Recent Posts

یکشنبه، اسفند ۲۶، ۱۳۸۶

نمایش انتخابات هم خاتمه یافت



نمایش انتخابات هم خاتمه یافت و مقام معظم رهبری پیام تشکر برای ملت حماسه ساز ایران فرستاد و همه رسانه‌های دولتی داخل کشور از مشارکت مردم در انتخابات نوشته‌اند ولی اکثریت رسانه‌های صاحب نام دنیا از عدم شرکت مردم و سوت و کور بودن حوزه‌های انتخاباتی و تقلبات گسترده ، و از تحریم انتخابات گزارش دادند مثل رویتر ، بی بی سی ، خبر گزاری فرانسه ، العربیه ؛ روزنامه گاردین و...
بهتر است خامنه ای را برای جایزه سنگ پای قزوین (وبلاگ گل کو ) کاندید کنیم چون ولایت فقیه نزدیک به 30 سال است علیه مردم ایران خیانت و جنایت می‌کند و ارمغانی که برای ملت آورده است ، سرکوب و اختناق و فقر و تورم و بیکاری و فساد و غارت و چپاول و تبعیض است حالا ولی فقیه می‌گوید بیایید و دوباره به ما رای دهید تا این خیانت‌ها و این جنایت‌ها را بتوانیم ادامه بدهیم واقعاً که رو می‌خواهد !! آخه حکومتی که به راحتی آدم می‌کشد برایش دروغ گفتن کاری نداره !! تعداد آرا را هر چقدر بخواهد بالا پائین می‌برد .

امروز 25 اسفند سالروز ترور دوست عزیز، و مبارز سرافراز مقاومت حسین نقدی است که توسط مزدوران آدمکش رژیم در رم هدف گلوله های ولایت فقیه قرار گرفت سلام بر نقدی که جان و هستی خود را وقف آزادی مردم ایران کرد . یادش گرامی باد

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

جمعه، اسفند ۲۴، ۱۳۸۶

انتخابات

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

پنجشنبه، اسفند ۲۳، ۱۳۸۶

اعلام نتایج نهایی انتخابات




در افسانه‌های قدیم ایران شنیده‌ایم که مکتب‌دار بی‌سواد ده ، زمانی که با رقیب با سواد خود روبرو شد ، مردم را جمع کرد و در حضور آنان از رقیب با سواد خود خواست روی دیوار کلمه مار را بنویسد و آنگاه خود خطی معوج کشید و بعد از مردم پرسید ، کدام یک به مار شبیه‌تر است ؟ طبیعی است که مردم بی‌سواد مار را بر کلمه مار ترجیح دادند و در نتیجه رقیب با سود از میدان به در شد .حالا درخبرها خواندم یک نامزد انتخابات مجلس درمیاندوآب از رای دهندگان حوزه های انتخابیه میاندوآب ,شاهین دژو تکاب خواسته است نتیجه انتخابات روزجمعه دراین حوزه را پیش بینی کنند. و اقدام به برگزاری مسابقه ای نموده و هزار شترمرغ لذیز را هم به عنوان جایزه عنوان کرده است
با شنیدن این خبر تصمیم گرفتم نتایج نهایی انتخابات را نه تنها در میاندوآب بلکه کل کشور و به شکل مصور ترسیم کنم تا آنهایی که از سطح دانش عمومی و قدرت فهم و اندیشه و نیز توانایی درک و فراگیری مسائل را ندارند ، نتایج نهایی انتخابات را به شکل ابتدایی و نمادین با چشم خود ببینند شاید دیگر لازم نباشد بنویسیم که دموکراسی و آزادی و اصول بنیادین حقوق بشر از صندوق‌های آخوندها بیرون نمی‌آید شاید لازم باشد تصاویر این چنینی را رسم کنیم تا دیگر مردم فریب مکرر نمایش انتخابات را نخورند !!

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

چهارشنبه، اسفند ۲۲، ۱۳۸۶

این است شعار ملت رای نمی‌دیم به ذلت



سران رژیم جمهوری اسلامی به فضای سرد انتخابات اعتراف می‌کنند و ابراز نگرانی آنها قابل درک است رژیم می‌خواهد با کشاندن مردم به پای صندوق‌ها نمایش مشروعیت نظام را نشان دهد ولی مردم ایران این نمایش را غصب حاکمیت خودشان می‌دانند .معمولاً در کشورهایی که آزادی وجود دارد صندوق‌های رای سنگ بنای دموکراسی هستند و حق و وظیفه ملی و میهنی شهروندان است تا در امور کشور دخالت مستقیم داشته باشند به شرط این که انتخابات بر اساس معیارهای بین المللی باشد و نه در کشوری که هر صدائی از جنس آزادی را در گلو خفه می‌کنند در کشور ما انتخابات غیر آزاد مطرح است و نمایندگان مجلس در کشور استبدادی ما نقشی ندارند .

مگر زمانی که اصلاح طلبان خاتمی نژاد دارای مجلس و شورای شهر بودند چکار برای مردم کردند ؟ تازه خود خاتمی به قول خودش با 20 میلیون رای ریاست جمهوری را داشت ، مهره‌ای نبود فقط توانست وعده و وعید و لبخند تحویل مردم بدهد و تصمیمات مهم و قوانین نظام جمهوری اسلامی از طرف ولایت فقیه و خبرگان و نهادهای اجرایی آن گرفته می‌شود . و این نمایندگان دون پایه هیچ قدرت و اختیاری ندارند و بی تاثیر محسوب می‌شوند .تمام اهرمهای اصلی قدرت در دست ولی فقیه متمرکر شده و او به هیچ کس پاسخگو نیست

حرف ما این است که کلیت نظام را قبول نداریم در نتیجه به جزئیاتش رای نمی‌دهیم وقتی از ابتدایی ترین حقوق محروم هستیم به کسی حق و اختیار تعیین قوانین جبری را نمی‌دهیم نمی خواهیم بازیچه شویم وقتی با رای ما حکومت مشروعیت می‌گیرد و به بریدن دست و پا و سنگسار و اعدام ادامه می‌دهد با عدم حضورم در انتخابات به رژیم نه می‌گوئیم .باید با شرکت نکردن در انتخابات شعور ایرانی را به جهانیان نشان دهیم

نامزدهای انتخابات مجلس از داخل نظام هستند نمی‌خواهیم خودمان را گول بزنیم احزاب سیاسی و اپوزیسیونی در این انتخابات وجود ندارد تا وقتی که احزاب سیاسی در کشور وجود نداشته باشد صحبت از انتخابات برای مجلس یاوه گویی است.
دراین 28 سال هیچ انتخاباتی به مفهوم واقعی کلمه صورت نگرفته در تمام نمایشات انتخاباتی شرط اولیه کاندیداتوری التزام به اسلام و جمهوری اسلامی و ولایت فقیه و قانون اساسی مورد تائید شورای نگهبان بوده است کسانی که از فیلتر شورای نگهبان رد می‌شوند در قلب حکومت و تابع ولایت فقیه و برای حفظ نظام کار می‌کنند
شرکت در انتخابات تائید ظلم و ظلم های مضاعفی است به زنان که تنها حقی که نظام برایشان قائل است حق رای است و هیچ حقی در جامعه زن ستیز آخوندی ندارند و همین طور کارگران معلمین دانشجویان و شرکت در انتخابات تائید همه این بی عدالتی‌ها و اختناق است


اگر کسی در انتخابات شرکت کند رای او به عنوان رای به مقبولیت نظام تلقی خواهد شد از رای او برای اقدامات غیر قانونی و خلاف منافع ملی کشور استفاده خواهد شد مثل پروژه اتمی و جنگ با جامعه جهانی ، ایران به بمب اتمی احتیاج ندارد بمب‌های مخرب تر از بمب اتمی در ایران موجود است مثل بیکاری فقر فحشاء اعتیاد ، این انتخابات مسئله‌ای از کشور را حل نمی‌کند کار از جای دیگر لنگ است دیگر نمی خواهیم بین بد و بدتر بد را انتخاب کنیم انتخاب بد و بدتر راه حل مسئله نیست گزینه بهتر از بد و بدتر وجود دارد و آن تحریم است . تحریم یک اعتراض است و حداقل کاری است برای رساندن پیام به جامعه جهانی ، تحریم یک واکنش آگاهانه سیاسی است.

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

شنبه، اسفند ۱۸، ۱۳۸۶

گرامی داشت 8 مارس روز جهانی زن



با گرامی‌داشت 8 مارس روز جهانی زن و خاطره قلبهایی که برای برابری حقوق زن و مرد سوختند و زبانه کشیدند ولی تسلیم قوانین اسارتبار نشدند ، به پیشواز حرکت جنبش آزادی‌خواهانه زنان دلاور کشورمان می‌رویم .امسال به مناسبت روز جهانی زن کلیپی درست کردم که به صورت آزمایشی اینجا قرار می‌دهم و این عکس‌ها شاید بهتر و گویا تر از هر کلامی باشند
و به راستی اگر پای حرفهای هر کدام از این عکس ها بنشینیم و به درد دل ساده این زنان گوش بدهیم تمام حرف‌هایشان از زندگی گمشده‌ در لابلای قوانین مذهبی خواهد بود و آنهایی هم که حرف نمی‌زنند در سکوت نگاهشان می‌توانیم درد عمیق اسارت و زنجیر قوانین آخوندی را ببینیم . مثل حق طلاق ، حجاب اجباری ، دیه زن که نصف مرد حساب می‌شود ، اجازه نامه شوهر برای مسافرت خارج ، حکم غیر انسانی سنگسار و غیره ...
و متاسفانه در کشور ما بیش از همه جا این ظلم و ستم به زنان رایج است
شاید این جشن 8 مارس برای زدودن و پاک کردن وجدان‌هاست در برابر روزهای تکراری ، تکرار از خشونت و ظلم تاریخی ، در جوامعی که مرد‌سالاری ریشه‌های عمیق دارد عمقی به وسعت اقیانوس‌ها . سرنگون باد قوانین اسارت‌بار علیه زنان ستمدیده ایران .گرامی باد روز جهانی زن


بیانیه کانون وبلاگ نویسان ایران(پن لاگ) در گرامی داشت 8 مارس روز جهانی زن

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

سه‌شنبه، اسفند ۱۴، ۱۳۸۶

تصویب قطعنامه جدید شورای امنیت علیه ایران


این کاریکاتور را تقدیم می‌کنم به آقا محمود چون چند ماه پیش ادعا می‌کرد شورای امنیت قطعنامه دیگری علیه ایران تصویب نخواهد کرد چون گزارش آژانس بین المللی انرژی اتمی مثبت بوده در حالی که امروز شورای امنیت سازمان ملل متحد به قطعنامه جديد تحريم‌ها عليه ايران رای داد . اين قطعنامه كه به ابتكار بریتانیا، فرانسه و آلمان تهيه و تنظيم شده است با حمايت 14 كشور از 15 عضو اين شورا تصويب شد . برای اولین بار تحریم ها شامل کالاهایی می شوند که می توانند مصارف عمومی و یا نظامی داشته باشند. همچنین ممنوع شدن سفرهای ۵ تن از مقامات عاليرتبه ایرانی و درخواست تعلیق فعالیت های تجاری بیش از بیش با ایران از دیگر مفاد این قطعنامه است .

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

یکشنبه، اسفند ۱۲، ۱۳۸۶

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

شنبه، اسفند ۱۱، ۱۳۸۶

انعکاس تکذیب همکاری موریکونه در خبرگزاری‌های حکومتی

در پی تکذیب همکاری موریکونه موسیقیدان صاحب نام ایتالیایی برای ساختن موزیک متن فیلم فرزند صبح که به زندگی‌نامه آیت الله خمینی اختصاص دارد و در مورد آن چندی پیش نوشته بودم و طی تماسی که دوست عزیزم داود کریمی با موریکونه داشت و متن تکذیب نامه او را در وبلاگش قرار داد بود ، بالاخره خبرگزارهای حکومتی تکذیب رسمی موریکونه را اقرار کردند و به سوز و گداز و شکوه پرداختند و این تکذیب همکاری را سیاسی خواندند .

امروزه مردم جهان بیش از هر زمان دیگر نسبت به خمینی بعنوان منفورترین حکمران عالم و رذل‌ترین فرد جهان ابراز تنفر دارند و تملق و مجیزگویی برای خمینی یعنی بالا رفتن از شکنجه و خون فرزندان مردم ایران ، و درود بر شرف این هنرمند گرامی که اجازه نداد کارنامه درخشان هنری او ، در خدمت رژیم و به منظور بهره‌برداری سیاسی و تبلیغاتی و در جهت اهداف آخوندها قرار بگیرد
هر چی بود داود جان دمت گرم درست زدی به خال


اعتراض کانون وبلاگ نویسان ایران به بازداشت ابراهیم مهرنهاد برادرِ یعقوب مهرنهاد

اعتراض فدراسیون بین المللی حقوق بشر و سازمان جهانی مبارزه با شکنجه به صدور حکم اعدام برای یعقوب مهرنهاد

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

پنجشنبه، اسفند ۰۹، ۱۳۸۶

آخرین تاپاله جماران


وقتی که بحران عمیق سراپای رژیم آخوندی را در بر می‌گیرد و موجودیت و سرنوشت رژیم به خطر جدی می‌افتد و رژیم خطر سرنگونی را در جمیع جهات حس می‌کند جنگ اطلاعاتی و امنیتی رژیم بر علیه آزادی‌خواهان بالا می‌گیرد . ارگان‌های امنیتی و اطلاعاتی به موازات اعدام ها شکنجه‌ها و قطع دست و پا ، از فضای آزاد اینترنت استفاده می‌کنند و با نام های مختلف و با سایت‌ها و وبلاگ‌های رنگ وارنگ به شکار مخالفان جدی رژیم می‌پردازند و اطلاعات جمع می‌کنند و البته به نام حقوق بشر و به نام حمایت از زندانی سیاسی می‌نویسند و ظاهری دموکراتیک برای خود می‌تراشند .

چندی پیش مطلبی نوشته بودم با عنوان کوسه‌های وبلاگستان را بشناسیم و امروز دیدم که یکی از این کوسه‌ها کامنتی زیر کایکاتور حمایت من نوشته است و برایم خط و نشان کشیده البته مدتی است که با او و ادبیات او آشنایی دارم و یاوه های رسوا شده آخوند یونسی را نشخوار می‌کند و شاید لیاقت پاسخ گویی نداشته باشد ولی بد نیست تعدای از وبلاگ های او را معرفی کنم تا کسی گول ظاهر دموکراتیک او را نخورد .

شاید اندکی از وبلاگ نویسان او را با نام سهیک و با وبلاگ آخرین ترانه باران ( بخوانید آخرین تاپاله جماران ) بشناسند و همیشه من و تعدای از دوستانم را همه جا عامل نفوذی فرقه رجوی می‌خواند و توهین و ناسزاز می‌گوید و مرتباً تهدیدمان می‌کند البته هیچ هراسی از شندین جفنگیات آخوند پسند او ندارم و از تکرار خزعبلات او خنده‌ام می‌گیرد و با نام سهیک ، بامشاد تابناک ، یاشار ، مینو سپهر ، فرساوند ، سپنتا ، سروناز .و...چندین نام دیگر وبلاگ زده است

و انگار پشت مونیتور زندگی می‌کنند و از این راه ارتزاق می‌کند و هیچ گونه مشگل و محدودیت نداشته و ظاهراً از امکانات صنفی برخوردار است و مثل ما روزی 10 ساعت کار نمی‌کند . و ازاین وبلاگ به آن وبلاگش می‌رود کامنت می‌گذارد و گاهی هم به وبلاگ های پر بیننده دیگران مثل وبلاگ زیتون سر میزند و علیه مجاهدین در کامنت دونی او سخن پراکنی می‌کند و واکنش عاجزانه و پرفضیحت از خود نشان می‌دهد و خلاصه از وبلاگ سازی و سایت بازی اینترنتی که از صنایع نوظهور اطلاعات آخوندی است برای دروغ‌پردازی و لجن پراکنی علیه مقاومت استفاده می‌کند . و گاهی هم اسم وبلاگ و قالبش را عوض می‌کند تعدادی از وبلاگ‌های او این عناوین را دارد

آخرین ترانه باران
نفسی تازه کنیم ....بوی گل می آید
ایران مانا (نام قدیم ) نام جدید این وبلاگ خیس باران است
هفته های خاکستری
آهنگ .....نیمه بزرگ انکار (نام قدیم ) و نام جدید آن
زنان...... نیمه بزرگ انکار
رگ تاک ( نام قدیم ) نام جدید کافکا و هفت روز هفته
نفسی تازه کنیم ( نام قدیم ) نام جدید آخرین ترانه باران
چشم سوم (نام قدیم ) و با نام یاشار می‌نوشت و الان به اسم مینو سپهر و با عنوان زنان در اسارت فرقه رجوی می نویسد
ایران..... سراچه دلگیر
شکوفه گیلاس
سایه سار ( نام قدیم ) نام جدید سایه سار خستگی ها
من بی رنگی (نام قدیم ) نام جدید می بی رنگی
نقش درون

و در خاتمه یادآوری می‌کنم که این ترفندها و بوق‌های امداد رسان غیبی برای دستگاه جهنمی یک رژیم قرون وسطایی که دست بر قضا از هزاره سوم سر درآورده و به نظر می‌رسد که به نفس نفس افتاده تلاشی بی نتیجه است و توهین‌ها یک به یک مثل تف سر بالا به ریش آخوندها و همنوایان آنها باز می‌گردد و آقای معلوم الحال و مزدور آخوند پا بگور از تهدیدات و نشخوار اراجیف تو ترسی ندارم سعید امامی و لاجوردی و حاجی داود از پس ما برنیامد حالا تو با این وبلاگ‌های وصل شده به مخرج آخوند‌ها می‌خواهی ما را بترسانی ؟؟

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

چهارشنبه، اسفند ۰۸، ۱۳۸۶


حمایت

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

جمعه، اسفند ۰۳، ۱۳۸۶

به کدامین گناه ، مگر می‌شود









به کدامین گناه نھاد دوستى و مھر را بردارمی‌کشید؟
به کدامین گناه صداى عدالت وجوانى و شور را بر دار می‌کشید؟
به کدامین گناه حس واحساس و محبت به وطن را بردار می‌کشید؟
به کدامین گناه فریاد حق و آزادى ملت در بند را بردار می‌کشید؟
به کدامین گناه زبان گویاى بلوچ و بلوچى را بردار می‌کشید؟
به کدامین گناه نکرده بى گناه را با دارگناه , گناھکار می‌کنید؟
به کدامین گناه ,بکدامین گناه

مگر می‌شود نھاد مھر ودوستى و محبت را ھم اعدام کرد؟
مگر می‌شود صداى آزادى و حق طلبى را اعدام کرد؟
مگر می‌شود ملت اعدام شده را صدھا بار اعدام کرد؟
مگر می‌شود روشنایى و نور و دانش را اعدام کرد؟
مگر می‌شود تمام انسان وانسانیت را اعدام کرد؟
مگر می‌شود بویش خوش گُل را با چیدن از بین بُرد؟
مگر می‌شود از زاد و ولد مھر نھادھا جلوگیرى کرد؟
مگرمی‌شود , مگرمی‌شود
اى مادارن و دختران وطنم بلوچستاناى فرشتگان پروبال شکستۀ زمان
دیگر باره غرشى کنید بسان باران
ھزاران بزایید مھرنھادھا ھزاران

کوران دامنى

دوستان در کانون وبلاگ نویسان ایران برای حمایت از مهرنهاد وبلاگی را فعال کرده‌اند ، تا صدای عدالت و فریاد حق او در بهشت بی‌خبری ما خاموش نگردد . در سرزمینی که به هر گوشه آن داری برپا است و در خیابان‌های ستم دیده آن هر کسی برای نان گرسنگی دیوانه‌وار آمد و رفت می‌کند و هر کسی با سوزن تسلیم زندگی ، داستان خود را می‌دوزد در این میهن هزار زندان
.
فراخوان کانون وبلاگ نویسان ایران برای نجات جان آقای مهرنهاد وبلاگ نویس بلوچ

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

سه‌شنبه، بهمن ۳۰، ۱۳۸۶

انتخابات مجلس هشتم


























از صندوق‌های انتخابات مجلس هشتم بجز تفکر مستبد آخوندی چیزی بیرون نخواهد آمد .

اگر قرار بود تغییر و تحولی از صندوق‌های آراء بیرون بیاید مطمئن باشید حکومت آخوندی انتخابات را خلاف شرع اسلام و خلاف قانون اعلام می‌کرد

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

جمعه، بهمن ۲۶، ۱۳۸۶

حکم اعدام یک بلوچ دلاور





















یعقوب مهرنهاد به اعدام محکوم شده است او دبیرکل انجمن جوانان صدای عدالت و از فعالان مدنی و رهبر جوانان بلوچستان است . این انجمن که یک نهاد مدنی و مسقل ( ان جی او ) است حدود سه هزار عضو دارد . جوانان بلوچ ، یعقوب مهرنهاد را انتخاب کرده بودند بخاطر اینکه از مدافعان تسلیم ناپذیر مردم فقیر و محروم بلوجستان بود می‌دانستند که او نمی‌رود بروی صندلی با روکش نرم ِ پشت میزکار بنشیند و دستها را پشت سر قلاب کند و رئیس بماند و آبدارچی برایش شیرینی و چایی سرو کند . نه او بلوچ دلاوری است که با صدای خود و با قلم خود به ستم و تبعض تسلیم نمی‌شود و برای رهایی از فقر و محرومیت و آزادی بیان اهل سنت تلاش می‌کند .

یعقوب وبلاگ نویس و سرپرست روزنامه « مردم سالاری » است و از ستم سالاری که در حق مرم بلوچ روا داشته‌اند سخن می‌گوید و به خاطر همین نظام استبداد سالار دینی تحمل او را نداشت و 6 اردیبهشت ماه سال جاری او را به هنگام بازگشت از یک جلسه سخنرانی که با مجوز قانونی برپا شده بود به‌همراه 4 تن دیگر از دوستانش دستگیر و روانه زندان می‌شود
دادگاه یعقوب مهرنهاد ماه گذشته بدون حضور هیئت منصفه و وکیل و خانواده او برگذار می‌شود و پنج شنبه شب گذشته حکم اعدام او را بعد از 10 ماه زندان به خانواده‌اش ابلاغ می‌کنند

دو ماه پیش خانواده یعقوب در آخرین ملاقات با او آثار شکنجه را بروی سر و صورت و بدن ، و همچنین عدم تعادل و کاهش وزن را در او مشاهده می‌کنند و طی آخرین تماس تلفنی یعقوب مهرنهاد به خانواده‌اش گفته است من همچون برادران دیگر بلوچم پس از شکنجه‌ها بیگناه کشته می‌شوم

رژیم ایران دبیر انجمنی را می‌خواهد اعدام کند که اعتبارنامه رسمی از سازمان ملی جوانان را دارا است و از سال 1381 طبق قوانین جمهوری اسلامی فعالیت دارد ولی متاسفانه این حکم اعدام یک حکم سیاسی و یک توطئه سیاسی بر علیه مردم بلوچ است . این حکم صادره برای تائید روز 28 بهمن در دسترس دیوان عالی کشور قرار می‌گیرد . در دو سال گذشته شاهد هزاران دستگیری و صدها اعدام در ملاءعام در سیستان و بلوجستان بودیم . همین چند روز پیش بود شنیدیم برای ایجاد رعب و وحشت ساطور و تبر مسئولان قضایی و انتظامی دست و پای 5 جوان بلوچی را نشانه رفت و ما هیچ واژه ای برای بی‌رحمی این جانوران در ذهنمان نیافتیم

شاید طناب دار و این نوع احکام ظالمانه بتواند صدای یعقوب را خاموش کند ولی هرگز مردم غیور بلوچ را وادار به سکوت نخواهد کرد و جمهوری اسلامی ایران باید در انتظار عواقب ناخوشایند چنین احکامی باشد .

پی‌نوشت

کانون وبلاگ نویسان ایران حکم غیر انسانی اعدام برای یعقوب مهرنهاد وبلاگ نویس بلوچ را به شدت محکوم می‌کند

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

پنجشنبه، بهمن ۱۸، ۱۳۸۶

فرزند صبح یا پدرخوانده تروریسم

به گزارش خبرگزاری جمهوری اسلامی یک فیلم سینمایی به نام فرزند صبح درباره زندگی روح الله خمینی در ایران ساخته می‌شود و این فیلم در حال حاضر در مرحله مونتاژ قرار دارد و کار آن بزودی به اتمام می‌رسد و تمام خبرگزاری‌های رسمی ایران درباره این فیلم تبلیغ و ترویج کرده‌اند و بهروز افخمی کارگردان این فیلم به خبرگزاری‌ها رسمی ایران گفته است که با انیو موریکونه آهنگ ساز معروف ایتالیایی مذاکرات اولیه را به اتمام رساندیم و او به کمک پسرش موسیقی متن این فیلم را خواهد ساخت و هنرپیشه‌هایی مثل محمد رضا شریفی نیا و هدیه تهرانی نیز دراین فیلم ایفای نقش می‌کنند

وقتی این خبر را شنیدیم دوست عزیزم داود کریمی مسئول انجمن پناهندگان سیاسی ایرانی در ایتالیا در وبلاگش با فراخوان فوری به بستن چنین قرار دادی و به خدمت درآمدن برای پدرخوانده تروریسم هشدار داد و از موریکونه درخواست کرد تا هنرش را به پای دیکتاتوری هم چون خمینی قربانی نکند و دست همکاری برای تطهیر هارترین و بیرحم‌ترین دشمن مردم ایران ندهد
و بلاخره با موریکونه تماس حاصل شد و در تماس تلفنی استاد سرشناس موسیقی موریکونه به آقای کریمی اظهار داشت که این خبرکذب محض است و در این رابطه هیچ تماسی با او گرفته نشده است و اگرچنین پیشنهادی بشود موافقت نخواهد کرد .و این درحالی است که تمامی خبرگزاری های ایران از قول افخمی از مذاکره با موریکونه برای موزیک متن فیلم خبر می‌دادند و نوشته بودند موریکونه برنده جایزه اسکار می‌بایست قبل از تابستان کار ساخت موسیقی متن این فیلم را به اتمام برساند .

محمدرضا شرف‌الدين تهیه کننده این فیلم گفته که وقتي توليد اين پروژه را‌ آغاز كرديم، قصد داشتيم از «شون كانري» براي ايفاي نقش حضرت امام استفاده كنيم .

حضور چهرهای معروف و سرشناس می‌تواند عامل مهمی برای گسترش و ترویج مطامع و اهداف آخوندها باشد ولی نباید فراموش کنیم که سینما به عنوان هنر نمایشی و قالب کاری هنری نباید در خدمت هرمحتوای قرار بگیرد حقیقت هنر عین تعهد است نباید مسقل از یکدیگر فرض کرد .

چون مستی قدرت نیاز به مداحی و مجیزگویی دارد دلبرکان آخوند پسندی مثل افخمی با ساختن چنین فیلم‌هایی و برای نام ونان به شیپورخیانت پیشگی می‌دمند تا از چهره بدنام پدرخوانده تروریسم ، انسانی عرفانی و الهی بسازند البته با رنگ ولعاب و افکتهای خاص سینمایی و به این شکل وقتی هنر در خدمت انسانیت نیست از هستی حقیقی خود ساقط می‌شود . و هنر این چنینی هنر باسمه‌ای است چون خمینی به قول شاملو به تقوای آب و گیاه پی نبرد . و با یاس‌ها به داس سخن گفت

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

چهارشنبه، بهمن ۱۰، ۱۳۸۶

تسلیت به دکتر حمید رضا طاهرزاده



به طاهر عزیز

اگر تار تو
پشت طاقت اندوه
از غم هجران می‌نالد
لابه‌لای غربت ایام

اگر تار تو
در شبهای تار میهن
از غم ِ گلوی بر دار می‌نالد
لابه‌لای غربت ایام

تمامی برگ‌های دفتر زندگی
روزی با آهی بسته می‌ماند

استاد زنده‌ یاد ، ایستاده پا برجا
در صدای ساز تو جاودانه می‌ماند

ح مقدم



طاهر عزیز غم از دست دادن پدر، غم جانکاهیست در این غم ما بچه‌های ایتالیا را که از نزدیک می‌شناسی ، با خود شریک بدان و این ضایعه را به شما و خانواده و همه اهل فرهنگ و هنر بخصوص دوستداران تو و صدای بیاد ماندنی برادرت منوچهر طاهرزاده تسلیت می‌گوییم

در این رابطه یاداشت‌های زری اصفهانی


ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

شنبه، بهمن ۰۶، ۱۳۸۶

آقای پرودی در مجلس شورا ی اسلامی می توانست رای اعتماد کسب کند





رأي عدم اعتماد سناي ايتاليا به نخست‌وزير اين كشور ، رومانو پرودي را مجبور به استعفا کرد رومانو پرودي از مجموع 318 رأي سنا تنها توانست به 156 رأي مثبت در مقابل 161 رأي منفی دست يابد در حالي كه براي ادامه نخست وزيري، به حداقل 160 رأي مثبت نياز داشت.

ولی از شما چه پنهان آقای پرودی یقیناً در مجلس شورای اسلامی ایران می‌توانست رأي اکثریت نمایندگان مجلس را براحتی کسب کند چون پرودی و دلما ( وزیر امور خارجه ) از محدود سیاستمداران مورد پسند آخوندهای ایران بودند . وقتی او مقام نخست وزیری ایتالیا را کسب کرد سایت‌های دولتی ایران بشکن زدند و از پرودی دوست ایران در کاخ نخست وزیری نوشتند البته اشتباه نمی‌کردند . دولت پرودی و وزیر امور خارجه او ماسیمو دالما همیشه یکی از نزدیکان دولت مستبد مذهبی ایران بودند وهمیشه سعی داشتند خط مماشات با رژیم ایران را چه بطور آشکار و چه پنهانی به پیش ببرند و از شرکای تجاری مهم در معاملاتشان بودند و هستند و نان سیاسی آن را درحمایت از حزب الله و نقش مؤثری ایتالیا در لبنان می‌توان دید تا جایی که چند ماه پیش روزنامه ایل تمپو در ایتالیا ، پرودی و دلما را حزب الهی های جدید خواند و عکسی پر معنایی را در صفحه اول روزنامه منتشر کرده بود که ضمیمه همین پست قرار داده‌ام .

خوب وقتی بحران اقتصادی ، سیاسی ، اجتماعی در ایران تشدید می‌شود ونظام با خطرات جدی و تعیین کننده روبرو می‌شود همین آقایون پرودی و دلما به کمک نظام می‌روند همین چند هفته پیش بود تو خبر‌ها آمده بود شرکت ادیسون ایتالیا علی‌رغم تهدیدات قطعنامه‌های سازمان ملل 30 میلیون یورو برای اکتشافات گازی در ایران سرمایه گذاری کرده و قرار دادی را با رژیم به امضاء رسانده ‌اند گرچه قرار داد هنگفتی نیست چون جرئت سرمایه‌گذاری کلان را فعلاً ندارند ( به خاطر بی ثباتی رژیم ) خوب دولت احمدی نژاد با این پول چکار می‌کند ؟
همان کاری که تا حالا کرده ادامه سیاست سرکوب ، بنیادگرایی ،بزل و بخشش به حمس و حزب الله تاراج منابع ملی و.... الان هم اگر رژیم بتواند برای انتخابات مجلس هشتم تعداد کثیری از مردم را پای صندوق‌های رأي بکشاند در نتیجه کمپانی‌های نفتی و گازی هم سرمایه گذاری بیشتری می‌کنند و رژیم در وضعیت بهتری قرار می‌گیرد و سرکوب هم بیشتر می‌شود

دولت پرودی مدتی بود که با بحران‌های اساسی دست و پنجه نرم می‌کرد ولی استعفای کلمنته مستلا که اخيرا به علت حبس خانگی همسرش به اتهام سوء استفاده از مقام ، از سمت وزارت دادگستري استعفا داده بود ، ضربه کاری را بر پیکر دولت پرودی وارد آورد . خروج حزب مستلا از ائتلاف چپ گرايان ميانه توانست دولت اين كشور را وادار كند تا بسوي انتخابات زودرس سياسي برود
و جالب این که روز چهارشنبه که دولت پرودی در مجلس عوام رای اعتماد گرفت رومانو پرودی فرصت را غنیمت شمرد و همان روز با مجتبی ثمره هاشمی دیدار و گفتگو کرد و پنجشنبه شب هم که دولتش سرنگون شد وزیر امور خارجه یعنی ماسیمو دلما چند ساعت قبل از رای عدم اعتماد مجلس سنا و انحلال دولت با مجتبی ثمره هاشمی دیدار داشت

مجتبی ثمره هاشمی یکی از پر نفوذ‌ترین مقامات و یا بهتر است بگویم با نفوذ‌ترین جانور در باغ وحش دولت احمدی ‌نژآد به شمار می‌آید و از نزدیک‌ترین افراد به شخص احمدی‌نژاد ، و همین طور مشاور ارشد و معاون سیاسی وزیرکشور است و چون در محافل سیاسی بین‌المللی شناخته شده ِ آن‌چنانی نیست در نتیجه کمتر در رسانه‌های غربی به ملاقات‌های او بها می‌دهند ولی او با بالاترین مقامات کشورهای مختلف اروپایی همواره ملاقات داشته و این شخص را سایه احمدی نژاد هم می‌نامند و به احتمال زیاد بر سر قطعنامه سوم که نشست و تفاهم نامه آن چند روز پیش انجام گرفت به رایزانی پرداخته‌ تا بتواند رژیم آخوندی را از زیر تیغ تحریم‌های شدید تر نجات دهد ولی غافل از اینکه دولت پرودی به اجل لبیک گفت و به لقاالله پیوست و ولی فقیه ماتم زده و مصیبت دیده ایران را در غم بزرگ هسته‌ای تنها گذاشت
ضمن اظهار همدردی و غم شریکی با آخوندهای حاکم ، برای دولت مرحوم مغفور آقای پرودی ؛ دعا و نیاش بدرگاه بی نیاز الهی ـ استدعا داریم تا روح پر فتوح آن دولت را قرین رحمت خویش داشته و جنات فردوس برین را جایگاه و ماواهش گرداند و به ولی فقیه عزادارش صبر و شکیبائی جمیل و اجر جزیل اعطا فرماید . آمین

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

پنجشنبه، دی ۲۷، ۱۳۸۶

من به که گویم این درد را کند درمان


در طول تاریخ بشر جنگ بین فیزیک و متافیزیک مسیر حرکت رهروان علم و دانش و متوالیان مذهب را تا حدودی از هم جدا ساخته حالا منظور من درست و یا نادرست بودن هیچ نظریه‌ای نیست بلکه می‌خواهم عنوان کنم که هیچ وقت یک دانشمند نظریه خودش را به یک رهبر دینی چه مسلمان باشد چه کاتولیک و یا هر دین دیگری تحمیل نمی‌کند ولی متوالیان مذهب همیشه احکام‌شان را به نوعی به دانشمندان تحمیل کرده‌اند نمونه‌های زیاد است از گالیله ، داروین ، فروید و جردانو برونو و... و امروزه دامنه این جدال به دانشگاه رم کشیده شده .

جریان از این قراره که پاپ بندیک 16 تصمیم داشت برای مراسم آغاز سال تحصیلی دانشگاه‌ها به دانشگاه ساپینزا رم برود و ایراد سخنرانی کند در آستانه بازدید پاپ ؛ 67 تن از اساتید دانشگاه رم و تعداد زیادی از دانشجویان در نامه‌ایی اعتراض آمیز حضور وی را در این دانشگاه ، برای مراسم آغاز سال تحصیلی بی مورد و نامناسب خوانده بودند و با توجه به اظهارات پاپ در سال 1990 میلادی ، که گویا پاپ بندیک زمانی که کاردینال بود ، به دادگاه کشیدن ِ گالیله ، در سال 1633به اتهام ارتداد را عادلانه و به جا خوانده بود ، دانشجویان و اساتید می‌خواستند تلافی حرف‌های او را در لغو بازدید او از دانشگاه و با برپایی یک اعتراض رسمی به جا بیاورند و حتی تهدید کرده بودند اگر پاپ در این مراسم شرکت کند جلوی در ورودی و در سالن اصلی دانشگاه کنسرت راک بر پا خواهند کرد.

و پاپ هم وقتی اوضاع را آشفته دید دیدارش را لغو کرد و عاقبت مسئله خاتمه یافت ولی بحث و جدال و محدود کردن آزادی بیان و ندادن تریبون آزاد برای سخنرانی پاپ از طرف دانشجویان کم و بیش هنوز در محافل روشنفکری و دانشگاهی و رادیو تلویزیون و مطبوعات ادامه دارد .

البته دانشجویان موافق و مخالف هر کدام استدلال و دلایل خودشان را آزادانه بیان می‌کنند و دانشجویان مخالف ، معتقداً که دستگاه عریض و طویل کلیسا رادیو و تلویزیون و مطبوعات متعددی را در انحصار خود دارد و برای ابراز عقیده محل و فضای کم ندارد و مسئله سانسور کردن سخنان پاپ نیست بلکه مسئله سکولار بودن دانشگاه است و دانشگاه تعلق و وابستگی به مذهب نباید داشته باشد و آغاز سال تحصیلی را نباید پاپ افتتاح کند و ما نمی‌خواهیم پاپ به ما درس مذهب بدهد ولی اگر روز دیگری بود و روز افتتاح آغاز سال تحصیلی نبود هیچ اشکالی نداشت . و ما به عقاید او احترام می‌گذاریم .


البته بیشتر احزاب سیاسی این اقدام دانشجویان را محکوم کردند خوب در این کشور دموکراسی است و فردا هم همه دانشجویان سر کلاس‌های‌شان می‌روند و اساتید هم به تدریس ادامه خواهند داد و کسی آنها را باز خواست نمی‌کند که چرا مانع از حضور پاپ در دانشگاه شدند .

حالا فرض کنید روزی خامنه‌ای برای ایراد سخنرانی تصمیم رفتن به دانشگاه تهران را بگیرد . یقیناً هیچ یک از اساتید دانشگاهی جرئت اعتراض به ورود رهبر عالیمقام را ندارد و به فرض اگر هم استادان دانشگاه و دانشجویان اعتراض جمعی بکنند فوراً فرمان حمله به دانشگاه صادر می‌شود و نیروهای انتظامی و ارتش و ستادهای عملیاتی و حراست دانشگاه برای تصفیه دانشگاه‌ها از اساتید وابسته به شرق و غرب وارد عمل می‌شوند و فوراً در داخل دانشگاه و موسسات عالی مستقر می‌شوند و اعلام انقلاب فرهنگی می‌کنند و شروع به بازداشت و دستگیری اساتید و دانشجویان می‌کنند و محکومیت‌های قضایی به جرم توهین به رهبری و اقدام علیه امنیت و ارتباط با گروهک‌های وابسته و منافق و تبلیغ علیه نظام و توهین به اعتقادات اسلامی را ضمیمه پرونده می‌کنند و آنان را به حبس‌های تعزیری طولانی محکوم کرده و راهی زندان اوین می‌کنند و اگر شانس بیاورند و ناپدید نشوند تعلیق از تحصیل و تهدیدات خانوادگی مستمر و یا احکام متعدد کمیته‌های انضباتی شامل حالشان خواهد شد می‌بینید فرق آزادی حقیقی و تقلبی را . حقیقت چیزی ذهنی نیست‌ ، بسیار عینی است‌ من به که گویم این درد را کند درمان ؟

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

شنبه، دی ۲۲، ۱۳۸۶

احمدی و انرژی هسته‌ای


ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

سه‌شنبه، دی ۱۸، ۱۳۸۶

با ملاهای ایرانی معامله نکنید

رژیم جمهوری اسلامی ایران بشدت در تلاش است برای برون رفت از شرایط و وضعیت فعلی و برای نجات از مشکلات اساسی اقتصادی که چند ماه اخیر به شکل حاد گریبان گیرش شده است دوباره بازارهای ایران را به سمت اقتصاد اروپا باز کند و در همین راستا قصد دارد با بزرگترین کمپانی نفت اتریش بنام "او.ام.ف" که تحت کنترل دولت قرار دارد تا آخر سال جاری قراردادی به مبلغ 22 میلیارد دلار به امضاء برساند.

و رژیم می‌خواهد با سرمایه‌گذاری‌های کلان اروپایی ، منافع خود را با منافع اروپائیان گره بزند . واگر این نوع روابط اقتصادی تقویت شود پی‌آمد آن به یقین به ضرر مردم ما است و هیچ وقت اروپا و شرکت‌ها و کمپانی‌ها و سیاستمداران اروپایی از خیزشهای و حرکت‌های اعتراضی دانشجویان و کارگران و زنان حمایت نخواهند کرد بارها و بارها گفته‌اند و شنیده‌ایم که منافع کشورشان را به خاطر دانشجویان پلی‌تکنیک و یا روزنامه‌نگاران در بند به خطر نمی‌اندازند و تازه برای پیشبرد و رشد منافع اقتصادی خود و به سفارش رژیم نیروهای فعال و رادیکال اپوزیسیون را هم در خارج تحت فشار قرا می‌دهند

و بیشترین هزینه را طبق معمول در داخل ایران زندانیان و زنان و دانشجویان و کارگران ومحرومان و روشنفکران ، و در خارج نیروهایی که برای استقرار دموکراسی از طریق نفی تمامیت رژیم فعالیت می‌کنند خواهند پرداخت و همیشه یک معادله‌ای بین تضعیف اپوزیسیون و تقویت رژیم وجود داشته و دارد و درآن سوی کفه ترازو همیشه تقویت اپوزیسیون تضعیف رژیم را به دنبال داشته و دارد . و این اصل همیشه قانون‌مند بوده است .

قبل از این‌که دیر شود با امضاء پتیشن و با اعتراض به دولت اتریش از این واقعه جلوگیری کنیم

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

دوشنبه، دی ۱۷، ۱۳۸۶

آن شیخ که خوش ظاهر و لبخند به لب بود

سیاست عوام‌فریبی و ریاکارانه خاتمی را به یاد دارید که برای جلب حمایت سیاسی و مالی جهان غرب ، گفت‌گوی تمدن‌ها و ادیان را به راه انداخته بود تا با سرمایه‌گذاری خارجی ، ثبات و امنیت سیاسی و اقتصادی رژیم را تثبیت کند . و حتی این مقوله را به جلسات سازمان ملل و یونسکو برده بود در حالی که همان موقع هم در ایران بطور وحشیانه و مستمراً حقوق بشر نقض می‌شد و دولت خاتمی و سپاه پاسداران برای دستیابی به سلاح اتمی در بازار سیاه با هم خرید می‌کردند و همین‌طور زیارت‌نامه‌های گرانقیمت‌شان تروریست‌های عراق و لبنان را شفا می‌داد

حالا بعد از چند سال ببینید چقدر حنای این گفتگوی تمدن‌ها بی رنگ شده که حتی مـتـولـيان تدوين كـتـاب جـامـعه شناسي سال سوم رشته علوم انساني دوره دبيرستان متن مربوط به گفت‌گوي تمدن‌ها را كه قبل از اين در صفحه 41 كتاب درج شده بود به كلي حذف كرده‌اند و امـا جـالـب ايـن كه فراموش كرده‌اند دست كم پرسش‌هاي مرتبط با اين موضوع را نيز حـــذف كــنــنـــد. بــنـــابـــرايـــن اكـنــون دانــش آمــوزان ايــن دوره تحصيلي با سوالاتي مواجه هستند كه پاسخ آن را در كتاب خـود نـمـي‌يـابند !!

و در تهران نیز مرکزی به نام گفت‌گوی تمدن‌ها تاسیس شده بود که عطالله مهاجرانی به سمت رئیس آن مرکز منصوب شده بود و این اواخر زیر سرپرستی محمود بروجردی معاون سابق وزارت خارجه و وزارت ارشاد اداره می‌شد و این مرکز بطور کل منحل شد و سازمان و کارکنانش تحت سرپرستی رئیس سازمان میراث فرهنگی قرار گرفتند و درخاتمه برای خاتمی وگفت‌گوی تمدن‌ها فاتحه خواندند و حلوا خوردند

  • آن شیخ که خوش ظاهر و لبخند به لب بود ....... اصلاح‌طلب بود
  • وانکس که فریبـــــــا و ریاکار و جلب بود ....... اصلاح‌طلب بود ...ادامه

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

پنجشنبه، دی ۱۳، ۱۳۸۶

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

رای كميسيون استيناف سازمانهاي ممنوعه




گفتگو با آقای مهدی سامع پیرامون رای كميسيون استيناف سازمانهاي ممنوعه برگرفته از رادیو پیشگام



ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

سه‌شنبه، دی ۱۱، ۱۳۸۶

دفتر سال نو 2008

دفتر سال نو 2008 با 365 صفحه سپید گشوده شد . سیاه کردن برگ برگ این دفتر به عهده ماست ، خالق هر آنچه به روی این کاغدهای سپید می‌آید . امیدوارم تمام رنگ‌های زندگی در آن جان بگیرند و دیگر دیوار بلند با خطوط نازک سیاه بر این دفتر نباشد .
و برایتان 12 ماه موفقیت و پیروزی ، 365 روز سلامتی و شادابی ، 8,760 ساعت آرامش و آسایش ، 525,600 دقیقه مهر و صفا ، 31,536,000 ثانیه امیدواری آرزو دارم

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

یکشنبه، دی ۰۹، ۱۳۸۶

هفته‌ای که گذشت

اگر در پاکستان بنیادگرایان اسلامی برای تسخیر سیاسی ، رقیبان خود را از بین می‌برند و کسانی را که معتقد به جدایی دین از سیاست هستند را ترور می‌کنند در ایران آخوند پور محمدی راه حل بهتری برای ادامه تسخیر سیاسی یافته است ! در حالی که مردم پاکستان هنوز در سوگ بی نظیر بوتو بسر می‌برند ، فرزند بی نظیر و حزب مردم خود را برای انتخابات داغ پاکستان آماده می‌کنند ، آخوند پورمحمدی وزیر کشور و مجری برگذاری انتخابات آتی مجلس هشتم 92 میلیون کارت ملی صادر کرده است و احتمالاً مرده‌ها هم رای خواهند داد !!

طبق مرکز آمار ایران جمعیت کل کشور در سال 1385 که آخرین سرشماری انجام شده است 70 میلیون 495 هزار و 782 نفر است . پیدا کنید جستجوگران مشروعیت را !! آنهایی که برای مشروعیت سیاسی به هر وسیله نامشروعی متوسل می‌شوند و در این میان اصلاح طلبان حکومتی هم هنوز چشم به کرسی‌های این مجلس دوخته‌اند تا از خوان قدرت سهمی ببرند . البته بر اساس دیدگاه ولی فقیه حاکمیت در اصل از آن خداست و به عبارتی دیگر: حاکمیت ازشؤون ربوبیت الهی است. هیچ کس حق حکومت بر انسانی را ندارد، مگر آنکه خدا به او اجازه دهد . و ولایت فقیه از طرف خدا اجازه حکومت بر مردم ایران را داشته و دارد !!

و جالب اینکه جمهوری اسلامی در ادامه سیاست عوام‌ فریبی و مردمی نشان دادن چهره حکومت خود همیشه به دنبال چهره‌های محبوب ادبی سینمایی و هنری و ورزشی هست . آخرین نمونه آن دیه‌گو آرماندو مارادونا است که گویا با سفیر آخوندها در بوئنس آیرس ملاقات داشته و پیراهن امضاء شده خود را به او اهداء کرده است و گفته من از اعماق وجودم با مردم ايران هستم و آنها را حمايت مي‌كنم و خواستار دیدار با احمدی ‌نژاد شده است.


آقای مارادونا اگر می‌خواهد حمایت کند بهتر است از فرزند خودش حمایت کند که در پی خوش‌گذرانی‌های جنسی و بدور از چشم همسرش در ناپولی به جا گذاشته و هیچ حق و حقوقی برایش قایل نشده و بالاخره پس از کش و قوس‌های زیادی ، و با آزمایش« دی ان آ» دادگاه ایتالیا او را وادار به رسمیت شناختن فرزندش کرده است و فرزندش بارها برای حمایت مالی شکایت‌نامه تصمیم مقامات سفارت آرژانتین کرده است

و حتی امروزه فدراسیون بین‌المللی فوتبال به دلیل عدم پای‌بندی او به خانواده و همچنین فساد اخلاقی و درگیری با مواد مخدر هیچ‌گاه مارادونا را برای شرکت درمراسم رسمی دعوت نمی‌کند در حالی که از سایر پیش‌کسوت‌های فوتبال همیشه درمراسم‌ها ورزشی دعوت رسمی به عمل می‌آورند . مارادونا اسطوره فوتبال در زمین بود ولی بیرون از زمین هیچ آبرو و حیثیت انسانی نداشت

در این شرایط نا به سامان اقتصادی ایران او برای سفر به ایران 5 میلیون دلار پول تقاضا کرده است ، تا احتمالاً دسته گلی سر قبر خمینی ببرد وعکسی با احمدی نژاد بگیرد و شامی با علی دایی بخورد !!

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

پنجشنبه، دی ۰۶، ۱۳۸۶

دیدار از لورتو

از آنجا که مدتی پیش به دخترم قول داده بودم روز 25 دسامبر برویم به شهر مقدس لورتو گفتم " الوعده وفا " کفش و کلاه کردیم و راهی شدیم . خودم هم اشتیاق زیادی داشتم تا از نزدیک نقاشی‌های دیواری « فرسکو» کلیسای لورتو و خانه بازسازی شده عیسی مسیح را از نزدیک ببینم وقتی به نزدیکی های لورتو رسیدیم از تو اتوبان چشمم به گنبد بزرگ کلیسای لورتو خورد و به محض مشاهده گنبد از پشت صندلیم یک تو سری از دخترم خوردم ! تا خواستم صدایم را بلند کنم گفت بابا این رسمه هر کی گنبد را ببیند
باید تو سرش بزنند تبرک دارد و تو زندگی شانس میاره !! گفتم خوبه حالا فقط گنبد را دیدم لابد اگه تو بریم شکنجه هم می‌شیم !!


به هر حال جریان این خانه مقدس لورتو که عکسش را هم اینجا گذاشتم از این قراره که وقتی عیسی مسیح در بیت لحم نزدیکی بیت المقدس بدنیا می‌آید بعد از مدتی مریم از ترس پادشاه هیرودس عیسی را به مصر می‌برد و بعد از 12 سال اقامت در مصر و بعد از مرگ هیرودس به شام بازمی‌گردد حالا خشت‌های آن خانه‌ای که عیسی مسیح در بیت لحم در آن بزرگ شده بود و مقدس بود توسط شخصی که نام فامیلی آن « آنجلی به معنی فرشتگان » است به ایتالیا و به شهر لورتو آورده می‌شود

و در طول زمان هر کی می‌پرسد کی خشت‌های خانه عیسی را از بیت لحم آورده می‌گویند فرشتگان آورده‌اند ولی منظور فامیلی این شخص بوده نه فرشتگان آسمان !! و بعد این شخص با خشت‌های آورده از بیت لحم ، خانه عیسی مسیح را در لورتو بازسازی می‌کند و کلیسای بزرگی هم بنا می‌کنند

درداخل کلیسا صف نسبتاً طویلی برای وارد شدن به خانه مقدس بود که ما هم در صف قرار گرفتیم و وارد شدیم . داخل خانه همانطور که در عکس می‌بینید از دیوارهای خشتی بشکل بسیار ساده و ابتدائی درست شده و در بالای سرمان بروی دیوار یک شیئی آهنی گرد که کمی کوچک‌تر از توپ فوتبال بود نظرم را جلب کرد و پرسیدم این توپ آهنی چیه ؟ گفتند این بمب ارتش نازیست آلمان است که در جنگ جهانی دوم بروی این خانه پرتاپ شده بود و عمل نکرده و منفجر نشده است و بر این باورند که چون این خانه مقدس بوده بمب عمل نکرده !! و بعضی ها با حرکت کردن به روی زانو به دور این خانه از بیرون طواف می‌دهند و جای زانوها بروی مرمر سائیده شده قوسی ایجاد کرده که به وضوح قابل رویت بود . به هر حال زائران بسیار زیادی به دیدن این خانه و این کلیسا آمده بودند و من هم برایتان نوشتم و باورش را به عهده خودتان می‌گذارم...

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

سه‌شنبه، دی ۰۴، ۱۳۸۶

جشن میلاد عیسی مسیح



اگر چه مدتی است که راه نجات از نگاه کتاب‌های مقدس را کنار گذاشته‌ام و هیچ منجی و منادی صلح و آزادی را بجز دست‌های توان‌مند خودمان نمی‌شناسم . وگرچه مدتی است قصه‌های روزهای کریسمس را که کودکان گوش می‌ دهند و به امید آن فردایی که خواهد آمد ، و با چهرهای خندان می‌خوابند ، را باور ندارم . ولی ای کاش من هم می‌توانستم با آرزوی فردایی بخوابم که نجات دهنده ، عدالت را می‌آورد ، زخم‌ها را التیام می‌داد ، بر ظالمان می‌شورید ، و بی‌گناهان را پاداش می‌داد . اما نمی‌توانم از فضای روزهای زیبای کریسمس بی‌تفاوت بگذرم از چراغ‌ها و حباب‌های رنگی تزئین شده ، از صدای ناقوس‌ها و ترانه‌های کریسمس ، و از زینت خانه‌ها و فروشگاه‌ها و زینت درختهای کاج و هدایای دورش ، گرچه این سنت زیبا در جامعه مصرفی غربی به یک رسم تجاری تبدیل شده است ولی شکوه و بزرگی این جشن مسیحیان جهان در برف و سرما بسیار زیباست .

دیدن آدم‌های که از سرما در خیابان تا خرخره سر در گریبان بالا‌پوششان فرو کرده‌اند و دیدن دستان گرم کودکان کنار بخاری که به اشتیاق آمدن زاد روز عیسی مسیح بی‌تابی می‌کنند ، تا هدایای نادیده را باز کنند گوشه‌های از این روزهای پر جنب جوش است . و شاید نمی‌دانند کمی دورتر دست‌های کوچک کودکان دیگری کفشهای چرمی را می‌دوزد و دانه‌های ریز گردنبدی را نخ می‌کند و یا گره‌های قالی دست بافت ابریشمی را می‌بافت و شاید حتی نام خود را نداند .
و اگر خداوند در سرمای زمستان با تولد عیسی مسیح به جهان گرمی بخشید متوالیان استبداد مذهبی ایران به رهروان و پیروان عیسی مسیح هم رحم نکردند و تعداد زیادی از کشیشان و رهبران کلیسا های ایران را به قتل رساند در اینجا به ذکر چند نام که در شبکه خبر مسیحیان فارسی زبان آمده بسنده می‌کنم

در ۳۰ بهمن ۱۳۵۷، کشیش "ارسطو سیاح" در محل کارش در شیراز به قتل رسید
دراردیبهشت ۱۳۵۹ کسانی ! قصد ترور "اسقف دهقانی" را داشتند که منجر به قتل پسر وی گردید

قربانی بعدی ، کشیش "حسین سودمند" بود که بعداز چندبار دستگیری و بازداشت و بازجویی، نهایتآ در سوم دسامبر سال 1990 در محوطه زندان مشهد، مظلومانه و غریبانه بدار آویخته شد

کشیش مهدی دیباج ابتدا در سال 1985 به اتهامهای واهی ولی در حقیقت به جرم دگراندیشی وایمان به عیسی مسیح
دستگیر میشود؛ و در شرایط زیر اعدام، حدود دو سال نیز در سلول انفرادی قرار میگیرد
چند ماه بعد در روز 24 ژوئن، زنده یاد مهدی دیباج هنگامی که از باغ کلیسا واقع در زیبادشت کرج برای شرکت در
جشن تولد دخترش فرشته عازم منزل بود توسط افرادی کوردل ربوده میشود و متعاقبآ با چاقو بطرز فجیعی سلاخی و پیکرش قطعه قطعه میشود

اسقف "هایک هوسپیان مهر" ناظر کلیساهای جماعت ربانی ایران از چهره های شناخته شده و از برجسته ترین شخصیتهای جامعه مسیحیان ایران بود در تاریخ 19 ژانویه 1994 در حالیکه برای دیدار یکی از دوستانش عازم فرودگاه مهراباد بود دربین راه توسط افرادی مزدور ربوده شد و مظلومانه به قتل رسید

کشیش "طاطاوس میکائیلیان در تاریخ ۲۹ ژوئن سال ۱۹۹۴ ظاهراً جهت ملاقات با کسانی که خود را حق‌جو معرفی کرده " از منزل خارج شد، اما هیچگاه به خانه بازنگشت. مدتی بعد معلوم شد در آپارتمانی در تهران به ضرب گلوله به قتل رسانده‌اند
کشیش جوان "روانبخش (محمدباقر) یوسفی" که سالها به اتفاق خانواده از پسران کشیش دیباج در هنگام اسارت وی، نگهداری کرده بود، در صبحگاه روز 28 سپتامبر 1996 درحالیکه برای انجام نیایش از منزل خارج شده بود، مفقود میشود و جنازه حلق آویز او در جنگلهای اطراف ساری پیدا میشود. همچنین کشیش کلیسای خانگی قربان تورانی در" نوامبر 2005" در گنبدکاووس بر اثر ضربات چاقو به قتل میرسد و پیکر خون آلودش را در جلوی خانه اش رها میکنند

یاد همه دگر‌اندیشان قربانی شده گرامی نامشان جاودان راه شان پر رهرو باد

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

یکشنبه، دی ۰۲، ۱۳۸۶

تو قبله گاه منی



تو قبله گاه منی آخه پناه منی
حالا عاشقم آره عاشقم تو رفيق راه منی
نکنم دگر به کسی نظر که تو تکيه گاه منی
دوستت دارم های تو اميد موندن ميده
به اين صدای خسته فرصت موندن ميده

وای که چقدر دوستت دارم بقدر دنیا می خوامت
اندازه ستاره های آسمون می خوامت

ناز نگاه تو باده ناب من
مست و خرابم کن تو ای همه تب و تاب من
ای گل باغ دل چشم و چراغ دل
من به تو دل بستم فقط تورو می پرستم

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

جمعه، آذر ۳۰، ۱۳۸۶

تا آزادی پلی تکنیکی‌ها

سه دانشجوی در بند پلی‌تکنیکی امروز پس از گذشت 8 ماه زندان ، اسارت را در هم شکستند و به آغوش خانواده و هم رزمانشان بازگشتند و دانشجویان امیر کبیر در داخل دانشگاه ، در پی تبرئه دوستانشان بطور خود جوش جشن گرفتند و شیرینی پخش کردند و در این یلدای بزرگ میهن که زایش و تولد نور را بشارت می‌دهد شاهد شور و شیدایی و شیرینی و دمیدن نور بر اهریمن شب شدیم از همان آغاز دستگیری و بازداشت پلی تکنیکی‌ها بسیاری از دانشجویان و آزادی‌خواهان در سایت‌ها و وبلاگ‌هایشان تلاش گسترده‌ای را برای آزادی این دانشجویان انجام دادند و من هم همگام با تعدادی از وبلاگ‌نویسان در تمام مدت بازادشت این دانشجویان نام وبلاگ‌ام را به نام « تا آزادی پلی‌تلکنیکی » تغییر داده بودم و امروز هم در شادی این دانشجویان خودم را سهیم می‌دانم و این آزادی را به پلی تکنیکی‌ها و خانواده‌هایشان تبریک می‌گویم و از امروز دوباره با نام « بادبان » می‌نویسم

دوباره به وبلاگ بادبان خوش آمدید . حرف‌ها و درد دل‌ها و داستان عشق و تبعید ، در تنهایی شب ، از سفر‌های بی بازگشت ، از عطرهای به جا مانده و از یاد رفته ، نوشته‌هایی از سرزمینم که سرزمینم نیست از تنگ‌دستی‌ها از شور و شوق زندگی از استقامت یارانم می‌نویسم و بادبانم را در برابر آیینه قضاوت می‌گذارم نمی‌دانم چندین زمستان را باید بلرزیم و چندین پاییز را باید بریزیم و چه اندازه تا آزادی راه است و چه اندازه درد است ولی می دانم راه سخت و دشوار است چون جرم عشق است
اگر صدای زوزه‌های گرگ‌های در کمین‌گاه بگذارد سلام ستاره‌ها را برایتان آورده‌ام

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

چهارشنبه، آذر ۲۸، ۱۳۸۶

صدایت می‌زند



صدایت می‌زند
صدایت می‌زند ، از میان حلق
با التماس ِ نوشته‌ای

صدای ناقوس مرگ
چهارشنبه می‌آید

به صدای نفس‌های راحله
چوب حراج زده‌اند

برشت می‌گفت
آن که می‌خندد
هنوز خبر هولناک را نشنیده است

از طناب جور تو این زن
هزار بار آویخته شده
و تو به درجه رفیع آدم‌کشی نائل شده‌ای

و هزار چاقوی ظلم
در شاهرگش فرو برده‌ای

برای درمان سینه‌ام پان کی مون
جوشانده دم می‌کند
ح مقدم

نامه راحله زماني براي بخشش به خانواده شوهرش
راحله زماني زني كه قرار است چهارشنبه در زندان اوين به دار اويخته شود ديروز با ارسال نامه اي به خانواده شوهرش از انها خواست به خاطر بچه هايش او را ببخشند .
وي همچنين خواستار توقف اجراي حكم از سوي قوه قضاييه شد كه بتواند فرصت كافي براي اخذ رضايت داشته با شد. در اين نامه آمده است: من از اين كه ناخواسته اين كار را كرده‌ام پشيمانم. هنوز باورم نمي‌شود كه چه كرده‌ام. فكر مي‌كنم خواب ديده‌ام. آنقدر اذيت شده بودم و آنقدر رنج كشيده بودم كه يك لحظه كنترلم را از دست دادم و نفهميدم چه شد. من هم خيلي ناراحتم. باور كنيد من هم دلم براي شوهرم مي‌سوزد. اما اين كار ناخواسته بود.
من مي‌خواستم زندگي ‌ام را حفظ كنم. اما يك دفعه اتفاق افتاد. كاري كنيد حالا كه بچه‌هايم بي‌پدر شده‌اند ديگر بي‌مادري نكشند. سه سال است كه بچه‌هايم (دختر ۵ ساله و پسر ۳ ساله‌ام) را نديده‌ام. اما مي‌دانم كه الان يك چيز را گم كرده‌اند: مادر مي‌خواهند. اينها بچه‌هاي خانواده شوهرم هم هستند از آنها خواهش مي‌كنم فقط به آرامش خودشان و انتقام از من فكر نكنند به روح و روان بچه‌هاي من كه بچه‌هاي خودشان هم هستند، فكر كنند. اين بچه‌ها بدون پدر و مادر چطور بايد بزرگ شوند. وقتي بزرگ شوند نمي‌گويند چرا مادر ما را نبخشيديد. نمي‌گويند چرا نگذاشتيد ما بزرگ شويم و تصميم بگيريم. من سه سال است كه بچه‌هايم را نديده‌ام. چهار بار درخواست كرده‌ام اما آنها را نياورده‌اند. قبلاً براي ملاقات آنها خيلي اصرار نداشتم چون مي‌ترسيدم اگر آنها را ببينم قلبم بلرزد. مي‌ترسيدم نه خودم ديگر دوري آنها را طاقت بياورم و نه آنها دوري من را.
اما حالا مي‌خواهم آنها را ببينم. دلم ديگر به تنگ آمده، ديگر تحمل دوري بچه‌هايم را ندارم.
آن قتل فقط يك اتفاق بود. من نمي‌دانم يك لحظه چه بلايي سرم آمد كه اين كار را كردم. بچه‌هاي من تازه اول زندگي‌شان است چطوري بي‌پدر و مادري بكشند. آنها به هر حال بزرگ مي‌شوند اما محبت مادر و بوي تن مادر يك چيز ديگر است. كاش پدرشان بالاي سرشان بود. كاش من مي‌مردم و اين اتفاق نمي‌افتاد. من به خاطر خودم نمي‌گويم، فقط به خاطر بچه‌هايم مي‌گويم. اگر پسرشان را دوست دارند فكر بچه‌هاي او را هم بكنند. نخواهيد كه درد بچه‌ها دو برابر شود.
اگر من ظالم و گناهكار هستم، بچه‌ها كه گناهي ندارند. به خاطر آنها مرا ببخشيد و از خون من بگذريد.
من خانواده شوهرم را مثل پدر و مادر خودم مي‌دانم. الان هم خيلي براي آنها ناراحتم و براي اتفاقي كه براي پسرشان افتاده خيلي پشيمانم. آنها به خاطر يك لحظه‌يي كه نفهميدم چه شد، فكر مي‌كنند با پسرشان يا خودشان كينه و دشمني دارم ولي اينجوري نيست و من واقعاً نفهميدم كه چه كردم و الان پشيمانم. من هر شب خواب خانواده شوهرم را مي‌بينم و الان كه از خانواده او دور شده‌ام انگار از خانواده خودم دور شدم. فكر كنند من هم بچه خودشان هستم. من هم اميدم اين است كه آنها از خون من بگذرند. اصلاً نمي‌توانم تصور كنم آنها طناب دار را دور گردن من بيندازند.

راحله در خصوص علت ارتکاب قتل شوهرش، در جلسه محاکمه اش در دادگاه کيفری استان تهران چنين گفت:
«همسرم مدتی بود که‎ ‎با زنان ديگر رابطه داشت من اين موضوع را فهميده ‏بودم اما همسرم علی گردن‎ ‎نمی‌گرفت تا اينکه روز حادثه از خانه خواهرم به خانه خودم برگشتم و ديدم‎ ‎همسرم از ‏سر کار برگشته او هيچ وقت وسط روز به خانه نمی امد وقتی وارد‎ ‎خانه شدم ديدم زنی رو به رويم ايستاده »
راحله در ادامه افزود : «فرياد زدم از شوهرم به خاطر کاری که کرده بود توضيح‎ ‎خواستم اما او کتک مفصلی به من ‏زد و مرا از خانه بيرون کرد . شب‎ ‎دوباره برگشتم چون بچه‌هايم در خانه بودند دوباره با شوهرم دعوا کرديم‎ ‎‎. ‎شوهرم در چشمان من نگاه کرد و با عصبانيت گفت تو دو بچه به دنيا آوردی و‎ ‎ديگر به درد من نمی‌خوری ‏ديگر از با تو بودن لذت نمی‌برم»‎
«اين حرفش به شدت مرا عصبانی کرد که کنترل خودم را از دست دادم و با ميله آهنی به سرش کوبيدم. حرفهای ‎او مرا مثل مار زخمی کرده بود‎ »

مجمع عمومی سازمان ملل روز سه‌شنبه ۱۸ دسامبر، قطعنامه «منع جهانی مجازات اعدام» را با ۱۴۴ رای موافق، ‏‏۵۴ رای مخالف، و ۲۹ رای ممتنع به تصویب رساند
. این قطعنامه از همه کشورها می‌خواهد که اجرای مجازات اعدام را متوقف ساخته و در جهت لغو قانون مجازات اعدام سمتگیری کنند. جمهوری اسلامی، امریکا و مصر از مخالفان این ‏قطعنامه بودند.‏

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

دوشنبه، آذر ۱۹، ۱۳۸۶

جنبش دانشجویی



برای مشاهده بهتر روی طرح کلیک کنید

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

چهارشنبه، آذر ۱۴، ۱۳۸۶

گراميداشت سالگرد 16 آذر

این روزها جنبش دانشجویی 54 ساله می‌شود و 54 سال پیش با تصمیم آمریکا و وابستگان آن سرلشگر زاهدی و شعبان بی مخ و با اتحاد عمل حزب توده و آیت الله کاشانی و بهبهانی ، کودتاچیان بعد از براندازی دولت ملی دکتر محمد مصدق حکومت را بدست گرفتند . دانشگاه امٌا به عنوان آگاه‌ترین و حساس‌ترین عصب خلق درد و بغض سنگین کودتا را در دانشکده فنی دانشگاه تهران در اعتراض به سفر نیکسون معاون آیزنهاور، فریاد کرد و خون سرخ سه یار دبستانی شریعت رضوی _ قندچی _ بزرگ نیا _ نیروی محرکه فعالیت‌های ضد استبدادی و استعماری دانشجویان گشت و هنوز هم در گام‌های دانشجویان ایران تداوم دارد

و بعد دانشگاه در سالهای 40 و 50 به کانون اندیشه و تفکر بدل یافت و از بطن این جنبش دانشجویی اندیشه‌های چریکی ، چه بر مبنای ایدئولوژی مارکسیستی و چه بر مبنای جهان‌بینی توحیدی شکل گرفت جزنی‌ها و حنیف نژاد‌ها و جزوه‌های فدائیان و مجاهدین ، نوشته‌های گلسرخی و صمد بهرنگی سیاوش کسرایی و دکتر شریعتی دست بدست دانشجویان معترض ‌گشت و تا انقلاب 57 دانشگاه به عنوان پیشتاز مبارزات ملی مردم باقی ماند و بعد ازانقلاب هم همه دیدیم که چه بر سر دانشگاه و دانشجویان آوردند . دیدیم چگونه بی محابا با شمشیر زهر آلود انقلاب فرهنگی ، وارثان سه آذر اهورایی را زخم زدند و روانه سیاه‌چال‌ها و تاریک‌خانه‌ها کردند .
54 سال پیش اگر شاه بعد از سرکوب دانشجویان تیمسار مزینی را برای پوزش ‌خواهی به دانشگاه فرستاد خاتمی اصلاح طلب بعد از سرکوب 18 تیر به سردار نظری تشویق‌نامه و ارتقاء درجه داد
و امروز بعد از 54 سال این آتش هم چنان شعله ور است و هنوز سرود یار دبستانی را می‌خوانند مگر دانشجویان چه می‌خواهند جز آزادی یاران دبستانی ، و هنوز لباس شخصی و ماموران سرکوبگر نیروی انتظامی اطراف دانشگاه را محاصره می‌کنند و دانشجویان را دستگیر می‌کنند . مگر دانشجویان چه می‌خواهند جزتکه‌ای آزادی .

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

دوشنبه، آذر ۱۲، ۱۳۸۶

Le bugie hanno le gambe corte



ایتالیایی‌ها ضرب المثلی دارند که می‌گوید « دروغ‌ها » پاهای کوتاهی دارند
وقتی این فیلم را در یوتیوب دیدم طبق معمول حس فضولی‌ام که اینجا مودبانه کنجکاوی می‌نامم بالا گرفت همانطور که می‌بینید صدا و سیمای حاج عزت ضرغامی در اخبارش از شخصی به نام اربابی نام می‌برد که با پیتزای قرمه سبزی در مسابقات پیتزاهای برتر جهان در ایتالیا شرکت کرده و مقام سوم را کسب کرده ، و گزارش و فیلم و مصاحبه تهیه کرده و در یوتیوب قرار داده است .

البته این نوع دروغ‌ها خرجی نداره مدتی عده‌ ایی را مثلاً سرگرم می‌کند ولی من پیش خودم فکر می‌کنم آخه این همه دروغ بر سر مسائل اصلی مملکت کافی نیست ؟ این ها دروغ‌پردازی و ریا کاری را به همه زمینه‌ها تعمیم می‌دهند !! انگار عقده خود بزرگ ‌بینی دارند !!

این نوع مسابقات که از طرف شرکت‌های و فروشندگان کالاها و برای تبلیغ و ارائه کالا به بازار مصرف تشکیل می‌شود در ایتالیا بسیار رایج است و همه ساله از طرف شرکت‌های تولید کننده ، مثلاً آرد و یا شرکت تولید کننده پنیر پیتزا و با اسم‌های دهن پرکن مثل مسابقاب بین‌المللی پیتزا، یا مسابقات اروپایی پیتزا و ... برای تمام فصول دایر است . و خودشان هم داوری می‌کنند و خودشان هم به مشتریان خودشان که صاحبان رستوران‌ هستد جوایزو مقام و دیپلم می‌دهند حالا کاری به این نداریم

نکته جالب داستان این مسابقه اینجاست که این بابا یعنی حسین اربابی بر خلاف ادعایش مقامی کسب نکرده و سوم نشده چون در این سایت که در مورد این مسابقه نوشته است حتی عکس ‌های نفرات اول و دوم و سوم را چاپ کرده و اگر به روی عکس‌های آن‌ها کلیک کنید هیچ نشانی از چهره شادمان آقای حسین اربابی نمی‌بینید !!! ولی اسم او جزء لیست شرکت کنندگان و با شماره 103 مشخص شده است !!

و خبرنگاری که با او مصاحبه می‌کند یکی از پادو‌های رژیم تو ایتالیا است و اگر فرودگاه رم بروید روزهایی که ایران ایر پرواز دارد این پادو را با پیراهن یقه آخوندی و بی‌سیم بدست می‌بینید که چمدان‌ها را جا بجا می‌کند و موقعی که جلوی دوربین می آید کراوات می‌زند و خبرنگار صدا و سیمای ضرغامی می‌شود .و در قبال دریافت پول از کسانی که بار اضافی دارند چمدان ‌های‌شان را رد می‌کند !! البته در نظامی که می‌دزدند می‌چاپند و رشوه می‌گیرند و فساد مالی تمام ساختار رژیم را در بر گرفته این نوع برخوردها حالت عادی پیدا کرده و به عنوان جرم و تخلف محسوب نمی‌شود !!

ولی دروغ ِ کسب ِمقام برای پیتزا قرمه سبزی اگرچه ظاهراً چیز کم اهمیتی است ولی ماهیت واقعی عوامل رژیم را بازگو می‌کند و چون دیدم نوچه‌های حاجی عزت ضرغامی با بردن پرچم جمهوری اسلامی و از طریق یوتیوب تبلیغ برای آبروی باقی نمانده‌شان راه انداختند خواستم به ضرغامی بگویم حاجی « دروغ ها » پاهای کوتاهی دارند !!

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

چهارشنبه، آذر ۰۷، ۱۳۸۶


برای مشاهده بهتر روی طرح کلیک کنید

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

سه‌شنبه، آذر ۰۶، ۱۳۸۶

شغالی گر ، ماه بلند را دشنام گفت


روزنامه « سونسکاداگ بلادت » چاپ سوئد در گزارشی که از لورنس بوتلر منتشر کرده مدعی شده که بسیاری از سربازان زن در سازمان مجاهدین آن چنان مورد تجاوز جنسی قرار گرفته‌اند که قادر به بازگشت به سوی خانواده‌هایشان نیستند . این روزنامه بعد از واکنش شدید هواداران مقاومت عقب نشینی کرد
اما به مزدوران زنگ زده و سایت‌های ‌وزارت اطلاعات باید گفت این دعاوی و اقدامات شما و دست و پا زدن به هر دنائتی برای حفظ نظام ، نشان از ورشکستگی موجودیت نظام آخوندی است . مجاهدین بارها مستمراً از سازمان ملل متحد و سازمان‌های بین‌المللی مدافع حقوق بشر خواستار اعزام هیئت ‌های تحقیق و دیدار از قرارگاه‌های‌شان شده‌اند منشاء این دروغ‌پردازی‌ها کسی جز دیکتاتوری مذهبی و تروریستی حاکم بر ایران نیست .

شغالی
گَر
ماه بلند را دشنام گفت -
پیران شان مگر
نجات از بیماری را
تجویزی اینچنین فرموده بودند.
فرزانه در خیالِ خودی
اما
آن که به تندر
پارس می کند،
گمان مدار که به قانونِ بو علی
حتي
جنون را
نشانی از این آشکاره تر
به دست کرده باشند.
احمد شاملو


ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

پنجشنبه، آذر ۰۱، ۱۳۸۶

مجمع عمومی سازمان ملل با صدور قطعنامه‌ای نقض حقوق بشر در ایران را محکوم کرد

نظام مستبد مذهبی حاکم به ایران دیروز پنجاه و چهارمین تمبر یادگاری نقض حقوق بشر را به کلکسیون دفتر آغشته به خون خود چسباند و کمیته حقوق بشر مجمع عمومی سازمان ملل با صدور قطعنامه‌ای نقض حقوق بشر در ایران را محکوم کرد علی‌رغم تلاش‌های مذبوحانه محمد خزاعی نماینده آخوندها اين قطعنامه با ۷۲ رای موافق در برابر ۵۰ رای مخالف و ۵۵ رای ممتنع تصويب شد در آخرين بند این قطعنامه از دبيركل ملل متحد ميخواهد تا با توجه به اينكه رژيم ايران قطعنامه هاي قبلي ملل متحد را رعايت نكرده است يك گزارش كامل از نقض حقوق بشر به مجمع عمومي ارائه كند.

تهران اتمی ، احمدی نژاد و جنگ جهانی سوم کتابی است که آقای علیرضا جعفرزاده در باره برنامه هسته‌ای رژیم ایران نوشته است و به زبان ایتالیایی ترجمه شده و از 15 نوامبر در تمام کتابفروشی‌ها در دسترس عموم قرار دارد و اگر دوستان مقیم ایتالیا قصد خرید آن را در اینترنت دارند می‌توانند از اینجا خرید کنند تخفیف هم می‌دهند

همانطور که در خبرها چند روز پیش خواندید کمیته‌ای در سازمان ملل با اهدف امحاء نهایی حکم اعدام در سراسر جهان رای به تعلیق مجازات اعدام در جهان را داده است و این پیشنهاد تعلیق مجازات اعدام از طرف ایتالیا در سازمان ملل به رای گذاشته شده بود . و این قطعنامه قرار است در شصت و سومین مجمع عمومی سازمان ملل در سپتامبر آینده به بحث و پیگیری گذاشته شود . آقای سرجو دلییا که از مسئولین سازمان غیر انتفاعی « به قابیل دست نزنید » است نقش ارزنده و بسزایی در تصویب و ارائه آن داشت و برای بردن این قطعنامه به مجمع عمومی سازمان ملل بارها به همراه حزب رادیکال‌ها به اعتصاب غذا و تشکیل تجمعات اعتراض پرداخته اگر مایل به یک تشکر از سرجو دلییا هستید می‌توانید به او ایمیل بزنید ( s.delia@radicali.it )و این موفقیت را به او تبریک بگوئید



ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

شنبه، آبان ۲۶، ۱۳۸۶

کوسه‌های وبلاگستان را بشناسیم

در دنیایی که ما زندگی می‌کنیم ، همان‌طور که آب مهمترین ماده حیاتی است مهمترین و حیاتی ترین دستاور انسان دراینترنت هم آزادی بیان است متاسفانه این واژه در ادبیات سیاسی نظام‌های غیر دموکراتیک خلاف اخلاق محسوب می‌شود و نبودن فضای باز سیاسی عامل مهمی است برای کنترل قدرت حاکمان و به همین خاطر کوسه ماهی های وزارت بد نام اطلاعات رژیم خودشان را ماهی سفید جا می‌زنند و وارد این دریای بی‌کران می‌شوند وبلاگ و سایت می‌زنند وبلاگ‌های رنگ و وارنگ ، تظاهر به مخالف بودن و دگر اندیشی می‌کنند تا بتوانند ماهی های کوچک‌تر را غورت بدهند مثل مرغ ماهی‌‌ها ، ساردین‌ها ، ، پلانکتون‌ها که در دریای بی حد و حصر شبکه اینترنت به آسودگی حرکت می‌کنند .
کوسه‌ها حس قوی دارند و می‌توانند از کیلومترها فاصله بوی طعمه را بفهمند و بوی خون را بفهمند . کوسه‌ها به سوی ارتعاشات نا منظم که شاید علائمی از یک طمعه زخمی باشد جذب می‌شوند . این کوسه‌ها با داشتن دندان‌هایی تیز ، و با اشتهایی گوشتخوارانه در واقع بدنبال ماهی‌های آزاد و عروس‌دریایی هستند و حساسیت کمتری نسبت به فرکانس‌های ارتجایی کرمهای دریایی و نرمتنان دارند . کوسه ماهی‌ها حتی بچه‌هایشان را هم می‌خورند به این گوشت‌خواران نمی‌شود اعتماد کرد و به زبان دیپلماسی بسیار بی‌رحم هستند .
وزارت اطلاعات رژیم ماهی مرکب هم در اینترنت دارد همان ماهی‌هایی هستند که برای بدست آورد طعمه آب را سیاه می‌کنند و آنگاه به راحتی به شکار می‌پردازند .
حالا چی شده این حرف‌ها را می‌زنم امروز دو بار ایمیلی دریافت کردم که این ایمیل را تماماً کپی کردم و برایتان گذاشتم تا بخوانید . در این ایمیل آمده


شاعر گرامي و فرهيخته‌ي ارجمند

با سلام، احتراماً به استحضار مي‌رساند انتشارات ائلشن وابسته به مؤسسه ی فرهنگي و اطلاع‌رساني آموزگار مهر در نظر دارد آنتالوژي شعر فارسي ده سال اخير (85-1375) را گردآوري و منتشر نمايد، لذا از جنابعالي به عنوان يكي از شاعران فعال در اين دوره‌ي زماني دعوت مي‌شود در اين مجموعه حضور داشته باشيد.
لازم به توضیح است که این آنتالوژي به عنوان یک منبع ارزشمند و دست اول در زمینه ی شعر معاصر ایران، به شکل کتابی نفیس در دسترس دانشگاهها و مراکز پژوهشی داخل و خارج از کشور قرار خواهد گرفت. ضمنا برای ایجاد ارتباط و تعامل هر چه بیشتر بین شاعران معاصر و مراکز دانشگاهی، مطبوعات، ناشران و همه مخاطبان شعر معاصر، آدرس وبلاگ شاعران حاضر در مجموعه در پایان کتاب خواهد آمد.

شرایط:
• از هر شاعر حداکثر 2 شعر پذيرفته مي‌شود.
• براي انتخاب شعر، حداقل 3 و حداكثر 5 قطعه شعر بايد ارسال گردد.
• تاريخ سرودن شعر بين سالهاي 1375 الي 1385 باشد.
• شعرها ترجيحاً در كتابي چاپ نشده باشد. (چاپ در مطبوعات موردي ندارد.)
• حضور در اين مجموعه محدوديت سني ندارد.
• شعرها از لحاظ قالب محدوديتي ندارند.

نحوه ی ارسال:
• شعرها در نرم‌افزارword و با قلم نازنین تايپ و ارسال گردد.
• اشعار بايد تا تاريخ 30/9/1386 ارسال گردد.
• نوشتن نام و نام خانوادگی، تخلص، تاریخ تولد، جنس، میزان تحصیلات، آدرس پستی کامل، آدرس وبلاگ، پست الکترونیکی، تلفن تماس و عناوین کتابهای منتشر شده (در صورت انتشار) الزامی است.

توجه:
• انتخاب اشعار تا پايان دي ماه سال‌جاري انجام شده و به اطلاع شاعران خواهد رسيد.
لطفاً اشعار خود را به يكي از سه پست الكترونيكي زير ارسال فرماييد:
poem86@gmail.com
info@elshanpub.com
elshanpub@yahoo.com

ضمناً شماره تلفن همراه 09124441318 و سایت اینترنتی انتشارات ائلشن در آدرس elshanpub.com جهت کسب اطلاعات بيشتر در اختيار شما می باشد.


خطاب کردن من باعنوان شاعر گرامی و فرهیخته و جا سازی این هندوانه‌ها زیر بغل من ، حکایت داستان « زاغ و روباه » کتاب فارسی دبستان است .
زاغکی قالب پنیری دید
به دهان برگرفت و زود پرید
بر درختی نشست در راهی
که از آن می گذشت روباهی
روبهک پرفريب و حیلت ساز
رفت پای درخت و کرد آواز
گفت به به چقدر زیبایی
چه سری چه دمی عجب پایی
پر و بالت سیاه رنگ و قشنگ
نیست بالاتر از سیاهی رنگ
گر خوش آواز بودی و خوشخوان
نبودی بهتر از تو در مرغان
زاغ می خواست قار قار کند
تا که آوازش آشکار کند
طعمه افتاد چون دهان بگشود
روبهک جست و طعمه را بربود

حالا با این ایمیل می‌خواهند نام و نام خانوادگی، تخلص، تاریخ تولد، جنس، میزان تحصیلات، آدرس پستی کامل، پست الکترونیکی، تلفن و .........تا شماره نمره کفشم را مفت و مجانی بدست بیاورند و این اولین بار نیست که سعی می‌کنند شناسایی کنند . حالا نمی‌دانم بین این همه وبلاگ پر بیبیننده و این همه فعال حقوق بشر و مدافعین زنان و این همه شاعر و نویسنده و طراح و هنرمند با سلیقه چرا سراغ من آمدند که وبلاگم نه بیننده آنچنانی دارد و نه خود هنر آنچنانی دارنم

بهر حال اگر مقاله و یا شعری می نویسم و یا کاریکاتوری می‌کشم و یا طرحی درست می‌کنم خودم را نه شاعر و نه کاریکاتوریست و نه نویسنده می‌دانم و نه معلمی برای شعر و طراحی کاریکاتور و ادبیات داشتم و این راه را از جاده خاکی پیمودم و جاده آسفالت شده و راحت نداشتم و به این خاطر اشتباه‌هاتم را نمی‌توانم کتمان کنم ولی برای من امر مهم ابزار بود و وبلاگ و شعر و کاریکاتور ابزار خوبی هستند تا بتوانم در معبر بادهای مجازی بادبان برافرازم تا درد دل و قلب زخمی مردمم را در این وبلاگ پارو بکشم
نوشته هایم شناسنامه من است مهم نیست نام و نام خانوادگی‌ام چی باشد و میزان تحصیلات و آدرس پستی‌ام و شماره تلفنم چی باشد
اگر در واقع بدنبال اطلاعات برای وزارت‌خانه بد نام‌تان می‌گردید اینقد‌ها هم پخمه نیستم . اگر منظورتان شعر است آرشیوم به‌روی همه باز است
آقایون وزارت بد نام اطلاعات لطفاً طعمه سر قلاب را زیادی شیرین نکنید ! فایده‌ای نداره این ترفندها و طرحهای وزارت جاسوسی و آدم‌کشی را نقش بر آب می‌کنیم با این تلاش مذبوحانه نمی‌توانید ضربات دریافتی را جبران کنید .

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

چهارشنبه، آبان ۲۳، ۱۳۸۶

سخنرانی احمدی نژاد در دانشگاه علم و صنعت


دیروز رئیس جمهور تروریست ولی فقیه در دانشگاه علم و صنعت سخنرانی کرد و طبق معمول دست‌چین‌های گروه بسیجی و حراست ؛ و خودی‌ها را آورده بودند . و با تعطیلی کلاس‌ها از قبل مانع تجمع مخالفان در محل سخنرانی احمدی‌نژاد شدند .
فقط کسانی که دارای کارت مخصوص ورود بودند می‌توانستند به محل سخنرانی بروند و همینطور 3 تن از دانشجویان معترض که در بیرون محوطه دانشگاه بودند بازداشت و به محل نامعلومی منتقل می‌کنند . نکته‌ای جالبی که درعکسهای این مراسم دیده می‌شد پوسترهای « کارت دانشجویی » احمدی نژاد بود که در دستان بسیجیان دیده می‌شد که ما نفهمیدیم منظورشان چیه !!
که البته من تا این کارت دانشجویی را دیدم گفتم بهتر است ماهیت و هویت واقعی این جانی را به روی این کارت دانشجویی
بیاوریم . و هدایتش کردم به فتو شاب .

آخوند رفسنجانی که بخوبی می‌داند نظام و پرونده هسته‌ای نظام بروی یک گسل عمیق قرار دارد و فرو ریختن آن حتمی است بشدت احساس خطر کرده و چند روز پیش شرایط را بحرانی و خطرناک خوانده , و به جانوران نظام هوشتار خطر داده بود
و احمدی‌نژاد هم در دانشگاه علم و صنعت تعارف را کنار گذاشت و به رفسنجانی و دار و دسته رقیب خود پاسخ داد و آنها را
خائن و جاسوس بیگانه‌گان خواند و گفت اطلاعات هسته‌ای درون نظام را به بیرون می‌دادند و خواستار فشار تحریم‌ها هستند
حالا باز اینجا هم ما نفهمیدیم شفافیت پرونده هسته‌ای ایران برای مصاف صلح آمیز را قبول کنیم یا پروند‌های جاسوسی روی میز دادگاه‌های قضایی ایران را !! اگر شفافیت است پس جاسوسی چیست ؟؟

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

پنجشنبه، آبان ۱۷، ۱۳۸۶

بازتاب حکم جلب اینترپل

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

شنبه، آبان ۱۲، ۱۳۸۶

ای پلنگان و شیران ، اگر نباشید

در سرزمین نفرین شده من
سمفونی هسته‌ای را یک نواخت می‌زنند
و گرسنگی را به قرینه چشمان می‌چسبانند
در خود فرو می‌روم ، از سر دریغ

چطور می‌توانم
با خشت خشت ویرانی
نجوای دوباره می‌سازمت وطن را بازگو کنم

چطور می‌توانم
با دیدگان خشکیده ، کنده ِ جان داده از تیغ تبر را آبیاری کنم
تا زایش جوانه‌ای ، یا که ساقه نو رسی را ببینم


ای پلنگان و شیران ، اگر نباشید
روبه مکار
این سرزمین را ، با عربده‌های جهالت یک جانی
به ویرانه می‌کشد
و دیوان تاریخ زرنگار ما را به زنگار زمان می‌سپارد


بر شاهرگ سرزمین من دوباره جغدی نیمه شب می‌خواند
می‌روم سهم مرگم را از تاتاریان بگیریم
در دم دمای صبح ، ای پلنگان و شیران
اگر نباشید...
ح مقدم (بادبان )

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

پنجشنبه، آبان ۱۰، ۱۳۸۶















طلوع

ببين در سکوت

اشگ‌های ماه را

با احساس مهتابيش

عاجزانه از آفتاب ،

در خواست وداع

با فرزندانش را دارد

ح مقدم (بادبان )

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

دوشنبه، آبان ۰۷، ۱۳۸۶

هالووین برای تمام فصول در بیت مقام معظم رهبری



معمولاً در بیشتر کشورهای غربی بنا به سنت دیرینه دوستداران جشن هالووین با به تن کردن لباس‌های عجیب و غریب و با نصب نماد‌های ترسناک ارواح و شیاطین را می‌ترسانند و خود را از اجنه و دیو‌ها پنهان می‌کنند و ارواح سرگردان هم با دیدن این شکل و شمایل‌ها فرار می‌کنند و نزدیک نمی‌شوند

حالا که سیر تغییر تحولات سیاسی ایران شدت یافته و رژیم در کوره اتمی داغ کرده و پروسه تحریم‌ها رژیم را در مخمصه انداخته است و گسترش نارضایتی‌ها و اعتراضات کارگری و دانشجویی ، دلهره‌ عجیبی در بیت رهبر دائم العمر نظام انداخته ، بهتر است مقام معظم رهبری کدو تنبل بر سر مبارک قرار دهد و لامپ آن را هم روشن کند و مدال جنایت را بر سینه‌اش سنجاق کند و خفاشان خون‌خوار را هم بالای سر پرواز دهد ، تا مردم ایران و شیطان بزرگ را بترساند .
دقیقاً همان کاری که الان با کمک گماشته خود احمدی نژاد و نیروهای سرکوب‌گرخود در داخل و در سطح بین‌المللی انجام می‌دهد یعنی ایجاد فضای ترس و ارعاب ، و این نشان از ضعف و و درماندگی و ا ستیصال نظام است.

هالووین هم بهانه‌ای است تا لااقل شبی دلمان را گول بزنیم و شاد باشیم و دل دردها و دل گرفتگی‌های روزانه را دور بزنیم
و امشب هم بهانه‌ای بود تا بنشینم و آتش دلم را روشن کنم وبه ریش مقام معظم ولایت فقیه بخندم

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

سه‌شنبه، آبان ۰۱، ۱۳۸۶

آخرین ترمز اضطراری هم کنده شد

Image and video hosting by TinyPic

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

یکشنبه، مهر ۲۹، ۱۳۸۶

چشمه تروی La fontana di Trevi



بعد از ظهر امروز شخص ناشناسی با ریختن یک ماده رنگی ، آب چشمه تروی که در مرکز رم قرار دارد قرمز کرد و به سرعت متواری شد و با برجا گذاشتن اعلامیه از طرف جنبش فوتوریست مسئولیت این حرکت اعتراضی را به عهده گرفت در این اعلامیه بر علیه جشن بین‌المللی سینما که 20 اکتبر در رم آغاز به کار کرده است مطالبی نوشته شده و همچنین اعتراض به شرایط نابسامان کارگران و بیکاران ، بازنشستگان ، بیماران ، و خشم و انزجار خود را بر علیه جامعه تجارت محوری در این اعلامیه ابراز کرده اند و خواستند با این حرکت نمادین پیروزی رنگ را برجامعه خاکستری بورژوازی نشان دهند . جنبش فوتوریست در سال 1909 در پاریس بوجود آمد و فوتوریست‌ها با طرد گذشته برای الهام گرفتن در کارشان به علم و تکنولوؤی نظر دارند و معتقد‌اند عصر ماشین می‌تواند تاثیرمثبتی بر روند هنر داشته باشد .حالا از این حرف‌ها که بگذریم خوشبختانه صدمه‌ای به این اثرباستانی مهم رم وارد نشده است . فیلم این شخص ناشناس به هنگام ارتکاب جرم در دست پلیس است و بدنبال دستگیری و مجازات او هستند .

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

شنبه، مهر ۲۸، ۱۳۸۶

اعتراض‌نامه

چندی پیش یک هیئتی از گروه پارلمانی ایران به ایتالیا آمدند و در محل مجلس نمایندگان ایتالیا نشست گروهی برگذار کردند که در این نشست فائوستو برتی نوتی رئیس مجلس نمایندگان ایتالیا و لوچانو ویولانته رئیس فعلی کمسیون امور قانون اساسی با این هیئت ایرانی دیدار و گفتگو کردند .
می‌دانید سر چه مسائلی باهم تبادل نظر کردند ؟؟ سر حقوق بشر !! و سرمسائل خاورمیانه !! و به زبان دیگر یعنی برای صلح و آرامش مرغزار باید با روباه گفتگو و تبادل نظر کرد !! حالا معلوم نیست این هئیت ایرانی چه حرفی در مورد حقوق بشر داشته !! مزدوران اعزامی دولت به پارلمان ایتالیا نمایندگان دولت جرم و جنایت هستند وبحثی بر سر آن نداریم ولی جای تأسف است ، کسی مثل برتی نوتی که زمانی از مدافعین حقوق زحمت‌کشان و ازمدافعین جنبش‌های اعتراضی ، از جمله جنبش ضد جهانی شدن سرمایداری است چرخش به راست می‌کند و از زمانی که کرسی ریاست پارلمان را تصاحب کرده است از ایده‌های سوسیالیستی خود فاصله گرفته و حالا ابزار بند و بست‌های دولتی شده و با نادیده گرفتن معیارهای انسانی و موازین حقوق بشر، بازیچه مطامع اقتصادی سیاسی شده است .
دوست عزیزم داود کریمی مسئول انجمن پناهنگان سیاسی ایران در ایتالیا اعتراض‌نامه‌ای به برتی نوتی نوشته است که دیدم انگشت روی نکات مهمی گذاشته آستین بالا زدم و نامه او را به فارسی ترجمه کردم و ضمیمه این پست قرارمی‌دهم .



حضور ریاست محترم رئیس نمایندگان مجلس عالیجناب فائوستو برتی نوتی

آقای پرزیدنت ، به خود اجازه دادم تا چند کلمه‌ای برای شما بنویسم تا خاطر نشان کنم که چگونه شما چندین اصول اساسی و واقعی را نادیده گرفته و پایمال کرده‌اید
نکته اول اینکه با درنظر گرفتن شرایط بغرنج کنونی خاورمیانه حتی یک شخص غیر سیاسی بر این امر واقف است که نقش رژیم آخوندی در خاورمیانه در راستای بی‌ثبات کردن خاورمیانه است ، نه برقراری ثبات و آرامش !!
کافی است نگاهی به دخالت‌های متعدد تروریستی رژیم ، در چهار گوش جهان بیاندازیم به ویژه در خاورمیانه و پروسه صلح بین‌ اسرائیل و فلسطینی‌ها ، و یا کافی است به آنچه که در عراق رخ داده است و هنوز هر روزه اتفاق می‌افتد نظر کنیم . مردم عادی و غیر نظامی عراقی و نظامیان از هر ملیتی بوسیله بمب‌های ارسالی آخوندی تکه تکه می‌شوند و از بین می‌روند و البته با قبول اینکه شما هم عقیده با آخوندها نباشید که فقط ایالات متحده امریکا را تماماً مقصر قلمداد کنید .

کافی است به گزاراشات سرویس‌های امنیتی خودتان که در تاتر جنگی مشغول بکار هستند بیاندازید تا درازدستی آخوندها را که برای بی‌ثبات کردن خاورمیانه تلاش می‌کنند ، مشاهده کنید . فکر می‌کنم ماموران امنیتی شما به خوبی در جریان هستند و در ایتالیا هم می‌نویسند و هم باز گو می‌کنند و اگر همه این شواهد نتوانست شما را متقائد کند می‌توانید به خانواده‌های قربانیان تروریسم ایران که در اقصی نقاط جهان پراکنده‌اند مراجعه کنید و ببینید . در آرژانتین ، در رم جایی که نماینده ما آقای محمد حسن نقدی به قتل رسید . لبنان ؛ فلسطین ، الجزایر ، عراق ، افغانستان ، یمن ، مالی ، مصر ، نصیریا ، و...

آقای پرزیدنت ، دلایل و شواهد بسیار زیادی برایتان دارم که حاکی از بی‌ثبات کردن منطقه توسط آخوندهاست که با آن می‌شود یک کتاب قطور منتشر کرد . ولی وقت شما ارزشمند است و خواهان اتلاف وقت شما نیستم .
آقای پرزیدنت ، وقتی شما دستان جنایت‌پیشگانی را که آغشته به خون جوانان ایرانی است می‌فشردید آیا احساس گناه نداشتید . شاید همکاران‌تان شما را به خوبی مطلع نکردند که آن نقابداران که به میادین می‌آیند و جوانان ایرانی را به دار می‌کشند ، درست هم پالگی‌های این آقایان هستند و از یک خمیر و مایه‌ نشأت می‌گیرند .

آقای پرزیدنت ، من به شما اطمینان می‌دهم این اشخاصی که شما ملاقات کردید و در آن نشست سخنرانی داشتید دقیقاً همان کسانی هستند که حلقه طناب دار را برگردن بچه‌های محکوم به اعدام در تهران می‌اندازند . همان بچه‌هایی که در زمان ایتالیای فاشیستی اتفاقاً آنها هم یاغی و تروریست خوانده می‌شدند.

آقای پرزیدنت ، شما چگونه می‌توانید روی موج سونامی یک بنای مستحکم و با دوام بسازید ؟ سونامی در طبیعت و جوهره خود نیروی مخرب است و نه نیروی سازنده . رژیم آخوندی بر روی دو ستون اصلی یعنی سرکوب و تروریسم متکی است .
طبق آمار منتشر شده از نهادهای بین المللی در مدت زمان ریاست جمهوری احمدی نژاد تعداد اعدامیان سه برابر شده است .
از اکتبر 2006 تا سپتامبر 2007 حدود 265 نفر بطور رسمی در ایران اعدام شده‌اند که بیشتر این اعدام ها در ملاء عام و با حضور کودکان صورت گرفته است

آقای پرزیدنت ، جمهوری ایتالیا بر پایه اصول مقاومت علیه فاشیسم بنیانگذاری شده است آیا صحیح است که این کشور امروز اصول و مبانی مقاومت ایتالیا را پایمال کند و نیروی مقاومت ایران را که بر علیه نظام نازی فاشیست اسلامی آخوندی مبارزه می‌کند ، بعنوان یک نیروی تروریست بخوانبد و در لیست سیاه خود قرار دهید ؟
آیا این عمل تخٌدی و عدول از اصول و توهین محسوب نمی‌شود به آنان که برای دموکراسی و آزادی جان باختن . آقای پرزیدنت ، یقین دارم که آن شهیدان ، امروز با دبدن اعمال شما در درون قبورشان بر خود می‌لرزند .

آقای پرزیدنت ، بدین‌وسیله و با این اعتراض‌نامه تمام خشم و انزجار مردم ایران را بر این رفتار شما اعلام می‌دارم و از شما درخواست دارم تا از مردم ایران پوزش بطلبید . آقای پرزیدنت ، شما دستان کسانی را فشردید که به خون 120000 شهید سرافراز مقاومت آغشته است . شما دستان کسانی را فشردید که از صبحگاه تا شامگاه جز فشردن حلقه طناب دار بر گردن زندانیان و فشردن دکمه هدایت کننده اتومبیل‌های انفجاری بر علیه مردم عادی کاری دیگری انجام نمی‌دهند ، و در صدد ساختن بمب اتمی هستند تا چند صباحی بر بقاء و عمر ننگن خود بیافزایند .
بقاء و تداومی که ثمره‌اش صدمه به جامعه جهانی ، و درد و خون است درست مثل صدمه‌ایی که سلف احمدی‌نژاد یعنی هیتلر بر جهان وارد آورد .

آقای پرزیدنت ، به خود اجازه دادم که به شما بگویم ایستادن و اعتراف کردن آزادانه به کمونیست بودن چنان اهمیت به سزایی ندارد هم آن‌طوری که چندی پیش شما در یک اظهار نظر عمومی بیان داشتید . بلکه مهم ایستادگی برای آزادی انسان است آزادی از تمام موانع وپیش‌قضاوت‌ها چه اقتصادی و چه سیاسی و چه دیپلماتیک .

آقای پرزیدنت اجازه می‌خواهم بعنوان آخرین کلام به شما بگویم جناب عالی به شدٌت به حثیت مردم ایران توهین و اهانت کرده‌اید . امٌا در پاسخ می‌گوییم ، که این مستحق مردم ما نیست مردمی که جز احترام به حق و حقوق برای تغییردموکراتیک وضعیت ایران چیز دیگری نمی‌خواهد .

اگر نمی‌خواهید در این حرکت ما را همیاری کنید لطف کنید و نمک به زخم ما نپاشید !
سخنم را به اتمام می‌رسانم و خاطر نشان می‌کنم که راه حل مساثل خاورمیانه رژیم آخوندی نیست . و خود این رژیم معضل اساسی بحران خاورمیانه است . و سونامی فاشیست مذهبی است ، سونامی تروریستی ، اسلامی ، بنیادگرایی و ضد بشری است .

با احترام داود کریمی مسئول انجمن پناهندگان سیاسی ایران در ایتالیا .
رم 16 اکتبر 2007

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

چهارشنبه، مهر ۲۵، ۱۳۸۶

فاخته را هم دار زدند


تباه
تباه و سیاه
از خیابان تباه
تا جهان سیاه راهی نیست

میدان‌ها را
با دارها آراسته‌اند
گورها را بیارایید

عابران
با نگاه مات
در پرسه‌های بی‌پرسه
نیش کژدم را
تماشا می‌کنند
ومی‌گذرند
بی « حیرت »ی یا که « داغ »ی یا که « سوال»ی حتی

جنازه‌ها می‌لرزند .
و مومیان هفتاد ساله
در قلب هنوز دردمند خود
نیش امپراطوران را می‌یابند .

معرکه وقاحت
در کافه‌ها و دکه‌ها
فروش بلیط دیدار با جنازه .

نمایشی از بهت تا سکوت
و چندش شتابی که غفلتش موجب پشیمانی ست !
فردا حسرت وداع
ما را خواهد آزرد

قسمتی از شعربلند و زیبای حمید اسدیان « فردا زنی که آمده است »

پنج روز پیش وقتی شنیدم فاخته صمدی در آستانه اعدام است و داستان غم انگیز زندگی او را خواندم با هزار آرزو و امید از روی تنها عکس او در اینترنت لوگویی به زبان ایتالیایی و ایرانی درست کردم و تقاضای استمداد برای نجات جان او کردم ، در کمال نا باوری امروز صبح مطلع شدم او را به دار آویختن و زندگی او را مچاله کردند ما نتوانستیم گلوی محکوم در انتظار او را نجات دهیم حس مرگ تمام سرزمین ما را گرفته دیگه واژه‌ای برای این جنایت‌پیشه‌گان پیدا نمی‌کنم . وظیفه و تعهد انسانی و مسئولیت وجدانی در مقابل این زندانیان به دوش ما است . آیا نمی‌خواهیم در ریختن دیوار اختناق و برای آزادی و دموکراسی در کشورمان سهمی داشته باشیم ؟

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

دوشنبه، مهر ۲۳، ۱۳۸۶

شنبه، مهر ۲۱، ۱۳۸۶

استمداد برای نجات جان فاخته صمدی







بنا برگزارشات منتشر شده، دستگاه قضایی حکومت ایران ، زنی به نام فاخته صمدی را که در دفاع از خود و در شرایطی نامتعادل روحی مردی را کشته است را می خواهد اعدام کند. فاخته که دانشجوی رشته حقوق بود بعد از ازدواج ازادامه تحصیل دست می کشد. در شرایط روانی نامناسبی مجبور به سقط جنین فرزندش می شود. او از شوهرش جدا می شود و به تهران می آید و مشغول به کار می شود. در مطب دندان پزشکی که کار می کند با مردی ۸۰ ساله آشنا می شود که این مرد او را به عنوان پرستار خصوصی استخدام می کند.
بعد از چندی مرد ۸۰ ساله به وی پیشنهاد ازدواج می دهد که فاخته رد می کند و اظهار می دارد که نامزد دارد. مرد ۸۰ ساله قرصهای فاخته را از وی می گیرد و او را در خانه زندانی می کند. فاخته در تلاش برای فرار با مرد ۸۰ ساله درگیر می شود و با یک میله آهنی به سر وی می زند که این ضربه متاسفانه باعث مرگ او می شود. حالا بعد از سالها زندان، رژیم قصد اعدام وی را دارند . باید به این حکم غیر انسانی اعتراض کرد خوشبختانه همان دوستانی که در کمپین نجات جان کبری رحمانپور در ایتالیا شرکت فعالی داشتند برای حساس کردن افکار عمومی بشکل گسترده‌ایی در مورد فاخته صمدی هم روشنگری می‌کنند و از مردم ایتالیا درخواست می‌کنند تا از طریق فشار به سفارت‌خانه حکم اعدام او را متوقف کنند چه از طریق وبلاگ‌های ایتالیایی و چه از طریق رسانه‌ها ، فاخته در دفاع از خود و حفظ آزادي‌ تنش تن به ارتكاب جرم داده . این دختر معصوم به گروگان گرفته شده بود و در حالي دست به خشونت برده كه قرص‌هاي درمانگر تعادل روحي‌اش ، از سوي مقتول مصادره شده بود . دکتر نجفی وکیل پرونده فاخته می‌گوید با توجه به شرایطی که این دختر داشته، چاره دیگری نداشته. یعنی دختری که بشدت ترسیده، داروی اش قطع شده، حالت روحی ـ روانی مساعدی ندارد، تحت نظر پزشک روانشناس بوده که پزشک هم در جریان پرونده تایید کرد که ایشان اختلال شخصیت دارد. سرنوشت دردناک فاخته دل هر انسان شریفی را به درد می آورد. تلاش کنیم تا جان فاخته را که در انتظار اجرای حکم اعدام خود نشسته نجات دهیم

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

سه‌شنبه، مهر ۱۷، ۱۳۸۶

احمدی به دانشگاه تهران رفت



امروز تقریباً تمام روزنامه‌های صبح ایتالیا از قیام دانشجویان قهرمان دانشگاه تهران نوشنه‌اند و از جزئیات اعتراضات دانشجویی گزارش منتشر کردند از راه ندادن دانشجویان به سالن سخنرانی از خواسته‌های آنها برای آزادی سه دانشجوی دانشگاه پلی‌تکنیک ، از نبودن آزادی از به قلع و قمع کشیدن مطالبات آنها و اینکه چرا دانشجویان کلمبیا اجاز سئوال دارند و دانشجویان ایران این حق را ندارند !! و از رئیس جمهور مسخره نظام و هارت و پورت‌های هسته‌ای کلی مطلب نوشته‌اند و خلاصه به کوی چشم ولی فقیه انعکاسات زیادی قیام دیروز داشت دست مریزاد به همه دانشجویان دلیر و آزادی‌خواه ایران

گزارش تصویری ٢، اعتراض به حضور احمدی نژاد در دانشگاه تهران
تجمع اعتراضی نسبت به حضور احمدی نژاد در دانشگاه تهران برگزار شد، گزارش کامل همراه با عکس
گزارش تلویزیون بی بی سی از تظاهرات دانشجویان
سی ان ان: فریاد مرگ بر دیکتاتور در تهران

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed