Recent Posts

سه‌شنبه، فروردین ۲۱، ۱۳۸۶

دو روزنامه‌نگار


روز یکشنبه یک روزنامه‌نگار افغان که ماه گذشته توسط طالبان ربوده شده بود به قتل رسید . این روزنامه‌نگار افغان اجمل نقشبندی نام داشت و مترجم روزنامه‌نگار ایتالیایی دانیله ماستروجیاکومو بود که به همراه راننده افغانی روز چهارم مارس در ولایت هلمند افغانستان به گروگان گرفته می‌شوند و در همان موقع دستگیری سر راننده افغانی را به خاطر جاسوسی برای خارجی‌ها می‌برند .
و روزنامه‌نگار ایتالیایی پس از دو هفته در یک اقدام بحث برانگیز با پنج فرمانده زندانی طالبان معاوضه می‌شود . و این اولین بار نیست که دولت ایتالیا با کمک دولت کرزای با طالبان معامله می‌کند سال پیش هم دولت ایتالیا برای آزادی یک عکاس ایتالیایی به طالبان 2 میلیون دلار باج داد و امروز دولت ایتالیا این معامله را تائید می‌کند .

آزادی خبرنگار ایتالیایی و تبادله با پنج فرمانده طالبان نگرانی‌هایی را برای خبرنگاران و دفاتر بین‌المللی بوجود آورده است چون امتیازدادن برای گروگان‌گیری همیشه از طرف دولت‌ها مردود است چرا که باعث ازدیاد و رواج گروگان‌گیری می‌شود و به زبان دیگر یعنی طالبان را تشویق می‌کنند تا هر جا که بتوانند یک نفر خارجی را بگیرند و خواستار آزادی زندانیان طالب از دولت بشوند .

و خلاصه با تلاش دولت افغانستان و ایتالیا این روزنامه‌نگار ایتالیایی به کشورش باز می‌گردد . ولی اجمل نقشبندی روزنامه‌نگار و مترجم او در اسارت طالبان می‌ماند . و دولت افغانستان و ایتالیا هیچ تلاشی برای آزادی او انجام نمی‌دهند .

اجمل نقشبندی در سرزمین خودش در اسارت قرار داشت و در برابر چشمانش همکار او روزنامه‌نگار ایتالیایی ، که به خاطر او به اسارت افتاده بود آزاد می‌شود .

آیا جان یک روزنامه‌نگار افغان تا این حد بی ارزش و پیش پا افتاده است ؟
آیا روزنامه‌نگار ایتالیایی جاندار بود و روزنامه‌نگار افغان جاندار نبود و حق زندگی نداشت ؟
ای کاش اجمل روزنامه‌نگار افغان هم تابعیت امریکایی یا فرانسوی یا ایتالیایی داشت تا شاید دولت‌ها برای آزادی‌اش تلاش می‌کردند
کرزای بی‌شرمانه به مطبوعات گفته بود خبرنگار ایتالیایی را با زندانیان طالبان معاوضه کردیم چون دولت ایتالیا را دچار بحران سیاسی کرده بود !!

اجمل کشته شد چون افغان بود و خونش برای آقای کرزای و دولت ارزش نداشت امٌا آن روزنامه‌نگار ایتالیایی آزاد شد چون اروپایی بود و خونش از خون اجمل سرخ‌تر بود و نباید به زمین می‌ریخت !! اجمل هم در سرزمینی مرد که مزد گورکن از آزادی آدمی افزون‌تر بود .

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

دوشنبه، فروردین ۲۰، ۱۳۸۶

تسلیت


زندگی درست مثل رودخانه‌ای با پیچ و خم ها متوالی ، گاهی صاف و شفاف گاهی پر خروش و خشمگین همواره در جریان است. وهر کدام از ما قطره‌ای از این رودخانه هستیم ؛ همه مثل هم ولی با طبیعتی متفاوت با کارکتری جداگانه ؛ با عادات مختلف ؛ هر کدام از ما نسبت به طبیعت خود در برابر محرکه خارج از خود واکنش‌های مختلف نشان می‌دهیم قطره‌هایی هستند که زود سر می‌خورند و می‌افتند مثل بارون همیشه در حال چکیدن هستند
قطره‌هایی هستند نرم در لباس شب نم . قطرهایی هستند مثل بلورین اشگ . قطره‌هایی هستند پر جوش و خروش که در ستیغ موج بسته می‌شوند . قطره هایی هستند که همیشه در جست جوی سوار شدن بر موج هستند ؛
و قطره‌هایی هم هستند که انگار ازفوران گدازه‌های آتشفشان هستند این قطره‌ها هستند که جریان مسیر آب را عوض می‌کنند
ماندانا هم از نسل گدازه‌های آتشین بود
دکتر ماندانا عزیز غروب پر غرورت را به همه دوستداران مقاومت و مادر سوسن تسلیت می‌گویم

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

پنجشنبه، فروردین ۱۶، ۱۳۸۶

هفت پسرانم



هفت پسرانم عنوان کتاب الچیده چروی است که رناتو نیکولای آن را به رشته تحریر درآورده است و دوست عزیزیم اسماعیل محدث آنرا به فارسی ترجمه کرده است . با اشتیاق و علاقه این کتاب را خواندم که در واقع داستان زندگی خانواده چروی است . با وجود اینکه خاطرات خانواده چروی بسیار غم‌انگیز است ولی یکی از بهترین و زیباترین و در عین حال بی‌رحم‌ترین داستان‌های جنبش مقاومت مردم ایتالیا است که در تاریخ مبارزات ضد فاشیستی این کشور به ثبت رسیده است .

الچیده چروی با همسرش جنووفٌا در نیمه اول قرن بیستم و در سنت نظام فئودالی اربابی با هفت پسر و دو دختر خود زندگی می‌کند و به زراعت اشتغال دارد پدرچروی دهقانی است که برای احقاق حقوق خود از مالکین فعالیت می‌کند او شرایط دهقانان و طبقات محرم و زحمتکش و روابط مالک و دهقان و فشار و ظلم غیر قابل وصف که بر این قشر که از کهن‌ترین طبقات جامعه هستند بخوبی آشنایی دارد . و بیشتر این بی عدالتی را ناشی از اعمال نفوذ برخی از مجریان قانون می‌داند که از حمایت دولت برخوردارند .

او با ساده‌ترین ارزشهای بنیادی فرزندانش را تربیت و بزرگ می‌کند همان ارزشهای واقعی که خود را در عشق به انسانیت و کار در مزارع و درعمق فرهنگ ساده روستائیان بخوبی خود را نشان می‌دهد و در کتابهایی که مادر جنووفٌا شبهای بعد از صرف نان و سبزی برای فرزندانش می‌خواند .

پدر چروی در این کتاب از زبان روزمره و زبان عامیانه برای نقل داستان زندگی خود و هفت پسرانش استفاده می‌کند او از خاطره فرزندانش و از پارتیزانان که در مقابل مرده خورهای فاشیست و همدستان آلمانی‌شان ایستادند دفاع می‌کند هفت پسران او را فاشیست‌ها تیرباران کردند و او داستان فرزندان خود را نقل می‌کند بسیاری از حرف‌های پدر چروی حرف‌های پسرانش است او را با درخت بلوط مقایسه می‌کنند و به او می‌گویند که هفت شاخه پرورش داد اگر چه آن شاخه‌ها را بریدند امٌا درخت بلوط نه‌مرده است برای او که یک دهقان است این مقایسه بسیار پر معنا است او می‌گوید خیلی وقت‌ها در این مراسم‌ها به گریه می‌افتاد ولی همیشه می‌گوید به بذر و کشت و کاشت توجه کنید چرا که درخت بلوط وقتی می‌میرد به درد هیزم شدن هم نمی‌خورد اگر می‌خواهید خانوداده مرا درک کنید به کشت و کاشت فکر کنید بذر ما آرمان ما و آرمان هر انسانی است .

انسان‌های داستان زندگی چروی انسان‌های درمانده نیستند برعکس انسان‌هایی توانمند و واقع‌گرایی هستند که به توسعه و ترقی‌خواهی و به وطن‌شان عشق می‌ورزند . آلدو فرزند بزرگ ، تئوریسین و مغز متفکر خانواده است و دانش و علم خود را ابزار و وسیله‌ای در خدمت خانواده و اجتماع قرار می‌دهد و برای تحول و بازیابی روش‌های مدرن برای تولید به‌کار می‌برد خانه آنان در زمین‌های( کمپی روسی ) به قرارگاه مقاومت علیه فاشیست‌ها تبدیل می‌شود .

ترجمه این کتاب را دوست گرامی اسماعیل محدث به عزیز مادر رضایی ‌ها و تمام مادران شهدا تقدیم کرده است . و عکس روی جلد کتاب تندیس برنزی برادران چروی است که آقای رضا اولیا هنرمند متعهد ایرانی آن را ساخته است .

معمولاً وقتی کسی کتابی می‌خواند یک تصٌور ذهنی از چهره‌ها و شخصیت‌های کتاب دارد متاسفانه عکس‌‌های خانواده چروی در این کتاب چاپ نشده بود و بعد از اتمام کتاب کنجکاو بودم با چهره‌های آنان آشنا شوم . با موتور جستجو در شبکه اینترنت توانستم عکس‌های آنان را ببینم و بادبانم را با عکس‌های این قهرمانان مزٌین کنم . و جالب اینکه چهره الچیده چروی درست همانطوری که تصٌورمی‌کردم بود .

و عاقبت پدر چروی در سن 95 سالگی در سال 1970 چشم از جهان بست و امروز نوه‌های او پدربزرگ شده‌اند درست مثل خود او ، ولی دیگر در خانه قدیمی زمین‌های کمپی روسی زندگی نمی‌کنند آنجا را به موزه‌ای به نام چروی کرده‌اند تا مردم ایتالیا ببینند و بفهمند و به یاد داشته باشند مقاومت و پایداری علیه ظلم و ستم فاشیستی را و از هفت پسرانش یازده فرزند بجا مانده است و ازهر بذر و کاشت او خروارها محصول و برداشت مانده است . یادشان گرامی باد .



ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

جمعه، فروردین ۱۰، ۱۳۸۶

ویروس آنفولانزا

دیشب با توفیق چت می‌کردم بهش میگم چرا صدات گرفته ؟ راستی مسافرت نوروزی پاریس چطور بود خوش گذشت ؟
-- میگه جات خالی بد نبود فقط امسال بجای هفت سین هشت سین داشتم سرماخوردگی را هم سر سفره تحویل سال برده بودم
حاجی فیروز و عمونوروز بهار و سال نو آمد و من گریبان‌گیر ویروس آنفولانزا شدم و مریض احوال بودم طنزخانه ِ کاریکاتورهایم
بسته ماند فقط تونستم از خودم کاریکاتور بکشم !!

کاریکاتوری را که از خودش کشیده بود نشانم می‌دهد کلٌی می‌خندم آخه معمولاً توفیق تو کاریکاتورهایش سران رژیم را دراز می‌کند و دیدم اینجا سورژه کاریکاتورش خودشه و در حالی که در تخت بی حال افتاده ، بچه‌های فرانسه را کشیده که ابراز لطف کرده‌اند و بر بالین‌اش آمده‌اند و به قول معروف رو به قبله خواباندنش !! ( قبله اینترنتی ) !!

گفتم خیلی با حال کشیدی بده این کاریکاتور را تو وبلاگ‌ام بزارم
--میگه آخه رنگ نزدم
-- میگم عیب نداره همین جوریش هم خوبه
--میگه پس اگه خواستی بزاری تو وبلاگت خودت رنگش کن
--میگم باشه حتماً
دوباره به کاریکاتور نگاه می‌کنم و باز می‌خندم

تو دلم میگم ای کاش می‌شد همه ویروس‌ها را با مشتی آنتی بیوتیک و قرض و دوا از بین برد مخصوصاً ویروس‌های مخرب و خطرناک مثل ویروس استبداد . ویروس آخوندی . ای کاش می‌شد !!



ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

دوشنبه، فروردین ۰۶، ۱۳۸۶

در اتاق انتظار مطب دکتر


بروی صندلی اتاق انتظار مطب دکتر نشسته بودم در کنارم بروی صندلی مجاور مرد سالخوردی این پا و اون پا می ‌کرد تا هر طوری شده سر صحبت را باز کند و منتظر نگاهم بود تا درد دلش باز شود

با لبخندی مهربان آرنجش را نشانم می‌هد " این تیره‌ گی پوست آرنج مرا می‌بینی ؟ وقتی که جوون بودم یعنی سالیان سال پیش فکرش را بکنید الان حدود 84 سال دارم . داشتم تو مزرعه کار می‌کردم ناگهان یک مار سمٌی آرنجم را نیش زد و زهرش را وارد بدنم کرد . معطل نشدم و سریع با چاقوی تیزم شکافی نسبتاً عمیق بر دستم باز کردم وبا دهانم سمٌ مار لعنتی را از آرنج دستم بیرون کشیدم "

با اضطراب صحنه را در ذهن خود مجسم می‌کردم و زیر فکر سوزش درد آن بودم
دستی به سرش می‌کشید و ادامه می‌دهد " نه مثل نازک نارنجی‌های امروزی که با یک نسیم به تب و تاب می‌افتند و قرص و دوا به ناف‌شان می‌بندند . نه ، نه مثل جوونهای اکستازی امروزی " !!

خواستم کمی مسئله را عادی جلوه دهم گفتم " شما دیگه زیاد سخت‌گیری می‌کنید "

لحظه‌ایی بعد با انگشت نشانه گوشه‌ای از دهان باز شده‌اش را نشانم می‌دهد و می‌گوید:
می‌بینی این حفره‌ای که تو لثه‌ام افتاده ؟ تو جبهه جنگ بودم چند روزی بود که دندونم بشدت درد می‌کرد و به لرز و تب 41 درجه افتاده بودم و لپ‌ام باد کرده بود انگار یه سیب درسته در دهانم گذاشته بودند !!
ولی اصلاً نترسیدم ! نه آقا " یه شب که داشتم از درد بی هوش می‌شدم یه پاره سنگ و قلم دستم گرفتم و به جون دندونم افتادم و آنقدر کوبیدم تا تیکه تیکه ‌اش کردم و همه تکه‌هایش را بیرون کشیدم

در حین این که به حرف‌های او گوش می‌دهم بی اختیار دندان‌هایم را بهم می‌سایم و احساس خشکی در دهانم حس می‌کنم
او ادامه می‌دهد " نه مثل جوون‌های ویدئوگیمی و تیتیش مامانی امروزی و بعد آهی از لذت می‌کشد .

برای عوض کردن صحبت از او می‌پرسم " برای چی پیش دکتر آمدید ؟ ظاهراً خوب و سر حال و سر زنده هستید !!
در جواب‌ام می‌گوید " آخه بیرون خیلی سرده و دوست ندارم بروم تو کافه بشینم اومدم اینجا نشستم .

در حالی که دستی به پوست چروک گردن خود می‌کشید سرش را بطرفم می‌چرخاند و می‌گوید : حالا شما برای چی آمدید ؟ حالتون خوب نیست ؟
من که برای گرفتن مقداری ویتامین پیش دکتر رفته بودم جرئت حرف زدن از کمبود ویتامین را نداشتم و با دست پاچگی گفتم " نه نه چیز مهٌمی نیست برای مشاوره آمدم بعد برای اینکه از حکایات پیرمرد عقب نمانم گفتم غلظت آهن بدنم بالا است آمدم ببینم نظر دکتر چیه !! چکار باید بکنم ؟؟

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

جمعه، فروردین ۰۳، ۱۳۸۶

به معلمین معترض دست یاری دهیم


ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

سه‌شنبه، اسفند ۲۹، ۱۳۸۵

سال نو مبارک





به استقبال بهار ميهني


گرچه اينجا از بهار ميهني
سرزمين سرد غربت خالي است
مي‌شود اما به عشق آن بهار
در هواي عيد و فروردين نشست

از همين جا مي‌شود با گوش دل
بانگ مرغان بهاري را شنيد
مي‌شود گل‌هاي دشت و خانه را
از همين‌جا، از همين‌جا بو کشيد

مي‌شود چون لاله‌هاي پيش‌رس
از بهار، از عيد استقبال کرد
در کمال سادگي چون عارفان
مي‌شود با شعر حافظ حال کرد

مي‌شود از عيد و از نوروز گفت
مي‌شود از فرودين، از گل سرود
مي‌شود از جويبار، از آبشار
از بهار، از باغ، از بلبل سرود

گرچه اينجا فصل بوران است و برف
مي‌شود از گرمي خورشيد گفت
مي‌شود از سوره‌ي سيزده بدر
مي‌شود از آيه‌ي اميد گفت

مي‌شود از اشتياق، از انتظار
مي‌شود از آبي فردا نوشت
مي‌شود از بهمن، از ارديبهشت
مي‌شود از ميهن زيبا نوشت

مي‌شود از قطره، از دريا نوشت
مي‌شود از چشمه، از باران سرود
مي‌شود از خاطرات کودکي
از وطن، از خانه، از ياران سرود

مي‌شود از روي الگوي بهار
دل به فرداهاي سرسبزي سپرد
تلخي هجران و رفت عمر را
لحظه‌هايي چند هم از ياد برد

گرچه اينجا هفت‌سين بي‌رونق است
مي‌شود از سفره گفت، از گل نوشت
مي‌شود از سدر و سنجد حرف زد
مي‌شود از سوري و سنبل نوشت

مي‌شود از روشنايي‌ها نوشت
از چراغ، از مهر، از مهتاب گفت
از قمر، از قدر، از قوس و قزح
از قلم، از قصه‌هاي ناب گفت

مي‌شود شب تا سحر بيدار ماند
از شباهنگ، از صبا، از ژاله گفت
از قناري با تواضع ياد کرد
با سلام از خون سرخ لاله گفت

مي‌شود عاشق‌تراز ايام پيش
خاک وخورشيد و خدا را دوست داشت
التهاب کوچه‌ها را لمس کرد
از دل و جان، توده‌ها را دوست داشت

فاصله کم نيست مي‌دانم، ولي
قلب‌ها را مي‌شود پيوند زد
مي‌شود از راه دور، از خاک سرد
بر بهار ميهني لبخند زد !

سروده‌اي از «فريدون انوشه»

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

یکشنبه، اسفند ۲۷، ۱۳۸۵

در امتداد مزار دو زنده یاد


برای مشاهده عکس مزار گرامشی در ابعاد بزرگتر بروی عکس کلیک کنید












همه ساله به ‌مناسبت سالگرد شهادت محمد حسین نقدی دوستان و آشنایان و هم رزمان او در شهر رم گردهم می‌آیند تا یاد و خاطره او را زنده نگاه دارند . فرصتی بود تا عازم رم شوم و در این مراسم شرکت کنم
دکتر محمد رضا روحانی و دکتر سنا برق زاهدی از اعضای شورای ملی مقاومت و وکیل پرونده نقدی حقوق‌دان آقای سودانی هم حضور داشتند و سخنرانی کردند و بعد از اتمام گردهمایی که در هتل ناسیونال رم برگزار شده بود با چند تن از دوستانم راهی گورستان پیرامیده رم شدم .

در این گورستان افراد سرشناس زیادی آرام گرفته‌اند همین طور که قدم می‌زدم رو سنگ مزار و یادبودها را می‌خواندم دو سرایدار گورستان شلنگ آب را برای آبیاری جا بجا می‌کردند هیچ صدایی نبود فقط سکوت آرام بخش و خلوتی عمیق و اسرار آمیز فضای این گورستان صلح و آرامش را در بر گرفته بود وصلیب‌های سپید ایستاده و سنگ‌ مرمرهای شماره دار که تاریخ زندگی را به ثبت رسانده بودند . گویی نیرویی نامرثی این همه سکوت و آرامش را نگهبانی می‌دهد و تندیس سپید چهره نقدی که بر پیشانی سنگ بزرگی مزین شده از فاصله چندمتری نمایان بود بروی خاک مزار او غنچه‌های شفاف در فکر شکوفایی‌ ریشه زده بودند و گل‌برگ‌ها به انتظار پروانه‌ها در بیداری رنگ‌ها فضا را عطرگون ‌کرده بود و طلایی از پرتوی خورشید به مزار عاشق آزادی رنگ نور می‌داد .

وقتی از نزدیک با دقتی بهت‌ آلود به تندیس صورتش خیره می‌شوم گویی هنوز اینجا در دفتر کارش است و با دوستان و همدردانش که به سراغش آمدند بحث و گفتگو می‌کند . و به یاد حرف‌هایش می‌افتم وقتی که تحلیل سیاسی می‌کردم و از شرایط سیاسی ایتالیا حرف می‌زدم با خنده و شوخی بهم می‌گفت تو مثل اینکه فیلم پلیسی و جنایی زیاد می‌بینی و همه چیز رو به هم وصل می‌کنی و قدرت تخیل خوبی داری !! و صدایی که رفته بود را به یاد می‌آوردم

چند متر پایین‌تر می‌روم تا به دیدار مزار آنتونیو گرامشی فیلسوف و تثوریسین برجسته و رهبر و بنیان‌گزار حزب کمونیست ایتالیا برسم عکسی از خاکستر گرامشی که در مقبره سنگی کوچکی جای دارد می‌گیرم و وقتی در مونیتور کامپیوترم عکس را مشاهده می‌کنم می‌بینم در پشت مزار گرامشی مزار نقدی هم دیده می‌شود چون در فاصله 5 یا 6 متری هم قرار دارند . اگر مزار این دو قهرمان فاصله کوتاهی باهم دارند ولی خواسته‌هایشان هیچ فاصله‌ایی با هم نداشت و شهادت و نبردشان برای
عدالت اجتمایی وبرای صلح و حقوق انسانی در یک راستا قرار داشت و هر دو جان بر سر آرمانشان دادند و برای آزادی به خاک این گورستان شهادت دادند. در پیشگاه مزار دو زنده یاد که در دل طوفان استبداد و ستم ، بادبان آزادی برافراشتن ادای احترام می‌کنم

گرامشی تحت حاکمیت فاشیزم موسولینی به 20 سال و چهار ماه زندان و شکنجه محکوم شده بود و بیماری مزمن او را در سن 46 سالگی از پا درآورد
و نقدی در 42 سالگی تحت حاکمیت استبداد مذهبی خمینی در تبعید با دو گلوله رذیلانه تروریست‌های اعزامی ولایت فقیه به خاک افتاد
از گرامشی آثارفلسفی و آثار نظری که گنجینه‌ای برای نسل‌ها است به جا مانده و نامه‌ها و دفترهای زندان او خواندنی است او بعد از ازدواج و تولد اولین فرزندش به زندان افتاد و هرگز فرزند دومش را ندید در نامه‌ای به دلیو فرزند بزرگش می‌نویسد

دلیوی عزیزم شنیده‌ام که به مدرسه می‌روی قدت به یک متر و هشت سانتی متر رسیده است و هجده کیلو هم وزن داری ...با تمام این خبرها به اضافه خیلی چیزهای دیگر برایم خواهی نوشت . من هم درباره یک گل سرخ که کاشته‌ام و یک مارمولک که می‌خواهم تربیتش کنم ، برایت خواهم نوشت .جولیانو را از طرف من ببوس همین طور مادر و تمام افراد خانه را . مادر هم تو را از جانب من خواهد بوسید
پدر تو
ودر پایین نامه می‌نویسد
فکر کردم شاید تو هنوز نمی‌دانی مارمولک چیست ؛ مارمولک از خانواده سوسمارها هستند که همیشه کوچک باقی می‌مانند .

نقدی هم ماهیت مارمولک‌های مذهبی ایران را شناخته بود و جهان جنون آمیز سیاست را که فقط اسکناس و بوی نفت را می‌شناسد و از کنار انسانیت ذبح شده عبور می‌کند را بخوبی دیده بود و در جهانی که از هر گونه ارزش تهی شده است با تلاش‌های بی‌وقفه توانست مقاومت مردم ایران را به دولت‌مردان ، شخصیت‌ها ، احزاب ، و سندیکاها و مجامع حقوق بشری ایتالیا معرفی کند و حمایت گسترده‌ای جلب کند . او از عشق به ایران سر به زمین گذاشت .

گرامشی می‌گفت هیچ نیروی سیاسی نمی‌تواند فقط با زور حکومت کند .
همان‌طور که فاشیست‌های موسولینی سرنگون شدند امروز سایه سرنگونی بر سینه استبداد مذهبی ولایت فقیه سنگینی می‌کند

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

دوشنبه، اسفند ۲۱، ۱۳۸۵

چهارشنبه سوری

سالیان سال ما را از آتش دوزخ و آتش خشم خدا ترسانده‌اند و تا توانستد مردم را زره زره سوزاندن . آتش خیانت و نیرنگ آتش فقر جگر سوز ، آتش فجایع علیه زنان و آتش افروزی‌ها‌ی برون مرزی و جوخه‌های آتش در زندان‌های‌شان حکایت از یک حکومت جهنمی دارد و حالا که چهارشنبه سوری در راه است می‌گویند آتش بس !!! آتش بس !!!

ترس‌شان از آتش زدن به تاریکی است و یا می‌ترسند آتش در خرمن ولایت فقیه بیافتد
یا شاید هم گذشتن از آتش ما را به یاد اسطوره‌ایی چون سیاوش بیاندازد
وعده ما چهارشنبه سوری با شعله‌های رقصان آتش هم صدا با انفجار اعتراض نسل جوان
تا شاید صدای‌مان را از پس انفجارات بشنوند .
زبانه‌های آتش و شعله‌هایی که از پس افق‌های قرون هر ساله در شبی از آخرین شب‌های زمستان هم چنان می‌درخشد .
و قرن‌ها و قرن‌ها می‌گذرد و این آئین هنوز پایدار و پابرجا مانده است



دو تن از اعضای رسمی کانون صنفی معلمان علی اکبر باغی رئیس کانون و بهشتی لنگرودی سخنگوی کانون صنفی معلمان در تاریخ 16 اسفند ماه دستگیر شده و به مکان نامعلومی برده شدند. هیچ حکم یا سند رسمی برای دستگیری آنها ارائه نشده است. و همین‌طور دستگیری 20 نفر از رهبران اتحادیه های معلمان بخاطر تظاهرات اعتراضی

این اقدامات رژیم آخوندی عملاً بیانیه جهانی حقوق بشر را نقض می کند آنگونه که در ماده 19 "هر کسی حق آزادی عقیده و بیان دارد"، ماده 20: "هر کسی حق تجمع مسالمت آمیز و تشکیل انجمن دارد" و ماده 9: "هیچ کسی نباید در معرض بازداشت، دستگیری و یا تبعید خودسرانه قرار گیرد.".
معلمان در مقابل مجلس شورای اسلامی برای رعایت حقشان در دستیابی به دستمزدی برای یک زندگی آبرومندانه تظاهرات می کنند.صدای معلمان و نمایندگان آنها باید شنیده شود


چقدر این عکس معلم و دانش آموزان زیبا است من چندین بار به دقت به این عکس خیره شدم نمی‌دانم افغانستان است یا یکی از روستاهای قدیمی ایران؟؟

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

پنجشنبه، اسفند ۱۷، ۱۳۸۵

سرکوب شدگان امروز فاتحان فردایند

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

به ‌مناسبت ۸ مارس روز جهانی زن


۸ مارس روز جهانی جنبش زنان است؛ جنبشی که در راه آزادی بیان و برقراری حقوق انسانی زنان مبارزه کرد، قربانی داد و توانست نام خود را در تاریخ جهان ثبت کند!

کانون وبلاگ نویسان ایران- پن‌لاگ این روزرا گرامی می‌دارد و از جنبش‌ آزادی‌خواه و برابری طلب ‌زنان جهان و به ویژه زنان ایران پشتیبانی می‌کند.

كانون وبلاگ نویسان ایران درآستانه‌ی این روز بزرگ توجه انجمن‌ها و نهادهای جهانی مدافع حقوق بشر را به پایمال شدن مداوم و برنامه‌ریزی شده‌ی حقوق زنان در ایران جلب می کند و خواستار نابودی هرگونه خشونت دولتی و غیردولتی علیه زنان در قوانین زن ستیز در ایران است.

دستگیری ده‌ها تن از کوشندگان جنبش زنان و از جمله وبلاگ نویسانی چون پرستو دوکوهکی و آسیه امینی در تجمعی مسالمت‌آمیز اعتراضی در برابر دادگاه انقلاب، نمونه‌ی آشکار ستیز با برابری حقوق زنان و مردان و وجود اراده‌ی سرکوب فعالیت و مبارزه برای رفع قوانین تبعیض‌آمیز زنان در ایران است. این گردهمایی که همزمان با دادگاه گروهی ازکوشندگان حقوق زنان و در واکنش به شدت‌گیری فشارهای امنیتی و احضارهای متعدد زنان برپا شده بود، مورد حمله‌ی نیروهای سرکوب‌گر حکومتی قرار گرفت و بازداشت نزدیک به سی و سه تن از زنان را درپی داشت.

درعرصه‌ی جهانی نیزکشته شدن يكی از وزرای زن استان پنجاب پاكستان به دليل نداشتن پوشش اسلامي که توسط افراد مسلح صورت گرفت و تجاوز به زنان زندانی بخصوص در زندان‌های عراق توسط نیروهای دولتی نمونه‌‌ی دیگری از عدم آزادی زنان در بخش‌های گسترده ای از جهان متمدن امروز است.

کانون وبلاگ نویسان ایران – پن‌لاگ ۸ مارس روز جهانی زن را به همه زنان و کوشندگان این جنبش شادباش می گوید و با محکوم کردن هرگونه تبعیض جنسی و نابرابری حقوق زنان با مردان خواهان آزادی بی‌درنگ زنانی است که تنها گناه‌شان مبارزه درراه حقوق زنان است.


كانون وبلاگ نویسان ایران – پن‌لاگ

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

سه‌شنبه، اسفند ۱۵، ۱۳۸۵

نان و شاخه گل سرخ

























امسال زودتر به پیشواز هشت مارس می‌روم می‌خواهم قبل از همه روز جهانی زن را به آن تعداد محدود زنانی که وب‌لاگ‌ام را می‌بینند فرا رسیدن هشت مارس که روز اعتراض زنان ومردان آزادیخواه وبرابری طلب علیه تبعیض و خشونت است را تبریک بگویم و همبستگی خود را با گام‌های باوقار بانوان مقاومت ابرازکنم و امیدوارم روزی برسد که لبخند رهایی بر لبان زنان تحت ستم ایرانی بشکفت .
درست تمام داستان و وقایع پر شور و تراژدی که منجر به جهانی شدن روز زن شد را بخوبی در ذهن ندارم ولی می‌خواهم نکته بسیار مختصر و جزثی که همیشه عمیقاً مرا متأثر کرده است بازگو کنم .

درست 150 سال پیش یعنی 8 مارس 1857 برای نخستین بار در تاریخ مبارزاتی زنان ، هزاران تن از زنان کارگر که در صنعت نساجی به کار مشغول بودند به خیابان‌های نیویورک می‌ریزند و خواهان شرایط انسانی در محیط کار خود می‌شوند .

این حرکت سر و صدای بسیار زیادی در جامعه بوجود می‌آورد و خبرنگاران و رسانه‌های آن‌زمان با عجله تلاش می‌کنند با معترضین مصاحبه کنند یکی از خبرنگاران از زنی که جزء متحصنین بود می‌پرسد خواسته‌های شما چه چیزهایی است ؟ و پاسخ آن زن بسیار پر معنا و مفهوم بود .
با لبخند زن جوان معترض پاسخ می‌دهد « نان می‌خواهیم و شاخه گل سرخ »
من فکر می‌کنم فقط یک زن می‌توانست این چنین شاعرانه دلایل مبارزاتی ‌خود را در یک جمله زیبا بازگو کند
تامین نان و حق معیشت از مهم‌ترین بارزترین حقوق اساسی انسان بشمار می‌رود و گل سرخ سمبل عشق و مهر و زیبایی محسوب می‌شود و به زبان دیگر خشونت و باتوم و ناسزا و نا برابری را نفی می‌کند و می‌بینیم که بعد از 150 سال خواسته‌های آن زن کارگر در بیشتر کشورهای عینیت نیافته است اگر چه در بسیاری از کشورهای غربی روز زن روز تجارت محسوب می‌شود ولی در جوامع مذهبی و کشورهای باصطلاح اسلامی بنام اسلام و تحت لوای قوانین اسلام کم نیستند زنانی که هنوز خون گم‌نام خود را فرو می‌ریزند .سنگسار، ازدواج‌های اجباری ، خودفروشی ؛ خودکشی ، قوانین زن ستیز آخوندی و.....

همین دیروز فعالان جنبش زنان ایران در کنار در ورودی دادگاه انقلاب حضور یافته بودند تا نسبت به روند غیر قانونی بازداشت و بازجویی و دادگاه فعالان جنبش زنان اعتراض کنند که ماموران دولتی 33 تن از این زنان آزاده را بازداشت کردند (عکس 1 و 2 ) و معلوم نیست کی این رنج‌ها و مصیب‌های زنان ایران شلاقی خواهد شد بر وجدان مردان ایرانی !!

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

یکشنبه، اسفند ۰۶، ۱۳۸۵

حکم دادگاه اسکندریه علیه آزادی بیان




...........................................................................


از قرار معلوم باید در کشورهای بظاهر « مدره » هم مواظب نوشتار و گفتار خود بود !!نمونه آن عبدالکریم نابیل سلیمان دانشجوی اخراجی مصری است که به اتهام نوشتن عقاید خود در وبلاگش در دادگاه اسکندریه به 4 سال حبس محکوم شده است . سه سال آن بخاطر اهانت به اسلام و یک سال آن بخاطر اهانت به حسنی مبارک رئیس جمهور مصردر حکم قید شده است .اعتراضات وسیعی از جانب نهادهای حقوق بشری و وبلاگ‌نویسان در محکوم کردن این حکم دادگاه در شبکه اینترنت دیده می‌شود و این نوع احکام در واقع سیلی محکمی است به اصل آزادی . شاید هم این حکم دادگاه نوعی خوش رقصی و دست آشتی دولت به بنیادگرایان اخوان مسلمین باشد !!گزارشگران بدون مرز که همواره برای دفاع از آزادی بیان و حقوق نویسندگان فعالیت می‌کنند این حکم را اهانت آمیز توصیف می‌کنند .
کریم عامر را افسران امنیتی به دادگاه اسکندریه آورده بودند و به او اجازه تماس با وکیلش داده نشده بود .وکیل وی خواستار محاکمه یا آزادی فوری او شده بود.کریم عامر به شبکه اطلاعات حقوق بشر عربی گفت او بدون هیچگونه اجازه تماسی با دنیای خارج در زندان Al-Hadra در اسکندریه زندانی بود.این نوع بازداشت درواقع یک بازداشت تنبیهی برای کریم بدون ارتکاب جرمی بوده است.خانواده او از ملاقات وی ممنوع بودند که امری غیر قانونی است.جای حیرت است که قبل از شروع تحقیقات تصمیم گرفته شد که کریم 45 روز در بازداشت بماند.لذا جای بد گمانی در ارتباط با دادرسی عادلانه وجود داشت.
7 نوامبر درست روزی که این وبلاگ‌نویس مصری دستگیر شد گزارشگران بدون مرز13 کشور جهان را در اطلاعیه‌ای به عنوان دولت‌های دشمن اینترنت معرفی کردند . مصر و ایران جزء این 13 کشور هستند .
سلیمان با اسم مستعار کریم عامر در وبلاگش از مسائل اجتمایی سیاسی مصر می‌نویسد در یکی از پست‌هایش حسنی مبارک را به فرعون مصر باستانی تشبیه کرده است .او هم یقیناً یکی از پرچمداران وبلاگ‌نویسان مصری خواهد ماند
پتیشن برای آزادی کریم عامر

کانون وبلاگ نویسان ایران(پن لاگ) صدور حکم حبس برای عبدالکریم سلیمانوبلاگ نویس مصری را محکوم می‌کند.

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

چهارشنبه، اسفند ۰۲، ۱۳۸۵

تقدیم به احمد باطبی





در قحط سال سرزمین من



در قحط سال سرزمین من
احمد بذر امید کاشت


احمد سر بر شانه گیسوان سوگ
سبزه‌زاران گذاشته است

احمد مرگ شکوفه را
بر درخت دیده است


احمد گریه جنگل را
شنیده است

در کویر شوره‌ زار مهین
احمد بذر جسارت کاشت
احمد ترسی از تبر نداشت
احمد بذر مقاومت کاشت

بذر‌های تو احمد
روزی به بار خواهد نشست

و گلبرگ‌های خشک‌یده
در روح سبز ِ جوانه‌های تو
گل خواهد داد

و پرتوی خورشید
بر زمین تاول زده تو
و دشت‌های خونین میهنم
باز خواهد گشت

و آواز نرم باران بهاری
ترا به فردا خواهد خواند


بذر‌های تو احمد
روزی به بار خواهد نشست
در بذر تو
عصاره‌ی شجاعت
و استقامت است

بذر عشق تو
ریشه در این خاک دارد
به انتظار رویش بذر تو خواهم ماند
بذر بارور تو را باور دارم

ح مقدم (بادبان)

کانون وبلاگ نویسان ایران ادامه بازداشت احمد باطبی را محکوم می‌کن

احمد باطبي دانشجوي مبارز را دريابيم! بهروز سورن

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

شنبه، بهمن ۲۸، ۱۳۸۵

پایگاه نظامی ویچنزا





ایتالیا ظاهراً کشوری است استقلال یافته بعد از 1945 و پس از فرو‌پاشی فاشیزم و اخراج نازیست‌های آلمانی

پایگاه‌های ناتو و پایگاه‌های آمریکایی یکی بعد از دیگری در این کشور تاسیس شدند و دلیل عمده استقرار این

پایگاه‌ها تهدید شوروی سابق بود و دلایل ادامه کار این پایگاه‌ها امروز ظاهراً تهدید تروریسم است و فردا تهدیداتی از نوع دیگر !!

حالا امریکایی‌ها بجای برچیدن این پایگاه‌ها تصمیم به توسعه و گسترش آنها درشهرهای دیگر ایتالیا هستند . در

ایتالیا مراکز تولید سوخت هسته‌ای وجود ندارد و آن چند مرکز هسته‌ای که سابقاً تاسیس شده بود مهر و موم شده و

فعالیتی ندارند. ولی در عوض میزبان بمب‌های هسته‌ایی امریکایی‌ها هستند در گدی توره (برشا) و اوویانو

(پورده نونه ) و زیردریایی با تجهیزات هسته‌ایی در مدلنا (ساردنیا جنوب ایتالیا ) !!

تقریباً حدود 30000 امریکایی چه نظامی و چه غیر نظامی در این کشور مشغول خدمت هستند باید خدمت این

آقایان عرض کرد که دیگر اینجا تهدید کمونیست شوروی وجود ندارد . پس این اشغال کشور برای چیست ؟ آیا

ارتش ایتالیا توانمندی نظامی در مقابل حمله و تهدید را ندارد ؟ و ارتش ایتالیا کافی نیست ؟

براساس طرحی قرار است پایگاه نظامی امریکا در ویچنزا به بزرگترین پایگاه امریکایی درخارج از خاک این کشور تبدیل شود.

این طرح چهار ماه پیش " ماه اکتبر " در شورای ویچنزا با اکثریتی ضعیف به تصویب رسید اما باید برای اجرایی شدن به تصویب دولت ایتالیا نیز برسد.

براساس طرح توسعه این پایگاه قرار است پادگان هایی نیز در فرودگاه دی مولین احداث شود تا حدود 2400 نظامی امریکایی دیگر نیز به ایتالیا منتقل شوند.

در صورتی که دولت ایتالیا با این طرح مخالفت کند , این پایگاه نظامی تعطیل می شود.

سیاستمدارن و شهردار ویجنزا با این طرح موافقت کرده‌اند ولی مردم مخالفت می‌کنند فردا قرار است تظاهرات گسترده در این شهر بر علیه استقرار این پایگاه نظامی صورت گیرد

طبق این گزارش تا کنون 90 بمب و تسلیحات هسته‌ایی امریکایی در زرادخانه‌های ایتالیا در گدی توره _ برشاه (40)

اوویانو _ پرده‌نونه ( 50 ) ذخیره شده است

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

چهارشنبه، بهمن ۲۵، ۱۳۸۵

شنبه، بهمن ۲۱، ۱۳۸۵

دفاعیات خسرو گلسرخی


عده‌ای از وبلاگ نویسان از نشان دادن دفاعیات خسرو گلسرخی در صدا و سیمای آخوندی نوشته‌اند با جستجو در you tube
این فیلم ( سانسور شده )را پیدا کردم . چه با شکوه بود دوباره دیدن این سرو ایستاده که عافیت جویی نکرد و برای جانش چانه نزد و از مردم و سرزمینش دفاع کرد در آن زمان قهرمان‌های نسل ما هنرپیشه‌های سینمایی و فوتبالیست‌های و ورزشکاران بودند و ما دانش‌آموزان آن ‌زمان بعد از آن دفاعیات و دادگاه تازه فهمیدیم در کشوری که زندگی می‌کنیم قهرمانان دیگری هم هستند و ماه ها در مدرسه از جسارت و پایمردی کرامت دانشیان و خسر گلسرخی حرف می‌زدیم
تلویزیون آخوندی قسمت بیشتر این دفاعیات را سانسور کرده بود و نشان نداد . وقتی تمام دفاعیاتش را می‌خوانیم می‌فهمیم چرا آخوند‌ها همه فیلم را نشان ندادند و جالب این که در زیر نویس فیلم نوشته بودند دفاعیات خسرو گلسرخی در بیدادگاه شاه !!
صدا و سیمای آخوندی انگار قوه ی قضائیه ایران را نمی‌شناسد ؟ و سعید مرتضوی و هاشمی شاهرودی را بخاطر ندارد ؟

بر سینه‌ات نشست
زخم عمیق کاری دشمن
اما ای سرو ایستاده
نیفتادی
این رسم توست که ایستاده بمیری

قسمت‌هاي سانسور شده دفاعيات دادگاه خسرو گلسرخي و كرامت دانشيان:
«... اتهام سياسي در ايران، اين است. زندان‌هاي ايران پر است از جوانان و نوجوان‌هايي كه به اتهام انديشيدن و فكر كردن و كتاب خواندن، توقيف و شكنجه و زنداني مي‌شوند.
آقاي رييس دادگاه! همين دادگاه‌هاي شما آنها را محكوم به زندان مي‌كند. آنان وقتي كه به زندان مي‌روند و برمي‌گردند ديگر كتاب را كنار مي‌گذارند و مسلسل به دست مي‌گيرند.
بايد به دنبال علل اساسي گشت. معلول‌ها ما را فقط وادار به گلايه مي‌كنند. چنين است كه آنچه ما در اطراف خود مي‌بينيم فقط گلايه است.
در ايران انسان را به خاطر داشتن فكر و انديشيدن محاكمه مي‌كنند. چنان‌كه گفتم من از خلقم جدا نيستم، ولي نمونه صادق آن هستم. اين نوع برخورد با يك جوان، كسي كه انديشه مي‌كند، يادآور انكيزيسيون و تفتيش عقايد قرون وسطايي است.
يك سازمان عريض و طويل تحت عنوان فرهنگ و هنر وجود دارد كه تنها يك بخش آن فعال است، و آن بخش سانسور است كه به نام اداره نگارش خوانده مي‌شود. هر كتابي قبل از انتشار به سانسور سپرده مي‌شود. در حالي كه در هيچ كجاي دنيا چنين رسمي نيست، و بدين گونه است كه فرهنگ موميايي شده كه برخاسته از روابط توليدي بورژوا كمپرادور در ايران است، در جامعه مستقر گرديده است و كتاب و انديشه مترقي و پويا را با سانسور شديد خود خفه مي‌كند. ولي آيا با تمام اين اعمالي كه صورت مي‌گيرد، با تمام خفقان، مي‌توان جلوي انديشه را گرفت؟
آيا در تاريخ، شما چنين نموداري داريد؟ خلق قهرمان ويتنام نمونه صادق آن است. پيكار مي‌كند و مي‌جنگد و پوزه تمدن ب-52ي آمريكا را بر زمين مي‌مالد!
در ايران ما با ترور افكار و عقايد رو به رو هستيم. در ايران حتي به زبان‌هاي بالنده خلق‌هاي ما مثل خلق‌هاي بلوچ، ترك، كرد اجازه انتشار به زبان اصلي را نمي‌دهند. چرا كه واضح است آن چه بايد به خلق‌هاي ايران تحميل گردد، همانا فرهنگ سوغاتي امپرياليسم آمريكاست كه در دستگاه حاكمه ايران بسته‌بندي مي‌شود. توطئه‌هاي امپرياليسم هر روز به گونه‌اي ظاهر مي‌شوند. اگر شما در زماني كه نيروهاي آزادي‌بخش الجزاير مبارزه مي‌كردند آن زمان را در نظر بگيريد، خلق الجزاير با دشمن خود رو در رو بود. يعني سرباز، افسر و گشتي‌هاي فرانسوي را مي‌ديد و مي‌دانست دشمن اين است. ولي در كشور‌هايي نظير ايران، دشمن مرئي نيست بلكه في‌المثل در لباس احمد آژان، دشمن را فرو مي‌كنند كه خلق نداند دشمنش كيست!».
«...امپرياليسم در جوامعي مثل ايران، براي آن كه جلودار انقلابات توده‌اي بشود، ناگزير است كه به رفرم‌هايي دست بزند. آقاي رييس دادگاه! كدام شرافتمند است كه در گوشه و كنار تهران مثل نظام آباد، مثل پل امام‌زاده معصوم، مثل ميدان شوش، مثل دروازه غار، برود و با كساني كه يك دستمال زير دارند صحبت كند و بپرسد: شما از كجا آمده‌ايد، چه مي‌كنيد؟ مي‌گويند: ما فرار كرده‌ايم! از چه؟ از قرضي كه داشته‌ايم و نمي‌توانستيم بپردازيم.
اصلاحات ارضي، درست است كه قشر خرده مالك را به وجود مي‌آورد ولي در سير حركت طبقاتي است، اين ماندني نيست. خرده مالكي كه با ماموران دولتي مي‌سازد نزديك‌تر است. ثروتمندتر است، آرام آرام مالك‌هاي ديگر را مي‌خورد در نتيجه ما نمي‌توانيم بگوييم كه فئوداليسم در ايران از بين رفته. درست است شيوه توليد دگرگون شده مقداري، ولي از بين نرفته. مگر همان فئودال‌ها نيستند كه الان دارند بر ما حكومت مي‌كنند، بورژوا كمپرادور، شركت‌هاي زراعتي و شركت‌هاي تعاوني كه بيشتر به خاطر ميليتاريزه كردن ايران به كار گرفته شده تا كدخداها!».

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

پنجشنبه، بهمن ۱۹، ۱۳۸۵

حماسه 19 بهمن


ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

چهارشنبه، بهمن ۱۸، ۱۳۸۵














آسمان نالان نالان
بیمار از ابرهای سیاه
دل آرام ندارد

صدای تندر خیس
از حنجره آسمان
در آذرخش بی مهار
در برق چشمانم
بی خوابی آرزویم را
چون رقص تیغ پولاد
با غرش مهیب
می‌سراید

و در عبور
کلام پر صلابت آتش
ابرهای سوخته
در لباس باران
بر آب می‌روند
و رویای سیاه
فرو می‌ریزد

منظومه آبی آسمان
جرم است
قصیده ماه
گرفتار چاه است

با سرود ستارگان
دگر تندری
بر سینه درد آسمان
خواهد خواند

بادبان (ح مقدم )

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

جمعه، بهمن ۰۶، ۱۳۸۵

آبه پیر با کوله باری از ایمان و عشق به سفری جاودانه رفت





آبه پیر دون کیشوت واقعی ، مدافع حقوق بی‌نوایان در عصر انحطاط جامعه ، چشم‌های سالخورده‌اش را برای همیشه فرو بست
در جاده زندگانی هستند مردانی که حضورشان حس عدالت‌خواهی‌ و آزادی‌خواهی را در انسان زنده می‌کند آبه پیر کشیش مترقی و بزرگ مردی بود که بیش از پنجاه سال تلاش ومبارژه را بر روی شانه‌‌هایش کشیده بود. او یک انسان متعالی ، ایثارگر ، از بند رسته ، آزاده ، متعهد در برابر خدا و مردم ، آگاه بر ظلم ، و خلاصه یک انسان آرمانی بود از آن گونه که نیست و باید باشد .

می گویند روزی زنگ درخانه آبه پیر را قاتلی به نام جورج می‌زند مردی که بعد از 20 سال از اردوگاه کار اجباری آمده بود داخل منزل آبه پیر می‌شود او دائم الخمر و مریض و بشدت ضعیف شده بود وحتی بستگان این قاتل او را طرد کرده بودند و این مرد تصمیم به خود کشی کرده بود ولی این خودکشی نافرجام مانده بود .
آبه پیر به او می‌گوید " جورج تو آنقدر عاجز و درمانده شده‌ای که می‌خواهی به زندگیت خاتمه بدهی و من چیزی ندارم به تو بدهم !! ولی تو آیا می‌توانی به من دستی بدهی و یاری‌ام کنی ؟ تا به کمک هم بتوانیم خانه‌ای برای بی‌نوایان و بی خانه‌مان‌ها بسازیم ؟ جورج شگفت زده کمی فکر می‌کند و با خود می‌گوید با وجود اینکه وضعیت نابسامان و فلاکت باری دارم ولی هنوز برای کسی می‌توانم مفید باشم !! و قبول می‌کنم .

این دو مرد با دو کاراکتر متفاوت ، آبه پیر کشیش و مردی با سابقه مقاومت ، وکیل مجلس ، و جورج با سابقه قتل و درمانده و عاجز و طرد شده حتی از خانواده خود ، و با سابقه خودکشی نافرجام ، و بعد از ملاقات این دو بود که انجمن امائوس بنیادگذاری می‌شود و امروز 500 گروه (امائوس) در سراسر جهان فعالیت می‌کنند

محور کار و تلاش این انجمن قرار دادن امکانات و کمک برای ایستادن محرومین بروی پاهای‌شان است وعمده کارشان جمع آوری و فروش اجناس استفاده شده است و آخرین کمپین‌های این انجمن مربوط به جمع آوری کامپیوتر و موبایل بود و با فروش اجناس نه تنها به محرومین بشکل مادی همیاری می‌کنند بلکه امکان ایجاد کار برای آنان را هم میسر می‌سازند و محدود به مرز یک کشور نیستند این انجمن همینطور در زمینه سوادآموزی و حقوق بشر و سلامت و بهداشت فعالیت دارند .

آبه پیر یک کشیش با چارچوب طراحی شده کلیسا نبود او در اواخرعمر معتقد به ازدواج کشیش‌ها بود و وقتی ماه اکتبر 2005 به رابطه جنسی خود با جنس مخالف اعتراف می‌کند خشم عده‌ای از متوالیان رسمی کلیسا را برمی‌انگیزد و بسیاری از کاتولیک‌ها را در حیرت و ناباوری فرو می‌برد . او حتی ازهمجنس‌گرایان برای احقاق حقوق‌شان حمایت می‌کند و جامعه خویش و شرایط متغیر را بخوبی درک می‌کند و سپس متناسب با آن عمل می‌کند او از عمق انسانیت و از عمق ایمان خود دور نمی‌شود . او وجدانی به وسعت دریا دارد و گاهی هم عمداً خلاف جریان آب شنا می‌کند .

آبه پیر در دوران فاشیزم بعنوان پارتیزان در نهضت مقاومت برای آزادی فرانسه سلاح به دوش می‌کشد از طرف گشتاپو تحت پیگرد قرار می‌گیرد راهنمای کوهستان‌های آلپ برای اپوزیسیون می‌شود به زندان می‌افتاد متواری می‌شود با یک اسم و هویت دیگر وارد فرانسه می‌شود لابراتوار ویژه تولید مدارک جعلی دایر می‌کند و با پاسپورت‌های جعلی جان بسیاری از یهودیان را در جنگ جهانی دوم نجات می‌دهد .

و چنین است که امروز در قلوب مردم فرانسه جای دارد و از محبوب‌ترین چهرهای فرانسه است و چند روز پیش وزیر همبستگی اجتمایی فرانسه گفت قانون حق مسکن که در مجلس سنا 30 ژانویه مورد بحث و گفتگو قرار خواهد گرفت به نام قانون آبه پیر نامگذاری خواهد شد
قطعاً بعداز مرگ او از نام او برای اهداف بشر دوستانه استفاده خواهد شد او در وصیت‌نامه‌اش که میراث این بزرگ مرد است از مسئولیت جمعی و تلاش و پی‌گیری و ادامه مبارزه بر علیه هر نوع تبعیض و محرومیت است یاد می‌کند
من او را تحسین می‌کنم و به او احترام می‌گذارم و امیدوارم هرگز زیر خاک فراموشی سپرده نشود
نمی‌دانم این مبارز را چگونه توصیف کنم آیا او یک مبارز لائیک بود ؟ و یا یک مبارز کاتولیک بود ؟ نمی‌دانم چه کسی می‌تواند پاسخی دهد ولی بی شک او یک مبارز برای همبستگی انسان بود . یادش گرامی باد


نمایش فرازهایی از زندگی آبه پیر


ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

یکشنبه، بهمن ۰۱، ۱۳۸۵

حسن عباسی تئوریسین امنیتی سپاه در عراق به دام افتاد



حسن عباسی تئوریسین امنیتی سپاه و استاد دانشگاه امام حسین سپاه پاسداران( البته با مدرک دیپلم ناپلئونی ) که استراتژی تهاجمی را در این دانشگاه تدریس می‌داد بامداد روز پنجشنبه در حمله کماندوهای آمریکایی به قرارگاه اربیل ( عراق) متعلق به تشکیلات تروریستی آخوندها ؛ دستگیر شد . سفير ايران در عراق از آمريکا خواسته ثابت کند پنج ايرانی بازداشت شده در شهر اربيل در ارتباط با تروریسم بوده‌اند
کافی است که به سخنرانی‌ این موجود دو پا گوش دهید تا از ماهیت اندیشه فکری و توسعه و صدور تروریسم جمهوری اسلامی ایران آگاه شوید
سخنرانی مشهور حسن عباسی : باید ترور کنیم تا به ما تجاوز نکنند

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

سه‌شنبه، دی ۲۶، ۱۳۸۵

سناریوی برون رفت از بن بست





بعد از ناتوانی واشنگتن در کنترل عراق و نبودن راه‌کار منطقی برای خروج پسندیده از بحران عراق ؛ رئیس جمهور امریکا جورج بوش از استراتژی جدید امریکا برای مردم سخن گفت و با افزایش نیروی نظامی تا پنج تیپ ، حدود 21 هزار سرباز تازه نفس برای برقراری ثبات راهی عراق کرد . ولی این اقدام هم اساساً نمی‌تواند کار ساز باشد و هیچ گزینه دیگری در مورد عراق حداقل تا چند ماه آینده به نظر نمی رسد . ولی جوج بوش به دنبال سناریویی است که بتواند نه تنها باسن چهار سیاستمدار برجسته نزدیک به خود را نجات دهد بلکه راه‌کاری که بتواند با آن بعنوان برگ برنده در انتخابات ریاست جمهوری بازی کند. و نیازی به امتیاز دادن به رقیب ، یعنی حزب دموکرات نباشد و همه کارت‌های خود را برای چرخاندن وضعیت بغرنج و خروج از بحران فعلی بکار خواهد گرفت تا ظفرمند بتواند پشتیبانی مردم امریکا را تا فوریه 2009 که برگذاری انتخابات ریاست جمهوری است به همراه داشته باشد .
نتیجه انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره امریکا و استعفای رامسفلد وزیر دفاع و همین طور جان بولتون سفیر امریکا در سازمان ملل متحد نشانگر شکست سیاست بوش تلقی می‌شد و خود بوش دربیان استراتژی جدید به آن اعتراف می‌کند . و با شکت سیاست جنگ‌طلبانه بوش دموکراتها امید زیادی برای بدست آوردن اهرم قدرت در کاخ سفید را دارند .
ولی در خانه جمهوری‌خواهان تنها راه برای هموار کردن جاده برای کاندیداتوری « جولیانی مک‌ئین » و یا کاندید دیگر ، خروج پسندیده و قابل قبول از بحران عراق است .
و ظاهراً تا پایان سال آینده هیچ چشم انداز منطقی برای تغییر شرایط در عراق به چشم نمی‌خورد اگرچه 21 هزار نیروی جدید وارد کار زار مرگ ومیر شده‌اند و هر سال عراق بیش از هزار سرباز امریکایی رادر تابوت‌های پوشیده در پرچم راهی ایالات متحده امریکا می‌کند . و سالی حدود هزار میلیارد دلار برای این جنگ هزینه می‌کند و ده‌ها هزار معلول جنگی و زخمی به جا می‌گذارد . این معلولین جنگی نقش حائز اهمیت در افکار عمومی امریکا دارد چون به وضوح مردم هر روز در مقابل چشمانشان می‌بینند و همیشه مدیا و رسانه‌های دولتی در صدد پوشاندن این جنبه اسفناک جنگ هستتند چون معتقداند انگیزه و روحیه جامعه ، در حال جنگ را پایین می‌آورد . و همین معضل معلولین بود که در جنگ ویتنام کاتالیزوری شد برای فرو ریختن ( جبهه داخلی ) و بروز مخالفت‌های مردم با سیاست جنگ طلبی امریکا .
با اعدام صدام حسین نیروهای شیعه در مقابل سنی‌ها تقویت یافتن و امریکا بخوبی می‌داند تقویت شیعیان دست آخوندها را در دخالت امور عراق باز ‌تر می‌کند و درست مثل تیغ دو سر عمل می‌کند و همین الان هم عملاً دولت ایران در عراق حکومت می‌کند . و یک راه حل اساسی و منطقی موجود نیست !!
جنون سرمایه داران صنایع تسلیحاتی و جنون نفتی بوش و دست‌یابی به منابع طبیعی کشورهای دیگر را در معادله نیاز جدید اقتصادی و نجات دلار در بازار تجارت جهانی و ایستادن در برابررشد اقتصادی چین و سایرقدرت‌های تجاری باید ارزیابی کرد و در واقع رئیس جمهور امریکا به علت سرطان عراق توان اداره تجارت جهانی را به تدریج از دست می‌دهد . و برعکس رشد و شکوفایی اقتصادی در اولویت برنامه‌های سیاست دموکرات‌ها قرار دارد . پس بوش چه کند تا در برابر دموکرات‌ها کیش و مات نشود ؟
اعزام ناوگان‌های جنگی به منطقه خلیج فارس و استقرار آنها در این منطقه هیچ ارتباطی با بحران عراق ندارد و همینطور استقرار آتشبار‌های ضد هوایی در عراق و برخی کشورهای مجاور ، احتمال حمله نظامی به ایران را روزبروز قوٌت می‌دهد .
در یک برسی ساده به نظر می‌رسد حمله به کشور ایران از طرف امریکا حماقتی بیش نباشد !! با در نظر گرفتن ناکامی‌های سیاسی نظامی در عراق و با توجه به اینکه بوش در جبهه داخلی ( امریکا ) در شروع جنگ از حمایت بالایی برخوردار بود ولی امروز پشتیبانان بوش از 50% به 30% کاهش یافته است و جبهه داخلی برای سیاستمداران ستون اصلی جنگ بشمار می‌رود و نباید فراموش کنیم که مهم‌ترین عامل شکست امریکا در ویتنام در جبهه داخلی و در خود امریکا بود نه در مزارع برنج در هند وچین.
دموکرات‌ها در تلاش هستند تا بتوانند خشت‌های دیوار استراتژی بوش را فرو ریزند و با ایران به مذاکره بنشینند .
ولی بوش می‌گوید من هنوز رئیس جمهور هستم و می‌خواهم تمام کارت‌هایم را بازی کنم و قبل از اینکه کنگره امریکا بتواند قانون بلوکه کردن هزینه جنگ را به تصویب برساند بوش احتمالاً می‌خواهد کنگره را در برابر عمل انجام شده قرار دهد و به زیان عامیانه پیش دستی کند .و با بحران سازی و حمله به ایران از بحران بیرون آید . بوش همانند سگی است که در گوشه‌ای با طناب بسته شده است و این نوع سگ‌ها خطرناک هستند چون به خاطر ترس گاز می‌گیرند و حمله می‌کنند
پس بوش باید هر جور شده دموکرات‌ها را سرجایشان بنشاند و نظر رأی دهندگان را به طرف خود معطوف کند .
حمله به سوریه با در نظر گرفتن مقاومت نیروی حزب اله و پایگاه آنها ، برای امریکا نمی‌تواند مقرون به صرفه باشد ولی ایران که هست !!
در قطعنامه شورای امنیت آمده است که نباید برعلیه ایران به اعمال زور و خشونت متوسّل شد ولی امریکا می‌تواند براحتی صحنه را عوض کند یعنی کاری کند که ایران حمله کند و بازداشت 5 مامور سرکرده سپاه قدس هم در همین تاکتیک می‌توان ارزیابی کرد و احتمالاً شاهد تحریکات دیگر در منطقه خواهیم بود .
فرض کنیم از ناوگان‌های هواپیمابر امریکایی جنگنده‌ای در یک مانور در حدّ و حریم هوایی ایران پرواز کند . کجاست این حّد و مرز هوایی در آسمان ؟ همین چند ماه پیش وقتی جنگ خانمان‌سوز لبنان آغاز شد اسرائیلی‌ها می‌گفتند حزب‌اله به سربازان بازرسی در خاک اسرائیل حمّله کرده‌اند . و حزب‌اله می‌گفت اوّل اسرائیل به خاک لبنان حمله کرد و اختلاف فقط سر چند متر بود و سر همین چند متر لبنان چندین شبانه روز زیر آتشبار هواپیماها و موشک‌های اسرائیلی قرار گرفت و لبنان را به خاک و خون کشیدند و همین طور چندین شبانه روز حیفا در شمال اسرائیل زیر موشکهای ایرانی حزب‌اله قرار داشت . و این حّد مرز در آسمان چند متّر نیست بل هزاران متر بشمار می‌رود و جنگنده‌ها با سرعتی حدود 1000 کیلو متّر در ساعت حرکت می‌کنند و می‌شود گفت حدود 270 متر در ثانیّه ، و در عرض چند ثانیّه می‌توانند از حّد حریم مرزی ایران بگذرند و بازگردند .
می‌تواند یک حادثه هوایی و شلیک یک موشک آغازگر یک جنگ و حمّله نظامی شود مهّم نیست کی اوّل شلیک کرده مهّم این است که دیگر کار از کار گذشته است و می‌تواند شروع حمّله هوایی امریکا باشد . نقاط و مکان‌های استرانژیک حکومت ایران را در هم می‌کوبد تا ظاهراً به ایران درسی دهد تا دیگر به حریم هوایی بین‌المللی شلیک نکند !!
و حتماً ضد هوایی و جنگنده‌های ایران پاسخ خواهند داد تا از حریم مرزی خود دفاع کنند . و احتمالاّ ایران در دراز مدتّ توان رویارویی با نیروی هوایی امریکا را نخواهد داشت . ولی ایران توان مقابله با ناوگان‌های امریکایی مستقر در خلیج فارس را دارد و موشک‌های ضد ناو روسی را بکار می‌گیرند و می‌توانند ناوگان امریکایی را به قعر آب بفرستد و این خواسته جورج دبلیو بوش است . و بهترین هدیه 2007 برای رئیس جمهور امریکا خواهد بود کارشناسان نظامی معتقد هستند این ناوگان‌ها را مانند کادویی در سینی نقره‌ای آماده کرده‌اند و به لحاظ نظامی لزومی برای استقرار آن‌ها در خلیج فارس نبوده است .
تصاویر تفنگداران دریایی امریکا با جلیقه‌های نجات و تلاش بری نجات جان بازماندگان ناوگان می‌تواند مردم امریکا را تحت تأثیر قرار دهد و حس ناسیونالیستی می‌تواند حمایت مردم امریکا را برای پشتیبانی از بمباران سایت‌های هسته‌ای ایران و مراکز نظامی و راه‌های ارتباطی و کارخانه‌ها و... راه را برای جورج بوش هموار کند .
و امّا دموکرات‌ها چه می‌خواهند بگویند ؟ و احتمالاً بایدسکوت کنند و باید در برابر وضعیت پیش آمده قورباغه را قورت دهند و برگه‌های رأی شهروندان امریکایی دوباره در صندوق جمهوری‌خواهان خواهد رفت و هر نوع پیشنهاد و مذاکره فوراً با بر چسب همکاری با دشمن و دشمن امریکا تلقی خواهد شد و بقیه امور کار را رسانه‌های گروهی انجام می‌دهند و همه را سرجایشان می‌نشانند .
و اگر این سنازیو عمّلی گردد جورج بوش برای سومین باز بعد از روزولت 1936 -1940 -1044 به مقام ریاست جمهوری برگزیده خواهد شد . آیا بوش در فکر چنین سناریوی نیست ؟؟؟
فرض کنیم از ناوگان‌های هواپیمابر امریکایی جنگنده‌ای در یک مانور در حدّ و حریم هوایی ایران پرواز کند . کجاست این حّد و مرز هوایی در آسمان ؟ همین چند ماه پیش وقتی جنگ خانمان‌سوز لبنان آغاز شد اسرائیلی‌ها می‌گفتند حزب‌اله به سربازان بازرسی در خاک اسرائیل حمّله کرده‌اند . و حزب‌اله می‌گفت اوّل اسرائیل به خاک لبنان حمله کرد و اختلاف فقط سر چند متر بود و سر همین چند متر لبنان چندین شبانه روز زیر آتشبار هواپیماها و موشک‌های اسرائیلی قرار گرفت و لبنان را به خاک و خون کشیدند و همین طور چندین شبانه روز حیفا در شمال اسرائیل زیر موشکهای ایرانی حزب‌اله قرار داشت . و این حّد مرز در آسمان چند متّر نیست بل هزاران متر بشمار می‌رود و جنگنده‌ها با سرعتی حدود 1000 کیلو متّر در ساعت حرکت می‌کنند و می‌شود گفت حدود 270 متر در ثانیّه ، و در عرض چند ثانیّه می‌توانند از حّد حریم مرزی ایران بگذرند و بازگردند .
می‌تواند یک حادثه هوایی و شلیک یک موشک آغازگر یک جنگ و حمّله نظامی شود مهّم نیست کی اوّل شلیک کرده مهّم این است که دیگر کار از کار گذشته است و می‌تواند شروع حمّله هوایی امریکا باشد . نقاط و مکان‌های استرانژیک حکومت ایران را در هم می‌کوبد تا ظاهراً به ایران درسی دهد تا دیگر به حریم هوایی بین‌المللی شلیک نکند !!
و حتماً ضد هوایی و جنگنده‌های ایران پاسخ خواهند داد تا از حریم مرزی خود دفاع کنند . و احتمالاّ ایران در دراز مدتّ توان رویارویی با نیروی هوایی امریکا را نخواهد داشت . ولی ایران توان مقابله با ناوگان‌های امریکایی مستقر در خلیج فارس را دارد و موشک‌های ضد ناو روسی را بکار می‌گیرند و می‌توانند ناوگان امریکایی را به قعر آب بفرستد و این خواسته جورج دبلیو بوش است . و بهترین هدیه 2007 برای رئیس جمهور امریکا خواهد بود کارشناسان نظامی معتقد هستند این ناوگان‌ها را مانند کادویی در سینی نقره‌ای آماده کرده‌اند و به لحاظ نظامی لزومی برای استقرار آن‌ها در خلیج فارس نبوده است .
تصاویر تفنگداران دریایی امریکا با جلیقه‌های نجات و تلاش بری نجات جان بازماندگان ناوگان می‌تواند مردم امریکا را تحت تأثیر قرار دهد و حس ناسیونالیستی می‌تواند حمایت مردم امریکا را برای پشتیبانی از بمباران سایت‌های هسته‌ای ایران و مراکز نظامی و راه‌های ارتباطی و کارخانه‌ها و... راه را برای جورج بوش هموار کند .
و امّا دموکرات‌ها چه می‌خواهند بگویند ؟ و احتمالاً بایدسکوت کنند و باید در برابر وضعیت پیش آمده قورباغه را قورت دهند و برگه‌های رأی شهروندان امریکایی دوباره در صندوق جمهوری‌خواهان خواهد رفت و هر نوع پیشنهاد و مذاکره فوراً با بر چسب همکاری با دشمن و دشمن امریکا تلقی خواهد شد و بقیه امور کار را رسانه‌های گروهی انجام می‌دهند و همه را سرجایشان می‌نشانند .
و اگر این سنازیو عمّلی گردد جورج بوش برای سومین باز بعد از روزولت 1936 -1940 -1044 به مقام ریاست جمهوری برگزیده خواهد شد . آیا بوش در فکر چنین سناریوی نیست ؟؟؟

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

سه‌شنبه، دی ۱۹، ۱۳۸۵

big dog


یک کمپانی آمریکایی آخرین ربات چهار پا را که برای کاربری در حوزه‌های جنگی و نظامی ساخته است به معرض نمایش گذاشت
این ربات همانند یک سگ با جثه بزرگ به طول یک متر و به ارتفاع 70 سانت عرض اندام می‌کند وپروژی آن با همکاری ناسا و دانشگاه هاروارد طراحی شده است توان سرعت این ربات به 5 کیلومتر در ساعت هم می رسد ویژگی آن حفظ تعادل خود حتی در شرایط بسیار دشوار و در زمین ناهموار است و قادر است درشیب 35 درجه حرکت کند و برای حمل و نقل بار سنگین در عملیات نظامی و در میادین جنگی مورد استفاده قرار خواهد گرفت . و حالا برای افزایش سرعت و بالا بردن میزان حمل بار این ربات فعالیت می‌کنند .و این ویدثو که مشاهده می‌کنید نمونه کوچک آن ( توله سگ )است و در ابعاد بزرگتر ساخته خواهد شد .
اندام این ربات از فولاد تشکیل شده است که در آن یک کامپیوتر و یک موتور بنزینی یک سیلندر که سیستم هیدرولیک را به حرکت می‌آورد و فاقد سر ولی داری چشم الکترونیکی و اسکنر لیزری برای مشاهده موانع و شناسایی محیط اطراف است
این ورشن ربات از طریق کنترل از راه دور هدایت می‌شود ولی تا چند سال آینده بشکل هوشمند و خودکفا خواهد بود .

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

یکشنبه، دی ۱۷، ۱۳۸۵

به اطلاع کلیه دارندگان وب سایت ها و وبلاگ ها



معاونت امور مطبوعاتي و اطلاع رساني وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي
آیین نامه سازماندهی فعالیت پایگاههای اطلاع رسانی (سایتهای) اینترنتی را ابلاغ کرد
.

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

جمعه، دی ۱۵، ۱۳۸۵

نکاتی پیرامون قطعنامه شورای امنیت سارمان ملل










قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل متحد گام دیپلماتبک بزرگی بود که جامعه جهانی بر علیه فعالیت‌های هسته‌ای حکومت آخوندی به تصویب رساند و پس از تلاش چهار ماهه عاقبت چین و روسیه هم این قطعنامه را امضاء کردند. اگر چه چین و روسیه در پیش نویس قطعنامه مقاومت می‌کردند ولی در نهایت درباره تحریم ایران به توافق رسیدند و با تصویب قطعنامه 1737 از ایران خواستند همه فعالیت‌های هسته‌ای و همچنین همه طرح‌های مرتبط با آن را متوقف کند
.
سئوالی که در ذهن ما باز می‌شود این است که با در نظر گرفتن روابط تجاری و سرمایه گذاری‌های کلان در بخش انرژی از طرف دولت‌های چین و روسیه ، چرا این دو کشور با قطعنامه شورای امنیت موافقت کردند ؟ مخصوصاً ولادیمیر پوتین که همیشه از روابط و دوستی خود با دولت ایران ابراز خرسندی می‌کند و ایران مشتری بازار تجاری روسیه است و میلیونها دلار روسها از دولت ایران برای تأسیسات هسته‌ای و نیروگاه بوشهر پول دریافت کرده‌اند پس دلایل موافقت این دو کشور با اعمال فشار بین‌المللی برعلیه دولت ایران چه بود ؟

دولت ایران تا آخرین لحظه امیٌدوار بود با توجٌه به اینکه این دو عضو دائم شورای امنیت هستند و دارای حق وتو می‌باشند و نگاه خوشبینانه به مذاکرات هسته‌ای دارند ، با تدوین و تصویب آن مخالفت کنند .
مهٌم‌ترین نکته که می‌شود بطور خلاصه در مورد چین نوشت این است که دولت چین بعد از اشغال عراق و محروم شدن از نفت عراق قسمت عمٌده چرخ‌های صنعت خود را با نفت و گاز ایران می‌چرخاند و سرمایه گذاری زیادی در ایران تحت حاکمیت آخوندها کرده است ولی این دلیل کافی نیست تا کفه ترازوی سنگین اقتصادی خود با آمریکا را نادیده بگیرد و از روابط کلاٌن تجاری و گسترش بازار خود چشم پوشی کند کافی است بدانیم که مازاد صادرات چین به امریکا 150 میلیارد دلار است که از مجموع تولید ناخالص داخلی ایران بیشتر است و چین این مناسبات و روابط را هیچوقت قربانی منافع خود با ایران نمی‌کند .

و امٌا روسیه چرا این قطعنامه تحریم را علیه ایران پذیرفت ؟
روسها بعد از فروپاشی شوروی و در مسیر دستیابی به اعتبار و وجه بین‌المللی همواره از فرصت‌های متعدٌد سیاسی در جهت رشد و امنیت اقتصادی خود استفاده کرده ، وحضورفعٌال داشته‌اند . و در این تحٌولات سیاسی سعی داشتند امتیاز‌های بیشتری از ایا‌لات متٌحده برای موافقٌت خود بگیرند . و در همین راستا امریکا توافق‌نامه‌ای با روسیه برای الحاق آن کشور به سازمان تجارت جهانی امضاء کرده است و روسیه در قبال رأی موافقت خود با قطعنامه شورای امنیت به سازمان تجارت جهانی پیوست . این سازمان بزرگترین سازمان بین‌المللی است که در زمینه مقرارات تجارت بین‌المللی فعٌالیت می‌کند .

و در 19 نوامبر سال 2006 این پروتکل دو جانبه در ویتنام به امضاء رسید ( عکس بالا مربوط به این توافق‌نامه است ) این قرار داد روسیه را به سوی کالا‌ها و خدمات آمریکایی شامل کارهای بانکی ، امنیتی ، بیمه‌ای ، ارتباط راه دور ، انرژی ، محیط زیست ، و تحویل کالا ، باز خواهد کرد . و شرکت‌های امریکایی هم تمایل بسیار زیادی به وارد شدن در موقعیت تجاری با روسیه بودند و بنا به گفته پوتین در ملاقات آن روز با رئیس جمهور امریکا ، موافقت‌نامه بستری مناسب برای گسترش ِ میزان روابط تجاری اقتصادی آمریکا و روسیه است .

البتٌه نا گفته نماند روسیه همچنین در توافق با قطعنامه شورای امنٌیت اصرار نمود که حساب‌های ایران در خارج از کشور فوراً توقیف نشود . و اگر ایران به بی اعتنایی نسبت به مطالبات جامعه جهانی ادامه داد ، چنین اقدامی صورت گیرد و باز به اصرار روسیه و چین بود که از متن قطعنامه مطالبه مربوط به ممنوعیٌت و جابجایی 12 دلال تجاری آخوند‌ها در خارج از کشور که به برنامه‌های موشکی و هسته‌ای می‌پرداختند حذف شود . و روسیه هنوز امیدوار است تا ایران را به پشت میز مذاکر باز‌گرداند و همکاری با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی را از سر گیرد .

و همینطور راکتور هسته‌ای بزرگ بوشهر که روسیه برای ایران می‌سازد ، فعٌالیت تولیدی آن مورد استثناء تحریم قطعنامه شورای امنیت قرار گرفته است و حکومت آخوندی می‌تواند روزی از آن برای تولید پلوتونیوم در اهداف نظامی استفاده کند و هیچ اعتمادی به این رژیم مکار نمی توان داشت واگر بخاطر داشته باشیم سال‌ها پیش که هنوزپرونده هسته‌ای ایران مورد توجٌه جامعه حهانی قرار نگرفت بود واولین بار که مقاومت ایران فعالیت‌های رژیم را فاش ساخت رژیم اصلاً وجود دستگاه‌های سانتریفوژ در ایران را که برای غنی سازی اورانیوم بکار می‌رود را کتمان می‌کرد !!
بهرحال روسیه موقتاً ایران را از تحریم‌‌های سخت‌‌تر که منجر به مجازات فوری ایران می‌شد نجات داد و معلوم نیست آیا پس از 60 روز مهلت داده شده قادر خواهد بود تحریم‌ها را دوباره ملایم نگه دارد ؟

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

پنجشنبه، دی ۱۴، ۱۳۸۵

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

سه‌شنبه، دی ۱۲، ۱۳۸۵

از لغو حکم اعدام حمایت می‌کنم




آیا یک قاتل را باید بااجرای قتل مجازات کرد ؟ و تجاوز را با تجاوز مجازات کرد ؟ و غارت را با غارت و چپاول ؟ و مرگ را با مرگ دادرسی کرد ؟ محکوم کردن یک قاتل به مرگ با استفاده از قانون در ذهن انسان تناقض پدید می‌آورد . همان روشی که به نام قصاص در حکومت آخوندی و طالبان برای گرفتن انتقام ازقاتل و به طریق قانون مشروعیت داده می‌شود

من از لغو حکم اعدام حمایت می‌کنم و امیدوارم ایران فردای ما هم حکم اعدام همانند بسیاری از کشورهای متمدن جهان لغو شود . صدام را به دار آویختن و توسط دادگاه عراقی محکوم شد علی‌غم اینکه یک اسیر جنگی بود و باید توسط نیروهای اشغالگر محاکمه می‌شد دستان جلادان نقابدار مقتدا صدر حکم را اجرا کردند ولی ازطناب جناب بوش استفاده شد .

اگر صدام یک جنایتکار بود ! کم نیستند تعداد جنایتکاران مقامات کشورهایی که امروزه در صندلی سازمان ملل جا خوش کرده‌اند . چرا صدام اعدام شد و آنها نه؟ آیا به خاطربشگه‌های نفت نبود ؟ در چچین کم کشتار شد ساختمان سالمی باقی نماند !! آیا کسی انگشت تکان داد ؟ می‌گویند صدام جنایتکار بود و کردها را قتل عام کرد جنگ به پا کرد ومخالفانش را کشت . همه این حرفها درست امٌا روزی که جنگ در عراق خاتمه یابد آمار کشته شدگان بیشتر از کشته‌های صدام نخواهند بود ؟ آیا کسی را به جرم این کشتارها به دار می‌آویزند ؟ و به خاطر کشتار مستمر که به طور متوسط روزنه 40 نفر قربانی می‌شود کسی را محاکمه می‌کنند ؟ و یا جریمه نقدی می‌کنند ؟
مرگ روزانه 40 شهروند عراقی دیگر خبر مهمی برای خبرگزاریها نیست !! آیا کسی به خاطر این همه کشت‌کشتار پوزش می‌طلبد؟ صدام بهای اعمالش را با اشد مجازات داد . آیا کسی بهای اعمالش را در هیروشیما ، گولاق ، تیبت . و ...داد ؟؟؟

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

دوشنبه، دی ۱۱، ۱۳۸۵

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

اعدام رئیس جمهور پیشین عراق










وقتی که نیروهای آمریکا فاتحان جنگ ، بعد از تسخیر دروازه‌های بغداد سیم بکسل بر گردن مجسمه برنزی و ایستاده بر
سکوی بتونی صدام حسین انداختن و بوسیله زره پوش ارتش امریکا به‌ زیر کشیدن در واقع همان موقع صدام اعدام شد و صدام اسیر در زندان کوچکتر از مجسمه خود بود .

مقامات امریکایی که خود را محق به انجام هر عملی می‌دانند و خود را قیم تمام ملل می‌خوانند ، می‌خواستند دموکراسی و آزادی برای مردم عراق به ارمغان بیاورند ولی افسوس روش اجرای عدالت را به سبک قرون وسطی‌ ، یعنی حکم اعدام را همانند منفورترین حکومتها ، مثل طالبان و حکومت آخوندی به اجرا گذاشتند و لابد جوج بوش هم با یک بسته ذرت بوداده و آبجو جلوی تلویزیون منتظر دیدن صورت صدام و صحنه اعدام او بود . آیا مقامات امریکایی فکر می‌کنند با حذف صدام صف طویل تابوت‌های پوشیده در پرچم کاهش می‌یابد ، ارقام کشته‌های سربازان آمریکایی به مرز 3000 رسیده است و فقط اعدام صدام تنها پیروزی امریکا در این جنگ خانمان‌سوز سه ساله است و هیچ پیروزی دیگری برای امنیت و ثبات سیاسی به چشم نمی‌خورد .

صدام را به خاطر کشتار شیعیان محاکمه کردن و نخواستند پرونده حمله به کویت و آغاز جنگ با ایران و پرونده کردستان را باز کنند اگر چه ادامه دهنده جنگ ایران و عراق خمینی بود و 8 سال جنگ آغاز شده صدام ، توسط خمینی ادامه یافت چرا این پرونده‌ها در دادگاه صدام باز نشد ؟ و پرونده را مختومه اعلام کردند ؟ دلیلش بسیار روش است در آن سالها صدام حمایت مالی و تسلیحاتی از طرف واشنگتن می‌شد همان سیاستمدارانی که امروز برای رای دادگاه صدام دست می‌زنند.

چند سال پیش هنری کیسینجر برنده جایزه صلح نوبل ؟ در مورد سیاست امریکا در جنگ ایران و عراق گفته بود استراتژی ما تضعیف قدرت نظامی هر دو کشور بود و معامله پنهانی و افتضاح « ایرا ن گیت » در سال 1986 در راستای همین سیاست بود و کاخ سفید تسلیحات نظامی به ایران تحت حاکمیت خمینی ارسال می‌کرد و در آمد حاصل از آن را صرف هزینه تسلیحاتی و مالی کانتراست‌ها در نیکاراگوئه می‌کرد تا بتوانند انقلابیون سندنیست‌ را سرکوب کنند و توانستند هزاران را نفر قتل عام کنند
و در سال 1987 جمهوری خواهان و در رأس آنها دیگ‌چنی در حمایت از کاخ سفید پرونده افشاء روابط با آخوندها را بست .

البته ایالات متحده در ارسال تسلیحات به حکومت ایران تنها نبود اسرائیل هم به حکومت خمینی سلاح می‌فروخت اگر صفحات نخست نیویورک تایمز در فوریه 1982 را ببینیم بوضوح از ارسال تسلیحات نظامی اسرائیل به ایران دیده می‌شود
در ماه مه 1982 آریل شارون وزیر دفاع وقت اسرائیل به واشنگتن پست گفت « از استبداد خودکامه خمینی ما همه نفرت داریم اما باید پنجره کوچکی را بروی ایران باز کنیم . مقامات امریکا با فروش اسلحه به ایران موافقت کردند »

و در عراق هم حمایت‌های امریکا برای حمله به ایران و تشویق و ترغیب آن بود که صدام را به جنگ کشاند و همینطور حمله به کویت که از بزرگترین اشتباهات تاریخی صدام بود و دامی بود که امریکا برای سرنگونی حکومت عراق گذاشته بود .
دیروز که صحنه آوردن صدام را پای چوبه دار در زیر زمین زندان کاظمیه دیدم و با وجود اینکه او شخصی خودکامه و مستبد بود ولی به نظر انسان‌تر ازشش مأمور جلاد نقاب‌دار خود بود که صورت شان را کاملاً پوشانده بودند و جلیقه ضد گلوله به تن داشتن .

فقط سه کشور آمریکا و اسرائیل و ایران خواهان این اعدام و خواستار هر چه زودتر آن بودند . و با وجود اینکه حزب بعث و نیروهای حامی صدام در اینترنت تهدید کرده بودند که اگر رئیس جمهور پیشین عراق را اعدام کنند در هر مکان و در هر زمان به نیروها و منافع آمریکا ضربه خواهند زد و راه مذاکره و گفتگو را با نمایندگان نیروهای ائتلاف را عملاً رد خواهند کرد . حال با در نظر گرفتن شرایط بحرانی و بسیار حاد حاکم بر عراق که هیچ چشم انداز صلح و امنیت دیده نمی‌شود چرا امریکا دست به این اعدام زد ؟ شاید آمریکا همین را می‌خواهد می‌خواهد شیعه و سنی و کرد به جان هم بیافتند و کشور را تجزیه کنند در آنصورت کنترل سه کشور کوچکتر راحت‌تر بنظر می‌رسد مگر به دخالتهای بی حد و حصر رژیم آخوندی اشراف ندارد به راحتی می‌تواند مرزهای با ایران را ببندد . تلاشهای زیادی در راستای تجزیه عراق چه از داخل و چه از خارج دیده می‌شود .

درآستانه سال نو میلادی تعداد سربازان به خاک افتاده در عراق ( 2982 سایت گلوبال سکوریتی ) به بیش از قربانیان 11 سپتامبر(2974 طبق آژنس‌های خبری ) رسیده است دیروز روزنامه‌های مهم آمریکا مثل نیویورک تایمز و لس‌آنجلس تایمز نخستین صفحات خود را به حکم اعدام صدام حسین اختصاص داده‌ بودند ولی صحبتی از کشته‌های سربازان آمریکایی و 650 هزار قربانی عراقی دیده نمی‌شود .

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

جمعه، دی ۰۸، ۱۳۸۵




آزادی مصداق شهامت است
در ایران تحت حاکمیت ولی فقیه هستند زنان آزاده‌ای که اهانت و اطاعت پذیری و توهین به حرمت انسانی را نمی‌پزیرند .
جامعه 75 میلیونی ما اسیر اقلیتی است که ما را در قید و بند و در یوغ قوانین متحجر آخوندی نگه داشته است .
وقتی توفیق این فیلم کوتاه دختر شجاع شیرازی را که ظاهراً با بسیجیان خدمت‌گزار حکومت درگیر شده است را نشانم داد چنان در من احساس غرور و افتخار را برانگیخت که چندین بار به تکرار مشاهده کردم ضرباتی که این دختر خانم شیرازی که از پوسته ترس و انفعال بیرون آمده بود و به بسیجی نگون‌بخت می‌زد انگار این ضربات را بر پیکر فرتوت حاکمیت مستبد آخوندی وارد می‌کند
هیچ کشوری به طور تصادفی به آزادی دست نمی‌یابد و مردم آن کشورباید برای بدست آوردن آن هزینه و بهای لازم را بپردازند و در خط مقدم همیشه نیروهای آگاه و مسئول و باورمند که می‌دانند و می‌فهمند هزینه می‌کنند
انسان‌های آزاده هیچ وقت در مبارزه آرام نمی‌گیرند و ترس و انفعال را نمی‌شناسند و اگر نبردی را ببازند جنگ را خواهند برد

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

یکشنبه، دی ۰۳، ۱۳۸۵

تصویب قطنامه شورای امنیت . حمایت از جنبش دانشجویی ایران
















در پی فراخوانی از سوی سازمان‌های جوانان ِ تمام احزاب ایتالیا، ساعت هشت شب پنحشنبه به وقت ایتالیا تظاهراتی مقابل سفارت ایران در شهر رم، در حمایت از دانشجویان ایرانی به ویژه دانشجویان دانشگاه امیرکبیر (پلی تکنیک تهران) برگزار ‌شد

در این تجمع جوانان ِ احزاب و دانشجویان ایتالیا از راست تا چپ در یک روز و در یک مکان ( روبروی سفارت جمهوری اسلامی ایران ) بدون هیچ پرچم گروهی و به نشانه همبستگی با دانشجویان ایرانی ستاره دار که از حق تحصیل محرومند و از ثبت نام آنها در دانشگاه جلوگیری به عمل می‌آید ، سه ستاره نمادین بر سینه نسب کرده بودند . شهردار فلورانس هم درفش نقره‌ای که نشان شهر فلورانس است به نشانه حمایت از دانشجویان و اعتراض آنها ، برای این تجمع فرستاده بود

جوانان احزاب مختلف جنبش دانشجویی ایتالیا با نامه‌های اعتراضی به بهرام قاسمی سفیر گماشته جمهوری اسلامی ایران در رم خواستار محكوم كردن سياستهاي سركوبگرانه و ضدمكراتيك دولت احمدی نژادی شدند و نگرانی خود را نسبت به جان دانشجویان معترض ابراز داشتند تعدادی از عکسهای این تجمع را در این پست قرار داده‌ام

This album is powered by BubbleShare - Add to my blog

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

پنجشنبه، آذر ۳۰، ۱۳۸۵

به شادیانه سلام

در آخرین جلسه دادگاه ترور حسین نقدی که سه هفته پیش انجام گرفت متاسفانه نتوانستم شرکت کنم ولی مرتب با دوستانم که در دادگاه حضور داشتند در تماس بودم یکی از عزیزانی که مرتب با تلفن صدا می‌زدم علی بود او نه تنها برای دادخواهی دوست از دست رفته‌اش حسین نقدی به دادگاه می‌رود بلکه برای شنیدن صدای عدالت و دیدن قضاوت در آینه حقیقت در دادگاه حضور دارد او هنوز خنجر اندوه مرگ برادرش « امیر افشار » را در قلب خود دارد البته اگر دیوار پنج میلیارد و یکصد میلیون یورو مبادلات تجاری( ایران و ایتالیا ) اجاز دیدن حقوق انسانی را بدهد و سیاست دیپلماسی با تجارت ، چشم بند بر دیدگان ترازو عدالت نکشد . می‌گویم علی چی شد ؟ دادگاه حسین به کجا کشید ؟ علی می‌گوید ای کاش بودی و می‌دیدی « سودانی » وکیل مدافع مقاومت چه دفاع جانانه‌ کرد می‌گفت من چنان شیفته سخنوری و منطق کلام او شدم که بی اختیار در انتراکت دادگاه صورت « سودانی » را بوسیدم و به او گفتم این دادگاه فقط دادگاه نقدی نیست دادگاه برادرم امیر هم است در واقع علی درست می‌گفت این دادگاه حسین و امیر و000 120 سرو تنومند از جنگل سبز مقاومت مردم ایران بود که در پوشه‌های پرونده قطور جنایت خمینی بر سر میز دادگاه آورده شده بود
علی گفت هنوز دادگاه رای نداده من امروز و یا فرداد از دادگاه برایت می‌نویسم و ایمیل می‌کنم
و بعد فهمیدم دادگاه بر خلاف کیفرخواست دادستان مبنی بر محکومیت حبس ابد ، متهم اصلی پرونده یعنی امیرمنصور بزرگیان را که غیابی محاکمه می‌شد تبرئه کرده است
خواستم آنشب مطلبی بنویسم ولی اصلاً حال و حوصله‌ای باقی نمانده بود روزهایی هستند مثل بیابان بی آب وعلف کلمات نایاب می‌شوند و برای توصیف بعضی مسائل واژها در ذهن آدم کشته می‌شوند مثل قطره شب‌نم قبل از تاریکی شب و آنروز علی هم ظاهرا ً مثل من بعد از نتیجه دادگاه حال و حوصله‌ای براش باقی نمانده بود . ولی گاهی اوقات هم روزهایی هستند مثل دیروز و امروز که وقتی کلمات را می‌کاری زود شکوفه می‌دهند درست مثل شقایق در دشتزار سبز . و این روزها آنهایی که دستی بر آتش مقاومت دارند در جشن و شادی برای پیروزی‌ در دادگاه اروپا و صدور رای لغو برچسب تروریستی بر فرزندان مقاومت ایران هستند وهمینطور دادگاه جنایی رم که بعد از سه هفته از آخرین جلسه دادگاه ، رژیم ایران را عامل قتل این پرونده معرفی کرده است
در آغاز این رأی كه در 33 صفحه تدوین شده آمده است اعتقاد روشن بر این است كه قتل نقدی باید یك قتل سیاسی محسوب شود كه در محافل دولتی ایران, و در چارچوب یك پروژه عمومی متلاشی كردن مقاومت در خارج تصمیم گیری شده
است. به این ترتیب نقدی بخاطر كیفیت و كمیت فعالیتهای سیاسیش در ایتالیا مورد هدف قرار مى گیرد. بخاطر مهارتی كه محمد حسین نقدی در ترتیب دادن روابط با شخصیتهای عالیرتبه طبقه سیاسی ایتالیا در سطح ملی از خود بارز كرده بود, بخاطر توانمندی انسانی در گفتگوی وی, و پیشبرد مبارزه عاشقانه اش، انجام این قتل از سوی شخصیتهای بلند پایه سیاسی- مذهبی تهران تصمیم گیری شده است, و اجرای آن به یك گروه كه بطور خاص به این منظور وارد ایتالیا شده واگذار گردیده است.
و دیدم علی هم حسابی شارژ شده و برایم دو ایمیل فرستاده که در زیر قرار می‌دهم


دوست عزیزم « روزگار غریبی است نازنین »
نمی‌دانم از کجا شروع کنم فقط می‌دانم که منافع اقتصادی این دنیای ِ مادی تمامی ارزش‌های انسانی را می‌خواهد لگد‌مال کند . از زیر پا گذاشتن ارز‌ش‌های دمکراسی و آزادی که رسالت انسان است تا چشم بستن به این همه خیانت که از طرف رژیم قرون وسطی ملا‌ها بر مردم تحت ستم ما اعمال می‌شود « روزگار غریبی است نازنین »
بألاخره روز جمعه 24 نوامبر بعد از چندین جلسه آخرین روز دادگاه شهید بزرگ این مقاومت حسین نقدی بود و در جسله قبل با تمامی مدارک لازم ، دادستان حکم اشد مجازات در ایتالیا یعنی حبس ابد را برای قاتل این انسان شریف خواستار شده بود و در این جلسه وکیل مدافع حسین می‌بایست آخرین صحبت‌های خود را می‌کرد و چه جانانه صحبت کرد و با مدارک کافی از دست داشتن رژیم جنایت‌کار ملا‌ها در تمامی ترورهای خارج از ایران گفت از ترور ناجوانمردانه میکونوس در آلمان تا ترور شهید سرفراز حقوق بشر کاظم رجوی ...از رژیمی می‌گفت که نه تنها در طول دوران به قدرت رسیدن حاکمیت ننگینش انسان‌های آزاده را در ایران تحت حاکمیت خود به صلابه کشیده است بلکه در تمامی ترورهای ایرانی‌های آزاده در سراسر جهان شرکت داشته و از کشتن و شکنجه و آزار و اذیت و از نا امنی‌های عراق و خیلی از جنایت‌های دیگر این نابه‌کاران دست داشتن که در حوصله این چند خط نمی‌گنجد . برای چند دقیقه به اطراف خود نگاه می‌کردم و می‌دیدم که چگونه خیلی از حاضرین با چشم‌های اشگ‌آلود به سحنان او گوش می‌دادند و باور کن خیلی از شهدای این مقاومت که خودت بسیاری از آنها را می‌شناختی حضور داشتند که برای رهایی خلق‌شان چه سبک بال به میان آتش‌ها شتافتند .
بحث محکوم کردن یک جانی از این رژیم نبود بلکه محکوم کردن تمامی این دزدان ِ رهایی و اعتماد مردم ایران بود . که بألاخره دادگاه در خاتمه آن جلسه حکم تبرئه قاتلی که البته دستگیر نشده بود را داد . امٌا بعد از حدود سه هفته در 18 دسامبر گزارش داده مبنی بر اینکه « دادگاه عالی جنایی رم ترور محمد حسین نقدی نماینده شورای ملی مقاومت ایران در ایتالیا که در سال 1993 بوقوع پیوست در چارچوب یك كارزار گسترده برای تصفیه فیزیكی مخالفان رژیم در خارج صورت گرفته است. در حكم دادگاه تصریح شده است كه این ترور توسط بالاترین مقام رژیم تصمیم گیری شده »
باشد که در آینده نزدیک در دادگاه بزرگ خلق تحت ستم ایران تمامی این رژیم را به محاکمه بکشیم
علی افشار 18/ 12/ 2006 رم



گزارش یک احساس
سر ِ کار در کمسیون پناهندگی بودم که خبر رای دادگاه شورای اروپا مبنی بر خروج نام سازمان مجاهدین از لیست تروریستی را دادند . تلفن را قطع کردم و بی اختیار از ته دل فریادی زدم و شروع به ریختن اشگ شوق کردم . دوستان و همکاران از حالت من تعجب کرده بودند وخواستار توضیح بیشتر شدند . قبل از اینکه توضیح دهم سریع پائین رفتم و وسایل یک میهمانی کوچک را تهیه دیده و برگشتم و توضیحات لازم را دادم بعضی‌ها مرا در آغوش گرفتند و از شادی من شاد بودند . دیگر تعمٌل نمی‌شد کرد و می‌بایست خودم را به هر وسیله‌ای به پاریس می‌رساندم و درجشن شادی با بقیه آنهایی که این خبر مثل من شادشان کرده بود و به هم ریخته بودند شرکت می‌کردم . خلاصه شرایط اقتصادی اصلاً خوب نبود ولی مهم نبود خوشبختانه توانستم بلیطی برای فردای آن روز پیدا کنم . در پوست خود نمی‌گنجیدم فکر می‌کردم هر جا فقط ذره‌ای از حقوق انسان‌ها و دادگاه‌‌یی باشد حق مجاهدین را می‌شود ازحلقوم آخوندهای تروریست و خونخوار بیرون کشید .
تا صبح فقط فکر می‌کردم و خدا را شکر . بألاخره ساعت چهار و نیم صبح از خانه به سمت فرودگاه رم به راه افتادم و خودم را تا قبل از ظهر به « اورسورواز» مقر خانم مریم رجوی رساندم . مثل من بچه‌های زیادی از این طرف و آنطرف دنیا خودشان را به آنجا رسانده بودند . باور کنید مثل یک خانوادۀ بزرگ بودیم و آنجا بود که شادیم به اوج رسید ، چرا که سردار بزرگ آقای مسعود رجوی پیام تبریکی داده بودند قبل از اینکه بدانم چی گفته‌اند فقط برایم مهم بود که بعد از چند سال سکوت پیامی داده‌اند به چشم تک تک انسان‌های آزاده که هر کدام حتماً مثل من با انبوهی تضاد و ...خودشان را به آنجا رسانده بودند نگاه کردم که اشگ شوق می‌ریختند با خودم می‌گفتم بعضی وقت‌ها به انسان ثابت می‌شود که این جریان حتماً سمت و سویی دارد بخصوص آنجا که رسالت انسان است می‌گفتم پس می‌شود تلاش کرد و بر یأس و نا امیدی چیره شد و می‌شود به کمک این مقاومت شتافت و رهایی و آزادی را هر چه زودتر به مردم ایران که زیر سم‌های این دزدان اعتماد ، پاسداران شب و آخوندهای ضد بشر له شده‌اند رساند . آه چه خوب بود می‌توانستم این شادی را در آنجا با مردم ایران قسمت می‌کردم و خورشیدشان را نشان‌شان می‌دادم تا با دو چشم خویش ببیند و باور کنند . خلاصه بی‌صبرانه منتظر خانم مریم رجوی بودیم که صبح همین روز در پارلمان اروپا کنفرانسی به همین مناسبت داشتند که با حضورشان و سخنان رهایی بخش و .... شادی جمعیت بی‌تاب به اوج رسید به واقع حتی برای ذره‌ای . قضاوت بر تجارت پیروز شده بود .
باشد که در آینده نزدیک با حضور اشرفیان و سرداران و مردم تحت ستم ایران ، و در ایران عزیز جشن رهایی بر ظلمت را به انجام برسانیم
علی افشار 14 12 2006 رم





یلدا

در شب یلدا
به گذر نور از سیاهی
به شادیانه سلام

به گونه‌های سرخ کودکان
به نگاه مهر سلام

انار دلِ ِ ترک خورده
و دردهای خونین
به وسعت یلدای میهن را
آواز می‌دهم
تا زایش مهر
تا تولد آفتاب

تسلیم اهریمن شب نمی‌شوم
تا وقتی آتشکده ِ قلبم
به گرمای میهن روشن است
تا وقتی گرسنه نان عشق میهنم

تسلیم اهریمن شب نمی‌شوم
و اگر روزی آرزوهایم
به خواب روند
و یا نفس نکشند

آنروز
بر بلندای قله ِ کوهی می‌نشینم
و منتظر غروبی خواهم بود
که مرا با خود ببرد
ح مقدم

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

سه‌شنبه، آذر ۲۱، ۱۳۸۵

دیکتاتور فاشیست دانشگاه جای تو نیست



.

This album is powered by
BubbleShare
- Add to my blog





دانشجویان قهرمان دانشگاه امیر کبیر درست می‌گفتن « دیکتاتور فاشیست دانشگاه جای تو نیست » آخه دانشگاه سنگر آزادی و پایداری ، و سنگر آگاهی است ودیدیم چگونه گماشته ولی فقیه تو دهنی از این دانشجویان شریف و آزاده میهنمان خورد و درست عین رئیس جمهور شیاد قبلی پا به فرار گذاشت دانشجویان با پرتاب ترقه کوشیدند تا مانع از سخنرانی او شوند و در واکنش به ترقه دانشجویان پاسدار احمدی نژاد می‌گفت « توپ تانک مسلسل دیگر اثر ندارد » چون این گماشته ولی فقیه بخوبی می‌داند این جا دانشگاه است و توپ و تفنگ دست دانشجویان است و این را دقیقا از موضع ضعف می‌گفت و هممین طور دانشجویان معترض را عوامل آمریکا و منافقین خواند این تیر خلاص زن نسلی از این دانشجویان را به قتل‌گاه برده است و امروز باید دست مریزاد گفت به آن دانشجویانی که در مقابل چشمان خود احمدی نژاد عکسش را سوزاندن و عکس سرنگون شده اش را در معرض دید قرار دادند . احمدی نژاد همیشه در صحنه بین‌المللی سعی دارد از موضع قدرت حرف بزند چه در عراق چه در لبنان و هارت و پورت‌های ضد امریکایی و ضد اسرائیلی او هم دقیقا برای عقب راندن جوامع بین‌المللی است و این واکنش دانشجویان دلیر میهنمان نشان‌دهنده بی‌ثبات بودن و نامشروع بودن حاکمیت در انظار بین المللی است
و نشانگر خشم و نارضایتی عمیق مردم ایران از ملایان جنایتکار است .

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

یکشنبه، آذر ۱۹، ۱۳۸۵

اطلاعیه شبکه رادیو تلویزیون ایتالیا



Comunicato stampa

IRAN E DIRITTI UMANI:
RACCOLTE DA ZAPPING 200 MILA FIRME

Oltre 200 mila firme sono state raccolte da Zapping per la campagna “No alle bombe nucleari, si alla democrazia e ai diritti umani in Iran”.
Fra le firme raccolte nei dodici mesi della campagna quelle di circa 300 sindaci, di numerosi presidenti di province, regioni e parlamentari, di centinaia di personalità della cultura e dello spettacolo, di centinaia di associazioni, politiche, religiose e culturali, scuole, aziende, uffici professionali ed enti pubblici.
Fra gli spot di sostegno alla campagna, quelli di Luca Carboni, Sergio Castellitto, Lucio Dalla, Arnoldo Foà, Giuliano Gemma, Claudia Gerini, Margherita Hack, Bruno Lauzi, Luigi Malerba, Dacia Maraini, Alda Merini, Milva, Sandra Mondaini, Franco Nero, Veronica Pivetti, Daniela Poggi, Maria Luisa Spaziani, Ricky Tognazzi, Ornella Vanoni, Albano, Giuseppe Conte, Paolo Limiti, Oliviero Toscani, Piero Chiambretti, Lucrezia Lante Della Rovere, Mimmo Locasciulli, don Luigi Ciotti, Mario Capanna, Michele Mirabella.
Ogni sera, per circa un anno, parlamentari, rappresentanti di organizzazioni umanitarie, studiosi e politici si sono alternati nella trasmissione del Gr1 (condotta da Aldo Forbice), per denunciare le sistematiche violazioni della repubblica islamica sui diritti umani. L’intensificazione della repressione degli oppositori da parte del regime, che si esprime anche con numerose condanne ed esecuzioni capitali di minorenni, fanno aumentare la tensione all’interno del paese e la preoccupazione nel mondo. Il regime disumano dei mullah non ha tenuto conto delle 52 risoluzioni approvate dai diversi organismi delle Nazioni Unite che lo hanno condannato severamente per le continue violazioni dei diritti umani .
L’Iran rimane al centro delle iniziative umanitarie di “Zapping”. Da quasi tre mesi è in corso una campagna per salvare la vita di Kobra Rahamanpour, una donna di 26 anni, condannata per aver ucciso la suocera per legittima difesa, nel corso di un litigio. La famiglia della donna uccisa non vuole concedere il perdono che, secondo la sharia, si chiama “il prezzo del sangue”. Le autorità iraniane, in seguito alla mobilitazione, promossa da Zapping (oltre 50 mila e-mail e due fiaccolate davanti alla sede dell’ambasciata iraniana di Roma), hanno rinviato l’esecuzione – inizialmente prevista per lo scorso 12 ottobre – ma non hanno ancora preso una decisione definitiva sul destino di questa ragazza da sette anni incarcerata e torturata nel carcere di Evine (Teheran).

8 dicembre 2006


RAI
شبکه رادیو تلویزیون ایتالیا در یک اطلاعیه مطبوعاتی که عنوان آن ایران و حقوق بشر است از جمع آوری 200000 امضا توسط « زاپینگ » گزارش می‌دهد
در این اطلاعیه آمده است بیش از 200 هزار امضا توسط زاپینگ جمع آوری شده است برای کمپینی تحت عنوان نه به بمب هسته‌ای ، آری به دمکراسی و حقوق بشر در ایران
در میان امضاء کنندگان این فراخوان که 12 ماه به طول انجامید حدود 300 شهردار و بسیاری از استانداران و بخش‌داران و نمایندگان مجلس و صدها شخصیت فرهنگی و هنری از صدها انجمن سیاسی مذهبی و فرهنگی ؛ مدارس ؛ شرکت‌ها و ادارات متخصین و نهاد‌های دولتی شرکت داشتند .
مبلغین حمایت از این فراخوان عبارتند از
Luca Carboni, Sergio Castellitto, Lucio Dalla, Arnoldo Foà, Giuliano Gemma, Claudia Gerini, Margherita Hack, Bruno Lauzi, Luigi Malerba, Dacia Maraini, Alda Merini, Milva, Sandra Mondaini, Franco Nero, Veronica Pivetti, Daniela Poggi, Maria Luisa Spaziani, Ricky Tognazzi, Ornella Vanoni, Albano, Giuseppe Conte, Paolo Limiti, Oliviero Toscani, Piero Chiambretti, Lucrezia Lante Della Rovere, Mimmo Locasciulli, don Luigi Ciotti,
Mario Capanna
, Michele Mirabella

در طی حدود یک سال هر شب نمایندگان مجلس ، نمایندگان سازمانهای حقوق بشری و پژوهشی و سیاسی یکی پس از دیگری در شبکه خبری و در کنار مجری برنامه آلدو فربیچه حضور یافته ، و به اعمال خشونت سیستماتیک جمهوری اسلامی و نقض حقوق بشر اعتراض کرده‌اند
تشدید سرکوب مخالفان توسط رژیم که خود را در محکومیت و اعدام ِجمعی خردسال نشان می‌دهد تنش را در داخل کشور و نگرانی‌ها را در خارج افزایش داده است . رژیم ضد بشری ملا‌ها 52 بار محکومیت شدید ادامه نقض حقوق بشر توسط ارگان‌های مختلف سازمان ملل را نا چیز شمرده است .
ایران در کانون فعالیت‌های حقوق بشری « زاپینگ » قرار دارد . تقریبا حدود 3 ماه است که کمپینی برای نجات کبری رحمانپوردر جریان است زنی 26 ساله که به خاطر کشتن مادر شوهر خود و در جریان درگیری و دفاع از خود محکوم شده است . خانواده مقتول رضایت نمی‌دهد و طبق قوانین شرعی ( خون‌بها ) نامیده می‌شود مقامات ایران در پی اقدامات و فعالیت‌های زاپینگ ( علاوه بر 50 هزار ایمیل و برگذاری تجمع اعتراضی در مقابل سفارتخانه ایران در رم ) اعدام او را که قرار بود روز 12 اکتبر به اجرا در آید به تعویق انداختن . اما تا کنون در مورد سرنوشت این دختر که از 7 سال پیش در زندان اوین ( تهران ) بازداشت و شکنجه می‌شود تصمیم قطعی گرفته نشده است

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

سه‌شنبه، آذر ۱۴، ۱۳۸۵

نفرین بر تو ای جلاد


یکی از تکان‌دهنده‌‌ترین صحنه‌های کشتار مردم کردستان عکس‌هایی است که در اوایل انقلاب در اطراف فرودگاه سنندج گرفته شده است و « وال استریت ژورنال » آرشیوی از 27 عکس از تیرباران هموطنان کرد را این روزها به چاپ رسانده ودر یک گزارش ویدویویی از این واقعه سخن می‌گوید . این اعدامها به دستور حاکم شرع شیخ صادق خلخالی صورت گرفته بود .
قبل از انقلاب و در سلطنت محمد رضا شاه زمانی که خلخالی یک تبعید سیاسی بود یک بار با دوستانم به دیدنش رفتیم لهجه غلیظ آذری و هیکل خپله و چاق بارزی داشت آنروز که نگاهم در چشمانش قفل شد هیچ وقت فکر نمی‌کردم خیره در چشمان یکی از منفورترین چهره‌های تاریخ ایران هستم که روزی به یکی از کارگزاران پلید جمهوری جهل تبدیل می‌شود و در اعماق چشم‌های او ،بستری از رودخانه‌ ِ خون خوابیده است و این جلاد و قاتل فرزندان مردم ایران نور چشمی خمینی و مهم‌ترین مهره مورد اعتماد او بود .
انتصاب خلخالی به عنوان حاکم شرع دادگاه‌های انقلاب توسط شخص خمینی و دو روز بعد از قیام بهمن یعنی 24 بهمن 1357 صورت گرفت و بعد محاکمه‌های چند دقیقه‌ای و صدور احکام اعدام ، اگر چه با مرگ خمینی خلخالی قدرت سیاسی خود را از دست داد و منزوی شد ولی آن فصل‌ها و روزهای سربی و کینه‌های حیوانی او را از یاد نمی‌بریم

*


بیست چهار آذر فراخون تحریم انتخابات خبرگان یادت نره یک نه بزرگ به استبداد مذهبی و شخص ولی فقیه و پاسدار گماشته او احمدی نژاد است از خونه بیرون نمی‌آیم .

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed