Recent Posts

یکشنبه، آبان ۱۴، ۱۳۸۵

پول نفت بر سر سفره مردم

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

جمعه، آبان ۱۲، ۱۳۸۵


امروز حکومت آخوندی موشکهای مهرورزی را آزمایش کرد دیگه مهرورزی به مردم ایران کافیه ، الان همه دنیا باید از این مهرورزی قایم مقام امام زمان بهره‌مند شوند . اگر در فقر و فلاکت بی حد و حصر و در قعر تورم و بیکاری هستیم در عوض امیدواریم هر ایرانی یک موشک شهاب در حیاط خانه داشته باشد .

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

سه‌شنبه، آبان ۰۹، ۱۳۸۵

کدو تنبل تو خالی




امروز به مناسبت جشن هالوین بهترین کدو را انتخاب می‌کنم . و در داخل آن بعد از خالی کردن محتویات ، نور و یا چراغی روشن نسب می‌کنم این جشن سنتی مغرب زمین است ولی حالا که فکرش را می‌کنم کشور ما پر از کدو تنبل است و لزومی هم نیست محتویات داخل آن را خالی کنیم تو خالی تشریف دارند و احتیاجی هم به روشن کردن نور ندارند همین‌جوریش جلوه‌ای ترسناک دارند ، امروزجشن هالوین جشن كودكاني است كه لباس روح‌ها و جادوگران را مي‌پوشند و به خيابان‌ها مي‌آيند.
می‌گویند درقرن هشتم، هنگام جشن‌هاي هالوين، بر فراز تپه‌ها آتش‌هاي بزرگ برمي‌افروختند و جسد جانيان و گناهكاران را در آن مي‌انداختند تا آتش زبانه بكشد و روح‌ها راه خود را از آسمان‌ها به سوي زمين پيدا كنند،


ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

جمعه، آبان ۰۵، ۱۳۸۵

عاملان ترور نقدی


برای شنیدن حکم قاضی دادگاه عالی جنایی رم در محاکمه عاملان ترور نقدی دیروز چهارشنبه 25 اکتبر عازم پاینتخت شدم و پنج ساعت به صحبتهای دادستان فرانکو یونتا ، وبه صحبتهای وکیل مدافع شورای ملی مقاومت پائولو سودانی بدقت گوش دادم . قرار بود این آخرین جلسه دادگاه باشد ولی قاضی با شنیدن کیفر خواست دادستان وبا ارائه اسناد جدید وکیل مدافع مدعی و با مشورت با معاون و اعضای هیات منصفه خواستار پی‌گیری جلسه دادگاه در 23 نوامبر شد .
اگر بخواهم در چند کلمه صحبتهای دادگاه را خلاصه کنم باید بگویم که دادستان معتقد بود که برای رأی نهایی باید تحقیقات و برسی عمیق‌تر صورت گیرد وباید سیر تحولات سیاسی که منجر به تعقیراندیشه مردم ایران بعد از انقلاب شده است را در نظر گرفت. وکٌلی گویی در مورد موانع ومشکلات برسی در مورد پرونده و اینکه اینجا قتلی صورت گرفته و باید قاتل را محاکمه کنیم و در نهایت در کیفر خواست برای امیر منصور بزرگیان حکم حبس ابد را درخواست کرد ولی وکیل مدعی آقای سودانی این قتل را یک انگیزه سیاسی می‌دانست و می‌گفت در بالاترین سطوح تصمیم گیری فرماندهی شده است و دستور قتل صادر شده است و از فعالیتهای تروریستی مقامهای ایرانی در سطح بین‌المللی سخن گفت و از نقش و فعالیتهای ارزنده و مستمر نقدی در راه احقاق حقوق بشر و افشای تروریسم دولتی ایران در ایتالیا و فعالیتهای دیپلوماتیک او ، و جلب طیف وسیعی از نمایندگان و سناتور‌های ایتالیایی اشاره کرد و می‌گفت دراین جنایت حمید ابوطالبی سفیر سابق ایران دررم و رفسنجانی رئیس جمهور سابق ایران و چندین مقام حکومتی و اطلاعات و امنیت رژیم هم دست داشتند چون این نوع ترورها را فقط یک شخص انجام نمی‌دهد بلکه تیم شناسایی و لجستکی وپشتیبانی ، تهیه سلاح و وسیله و امکانات ، تهیه پاسپورت دولتی ، ودر نهایت بعد از تصمیم‌گیری دولتمردان ایران ، تیم عملیاتی وارد صحنه شده است

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

یکشنبه، مهر ۳۰، ۱۳۸۵

ماده 5 اعلامیه جهانی حقوق بشر

هیچ فردی نباید تحت شکنجه یا مجازات یا رفتار ظالمانه ، غیر انسانی و تحقیر‌آمیز قرار گیرد
ماده 5 اعلامیه جهانی حقوق بشر که به امضای 154 کشور در سال 1948 به ثبت رسیده است

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

پنجشنبه، مهر ۲۷، ۱۳۸۵

این میهن من است



این میهن من است
با بالهای سوخته ، اما مغرور
با پیکرش پر زخم ، اما ایستاده
رودهایش خون ،
خاکش سرخ ،
و مردمش زمینی‌ترین ستارگان
در کهکشانی از ناب‌ترین الماسهای آسمانی

این میهن من است
که مادرانش
با دو عقاب آتش گرفته در چشمان باز خود
به تیرک اعدام بسته می‌شوند
و زنانش
کابین خود را
به کوچه‌های طویل گرسنگی پرتاب می‌کنند
و بر گیسوان سیاه خود
تاجی از ستاره و خار می‌نهند
این میهن من است
با مردانی
که رنج را
به سنگینی گذشتۀ خود
بر شانه‌ها حمل
و آفتاب را
با عطر جنگلی سرخ
از تفنگهای خود شلیک می‌کنند
این میهن من است
این میهن من است
این میهن من است
این پرندۀ زندان میهن من است

(کاظم مصطفوی)

رژیم آخوندی و دستگاه سرکوبگر اطلاعاتی و امنیتی آن کیانوش سنجری نویسنده وبلاگ چک نویس را بازداشت و به بند 209 اوین منتقل کرده است کیانوش عضو جبهه متحد دانشجویی و همینطور عضو کانون وبلاگ نویسان ایران (پن لاگ ) و هممچنین از فعالان حقوق بشر در ایران است .
حکومت خودکامه ایران در تلاش است تا استبداد مذهبی را در محاق قرنها سکوت و ستم فرو برد اگر شده حتی با سلاح اتمی !! بعد از قتل عام انقلابیون در داخل و با بالا گرفتن بحران درونی حاکمیت ، با به بند کشیدن آزادیخواهان و فعالین حقوق بشر و وبلاگ نویسان می‌خواهد صحنه سیاسی را از حضور آنان خالی کند . آخوندها مردم را خدمت‌گذار و مطیع ومشغول کار و زندگی می‌خواهند . مردمی می‌خواهند که به استبداد مذهبی عادت کنند و عادی بپندارند و طوق بردگی بر گردنشان بیاندازند جامعه‌ای با میلیونها فقیر و معتاد ، قاچاقچی ، دزد اجباری ، زنان تن فروش اجباری ؛ بیماران روانی ، کودکان خیابانی ، جامعه‌ای رشوه‌خوار ، جامعه‌ای گوسفند‌وار می‌خواهد تا گله‌وار موقع نماز جمعه آنها را به صف بکشد انسانهای مسخ شده می‌خواهند . جوانانی می‌خواهند که آرزویشان فقط داشتن خانه و شغل باشد و بس ، و با نهادینه کردن خرافات مذهبی و با ایجاد رعب و وحشت ، شکنجه و اعدام ، روحیه ذلت پذیری و ترس را در جامعه جا بیاندازد.

در این میان بودند و هستند انسانهایی که هرگز حتک حرمت انسانی به خود و مردم را نپذیرفتند و بخاطر آن جان خود و زندگی خود را به خطر انداختن تا بگویند لایق استبداد نیستیم .
کانون وبلاگ نویسان ایران (پن لاگ ) با انتشار بیانیه‌ای در مورد بازداشت کیانوش نوشته است

کیانوش سنجری عضو کانون وب‌لاگ‌نویسان ایران (پنلاگ)و عضو جبهه متحد دانشجویی روز ۱۶ مهرماه در درگیری‌های اطراف خانه‌ی آیت‌الله بروجردی دستگیر شده است و از سرنوشتش اطلاعی در دست نیست. مانگران وضعیت کیانوش سنجری هستیم و دستگیری وی را محکوم می کنیم. از همه ی اعضا ی پنلاگ و دیگروب‌لاگ‌نویسان می خواهیم که خبر دستگیری کیانوش رامنتشرکنند وبرای آزادی فوری و بدون قید و شرط او بکوشند.
کانون وب‌لاگ‌نویسان ایران-پنلاگ

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

سه‌شنبه، مهر ۱۸، ۱۳۸۵

جلاد کبری را متوقف کنید


آلدو فربیچه مقاله‌ای در روزنامه رستو دل کارلینو در مورد کبری رحمانپور
نوشته است که آنرا ترجمه کردم

فراخوان برای ایران
جلاد کبری را متوقف کنید


صدها نفر در تظاهرات مقابل در سفارت جمهوری اسلامی شرکت داشتن و با در دست داشتن شمع و یا پلاکارت و با درفش شهر خود که نشان دهنده حضورشان از شهرهای مختلف ایتالیا بود گردهم آمده بودند و تعداد زیادی هم از ایرانیان تبعیدی مقیم ایتالیا ، با پرچم‌های کشورشان شرکت داشتند .
تائثر تجمع‌کنندگان را در اشگ چشمهایشان که با خشم اداغم شده بود می‌دیدیم . خشمگین از دیدن زنی جوان ، دختری 25 ساله که به اسکلتی در زندان مخوف اوین تبدیل شده است و به انتظار جلاد روز 12 اکتبر نشسته است .
تجمعی خود جوش که بدون حمایت هیچ سازمان و سندیکا و حزب سیاسی شکل گرفته بود . و فقط در عرض 4 روز و بدنبال یک فراخوان که از یک برنامه رادیویی ( زاپینگ ) خوانده شد صورت گرفت در این فراخوان گفتیم « بگذاریم کبری زندگی کند » بیش از دوازده هزار ایمیل و فکس و حمایت از این فراخوان به‌عمل آمد در بین این حمایتها بیش از صد شهرستان و شهرداری ، از فدراسیون مطبوعات ایتالیا ، از عفوبین‌الملل ، از انجمن ایناتسیو سیلونه ، و نهادهای حقوق بشری شرکت داشتند . ازپشت بلندگو به نوبت زنان و مردان ایتالیایی و ایرانی با صدای رسا و بلند ، و بعنوان اقدام فوری خواهان به تعویق انداختن این حکم غیر منصفانه بودند و همچنین بازنگری آن در دادگاهی که امکان حق دفاع قانونی را بتواند ضمانت کند .
مبارزه و تلاش برای نجات جان این جوان ادامه دارد و اگر حکم اعدام به بعد موکول نشود تجمع دیگری در روز سه شنبه 10 اکتبر برگزار خواهد شد .

با وکیل کبری صحبت کرده‌ایم او از فعالیتهای ما و تحت توجه قرار گرفتن افکار عمومی ایتالیا نسبت به کبری ، او را بسیار خرسند کرده است به ما می‌گفت درندگان رژیم اسلامی می‌خواهند با اعدام کبری زهر چشم از دختران جوان بگیرند تا برای آنها درسی شود زیرا معتقداند این اواخر دختران زیادی زیر بار ازدواجهای توافق شده تن نمی‌دهند و بی بند . باری و روابط نامشروع افزایش یافته و باید به آنها درسی فراموش نشدنی داد .
کبری به مرد مسنی که 43 سال بزرگتر از او بود فروخته می‌شود . خانواده شوهر او با کبری همانند یک برده رفتار می‌کردنند و او را از صبح تا شب به کار وا می‌داشتند و او را تحقیر و مورد اذیت و آزار جسمی وروانی قرار می‌دادند .
وقتی که کبری توانست با مشکلات و مشقت فراوان دیپلم بگیرد رفتار خشونت آمیز علیه او مضاعف شد و در این شرایط زهر آگین بود که کبری عاجز و درمانده در پی دعوا و مشاجره با مادر شوهر از خود واکنش نشان می‌دهد که منجر به کشته شدن مادر شوهر او می‌شود .

مادر کبری می‌گوید : کبری می‌خواست ادامه تحصیل دهد و برای رفتن به دانشگاه ثبت نام کند ولی آنها موافقت نمی‌کردند او را مجبور به ازدواج با مردی حتی بزرگتر از خود کردند و اکنون جزء زندانیان قدیمی بند نسوان زندان اوین است . در آنجا حدود 7 سال در پشت درهای بسته است . دندانهایش پوسیده و موهایش سفید و اندامش نحیف و لاغر شده است . وزن کبری امروز 37 کیلو و هم وزن یک کودک 13 ساله است و در درونش امید به زندگی از بین رفته است زندگی برای او هیچ شده است .
سی روز باقی‌مانده برای گرفتن بخشش از خانواده مقتول رو به اتمام است و شوهر کبری تا 12 اکتبر فرصت برای گرفتن بهای خون ( دیعه ) دارد . و معمولاً دیعه به نرخ کلان در خواست می‌شود بطوری که برای نجات محکوم غیر ممکن شود .
وکیل کبری می‌گوید : بنظر می‌رسد که شوهر مسن او در عدم بخشش کبری تصمیم قاطع دارد و می‌گوید کبری باید بهای عمل خود را بپردازد . نه تنها بخاطر قتل مادر او روابط و ضوابط خانوادگی را زیر پا گذاشته است . خانواده‌ای که او را برده‌ای بیش نمی‌دانست !!

داستان کبری فقط مختص او نیست در سالهای اخیر متاسفانه شمار زندانیان زن محکوم به اعدام در رژیم اسلامی افزایش یافته است در مواردی که جرم زنا محصنه باشد بیشتر آنان سنگسار می‌شوند و برای موارد دیگر حلق‌آویز می‌شوند
مقامات ایران مواضع کمسیون سازمان ملل برای حقوق بشر در مورد روابط نامشروع ( زنا ) را نادیده گرفته‌اند و چون یک جرم جنایی محسوب نمی‌شود در نتیجه محکومیت به اعدام نقص آشکار استانداردهای بین‌الملی حقوق بشر است

در آخرین گزارش عفو بین‌الملل در مورد ایران از 9 زن محکوم به مرگ یاد شده است که در خطر اعدام بدست جلادان هستند و در روزهای آینده در معرض تهدید مرگ قرار دارند قسمتی از زندگی دردناک بعضی از آنها را می‌خوانیم
پریسا آ دختر شیرازی محکوم به سنگ‌سار شده است زیرا شوهرش او را مجبور به تن‌فروشی کرده بود
ایران دخترعرب اهوازی از ایل بختیاری است به همان دلایل ذکر شده بالا محکوم شده است . گناهش زنا محصنه است فرمان حکم از دیوان عالی کشور صادر شده است
خیریه او هم عرب از منطقه اهواز بعد از تحمل سالیات خشونت از طرف شوهر، با یکی از بستگان شوهر خود رابطه برقرار می‌کند و شوهر او توسط آن مرد کشته می‌شود ولی خیریه در قتل دست نداشته و تبرئه می‌شود امٌا به اشد مجازات بخاطر زنا محصنه محکوم شده است
شمامه قربانی ( معروف به ملک ) در ماه ژوئن محکوم به سنگ‌سار شده است
کبری نجار 44 ساله به روسپیگری تن داده بود زیرا شوهر معتادش او را برای پول به خیابان می‌فرستاد
صغرا مولایی به 15 سال حبس برای مشارکت در قتل همسر محکوم شده است ولی بخاطر ارتکاب زنا محصنه حکم سنگ‌سار گرفته است
سایر حکم‌های اعدام بخاطر زنا محصنه برای فاطمه در دادگاه جنایی تهران ، اشرف کهرویی ، و حاجیه اسماعیل وند آمده است
این داستان زندگی زنان شناخته شده هستند . در طول سالیان حکومت ایران بودند زنانی که بی نام و نشان محکومیت گرفتند و حکم در مورد آنان به اجرا درآمد

حرکت و جنبش اعتراضی برای کبری معنا و مفهوم عمیق وسمبولیک دارد حرکت ما تنها و فقط بخاطر یک زن نیست بلکه اعتراض و شکایت از جنایت‌های یک حکومت مستبد است که واقعیت شوآ (هولوکاست ) را انکار می‌کند که حمایت مالی و پشتیبانی تسلیحاتی از حزب اله لبنان می‌کند و در پی سلاح اتمی برای نابودی اسرائیل و بدست گرفتن هژمونی سیاسی را در منطقه دارد
با روشن کردن شمعی از زندگی و حق زیستن کبری دفاع کنیم . با ارسال ایمیل ، فاکس ، و از تنبلی و رخوت و تسلیم پذیری و بی‌تفاوتی پرهیز کنیم . توانستیم با صفیه و امینه زندگی کنیم (دو زندانی نجات یافته از سنگ‌سار ) و امروز و این بار هم می‌توانیم .

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

شنبه، مهر ۱۵، ۱۳۸۵

قلم نور است در ظلمت


قلم نور است در ظلمت . قلم ما زبان ما است و مارا به هم پیوند می‌دهد با قلم به جنگ سیاهی می‌رویم چه جان‌هایی دیدیم که بر صلیب قلم میخ‌کوب شدند و چه قلم‌هایی که برغل و زنجیر و تبعید کشیده شدند . به دست زورش نمی‌دهیم چون حرمت آن را می‌شناسیم ،قلم به ‌مزد نیستیم ، قلم ‌دوست هستیم

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

دوشنبه، مهر ۱۰، ۱۳۸۵

نگذاریم کبری در حسرت زندگی بمیرد


روی نیمکت روبروی کیوسک روزنامه فروشی دوستم نشسته بودم و مجله‌ایی را ورق می‌زدم . روبرویم دو مرد از روزمرگی و از کشت و کار در مزرعه حرف می‌زدند . تابستان هم آرام آرام از چشمان ما دور شده است اگر چه هنوز به نظر نمی‌رسد ولی رفتن تابستان را کوتاه شدن روزها می‌گویند و رنگهای آسمان که هر از گاهی تیره می‌شوند. رفتن تابستان را در پاهای نرم باران می‌شود شنید . رفتن تابستان را مدتی پیش در پرواز آخرین پرستوهای بازماند ، به هنگامی که در دورترین ابرهای خاکستری رنگ می‌باختند و بسوی سرزمین‌های دور می‌شتافتن دیدیم تا زندگی را در جایی دیگر از سر بگیرند . بله زندگی را . رفتن تابستان را در ویترینهای مغازه ‌داران و بچه‌های مدرسه ، که سر صبح در ایستگاه اتوبوس به انتظار ایستاده‌اند می‌توان دید .
همینطوری که مجله را ورق می‌زدم به حرفهای دو مرد که دهقان بودند گوش می‌کردم آنها از کمبود آب و باران در تابستانی که گذشت گفگو می‌کردند
کارلو که 6 هکتار زمین زراعتی دارد از تاکهای انگو و از خمره‌های شراب خود می‌گفت و لی نیمی از محصول ذرت او را گرمای تابستان سوزانده بود . و لوئی‌جی از درخت کهنسال زیتون دویست ساله حرف می‌زد که پنج سال پیش ظاهراً آفت آنرا از بین برده بود و خشک شده بود تا جایی که پوسته آن چوب‌پنبه‌ای و تنه قطور آن نیمه باز شده و هیچ نشانی از برگهای زندگی از آن نمانده بود و قرار بود بعد از تابستان قطعه قطعه شود و برای سوخت زمستان در آلونک بغل خانه انباشته شود ولی در ناباوری وحیرت ، این تابستان گرم که بعضی از مزارعه و علفزار‌ها را سوزنده بود اماٌ آن درخت کهنسال زیتون را همانند گلخانه ‌ایی که محیط مطلوب برای پرورش است در حفاظت خود قرار داده و زنده نگهداشته بود وآن را به زندگی باز گردانده بود و قامتش از برگهای نرم و ظریف دوباره پوشیده شده بود انگار زندگی هیچ گاه نمی‌خواهد تسلیم شود .
درس زندگی را می‌توان از این درخت کهنسال زیتون گرفت و یا از بالهای آن پرستو که برای ادامه زندگی کوچ می‌کند .

درست همان صدای زندگی را می‌توان امروزه در ضربات قلب کبری رحمانپورشنید . و لی صدای عقربکهای ساعت ، او را تا چند روز دیگر در حسرت زندگی بر دار می‌آویزد
زنی به نام کبری در این میهن به گروگان گرفته‌مان ، و در حصار مخوف ِ مرگ آورن تاریخ ایران در تب مرگ به انتظار ایستاده است . داستان غم‌انگیز کبری را سایتها و وبلاگهای و رسانه‌های گروهی نوشتند و گفتند و احتیاجی به بازگو کرده دوباره آن نیست . ولی در حقیقت جرم کبری زاده شدن در سرزمین آفت زده است که می‌خواهند با تبر قصاص او را از پای درآورن و می‌خواهند قامت زخم خورده و نحیف و غریو زیستن او را بر مرداب تحجر بکشند . نگذاریم کبری در حسرت زندگی بمیرد .

آلدو فربیچه نویسنده و خبرنگار آزادیخواه ایتالیایی در رادیو سراسری ایتالیا در برنامه زاپینگ که بیش از دو میلیون در شب شنونده دارد کمیته نجات برای جان کبری رحمانپور تشکیل داده است و هر روز در رادیو از کبری و حق زندگی او حرف می‌زند و از مردم دعوت کرده است تا در 5 اکتبر به نشانه اعتراض با افروختن مشعلی در ساعت ده و سی دقیقه در مقابل در سفارت جمهوری اسلامی ایران در رم تجمع کنند
در این تجمع علاوه بر شهروندان شریف ایتالیایی چندین نماینده مجلس و چندین شهردار از شهرهای مختلف ایتالیا اعلام آمادگی برای شرکت در این تجمع اعتراضی را ، به هیئت تحریریه رادیو ارسال کرده‌اند .
و همینطور انجمن زنان دموکرات ایرانی در ایتالیا در سایت خود از شهروندان ایتالیلیی خواسته است تا با ارسال ایمیل به سفارت جمهوری اسلامی ایران اعتراض خود را نسبت به قوانین زن ستیز و اعدام کبری رحمانپور اعلام کنند
و حالا که می‌دانیم کبری را به سرحد زندگی و مرگ کشیده‌اند خاموش ننشینیم . با یک ایمیل چند ثانیه‌ای به رادیو سراسری ایتالیا از کبری حمایت کنیم تا آنها از طریق وزارت امور خارجه و از طریق دولت برای نجات کبری اقدام کنند
تا شاید به کمک هم بتوانیم کبری را از سکوت مرگ به غوغای زندگی باز‌گردانیم .
پانوشت

می توانید جمله کبری رحمانپور را نجات دهیم را در ایمیل بنویسید که به ایتالیایی نوشته‌ام
SALVIAMO LA VITA DI
KOBRA RAHMANPOUR

ایمیل رادیو e-mail: zapping@rai.it

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

پنجشنبه، مهر ۰۶، ۱۳۸۵

به رومانو پرودی























نقاب از چهرۀ بر‌انداز


در تنگنای وصل بطالت
در جلوۀ دیدار شمایل شوم
تو دلال یغماگر
نام بشر را ز یاد برده‌ای
و طنین زهر خنده‌ ِ لعنت شده‌ات
در گوشهای ِ جان به لب رسیده
می‌پیچد

حال که از این کشتارگاه
گذر کردی
نقاب از چهرۀ بر‌انداز
هراس تو از این است
که مبادا ،
این دین فروشان مکاٌر
بجنبند از جا
که مبادا ،
تاجران نفت و گاز
در بزم سفره‌هایتان
تار ِ تاراج نزنند

ح مقدم

سرگرمی
کلمه‌ایی ویا کلماتی کلیدی چه به فارسی و یا به لاتین در قسمت پنجره جستجوی این سایت قرار دهید این کلمات باید نشان‌دهنده آرزوی شما باشد وبعد از هنر نقاشی تجسمی لذت ببرید

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

پنجشنبه، شهریور ۳۰، ۱۳۸۵

احمدی و هاله نور



در شصت و یکمین اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل وقتی پاسدار احمدی‌نژاد سخنرانی کرد نمی‌دانم هنوز خود را احاطه در هاله نور دید یا نه !!
این مجمع بخاطر حفظ و حراست از صلح و امنیت بین‌المللی تشکیل شده است . و احمدی نژاد به عنوان نماینده ملت ایران برای پایداری از صلح و امنیت جهانی سخنرانی کرده است !!
اگر واقعاً جامعه بین المللی قاطعیت در مقابل رژیم آخوندی داشت هیچ وقت به کسی که آشکارا اعلان جنگ کرده ، و بدنبال سلاح هسته‌ای است اجازه ورود به یک نهاد بین المللی را نمی‌داد تا این پاسدار جنایت‌کار چهره خود را نورانی ببیند و خود را در مقام و منزلت پیامبران و معجزه نبوت بداند
این یک و یکدونه ولی فقیه بعد از مشاهده هاله نور در اجلاس قبلی ملل متحد به ایران باز گشت و به سرکوبی جنبش‌های کارگری پرداخت به سرکوب اعتصاب گسترده شرکت اتوبوسرانی ، به سرکوبی دانشجویان معترض اقدام کرد و دانشگاه‌ها را گورستان کرد و به اعتصاب کارگرانی که ماهها حقوق نگرفته بودند حمله‌ور شد در امور عراق دخالت کرد و لوله‌های آب و اتوبوس حامل کارگران عراقی را منفجر کرد که برای امرار معاش در قرارگاه مجاهدین کار می‌کردند .زندانیان را کشت . هولو کاست را نفی کرد به حزب اله و حماس پول و سلاح داد و با باتوم به تجمع زنان آزاده و دلیر ایرانی حمله کرد . اسرائیل را تهدید به محو از نقشه جهان کرد روز و هفته‌ای نبود که جوانی برطناب جرثقیل آویخته نشد .آنوقت این یک و یکدونه ولی وفقیه صحبت از صلح و امنیت در سازمان ملل می‌کند . آمده است بقول خود در دهان آمریکا بزند و از حق هسته‌ای دفاع کند و تمام دشمنان اسلام و مسلمین را حذف کند .
نمی‌دانم وقتی خود را در هاله نور می‌دید احساس کرم شب تاب را داشت یا احساس آن رسول منجی بشریت که آخرین نور رسالت را بر دوش خود می‌یافت !!
هر چه هست حکومت‌های ظلم پایدار نمی‌ماند و احمدی هم می‌رود و از او فقط دود سیاه هاله نور می‌ماند و چک‌نویس نامه‌های بی‌جواب .

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

سه‌شنبه، شهریور ۲۸، ۱۳۸۵

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

جمعه، شهریور ۲۴، ۱۳۸۵

سفر


بالاخره آغوشم را به‌روی دلتنگی‌هایم گشودم و برای دیدار خواهرانم به دیاری دور راهی شدم و بعد از گرفتن ویزای ترکیه دیگر این دل خیال ماندن نداشت در یکی از هتل‌های استانبول قرار گذاشتیم گرچه آنها سالیان سال نبودنم را باور کرده‌اند ولی همیشه دلم برای این همه چشم انتظاری آنان می‌سوخت و حالا خودم هم سرشار از انتظار بودم .
بعد از یک ربع قرن روبرویم نشسته بودند و فاصله چندانی نداشتیم اندوه و زخمه‌های زمان بروی صورتشان نمودار بود و از همان لحظات اولیه چشم‌های درخشان و بغض بر صدا ی‌شان چشمه احساس مرا هم به جوش می‌آورد هنوز پاک و ساده مانده بودند و بوی آشنای خاک کوچه و محله‌مان را داشتند و یاد و خاطرات عزیزان از دست رفته‌مان از ابر چشمانشان فرو می‌ریخت .طولی نکشید تا در کنار هم آرام گرفتیم .
یک هفته فرصت مناسبی بود تا دلم را تسلی دهم بعد از سالها با همان شوق کودکانه سر به سرشان می‌گذاشتم و پر حرفی می‌کردم سر تا پا شوق بودم در طول یک هفته اقامت‌مان ، زیر آفتاب تند شهریور استانبول به سیر و سیاحت پرداختیم در رنگها و عطر‌ها و بازارهای شلوغ و بی نظم با صدای دلنشین آوازهای ترکی و استکانهای کمر باریک چای و کباب‌های گردون (دونر کباب )و سنگهای آویز آبی رنگ چشم نظر که همه جا بفروش می‌رسید و حرکت آرام کشتیهایی که مردم را از آسیا به اروپا وصل می‌کرد و پرواز مرغان دریایی و هر از گاهی با هم خاطرات خاک خورده ‌مان را تازه می‌کردیم .
چه زود یک هفته سپری شد باز هم باید صبوری کنم بادبانم را میل به بازگشت نبود ....




تندیس آتاتورک به همراه رضا شاه پهلوی و جمعی از دولتمردان وقت
دانش‌آموزان نیروی دریایی
چای فروشان روبروی مسجد سلطان احمد
مرغان در یایی دریای مرمره

............................................


پا نوشت
در بازگشتم از ترکیه در خبر ها خواندم ولی‌اله فیض مهدوی را به قتلگاه کشاندن آخر به کدامین جرم انسان را به نیستی می‌کشند به کدامین جرم . فیض مهدوی از مرگ شب سخن گفت و در چنگ شب مرد . در احتزاز باد نام تو و غروب پر غرورت را به همه آزادیخواهان و مبارزان و مجاهدان تسلیت می‌گویم

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

پنجشنبه، شهریور ۰۹، ۱۳۸۵

خاوران را فراموش نمی‌کنیم

درهجدهمین سالگرد قتل عام زندانیان سیاسی مانند سالهای گذشته از خاوران می‌نویسیم از یادبود جان‌باخته‌گان تابستان 67 و ا زمراسم و تجمع خانوادها در این گلزار سخن می‌گوییم آنقدر می‌نویسیم و می‌گوییم و تجمع می‌کنیم تا صدای این قربانیان حقوق بشر به گوش نهاد‌های بین‌المللی برسد تا بیایند و ببینند گورستانهای مخفی و نیمه مخفی سراسر ایران را ، و به دادخواهی خانواده‌های این فاجعه ملی رسیدگی کنند

در زیر خاک خاوران گلستانی از گلهای زیبای عشق و ایمان به فتوای خمینی در سال 67 خشکیده شدند . اگر چه خشکیده شدند ولی هنوز عطر و بوی ِ جسارتشان در سراسر این میهن غمزده می‌آید گلستانی با ریشه‌های عشق در این خاک جای گرفته است عشق به آزادی ایران .

خاک خاوران قامت خونین شیر زنان و کوه مردانی را در خود جای داده است که داغ تسلیم و ذلت را به سینه جنایت پیشه‌گان حکومتی گذاشتند و خونشان را هدیه راه آزادی مردم کردند ای کاش این خونها کمی هم وجدانهای خاکستری ما را رنگین می‌کرد !!

فلش خاوران

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

شنبه، شهریور ۰۴، ۱۳۸۵

دفتر احمدی

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

سه‌شنبه، مرداد ۳۱، ۱۳۸۵

تجارت و دیپلماسی



چند روز پیش عکسهای ماسیمو دالما « وزیر امور خارجه و معاون نخست وزیر ایتالیا » (نفر وسط) را در کنار حسین حاج حسن (دست راست با موی سفید ) نماینده حزب اله در لبنان را مطبوعات ایتالیا چاپ کردند این عکسها که در خیابانهای ویرانه شده لبنان گرفته شده است در محافل سیاسی ایتالیا مورد بحث و گفتگو و انتقاد قرار گرفت چون دالما به نشانه اتحاد دست در دست نماینده حزب اله لبنان انداخته و راه می‌رود ولی برای ما که سالیان سال دالما را می‌شناسیم اصلاً تعجب انگیز نبود .

یادم میاد سالها پیش موقعی که آخوند خاتمی وقتی رئیس جمهور ایران بود برای اولین سفر اروپاییش ایتالیا را انتخاب کرد و آنموقع دالما نخست وزیر ایتالیا بود و در اخبار تلویزیونی دیدیم وقتی ماشین خاتمی به دفترنخست وزیری رسید و دالما به استقبالش رفت به‌روی ماشین خاتمی لکه‌های رنگی تخم مرغهای اصابت شده در خیابانهای رم توسط هواداران مجاهدین بود که حاوی پیام مقاومت به خاتمی عوام فریب و شریک تجاری آن دالما بود . دالما آنروز به گرمی و با لبخند از خاتمی استقبال کرد و وجدان گم شده ‌اش را در جیبهای ورم کرده دولت ایتالیا پیدا کرد و سیل قراردها بود و معاملات و سرمایه‌گذاریها ...

متاسفانه در دنیای سیاست دیپلماسی با تجارت ارتباط تنگاتنگ دارد و امروزه اهمیت امور اقتصادی در روابط کشورها امری بدیهی و غیر قابل انکار است و ایران سهم قابل توجهی در اقتصاد ایتالیا دارد بی خود نیست وقتی برنامه هسته‌ای ایران به شورای امنیت رفت و صحبت تحریم اقتصادی ایران پیش آمد دالما گفت قطع رابطه تهران با رم معادل با هزینه دو سال برنامه بودجه ایتالیا می‌باشد و همانطوری که می‌دانیم آخوند‌ها از نفت که سوخت ارزشمندی است به عنوان سلاح سیاسی برای رسیدن به مقاصد خود استفاده می‌کنند و بنا به گفته خود عوامل رژیم در کنسولگری آخوندها در میلان ايتاليا بابيش از ‪ پنج میلیارد و یکصد میلیون یورو مبادلات تجاری نخستین شریک تجاری جمهوری اسلامی ایران در اروپا محسوب می‌شود

کافی است به اعداد و ارقام رجوع کنیم تا دلایل حمایت و دو جانبه بودن مواضع اروپا را بفهمیم . اروپا سالانه حدود 23 میلیارد یورو با دولت ایران دادوستد تجاری دارد
ده کمپانی نفتی مهم غربی از جمله « اِنی » ایتالیا 15 میلیارد دلار در پروژه فازهای مختلف طرح و توسعه میدان گازی پارس جنوبی برای استخراج و پالایش و بهره‌برداری سرمایه گذاری کرده‌اند و بزرگترین ذخیره گاز طبیعی جهان در این منطقه قرار دارد
40 کمپانی نفتی از جمله سه شرکت ایتالیایی روزانه 5/2 میلیون بشکه نفت خام وارد می‌کنند
دارایی‌های ایران در بانکهای اروپایی 27 میلیارد دلار است و همچنین باید 25 میلیارد دلار اندوخته‌های سپرده شده به موٌسسات مالی غربی را هم به آن اضافه کرد

وقتی دالما به نشانه متحد سیاسی خود دست در دست نماینده حزب اله می‌اندازد بخوبی می‌داند حزب اله نقش و جایگاه مهم در محاسبات استراتژیک و اهداف رژیم آخوند‌ها در منطقه دارد .

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

پنجشنبه، مرداد ۲۶، ۱۳۸۵

دورنماي جهاني انرژي
















سوخت اصلی جنگهای معاصرجهان نفت نامیده می‌شود . 50 در صد سوخت فسیلی جهان مورد استفاده قرار گرفته و استخراج 50 در صد باقی مانده هم هزینه در بر دارد . وقتی تقاضا زیاد می‌شود ( چین . هند ) و بازار عرضه تولید نسبت به تقاضا پائین باشد در نتیجه قیمت بالا می‌رود . و وقتی نفت کافی برای همه جهانیان نباشد ، زورمندان و انحصارگران و آنهایی که از تسلیجات برتری برخوردارند با زور تصرف می‌کنند .و به این شکل جنگ جهانی نفت تا خاتمه آخرین ذخایر چاه‌های نفتی ادامه خواهد داشت و معلوم نیست چقدر طول بکشد 40 یا 50 سال و یا بیشتر ؟

جهان امروزی هرچقدر در مسیر زمان پیش می‌رود شاهد کاهش نفت و افزایش تنش بین‌المللی است . اقتصاد کشورهای صنعتی وابسته به نفت است و ستون اساسی آن را تشکیل می‌دهد دولت‌مردانی که کشورهای صادر کننده نفت را کنترل می‌کنند شکوفایی اقتصادی کشور خود را تضمین می‌کنند و دولتمردانی که عقب رانده می‌شوند کشورشان را در بحران اقتصادی می‌یابند . جامعه جهانی در تلاش بکار گیری انرژی تجدید‌پزیر و غیر هسته‌ای است که حیات انسان را در معرض خطر قرار ندهد و محیط زیست را آلوده نسازد و این در حالی است که حکومت آخوندی در راستای تضمین حیات و ثبات سلطه سیاسی خود در تلاش دستیابی به انرژی هسته‌ای در جهت به اصطلاح مصارف صلح آمیز است ، ولی از آن بعنوان پوششی برای پیشبرد مقاصد خود و نه منافع مردم ایران استفاده خواهد کرد و به زبان ساده در پی تسلیحات هسته‌ای است .ایران دومین ذخائر گاز جهان و چهارمین ذخائر نفت جهان را دارا است و تنها کشوری است در بین کشورهای موسوم به جهان سوم ، که با دارا بودن ازمنابع نفت و گاز ، در پی برق هسته‌ای می‌باشد

حالا اگر ازتسلیحات هسته‌ای بگذریم و حوصله شنیدن دلیل و منطق مدافعان انرژی هسته‌ای بنشینیم می‌بینیم که آنها این انرژی را مطمئن و تمیز و مقرون به صرفه می‌دانند ولی واقعیت چیز دیگری است
شواهد امر نشان می‌دهد که در اثرسانحه و اختلال در مراکز هسته‌ایی کشورهای مختلف جهان از جمله در جزیره تری مایل پنسیلوانیای آمریکا ، چرنوبیل اکراین ، سوپر فنیکس در فرانسه ، این مراکزعلاوه بر خسارات مالی و صدمات جانی ، مصبب آلودگی‌ وتخریب محیط زیست در گذشته نه چندان دور بوده‌اند و صد ها انسان را تحت تشعشات رادیو اکتیو قرار داده‌اند و آنان را به ضایعات ژنتیکی غیر قابل ترمیم دچار کرده‌اند . و عامل و محرک اصلی تولد نوزادان ناقض الخلقه درآن محیط آلوده شده بوده‌اند . اگر مراکز هسته‌ای این‌قدربه لحاظ ایمنی ، قابل اطمینان هستند پس جه دلیلی دارد که هیچ کمپانی و شرکت بیمه مایل نیست این مراکز را بیمه کند این شرکتها به ضریب ریسک بالای این مراکز واقف هستند . اصلاً فرض را بر این قرار می‌دهیم که تاسیسات هسته‌ای به تکنولوزی و اصول علمی پیشرفته مجهز است و خطا ناپذیر می‌باشد ولی آیا اشتباه احتمالی انسان که این تاسیسات را کنترل و هدایت می‌کند را هم باید نادیده بگیریم ؟ حادثه چرنوبیل نمونه‌ای از خطای انسان درهدایت یک مرکز هسته‌ای است و به همین جهت احزاب سبز و نهاد‌های حامی محیط زیست در تمام جهان از مخالفان سرسخت پروژه‌های هسته‌ای هستند

مدافعین انرژی هسته‌ای می‌گویند مراکزهسته‌ای محیط زیست را آلوده نمی‌سازند زیرا انیدرید کربنیک تولید نمی‌کند و اتمسفر آلوده نمی‌شود وصدمه به لایه اذن نمی‌رساند . البته کاملاً درست می‌گویند ولی در اصل پنهان شدن آدم پشت انگشت دست است زیرا کلیه راکتور‌های اتمی ایزوتوپ‌های رادیو اکتیو تولید می‌کنند که برای سلامت و حیات جانداران بسیار خطرناک است و زمان فعال زباله‌های رادیو اکتیو به هزاران سال می‌رسد واپاشی رادیو اکتیو باید جریان خودر را طی کند و به خاطر همین در محفظه‌های خاصی که در مقابل ضربه خوردگی مقاوم باشد جا سازی می‌شود و این محفظه‌ها باید ضد رادیو اکتیو باشند و دوام هزاران ساله داشته باشند .مراقبت و جداسازی و انبار کردن و مدفون زباله‌های‌ رادیو اکتیوعلاوه بر تهدید نسلهای آینده ، تهدید جدی برای محیط زیست است و زندگی روی زمین را در معرض خطر قرار می‌دهد

مدافعین انرژی هسته‌ای می‌گویند انرژی هسته‌ای مقرون به صرفه است ولی بها و قیمت نیروی الکتریسیته تولید شده از مراکز هسته‌ای کمتر از نرخ الکتریسیته تولید شده از منابع دیگر نیست چون در واقع باید در محاسبات بها و خرج از بین بردن مراکز هسته‌ای در خاتمه حیات مفید آنان و همینطورخرج ترمیم ومرمٌت آن در دوره‌ سوخت هسته‌ای و خرج از بین بردن زباله‌های هسته‌ای را هم باید در نظر گرفت. فراموش نکنیم که روزنامه‌های حکومتی ایران از سرمایه گذاری یک میلیارد دلار بروی چرخه سوخت هسته‌ای در ایران نوشته‌اند

بسیاری ازمدافعین انرژی هسته‌ای ایران برای مصارف تسلیحاتی آخوندها از استفاده انرژی در صنعت کشاورزی و پزشکی صحبت می‌کنند و حق مسلم مردم ایران می‌دانند ولی بخوبی می‌دانیم ایران از زمان شاه راکتو تحقیقاتی 10 مگاواتی در اختیار دارد و هیچ نهاد بین‌المللی مخالف استفاده آن در زمینه پزشکی و کشاورزی نیست وهمچنین آخوندها دستیابی به انرژی هسته‌ای را نشانه دستیابی به تحول و رشد اقتصادی می‌دانند اگر این چنین باشد باید این تغییر و تحول و رشد اقتصادی را در پاکستان و کره جنوبی هم مشاهده می‌کردیم !!

اصولا درهر کشور متمدن جهان می‌باید دولت بعنوان وظیفه از مردم و شهروندان خود از طریق رفراندوم بپرسد آیا موافق با تولید انرژی هسته‌ای هستید یا نه ؟ برای مثال 15 سال پیش ما در ایتالیا شاهد بسته شدن جهار نیروگاه هسته‌ای بودیم و دولت با شفافیت اهداف و هزینه‌ و تهدیدات مراکز هسته‌ای را با مردم در میان گذاشت و مردم با انژی هسته‌ای موافقت نکردند و این مراکز بسته شدند . البته پژوهش و توسعه علمی و دستیابی به منابع نوین برای هر کشوری لازم و ضروری است ولی تولیدی که احتیاج واقعی انسان را بر طرف سازد و امنیت و حقوق انسانی را در اولویت قرار دهد .و نه بدون اینکه ذکر شود چه چیزی تولید می‌کنند و چه چیزی خریداری می‌کنند و در داخل مراکز و سایتها چه می‌گذرد و چه استفاده‌ای از تولیدات هسته‌ای می‌کنند در یک حاکمیت مردمی کنترل اعمال دولتمردان باید از طریق اصول قانون صورت بگیرد‌ و دولت باید پاسخگو باشد و به این صورت مرگ و میر و صدمه و زیان بر انسان را کاهش می‌دهد

روند جامعه جهانی هم بسمت کاهش فعالیتهای هسته‌ای پیش می‌رود کافی است نگاهی به آمار و ارقام نوزدهمین کنگره آژانس بین‌المللی انرژی بیاندازیم . اگراین ارقام را در جدولی تنظیم کنیم چشم اندازه انرژی جهان تا سال 2030 نمایانگر افزایش منابع انرژی جایگزین است . ایران زمینه و پتانسیل استفاده از انرژی‌های جایگزین را دارد و به لحاظ پهناور بودن سرزمین و شرایط اقلیمی مناسب ، یکی از بهترین نقاط جهان برای انرژی تجدید‌‌پذیر تلقی می‌شود
در دهه 90 فرانسه 33 در صد انرژی برق خود را توسط راکتور‌های هسته‌ای تولید می‌کرد ولی اکنون در صدد تبدل کردن اغلب نیروگاه‌های قدیمی خود به نیروگاه‌های غیر هسته‌ای است
در سال 96 امریکا 22 در صد انرژی برق خود را از نیروگاه‌های هسته‌ای تولید می‌کرد و حالا به زیر 18 در صد کاهش داده است
سوئد تا سال 2010 تمام فعالیت‌های هسته‌ای را خاتمه می‌دهد . آلمان و کانادا تا سال 2020 تمام نیروگاه‌های هسته‌ای را تعطیل می‌کنند
و اروپای شرقی و ژاپن هم در پی گسترش فعالیتهای هسته‌ای نیستند . ولی چین و تایوان و هند که در دهه 90 به توان هسته‌ای دست یافته‌اند تصمیم به افزایش آن هستند . اما در یک جمع‌بندی کلی طبق آمار گزارش شده کنگره بین‌المللی انرژی ، تولید انرژی هسته‌ایی در جهان از 16% به 8.5 % تنزل خواهد کرد و سرمایه‌گذاری بروی انرژی هسته‌ای چشم انداز مطلوبی ندارد و انرژی حاصل از گاز و سایر منابع انرژی تجدیدپز رو به افزایش خواهد بود در حالی که انرژی حاصل از زغال سنگ و نفت و انرژی آبی کاهش خواهد یافت . انرژی آینده انرژی تجدید پذیریعنی نیروی باد و خورشید و حرارت زمین خواهد بود انرژی ارزان و پایان‌ ناپذیر تمیز و سازگار با مجیط زیست ، و تکنولوژی انرژی جایگزین گام های اساسی درتوسعه و گسترش و بهره برداری در این مسیر برداشته است .

ح مقدم

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

دوشنبه، مرداد ۱۶، ۱۳۸۵

نهمين روز دستگيري و همچنین نهمين روز اعتصاب غذای احمد باطبي



بهبوحه انقلاب نوزده ساله بودم و خونی عصیانگر در مشت داشتم به سوسیالیسم اعتقاد داشتم و آزادی و صلح را در یقین ترجمه می‌کردم دموکراسی مثل یک سیب تازه آماده چیدن از شاخه بود و لذت گاز زدن و چشیدن طعم شیرین آن را داشتم . هنوز دیو قصه به تاخت و تاز و کشتار دست نبرده بود . از دترمینیسم تاریخی مارکس و اصول دیالکتیک و اسلام شریعتی و مجاهدین و نوشته‌های آرمان مستضعفین و فدائیان خلق همه چیز برایم تازگی داشت و دندانهایم سفید و درخشان بود . درخشان‌تر از آن بود که بتوانم آگاهی و بیداری را گاز بزنم . و تلخی فریب غالب بود و امروز که آن جوان بزرگ شده‌ام همان نگاه را ندارم زود ملتهب می‌شوم ضعیف‌تر وناتوان‌تر خود را می‌بینم . جهان ِ ترا مچاله می‌کنند وبه رویایی که به آن اعتقاد داشتی ، بدون هیچ ترحمی و به ناچار روح آدمی عزادار می‌شود و پشت می‌کند . چند روز پیش اکبر محمدی در نهمین روز اعتصاب غذا جان داد و امروز احمد باطبی در نهمین روز اعتصاب است وي اعلام كرده است كه به هيچ وجه اعتصاب غذاي خود را نخواهد شكست حتي اگر از بين برود . انسان وقتی بدنیا می‌آید گریه و داد و فریاد می‌زند و با فریاد زاده می‌شود و در زندگی بعضی‌ها هنوز این فریاد‌ها تمامی ندارد .

طومار آنلاين رو امضا كنيد
کمپین آزادی برای احمد باطبی

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

سه‌شنبه، مرداد ۱۰، ۱۳۸۵

رژیم جنایت پیشه آخوندی هنوز در نقض مستمر حقوق اولیه زندانیان سیاسی یکه تازی می‌کند



از زخم قلب آبائی
در سینه کدام شما خون چکیده است
تا یاد آن که خشم و جسارت بود بدرخشاند
بین شما کدام بگوئید
بین شما کدام صیقل می‌دهید
سلاح آبائی را برای روز انتقام
( احمد شاملو )


در حالی که ماشین تروریسم دولتی در حال کمک رسانی و شعله‌ور کردن آتش جنگ و یاری رساندن به حزب‌اله لبنان است
در گوشه‌ای اززندان اوین تپشهای ملتهب قلب بی‌قرار یکی از فعالین جنبش دانشجویی و قیام خونین 18 تیرماه ، بعد از 9 روز اعتصاب غذا باز ایستاد قلبی که برای آزادی وعدالت اجتمایی تپنده‌تر بود و سالهای سیاه زندان و آزارهای جسمی در این قلب ورق خورده بود « اکبر مجمدی » قلبی پر از مهر پر از غم پر از عشق داشت گرچه ترک‌خورده ازقلب سنگی وسیاه جیره‌خواران ولی فقیه بود .
من از تاریخ آموختم که از یاد نبرم
من از تاریخ آموختم که گرامی بدارم فرزندان دلیر و با شهامت خلق را
ترا در قلب خود نشاندم

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

جمعه، تیر ۳۰، ۱۳۸۵

بازی جانانه


کودکان اسرائیلی این چند روزه یک بازی جانانه آموختن
بروی موشکهایی که بسوی لبنان پرتاب می‌شوند
پیغام می‌نویسند

طولی نمی‌کشد که پیغامشان را کودکان جنوب لبنان دریافت می‌کنند







ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

سه‌شنبه، تیر ۲۷، ۱۳۸۵



نشست وزرای خارجه گروه هشت در روسیه که ریاست دوره‌ای این گروه را به عهده دارد خاتمه یافت این هشت کشور صنعتی 65% اقتصاد جهانی را به عهده دارند و با خیال راحت می‌شود گفت مسئول مرگ و میر و بی عدالتی و عامل بسیاری از جنگها در بسیاری از نقاط جهان هستند نه بشکل مستقیم بلکه بطور غیر مستقیم ، توسط اهرم اقتصادی ، فشارسیاسی ،معاهدات دیپلماتیک یعنی به شکل تر و تمیز دخالت می‌کنند امروز تمام روزنامه‌های ایتالیایی ازتماس تلفنی چند ساعته رمانو پرودی نخست وزیر ایتالیا و لاریجانی نوشته‌اند و پرودی خواستار میانجگری دولت ایران در بحران خاورمیانه شد . رژیم آخوندی حزب اله لبنان ، و حماس را مسلح می‌کند و آتش جنگ را از عراق به لبنان هم می‌کشد و به نا آرامیها دامن می‌زند و آشکارا به غرب می‌گوید برای آرامش و ثبات منطقه باید سر مسئله هسته‌ای به ایران باج بدهید .!!












امروز اعتصاب غدای آقای اکبر گنجی هم وارد سومین روز شد
حالا که آقای گنجی قلم طلایی از انجمن جهانی مطبوعات و ستاد جهانی ناشران دریافت کرده است ای کاش با این قلم طلایی با خط خوانا و درشت می‌نوشت چه کسی فتوا و صدور فرمان قتل عام زندانیان سیاسی را در سالهای 60 و 67 صادر کرد ؟
آیا آقای گنجی خمینی را بعنوان یک جنایت‌کار می‌شناسد ؟ و یا هنوز او را ستایش ، و الگوی خود می‌شمارد ؟
ای کاش وقتی که درفش نقره‌ای که نشان شهر فلورانس است را بعنوان شهروند افتخاری در ایتالیا دریافت می‌کرد ، با قلم زرین خود می‌نوشت و می‌گفت که خمینی جلاد ابتدایی‌ترین آزادی‌های شهروندان خود را ازبین برد.و تنها حقی که می‌شناخت، مطالبه بهای فشنگهایی بود که سینه‌های فرزندان مردم را می‌درید و در شمارش پوکه‌های مرگ ارزش انسان را انکار می‌کرد
و مردم و مقاومت آن برای حفظ حقوق خود هیچ راهی بجز توسل به قهر و زور نداشتند و حق گرفتنی است نه دادنی و هیچ دیکتاتوری به میل خود عدالت و آزادی و حق و حقوق مردم نمی‌دهد بلکه مردم با مقاومت خود و با زورعاقبت از قبول ظلم سر باز می‌زنند .ای کاش آقای گنجی کشتار خمینی را در اعمال خشونت نیروهای مقاومت توجیه نمی‌کرد . آخر دختر 13 ساله خانواده مصباح « فاطمه مصباح » که در سال 60 تیر باران شد با کدام اصول اعتقادی قابل توجیه است . من نمی‌گویم شما دنبه را با گرگ خوردید و گریه را با چوپان می‌کنید ولی ای کاش آقای گنجی برای همیشه از جنایتکاران خمینی فاصله بگیری .!!

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

سه‌شنبه، تیر ۲۰، ۱۳۸۵

جام جهانی 2006



سرانجام جام 5.250 کیلو گرمی از طلای 18 عیار بعد از 24 سال دوباره به ایتالیا بازگشت و کاننوارو کاپیتان تیم آبی پوشان این جام را دیشب با خود به تخت خواب برد و با این جام خوابید . این چهارمین جام در رقابتهای جهانی است که ایتالیا کسب می‌کند و فقط برزیل توانسته 5 بار در تاریخ فوتبال جهانی این مقام را کسب کند و ازدیشب شور و شادمانی و جش سراسر ایتالیا را فرا گرفته است این پیروزی را گام به گام مارچلو لیپی سر مربی تیم ایتالیا با دانش و توانایی فنی خود توانست هموار کند . البته در آخرین بازی یعنی در فینال ایتالیا خوب بازی نکرد ولی با چنگ و دندان و با زور و تجربه توانست این مقام قهرمانی را با خود به خانه بیاورد .یکی از گافهای فدراسیون فوتبال ( فیفا ) این بود که زین الدین زیدن را بهترین بازیکن جام جهانی معرفی کرد . البته توانایی تکنیکی زیدن بر کسی پوشیده نیست و او بهتر از تمام بازیکنان جهان در این مسابقات درخشید ولی به نظرمن این مقام باید به کسی داده شود که نه تنها داری قابلیت تکنیکی باشد بلکه در زمین بازی اصول و قوانین فوتبال را رعایت کند و نمونه و شاخص باشد . یکی از دوستانم در نروژ می‌گفت بعد از بازی ایتالیا و فرانسه در راه بازگشت به خانه پسر بچه‌ای را دیدم که با سر به شکم پدرش می‌کوبید و ادای زیدن را در می‌آورد و کلی باعث خنده ما شده بود . خب این قهرمانان ورزشی الگو و سر مشق نوجوانان هستند . آیا باید بعنوان بهترین بازیکن از طرف فیفا شناخته شود که کارت قرمز می‌گیرد و سرافکنده از کنار جام رد می‌شود و به رخت‌کن می‌رود ؟ البته مدافع ایتالیا مارکو متراتزی احتمالاً تحریک کننده این واکنش بوده و روزنامه‌های انگلیسی نوشته‌اند زیدن را تروریست خطاب کرده و باعث این واکنش بوده که البته مترتزی تکذیب کرده و می‌گوید من اصلاً نمی‌دانم تروریست چی هست .ولی این مدافع هر چه که گفته باشد این عمل زیدان قابل توجیه نیست بهر حال بازیکنی حرفه‌ای مثل زیدان که کاپیتان و تیم یک کشور را نمایندگی می‌کند همانطوری که با سر به زیبایی توپ را کنترل می‌کند و ضربات سر او دروازه بسیاری ازتیم‌ها را می‌گشاید باید کنترل اعصاب این سر لعنتی را داشته باشد و این چنین خصمانه به سینه بازیکن حریف نکوبد . من بسیار از این عمل زیدان متاسف شدم و فقط و فقط به خاطر خود زیدان چون نباید آخرین بازی خود را به این شکل لکه دار می‌کرد و می‌توانست با افتخار و سرافرازی صفحه‌ات قهرمانی خود را خاتمه دهد و سالیان سال می‌خواهد تا بازیکنی مثل او دوباره درزمینهای فوتبال ظهور کند .
و امٌا در ایتالیا کسانی بودند که امروز صفحه اول روزنامه را قاب گرفتن و این روز تاریخی را به دیوار خانه‌شان به یادگار گذاشتن مردم ایتالیا از توٌتی که مهره مهم این تیم بود انتظار بازی بهتری داشتند ولی توٌتی بعد از مصدومیت نتوانست تواین بازیها بدرخشد خط حمله ایتالیا هم در بسیاری از بازیها خوب عمل نکرد و جیرالدینو فقط یک بار ویولنش را نواخت اگر چه حسابی کوک کرده بود چون مربی تیم او را بعد به بازی نگرفت ولی مدافعین دیوار مستحکمی داشتند و در برلین آخرین بازی ، مثل دیوار برلین فرو نریختند و بلاخره بعد از بدشانسی‌های زیاد که در جام‌های جهانی در سالهای قبل داشت از جمله فینال 94 که با ضربات پنالتی از برزیل باخت و یا 92 که در وقت اضافی با گلدن گل به فرانسه باخت ولی دیشب شانس هم به ایتالیا یاری رساند و اتفاقاً همان بازیکنی که (ترزهگه ) سال 92 ایتالیا را حذف کرد دیشب همان بازیکن پنالتی را خراب کرد و باعث حذف فرانسه شد . سر مربی تیم ایتالیا از قبل اعلام کرده بود که بعد از جام جهانی استعفا خواهد داد و حالا مردم خواستار ماندن اوهستند ولی« لیپی » این مسئولیت سنگین را نمی‌خواهد بپزیرد . و امروزتیم ایتالیا با سلام و صلوات قبل از اینکه با اتوبوس روباز در خیابانهای رم مورد استقبال مردم قرار بگیرند نزد نخست وزیر جدید« پرودی» رفتند و با او ومقامات دولتی جشن گرفتن و پیراهن شمار 4 که معنای کسب 4 بار مقام قهرمانی جهان را دارد به نخست وزیر اهدا کردند .
پس احمدی‌نژاد هم که پیراهن شماره 24 را ازتیم ایران هدیه گرفت باید 24 بار ایران قهرمان می‌شده و من نمی‌دانستم ؟
بازی ویدثویی ضربه سر زیدان بعد از باز شدن لینک روی تصویر بازی کلیک کنید و با کلیک‌های متوالی بازی کنید

جام جهانی تیم ایران را هم توفیق به تصویر کشید

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

یکشنبه، تیر ۱۸، ۱۳۸۵

18 تیر








گرامی باد سالروز 18 تیر ، روز خیزش دانشجویان
آزادیخواه


انیمشن از حمید رضا نبوی - برای دیدن انیمیشن
درسایز بزرگ کلیک کنید



هجده تیرماه

زیر سینه سربی ابرهایِ هجده تیر ماه
بادبان کوچک من
بروی آبهای آشفته پهلو گرفته
و میلاد ماه همانند
درخشش الماسی
در وسعت دریا می‌لرزد
وچون جرقه ای بارور
در انعکاس آینه آب می‌چکد

ای ابرهای پر بار ببارید
بر جوانه های خزان دیده
ای بادهای پر امید
بکوبید بر یالِ بادبان من
تا پیش روم بسوی
دروازهِ دریایِ آرزوها

تا صدای دریانوردان شیردل را
دوباره بشنوم
تا صدایم را با چلچله‌ها
دوباره هم ساز کنم
تا بالهای گشوده ِ مرغان دریائی را
دوباره ببینم
که از پرواز هراسی ندارند
سوسوی فانوس ستارگان
در انتظار دستهای برهنه
ولی توانای ما می‌سوزد
دیگر اشگ نخواهم ریخت
فقط سرود می خوانم

ح . مقدم

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

جمعه، تیر ۱۶، ۱۳۸۵

تکامل در جهان‌بینی آخوندی

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

چهارشنبه، تیر ۱۴، ۱۳۸۵

ایتالیا به دوره نهایی جام جهانی راه یافت

چند ساعت پیش بازی آلمان و ایتالیا با نتیجه دو برصفر به نفع ایتالیا پایان گرفت و ایتالیا به دوره نهایی مسابقات جام جهانی راه یافت و فردا به انتظار بازی فرانسه و پرتغال می‌نشیند تا رقیب خود را در دوره نهایی بشناسد اگر چه من طرفدار تیم خاصی در جام جهانی نبودم ولی از آنجایی که هر سال مسابقات باشگاه‌های این کشور را دنبال می‌کنم و مثل بیشتر ایرانی‌ها فوتبال دوست هستم و تمام بازیکنان تیم ایتالیا را که در باشگاه‌های مختلف این کشور بازی می‌کنند هر یکشنبه در تله‌ویزیون می‌بینم و می‌شناسم دوست داشتم ایتالیا ببرد .
و بالاخره ایتالیا بعد از 12 سال دوباره به دوره نهایی راه پیدا کرد و آلمان بعد از 78 سال هنوز نتوانسته طلسم ایتالیا را بشکند و حتی یک بار هم شده ایتالیا را شکست بدهد تیم ایتالیا در حال حاضر بهترین دفاع دنیا را دارد و در این جام جهانی تا کنون فقط یک گل خورده‌ آنهم خودشان زدند و آتو گل بود .و این بازیکنان در حالی به فینال رسیدند که دادستانی ایتالیا مشغول محاکمه اعضای هیات مدیره باشگاه‌های مهم ایتالیا از جمله یونتوس میلان لتسیو و فیورنتینا است و رئیس فدراسیون فوتبال این کشور استعفا داده است و بسیاری از داوران کمیته فوتبال ایتالیا مورد بازجویی قرار گرفته‌اند و با ضبط کردن مکالمات تلفنی اسناد و مدارکی دال بر تبانی و زد و بند بر سر نتیجه بعضی از بازیها ، با داوران را به دادگاه ارائه و به میز محاکمه برده‌اند حالا فکرش را بکنید ما هر یکشنبه گلوی خودمان را پاره می‌کردیم و داد و هوار راه می‌انداختیم در یک بازی مثلا"می‌گفتیم خطا دفاع پنالتی بود یا نبود در حالی که از قبل بین باشگاه‌ها و داوران نتیجه تعین شده بود و داد و هوار ما فقط کشک بود و روابط مافیایی تا بن استخوان این باشگاه‌ها راه یافته بود و امروز دادستانی نزول یونتوس به دسته سوم را تقاضا کرده است و همچنین باز پس گرفتن مقام قهرمانی در دو دوره رقابتهای باشگاه‌های کشور را خواسته است و همچنین نزول آس میلان و لتسیو و فیورنتینا به دسته دوم را مطرح کرده‌اند و عملا" بیشتر این بازیکنان که هم اکنون به مرحله نهایی راه یافته‌اند باید امسال در دسته دوم و یا سوم توپ بزنند ولی هنوز رای قطعی صادر نشده است

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

یکشنبه، تیر ۱۱، ۱۳۸۵

پناه‌جو


پناه‌جو

تو پرنده ِ مجروح
وقتی شوق زندگی را
در پر ِ سبز ِ پرواز
بیدار می‌کردی
صیادان ِ در کمین‌ نشسته
ترا به ضرب ِ گدازه ِ سرب خواندن
امٌا تو به خاک نیافتادی گریختی

ترا ضربان نبض زندگی
سراسیمه به سرزمین دور فرا خواند
زخم تو از درد لبریز بود
و چنین بود که پناه جستی
پناهجوی ِ قفسی رنگین شدی

وقتی به نظاره زخم خویش می‌نشستی
با خود می‌گفتی
دیگر این قفس را رها نخواهم کرد
هرگز هرگز

دیریست در این قفس
به زندان خود نشستی
در سینه‌ات از یاد بردی
تنفس راز هزار آواز آزادی را

و گاهی به یاد می‌آوردی که نمرده‌ای
ولی در باور مرده‌گی خفته بودی

بیرون نهالهای بلند
به نوازش بادهای رهگذر ایستاده بودند
و آسمان در پهنه شکوه آبی خود
بر آه نگاه تو آغوش گشوده بود
و نغمه شورانگیز همسفران تو
بی وقفه به گوش می‌رسید

زندگی به انتظار تو ایستاده بود
ولی هراس تو از رفتن بود
هر چه بود در آن گریزگاه
در امان بودی

روزی در نسیم آرام صبحگاهی
وقتی آسمان در آواز آفتاب بیدار شد
دریچه قفس را بگشودی
یارای رفتن بر سر داشتی
ارتفاع در انتظار تو بود

امٌا دوباره بازگشتی
و در بروی خود بستی و گریستی
شاید زندگی از آن تو نبود !

و روزی در تابش شعاع نور بی مهار
از کمند تسلیم نگاهت خیز برداشتی
و بر شاخه‌ای نشستی
و باز خیزی دیگر و شاخه‌ای دیگر
از اسارت بال کشیدی
روشنایی در انتظار تو بود
و از ایستگاه ِ شاخه‌ها گذر کردی

آوایت در اوج طنین انداخت
در دامن آسمان دلباخته‌ات
به آزادی پرواز کردی
ح مقدم

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

سه‌شنبه، تیر ۰۶، ۱۳۸۵

شرکتهای چند ملیتی و بهره کشی از کار کودکان



فرایند جهانی شدن اقتصاد عامل مهم در ظهور و رشد شرکتهای چند ملیتی است و بسیاری از این شرکتها سیاست ِ قربانی کردن ارزش انسان در برابر ارزش مادی را دنبال می‌کنند و نسبت به جامعه جهانی و قوانین بین المللی حقوق بشر پاسخگو نیستند . این روزها که رقابتهای جام جهانی برگزار می‌شود اگر بخواهیم نیم نگاهی به اسپانسرهای (حامیان مالی ) تیمهای ملی کشورهای مختلف جهان بیاندازیم می‌بینیم که از 32 تیم راه یافته به رقابتهای جام جهانی 12 تیم با لباس و کفشهای تولیدی شرکت پوما به میدان آمدند و همینطور محمد رضا پهلوان دبیر فدراسیون فوتبال ایران در مراسم معرفی لباس تیم ملٌی فوتبال ایران با غرور و افتخار برای انتخاب اسپانسر تیم ملٌی گفت : پس از بررسی‌هایی که برای انتخاب اسپانسر تیم ملی در رقابتهای جام جهانی داشتیم بالاخره شرکت پوما را که قدمت زیادی در تولید البسه ( منظورهمان جمع لباس به زبان عربی است ) ورزشی دارد برای تیم ملی انتخاب کردیم امیدواریم این لباس برای تیم ملی ایران خوش یمن باشد !!
در این مراسم خلیل پورمدیرعامل شرکت مدرن اسپورت نماینده انحصاری پومای آلمان ضمن تبریک دستیابی دانشمندان ایران به چرخه کامل سوخت هسته ای گفت: ما از سه سال پیش فعالیت مان را آغاز کردیم و در حال حاضر بیش از 30 کشور درجهان ازتولیدات ما استفاده می کنند .

آیا می‌دانید این توپ و کفش و لباسهای که بسیاری از ورزشکاران جهان استفاده می‌کنند کجا و بدست چه کسانی تولید می‌شود ؟
برای هر یک جفت کفش تیمبرلند که در اروپا به قیمت 150 یورو فروخته می‌شود در چین کودک 14 ساله 45 سنت یورو سود می‌برد و روزانه 16 ساعت کار می‌کند در محل کار‌خانه می‌خوابد مرخصی ندارد بیمه و بهداشت ندارد در معرض خطر آلودگی شیمیایی و تحت فشار کارفرما قرار دارد .
برای هر یک جفت کفش پوما یک کودک چینی کمتر از یک یورو دقیقاً 90 سنت دریافت می‌کند که در اروپا 168 یورو (مدل با لوگوی فرٌاری) به فروش می‌رسد در کارخانه لاگر که محصولات پوما را تولید می‌کند حجم کار دستی به حدی بالا است که دستهای کارگران در اثر فشار کار طاقت فرسا شکل عادی ندارند .
به تازگی این ارتش عظیم کارگران چینی سر صحبت را باز کرده‌اند و از شرایط نابسامان معیشتی حرف می‌زنند و به نهادها و سازمانهاهای حقوق بشری ، مدارکی دال بر استثمار غیر انسانی و بهره‌کشی از کار کودکان شاغل و خشونت و بیماری در کارخانه‌ها را ارائه داده‌اند که در مطبوعات چین هم به شکل مختصر و کمر رنگ درج شده است و اعتصابات خودجوش کارگری را در کشوری که تنها سندیکای آن در خدمت کارفرمایان بوده است شکل داده است
کارگران چینی که مغازه‌ها و بوتیک‌ها وسوپرمارکتهای اروپایی را مملو از کالا‌های تولید شده با دستمزد اندکی پر می‌کنند داستانهای بسار دردناک و غمگینی دارند که از یک سو دولت پکن و از سوی دیگر شرکتهای چند ملیتی عاملان اصلی این تراژدی‌ها هستند.
کارخانه تیمبرلند در جنوب گوانگدوگ در قلب قدرت صنعتی چین قرار دارد منطقه‌ای که در آن 25 سال پیش همزمان با توسعه و رشد چین در سرمایه‌داری آغاز گردید .
King Maker Footwear
با 4700 کارگر که 80 در صد آنها زنان و کودکان 14 و 15 ساله تشکیل می‌دهند تولیدات تیمبرلند را تامین می‌کنند . و این مارک معرف امریکایی اجازه‌نامه رسمی برای احداث کارخانه و تولید کفش از دولت چین را دریافت کرده است .
«چین لابور واچ » سازمانی که در مبارزه با بهره‌کشی از کار کودکان و نقض حقوق کارگران فعالیت می‌کند گزارشات تکان‌دهنده از شرایط کارو زندگی این زحمتکشان ارائه داده است تا جائیکه رابین چمپا مدیر روابط خارجی تیمبرلند اقرار کرده و می‌گوید که کارگران از وضعیت مناسبی برخوردار نیستند و با همیاری مدیر کارخانه در صدد بهبودی شرایط کار هستیم
مسائل و مشگلات مربوط به شرایط کار هیچوقت در گزارش نمایندگان و بازرسان تیمبرلند دیده نمی‌شود در حالی که سالانه دو بار بازدید رسمی صورت می‌گیرد ولی درد دلهای زحمتکشان این کارخانه با فعالین حقوق کارگران مخفیانه صورت می‌گیرد اگرچه با تهدید اخراج و قطع حقوق و یا امکان شناسایی هویت آنها همراه است .
در تمام بخش‌های کارخانه کودکان 14 تا 16 ساله کار می‌کنند و این در حالی است که دولت ظاهراً بهره‌گیری از کار کودکان را ممنوع اعلام کرده است .
ساعت کار از 30 /7 بامداد آغاز، و به 9 شب خاتمه می‌یابد با دو وقفه برای نهار و شام که بسیار کوتاه است و ساعات کار اضافی برای همه کارگران اجباری است .
در ماه های آوریل و می بازار تقاضا افزایش می‌یابد و تیمبرلند ساعات کار را از 7 تا 23 تغییر می‌دهد و یک روز در 2 هفته کار مستمر استراحت داده می‌شود و اضافه کاری طولانی‌تر می‌شود تا جایی‌که کارگران در هفته 105 ساعت در درون کارخانه کار می‌کنند
چهار نمونه از ورقه دستمزد که ( چین لابور واچ ) چاپ کرده است دستمزد ماهانه 757 یوان برابر 75 یورو است که 44 درصد این مبلغ خرج غذا و مسکن می‌شود البته منظور از مسکن اطاقهایی است با تختهای آهنی که 16 کارگر را در خود جای می‌دهد و محل غذا‌خوری که مدتی پیش 50 کارگر در آن مسموم غذایی شده بودند .
در کارخانه جٌو رعب و وحشت حاکم است و حتی خشونت فیزیکی را هم می‌توان مشاهده کرد نمونه آن کارگر 20 ساله ‌ای که مورد ضرب و شتم سرپرست بخش قرار گرفته بود و به بیمارستان منتقل شد و شرکت حتی از پرداخت هزینه درمان هم خودداری کرد .
دستمزد یک ماه کارگر از طرف شرکت بعنوان ضمانت برداشته می‌شود و مثلا ً اگر فردی بیرون رود بعنوان غرامت محسوب می‌شود و باز پرداخت نمی‌گردد . و گاهی دستمزد ماهانه کارگران بی هیچ دلیل خاصی عقب می‌افتد

همینطور کارخانه تامین کننده« پوما» درگوآنگدونگ در منطقه دونگوان قرار دارد کارخانه پوین با 30000 شاغل فقط در واحد داخلی آن دستگاه اف 3000 کارگر دارد و به تقاضای شرکت چند ملیتی آلمان ( پوما ) کفش ورزشی تولید و عرضه می‌کند . یکی از کارگران زندگی روزمره خود را به این شکل تشریح می‌کند :
ما عملا" تحت ضوابط و قوانین ویژه نظامی قرار داریم ساعت 30 / 6 برپا و دست و صورت شسته و لباس بر تن می‌کنیم در 10 دقیقه بسرعت راهی محل غذاخوری می‌شویم چون صبحانه اندک است و آنهائیکه دیر می‌رسند صبحانه ناچیز با کیفیت بد نصیب‌شان می‌شود . راس ساعت 7 کارت ورودی را ثبت می‌کنیم و اگر دیر ثبت شود جریمه آن را در ورقه پرداخت مشاهده می‌کنیم . ساعت 7 هر گروه در صفی مجزا بدنبال سرپرست بخش بطور دستجمعی سرود « مسئولیت کار» رامی‌خوانیم و اگر با صدای رسا نخوانیم و یا اشتباه بخوانیم تنبیه می‌شویم و سرپرست بخش مرتب فریاد می‌کشد باید به امرشان اطاعت کنیم و هر کسی مقاومت کند اخراج می‌گردد و ما کارگران از روستاهای دور آمده‌ایم و اینجا آمده‌ایم تا چیزی عایدمان شود و باید کار کنیم و در سکوت تحمل کنیم . در قسمت بسته‌بندی می‌توان کارگرانی را دید که کف کفشها را می‌چسبانند و اگر به دستان این کارگران نگاه کنیم می‌توانیم بفهمیم چندین سال در این کارخانه کار کرده‌اند شکل و فرم دستهایش کاملا" تغییر یافته این کارگران فقط سالیان سال کارشان چسباندن است ودستهایشان ازهر کلامی گویاتراست . یک جوان 20 ساله ظاهری 30 ساله دارد و دیوانه به نظر می‌رسد و تنها امیدش ادامه کارتا پایان عمر است و هراس از اخراج را همیشه با خود سر کار می‌برد و انتخابی دیگر ندارد . از ساعت 7 تا 23 کار می‌کنیم و نیمی از ما گرسنگی می‌کشیم . در غذاخوری کارخانه تغذیه درستی نداریم تقاضای پوما افزایش یافته و ساعت غذاخوری به نیم ساعت تحلیل یافته است . در خوابگاه‌مان آب گرم برای استحمام نداریم .
شاهد دیگری می‌گوید وقتی که نمایندگان خارجی برای بازدید و بازرسی می‌آیند مسئولین کارخانه قبلا" کارگران از حضور بازرسان مطلع می‌سازند و ما را به تمیزی و ضد عفونی همه بخش‌ها و شستشوی زمین وادار می‌کنند وحساسیت و سخت‌گیری در این زمینه انجام می‌دهند .
حالا اگر بر این باور باشیم که شرایط کار و کارگر از چشمان بازرسان پنهان باشد و یا در بررسی مسائل کارخانه خطاهایی صورت گرفته باشد ولی با اعداد و ارقام چه می‌شود کرد . آیا نرخ و حقوق کار انجام گرفته بر کسی پنهان است ؟ آیا در امریکا و آلمان می‌توانند این ارقام را بخوانند ؟ پوما بخوبی می‌داند زیر یک یورو دقیقا" 90 سنت برای یک جفت کفش ورزشی به کارگر چینی دستمزد می‌دهد . تیمبرلند می‌داند که نیم یورو برای هر جفت کفش بسته‌بندی شده به کارگر می‌پردازد و در بازار به قیمت 150 یورو به فروش می‌رساند .
هوجین تائو رئیس جمهور چین و دبیر کل حزب کمونیست چین چندی پیش در پکن از صدها مقام صاحبان صنایع و بانکداران خارجی که برای گلوبال فروم گردهمایی داشتند به گرمی استقبال کرد و برای صاحبان ثروت جهانی سخنرانی ، و دعوت به سرمایه‌گذاری وهمکاری کرد و با کف زدنهای نمایشی و ابراز احساسات حاضرین همراه بود . در حالی‌که حقوق بین‌المللی کار در ژنو آمار کودکانی چینی را که مجبور به کاراجباری هستند % 11,6 تخمین می‌زند . با توجه به جمعیت چین یعنی میلیون‌ها کودک درکارخانه‌ها و شهرها و کشور پنهان چین به کارغیر قانونی اشتغال دارند .

ح مقدم

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

سه‌شنبه، خرداد ۳۰، ۱۳۸۵

آزادی بیان در حکومت زن ستیز آخوندی

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

پنجشنبه، خرداد ۲۵، ۱۳۸۵

سلامی دوباره به ارنستو چه گوارا


14 ژوئن زاد روز ارنستو چه گوارا
سلامی دوباره بر این سمبل و اسطوره ‌ای که هنوز زنده است

هنوز تصویر و نام او را در جنبشهای دانشجویی در تمام جهان می‌بینیم
در مبارزات زحمتکشان ، در راه پیمایی صلح طلبان ،
در خیزشها و قیامهای سرکوب شده خلقهای ستمدیده جهان و هنوز محبوب است
محبوب در میان جوانان نیازمند آزادی ، جوانان جستجوگر برابری و عدالت

« چه» تنها عیبی که داشت این بود که حرفش را می‌زد
آنچه که باور داشت می‌گفت . حرفش را می‌زد حتی به دشمن‌اش
و به خاطر همین امروز هزاران جوان او را به یاد می‌آورد

و بخاطر همین دخترم بروی کیف پشتی که هر روز به مدرسه می‌برد
. به خط درشت و خوانا نوشته است
تا زمانیکه در جهان حتی یک انسان در زنجیر باشد ، هیچ انسانی آزاد نخواهد بود
ارنستو چه گوارا

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

سه‌شنبه، خرداد ۲۳، ۱۳۸۵

تجمع زنان آزاده برعلیه قوانین زن ستیز آخوندی







یکی از دستاوردهای مهم جوامع متمدن به رسمیت شناختن حقوق انسانی و منع تبعیض جنسی و خشونت علیه زنان است . در حالی که در میهن ستم دیده‌مان زنان ایرانی برای دستیابی و بیان ابتدائی‌ترین حقوق اولیه خود مورد ضرب و جرح نیروی انتظامی و باتوم پلیس زن جمهوری اسلامی قرار می‌گیرد .

بسیاری از زنان حق‌طلب ایرانی در اعتراض به قوانین نا برابر حقوقی در تجمع مسالمت‌‌آمیز دوشنبه 22 خرداد در میدان هفت تیر دستگیر و روانه زندان شدند . از جمله خواسته‌های این گردهمایی زنان ،
منع چند همسری - لغو حق طلاق یکطرفه مرد – حق ولايت و حضانت بر فرزند توسط پدر و مادر به طور مشترک – حقوق برابر در ازدواج - تغيير سن کيفري دختران به 18 سال – حق شهادت برابر – لغو قراردادهای موقت کار- که تمامی این حقوق در قوانین اساسی جوامع متمدن به رسمیت شناخته ، و در روابط اجتماعی پذیرفته شده است .

ضمن محکوم کردن خشونت اعمال شده از طرف نیروی انتظامی علیه تجمع مسالمت‌آمیز زنان ، خواهان آزادی فوری و بی قید و شرط زنان دستگیر شده هستیم . و از سازمانها و نهادهای حقوق بشری تقاضا داریم تا به حکومت جمهوری اسلامی هشدار داده و خواستار رعایت کنوانسیون منع تبعیض علیه زنان ایران شوید
عکسهای دیدنی کسوف
گزارش تصویری از گردهمايی زنان آزاده در تهران - ادوارنیوز
گزارش تصویری از وحشیگریهای مزدوران رژیم فاشیستی جمهوری اسلامی

گزارش تصویری از حمله ددمنشانه به مردم پیش از آغاز تجمع زنان در تهران

دستگيری های گسترده در تجمع زنان

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

یکشنبه، خرداد ۲۱، ۱۳۸۵

ابومصعب الزرقاوی













در یک بمباران هوایی ارتش امریکا ابو مصعب الزرقاوی رهبر شبکه تروریستی
القاعده در عراق کشته شد زرقاوی تبعه اردن بود و سالها در افغانستان در خدمت
القاعده بود و بعد از سقوط طالبان به رژیم آخونده‌ها پناه می‌برد و بعد راهی عراق می‌شود
او را مسلمان افراطی به ما معرفی کردند ولی در یمن می‌گویند مشروب خور قهاری بوده
و از مساجد همیشه بیرونش می‌کردند به هر حال رهبری القاعده را در عراق به عهده داشت
هرچند از توان نظامی بالایی برخوردار نبود و در این فیلم بخوبی می‌بینیم موقع تمرین نظامی
آشنایی چندانی با سلاح ندارد و این در حالی است که هدف تیراندازیش ثابت است نه متحرک .
و حالا بدنبال جانشین برای او هستند به نظر من بد نیست برای انتخاب جانشین با کاخ سفید
مشوتی هم بکنند چون امریکا به این نوع چهره‌های سنگ‌دل ، بی‌رحم و قصی‌القلب مثل زرقاوی
ملاعمر بن‌لادن احتیاج دارد تا بتواند به نوعی کشتار مردم بیگناه را توجیه کند

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

چهارشنبه، خرداد ۱۷، ۱۳۸۵

حمایت از تجمع 22 خرداد زنان در اعتراض به قوانین زن ستیز



سایت زنستان

از زمان تدوين قوانين در انقلاب مشروطه، طي 100 سال گذشته، تلاش زنان ايراني همواره متوجه دستيابي به حقوق برابر و انساني بوده است. اما با وجود تمامي اين تلاش ها، در کليه قوانين از جمله قوانين مدني و جزايي، حقوق اوليه زنان همچنان ناديده گرفته شده و بن بست هاي قانوني بسياري را بر زندگي زنان جامعه ايراني تحميل کرده است.
ما زنان در 22 خرداد سال گذشته يک دل و يک صدا اعتراض خود را به کليه قوانيني که حقوق زنان را نقض کرده ابراز داشتيم اما مطالبات بر حق ما همچنان بي پاسخ مانده است. بدين سبب امسال نيز در پيگيري قطعنامه 22 خرداد سال گذشته دوباره گرد هم خواهيم آمد و خواسته هاي مشخص خود را از جمله منع چندهمسري، لغو حق طلاق يکطرفه مرد، حق ولايت و حضانت بر فرزند توسط پدر و مادر به طور مشترک، تصويب حقوق برابر در ازدواج (مانند حق بدون قيد و شرط اشتغال و حق تابعيت مستقل زنان متاهل و...)، تغيير سن کيفري دختران به 18 سال، حق شهادت برابر، و لغو قانون قراردادهاي موقت كار و ديگر قوانين تبعيض‎آميز اعلام خواهيم کرد.
از اين رو از همه شهرونداني که به نقض حقوق زنان در قوانين موجود اعتراض دارند مي خواهيم به گردهم آيي که به اين منظور در روز دوشنبه 22 خرداد ماه 1385 (ساعت 5 الي 6 بعدازظهر در ميدان هفت‎تير) برگزار مي‎شود بپيوندند.

از خواست زنان برای لغو قوانین تبعیض آمیز موجود، حمایت کنیم
22 خرداد روز ملی همبستگی زنان ایران، مبارک باد – رویا طلوعی
اعلامیه انجمن دفاع از حقوق زنان در ایران در حمایت از گردهمايی 22 خرداد
” به حمايت از تجمع زنان در روز 22 خرداد بپاخيزيد ”
بیانیه شماری از دانشجویان مبارز در حمایت از گردهمايی زنان در تهران

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

یکشنبه، خرداد ۱۴، ۱۳۸۵

در سالمرگ خمینی


امروز روزی است که مردم ایران با مرگ خمینی ، از شر یکی از بزرگترین دیکتاتورهای تاریخ میهن خلاص یافتن .

وقتی خمینی به ایران حمله کرد مردم ما آزادی می‌خواستند ولی او برای سر بریدن آزادی آمده بود . آمده بود تا صدایمان را در گلویمان خفه کند . او با حصار استبداد دینی تباهی و نیستی برای مردم ما آورده بود .
وقتی خمینی به ایران حمله کرد با یورش به ستادهای نیروهای آزادیخواه و میهن‌پرست خواست مخالفان خود را قتل عام کند چون بیشه از شیر خالی شود جولانگاه شغال می‌شود .
بعد به اقلیتهای مذهبی به اقلیتهای قومی حمله کرد به کردستان لشگر کشید به ترکمنها حمله کرد و برای کشور گشایی جنگ ضد میهنی براه انداخت و نسل جوان رابه تنور جنگ کشید وقتی خمینی به ایران حمله کرد به نام انقلاب فرهنگی دانشگاه ها را به خاک و خون کشید .
کتابهای درسی را ، کتابهای تاریخ ایران را ، به کتابهای تاریخ آخوندی تغییر داد و جعل و تحریف کرد. برای این دزد بزرگ قرن در مجالس ارتجاع سه بار صلوات ختم می‌شد .
وقتی خمینی به ایران حمله کرد او را گاندی و عارف و پیشوای انقلابی خطاب می‌کردند و او فتوا برای حکم شکنجه و اعدام 120 هزار زندانی صادر کرد . و دختران معصوم ما را در کشورهای عربی به حراج گذاشت .

در هفدهمین سالمرگ خمینی این بلای تاریخی و بنیانگذار سلسله ولایت مطلقه فقیه مردم ایران « نه »به تفکر آخوندی می‌گویند این نه را در خیزش مردم غیور آذربایجان می‌توان دید
صد سال پیش با خیزش قیام خونبار مردم تبریز شاه قاجار صدای انقلاب مشروطه را شنید
28 سال پیش محمد رضا شاه هم پس از قیام مردم تبریز آمد و گفت صدای انقلاب شما را شنیدم
آیا امروز خامنه‌ای صدای توفنده خیزش آذربایجان را می‌شنود ؟ صدای خیزش دانشجویان قهرمان دانشگاههای تهران و دانشگاهای مختلف کشور را می‌شنود ؟ ولی تاریخ می‌گوید بعضی از مستبدان برای حفظ قدرت نا شنوا هم می‌شوند !

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

یکشنبه، خرداد ۰۷، ۱۳۸۵

نه به بمب هسته‌ای و آری به دموکراسی و حقوق بشر در ایران







روزنامه‌ها را ورق می‌زنیم .به تلویزیون چشم می‌دوزیم . به رادیو گوش می‌دهیم .صدا و تصویر مرگ را ، شکنجه را ، در حافظه‌مان ضبط می‌کنیم . بیگناهانی که جان می‌بازند بخاطر جاه‌ طلبی بخاطر حفظ قدرت دیگران . و این رنگ خون را نه تنها در میادین جنگ حتی در جوامع به اصطلاح متمدن امروزی هم می‌توان بوضوح دید . هر جائی که خشونت و زور اعمال می‌شود خشونت بر علیه زنان و یا علیه کودکانی که توان مقابله و دفاع از خود را ندارند و کارزار سیاسی ، آلدو فربیچه دقیقاً در مورد همین مسائل اجتماعی سیاسی روز برنامه رادیوئی تهیه می‌کند . برنامه او زاپینگ همه روزه 2 میلیون شنونده دارد و ازمحبوبیتی خاصی بر خوردار است .

آلدو فربیچه تنها خبر‌نگار نیست او نویسنده و اهل شعر هم است و کتابهایی در همین زمینه به
رشته تحریر برده است . برای فعالیتهای حرفه‌ای و کوشش برای حمایت از حقوق بشر جوایز بسیاری از نهادهای بین المللی دریافت کرده است
او در طول برنامه‌های خود کمپین‌های مختلفی علیه شکنجه و اعدام آغاز کرده است و با جمع آوری حمایت و امضاء افکار عمومی را نسبت به این مسئله حساس ، و آگاه می‌سازد .
از جمله کمپین برای نجات « جوزف او1997» که در آمریکا به اعدام محکوم شده بود . و یا تلاش برای نجات جان سفیه حسین و امینه لاول دو زن نیجریه‌ای که در فاصله زمانی مختلف محکوم به سنگسار شده بودند و گناهشان بدنیا آوردن نوزاد به اصطلاح نا مشروع بود . و یا اعتراض و شکایت بر علیه کشور چین به خاطر تخلیه اعضای بدن زندانیان محکوم به اعدام .

آلدو فربیچه از چهار ماه پیش کمپینی را تحت عنوان نه به بمب هسته‌ای و آری به دموکراسی و حقوق بشر در ایران آغاز کرد و با شخصیتهای سیاسی و پارلمانترها و شهروندان ایتالیایی و ایرانیان مقیم ایتالیا مستمراً مصاحبه و گفتگو کرده است یاد آورری می‌کنم که پیام فیض مهدوی هم از میکروفون همین برنامه و توسط خود او خوانده شد و امروز در سایت همبستگی ملی دیدم تا كنون حمايت بيش از70000 تن از شخصيت هاي سياسي و حقوق بشري و شهروندان ايتاليايي را بدست آورده است و همچنان در حال اضافه شدن است علی‌رغم تمام پستی و بلندی های دولت ایتالیا و فشار زیاد رژیم آخوندی آلدو فربیچه ژورنا لیست متعهد دستاورد با ارزشی را برای مقاومت مردم ایران به ارمغان آورده است .

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

شنبه، خرداد ۰۶، ۱۳۸۵

فیلم دیگری ار منصور اسانلو



منصور اسانلو اسطوره مقاومت و شرافت ماهها است بجرم عدالت خواهی در بند حاکمیت و بازداشتگاه مخوف 209 اطلاعات نگهداری میشود .
در سیر فعالیتهای کارگری در ایران تماماٌ نقض قانون و نقض حقوق تعریف شده کارگران را شاهد هستیم که این روند از سوی مجریان قانون همچنان در جریان است و هر روز ابعاد تازه ای پیدا مینماید .


این فیلم توسط فعالان حقوق بشر در ایران منتشر گردیده این فیلم سندی است موجه ودلیلی است برای بریده شدن زبان اسانلو .. فیلمی که فقط باید دید و در ان تامل کرد ..

بر گرفته از وبلاگ مرد پیر

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

چهارشنبه، خرداد ۰۳، ۱۳۸۵

تبریز در مقابل خودکامگان ایستاد


اعتراضهای پیاپی مردم تبریز و پشتیبانی مردم آذربایجان از حرکت اعتراضی دانشجویان به کاریکاتور منتشر شده در روزنامه ایران را همه شنیدیم .
ویژه‌گی این اعتراضات در وسعت و گستردگی آن بود و رژیم برای دلجویی و فرونشاندن این طوفانی که این بار از آذربایجان سرکشید فوراً روزنامه ایران را تعطیل و کاریکاتوریست را روانه زندان کرد .
البته آخوندهای جنایت پیشه بهتر از همه ما فهمیدن که کاریکاتور بهانه‌ای بیش نیست و این اغتشاشات ناشی از نارضاییهای مردم و بخاطر سیاستهای مرتجعین و در راستای تعقیر وضع موجود است و خنده‌دار اینکه شنیدم رژیم علی دایی فوتبالیست آذری و رضازاده وزنه بردار آذری تیم ملی ایران را برای ممانعت مردم به ادامه اعتراض وارد صحنه کرده است و این دو ورزشکار فروخته شده به ولایت فقیه مردم را تهدید کردند که اگر دست از تظاهرات نکشند از تیم ملی ایران استعفا خواهند داد
در همین تبریز در زمان مشروطه ، آخوندی بود به نام میرهاشم دوچی و از محله دوچی تبریز اراذل و اوباش خود را برای سرکوب آزادیخواهان و مشروطه‌خواهان روانه خیابانها می‌کرد و امروز نوه‌های سیاسی آن آخوند ، پاسداران و بسیجی‌ها و مامورین اطلاعاتی را برای سرکوب و دستگیری مردم به خیابانها می‌فرستند . مردم خشمگین به استانداری و فرمانداری حمله کردند و چندین خودروی عوامل رژیم را به آتش کشیدن. کردستان ، بلوجستان ، اهواز ، آذربایجان خشم مردم مهار ناپذیر شده است
اسامی چند تن از دستگیرشدگان به شرح زیر است: حسن ارک عضو شورای سردبیری هفته نامه توقیف شده "شمس تبریز"، دکتر احمد رضایی نویسنده و استاد دانشگاه، منوچهرعزیزی، روزنامه نگار و نویسنده نشریات از جمله "شمس تبریز" و"ندای آذربایجان"، مهندس امانی، روزنامه نگار و نویسنده هفته نامه "اوی بیل ماج" ، چنگیز بختاور روزنامه نگار و فعال سابق جنبش کارگری، هاشم میرزاده، فعال دانشجویی

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

جمعه، اردیبهشت ۲۹، ۱۳۸۵

وبلاگ کاریکاتورآباد
















چندی پیش آقای توفیق عقیلی هنرمند و کاریکاتوریست خلاق مازندرانی وبلاگی را به نام کاریکاتورآباد براه انداخته است . و دستنوشته‌ها و کارهایش را بطور مرتب در این وبلاگ ارائه می‌دهد . توفیق هم همانند اغلب کاریکاتوریستها از زبان تصویری ِ هنر و انتقال سریع پیام به مخاطب استفاده می‌کند .

سه سال و نیم در زندانهای شمال ایران و در اسارت رژیم متحجر آخوندی گرفتار بود و در همان دوران بند بود که برای افشاء حکومت ظلم و مستبد قلمش را تیز می‌کرد و بعد از خروج از از کشور فعالیتهایش را در این زمینه هنری افزایش داد .
ویژگی خاصی که در کایکاتورهای توفیق بوضوح دیده می‌شود به تصویر کشاندن لاشخوری که سمبل و نماد مرگ است و همیشه سردمداران حکومت آخوندی را چون سایه مرگ دنبال می‌کند .

زبان طنز او یکی از بهترین ابزار و سلاحهای است که او همواره برای ترسیم عمق فجایعی که میهنمان درگیر آن است بکار می‌گیرد و امیدوارم کاریکاتورآباد هم نمایشگر آثار ماندگار او همانند موزه‌ای دوست داشتنی در رسوایی خمینی و خامنه‌ای وخاتمی و رفسنجانی و احمدی‌نژاد باشد و حرف دل و رازهای کوچک و بزرگ ملتمان را باز گو کند .
برای این کاریکاتوریست عزیز توفیق روزافزون در زمینه هنری دارم

برای دیدن وبلاگ کاریکاتورآباد روی لوگو کلیک کنید

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

جمعه، اردیبهشت ۲۲، ۱۳۸۵



تا اطلاع ثانوی
شعری برای ولی الله فیض مهدوی


تا اطلاع ثانوی اندوهم را بردوش میگیرم
و به میان ستاره ها میگریزم
تا اطلاع ثانوی به شانه های مجروح تو می اندیشم
که دربرابر همه پلیدیها سنگر گرفته است
تا اطلاع ثانوی بی آنکه زندگی کنم
به مرگ تو می اندیشم
تا اطلاع ثانوی

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

پنجشنبه، اردیبهشت ۲۱، ۱۳۸۵

بخوان اي همسفر با من.




دست از طلب ندارم تا کام من بر‌آید
یا تن رسد به جانان یا جان زتن بر آید
بگشای تربتم را بعد از وفات و بنگر
کز آتش درونم دود از کفن بر‌آید

وقتی پیام صوتی ولی الله فیض مهدوی را شنیدم بی‌اختیار یاد یک زندانی سالهای 60 افتادم آخه آنهم حکم اعدام گرفته بود .
تابستان 60 وقتی در آهنی باز شد زندانی با یک تیشرت قرمز و شلوار جین با یک کیسه نایلون که وسایلش را در آن قرار داده بود وارد بند عمومی شد . صورت درشت و سبزه و استخوانی داشت و در ابتدای ورودش با هیچ کس حرف نمی‌زد و با چشمهای درشتش همه را یکی یکی نگاه می‌کرد تا ببیند کسی را می‌شناسد ؟
با هم همراه دو تا از بچه‌های دیگر سر یک تیکه پارچه هم سفره شدیم و باهم غذا می‌خوردیم . وقتی بهش یواشکی گفتیم جاسوس بند کیه دیگه خیالش راحت شد و هر وقت رسول جاسوس بند خواب بود یا تو راهرو می‌رفت با بچه‌ها گرم می‌گرفت وحرف می‌زد اسمش« یدالله آبهشت » بود و از بچه‌های مجاهدین تشکیلات شاخه گیلان بود و لو رفته ، و دستگیر شده بود .
وقتی فهمیدم زندانی زمان شاه هم بوده برای من ستودنی‌تر شد و هر از گاهی نزدیکش می‌شدم و باهاش حرف می‌زدم تعریف می‌کرد و می‌گفت آنقدر با کابل کف پاهایش زده بودند که پاهایش عین متکا شده بود و با همان وضع آنرا به انفرادی برده بودند و بعد از اینکه پاهاش بهبود پیدا کرده بود و می‌توانست راه برود پیش ما به بند عمومی آورده بودند دو سه سالی بزرگتر از من بود و همه بچه‌های بند احترام خاصی براش قاثل بودند
یادمه روزی که او را برای محاکمه بردند مثل ولی الله فیض مهدوی بدون وکیل و بدون شاهد و بدون هیئت منصفه محاکمه‌اش کردند و حاکم شرع که الان اسمش را به یاد ندارم تو چند دقیقه حکم اعدامش را صادر کرده بود و به او گفته بود ظرف چند روز دیگر اعدام خواهد شد وقتی از دادگاه برگشت زود رفتم دم درو گفتم یدالله چی شد ؟
گفت حکم اعدامم را دادن دستم
و همینجوری نگاهش کردم نمی‌دونستم چی بگم گفتم شاید می‌خوان بترسونند !
گفت نه بابا می‌دونم اعدامم می‌کنند . روز بعد پاسدار باقری دم در آهنی بند داد زد... یدالله آبهشت ملاقات داری !!
ما همه تعجب کردیم آخه اونموقه به هیچکسی ملاقات نمی‌دادند
یدالله رفت و بعد ازیک ربع برگشت گفتم چی شد راستی ملاقات داشتی ؟
گفت آره گفتم کی بود ؟
گفت یکی از دوستان بچه‌گی و هم مدرسه‌ایم که خیلی باهم رفیق بودیم آمده بود آخه بعد از انقلاب اون فرمانده سپاه پاسداران شده بود و من هم راه‌م را از او و دارو دسته‌اش جدا کرده بودم .
گفتم خوب چی می‌گفت ؟ جواب داد ...
بهم گفت که فردا قراره اعدامت کنند بیا این قلم و کاغذ را بگیر و دوکلمه بنویس جزء مجاهدین نیستی و محکومشان کن و از زندان بیرونت می‌آورم و با ما همکاری کن و به زندگیت برگرد .
گفتم خوب تو چی گفتی ؟ خندید و ساکت شد بعد بهم گفت تو چی فکر می‌کنی ؟ من مثل برق گرفته‌ها هاج و واج نگاهش می‌کردم بعد ادامه داد گفتم نه من فروشی نیستم دنبال پست و مقام هم نیستم تن به ذلت هم نمی‌دم !
امروز ولی‌الله درست همان حرفهای یدالله را بعد از 26 سال تکرار می‌کند آنروز تو بی‌تفاوتی افکار عمومی دنیا یدالله را به قربانگاه بردند .
شب قبلش دیدم صدایی از تختش می‌آید گوشهامو تیز کردم دیدم سرود « بخوان ای همسفر با من » را همینطور که دمرو خوابیده داره زمزمه می‌کنه و داشت با خود و خدایش تجدید عهد می‌کرد
روز بعد او را برای اعدام صدا کردند بچه‌ها ریختن رو سرش و آخرین بوسه‌ها را بدرقه راهش کردیم
آنروز تا آخر شب سکوت عجیبی تو بند عمومی بود وهیچکی هیچ حرفی نمی‌زد ...

حالا آنروز تو بی‌تفاوتی این دلاوران را تیرباران می‌کردند و خبرها به بیرون نمی‌رسید الان که تکنولوژی و سطح ارتباطات ارتقاء یافته و می‌شود صدای مظلومیت را به گوش جهانیان رساند چرا باید هنوز هم سکوت کنیم !! فیض مهدوی تو زندان رجایی شهر و با این همه تهدید و خطر پیامش را بیرون فرستاده حالا من که تو خارج از کشور تو یک جامعه باز و آزاد زندگی می‌کنم آیا نمی‌تونم صدایش را به مردم دنیا برسانم !!
شروع کردم به ترجمه ایتالیایی پیام فیض مهدوی و برای سایتهای ایتالیایی ایمیل کردم و به کمک عزیزان سایت انجمن زنان دموکرات ایرانی در ایتالیا از برنامه زاپینگ آلدو فربیچه تو رادیوسراسری ایتالیا وقت گرفتیم هر چند کوتاه بود ولی بهر حال مسئله اعدام فیض مهدوی را مطرح کردم و از آنها پرسیدم چه باید کرد و ما چه می‌توانیم بکنیم و مجری برنامه می‌گفت بهترین راه فشار از طریق وزارت امور خارجه است البته وزارت امور خارجه اطلاع دارد . و قسمتهایی از پیام فیض مهدوی را مجری برنامه خواند وبشدت تحت تاثیر پیام این دلاور زیر دار قرار گرفت ...

برای امضا بیانیه اینجا را کلیک کنید

طومار برای جلوگیری از اعدام ولی‌الله

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

دوشنبه، اردیبهشت ۱۸، ۱۳۸۵



دلاور مردی در سایه دار

دلاور مردی در سایه دار می‌گفت
بیا این گلوی من
تن به ذلت و تسلیم نخواهم داد
چه آواز سبزی در گلویت نهفته است
صدایی که خنجرش رو به بیداد بود

دلاور مردی در سایه دار می‌گفت
ای آزادی
تنفس ِ در تو حیات من است
و آخرین ضربان قلبم را
هدیه راهت می‌کنم


بگذار میهنم از خون من آباد شود
بگذار گلوی من
به ریسمان ظلم تو آویز شود
با مرگ سرخ من حاکمان عبا
فیض نخواهند برد
تو شاهد باش ای میهنم
ای آشیانه ِ در خون نشسته‌ام
خیل آزادگان را به جرم مجاهد
به تیر دار می‌کشند
اگر جرم این است
من هم حلاجی دیگر می‌شوم

ح مقدم

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

یکشنبه، اردیبهشت ۱۷، ۱۳۸۵

آیت‌اله بی بی سی

امشب وقتی از سر کار برگشتم دیدم دوست عزیزم علی برایم ایمیل فرستاده و در مورد بی بی سی نوشته است عین نامه اش را گذاشتم تو وبلاگ تا شما هم بخوانید
احساس شاخ درآوردن
به بی بی سی ، نمی‌دانم شاید به وزارت اطلاعات رژیم آدم‌خوار ملاٌ‌ها در بی بی سی !
خبر واقعاً وارونه شده و مشمئزکننده بی بی سی راجع به اظهارات آقای گونتر بک اشتاین،
وزیر داخلی ایالت باواریا، در جنوب آلمان و احتمال عملیات تروریستی رژیم حمایت کننده تروریسم جهانی مربوط به مسابقات فوتبال در آلمان و انداختن آن به گردن مجاهدین را که 180 درجه با بی شرمی تمام تعقیر داده است و جای قاتل و مقتول را آگاهانه عوض کرده‌اند را شنیدم . و برای لحظاتی احساس شاخ در آوردن روی سرم را داشتم و تازه خوب به این نتیجه رسیدم که چرا مردم نجیب و درد کشیده و 27 سال زیر سم گرازهای رژیم ضد بشرملاٌ‌ها له شده ِ ایران شما را به واقع آیت اله بی بی سی می‌خوانند . آقایان شرم کنید تا کی می‌خواهید عصای زیر بغل ملاً‌ها ی بدون پا باشید. تا کی می‌خواهید حمایت کننده تروریسم ِ این رژیم که به واقع صد‌ها بارخطرناکتر از بمب اتم آن است باشید .اگر این دنیا حساب کتاب داشت مردم شریف ایران شما را به پای میز محاکمه عادلانه و دموکراتیک برای جعل خبر‌هایتان می‌کشید
لطف کنید و دهان‌هایتان و قلم‌هایتان را بشورید و پاک کنید و هر چه زودتر خبر درست را به اطلاع مردم ایران برسانید شاید کمی از گناهایتان کاسته شود

با احترام علی کبیری ایتالیا
2006 05 06
رونوشت به همبستگی ملًی
و وبلاگ بادبان
...................................................
علی عزیز هر چقدر هم که یک پرنده بلند پروازی کند عاقبت غذایش را روی زمین خواهد جست حالا حکایت اینها هم به همین شکله بی بی سی هر چقدر هم که دم از آزادی بیان و حقوق بشر بزند عاقبت نون و غذایش را از تو حجره آخوندها جستجو می‌کند

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

چهارشنبه، اردیبهشت ۱۳، ۱۳۸۵

روز جهانی کارگر

بعد ازچهار روز که به دلیل نقض فنی نتوانستم وارد اینترنت بشوم امروز بلاخره مشگل را حل کردم و عین گرسنگانی که چندین روز غذا نخورده باشند سر سفره اینترنت نشستم دلم می‌خواست بمناسبت روز جهانی کارگر چند کلمه‌ای بنویسم زحمتکشانی که هر روز با کاروتلاش سعی در بهتر کردن وضعیت زندگی خود هستند و دیروز چشن کارگران بود ولی چه جشنی هر روز حق اولیه کثیری از کارگران لگدمال می‌شود و هر روز استثمار و بهره‌کشی جریان دارد و در بسیاری از کشورها شکل جدید بردگی دیده می‌شود . در هر گوشه از جهان میلیونها انسان مورد تحقیر قرار می‌گیرند و یا حتی کشته می‌شوند و تنها گناهشان تلاش برای شرایط بهتر زندگی برای فرزندان است .
بهره‌کشی از زحمتکشان هم در کشورهای که دموکراسی برقرار است صورت می‌گیرد و هم در کشورهای که دیکتاتوری حاکم است اختلاف این جاست که در کشورهای دموکراتیک اگر حق وحقوق کارگری پایمال شود به دادگاه و سندیکاهای مستقل از دولت می‌توان مراجعه کرد ولی متاسفانه بیشتر کارگران و زحمتکشان از طبقات پائین اجتماع هستند و برا ی احقاق حقوق ، مورد تهدید کارفرمایان و زیر تهدید بیکاری قرار می‌گیرند و بیشتر اوقات اشتغال به یک کار جدید برای کارگر براحتی امکان‌پزیر نیست .
درست است که دموکراسی ابزار و وسیله برای دفاع از حقوق پایمال شده را فراهم می‌کند ولی متاسفانه اغلب شرایطی بوجود می‌آورد که کارگران نتوانند از این ابزار استفاده کنند .
تازه این شرایط کار در کشورهای دموکراتیک هست و اساساً قابل قیاس با شرایط و وضعیت کارگران در حکومتهای مستبد از جمله حکومت آخوندی نیست . کارگران ما بهایی بسیار سنگین تر و شرایطی اسفناکتر دارند و مرتباً اعتراضات کارگری را رژیم سرکوب می‌کند وحق اعتصاب نمی‌دهد همه بیاد داریم چگونه رژیم 1200 تن از کارگران شرکت واحد را به زندان انداخت و با پرداخت وثیقه سنگین آزاد کرد صحبت فقط بر سر شرایط کار نیست بلکه عدم دریافت حقوق آنهم بمدت طولانی است و خلاصه اینکه برای رسیدن به انتهای راه بایداولین قدم را برداشت
........................................................
خطابه متناقض ومغموم ومه آلود ا ول ماه مه
اسماعيل وفا يغمائى (سایت طلیعه سپیده دمان )

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed