرفت
و درهمین دولت پرودی هیاتهای متعدی از سیاستمداران ایران ، همیشه میان رم و تهران در تردد بودند و میدیدیم آخوندی مثل پور محمدی با عبا و عمامه چنان سلانه سلانه به طرف پارلمان ایتالیا میرفت که انگار میخواهد وارد مسجد جامع ولایت شود
بگذریم شاید دیگر از راست و چپ و میانه سخن گفتن معنا و مفهومی نداشته باشد بهتر است از بالا و پائین و یا از سیر و گرسنه و یا شمال و جنوب حرف بزنیم که بیشتر قابل فهم و درک است .
یکشنبه، فروردین ۲۵، ۱۳۸۷
انتخابات پارلمانی ایتالیا

امروز و فردا 13 و 14 آوریل مردم ایتالیا برای شرکت در انتخابات پارلمانی برای تعیین نخست وزیر آتی ایتالیا به پای صندوقهای رأی میروند
دو نامزد اصلی این انتخابات والتر ولترونی رهبر حزب دموکرات (چپ گرا )و سیلویو برلوسکونی رهبر حزب مردم برای آزادی ( حزب ائتلافی راست گرا ) امیدوارند تا با کسب پیروزی در انتخابات پارلمانی و با تشکیل دولت آینده وضعیت نامطلوب اجتماعی و اقتصادی کشور را بهبود دهند
البته نامزدهای دیگری هم وجود دارند که متشکل از احزاب کوچک هستند ولی شانس کمتری برای پیروزی در انتخابات دارند
والتر ولترونی با اتوبوس انتخاباتی در سفرهای استانی قول افزایش حقوق بازنشستگان و کاهش هزینه دانشگاهی ، کاهش مالیات و تقلیل بورکراسی را داده است و برلوسکونی در برنامه اش اولویت را به توسعه و پیشرفت ، حمایت خانواده ، افزایش امنیت و عدالت ، خدمات اجتماعی ، فدرالیسم ، کاهش مالیات را وعده داده است و برلوسکونی تصمیم دارد نیروگاههای هستهایی ایتالیا را دوباره فعال کند ( تحفه نطنز ) که این نیروگاهها سالها پیش در یک همه پرسی بسته شدند
برلوسکونی از شانس بیشتری برای احراز پست نخست وزیری از رقیب خود برخوردار است .
مردم ایتالیا که در این چند سال اخیر به دلیل رکود اقتصادی و هزینه بالای زندگی و مالیاتهای سنگین و بیعملی سیاستمداران از شرایط موجود خسته شدهاند ، این روزها به برنامههای هر دو کاندید و وعدههایی که به رأی دهندگان داده میشود گوش میدهند اگرچه مردم میدانند این وعدهها بیشتر جنیه شعارهای تبلیغاتی دارد و بعد از انتخابات دوباره نظارهگر همان آش و همان کاسه خواهند بود .
دوشنبه، فروردین ۱۹، ۱۳۸۷
تابلوی جیغ اثر ادوارد مونک

تابلوی فریاد ( جیغ ) اثر ادوارد مونک ( مونش ) یکی از مشهورترین آثار هنری دنیا است . و درست به خاطر سادگی خطوط ترسیم شده در آن است که توانسته احساسات شدید و تندی ، مثل اضطراب و پریشانی را در یک انسان عادی به تصویر بکشد . و جیغ در واقع یک واکنش و عکس العمل خودبخودی و غیر ارادی هر انسان است . و ویژگی این تابلو تعمیم دادن شخص خاص سورژه به عامه انسان است که نقاش این احساس قوی و تند را به بیننده تابلو انتقال میدهد و عدم وجود یک دلیل که بتواند این واکنش را توجیه کند سبب میشود که هر کسی بتواند خودش را در این احساس حس کند
در این تابلو رنگهای بسیار تند و ترکیب غیر متعارف جلب نظر میکند و جالب اینکه در آن سالها استفاده از این تکنیک و سبک (رنگ روغن و پاستل ) متداول نبود . و بعد از گذشت یک قرن که از خلاقیت آن میگذرد امروزه این سبک قابل درک و پیروان زیادی دارد .
ادوارد مونک در حقیقت با ترسیم مجموعهای ازخطوط زمخت موج دار و رنگهای تند یک فضایی از رنج روحی و پریشانی و احساس وحشت را نمایان میکند
اکسپرسیونیسم یک مکتب هنری ، و شیوهای از بیان تجسمی است که در آن هنرمند برای نشان دادن اضطراب و تنشهای درونی از رنگهای تند و خطوط زمخت و برآشوبنده استفاده میکند
در آثار نقاشان اکسپرسیونیسم بر خلاف امپرسیونیسم که مضمونهای دلنشین و رنگهای دلانگیز وجود دارد زیبایی و آراستگی کنارگذاشته میشود و برای بیان ناهنجاریهای درونی و ذهنی انسان ، مضمونهای مثل مرگ ، بیماری ، جنون ، ترسیم میشود ، و در واقع به واقعیتهای تلخ ذهنی انسان اصالت میدهد و به آن میپردازد
در آثار بسیاری از اکسپرسیونیستها بوضوع خشم رنجدیدگان و به نوعی اعتراض به نارضاییهای اجتماعی و به خصوص مخالفت با جنگ خونرویزی به چشم میخورد و هنر را برای نشان دادن و تجسم عواقب جنگ و کشتار بکار میبرند.
هر اثر هنری زائیده شرایط تاریخی و فرهنگی است که در آن رشد و بارور شده است . اگر فرض کنیم همین تابلو جیغ مونک در یک دوره تاریخی متفاوت ، برای مثال در قرن پنجم به نمایش گذاشته میشد بی تردید نقاش این اثر را دیوانه میخواندند اگر چه این دلیل بر بی ارزش بودن اثر هنزی نیست . درهر اثر نقاشی در واقع علائمی نهفته است که در مجموع با کدهای هنری همخوانی دارد و جدا از شرایط تاریخی و فرهنگی میتواند ارزیابی شود و کلاً هر اثر هنری با زبان واحد هنر سخن میگوید ولی تشخیص شرایط تاریخی و فرهنگی کمک موثری است تا بتوانیم یک اثر را با در نظر گرفتن شرایط و عوامل محرکه و با دلایل ضمیمه شده بهتر بفهمیم و درک کنیم .
تابلو معروف جیغ معرف نخستین اثر اکسپرسیونیستی و آغاز گر این جریان مهم هنری قلمداد میشود و مونک نقاش نروژی این تابلو ، خیلی زود مقوله عشق و مرگ و رنج ، که تجربه شخصی او از زندگی است را به تصویر میکشد .
او در پنج سالگی مادر خود را از دست میدهد خواهر بزرگ او سوفیا نیز در 15 سالگی در اثر بیماری جان میدهد و خواهر کوچک او مبتلآ به بیماری روانی میشود.
مونک میگوید من همواره یا در میان بیماران بودم یا خود از بیماری رنج میکشیدم . و فقط وقتی گرفتار بیماری و ترس هستم میتوانم نقاشی کنم . و این زندگی پر رنج است که او را به دنیای نقاشی وصل میکند و برای نشان دادن این حالات درونی سبک جدیدی را در دنیای هنر ابداع میکند. و ناهنجاریهای درونی موتور محرکه آثارهنری او میشود او میگوید بدون ترس و بیماری ، زندگی من مثل زورقی بدون پارو است
و خلاصه جیغ روح بیقرار و درمانده انسان در عصر تنهایی مدرن و زاده اضطراب و تنش ذهنی ، روح نقاش است
تابلو جیغ بعد از وقوع یک ماجرا که در زندگی واقعی نقاش اتفاق افتاده ، ترسیم شده ، و مونک در وصف این اثر چنین میگوید
یک روز عصر وقتی قدم میزدم در یک سوی مسیرم شهر قرار داشت و در زیر پایم آبدره ، خسته بودم و بیمار ، ایستادم و به آن سوی آبدره نگاه کردم ، خورشید غروب میکرد. ابرها به رنگ سرخ ، همچون خون، درآمده بودند . احساس کردم جیغی از دل این طبیعت بر خاست ، و من صدای این فریاد را درک میکردم .و این واقعه را به تصویر کشیدم . ابرها را به رنگ خون حقیقی کشیدم . رنگها جیغ میکشیدند. و طبیعت بود که جیغ میکشید درخون من .
این بود که جیغ ازکتیبه سهگانهٔ * پدید آمد


.............................................................
*جیغ بخشی از سه گروه آثار مونک با مضامین عشق ، مرگ ؛ رنج ، است که مونک آنها را مجموعاً «کتیبهٔ زندگی» مینامید.
دوشنبه، فروردین ۱۲، ۱۳۸۷
اول آوریل بهانهای برای تفریح و خنده و سرگرمی
محققان بیوالکترونیک در یک آزمایش پژوهشی از مقعد آقای احمدینژاد ، به نتایج شگفتانگیزی دست یافتند و برای اولین بار به یک راز بزرگ خلقت پی بردند
در مخرج نام برده یک عضو نرمی که ماهیت فیزیکی آن چیزی شبیه به دو نیم کره است ، به صورت یک شبکه منسجم کشف شده و معلوم میشود که بر خلاف تصور قدیمی انسان ، این عضو پیچیده در بعضی افراد در جمجمه قرار ندارد .
این محققان بیوالکترونیک نتایج برسیهای خود را در مجله سلامت نیوز و در مباحثات آکادمی ملی علوم منتشر کردهاند .
از مطالعه این تحقیقات به روشنی توانایی فکری و عملکرد رفتاری احمدی نژاد قابل توجیه و توصیف است . در حالیکه هنوز به باور غلط مردم که او را به بی مغزی و یا سبک مغزی و تهی مغزی میخوانند ، اتفاقاً او از تواناییهای ادراکی و شناختی منحصر به فرد برخوردار است و به عنوان یکی از باهوشترین جانداران روی زمین محسوب میشود و خلاصه مغزش کلی فسفر میسوزاند و به زبان عامیانه مغز متفکری است ولی در یک فعل وانفعالات شیمیایی این عضو از جمجمه فرار کرده ، و به مخرج پناه برده ، شاید همان فرار مغزها که از قدیم میگویند گویای همین پدیده باشد .
همان طوری که میدانید یکی از بیماریهای که ممکن است آرامش انسان را به مخاطره بیاندازد و به هم بریزد آلزایمر است یعنی همان زوال مغز ، ولی وجود مغز متفکری در مقعد میتواند محاسن بسیاری داشته باشد چون حرکت ناشی ازفشار در انتهای مخرج باعث فشار جانبی به سطوح مغزمیشود و عامل فعالیت مدام آن میگردد و خطر و تهدید الزایمر را پائین میآورد و مهمتر این که قابل شستشو است و بعد از شستشوی به اصطلاح مغزی میشود تمام و کمال در خدمت ِ نظام ولایت فقیه قرار بگیرد
در پی نوشت این مقاله علمی آمده است یک هیات بازرسی به سرپرستی ملاحسنی در تمام معاینات واحد تحقیقات بیوالکترونیک نظارت کامل داشت
در مخرج نام برده یک عضو نرمی که ماهیت فیزیکی آن چیزی شبیه به دو نیم کره است ، به صورت یک شبکه منسجم کشف شده و معلوم میشود که بر خلاف تصور قدیمی انسان ، این عضو پیچیده در بعضی افراد در جمجمه قرار ندارد .
این محققان بیوالکترونیک نتایج برسیهای خود را در مجله سلامت نیوز و در مباحثات آکادمی ملی علوم منتشر کردهاند .
از مطالعه این تحقیقات به روشنی توانایی فکری و عملکرد رفتاری احمدی نژاد قابل توجیه و توصیف است . در حالیکه هنوز به باور غلط مردم که او را به بی مغزی و یا سبک مغزی و تهی مغزی میخوانند ، اتفاقاً او از تواناییهای ادراکی و شناختی منحصر به فرد برخوردار است و به عنوان یکی از باهوشترین جانداران روی زمین محسوب میشود و خلاصه مغزش کلی فسفر میسوزاند و به زبان عامیانه مغز متفکری است ولی در یک فعل وانفعالات شیمیایی این عضو از جمجمه فرار کرده ، و به مخرج پناه برده ، شاید همان فرار مغزها که از قدیم میگویند گویای همین پدیده باشد .
همان طوری که میدانید یکی از بیماریهای که ممکن است آرامش انسان را به مخاطره بیاندازد و به هم بریزد آلزایمر است یعنی همان زوال مغز ، ولی وجود مغز متفکری در مقعد میتواند محاسن بسیاری داشته باشد چون حرکت ناشی ازفشار در انتهای مخرج باعث فشار جانبی به سطوح مغزمیشود و عامل فعالیت مدام آن میگردد و خطر و تهدید الزایمر را پائین میآورد و مهمتر این که قابل شستشو است و بعد از شستشوی به اصطلاح مغزی میشود تمام و کمال در خدمت ِ نظام ولایت فقیه قرار بگیرد
در پی نوشت این مقاله علمی آمده است یک هیات بازرسی به سرپرستی ملاحسنی در تمام معاینات واحد تحقیقات بیوالکترونیک نظارت کامل داشت
دوشنبه، فروردین ۰۵، ۱۳۸۷
هواشناسی پیازی
امروز برف بهاری منطقه مار را سفید پوش کرد و این دومین بارش برف است که در ماه مارس ما را غافل گیر میکند در حالی که در تمام طول زمستان از برف خبری نبود حالا بگو چی شده که از آمدن برف مینویسم !! در منطقه ما یک خانم معلمی به نام امانوئل فرلینی در شهر کوچک اوربانیا همه ساله در شب 24 و 25 ژانویه پیازی را به دوازده قسمت تقسیم میکند که نمودار 12 ماه سال است و آن را در داخل نمک و در پیشخوان پنجره رو به غرب قرارمیدهد و در سحرگاه آن روز به دقت لایه های پیاز را که در واقع حکم سنسورهای اقلیمی را دارد ، مورد مطالعه و بررسی قرار میدهد و تغییراتی جوی را در طول سال پیش بینی میکند و روستائیان و کشاورزان را نسبت به پدیدههایی نظیر برف و یخبندن ، باد و باران و سیلابها که سالانه ضرر و زیان زیادی به کشاورزی وارد میکند مطلع میسازد . و قرنهاست اجدا این خانم معلم کار کارشناسی اقلیمی را در اوربانیا به عهده داشتهاند و معمولاً پیش بینی او را روزنامههای محلی همه ساله منعکس میکنند.
البته من ایران شنیده بودم وقتی که لایه های پیاز ضخیم و سفت باشد نمودار شرایط سرد منطقه کشت است و برعکس لایه های پیاز اگر نازک و ظریف باشند نشان دهند گرمسیر بودن منطقه پرورش پیاز است ولی پیش بینی هواشناسی برای تمام طول سال برای من که آدمی بدبین و دیرباور هستم کمی دشوار بود . به همین جهت وقتی 25 ژانویه یعنی دو ماه پیش روزنامه های محلی نوشتند ماه مارس پیاز اوربانیا خبر از آمدن برف میدهد با همکارانم به جر و بحث سر صحت وسقم این پیش بینی پرداختیم و من برای این که اثبات کنم جناب پیاز ، کارشناس سازمان هواشناسی کشور نیست بروی تقویم دیواری به خظ خوانا نوشتم پیش بینی برف در ماه مارس ها ها ها !! . و حالا که دو ماه از این نوشته روی تقویم میگذرد و زمستان خشک سپری شده ، برای دومین بار در این ماه برف آمده و همکارانم امروز هر از گاهی با چشم و ابرو تقویم دیواری را نشانم میدادند . تازه فهمیدم پیاز قاچ شده فقط چشمم را نمیسوزاند !!
البته من ایران شنیده بودم وقتی که لایه های پیاز ضخیم و سفت باشد نمودار شرایط سرد منطقه کشت است و برعکس لایه های پیاز اگر نازک و ظریف باشند نشان دهند گرمسیر بودن منطقه پرورش پیاز است ولی پیش بینی هواشناسی برای تمام طول سال برای من که آدمی بدبین و دیرباور هستم کمی دشوار بود . به همین جهت وقتی 25 ژانویه یعنی دو ماه پیش روزنامه های محلی نوشتند ماه مارس پیاز اوربانیا خبر از آمدن برف میدهد با همکارانم به جر و بحث سر صحت وسقم این پیش بینی پرداختیم و من برای این که اثبات کنم جناب پیاز ، کارشناس سازمان هواشناسی کشور نیست بروی تقویم دیواری به خظ خوانا نوشتم پیش بینی برف در ماه مارس ها ها ها !! . و حالا که دو ماه از این نوشته روی تقویم میگذرد و زمستان خشک سپری شده ، برای دومین بار در این ماه برف آمده و همکارانم امروز هر از گاهی با چشم و ابرو تقویم دیواری را نشانم میدادند . تازه فهمیدم پیاز قاچ شده فقط چشمم را نمیسوزاند !!
پنجشنبه، فروردین ۰۱، ۱۳۸۷
هدیه دانشجویی، هزار ماهی سیاه در شهر سیاه
خبرنامه امبر کبیر نوشته بود در ضلع شمالی پارک لاله ، در یک اقدام خودجوش، توسط جمعی از دانشجویان ،
در یک اجرای خیابانی در قالب هنر اعتراضی ، هزار ماهی سیاه کوچولو به شهروندان تهرانی هدیه کردند .
پخش ماهی های سیاه، نظر رهگذران را به خود جلب کرد و هر کدام متناسب با برداشت های خود، از این حرکت استقبال کردند.
بنا بر این گزارش، هدیه ماهی های سیاه کوچولو، به همراه برگه ها، در سطح شهر، آشنایی زدایی از شهروندان تهرانی داشت، که شعر موجود درتراکت ها این واکنش را نمایان تر ساخت. شعری از محمد رضا شفیعی کدکنی:
هیچ می دانی چرا چون موج
در گریز از خویشتن پیوسته می کاهم؟
زان که بر این پرده تاریک
این خاموشی نزدیک
آنچه می خواهم نمی بینم
آنچه می بینم نمی خواهم
در همبستگی با دانشجویان و بطور سمبلیک یکی از این ماهیها را اینجا قرار دادم
تا یادم نرفته غذای ماهی هم ، بغل دست ظرفش هست در غیاب من بهش غذا بدین عیدتان هم مبارک امیدوارم سال پیروزی برای مردم ایران باشد
در یک اجرای خیابانی در قالب هنر اعتراضی ، هزار ماهی سیاه کوچولو به شهروندان تهرانی هدیه کردند .
پخش ماهی های سیاه، نظر رهگذران را به خود جلب کرد و هر کدام متناسب با برداشت های خود، از این حرکت استقبال کردند.
بنا بر این گزارش، هدیه ماهی های سیاه کوچولو، به همراه برگه ها، در سطح شهر، آشنایی زدایی از شهروندان تهرانی داشت، که شعر موجود درتراکت ها این واکنش را نمایان تر ساخت. شعری از محمد رضا شفیعی کدکنی:
هیچ می دانی چرا چون موج
در گریز از خویشتن پیوسته می کاهم؟
زان که بر این پرده تاریک
این خاموشی نزدیک
آنچه می خواهم نمی بینم
آنچه می بینم نمی خواهم
در همبستگی با دانشجویان و بطور سمبلیک یکی از این ماهیها را اینجا قرار دادم
تا یادم نرفته غذای ماهی هم ، بغل دست ظرفش هست در غیاب من بهش غذا بدین عیدتان هم مبارک امیدوارم سال پیروزی برای مردم ایران باشد
سهشنبه، اسفند ۲۸، ۱۳۸۶

تا بهاری شدن راهی نیست
دستهای غم شمار تقویم من
به دلهره ای سبز آبستن است
به نوید حریر تن پوش بهار
ای کاش میدانستی
چندین پاییز در این دستها خشکیده شد
و چندین زمستان در این دستها بلرزید
جوانههای شکفته در من امٌا ،
هنوز بوی سبزینه امید تو میدهد
حاشا که از خارهای هرز و شوره زار بی علف نمیترسم
خروارها خاکستر ققنوس بی صدا در این دستها حک شده
دستهایم را یکدست میکنم
و بهار را بلند آواز میکنم
تا دستان اشتیاق بهار در دست تمنای من است ،
سرشار هسنم و پر امید
تا بهاری شدن راهی نیست
ح مقدم ( بادبان )
دستهای غم شمار تقویم من
به دلهره ای سبز آبستن است
به نوید حریر تن پوش بهار
ای کاش میدانستی
چندین پاییز در این دستها خشکیده شد
و چندین زمستان در این دستها بلرزید
جوانههای شکفته در من امٌا ،
هنوز بوی سبزینه امید تو میدهد
حاشا که از خارهای هرز و شوره زار بی علف نمیترسم
خروارها خاکستر ققنوس بی صدا در این دستها حک شده
دستهایم را یکدست میکنم
و بهار را بلند آواز میکنم
تا دستان اشتیاق بهار در دست تمنای من است ،
سرشار هسنم و پر امید
تا بهاری شدن راهی نیست
ح مقدم ( بادبان )
یکشنبه، اسفند ۲۶، ۱۳۸۶
نمایش انتخابات هم خاتمه یافت

نمایش انتخابات هم خاتمه یافت و مقام معظم رهبری پیام تشکر برای ملت حماسه ساز ایران فرستاد و همه رسانههای دولتی داخل کشور از مشارکت مردم در انتخابات نوشتهاند ولی اکثریت رسانههای صاحب نام دنیا از عدم شرکت مردم و سوت و کور بودن حوزههای انتخاباتی و تقلبات گسترده ، و از تحریم انتخابات گزارش دادند مثل رویتر ، بی بی سی ، خبر گزاری فرانسه ، العربیه ؛ روزنامه گاردین و...
بهتر است خامنه ای را برای جایزه سنگ پای قزوین (وبلاگ گل کو ) کاندید کنیم چون ولایت فقیه نزدیک به 30 سال است علیه مردم ایران خیانت و جنایت میکند و ارمغانی که برای ملت آورده است ، سرکوب و اختناق و فقر و تورم و بیکاری و فساد و غارت و چپاول و تبعیض است حالا ولی فقیه میگوید بیایید و دوباره به ما رای دهید تا این خیانتها و این جنایتها را بتوانیم ادامه بدهیم واقعاً که رو میخواهد !! آخه حکومتی که به راحتی آدم میکشد برایش دروغ گفتن کاری نداره !! تعداد آرا را هر چقدر بخواهد بالا پائین میبرد .
امروز 25 اسفند سالروز ترور دوست عزیز، و مبارز سرافراز مقاومت حسین نقدی است که توسط مزدوران آدمکش رژیم در رم هدف گلوله های ولایت فقیه قرار گرفت سلام بر نقدی که جان و هستی خود را وقف آزادی مردم ایران کرد . یادش گرامی باد
پنجشنبه، اسفند ۲۳، ۱۳۸۶
اعلام نتایج نهایی انتخابات

در افسانههای قدیم ایران شنیدهایم که مکتبدار بیسواد ده ، زمانی که با رقیب با سواد خود روبرو شد ، مردم را جمع کرد و در حضور آنان از رقیب با سواد خود خواست روی دیوار کلمه مار را بنویسد و آنگاه خود خطی معوج کشید و بعد از مردم پرسید ، کدام یک به مار شبیهتر است ؟ طبیعی است که مردم بیسواد مار را بر کلمه مار ترجیح دادند و در نتیجه رقیب با سود از میدان به در شد .حالا درخبرها خواندم یک نامزد انتخابات مجلس درمیاندوآب از رای دهندگان حوزه های انتخابیه میاندوآب ,شاهین دژو تکاب خواسته است نتیجه انتخابات روزجمعه دراین حوزه را پیش بینی کنند. و اقدام به برگزاری مسابقه ای نموده و هزار شترمرغ لذیز را هم به عنوان جایزه عنوان کرده است
با شنیدن این خبر تصمیم گرفتم نتایج نهایی انتخابات را نه تنها در میاندوآب بلکه کل کشور و به شکل مصور ترسیم کنم تا آنهایی که از سطح دانش عمومی و قدرت فهم و اندیشه و نیز توانایی درک و فراگیری مسائل را ندارند ، نتایج نهایی انتخابات را به شکل ابتدایی و نمادین با چشم خود ببینند شاید دیگر لازم نباشد بنویسیم که دموکراسی و آزادی و اصول بنیادین حقوق بشر از صندوقهای آخوندها بیرون نمیآید شاید لازم باشد تصاویر این چنینی را رسم کنیم تا دیگر مردم فریب مکرر نمایش انتخابات را نخورند !!
چهارشنبه، اسفند ۲۲، ۱۳۸۶
این است شعار ملت رای نمیدیم به ذلت

سران رژیم جمهوری اسلامی به فضای سرد انتخابات اعتراف میکنند و ابراز نگرانی آنها قابل درک است رژیم میخواهد با کشاندن مردم به پای صندوقها نمایش مشروعیت نظام را نشان دهد ولی مردم ایران این نمایش را غصب حاکمیت خودشان میدانند .معمولاً در کشورهایی که آزادی وجود دارد صندوقهای رای سنگ بنای دموکراسی هستند و حق و وظیفه ملی و میهنی شهروندان است تا در امور کشور دخالت مستقیم داشته باشند به شرط این که انتخابات بر اساس معیارهای بین المللی باشد و نه در کشوری که هر صدائی از جنس آزادی را در گلو خفه میکنند در کشور ما انتخابات غیر آزاد مطرح است و نمایندگان مجلس در کشور استبدادی ما نقشی ندارند .
مگر زمانی که اصلاح طلبان خاتمی نژاد دارای مجلس و شورای شهر بودند چکار برای مردم کردند ؟ تازه خود خاتمی به قول خودش با 20 میلیون رای ریاست جمهوری را داشت ، مهرهای نبود فقط توانست وعده و وعید و لبخند تحویل مردم بدهد و تصمیمات مهم و قوانین نظام جمهوری اسلامی از طرف ولایت فقیه و خبرگان و نهادهای اجرایی آن گرفته میشود . و این نمایندگان دون پایه هیچ قدرت و اختیاری ندارند و بی تاثیر محسوب میشوند .تمام اهرمهای اصلی قدرت در دست ولی فقیه متمرکر شده و او به هیچ کس پاسخگو نیست
حرف ما این است که کلیت نظام را قبول نداریم در نتیجه به جزئیاتش رای نمیدهیم وقتی از ابتدایی ترین حقوق محروم هستیم به کسی حق و اختیار تعیین قوانین جبری را نمیدهیم نمی خواهیم بازیچه شویم وقتی با رای ما حکومت مشروعیت میگیرد و به بریدن دست و پا و سنگسار و اعدام ادامه میدهد با عدم حضورم در انتخابات به رژیم نه میگوئیم .باید با شرکت نکردن در انتخابات شعور ایرانی را به جهانیان نشان دهیم
نامزدهای انتخابات مجلس از داخل نظام هستند نمیخواهیم خودمان را گول بزنیم احزاب سیاسی و اپوزیسیونی در این انتخابات وجود ندارد تا وقتی که احزاب سیاسی در کشور وجود نداشته باشد صحبت از انتخابات برای مجلس یاوه گویی است.
دراین 28 سال هیچ انتخاباتی به مفهوم واقعی کلمه صورت نگرفته در تمام نمایشات انتخاباتی شرط اولیه کاندیداتوری التزام به اسلام و جمهوری اسلامی و ولایت فقیه و قانون اساسی مورد تائید شورای نگهبان بوده است کسانی که از فیلتر شورای نگهبان رد میشوند در قلب حکومت و تابع ولایت فقیه و برای حفظ نظام کار میکنند
شرکت در انتخابات تائید ظلم و ظلم های مضاعفی است به زنان که تنها حقی که نظام برایشان قائل است حق رای است و هیچ حقی در جامعه زن ستیز آخوندی ندارند و همین طور کارگران معلمین دانشجویان و شرکت در انتخابات تائید همه این بی عدالتیها و اختناق است
اگر کسی در انتخابات شرکت کند رای او به عنوان رای به مقبولیت نظام تلقی خواهد شد از رای او برای اقدامات غیر قانونی و خلاف منافع ملی کشور استفاده خواهد شد مثل پروژه اتمی و جنگ با جامعه جهانی ، ایران به بمب اتمی احتیاج ندارد بمبهای مخرب تر از بمب اتمی در ایران موجود است مثل بیکاری فقر فحشاء اعتیاد ، این انتخابات مسئلهای از کشور را حل نمیکند کار از جای دیگر لنگ است دیگر نمی خواهیم بین بد و بدتر بد را انتخاب کنیم انتخاب بد و بدتر راه حل مسئله نیست گزینه بهتر از بد و بدتر وجود دارد و آن تحریم است . تحریم یک اعتراض است و حداقل کاری است برای رساندن پیام به جامعه جهانی ، تحریم یک واکنش آگاهانه سیاسی است.
مگر زمانی که اصلاح طلبان خاتمی نژاد دارای مجلس و شورای شهر بودند چکار برای مردم کردند ؟ تازه خود خاتمی به قول خودش با 20 میلیون رای ریاست جمهوری را داشت ، مهرهای نبود فقط توانست وعده و وعید و لبخند تحویل مردم بدهد و تصمیمات مهم و قوانین نظام جمهوری اسلامی از طرف ولایت فقیه و خبرگان و نهادهای اجرایی آن گرفته میشود . و این نمایندگان دون پایه هیچ قدرت و اختیاری ندارند و بی تاثیر محسوب میشوند .تمام اهرمهای اصلی قدرت در دست ولی فقیه متمرکر شده و او به هیچ کس پاسخگو نیست
حرف ما این است که کلیت نظام را قبول نداریم در نتیجه به جزئیاتش رای نمیدهیم وقتی از ابتدایی ترین حقوق محروم هستیم به کسی حق و اختیار تعیین قوانین جبری را نمیدهیم نمی خواهیم بازیچه شویم وقتی با رای ما حکومت مشروعیت میگیرد و به بریدن دست و پا و سنگسار و اعدام ادامه میدهد با عدم حضورم در انتخابات به رژیم نه میگوئیم .باید با شرکت نکردن در انتخابات شعور ایرانی را به جهانیان نشان دهیم
نامزدهای انتخابات مجلس از داخل نظام هستند نمیخواهیم خودمان را گول بزنیم احزاب سیاسی و اپوزیسیونی در این انتخابات وجود ندارد تا وقتی که احزاب سیاسی در کشور وجود نداشته باشد صحبت از انتخابات برای مجلس یاوه گویی است.
دراین 28 سال هیچ انتخاباتی به مفهوم واقعی کلمه صورت نگرفته در تمام نمایشات انتخاباتی شرط اولیه کاندیداتوری التزام به اسلام و جمهوری اسلامی و ولایت فقیه و قانون اساسی مورد تائید شورای نگهبان بوده است کسانی که از فیلتر شورای نگهبان رد میشوند در قلب حکومت و تابع ولایت فقیه و برای حفظ نظام کار میکنند
شرکت در انتخابات تائید ظلم و ظلم های مضاعفی است به زنان که تنها حقی که نظام برایشان قائل است حق رای است و هیچ حقی در جامعه زن ستیز آخوندی ندارند و همین طور کارگران معلمین دانشجویان و شرکت در انتخابات تائید همه این بی عدالتیها و اختناق است
اگر کسی در انتخابات شرکت کند رای او به عنوان رای به مقبولیت نظام تلقی خواهد شد از رای او برای اقدامات غیر قانونی و خلاف منافع ملی کشور استفاده خواهد شد مثل پروژه اتمی و جنگ با جامعه جهانی ، ایران به بمب اتمی احتیاج ندارد بمبهای مخرب تر از بمب اتمی در ایران موجود است مثل بیکاری فقر فحشاء اعتیاد ، این انتخابات مسئلهای از کشور را حل نمیکند کار از جای دیگر لنگ است دیگر نمی خواهیم بین بد و بدتر بد را انتخاب کنیم انتخاب بد و بدتر راه حل مسئله نیست گزینه بهتر از بد و بدتر وجود دارد و آن تحریم است . تحریم یک اعتراض است و حداقل کاری است برای رساندن پیام به جامعه جهانی ، تحریم یک واکنش آگاهانه سیاسی است.
شنبه، اسفند ۱۸، ۱۳۸۶
گرامی داشت 8 مارس روز جهانی زن
با گرامیداشت 8 مارس روز جهانی زن و خاطره قلبهایی که برای برابری حقوق زن و مرد سوختند و زبانه کشیدند ولی تسلیم قوانین اسارتبار نشدند ، به پیشواز حرکت جنبش آزادیخواهانه زنان دلاور کشورمان میرویم .امسال به مناسبت روز جهانی زن کلیپی درست کردم که به صورت آزمایشی اینجا قرار میدهم و این عکسها شاید بهتر و گویا تر از هر کلامی باشند
و به راستی اگر پای حرفهای هر کدام از این عکس ها بنشینیم و به درد دل ساده این زنان گوش بدهیم تمام حرفهایشان از زندگی گمشده در لابلای قوانین مذهبی خواهد بود و آنهایی هم که حرف نمیزنند در سکوت نگاهشان میتوانیم درد عمیق اسارت و زنجیر قوانین آخوندی را ببینیم . مثل حق طلاق ، حجاب اجباری ، دیه زن که نصف مرد حساب میشود ، اجازه نامه شوهر برای مسافرت خارج ، حکم غیر انسانی سنگسار و غیره ...
و متاسفانه در کشور ما بیش از همه جا این ظلم و ستم به زنان رایج است
شاید این جشن 8 مارس برای زدودن و پاک کردن وجدانهاست در برابر روزهای تکراری ، تکرار از خشونت و ظلم تاریخی ، در جوامعی که مردسالاری ریشههای عمیق دارد عمقی به وسعت اقیانوسها . سرنگون باد قوانین اسارتبار علیه زنان ستمدیده ایران .گرامی باد روز جهانی زن

بیانیه کانون وبلاگ نویسان ایران(پن لاگ) در گرامی داشت 8 مارس روز جهانی زن
سهشنبه، اسفند ۱۴، ۱۳۸۶
تصویب قطعنامه جدید شورای امنیت علیه ایران

این کاریکاتور را تقدیم میکنم به آقا محمود چون چند ماه پیش ادعا میکرد شورای امنیت قطعنامه دیگری علیه ایران تصویب نخواهد کرد چون گزارش آژانس بین المللی انرژی اتمی مثبت بوده در حالی که امروز شورای امنیت سازمان ملل متحد به قطعنامه جديد تحريمها عليه ايران رای داد . اين قطعنامه كه به ابتكار بریتانیا، فرانسه و آلمان تهيه و تنظيم شده است با حمايت 14 كشور از 15 عضو اين شورا تصويب شد . برای اولین بار تحریم ها شامل کالاهایی می شوند که می توانند مصارف عمومی و یا نظامی داشته باشند. همچنین ممنوع شدن سفرهای ۵ تن از مقامات عاليرتبه ایرانی و درخواست تعلیق فعالیت های تجاری بیش از بیش با ایران از دیگر مفاد این قطعنامه است .
شنبه، اسفند ۱۱، ۱۳۸۶
انعکاس تکذیب همکاری موریکونه در خبرگزاریهای حکومتی
در پی تکذیب همکاری موریکونه موسیقیدان صاحب نام ایتالیایی برای ساختن موزیک متن فیلم فرزند صبح که به زندگینامه آیت الله خمینی اختصاص دارد و در مورد آن چندی پیش نوشته بودم و طی تماسی که دوست عزیزم داود کریمی با موریکونه داشت و متن تکذیب نامه او را در وبلاگش قرار داد بود ، بالاخره خبرگزارهای حکومتی تکذیب رسمی موریکونه را اقرار کردند و به سوز و گداز و شکوه پرداختند و این تکذیب همکاری را سیاسی خواندند .
امروزه مردم جهان بیش از هر زمان دیگر نسبت به خمینی بعنوان منفورترین حکمران عالم و رذلترین فرد جهان ابراز تنفر دارند و تملق و مجیزگویی برای خمینی یعنی بالا رفتن از شکنجه و خون فرزندان مردم ایران ، و درود بر شرف این هنرمند گرامی که اجازه نداد کارنامه درخشان هنری او ، در خدمت رژیم و به منظور بهرهبرداری سیاسی و تبلیغاتی و در جهت اهداف آخوندها قرار بگیرد
هر چی بود داود جان دمت گرم درست زدی به خال
اعتراض کانون وبلاگ نویسان ایران به بازداشت ابراهیم مهرنهاد برادرِ یعقوب مهرنهاد
اعتراض فدراسیون بین المللی حقوق بشر و سازمان جهانی مبارزه با شکنجه به صدور حکم اعدام برای یعقوب مهرنهاد
امروزه مردم جهان بیش از هر زمان دیگر نسبت به خمینی بعنوان منفورترین حکمران عالم و رذلترین فرد جهان ابراز تنفر دارند و تملق و مجیزگویی برای خمینی یعنی بالا رفتن از شکنجه و خون فرزندان مردم ایران ، و درود بر شرف این هنرمند گرامی که اجازه نداد کارنامه درخشان هنری او ، در خدمت رژیم و به منظور بهرهبرداری سیاسی و تبلیغاتی و در جهت اهداف آخوندها قرار بگیرد
هر چی بود داود جان دمت گرم درست زدی به خال
اعتراض کانون وبلاگ نویسان ایران به بازداشت ابراهیم مهرنهاد برادرِ یعقوب مهرنهاد
اعتراض فدراسیون بین المللی حقوق بشر و سازمان جهانی مبارزه با شکنجه به صدور حکم اعدام برای یعقوب مهرنهاد
پنجشنبه، اسفند ۰۹، ۱۳۸۶
آخرین تاپاله جماران
وقتی که بحران عمیق سراپای رژیم آخوندی را در بر میگیرد و موجودیت و سرنوشت رژیم به خطر جدی میافتد و رژیم خطر سرنگونی را در جمیع جهات حس میکند جنگ اطلاعاتی و امنیتی رژیم بر علیه آزادیخواهان بالا میگیرد . ارگانهای امنیتی و اطلاعاتی به موازات اعدام ها شکنجهها و قطع دست و پا ، از فضای آزاد اینترنت استفاده میکنند و با نام های مختلف و با سایتها و وبلاگهای رنگ وارنگ به شکار مخالفان جدی رژیم میپردازند و اطلاعات جمع میکنند و البته به نام حقوق بشر و به نام حمایت از زندانی سیاسی مینویسند و ظاهری دموکراتیک برای خود میتراشند .
چندی پیش مطلبی نوشته بودم با عنوان کوسههای وبلاگستان را بشناسیم و امروز دیدم که یکی از این کوسهها کامنتی زیر کایکاتور حمایت من نوشته است و برایم خط و نشان کشیده البته مدتی است که با او و ادبیات او آشنایی دارم و یاوه های رسوا شده آخوند یونسی را نشخوار میکند و شاید لیاقت پاسخ گویی نداشته باشد ولی بد نیست تعدای از وبلاگ های او را معرفی کنم تا کسی گول ظاهر دموکراتیک او را نخورد .
شاید اندکی از وبلاگ نویسان او را با نام سهیک و با وبلاگ آخرین ترانه باران ( بخوانید آخرین تاپاله جماران ) بشناسند و همیشه من و تعدای از دوستانم را همه جا عامل نفوذی فرقه رجوی میخواند و توهین و ناسزاز میگوید و مرتباً تهدیدمان میکند البته هیچ هراسی از شندین جفنگیات آخوند پسند او ندارم و از تکرار خزعبلات او خندهام میگیرد و با نام سهیک ، بامشاد تابناک ، یاشار ، مینو سپهر ، فرساوند ، سپنتا ، سروناز .و...چندین نام دیگر وبلاگ زده است
و انگار پشت مونیتور زندگی میکنند و از این راه ارتزاق میکند و هیچ گونه مشگل و محدودیت نداشته و ظاهراً از امکانات صنفی برخوردار است و مثل ما روزی 10 ساعت کار نمیکند . و ازاین وبلاگ به آن وبلاگش میرود کامنت میگذارد و گاهی هم به وبلاگ های پر بیننده دیگران مثل وبلاگ زیتون سر میزند و علیه مجاهدین در کامنت دونی او سخن پراکنی میکند و واکنش عاجزانه و پرفضیحت از خود نشان میدهد و خلاصه از وبلاگ سازی و سایت بازی اینترنتی که از صنایع نوظهور اطلاعات آخوندی است برای دروغپردازی و لجن پراکنی علیه مقاومت استفاده میکند . و گاهی هم اسم وبلاگ و قالبش را عوض میکند تعدادی از وبلاگهای او این عناوین را دارد
آخرین ترانه باران
نفسی تازه کنیم ....بوی گل می آید
ایران مانا (نام قدیم ) نام جدید این وبلاگ خیس باران است
هفته های خاکستری
آهنگ .....نیمه بزرگ انکار (نام قدیم ) و نام جدید آن
زنان...... نیمه بزرگ انکار
رگ تاک ( نام قدیم ) نام جدید کافکا و هفت روز هفته
نفسی تازه کنیم ( نام قدیم ) نام جدید آخرین ترانه باران
چشم سوم (نام قدیم ) و با نام یاشار مینوشت و الان به اسم مینو سپهر و با عنوان زنان در اسارت فرقه رجوی می نویسد
ایران..... سراچه دلگیر
شکوفه گیلاس
سایه سار ( نام قدیم ) نام جدید سایه سار خستگی ها
من بی رنگی (نام قدیم ) نام جدید می بی رنگی
نقش درون
و در خاتمه یادآوری میکنم که این ترفندها و بوقهای امداد رسان غیبی برای دستگاه جهنمی یک رژیم قرون وسطایی که دست بر قضا از هزاره سوم سر درآورده و به نظر میرسد که به نفس نفس افتاده تلاشی بی نتیجه است و توهینها یک به یک مثل تف سر بالا به ریش آخوندها و همنوایان آنها باز میگردد و آقای معلوم الحال و مزدور آخوند پا بگور از تهدیدات و نشخوار اراجیف تو ترسی ندارم سعید امامی و لاجوردی و حاجی داود از پس ما برنیامد حالا تو با این وبلاگهای وصل شده به مخرج آخوندها میخواهی ما را بترسانی ؟؟
چندی پیش مطلبی نوشته بودم با عنوان کوسههای وبلاگستان را بشناسیم و امروز دیدم که یکی از این کوسهها کامنتی زیر کایکاتور حمایت من نوشته است و برایم خط و نشان کشیده البته مدتی است که با او و ادبیات او آشنایی دارم و یاوه های رسوا شده آخوند یونسی را نشخوار میکند و شاید لیاقت پاسخ گویی نداشته باشد ولی بد نیست تعدای از وبلاگ های او را معرفی کنم تا کسی گول ظاهر دموکراتیک او را نخورد .
شاید اندکی از وبلاگ نویسان او را با نام سهیک و با وبلاگ آخرین ترانه باران ( بخوانید آخرین تاپاله جماران ) بشناسند و همیشه من و تعدای از دوستانم را همه جا عامل نفوذی فرقه رجوی میخواند و توهین و ناسزاز میگوید و مرتباً تهدیدمان میکند البته هیچ هراسی از شندین جفنگیات آخوند پسند او ندارم و از تکرار خزعبلات او خندهام میگیرد و با نام سهیک ، بامشاد تابناک ، یاشار ، مینو سپهر ، فرساوند ، سپنتا ، سروناز .و...چندین نام دیگر وبلاگ زده است
و انگار پشت مونیتور زندگی میکنند و از این راه ارتزاق میکند و هیچ گونه مشگل و محدودیت نداشته و ظاهراً از امکانات صنفی برخوردار است و مثل ما روزی 10 ساعت کار نمیکند . و ازاین وبلاگ به آن وبلاگش میرود کامنت میگذارد و گاهی هم به وبلاگ های پر بیننده دیگران مثل وبلاگ زیتون سر میزند و علیه مجاهدین در کامنت دونی او سخن پراکنی میکند و واکنش عاجزانه و پرفضیحت از خود نشان میدهد و خلاصه از وبلاگ سازی و سایت بازی اینترنتی که از صنایع نوظهور اطلاعات آخوندی است برای دروغپردازی و لجن پراکنی علیه مقاومت استفاده میکند . و گاهی هم اسم وبلاگ و قالبش را عوض میکند تعدادی از وبلاگهای او این عناوین را دارد
آخرین ترانه باران
نفسی تازه کنیم ....بوی گل می آید
ایران مانا (نام قدیم ) نام جدید این وبلاگ خیس باران است
هفته های خاکستری
آهنگ .....نیمه بزرگ انکار (نام قدیم ) و نام جدید آن
زنان...... نیمه بزرگ انکار
رگ تاک ( نام قدیم ) نام جدید کافکا و هفت روز هفته
نفسی تازه کنیم ( نام قدیم ) نام جدید آخرین ترانه باران
چشم سوم (نام قدیم ) و با نام یاشار مینوشت و الان به اسم مینو سپهر و با عنوان زنان در اسارت فرقه رجوی می نویسد
ایران..... سراچه دلگیر
شکوفه گیلاس
سایه سار ( نام قدیم ) نام جدید سایه سار خستگی ها
من بی رنگی (نام قدیم ) نام جدید می بی رنگی
نقش درون
و در خاتمه یادآوری میکنم که این ترفندها و بوقهای امداد رسان غیبی برای دستگاه جهنمی یک رژیم قرون وسطایی که دست بر قضا از هزاره سوم سر درآورده و به نظر میرسد که به نفس نفس افتاده تلاشی بی نتیجه است و توهینها یک به یک مثل تف سر بالا به ریش آخوندها و همنوایان آنها باز میگردد و آقای معلوم الحال و مزدور آخوند پا بگور از تهدیدات و نشخوار اراجیف تو ترسی ندارم سعید امامی و لاجوردی و حاجی داود از پس ما برنیامد حالا تو با این وبلاگهای وصل شده به مخرج آخوندها میخواهی ما را بترسانی ؟؟
جمعه، اسفند ۰۳، ۱۳۸۶
به کدامین گناه ، مگر میشود

به کدامین گناه نھاد دوستى و مھر را بردارمیکشید؟
به کدامین گناه صداى عدالت وجوانى و شور را بر دار میکشید؟
به کدامین گناه حس واحساس و محبت به وطن را بردار میکشید؟
به کدامین گناه فریاد حق و آزادى ملت در بند را بردار میکشید؟
به کدامین گناه زبان گویاى بلوچ و بلوچى را بردار میکشید؟
به کدامین گناه نکرده بى گناه را با دارگناه , گناھکار میکنید؟
به کدامین گناه ,بکدامین گناه
مگر میشود نھاد مھر ودوستى و محبت را ھم اعدام کرد؟
مگر میشود صداى آزادى و حق طلبى را اعدام کرد؟
مگر میشود ملت اعدام شده را صدھا بار اعدام کرد؟
مگر میشود روشنایى و نور و دانش را اعدام کرد؟
مگر میشود تمام انسان وانسانیت را اعدام کرد؟
مگر میشود بویش خوش گُل را با چیدن از بین بُرد؟
مگر میشود از زاد و ولد مھر نھادھا جلوگیرى کرد؟
مگرمیشود , مگرمیشود
اى مادارن و دختران وطنم بلوچستاناى فرشتگان پروبال شکستۀ زمان
دیگر باره غرشى کنید بسان باران
ھزاران بزایید مھرنھادھا ھزاران
کوران دامنى
دوستان در کانون وبلاگ نویسان ایران برای حمایت از مهرنهاد وبلاگی را فعال کردهاند ، تا صدای عدالت و فریاد حق او در بهشت بیخبری ما خاموش نگردد . در سرزمینی که به هر گوشه آن داری برپا است و در خیابانهای ستم دیده آن هر کسی برای نان گرسنگی دیوانهوار آمد و رفت میکند و هر کسی با سوزن تسلیم زندگی ، داستان خود را میدوزد در این میهن هزار زندان
.
سهشنبه، بهمن ۳۰، ۱۳۸۶
انتخابات مجلس هشتم
جمعه، بهمن ۲۶، ۱۳۸۶
حکم اعدام یک بلوچ دلاور

یعقوب مهرنهاد به اعدام محکوم شده است او دبیرکل انجمن جوانان صدای عدالت و از فعالان مدنی و رهبر جوانان بلوچستان است . این انجمن که یک نهاد مدنی و مسقل ( ان جی او ) است حدود سه هزار عضو دارد . جوانان بلوچ ، یعقوب مهرنهاد را انتخاب کرده بودند بخاطر اینکه از مدافعان تسلیم ناپذیر مردم فقیر و محروم بلوجستان بود میدانستند که او نمیرود بروی صندلی با روکش نرم ِ پشت میزکار بنشیند و دستها را پشت سر قلاب کند و رئیس بماند و آبدارچی برایش شیرینی و چایی سرو کند . نه او بلوچ دلاوری است که با صدای خود و با قلم خود به ستم و تبعض تسلیم نمیشود و برای رهایی از فقر و محرومیت و آزادی بیان اهل سنت تلاش میکند .
یعقوب وبلاگ نویس و سرپرست روزنامه « مردم سالاری » است و از ستم سالاری که در حق مرم بلوچ روا داشتهاند سخن میگوید و به خاطر همین نظام استبداد سالار دینی تحمل او را نداشت و 6 اردیبهشت ماه سال جاری او را به هنگام بازگشت از یک جلسه سخنرانی که با مجوز قانونی برپا شده بود بههمراه 4 تن دیگر از دوستانش دستگیر و روانه زندان میشود
دادگاه یعقوب مهرنهاد ماه گذشته بدون حضور هیئت منصفه و وکیل و خانواده او برگذار میشود و پنج شنبه شب گذشته حکم اعدام او را بعد از 10 ماه زندان به خانوادهاش ابلاغ میکنند
دو ماه پیش خانواده یعقوب در آخرین ملاقات با او آثار شکنجه را بروی سر و صورت و بدن ، و همچنین عدم تعادل و کاهش وزن را در او مشاهده میکنند و طی آخرین تماس تلفنی یعقوب مهرنهاد به خانوادهاش گفته است من همچون برادران دیگر بلوچم پس از شکنجهها بیگناه کشته میشوم
رژیم ایران دبیر انجمنی را میخواهد اعدام کند که اعتبارنامه رسمی از سازمان ملی جوانان را دارا است و از سال 1381 طبق قوانین جمهوری اسلامی فعالیت دارد ولی متاسفانه این حکم اعدام یک حکم سیاسی و یک توطئه سیاسی بر علیه مردم بلوچ است . این حکم صادره برای تائید روز 28 بهمن در دسترس دیوان عالی کشور قرار میگیرد . در دو سال گذشته شاهد هزاران دستگیری و صدها اعدام در ملاءعام در سیستان و بلوجستان بودیم . همین چند روز پیش بود شنیدیم برای ایجاد رعب و وحشت ساطور و تبر مسئولان قضایی و انتظامی دست و پای 5 جوان بلوچی را نشانه رفت و ما هیچ واژه ای برای بیرحمی این جانوران در ذهنمان نیافتیم
شاید طناب دار و این نوع احکام ظالمانه بتواند صدای یعقوب را خاموش کند ولی هرگز مردم غیور بلوچ را وادار به سکوت نخواهد کرد و جمهوری اسلامی ایران باید در انتظار عواقب ناخوشایند چنین احکامی باشد .
پینوشت
کانون وبلاگ نویسان ایران حکم غیر انسانی اعدام برای یعقوب مهرنهاد وبلاگ نویس بلوچ را به شدت محکوم میکند
پنجشنبه، بهمن ۱۸، ۱۳۸۶
فرزند صبح یا پدرخوانده تروریسم
به گزارش خبرگزاری جمهوری اسلامی یک فیلم سینمایی به نام فرزند صبح درباره زندگی روح الله خمینی در ایران ساخته میشود و این فیلم در حال حاضر در مرحله مونتاژ قرار دارد و کار آن بزودی به اتمام میرسد و تمام خبرگزاریهای رسمی ایران درباره این فیلم تبلیغ و ترویج کردهاند و بهروز افخمی کارگردان این فیلم به خبرگزاریها رسمی ایران گفته است که با انیو موریکونه آهنگ ساز معروف ایتالیایی مذاکرات اولیه را به اتمام رساندیم و او به کمک پسرش موسیقی متن این فیلم را خواهد ساخت و هنرپیشههایی مثل محمد رضا شریفی نیا و هدیه تهرانی نیز دراین فیلم ایفای نقش میکنند
وقتی این خبر را شنیدیم دوست عزیزم داود کریمی مسئول انجمن پناهندگان سیاسی ایرانی در ایتالیا در وبلاگش با فراخوان فوری به بستن چنین قرار دادی و به خدمت درآمدن برای پدرخوانده تروریسم هشدار داد و از موریکونه درخواست کرد تا هنرش را به پای دیکتاتوری هم چون خمینی قربانی نکند و دست همکاری برای تطهیر هارترین و بیرحمترین دشمن مردم ایران ندهد
و بلاخره با موریکونه تماس حاصل شد و در تماس تلفنی استاد سرشناس موسیقی موریکونه به آقای کریمی اظهار داشت که این خبرکذب محض است و در این رابطه هیچ تماسی با او گرفته نشده است و اگرچنین پیشنهادی بشود موافقت نخواهد کرد .و این درحالی است که تمامی خبرگزاری های ایران از قول افخمی از مذاکره با موریکونه برای موزیک متن فیلم خبر میدادند و نوشته بودند موریکونه برنده جایزه اسکار میبایست قبل از تابستان کار ساخت موسیقی متن این فیلم را به اتمام برساند .
محمدرضا شرفالدين تهیه کننده این فیلم گفته که وقتي توليد اين پروژه را آغاز كرديم، قصد داشتيم از «شون كانري» براي ايفاي نقش حضرت امام استفاده كنيم .
حضور چهرهای معروف و سرشناس میتواند عامل مهمی برای گسترش و ترویج مطامع و اهداف آخوندها باشد ولی نباید فراموش کنیم که سینما به عنوان هنر نمایشی و قالب کاری هنری نباید در خدمت هرمحتوای قرار بگیرد حقیقت هنر عین تعهد است نباید مسقل از یکدیگر فرض کرد .
چون مستی قدرت نیاز به مداحی و مجیزگویی دارد دلبرکان آخوند پسندی مثل افخمی با ساختن چنین فیلمهایی و برای نام ونان به شیپورخیانت پیشگی میدمند تا از چهره بدنام پدرخوانده تروریسم ، انسانی عرفانی و الهی بسازند البته با رنگ ولعاب و افکتهای خاص سینمایی و به این شکل وقتی هنر در خدمت انسانیت نیست از هستی حقیقی خود ساقط میشود . و هنر این چنینی هنر باسمهای است چون خمینی به قول شاملو به تقوای آب و گیاه پی نبرد . و با یاسها به داس سخن گفت
وقتی این خبر را شنیدیم دوست عزیزم داود کریمی مسئول انجمن پناهندگان سیاسی ایرانی در ایتالیا در وبلاگش با فراخوان فوری به بستن چنین قرار دادی و به خدمت درآمدن برای پدرخوانده تروریسم هشدار داد و از موریکونه درخواست کرد تا هنرش را به پای دیکتاتوری هم چون خمینی قربانی نکند و دست همکاری برای تطهیر هارترین و بیرحمترین دشمن مردم ایران ندهد
و بلاخره با موریکونه تماس حاصل شد و در تماس تلفنی استاد سرشناس موسیقی موریکونه به آقای کریمی اظهار داشت که این خبرکذب محض است و در این رابطه هیچ تماسی با او گرفته نشده است و اگرچنین پیشنهادی بشود موافقت نخواهد کرد .و این درحالی است که تمامی خبرگزاری های ایران از قول افخمی از مذاکره با موریکونه برای موزیک متن فیلم خبر میدادند و نوشته بودند موریکونه برنده جایزه اسکار میبایست قبل از تابستان کار ساخت موسیقی متن این فیلم را به اتمام برساند .
محمدرضا شرفالدين تهیه کننده این فیلم گفته که وقتي توليد اين پروژه را آغاز كرديم، قصد داشتيم از «شون كانري» براي ايفاي نقش حضرت امام استفاده كنيم .
حضور چهرهای معروف و سرشناس میتواند عامل مهمی برای گسترش و ترویج مطامع و اهداف آخوندها باشد ولی نباید فراموش کنیم که سینما به عنوان هنر نمایشی و قالب کاری هنری نباید در خدمت هرمحتوای قرار بگیرد حقیقت هنر عین تعهد است نباید مسقل از یکدیگر فرض کرد .
چون مستی قدرت نیاز به مداحی و مجیزگویی دارد دلبرکان آخوند پسندی مثل افخمی با ساختن چنین فیلمهایی و برای نام ونان به شیپورخیانت پیشگی میدمند تا از چهره بدنام پدرخوانده تروریسم ، انسانی عرفانی و الهی بسازند البته با رنگ ولعاب و افکتهای خاص سینمایی و به این شکل وقتی هنر در خدمت انسانیت نیست از هستی حقیقی خود ساقط میشود . و هنر این چنینی هنر باسمهای است چون خمینی به قول شاملو به تقوای آب و گیاه پی نبرد . و با یاسها به داس سخن گفت
چهارشنبه، بهمن ۱۰، ۱۳۸۶
تسلیت به دکتر حمید رضا طاهرزاده

به طاهر عزیز
اگر تار تو
پشت طاقت اندوه
از غم هجران مینالد
لابهلای غربت ایام
اگر تار تو
در شبهای تار میهن
از غم ِ گلوی بر دار مینالد
لابهلای غربت ایام
تمامی برگهای دفتر زندگی
روزی با آهی بسته میماند
استاد زنده یاد ، ایستاده پا برجا
در صدای ساز تو جاودانه میماند
ح مقدم
طاهر عزیز غم از دست دادن پدر، غم جانکاهیست در این غم ما بچههای ایتالیا را که از نزدیک میشناسی ، با خود شریک بدان و این ضایعه را به شما و خانواده و همه اهل فرهنگ و هنر بخصوص دوستداران تو و صدای بیاد ماندنی برادرت منوچهر طاهرزاده تسلیت میگوییم
در این رابطه یاداشتهای زری اصفهانی
شنبه، بهمن ۰۶، ۱۳۸۶
آقای پرودی در مجلس شورا ی اسلامی می توانست رای اعتماد کسب کند

رأي عدم اعتماد سناي ايتاليا به نخستوزير اين كشور ، رومانو پرودي را مجبور به استعفا کرد رومانو پرودي از مجموع 318 رأي سنا تنها توانست به 156 رأي مثبت در مقابل 161 رأي منفی دست يابد در حالي كه براي ادامه نخست وزيري، به حداقل 160 رأي مثبت نياز داشت.
ولی از شما چه پنهان آقای پرودی یقیناً در مجلس شورای اسلامی ایران میتوانست رأي اکثریت نمایندگان مجلس را براحتی کسب کند چون پرودی و دلما ( وزیر امور خارجه ) از محدود سیاستمداران مورد پسند آخوندهای ایران بودند . وقتی او مقام نخست وزیری ایتالیا را کسب کرد سایتهای دولتی ایران بشکن زدند و از پرودی دوست ایران در کاخ نخست وزیری نوشتند البته اشتباه نمیکردند . دولت پرودی و وزیر امور خارجه او ماسیمو دالما همیشه یکی از نزدیکان دولت مستبد مذهبی ایران بودند وهمیشه سعی داشتند خط مماشات با رژیم ایران را چه بطور آشکار و چه پنهانی به پیش ببرند و از شرکای تجاری مهم در معاملاتشان بودند و هستند و نان سیاسی آن را درحمایت از حزب الله و نقش مؤثری ایتالیا در لبنان میتوان دید تا جایی که چند ماه پیش روزنامه ایل تمپو در ایتالیا ، پرودی و دلما را حزب الهی های جدید خواند و عکسی پر معنایی را در صفحه اول روزنامه منتشر کرده بود که ضمیمه همین پست قرار دادهام .
خوب وقتی بحران اقتصادی ، سیاسی ، اجتماعی در ایران تشدید میشود ونظام با خطرات جدی و تعیین کننده روبرو میشود همین آقایون پرودی و دلما به کمک نظام میروند همین چند هفته پیش بود تو خبرها آمده بود شرکت ادیسون ایتالیا علیرغم تهدیدات قطعنامههای سازمان ملل 30 میلیون یورو برای اکتشافات گازی در ایران سرمایه گذاری کرده و قرار دادی را با رژیم به امضاء رسانده اند گرچه قرار داد هنگفتی نیست چون جرئت سرمایهگذاری کلان را فعلاً ندارند ( به خاطر بی ثباتی رژیم ) خوب دولت احمدی نژاد با این پول چکار میکند ؟
همان کاری که تا حالا کرده ادامه سیاست سرکوب ، بنیادگرایی ،بزل و بخشش به حمس و حزب الله تاراج منابع ملی و.... الان هم اگر رژیم بتواند برای انتخابات مجلس هشتم تعداد کثیری از مردم را پای صندوقهای رأي بکشاند در نتیجه کمپانیهای نفتی و گازی هم سرمایه گذاری بیشتری میکنند و رژیم در وضعیت بهتری قرار میگیرد و سرکوب هم بیشتر میشود
دولت پرودی مدتی بود که با بحرانهای اساسی دست و پنجه نرم میکرد ولی استعفای کلمنته مستلا که اخيرا به علت حبس خانگی همسرش به اتهام سوء استفاده از مقام ، از سمت وزارت دادگستري استعفا داده بود ، ضربه کاری را بر پیکر دولت پرودی وارد آورد . خروج حزب مستلا از ائتلاف چپ گرايان ميانه توانست دولت اين كشور را وادار كند تا بسوي انتخابات زودرس سياسي برود
و جالب این که روز چهارشنبه که دولت پرودی در مجلس عوام رای اعتماد گرفت رومانو پرودی فرصت را غنیمت شمرد و همان روز با مجتبی ثمره هاشمی دیدار و گفتگو کرد و پنجشنبه شب هم که دولتش سرنگون شد وزیر امور خارجه یعنی ماسیمو دلما چند ساعت قبل از رای عدم اعتماد مجلس سنا و انحلال دولت با مجتبی ثمره هاشمی دیدار داشت
مجتبی ثمره هاشمی یکی از پر نفوذترین مقامات و یا بهتر است بگویم با نفوذترین جانور در باغ وحش دولت احمدی نژآد به شمار میآید و از نزدیکترین افراد به شخص احمدینژاد ، و همین طور مشاور ارشد و معاون سیاسی وزیرکشور است و چون در محافل سیاسی بینالمللی شناخته شده ِ آنچنانی نیست در نتیجه کمتر در رسانههای غربی به ملاقاتهای او بها میدهند ولی او با بالاترین مقامات کشورهای مختلف اروپایی همواره ملاقات داشته و این شخص را سایه احمدی نژاد هم مینامند و به احتمال زیاد بر سر قطعنامه سوم که نشست و تفاهم نامه آن چند روز پیش انجام گرفت به رایزانی پرداخته تا بتواند رژیم آخوندی را از زیر تیغ تحریمهای شدید تر نجات دهد ولی غافل از اینکه دولت پرودی به اجل لبیک گفت و به لقاالله پیوست و ولی فقیه ماتم زده و مصیبت دیده ایران را در غم بزرگ هستهای تنها گذاشت
ضمن اظهار همدردی و غم شریکی با آخوندهای حاکم ، برای دولت مرحوم مغفور آقای پرودی ؛ دعا و نیاش بدرگاه بی نیاز الهی ـ استدعا داریم تا روح پر فتوح آن دولت را قرین رحمت خویش داشته و جنات فردوس برین را جایگاه و ماواهش گرداند و به ولی فقیه عزادارش صبر و شکیبائی جمیل و اجر جزیل اعطا فرماید . آمین
پنجشنبه، دی ۲۷، ۱۳۸۶
من به که گویم این درد را کند درمان

در طول تاریخ بشر جنگ بین فیزیک و متافیزیک مسیر حرکت رهروان علم و دانش و متوالیان مذهب را تا حدودی از هم جدا ساخته حالا منظور من درست و یا نادرست بودن هیچ نظریهای نیست بلکه میخواهم عنوان کنم که هیچ وقت یک دانشمند نظریه خودش را به یک رهبر دینی چه مسلمان باشد چه کاتولیک و یا هر دین دیگری تحمیل نمیکند ولی متوالیان مذهب همیشه احکامشان را به نوعی به دانشمندان تحمیل کردهاند نمونههای زیاد است از گالیله ، داروین ، فروید و جردانو برونو و... و امروزه دامنه این جدال به دانشگاه رم کشیده شده .
جریان از این قراره که پاپ بندیک 16 تصمیم داشت برای مراسم آغاز سال تحصیلی دانشگاهها به دانشگاه ساپینزا رم برود و ایراد سخنرانی کند در آستانه بازدید پاپ ؛ 67 تن از اساتید دانشگاه رم و تعداد زیادی از دانشجویان در نامهایی اعتراض آمیز حضور وی را در این دانشگاه ، برای مراسم آغاز سال تحصیلی بی مورد و نامناسب خوانده بودند و با توجه به اظهارات پاپ در سال 1990 میلادی ، که گویا پاپ بندیک زمانی که کاردینال بود ، به دادگاه کشیدن ِ گالیله ، در سال 1633به اتهام ارتداد را عادلانه و به جا خوانده بود ، دانشجویان و اساتید میخواستند تلافی حرفهای او را در لغو بازدید او از دانشگاه و با برپایی یک اعتراض رسمی به جا بیاورند و حتی تهدید کرده بودند اگر پاپ در این مراسم شرکت کند جلوی در ورودی و در سالن اصلی دانشگاه کنسرت راک بر پا خواهند کرد.
و پاپ هم وقتی اوضاع را آشفته دید دیدارش را لغو کرد و عاقبت مسئله خاتمه یافت ولی بحث و جدال و محدود کردن آزادی بیان و ندادن تریبون آزاد برای سخنرانی پاپ از طرف دانشجویان کم و بیش هنوز در محافل روشنفکری و دانشگاهی و رادیو تلویزیون و مطبوعات ادامه دارد .
البته دانشجویان موافق و مخالف هر کدام استدلال و دلایل خودشان را آزادانه بیان میکنند و دانشجویان مخالف ، معتقداً که دستگاه عریض و طویل کلیسا رادیو و تلویزیون و مطبوعات متعددی را در انحصار خود دارد و برای ابراز عقیده محل و فضای کم ندارد و مسئله سانسور کردن سخنان پاپ نیست بلکه مسئله سکولار بودن دانشگاه است و دانشگاه تعلق و وابستگی به مذهب نباید داشته باشد و آغاز سال تحصیلی را نباید پاپ افتتاح کند و ما نمیخواهیم پاپ به ما درس مذهب بدهد ولی اگر روز دیگری بود و روز افتتاح آغاز سال تحصیلی نبود هیچ اشکالی نداشت . و ما به عقاید او احترام میگذاریم .
البته بیشتر احزاب سیاسی این اقدام دانشجویان را محکوم کردند خوب در این کشور دموکراسی است و فردا هم همه دانشجویان سر کلاسهایشان میروند و اساتید هم به تدریس ادامه خواهند داد و کسی آنها را باز خواست نمیکند که چرا مانع از حضور پاپ در دانشگاه شدند .
حالا فرض کنید روزی خامنهای برای ایراد سخنرانی تصمیم رفتن به دانشگاه تهران را بگیرد . یقیناً هیچ یک از اساتید دانشگاهی جرئت اعتراض به ورود رهبر عالیمقام را ندارد و به فرض اگر هم استادان دانشگاه و دانشجویان اعتراض جمعی بکنند فوراً فرمان حمله به دانشگاه صادر میشود و نیروهای انتظامی و ارتش و ستادهای عملیاتی و حراست دانشگاه برای تصفیه دانشگاهها از اساتید وابسته به شرق و غرب وارد عمل میشوند و فوراً در داخل دانشگاه و موسسات عالی مستقر میشوند و اعلام انقلاب فرهنگی میکنند و شروع به بازداشت و دستگیری اساتید و دانشجویان میکنند و محکومیتهای قضایی به جرم توهین به رهبری و اقدام علیه امنیت و ارتباط با گروهکهای وابسته و منافق و تبلیغ علیه نظام و توهین به اعتقادات اسلامی را ضمیمه پرونده میکنند و آنان را به حبسهای تعزیری طولانی محکوم کرده و راهی زندان اوین میکنند و اگر شانس بیاورند و ناپدید نشوند تعلیق از تحصیل و تهدیدات خانوادگی مستمر و یا احکام متعدد کمیتههای انضباتی شامل حالشان خواهد شد میبینید فرق آزادی حقیقی و تقلبی را . حقیقت چیزی ذهنی نیست ، بسیار عینی است من به که گویم این درد را کند درمان ؟
شنبه، دی ۲۲، ۱۳۸۶
سهشنبه، دی ۱۸، ۱۳۸۶
با ملاهای ایرانی معامله نکنید
رژیم جمهوری اسلامی ایران بشدت در تلاش است برای برون رفت از شرایط و وضعیت فعلی و برای نجات از مشکلات اساسی اقتصادی که چند ماه اخیر به شکل حاد گریبان گیرش شده است دوباره بازارهای ایران را به سمت اقتصاد اروپا باز کند و در همین راستا قصد دارد با بزرگترین کمپانی نفت اتریش بنام "او.ام.ف" که تحت کنترل دولت قرار دارد تا آخر سال جاری قراردادی به مبلغ 22 میلیارد دلار به امضاء برساند.
و رژیم میخواهد با سرمایهگذاریهای کلان اروپایی ، منافع خود را با منافع اروپائیان گره بزند . واگر این نوع روابط اقتصادی تقویت شود پیآمد آن به یقین به ضرر مردم ما است و هیچ وقت اروپا و شرکتها و کمپانیها و سیاستمداران اروپایی از خیزشهای و حرکتهای اعتراضی دانشجویان و کارگران و زنان حمایت نخواهند کرد بارها و بارها گفتهاند و شنیدهایم که منافع کشورشان را به خاطر دانشجویان پلیتکنیک و یا روزنامهنگاران در بند به خطر نمیاندازند و تازه برای پیشبرد و رشد منافع اقتصادی خود و به سفارش رژیم نیروهای فعال و رادیکال اپوزیسیون را هم در خارج تحت فشار قرا میدهند
و بیشترین هزینه را طبق معمول در داخل ایران زندانیان و زنان و دانشجویان و کارگران ومحرومان و روشنفکران ، و در خارج نیروهایی که برای استقرار دموکراسی از طریق نفی تمامیت رژیم فعالیت میکنند خواهند پرداخت و همیشه یک معادلهای بین تضعیف اپوزیسیون و تقویت رژیم وجود داشته و دارد و درآن سوی کفه ترازو همیشه تقویت اپوزیسیون تضعیف رژیم را به دنبال داشته و دارد . و این اصل همیشه قانونمند بوده است .
قبل از اینکه دیر شود با امضاء پتیشن و با اعتراض به دولت اتریش از این واقعه جلوگیری کنیم
و رژیم میخواهد با سرمایهگذاریهای کلان اروپایی ، منافع خود را با منافع اروپائیان گره بزند . واگر این نوع روابط اقتصادی تقویت شود پیآمد آن به یقین به ضرر مردم ما است و هیچ وقت اروپا و شرکتها و کمپانیها و سیاستمداران اروپایی از خیزشهای و حرکتهای اعتراضی دانشجویان و کارگران و زنان حمایت نخواهند کرد بارها و بارها گفتهاند و شنیدهایم که منافع کشورشان را به خاطر دانشجویان پلیتکنیک و یا روزنامهنگاران در بند به خطر نمیاندازند و تازه برای پیشبرد و رشد منافع اقتصادی خود و به سفارش رژیم نیروهای فعال و رادیکال اپوزیسیون را هم در خارج تحت فشار قرا میدهند
و بیشترین هزینه را طبق معمول در داخل ایران زندانیان و زنان و دانشجویان و کارگران ومحرومان و روشنفکران ، و در خارج نیروهایی که برای استقرار دموکراسی از طریق نفی تمامیت رژیم فعالیت میکنند خواهند پرداخت و همیشه یک معادلهای بین تضعیف اپوزیسیون و تقویت رژیم وجود داشته و دارد و درآن سوی کفه ترازو همیشه تقویت اپوزیسیون تضعیف رژیم را به دنبال داشته و دارد . و این اصل همیشه قانونمند بوده است .
قبل از اینکه دیر شود با امضاء پتیشن و با اعتراض به دولت اتریش از این واقعه جلوگیری کنیم
دوشنبه، دی ۱۷، ۱۳۸۶
آن شیخ که خوش ظاهر و لبخند به لب بود
سیاست عوامفریبی و ریاکارانه خاتمی را به یاد دارید که برای جلب حمایت سیاسی و مالی جهان غرب ، گفتگوی تمدنها و ادیان را به راه انداخته بود تا با سرمایهگذاری خارجی ، ثبات و امنیت سیاسی و اقتصادی رژیم را تثبیت کند . و حتی این مقوله را به جلسات سازمان ملل و یونسکو برده بود در حالی که همان موقع هم در ایران بطور وحشیانه و مستمراً حقوق بشر نقض میشد و دولت خاتمی و سپاه پاسداران برای دستیابی به سلاح اتمی در بازار سیاه با هم خرید میکردند و همینطور زیارتنامههای گرانقیمتشان تروریستهای عراق و لبنان را شفا میداد
حالا بعد از چند سال ببینید چقدر حنای این گفتگوی تمدنها بی رنگ شده که حتی مـتـولـيان تدوين كـتـاب جـامـعه شناسي سال سوم رشته علوم انساني دوره دبيرستان متن مربوط به گفتگوي تمدنها را كه قبل از اين در صفحه 41 كتاب درج شده بود به كلي حذف كردهاند و امـا جـالـب ايـن كه فراموش كردهاند دست كم پرسشهاي مرتبط با اين موضوع را نيز حـــذف كــنــنـــد. بــنـــابـــرايـــن اكـنــون دانــش آمــوزان ايــن دوره تحصيلي با سوالاتي مواجه هستند كه پاسخ آن را در كتاب خـود نـمـييـابند !!
و در تهران نیز مرکزی به نام گفتگوی تمدنها تاسیس شده بود که عطالله مهاجرانی به سمت رئیس آن مرکز منصوب شده بود و این اواخر زیر سرپرستی محمود بروجردی معاون سابق وزارت خارجه و وزارت ارشاد اداره میشد و این مرکز بطور کل منحل شد و سازمان و کارکنانش تحت سرپرستی رئیس سازمان میراث فرهنگی قرار گرفتند و درخاتمه برای خاتمی وگفتگوی تمدنها فاتحه خواندند و حلوا خوردند
حالا بعد از چند سال ببینید چقدر حنای این گفتگوی تمدنها بی رنگ شده که حتی مـتـولـيان تدوين كـتـاب جـامـعه شناسي سال سوم رشته علوم انساني دوره دبيرستان متن مربوط به گفتگوي تمدنها را كه قبل از اين در صفحه 41 كتاب درج شده بود به كلي حذف كردهاند و امـا جـالـب ايـن كه فراموش كردهاند دست كم پرسشهاي مرتبط با اين موضوع را نيز حـــذف كــنــنـــد. بــنـــابـــرايـــن اكـنــون دانــش آمــوزان ايــن دوره تحصيلي با سوالاتي مواجه هستند كه پاسخ آن را در كتاب خـود نـمـييـابند !!
و در تهران نیز مرکزی به نام گفتگوی تمدنها تاسیس شده بود که عطالله مهاجرانی به سمت رئیس آن مرکز منصوب شده بود و این اواخر زیر سرپرستی محمود بروجردی معاون سابق وزارت خارجه و وزارت ارشاد اداره میشد و این مرکز بطور کل منحل شد و سازمان و کارکنانش تحت سرپرستی رئیس سازمان میراث فرهنگی قرار گرفتند و درخاتمه برای خاتمی وگفتگوی تمدنها فاتحه خواندند و حلوا خوردند
- آن شیخ که خوش ظاهر و لبخند به لب بود ....... اصلاحطلب بود
- وانکس که فریبـــــــا و ریاکار و جلب بود ....... اصلاحطلب بود ...ادامه
- این روزها که تهران و بسیاری از شهرستانهای ایران زیر برف سنگین فرو رفته شنیدن صدای گرم شاملو در سرمای زمستان که از برف میخواند چه لذتی دارد
- سرودهای از فدایی شهید مرضیه اسکویی ، که زنان افغانی اشعار او را میخوانند و از او یاد میکنند
- کلیپ غوغای ستارگان بهترین داروی آرام بخش برای تمام فصول
پنجشنبه، دی ۱۳، ۱۳۸۶
سهشنبه، دی ۱۱، ۱۳۸۶
دفتر سال نو 2008
دفتر سال نو 2008 با 365 صفحه سپید گشوده شد . سیاه کردن برگ برگ این دفتر به عهده ماست ، خالق هر آنچه به روی این کاغدهای سپید میآید . امیدوارم تمام رنگهای زندگی در آن جان بگیرند و دیگر دیوار بلند با خطوط نازک سیاه بر این دفتر نباشد .
و برایتان 12 ماه موفقیت و پیروزی ، 365 روز سلامتی و شادابی ، 8,760 ساعت آرامش و آسایش ، 525,600 دقیقه مهر و صفا ، 31,536,000 ثانیه امیدواری آرزو دارم
و برایتان 12 ماه موفقیت و پیروزی ، 365 روز سلامتی و شادابی ، 8,760 ساعت آرامش و آسایش ، 525,600 دقیقه مهر و صفا ، 31,536,000 ثانیه امیدواری آرزو دارم
اشتراک در:
پستها (Atom)


















