Recent Posts

دوشنبه، مرداد ۱۶، ۱۳۸۵

نهمين روز دستگيري و همچنین نهمين روز اعتصاب غذای احمد باطبي



بهبوحه انقلاب نوزده ساله بودم و خونی عصیانگر در مشت داشتم به سوسیالیسم اعتقاد داشتم و آزادی و صلح را در یقین ترجمه می‌کردم دموکراسی مثل یک سیب تازه آماده چیدن از شاخه بود و لذت گاز زدن و چشیدن طعم شیرین آن را داشتم . هنوز دیو قصه به تاخت و تاز و کشتار دست نبرده بود . از دترمینیسم تاریخی مارکس و اصول دیالکتیک و اسلام شریعتی و مجاهدین و نوشته‌های آرمان مستضعفین و فدائیان خلق همه چیز برایم تازگی داشت و دندانهایم سفید و درخشان بود . درخشان‌تر از آن بود که بتوانم آگاهی و بیداری را گاز بزنم . و تلخی فریب غالب بود و امروز که آن جوان بزرگ شده‌ام همان نگاه را ندارم زود ملتهب می‌شوم ضعیف‌تر وناتوان‌تر خود را می‌بینم . جهان ِ ترا مچاله می‌کنند وبه رویایی که به آن اعتقاد داشتی ، بدون هیچ ترحمی و به ناچار روح آدمی عزادار می‌شود و پشت می‌کند . چند روز پیش اکبر محمدی در نهمین روز اعتصاب غذا جان داد و امروز احمد باطبی در نهمین روز اعتصاب است وي اعلام كرده است كه به هيچ وجه اعتصاب غذاي خود را نخواهد شكست حتي اگر از بين برود . انسان وقتی بدنیا می‌آید گریه و داد و فریاد می‌زند و با فریاد زاده می‌شود و در زندگی بعضی‌ها هنوز این فریاد‌ها تمامی ندارد .

طومار آنلاين رو امضا كنيد
کمپین آزادی برای احمد باطبی

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

سه‌شنبه، مرداد ۱۰، ۱۳۸۵

رژیم جنایت پیشه آخوندی هنوز در نقض مستمر حقوق اولیه زندانیان سیاسی یکه تازی می‌کند



از زخم قلب آبائی
در سینه کدام شما خون چکیده است
تا یاد آن که خشم و جسارت بود بدرخشاند
بین شما کدام بگوئید
بین شما کدام صیقل می‌دهید
سلاح آبائی را برای روز انتقام
( احمد شاملو )


در حالی که ماشین تروریسم دولتی در حال کمک رسانی و شعله‌ور کردن آتش جنگ و یاری رساندن به حزب‌اله لبنان است
در گوشه‌ای اززندان اوین تپشهای ملتهب قلب بی‌قرار یکی از فعالین جنبش دانشجویی و قیام خونین 18 تیرماه ، بعد از 9 روز اعتصاب غذا باز ایستاد قلبی که برای آزادی وعدالت اجتمایی تپنده‌تر بود و سالهای سیاه زندان و آزارهای جسمی در این قلب ورق خورده بود « اکبر مجمدی » قلبی پر از مهر پر از غم پر از عشق داشت گرچه ترک‌خورده ازقلب سنگی وسیاه جیره‌خواران ولی فقیه بود .
من از تاریخ آموختم که از یاد نبرم
من از تاریخ آموختم که گرامی بدارم فرزندان دلیر و با شهامت خلق را
ترا در قلب خود نشاندم

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

جمعه، تیر ۳۰، ۱۳۸۵

بازی جانانه


کودکان اسرائیلی این چند روزه یک بازی جانانه آموختن
بروی موشکهایی که بسوی لبنان پرتاب می‌شوند
پیغام می‌نویسند

طولی نمی‌کشد که پیغامشان را کودکان جنوب لبنان دریافت می‌کنند







ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

سه‌شنبه، تیر ۲۷، ۱۳۸۵



نشست وزرای خارجه گروه هشت در روسیه که ریاست دوره‌ای این گروه را به عهده دارد خاتمه یافت این هشت کشور صنعتی 65% اقتصاد جهانی را به عهده دارند و با خیال راحت می‌شود گفت مسئول مرگ و میر و بی عدالتی و عامل بسیاری از جنگها در بسیاری از نقاط جهان هستند نه بشکل مستقیم بلکه بطور غیر مستقیم ، توسط اهرم اقتصادی ، فشارسیاسی ،معاهدات دیپلماتیک یعنی به شکل تر و تمیز دخالت می‌کنند امروز تمام روزنامه‌های ایتالیایی ازتماس تلفنی چند ساعته رمانو پرودی نخست وزیر ایتالیا و لاریجانی نوشته‌اند و پرودی خواستار میانجگری دولت ایران در بحران خاورمیانه شد . رژیم آخوندی حزب اله لبنان ، و حماس را مسلح می‌کند و آتش جنگ را از عراق به لبنان هم می‌کشد و به نا آرامیها دامن می‌زند و آشکارا به غرب می‌گوید برای آرامش و ثبات منطقه باید سر مسئله هسته‌ای به ایران باج بدهید .!!












امروز اعتصاب غدای آقای اکبر گنجی هم وارد سومین روز شد
حالا که آقای گنجی قلم طلایی از انجمن جهانی مطبوعات و ستاد جهانی ناشران دریافت کرده است ای کاش با این قلم طلایی با خط خوانا و درشت می‌نوشت چه کسی فتوا و صدور فرمان قتل عام زندانیان سیاسی را در سالهای 60 و 67 صادر کرد ؟
آیا آقای گنجی خمینی را بعنوان یک جنایت‌کار می‌شناسد ؟ و یا هنوز او را ستایش ، و الگوی خود می‌شمارد ؟
ای کاش وقتی که درفش نقره‌ای که نشان شهر فلورانس است را بعنوان شهروند افتخاری در ایتالیا دریافت می‌کرد ، با قلم زرین خود می‌نوشت و می‌گفت که خمینی جلاد ابتدایی‌ترین آزادی‌های شهروندان خود را ازبین برد.و تنها حقی که می‌شناخت، مطالبه بهای فشنگهایی بود که سینه‌های فرزندان مردم را می‌درید و در شمارش پوکه‌های مرگ ارزش انسان را انکار می‌کرد
و مردم و مقاومت آن برای حفظ حقوق خود هیچ راهی بجز توسل به قهر و زور نداشتند و حق گرفتنی است نه دادنی و هیچ دیکتاتوری به میل خود عدالت و آزادی و حق و حقوق مردم نمی‌دهد بلکه مردم با مقاومت خود و با زورعاقبت از قبول ظلم سر باز می‌زنند .ای کاش آقای گنجی کشتار خمینی را در اعمال خشونت نیروهای مقاومت توجیه نمی‌کرد . آخر دختر 13 ساله خانواده مصباح « فاطمه مصباح » که در سال 60 تیر باران شد با کدام اصول اعتقادی قابل توجیه است . من نمی‌گویم شما دنبه را با گرگ خوردید و گریه را با چوپان می‌کنید ولی ای کاش آقای گنجی برای همیشه از جنایتکاران خمینی فاصله بگیری .!!

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

سه‌شنبه، تیر ۲۰، ۱۳۸۵

جام جهانی 2006



سرانجام جام 5.250 کیلو گرمی از طلای 18 عیار بعد از 24 سال دوباره به ایتالیا بازگشت و کاننوارو کاپیتان تیم آبی پوشان این جام را دیشب با خود به تخت خواب برد و با این جام خوابید . این چهارمین جام در رقابتهای جهانی است که ایتالیا کسب می‌کند و فقط برزیل توانسته 5 بار در تاریخ فوتبال جهانی این مقام را کسب کند و ازدیشب شور و شادمانی و جش سراسر ایتالیا را فرا گرفته است این پیروزی را گام به گام مارچلو لیپی سر مربی تیم ایتالیا با دانش و توانایی فنی خود توانست هموار کند . البته در آخرین بازی یعنی در فینال ایتالیا خوب بازی نکرد ولی با چنگ و دندان و با زور و تجربه توانست این مقام قهرمانی را با خود به خانه بیاورد .یکی از گافهای فدراسیون فوتبال ( فیفا ) این بود که زین الدین زیدن را بهترین بازیکن جام جهانی معرفی کرد . البته توانایی تکنیکی زیدن بر کسی پوشیده نیست و او بهتر از تمام بازیکنان جهان در این مسابقات درخشید ولی به نظرمن این مقام باید به کسی داده شود که نه تنها داری قابلیت تکنیکی باشد بلکه در زمین بازی اصول و قوانین فوتبال را رعایت کند و نمونه و شاخص باشد . یکی از دوستانم در نروژ می‌گفت بعد از بازی ایتالیا و فرانسه در راه بازگشت به خانه پسر بچه‌ای را دیدم که با سر به شکم پدرش می‌کوبید و ادای زیدن را در می‌آورد و کلی باعث خنده ما شده بود . خب این قهرمانان ورزشی الگو و سر مشق نوجوانان هستند . آیا باید بعنوان بهترین بازیکن از طرف فیفا شناخته شود که کارت قرمز می‌گیرد و سرافکنده از کنار جام رد می‌شود و به رخت‌کن می‌رود ؟ البته مدافع ایتالیا مارکو متراتزی احتمالاً تحریک کننده این واکنش بوده و روزنامه‌های انگلیسی نوشته‌اند زیدن را تروریست خطاب کرده و باعث این واکنش بوده که البته مترتزی تکذیب کرده و می‌گوید من اصلاً نمی‌دانم تروریست چی هست .ولی این مدافع هر چه که گفته باشد این عمل زیدان قابل توجیه نیست بهر حال بازیکنی حرفه‌ای مثل زیدان که کاپیتان و تیم یک کشور را نمایندگی می‌کند همانطوری که با سر به زیبایی توپ را کنترل می‌کند و ضربات سر او دروازه بسیاری ازتیم‌ها را می‌گشاید باید کنترل اعصاب این سر لعنتی را داشته باشد و این چنین خصمانه به سینه بازیکن حریف نکوبد . من بسیار از این عمل زیدان متاسف شدم و فقط و فقط به خاطر خود زیدان چون نباید آخرین بازی خود را به این شکل لکه دار می‌کرد و می‌توانست با افتخار و سرافرازی صفحه‌ات قهرمانی خود را خاتمه دهد و سالیان سال می‌خواهد تا بازیکنی مثل او دوباره درزمینهای فوتبال ظهور کند .
و امٌا در ایتالیا کسانی بودند که امروز صفحه اول روزنامه را قاب گرفتن و این روز تاریخی را به دیوار خانه‌شان به یادگار گذاشتن مردم ایتالیا از توٌتی که مهره مهم این تیم بود انتظار بازی بهتری داشتند ولی توٌتی بعد از مصدومیت نتوانست تواین بازیها بدرخشد خط حمله ایتالیا هم در بسیاری از بازیها خوب عمل نکرد و جیرالدینو فقط یک بار ویولنش را نواخت اگر چه حسابی کوک کرده بود چون مربی تیم او را بعد به بازی نگرفت ولی مدافعین دیوار مستحکمی داشتند و در برلین آخرین بازی ، مثل دیوار برلین فرو نریختند و بلاخره بعد از بدشانسی‌های زیاد که در جام‌های جهانی در سالهای قبل داشت از جمله فینال 94 که با ضربات پنالتی از برزیل باخت و یا 92 که در وقت اضافی با گلدن گل به فرانسه باخت ولی دیشب شانس هم به ایتالیا یاری رساند و اتفاقاً همان بازیکنی که (ترزهگه ) سال 92 ایتالیا را حذف کرد دیشب همان بازیکن پنالتی را خراب کرد و باعث حذف فرانسه شد . سر مربی تیم ایتالیا از قبل اعلام کرده بود که بعد از جام جهانی استعفا خواهد داد و حالا مردم خواستار ماندن اوهستند ولی« لیپی » این مسئولیت سنگین را نمی‌خواهد بپزیرد . و امروزتیم ایتالیا با سلام و صلوات قبل از اینکه با اتوبوس روباز در خیابانهای رم مورد استقبال مردم قرار بگیرند نزد نخست وزیر جدید« پرودی» رفتند و با او ومقامات دولتی جشن گرفتن و پیراهن شمار 4 که معنای کسب 4 بار مقام قهرمانی جهان را دارد به نخست وزیر اهدا کردند .
پس احمدی‌نژاد هم که پیراهن شماره 24 را ازتیم ایران هدیه گرفت باید 24 بار ایران قهرمان می‌شده و من نمی‌دانستم ؟
بازی ویدثویی ضربه سر زیدان بعد از باز شدن لینک روی تصویر بازی کلیک کنید و با کلیک‌های متوالی بازی کنید

جام جهانی تیم ایران را هم توفیق به تصویر کشید

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

یکشنبه، تیر ۱۸، ۱۳۸۵

18 تیر








گرامی باد سالروز 18 تیر ، روز خیزش دانشجویان
آزادیخواه


انیمشن از حمید رضا نبوی - برای دیدن انیمیشن
درسایز بزرگ کلیک کنید



هجده تیرماه

زیر سینه سربی ابرهایِ هجده تیر ماه
بادبان کوچک من
بروی آبهای آشفته پهلو گرفته
و میلاد ماه همانند
درخشش الماسی
در وسعت دریا می‌لرزد
وچون جرقه ای بارور
در انعکاس آینه آب می‌چکد

ای ابرهای پر بار ببارید
بر جوانه های خزان دیده
ای بادهای پر امید
بکوبید بر یالِ بادبان من
تا پیش روم بسوی
دروازهِ دریایِ آرزوها

تا صدای دریانوردان شیردل را
دوباره بشنوم
تا صدایم را با چلچله‌ها
دوباره هم ساز کنم
تا بالهای گشوده ِ مرغان دریائی را
دوباره ببینم
که از پرواز هراسی ندارند
سوسوی فانوس ستارگان
در انتظار دستهای برهنه
ولی توانای ما می‌سوزد
دیگر اشگ نخواهم ریخت
فقط سرود می خوانم

ح . مقدم

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

جمعه، تیر ۱۶، ۱۳۸۵

تکامل در جهان‌بینی آخوندی

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

چهارشنبه، تیر ۱۴، ۱۳۸۵

ایتالیا به دوره نهایی جام جهانی راه یافت

چند ساعت پیش بازی آلمان و ایتالیا با نتیجه دو برصفر به نفع ایتالیا پایان گرفت و ایتالیا به دوره نهایی مسابقات جام جهانی راه یافت و فردا به انتظار بازی فرانسه و پرتغال می‌نشیند تا رقیب خود را در دوره نهایی بشناسد اگر چه من طرفدار تیم خاصی در جام جهانی نبودم ولی از آنجایی که هر سال مسابقات باشگاه‌های این کشور را دنبال می‌کنم و مثل بیشتر ایرانی‌ها فوتبال دوست هستم و تمام بازیکنان تیم ایتالیا را که در باشگاه‌های مختلف این کشور بازی می‌کنند هر یکشنبه در تله‌ویزیون می‌بینم و می‌شناسم دوست داشتم ایتالیا ببرد .
و بالاخره ایتالیا بعد از 12 سال دوباره به دوره نهایی راه پیدا کرد و آلمان بعد از 78 سال هنوز نتوانسته طلسم ایتالیا را بشکند و حتی یک بار هم شده ایتالیا را شکست بدهد تیم ایتالیا در حال حاضر بهترین دفاع دنیا را دارد و در این جام جهانی تا کنون فقط یک گل خورده‌ آنهم خودشان زدند و آتو گل بود .و این بازیکنان در حالی به فینال رسیدند که دادستانی ایتالیا مشغول محاکمه اعضای هیات مدیره باشگاه‌های مهم ایتالیا از جمله یونتوس میلان لتسیو و فیورنتینا است و رئیس فدراسیون فوتبال این کشور استعفا داده است و بسیاری از داوران کمیته فوتبال ایتالیا مورد بازجویی قرار گرفته‌اند و با ضبط کردن مکالمات تلفنی اسناد و مدارکی دال بر تبانی و زد و بند بر سر نتیجه بعضی از بازیها ، با داوران را به دادگاه ارائه و به میز محاکمه برده‌اند حالا فکرش را بکنید ما هر یکشنبه گلوی خودمان را پاره می‌کردیم و داد و هوار راه می‌انداختیم در یک بازی مثلا"می‌گفتیم خطا دفاع پنالتی بود یا نبود در حالی که از قبل بین باشگاه‌ها و داوران نتیجه تعین شده بود و داد و هوار ما فقط کشک بود و روابط مافیایی تا بن استخوان این باشگاه‌ها راه یافته بود و امروز دادستانی نزول یونتوس به دسته سوم را تقاضا کرده است و همچنین باز پس گرفتن مقام قهرمانی در دو دوره رقابتهای باشگاه‌های کشور را خواسته است و همچنین نزول آس میلان و لتسیو و فیورنتینا به دسته دوم را مطرح کرده‌اند و عملا" بیشتر این بازیکنان که هم اکنون به مرحله نهایی راه یافته‌اند باید امسال در دسته دوم و یا سوم توپ بزنند ولی هنوز رای قطعی صادر نشده است

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

یکشنبه، تیر ۱۱، ۱۳۸۵

پناه‌جو


پناه‌جو

تو پرنده ِ مجروح
وقتی شوق زندگی را
در پر ِ سبز ِ پرواز
بیدار می‌کردی
صیادان ِ در کمین‌ نشسته
ترا به ضرب ِ گدازه ِ سرب خواندن
امٌا تو به خاک نیافتادی گریختی

ترا ضربان نبض زندگی
سراسیمه به سرزمین دور فرا خواند
زخم تو از درد لبریز بود
و چنین بود که پناه جستی
پناهجوی ِ قفسی رنگین شدی

وقتی به نظاره زخم خویش می‌نشستی
با خود می‌گفتی
دیگر این قفس را رها نخواهم کرد
هرگز هرگز

دیریست در این قفس
به زندان خود نشستی
در سینه‌ات از یاد بردی
تنفس راز هزار آواز آزادی را

و گاهی به یاد می‌آوردی که نمرده‌ای
ولی در باور مرده‌گی خفته بودی

بیرون نهالهای بلند
به نوازش بادهای رهگذر ایستاده بودند
و آسمان در پهنه شکوه آبی خود
بر آه نگاه تو آغوش گشوده بود
و نغمه شورانگیز همسفران تو
بی وقفه به گوش می‌رسید

زندگی به انتظار تو ایستاده بود
ولی هراس تو از رفتن بود
هر چه بود در آن گریزگاه
در امان بودی

روزی در نسیم آرام صبحگاهی
وقتی آسمان در آواز آفتاب بیدار شد
دریچه قفس را بگشودی
یارای رفتن بر سر داشتی
ارتفاع در انتظار تو بود

امٌا دوباره بازگشتی
و در بروی خود بستی و گریستی
شاید زندگی از آن تو نبود !

و روزی در تابش شعاع نور بی مهار
از کمند تسلیم نگاهت خیز برداشتی
و بر شاخه‌ای نشستی
و باز خیزی دیگر و شاخه‌ای دیگر
از اسارت بال کشیدی
روشنایی در انتظار تو بود
و از ایستگاه ِ شاخه‌ها گذر کردی

آوایت در اوج طنین انداخت
در دامن آسمان دلباخته‌ات
به آزادی پرواز کردی
ح مقدم

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

سه‌شنبه، تیر ۰۶، ۱۳۸۵

شرکتهای چند ملیتی و بهره کشی از کار کودکان



فرایند جهانی شدن اقتصاد عامل مهم در ظهور و رشد شرکتهای چند ملیتی است و بسیاری از این شرکتها سیاست ِ قربانی کردن ارزش انسان در برابر ارزش مادی را دنبال می‌کنند و نسبت به جامعه جهانی و قوانین بین المللی حقوق بشر پاسخگو نیستند . این روزها که رقابتهای جام جهانی برگزار می‌شود اگر بخواهیم نیم نگاهی به اسپانسرهای (حامیان مالی ) تیمهای ملی کشورهای مختلف جهان بیاندازیم می‌بینیم که از 32 تیم راه یافته به رقابتهای جام جهانی 12 تیم با لباس و کفشهای تولیدی شرکت پوما به میدان آمدند و همینطور محمد رضا پهلوان دبیر فدراسیون فوتبال ایران در مراسم معرفی لباس تیم ملٌی فوتبال ایران با غرور و افتخار برای انتخاب اسپانسر تیم ملٌی گفت : پس از بررسی‌هایی که برای انتخاب اسپانسر تیم ملی در رقابتهای جام جهانی داشتیم بالاخره شرکت پوما را که قدمت زیادی در تولید البسه ( منظورهمان جمع لباس به زبان عربی است ) ورزشی دارد برای تیم ملی انتخاب کردیم امیدواریم این لباس برای تیم ملی ایران خوش یمن باشد !!
در این مراسم خلیل پورمدیرعامل شرکت مدرن اسپورت نماینده انحصاری پومای آلمان ضمن تبریک دستیابی دانشمندان ایران به چرخه کامل سوخت هسته ای گفت: ما از سه سال پیش فعالیت مان را آغاز کردیم و در حال حاضر بیش از 30 کشور درجهان ازتولیدات ما استفاده می کنند .

آیا می‌دانید این توپ و کفش و لباسهای که بسیاری از ورزشکاران جهان استفاده می‌کنند کجا و بدست چه کسانی تولید می‌شود ؟
برای هر یک جفت کفش تیمبرلند که در اروپا به قیمت 150 یورو فروخته می‌شود در چین کودک 14 ساله 45 سنت یورو سود می‌برد و روزانه 16 ساعت کار می‌کند در محل کار‌خانه می‌خوابد مرخصی ندارد بیمه و بهداشت ندارد در معرض خطر آلودگی شیمیایی و تحت فشار کارفرما قرار دارد .
برای هر یک جفت کفش پوما یک کودک چینی کمتر از یک یورو دقیقاً 90 سنت دریافت می‌کند که در اروپا 168 یورو (مدل با لوگوی فرٌاری) به فروش می‌رسد در کارخانه لاگر که محصولات پوما را تولید می‌کند حجم کار دستی به حدی بالا است که دستهای کارگران در اثر فشار کار طاقت فرسا شکل عادی ندارند .
به تازگی این ارتش عظیم کارگران چینی سر صحبت را باز کرده‌اند و از شرایط نابسامان معیشتی حرف می‌زنند و به نهادها و سازمانهاهای حقوق بشری ، مدارکی دال بر استثمار غیر انسانی و بهره‌کشی از کار کودکان شاغل و خشونت و بیماری در کارخانه‌ها را ارائه داده‌اند که در مطبوعات چین هم به شکل مختصر و کمر رنگ درج شده است و اعتصابات خودجوش کارگری را در کشوری که تنها سندیکای آن در خدمت کارفرمایان بوده است شکل داده است
کارگران چینی که مغازه‌ها و بوتیک‌ها وسوپرمارکتهای اروپایی را مملو از کالا‌های تولید شده با دستمزد اندکی پر می‌کنند داستانهای بسار دردناک و غمگینی دارند که از یک سو دولت پکن و از سوی دیگر شرکتهای چند ملیتی عاملان اصلی این تراژدی‌ها هستند.
کارخانه تیمبرلند در جنوب گوانگدوگ در قلب قدرت صنعتی چین قرار دارد منطقه‌ای که در آن 25 سال پیش همزمان با توسعه و رشد چین در سرمایه‌داری آغاز گردید .
King Maker Footwear
با 4700 کارگر که 80 در صد آنها زنان و کودکان 14 و 15 ساله تشکیل می‌دهند تولیدات تیمبرلند را تامین می‌کنند . و این مارک معرف امریکایی اجازه‌نامه رسمی برای احداث کارخانه و تولید کفش از دولت چین را دریافت کرده است .
«چین لابور واچ » سازمانی که در مبارزه با بهره‌کشی از کار کودکان و نقض حقوق کارگران فعالیت می‌کند گزارشات تکان‌دهنده از شرایط کارو زندگی این زحمتکشان ارائه داده است تا جائیکه رابین چمپا مدیر روابط خارجی تیمبرلند اقرار کرده و می‌گوید که کارگران از وضعیت مناسبی برخوردار نیستند و با همیاری مدیر کارخانه در صدد بهبودی شرایط کار هستیم
مسائل و مشگلات مربوط به شرایط کار هیچوقت در گزارش نمایندگان و بازرسان تیمبرلند دیده نمی‌شود در حالی که سالانه دو بار بازدید رسمی صورت می‌گیرد ولی درد دلهای زحمتکشان این کارخانه با فعالین حقوق کارگران مخفیانه صورت می‌گیرد اگرچه با تهدید اخراج و قطع حقوق و یا امکان شناسایی هویت آنها همراه است .
در تمام بخش‌های کارخانه کودکان 14 تا 16 ساله کار می‌کنند و این در حالی است که دولت ظاهراً بهره‌گیری از کار کودکان را ممنوع اعلام کرده است .
ساعت کار از 30 /7 بامداد آغاز، و به 9 شب خاتمه می‌یابد با دو وقفه برای نهار و شام که بسیار کوتاه است و ساعات کار اضافی برای همه کارگران اجباری است .
در ماه های آوریل و می بازار تقاضا افزایش می‌یابد و تیمبرلند ساعات کار را از 7 تا 23 تغییر می‌دهد و یک روز در 2 هفته کار مستمر استراحت داده می‌شود و اضافه کاری طولانی‌تر می‌شود تا جایی‌که کارگران در هفته 105 ساعت در درون کارخانه کار می‌کنند
چهار نمونه از ورقه دستمزد که ( چین لابور واچ ) چاپ کرده است دستمزد ماهانه 757 یوان برابر 75 یورو است که 44 درصد این مبلغ خرج غذا و مسکن می‌شود البته منظور از مسکن اطاقهایی است با تختهای آهنی که 16 کارگر را در خود جای می‌دهد و محل غذا‌خوری که مدتی پیش 50 کارگر در آن مسموم غذایی شده بودند .
در کارخانه جٌو رعب و وحشت حاکم است و حتی خشونت فیزیکی را هم می‌توان مشاهده کرد نمونه آن کارگر 20 ساله ‌ای که مورد ضرب و شتم سرپرست بخش قرار گرفته بود و به بیمارستان منتقل شد و شرکت حتی از پرداخت هزینه درمان هم خودداری کرد .
دستمزد یک ماه کارگر از طرف شرکت بعنوان ضمانت برداشته می‌شود و مثلا ً اگر فردی بیرون رود بعنوان غرامت محسوب می‌شود و باز پرداخت نمی‌گردد . و گاهی دستمزد ماهانه کارگران بی هیچ دلیل خاصی عقب می‌افتد

همینطور کارخانه تامین کننده« پوما» درگوآنگدونگ در منطقه دونگوان قرار دارد کارخانه پوین با 30000 شاغل فقط در واحد داخلی آن دستگاه اف 3000 کارگر دارد و به تقاضای شرکت چند ملیتی آلمان ( پوما ) کفش ورزشی تولید و عرضه می‌کند . یکی از کارگران زندگی روزمره خود را به این شکل تشریح می‌کند :
ما عملا" تحت ضوابط و قوانین ویژه نظامی قرار داریم ساعت 30 / 6 برپا و دست و صورت شسته و لباس بر تن می‌کنیم در 10 دقیقه بسرعت راهی محل غذاخوری می‌شویم چون صبحانه اندک است و آنهائیکه دیر می‌رسند صبحانه ناچیز با کیفیت بد نصیب‌شان می‌شود . راس ساعت 7 کارت ورودی را ثبت می‌کنیم و اگر دیر ثبت شود جریمه آن را در ورقه پرداخت مشاهده می‌کنیم . ساعت 7 هر گروه در صفی مجزا بدنبال سرپرست بخش بطور دستجمعی سرود « مسئولیت کار» رامی‌خوانیم و اگر با صدای رسا نخوانیم و یا اشتباه بخوانیم تنبیه می‌شویم و سرپرست بخش مرتب فریاد می‌کشد باید به امرشان اطاعت کنیم و هر کسی مقاومت کند اخراج می‌گردد و ما کارگران از روستاهای دور آمده‌ایم و اینجا آمده‌ایم تا چیزی عایدمان شود و باید کار کنیم و در سکوت تحمل کنیم . در قسمت بسته‌بندی می‌توان کارگرانی را دید که کف کفشها را می‌چسبانند و اگر به دستان این کارگران نگاه کنیم می‌توانیم بفهمیم چندین سال در این کارخانه کار کرده‌اند شکل و فرم دستهایش کاملا" تغییر یافته این کارگران فقط سالیان سال کارشان چسباندن است ودستهایشان ازهر کلامی گویاتراست . یک جوان 20 ساله ظاهری 30 ساله دارد و دیوانه به نظر می‌رسد و تنها امیدش ادامه کارتا پایان عمر است و هراس از اخراج را همیشه با خود سر کار می‌برد و انتخابی دیگر ندارد . از ساعت 7 تا 23 کار می‌کنیم و نیمی از ما گرسنگی می‌کشیم . در غذاخوری کارخانه تغذیه درستی نداریم تقاضای پوما افزایش یافته و ساعت غذاخوری به نیم ساعت تحلیل یافته است . در خوابگاه‌مان آب گرم برای استحمام نداریم .
شاهد دیگری می‌گوید وقتی که نمایندگان خارجی برای بازدید و بازرسی می‌آیند مسئولین کارخانه قبلا" کارگران از حضور بازرسان مطلع می‌سازند و ما را به تمیزی و ضد عفونی همه بخش‌ها و شستشوی زمین وادار می‌کنند وحساسیت و سخت‌گیری در این زمینه انجام می‌دهند .
حالا اگر بر این باور باشیم که شرایط کار و کارگر از چشمان بازرسان پنهان باشد و یا در بررسی مسائل کارخانه خطاهایی صورت گرفته باشد ولی با اعداد و ارقام چه می‌شود کرد . آیا نرخ و حقوق کار انجام گرفته بر کسی پنهان است ؟ آیا در امریکا و آلمان می‌توانند این ارقام را بخوانند ؟ پوما بخوبی می‌داند زیر یک یورو دقیقا" 90 سنت برای یک جفت کفش ورزشی به کارگر چینی دستمزد می‌دهد . تیمبرلند می‌داند که نیم یورو برای هر جفت کفش بسته‌بندی شده به کارگر می‌پردازد و در بازار به قیمت 150 یورو به فروش می‌رساند .
هوجین تائو رئیس جمهور چین و دبیر کل حزب کمونیست چین چندی پیش در پکن از صدها مقام صاحبان صنایع و بانکداران خارجی که برای گلوبال فروم گردهمایی داشتند به گرمی استقبال کرد و برای صاحبان ثروت جهانی سخنرانی ، و دعوت به سرمایه‌گذاری وهمکاری کرد و با کف زدنهای نمایشی و ابراز احساسات حاضرین همراه بود . در حالی‌که حقوق بین‌المللی کار در ژنو آمار کودکانی چینی را که مجبور به کاراجباری هستند % 11,6 تخمین می‌زند . با توجه به جمعیت چین یعنی میلیون‌ها کودک درکارخانه‌ها و شهرها و کشور پنهان چین به کارغیر قانونی اشتغال دارند .

ح مقدم

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

سه‌شنبه، خرداد ۳۰، ۱۳۸۵

آزادی بیان در حکومت زن ستیز آخوندی

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

پنجشنبه، خرداد ۲۵، ۱۳۸۵

سلامی دوباره به ارنستو چه گوارا


14 ژوئن زاد روز ارنستو چه گوارا
سلامی دوباره بر این سمبل و اسطوره ‌ای که هنوز زنده است

هنوز تصویر و نام او را در جنبشهای دانشجویی در تمام جهان می‌بینیم
در مبارزات زحمتکشان ، در راه پیمایی صلح طلبان ،
در خیزشها و قیامهای سرکوب شده خلقهای ستمدیده جهان و هنوز محبوب است
محبوب در میان جوانان نیازمند آزادی ، جوانان جستجوگر برابری و عدالت

« چه» تنها عیبی که داشت این بود که حرفش را می‌زد
آنچه که باور داشت می‌گفت . حرفش را می‌زد حتی به دشمن‌اش
و به خاطر همین امروز هزاران جوان او را به یاد می‌آورد

و بخاطر همین دخترم بروی کیف پشتی که هر روز به مدرسه می‌برد
. به خط درشت و خوانا نوشته است
تا زمانیکه در جهان حتی یک انسان در زنجیر باشد ، هیچ انسانی آزاد نخواهد بود
ارنستو چه گوارا

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

سه‌شنبه، خرداد ۲۳، ۱۳۸۵

تجمع زنان آزاده برعلیه قوانین زن ستیز آخوندی







یکی از دستاوردهای مهم جوامع متمدن به رسمیت شناختن حقوق انسانی و منع تبعیض جنسی و خشونت علیه زنان است . در حالی که در میهن ستم دیده‌مان زنان ایرانی برای دستیابی و بیان ابتدائی‌ترین حقوق اولیه خود مورد ضرب و جرح نیروی انتظامی و باتوم پلیس زن جمهوری اسلامی قرار می‌گیرد .

بسیاری از زنان حق‌طلب ایرانی در اعتراض به قوانین نا برابر حقوقی در تجمع مسالمت‌‌آمیز دوشنبه 22 خرداد در میدان هفت تیر دستگیر و روانه زندان شدند . از جمله خواسته‌های این گردهمایی زنان ،
منع چند همسری - لغو حق طلاق یکطرفه مرد – حق ولايت و حضانت بر فرزند توسط پدر و مادر به طور مشترک – حقوق برابر در ازدواج - تغيير سن کيفري دختران به 18 سال – حق شهادت برابر – لغو قراردادهای موقت کار- که تمامی این حقوق در قوانین اساسی جوامع متمدن به رسمیت شناخته ، و در روابط اجتماعی پذیرفته شده است .

ضمن محکوم کردن خشونت اعمال شده از طرف نیروی انتظامی علیه تجمع مسالمت‌آمیز زنان ، خواهان آزادی فوری و بی قید و شرط زنان دستگیر شده هستیم . و از سازمانها و نهادهای حقوق بشری تقاضا داریم تا به حکومت جمهوری اسلامی هشدار داده و خواستار رعایت کنوانسیون منع تبعیض علیه زنان ایران شوید
عکسهای دیدنی کسوف
گزارش تصویری از گردهمايی زنان آزاده در تهران - ادوارنیوز
گزارش تصویری از وحشیگریهای مزدوران رژیم فاشیستی جمهوری اسلامی

گزارش تصویری از حمله ددمنشانه به مردم پیش از آغاز تجمع زنان در تهران

دستگيری های گسترده در تجمع زنان

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

یکشنبه، خرداد ۲۱، ۱۳۸۵

ابومصعب الزرقاوی













در یک بمباران هوایی ارتش امریکا ابو مصعب الزرقاوی رهبر شبکه تروریستی
القاعده در عراق کشته شد زرقاوی تبعه اردن بود و سالها در افغانستان در خدمت
القاعده بود و بعد از سقوط طالبان به رژیم آخونده‌ها پناه می‌برد و بعد راهی عراق می‌شود
او را مسلمان افراطی به ما معرفی کردند ولی در یمن می‌گویند مشروب خور قهاری بوده
و از مساجد همیشه بیرونش می‌کردند به هر حال رهبری القاعده را در عراق به عهده داشت
هرچند از توان نظامی بالایی برخوردار نبود و در این فیلم بخوبی می‌بینیم موقع تمرین نظامی
آشنایی چندانی با سلاح ندارد و این در حالی است که هدف تیراندازیش ثابت است نه متحرک .
و حالا بدنبال جانشین برای او هستند به نظر من بد نیست برای انتخاب جانشین با کاخ سفید
مشوتی هم بکنند چون امریکا به این نوع چهره‌های سنگ‌دل ، بی‌رحم و قصی‌القلب مثل زرقاوی
ملاعمر بن‌لادن احتیاج دارد تا بتواند به نوعی کشتار مردم بیگناه را توجیه کند

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

چهارشنبه، خرداد ۱۷، ۱۳۸۵

حمایت از تجمع 22 خرداد زنان در اعتراض به قوانین زن ستیز



سایت زنستان

از زمان تدوين قوانين در انقلاب مشروطه، طي 100 سال گذشته، تلاش زنان ايراني همواره متوجه دستيابي به حقوق برابر و انساني بوده است. اما با وجود تمامي اين تلاش ها، در کليه قوانين از جمله قوانين مدني و جزايي، حقوق اوليه زنان همچنان ناديده گرفته شده و بن بست هاي قانوني بسياري را بر زندگي زنان جامعه ايراني تحميل کرده است.
ما زنان در 22 خرداد سال گذشته يک دل و يک صدا اعتراض خود را به کليه قوانيني که حقوق زنان را نقض کرده ابراز داشتيم اما مطالبات بر حق ما همچنان بي پاسخ مانده است. بدين سبب امسال نيز در پيگيري قطعنامه 22 خرداد سال گذشته دوباره گرد هم خواهيم آمد و خواسته هاي مشخص خود را از جمله منع چندهمسري، لغو حق طلاق يکطرفه مرد، حق ولايت و حضانت بر فرزند توسط پدر و مادر به طور مشترک، تصويب حقوق برابر در ازدواج (مانند حق بدون قيد و شرط اشتغال و حق تابعيت مستقل زنان متاهل و...)، تغيير سن کيفري دختران به 18 سال، حق شهادت برابر، و لغو قانون قراردادهاي موقت كار و ديگر قوانين تبعيض‎آميز اعلام خواهيم کرد.
از اين رو از همه شهرونداني که به نقض حقوق زنان در قوانين موجود اعتراض دارند مي خواهيم به گردهم آيي که به اين منظور در روز دوشنبه 22 خرداد ماه 1385 (ساعت 5 الي 6 بعدازظهر در ميدان هفت‎تير) برگزار مي‎شود بپيوندند.

از خواست زنان برای لغو قوانین تبعیض آمیز موجود، حمایت کنیم
22 خرداد روز ملی همبستگی زنان ایران، مبارک باد – رویا طلوعی
اعلامیه انجمن دفاع از حقوق زنان در ایران در حمایت از گردهمايی 22 خرداد
” به حمايت از تجمع زنان در روز 22 خرداد بپاخيزيد ”
بیانیه شماری از دانشجویان مبارز در حمایت از گردهمايی زنان در تهران

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

یکشنبه، خرداد ۱۴، ۱۳۸۵

در سالمرگ خمینی


امروز روزی است که مردم ایران با مرگ خمینی ، از شر یکی از بزرگترین دیکتاتورهای تاریخ میهن خلاص یافتن .

وقتی خمینی به ایران حمله کرد مردم ما آزادی می‌خواستند ولی او برای سر بریدن آزادی آمده بود . آمده بود تا صدایمان را در گلویمان خفه کند . او با حصار استبداد دینی تباهی و نیستی برای مردم ما آورده بود .
وقتی خمینی به ایران حمله کرد با یورش به ستادهای نیروهای آزادیخواه و میهن‌پرست خواست مخالفان خود را قتل عام کند چون بیشه از شیر خالی شود جولانگاه شغال می‌شود .
بعد به اقلیتهای مذهبی به اقلیتهای قومی حمله کرد به کردستان لشگر کشید به ترکمنها حمله کرد و برای کشور گشایی جنگ ضد میهنی براه انداخت و نسل جوان رابه تنور جنگ کشید وقتی خمینی به ایران حمله کرد به نام انقلاب فرهنگی دانشگاه ها را به خاک و خون کشید .
کتابهای درسی را ، کتابهای تاریخ ایران را ، به کتابهای تاریخ آخوندی تغییر داد و جعل و تحریف کرد. برای این دزد بزرگ قرن در مجالس ارتجاع سه بار صلوات ختم می‌شد .
وقتی خمینی به ایران حمله کرد او را گاندی و عارف و پیشوای انقلابی خطاب می‌کردند و او فتوا برای حکم شکنجه و اعدام 120 هزار زندانی صادر کرد . و دختران معصوم ما را در کشورهای عربی به حراج گذاشت .

در هفدهمین سالمرگ خمینی این بلای تاریخی و بنیانگذار سلسله ولایت مطلقه فقیه مردم ایران « نه »به تفکر آخوندی می‌گویند این نه را در خیزش مردم غیور آذربایجان می‌توان دید
صد سال پیش با خیزش قیام خونبار مردم تبریز شاه قاجار صدای انقلاب مشروطه را شنید
28 سال پیش محمد رضا شاه هم پس از قیام مردم تبریز آمد و گفت صدای انقلاب شما را شنیدم
آیا امروز خامنه‌ای صدای توفنده خیزش آذربایجان را می‌شنود ؟ صدای خیزش دانشجویان قهرمان دانشگاههای تهران و دانشگاهای مختلف کشور را می‌شنود ؟ ولی تاریخ می‌گوید بعضی از مستبدان برای حفظ قدرت نا شنوا هم می‌شوند !

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

یکشنبه، خرداد ۰۷، ۱۳۸۵

نه به بمب هسته‌ای و آری به دموکراسی و حقوق بشر در ایران







روزنامه‌ها را ورق می‌زنیم .به تلویزیون چشم می‌دوزیم . به رادیو گوش می‌دهیم .صدا و تصویر مرگ را ، شکنجه را ، در حافظه‌مان ضبط می‌کنیم . بیگناهانی که جان می‌بازند بخاطر جاه‌ طلبی بخاطر حفظ قدرت دیگران . و این رنگ خون را نه تنها در میادین جنگ حتی در جوامع به اصطلاح متمدن امروزی هم می‌توان بوضوح دید . هر جائی که خشونت و زور اعمال می‌شود خشونت بر علیه زنان و یا علیه کودکانی که توان مقابله و دفاع از خود را ندارند و کارزار سیاسی ، آلدو فربیچه دقیقاً در مورد همین مسائل اجتماعی سیاسی روز برنامه رادیوئی تهیه می‌کند . برنامه او زاپینگ همه روزه 2 میلیون شنونده دارد و ازمحبوبیتی خاصی بر خوردار است .

آلدو فربیچه تنها خبر‌نگار نیست او نویسنده و اهل شعر هم است و کتابهایی در همین زمینه به
رشته تحریر برده است . برای فعالیتهای حرفه‌ای و کوشش برای حمایت از حقوق بشر جوایز بسیاری از نهادهای بین المللی دریافت کرده است
او در طول برنامه‌های خود کمپین‌های مختلفی علیه شکنجه و اعدام آغاز کرده است و با جمع آوری حمایت و امضاء افکار عمومی را نسبت به این مسئله حساس ، و آگاه می‌سازد .
از جمله کمپین برای نجات « جوزف او1997» که در آمریکا به اعدام محکوم شده بود . و یا تلاش برای نجات جان سفیه حسین و امینه لاول دو زن نیجریه‌ای که در فاصله زمانی مختلف محکوم به سنگسار شده بودند و گناهشان بدنیا آوردن نوزاد به اصطلاح نا مشروع بود . و یا اعتراض و شکایت بر علیه کشور چین به خاطر تخلیه اعضای بدن زندانیان محکوم به اعدام .

آلدو فربیچه از چهار ماه پیش کمپینی را تحت عنوان نه به بمب هسته‌ای و آری به دموکراسی و حقوق بشر در ایران آغاز کرد و با شخصیتهای سیاسی و پارلمانترها و شهروندان ایتالیایی و ایرانیان مقیم ایتالیا مستمراً مصاحبه و گفتگو کرده است یاد آورری می‌کنم که پیام فیض مهدوی هم از میکروفون همین برنامه و توسط خود او خوانده شد و امروز در سایت همبستگی ملی دیدم تا كنون حمايت بيش از70000 تن از شخصيت هاي سياسي و حقوق بشري و شهروندان ايتاليايي را بدست آورده است و همچنان در حال اضافه شدن است علی‌رغم تمام پستی و بلندی های دولت ایتالیا و فشار زیاد رژیم آخوندی آلدو فربیچه ژورنا لیست متعهد دستاورد با ارزشی را برای مقاومت مردم ایران به ارمغان آورده است .

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

شنبه، خرداد ۰۶، ۱۳۸۵

فیلم دیگری ار منصور اسانلو



منصور اسانلو اسطوره مقاومت و شرافت ماهها است بجرم عدالت خواهی در بند حاکمیت و بازداشتگاه مخوف 209 اطلاعات نگهداری میشود .
در سیر فعالیتهای کارگری در ایران تماماٌ نقض قانون و نقض حقوق تعریف شده کارگران را شاهد هستیم که این روند از سوی مجریان قانون همچنان در جریان است و هر روز ابعاد تازه ای پیدا مینماید .


این فیلم توسط فعالان حقوق بشر در ایران منتشر گردیده این فیلم سندی است موجه ودلیلی است برای بریده شدن زبان اسانلو .. فیلمی که فقط باید دید و در ان تامل کرد ..

بر گرفته از وبلاگ مرد پیر

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

چهارشنبه، خرداد ۰۳، ۱۳۸۵

تبریز در مقابل خودکامگان ایستاد


اعتراضهای پیاپی مردم تبریز و پشتیبانی مردم آذربایجان از حرکت اعتراضی دانشجویان به کاریکاتور منتشر شده در روزنامه ایران را همه شنیدیم .
ویژه‌گی این اعتراضات در وسعت و گستردگی آن بود و رژیم برای دلجویی و فرونشاندن این طوفانی که این بار از آذربایجان سرکشید فوراً روزنامه ایران را تعطیل و کاریکاتوریست را روانه زندان کرد .
البته آخوندهای جنایت پیشه بهتر از همه ما فهمیدن که کاریکاتور بهانه‌ای بیش نیست و این اغتشاشات ناشی از نارضاییهای مردم و بخاطر سیاستهای مرتجعین و در راستای تعقیر وضع موجود است و خنده‌دار اینکه شنیدم رژیم علی دایی فوتبالیست آذری و رضازاده وزنه بردار آذری تیم ملی ایران را برای ممانعت مردم به ادامه اعتراض وارد صحنه کرده است و این دو ورزشکار فروخته شده به ولایت فقیه مردم را تهدید کردند که اگر دست از تظاهرات نکشند از تیم ملی ایران استعفا خواهند داد
در همین تبریز در زمان مشروطه ، آخوندی بود به نام میرهاشم دوچی و از محله دوچی تبریز اراذل و اوباش خود را برای سرکوب آزادیخواهان و مشروطه‌خواهان روانه خیابانها می‌کرد و امروز نوه‌های سیاسی آن آخوند ، پاسداران و بسیجی‌ها و مامورین اطلاعاتی را برای سرکوب و دستگیری مردم به خیابانها می‌فرستند . مردم خشمگین به استانداری و فرمانداری حمله کردند و چندین خودروی عوامل رژیم را به آتش کشیدن. کردستان ، بلوجستان ، اهواز ، آذربایجان خشم مردم مهار ناپذیر شده است
اسامی چند تن از دستگیرشدگان به شرح زیر است: حسن ارک عضو شورای سردبیری هفته نامه توقیف شده "شمس تبریز"، دکتر احمد رضایی نویسنده و استاد دانشگاه، منوچهرعزیزی، روزنامه نگار و نویسنده نشریات از جمله "شمس تبریز" و"ندای آذربایجان"، مهندس امانی، روزنامه نگار و نویسنده هفته نامه "اوی بیل ماج" ، چنگیز بختاور روزنامه نگار و فعال سابق جنبش کارگری، هاشم میرزاده، فعال دانشجویی

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

جمعه، اردیبهشت ۲۹، ۱۳۸۵

وبلاگ کاریکاتورآباد
















چندی پیش آقای توفیق عقیلی هنرمند و کاریکاتوریست خلاق مازندرانی وبلاگی را به نام کاریکاتورآباد براه انداخته است . و دستنوشته‌ها و کارهایش را بطور مرتب در این وبلاگ ارائه می‌دهد . توفیق هم همانند اغلب کاریکاتوریستها از زبان تصویری ِ هنر و انتقال سریع پیام به مخاطب استفاده می‌کند .

سه سال و نیم در زندانهای شمال ایران و در اسارت رژیم متحجر آخوندی گرفتار بود و در همان دوران بند بود که برای افشاء حکومت ظلم و مستبد قلمش را تیز می‌کرد و بعد از خروج از از کشور فعالیتهایش را در این زمینه هنری افزایش داد .
ویژگی خاصی که در کایکاتورهای توفیق بوضوح دیده می‌شود به تصویر کشاندن لاشخوری که سمبل و نماد مرگ است و همیشه سردمداران حکومت آخوندی را چون سایه مرگ دنبال می‌کند .

زبان طنز او یکی از بهترین ابزار و سلاحهای است که او همواره برای ترسیم عمق فجایعی که میهنمان درگیر آن است بکار می‌گیرد و امیدوارم کاریکاتورآباد هم نمایشگر آثار ماندگار او همانند موزه‌ای دوست داشتنی در رسوایی خمینی و خامنه‌ای وخاتمی و رفسنجانی و احمدی‌نژاد باشد و حرف دل و رازهای کوچک و بزرگ ملتمان را باز گو کند .
برای این کاریکاتوریست عزیز توفیق روزافزون در زمینه هنری دارم

برای دیدن وبلاگ کاریکاتورآباد روی لوگو کلیک کنید

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

جمعه، اردیبهشت ۲۲، ۱۳۸۵



تا اطلاع ثانوی
شعری برای ولی الله فیض مهدوی


تا اطلاع ثانوی اندوهم را بردوش میگیرم
و به میان ستاره ها میگریزم
تا اطلاع ثانوی به شانه های مجروح تو می اندیشم
که دربرابر همه پلیدیها سنگر گرفته است
تا اطلاع ثانوی بی آنکه زندگی کنم
به مرگ تو می اندیشم
تا اطلاع ثانوی

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

پنجشنبه، اردیبهشت ۲۱، ۱۳۸۵

بخوان اي همسفر با من.




دست از طلب ندارم تا کام من بر‌آید
یا تن رسد به جانان یا جان زتن بر آید
بگشای تربتم را بعد از وفات و بنگر
کز آتش درونم دود از کفن بر‌آید

وقتی پیام صوتی ولی الله فیض مهدوی را شنیدم بی‌اختیار یاد یک زندانی سالهای 60 افتادم آخه آنهم حکم اعدام گرفته بود .
تابستان 60 وقتی در آهنی باز شد زندانی با یک تیشرت قرمز و شلوار جین با یک کیسه نایلون که وسایلش را در آن قرار داده بود وارد بند عمومی شد . صورت درشت و سبزه و استخوانی داشت و در ابتدای ورودش با هیچ کس حرف نمی‌زد و با چشمهای درشتش همه را یکی یکی نگاه می‌کرد تا ببیند کسی را می‌شناسد ؟
با هم همراه دو تا از بچه‌های دیگر سر یک تیکه پارچه هم سفره شدیم و باهم غذا می‌خوردیم . وقتی بهش یواشکی گفتیم جاسوس بند کیه دیگه خیالش راحت شد و هر وقت رسول جاسوس بند خواب بود یا تو راهرو می‌رفت با بچه‌ها گرم می‌گرفت وحرف می‌زد اسمش« یدالله آبهشت » بود و از بچه‌های مجاهدین تشکیلات شاخه گیلان بود و لو رفته ، و دستگیر شده بود .
وقتی فهمیدم زندانی زمان شاه هم بوده برای من ستودنی‌تر شد و هر از گاهی نزدیکش می‌شدم و باهاش حرف می‌زدم تعریف می‌کرد و می‌گفت آنقدر با کابل کف پاهایش زده بودند که پاهایش عین متکا شده بود و با همان وضع آنرا به انفرادی برده بودند و بعد از اینکه پاهاش بهبود پیدا کرده بود و می‌توانست راه برود پیش ما به بند عمومی آورده بودند دو سه سالی بزرگتر از من بود و همه بچه‌های بند احترام خاصی براش قاثل بودند
یادمه روزی که او را برای محاکمه بردند مثل ولی الله فیض مهدوی بدون وکیل و بدون شاهد و بدون هیئت منصفه محاکمه‌اش کردند و حاکم شرع که الان اسمش را به یاد ندارم تو چند دقیقه حکم اعدامش را صادر کرده بود و به او گفته بود ظرف چند روز دیگر اعدام خواهد شد وقتی از دادگاه برگشت زود رفتم دم درو گفتم یدالله چی شد ؟
گفت حکم اعدامم را دادن دستم
و همینجوری نگاهش کردم نمی‌دونستم چی بگم گفتم شاید می‌خوان بترسونند !
گفت نه بابا می‌دونم اعدامم می‌کنند . روز بعد پاسدار باقری دم در آهنی بند داد زد... یدالله آبهشت ملاقات داری !!
ما همه تعجب کردیم آخه اونموقه به هیچکسی ملاقات نمی‌دادند
یدالله رفت و بعد ازیک ربع برگشت گفتم چی شد راستی ملاقات داشتی ؟
گفت آره گفتم کی بود ؟
گفت یکی از دوستان بچه‌گی و هم مدرسه‌ایم که خیلی باهم رفیق بودیم آمده بود آخه بعد از انقلاب اون فرمانده سپاه پاسداران شده بود و من هم راه‌م را از او و دارو دسته‌اش جدا کرده بودم .
گفتم خوب چی می‌گفت ؟ جواب داد ...
بهم گفت که فردا قراره اعدامت کنند بیا این قلم و کاغذ را بگیر و دوکلمه بنویس جزء مجاهدین نیستی و محکومشان کن و از زندان بیرونت می‌آورم و با ما همکاری کن و به زندگیت برگرد .
گفتم خوب تو چی گفتی ؟ خندید و ساکت شد بعد بهم گفت تو چی فکر می‌کنی ؟ من مثل برق گرفته‌ها هاج و واج نگاهش می‌کردم بعد ادامه داد گفتم نه من فروشی نیستم دنبال پست و مقام هم نیستم تن به ذلت هم نمی‌دم !
امروز ولی‌الله درست همان حرفهای یدالله را بعد از 26 سال تکرار می‌کند آنروز تو بی‌تفاوتی افکار عمومی دنیا یدالله را به قربانگاه بردند .
شب قبلش دیدم صدایی از تختش می‌آید گوشهامو تیز کردم دیدم سرود « بخوان ای همسفر با من » را همینطور که دمرو خوابیده داره زمزمه می‌کنه و داشت با خود و خدایش تجدید عهد می‌کرد
روز بعد او را برای اعدام صدا کردند بچه‌ها ریختن رو سرش و آخرین بوسه‌ها را بدرقه راهش کردیم
آنروز تا آخر شب سکوت عجیبی تو بند عمومی بود وهیچکی هیچ حرفی نمی‌زد ...

حالا آنروز تو بی‌تفاوتی این دلاوران را تیرباران می‌کردند و خبرها به بیرون نمی‌رسید الان که تکنولوژی و سطح ارتباطات ارتقاء یافته و می‌شود صدای مظلومیت را به گوش جهانیان رساند چرا باید هنوز هم سکوت کنیم !! فیض مهدوی تو زندان رجایی شهر و با این همه تهدید و خطر پیامش را بیرون فرستاده حالا من که تو خارج از کشور تو یک جامعه باز و آزاد زندگی می‌کنم آیا نمی‌تونم صدایش را به مردم دنیا برسانم !!
شروع کردم به ترجمه ایتالیایی پیام فیض مهدوی و برای سایتهای ایتالیایی ایمیل کردم و به کمک عزیزان سایت انجمن زنان دموکرات ایرانی در ایتالیا از برنامه زاپینگ آلدو فربیچه تو رادیوسراسری ایتالیا وقت گرفتیم هر چند کوتاه بود ولی بهر حال مسئله اعدام فیض مهدوی را مطرح کردم و از آنها پرسیدم چه باید کرد و ما چه می‌توانیم بکنیم و مجری برنامه می‌گفت بهترین راه فشار از طریق وزارت امور خارجه است البته وزارت امور خارجه اطلاع دارد . و قسمتهایی از پیام فیض مهدوی را مجری برنامه خواند وبشدت تحت تاثیر پیام این دلاور زیر دار قرار گرفت ...

برای امضا بیانیه اینجا را کلیک کنید

طومار برای جلوگیری از اعدام ولی‌الله

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

دوشنبه، اردیبهشت ۱۸، ۱۳۸۵



دلاور مردی در سایه دار

دلاور مردی در سایه دار می‌گفت
بیا این گلوی من
تن به ذلت و تسلیم نخواهم داد
چه آواز سبزی در گلویت نهفته است
صدایی که خنجرش رو به بیداد بود

دلاور مردی در سایه دار می‌گفت
ای آزادی
تنفس ِ در تو حیات من است
و آخرین ضربان قلبم را
هدیه راهت می‌کنم


بگذار میهنم از خون من آباد شود
بگذار گلوی من
به ریسمان ظلم تو آویز شود
با مرگ سرخ من حاکمان عبا
فیض نخواهند برد
تو شاهد باش ای میهنم
ای آشیانه ِ در خون نشسته‌ام
خیل آزادگان را به جرم مجاهد
به تیر دار می‌کشند
اگر جرم این است
من هم حلاجی دیگر می‌شوم

ح مقدم

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

یکشنبه، اردیبهشت ۱۷، ۱۳۸۵

آیت‌اله بی بی سی

امشب وقتی از سر کار برگشتم دیدم دوست عزیزم علی برایم ایمیل فرستاده و در مورد بی بی سی نوشته است عین نامه اش را گذاشتم تو وبلاگ تا شما هم بخوانید
احساس شاخ درآوردن
به بی بی سی ، نمی‌دانم شاید به وزارت اطلاعات رژیم آدم‌خوار ملاٌ‌ها در بی بی سی !
خبر واقعاً وارونه شده و مشمئزکننده بی بی سی راجع به اظهارات آقای گونتر بک اشتاین،
وزیر داخلی ایالت باواریا، در جنوب آلمان و احتمال عملیات تروریستی رژیم حمایت کننده تروریسم جهانی مربوط به مسابقات فوتبال در آلمان و انداختن آن به گردن مجاهدین را که 180 درجه با بی شرمی تمام تعقیر داده است و جای قاتل و مقتول را آگاهانه عوض کرده‌اند را شنیدم . و برای لحظاتی احساس شاخ در آوردن روی سرم را داشتم و تازه خوب به این نتیجه رسیدم که چرا مردم نجیب و درد کشیده و 27 سال زیر سم گرازهای رژیم ضد بشرملاٌ‌ها له شده ِ ایران شما را به واقع آیت اله بی بی سی می‌خوانند . آقایان شرم کنید تا کی می‌خواهید عصای زیر بغل ملاً‌ها ی بدون پا باشید. تا کی می‌خواهید حمایت کننده تروریسم ِ این رژیم که به واقع صد‌ها بارخطرناکتر از بمب اتم آن است باشید .اگر این دنیا حساب کتاب داشت مردم شریف ایران شما را به پای میز محاکمه عادلانه و دموکراتیک برای جعل خبر‌هایتان می‌کشید
لطف کنید و دهان‌هایتان و قلم‌هایتان را بشورید و پاک کنید و هر چه زودتر خبر درست را به اطلاع مردم ایران برسانید شاید کمی از گناهایتان کاسته شود

با احترام علی کبیری ایتالیا
2006 05 06
رونوشت به همبستگی ملًی
و وبلاگ بادبان
...................................................
علی عزیز هر چقدر هم که یک پرنده بلند پروازی کند عاقبت غذایش را روی زمین خواهد جست حالا حکایت اینها هم به همین شکله بی بی سی هر چقدر هم که دم از آزادی بیان و حقوق بشر بزند عاقبت نون و غذایش را از تو حجره آخوندها جستجو می‌کند

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

چهارشنبه، اردیبهشت ۱۳، ۱۳۸۵

روز جهانی کارگر

بعد ازچهار روز که به دلیل نقض فنی نتوانستم وارد اینترنت بشوم امروز بلاخره مشگل را حل کردم و عین گرسنگانی که چندین روز غذا نخورده باشند سر سفره اینترنت نشستم دلم می‌خواست بمناسبت روز جهانی کارگر چند کلمه‌ای بنویسم زحمتکشانی که هر روز با کاروتلاش سعی در بهتر کردن وضعیت زندگی خود هستند و دیروز چشن کارگران بود ولی چه جشنی هر روز حق اولیه کثیری از کارگران لگدمال می‌شود و هر روز استثمار و بهره‌کشی جریان دارد و در بسیاری از کشورها شکل جدید بردگی دیده می‌شود . در هر گوشه از جهان میلیونها انسان مورد تحقیر قرار می‌گیرند و یا حتی کشته می‌شوند و تنها گناهشان تلاش برای شرایط بهتر زندگی برای فرزندان است .
بهره‌کشی از زحمتکشان هم در کشورهای که دموکراسی برقرار است صورت می‌گیرد و هم در کشورهای که دیکتاتوری حاکم است اختلاف این جاست که در کشورهای دموکراتیک اگر حق وحقوق کارگری پایمال شود به دادگاه و سندیکاهای مستقل از دولت می‌توان مراجعه کرد ولی متاسفانه بیشتر کارگران و زحمتکشان از طبقات پائین اجتماع هستند و برا ی احقاق حقوق ، مورد تهدید کارفرمایان و زیر تهدید بیکاری قرار می‌گیرند و بیشتر اوقات اشتغال به یک کار جدید برای کارگر براحتی امکان‌پزیر نیست .
درست است که دموکراسی ابزار و وسیله برای دفاع از حقوق پایمال شده را فراهم می‌کند ولی متاسفانه اغلب شرایطی بوجود می‌آورد که کارگران نتوانند از این ابزار استفاده کنند .
تازه این شرایط کار در کشورهای دموکراتیک هست و اساساً قابل قیاس با شرایط و وضعیت کارگران در حکومتهای مستبد از جمله حکومت آخوندی نیست . کارگران ما بهایی بسیار سنگین تر و شرایطی اسفناکتر دارند و مرتباً اعتراضات کارگری را رژیم سرکوب می‌کند وحق اعتصاب نمی‌دهد همه بیاد داریم چگونه رژیم 1200 تن از کارگران شرکت واحد را به زندان انداخت و با پرداخت وثیقه سنگین آزاد کرد صحبت فقط بر سر شرایط کار نیست بلکه عدم دریافت حقوق آنهم بمدت طولانی است و خلاصه اینکه برای رسیدن به انتهای راه بایداولین قدم را برداشت
........................................................
خطابه متناقض ومغموم ومه آلود ا ول ماه مه
اسماعيل وفا يغمائى (سایت طلیعه سپیده دمان )

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

جمعه، اردیبهشت ۰۸، ۱۳۸۵


22 01 1891
27 04 1937
هیچگاه نخواستم عقیده‌ام را تعقیر دهم وبخاطر آن حاضرم نه تنها زندان بلکه جانم را فدا کنم می‌خواهم دلداریت دهم بخاطر این همه ناراحتی که به تو دادم . امٌا نمی‌توانستم غیر از این عمل کنم . زندگی اینچنین سخت و دشوار است وگاهی اوقات فرزندان باید درد بسیار زیادی به مادران بدهند اگر خواهان حفظ شرافت و حرمت انسانی آنان باشند
آنتونیو گرامشی
......................
نامه به مادر دهم ماه می 1928

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

سه‌شنبه، اردیبهشت ۰۵، ۱۳۸۵

سالروز آزادی ایتالیا




25 آوریل سالروز آزادی ایتالیا و یادآور تجربه بزرگ تاریخی برای مردم این کشور است و در این روز تاریخی مردم از جنگ طلبی و جاه طلبی و خودکامگی موسولینی رهایی می‌یابند و با نشان دادن مقاومت جانانه نظام نازی فاشیستی را فرو ریختند .
عشق به آزادی مردم را می‌توان در رد پای پارتیزانان و در سنگلاخهای کوهستانی آلپ و اپننین دید و در آتش سلاح ستم سوز آنان در دفاع از حرمت انسان در مقابل سلطه‌جویی و خودکامگی چکمه پوشان موسولینی که تا مرزهای شمال افریقا و اتیوپی لشگر کشی کرده بودند . و آن ارتش خلقی پارتیزانان همان سربازان داوطلب بودند که تاریخ این کشور را رقم زدند و کشور ایتالیا را نجات دادند . اگر پارتیزانها آنروزهای دشوار تاریخی فاشیستها را مجبور به عقب نشینی و شکست نمی‌کشاندن آیا می‌توانید تصوٌر کنید ام
روز این کشور و سایر کشورهای اروپایی چه سرنوشتی داشتند ؟
ارتش فاشیست موسولینی هم به نام دفاع از آرمان و میهن می‌جنگیدند و جنگجویان این ارتش نوجوانان و جوانانی بودند که با تبلیغات مستمٌر برای ارتقاء روح رزم جویی و با اتکا به شوق و عرق ملٌی و در نا آگاهی عمیق نظام فاشیستی سلاح بدست برای سرکوب پارتیزانها به خدمت و اطاعت ورزی کشیده می‌شدند آنان پارتیزانها را محکوم به مرگ می‌کردند و حق اعدام آنها را داشتند چون در ادبیات فاشیستی پارتیزان یاغی تلقی می‌شد .
از وظایف دیگر این خدمتگزاران مسئولیت و دستگیری و تحویل دادن یهودیان به متحدان وفادارشان یعنی فاشیستهای آلمان بودند و طبق قانون رسمی کشور یهودیان دشمنان نظام خوانده می‌شدند .
امروز اگر وارد طبقه هم کف ایستگاه راه آهن میلان بشویم در قسمت راست ایستگاه ؛ مقابل میدان« لویجی دی ساویا» به شما خط راه آهن ِ دست نخورده‌ای را نشان می‌دهند که هنوز به « آشویتز » در لهستان ختم می‌شود اردوگاهی که نازیها برای اسیران و قربانیان خود بنا کرده بودند . و حرکت چرخهای واگنها بروی همین خط راه آهن قدیمی صورت می‌گرفت و انبوه یهودیان ایتالیایی را به اردوگاههای مرگ در آشویتز می‌کشاند . دستگیری و جمع آوری و زندانی کردن آنان در « سن ویتوره » و قرار دادن در لیست انتظار و حمل و نقل آنان به سوی ایستگاه قطار ، و صف طویل مردان و زنان و کودکان در سرما و یخبندان ِ شبانه و فشردن آنان داخل ِ واگنهایی که برای حمل احشام استفاده می‌شد ، و قفل کردن و مهر و موم واگنها از وظایف اصلی این سربازان در خدمت فاشیزم ایتالیا بود . زندانیان این واگنها حتی نمی‌دانستند این خط راه آهن به کجا منتهی می‌شود و چه اآینده شومی در انتظار آنان است
امروز که ایتالیایی‌ها خود را شهروند تمام و کمال جامعه آزاد می‌دانند اگر آنروزها جنبش مقاومت ایتالیا به شکست منجر می‌شد آیا این جامعه آزاد میسٌر و بوقوع می‌پیوست ؟ امروز 25 آوریل برای مردم این کشور پایان قسمتی از گذشته پر درد است و بازنگری و تجربیات آن ضروری است گرچه در طول زمان که آنچنان هم کهنه نیست در حافظه‌ها کم رنگتر می‌شود . ولی متاسفانه فاشیزم و موسولینی و هیتلر و اطاقهای گاز و تنورهای آدم سوز ِ آشویتز و گلوهای آویخته بر تیرک چراغ برق ِ خیابان «چرنایا در تورینو » و شکنجه‌گران خیابان « تاسو » و آنهایی که قربانیان را به فرمانده‌های نازیها در هتل «رجینا میلان » تحویل می‌دادند قسمتی از تاریخ نه‌چندان دور هستند .
و کسی که از این اردوگاه‌های مرگ تا آخرین روز حمایت کرد و بعد گفت نمی‌دانستم . امروز دیگر نمی‌تواند انکار کند و بگوید نمی‌دانستم و برای تنور آشویتز کار و تلاش می‌کردم ! و نیروی جوانیم را در خدمت نژاد‌پرستی و جاه طلبی و جنگ طلبی و مرگ قرار می‌دادم . و حالا آنهایی هم که فاشیست بودند آنها هم در 25 آوریل آزاد شدند . آزاد از خدمت و اطاعت گزاری و کمک رسانی به ماشین مرگ ، واز سرنوشت شوم نجات یافتن . و سه سال نبرد پارتیزانها افتخار واقعی را در تاریخ مبارزاتی ایتالیا به ثبت رساند . و امٌا موسولینی با پوشیدن یونیفرم نظامی سربازان نازی آلمان ، و تحت حفاظت و اسکورت نیروهای آلمان اقدام به گریز به سوی مرز سوئیس می‌کند تا از آنجا خود را به اسپانیا که هنوز تحت حکومت ژنرال فرانکو بود برساند ولی قبل از رسیدن به مرز توسط پارتیزانها دستگیر می‌شود و بعد به هلاکت می‌رسد و در 29 آوریل جسد او را به همراه اجساد درجه‌داران فاشیستی در میدان «لورٌتو میلان » در یک ایستگاه پمپ بنزین بشکل وارونه از پا می‌آویزند . چون در همین مکان بود که فاشیستهای موسولینی پیکر 15 پارتیزان مقاومت را به روی هم انباشته بودند و و بدین شکل 20 سال حکومت فاشیستی و 5 سال جنگ و خانمانسوزی پایان می‌یابد
.

..................................................................................................................
این هم کاریکاتور بر مفهوم آزادی امروز

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

چهارشنبه، فروردین ۳۰، ۱۳۸۵

بخوان! دوباره بخوان!


مرضيه بار ديگر در سالن المپياي پاريس، از مشهورترين سالنهاي فرانسه و اروپا در براربر انبوه جمعيت در اوج توانمندي هنري خود درخشيد و زيباترين ترانه هاي خود را با دلنشين ترين و قوي ترين صدا اجرا كرد.
كنسرت بزرگ خانم مرضيه، بانوي هنرايران، در سالن المپياي پاريس، يكي از مشهورترين سالنهاي هنري فرانسه و اروپا، برگزارشد.دراين كنسرت فراموش ناشدني، مرضيه بار ديگر، در اوج توانمندي هنري خود درخشيد و زيباترين ترانه هاي خود را با دلنشين ترين و قوي ترين صدا اجرا كرد. در سالن المپياي پاريس كه مملو ازجمعيت بود، شركت كنندگان بارها و بارها با كف زدنهاي پرشور خود از هنرنمايي درخشان مرضيه استقبال كردند.در كنسرت المپياي پاريس، يك اركستر فرانسوي به رهبري استاد محمد شمس آهنگساز برجسته ميهنمان، خانم مرضيه را همراهي كردند و اجراي ترانه هاي زيباي مرضيه درميان تحسين وشور و شوق شركت كنندگان به مدت دوساعت ادامه داشت. ...ادامه مطلب
ويدئوي كوتاهي از كنسرت مرضيه در سالن المپياي پاريس
اسماعیل وفا یغمایی در یاداشتی بر کنسرت مرضیه از عقاب آبی و پرواز زیبایش سخن می‌گوید او می‌نویسد
سالن لبريز المپيا،
چند هزار كيلومتر دور از ايران،
سكوت،
اركسترآماده به رهبرى محمد شمس در پرتو شمعگونه هاى الكتريكى منتظر است و سرانجام عقاب زيباى آبى پوش هشتاد و دوساله، كه و تمام جمعيت كه بى هيچ اعلام طبل و شيپور و فرمانى !، بل به فرمان محبت و دل و شعور، به احترام او بر مى خيزد، به احترام شصت و چند سال رنج و كار و عرقريزان روحى و عاطفى و تلطيف جانها، به احترام آب و خاك و ملت وفرهنگ و پرچم ايران، كه نمادى زوال ناپذير از زيبائى ولطف فرهنگش اينك در برابر او ايستاده است....ادامه مطلب

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

سه‌شنبه، فروردین ۲۹، ۱۳۸۵


بدوش داشتن بار هسته‌ای پا درد هم می‌آورد
ولی آدمهای عاقل از همه چیز آنطوری که هست استفاده می‌کنند . و تریبون سخنرانی‌ها همیشه تکیه‌گاه خوبی برای هر نوع فشار داخلی و خارجی است
من نمی فهمم چرا ما در خارج از خودمان به دنبال قهرمان می‌گردیم بیایم و به احمدی نژاد از یک زاویه جدید نگاه کنیم
ولی مصیبت بزرگ آنست که آدم خیال برش دارد که چیزی می‌داند

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

دوشنبه، فروردین ۲۸، ۱۳۸۵

وبـلاگ، پنجره‌يي بـر روي آزادي بيان و تـحرير


وبلاگ فرم جدید انتشار و تحریر ویژه اینترنت است، فضایی برای روایت کردن و درددل کردن، فضایی برای دفاع کردن از آرمانها و از خواسته‌ها و آرزوها و تا زمانی که حرفی برای گفتن داشته باشیم. خوشبختانه کسی بر آن حکومت نمی‌کند و همه به‌سادگی می‌توانند اطلاعات خود و یا دیگران را در دسترس عموم قرار بدهند. هنوز بسیاری از مردم پتانسیل این پنجره گشوده شده ،که در اختیار دارند را درک نکرده‌اند. فضایی که آزادی قلم کلمه کلیدی است. برای بیان عقیده و افکار خود و آشنایی با ایده‌های نو و بر جاگذاشتن اثری از افکار و تجربیات خود، گر چه می‌تواند گاهی بسیار ابتدایی و ساده باشد و از دغدغه‌های روزمرگی از خانه از محل کار و برخورد با اشخاص مختلف باشد. می‌تواند آموزشی باشد یا تخصصی، ادبی، سیاسی، هنری، و یا زمینه‌های مختلف دیگر درست عین کاناپه راحت پسیکانالیست نشانگر افکار و اندرون و آیینه تمام‌نمای شخصیت وب‌نگار است.وبلاگ فقط یک وسیله برای چاپ محتویات نوشته‌ها نیست، بلکه وسیله اساسی ارتباط جمعی بین شخص و جامعه می‌باشد وسیله ارتباطی پیشرفته و جامع. آن‌را می‌خوانند، نظر می‌دهند و گاهی به آن حمله می‌کنند و یا حمایت می‌کنند و پل ارتباطی و آشنایی با دیگران است. بلاگر با این وسیله با نگاه دیگران به خود می‌نگرد، چون گاهی اوقات بسیاری از معایب آدمی از چشم خود پوشیده می‌ماند و ارزیابی آن مشكل است. تأثیر این وسیله ارتباطی را در تجمع زنان آزاده ایرانی در مقابل دانشگاه تهران به خاطر اعتراض به حقوق پایمال شده زنان توسط حکومت آخوندها و در روز هشت مارس روز جهانی زن به وضوح می‌توان مشاهده کرد. گروه کثیری از این زنان از پشت مانیتورها به خیابان آمده بودند و در پستهای وبلاگشان جزئیات ریز، و تصویر واقعی این اعتراضات و حرکتها را گزارش و تجربیات خود را به دیگران منتقل کردند و نمونه دیگر ابتکار وبلاگرهای ایرانی «بمباران اینترنتی» و اعتراضهای بین‌المللی در رابطه با تحریف نام خلیج فارس توسط نشریه نشنال‌جئوگرافیک بود که نشریه مذکور را وادار به عذرخواهی کردند. این نمونه‌ها در عصر اطلاعات نشانگر توانایی این ابزار اطلاع‌رسانی است و گاهی حتی تعیین‌کننده است. درصد بسیاری از کاربران اینترنت ایرانیان هستند. روزنامه تایمز لندن در شماره 22 دسامبر 2005 از علت روی‌آوردن ایرانیان به دنیای وبلاگ تحلیلی ارائه داده است و در آن یادآوری می‌کند که بیش از صدهزار وبلاگ فارسی فعال در ایران وجود دارد. این روزنامه معتقد است علت این پدیده فشار، محدودیت و نبودن مطبوعات آزاد در ایران است. و بیشتر جوانان و دانشجویان به این رسانه جدید به عنوان فضایی برای نشر افکار روی می‌آورند.70درصد جمعیت ایران کمتر از 30سال دارند و جوانان علاقه بیشتری برای یادگیری و استفاده از تکنولوژی دارند. زبان فارسی از نظر تعداد افرادی که به آن تکلم می‌کنند، در رده بیست و هشتم قرار دارد و وبلاگهای فارسی از نظر تعداد، رتبه چهارم را کسب نموده‌اند.آزادی اندیشه و قلم که مسالمت‌آمیزترین شیوه مبارزه است، در ایران جزئی از ارتکاب جرايم اینترنتی قلمداد می‌شود و شلاق و زندان دارد. وقتی نهاد دفاع از حقوق مطبوعات جهان تصریح می‌کند که ایران بزرگترین زندان روزنامه‌نگاران در سطح خاورمیانه است، اصلاً مبالغه نمی‌کند.این مؤسسه بین‌المللی مطبوعات در گزارش خود تأکید می‌کند که رژیم ایران هم‌چنان به روش سرکوب روزنامه‌نگاران و وبلاگ‌نویسان و سانسور مطبوعات و اینترنت در ایران ادامه می‌دهد و دستگیری متناوب فعالان و حبسهای بلندمدت به کرات از سوی آخوندها اعمال می‌شود. بر اساس این گزارش طی نزدیک به یک سال گذشته 20وبلاگ‌نویس در ایران دستگیر شده‌اند.آرش سیگارچی، افشین زارعی، مجتبی لطفی، مجتبی سمیعی‌نژاد، الهام افروتن، محمدرضا نسب‌عبداللهی، مسعود باستانی، حسن زارع‌زاده، مسیح علی‌نژاد، یوسف عزیزی، سینا مطلبی، نجمه امیدپرور، احمد سراجی، شماری از این دستگیر‌شدگان هستند و بعضی از آنان با پرداخت وثیقه سنگین هم اکنون بیرون آمده‌اند و کسانی مثل احمد سراجی پس از محکومیت به یک سال زندان و 30 ضربه شلاق به ترکیه متواری شده است و تهدید استرداد آن به ایران از طرف مقامات ترکیه توسط وبلاگ‌نویسان مطرح شده است و یا چندی پیش دانشجوی وبلاگ‌نویس مجتبی سمیعی‌نژاد را با دستبند بر دست برای حضور در جلسه امتحان به دانشگاه آوردند.به دستور قوه قضاییه و شورای عالی انقلاب فرهنگی شرکت مخابرات مناقصه‌يی هفت میلیاردی از بودجه مملکت را برای سیاست سانسور و فیلترینگ و مسدود کردن سایتهای اینترنتی هزینه کرده است و با تحت فشار قرار دادن شرکتهای خدماتی و سرویس‌دهنده اینترنتی ایرانی قسمتی از سانسور و فیلترینگ را بر دوش این شرکتها قرار داده است و جدیداً بر اساس کلید واژه‌ها که حاوی کلمات ممنوعه است و از طریق پایگاههای جستجو، روش فیلتر را اعمال می‌کند و این امر مغایر با مفاهیم جهانی آزادی بیان است که در منشور اتحادیه بین‌المللی ارتباطات ذکر شده است که این اتحادیه به درخواست سازمان ملل متحد تشکیل شده و به امضای 175 کشور جهان رسیده و حاوی اصول جهانی و دموکراتیک بر شبکه اینترنت است. همیشه مستبدان در تلاش و کوشش هستند تا مردم در بی‌خبری بمانند و جامعه را به انفعال بکشانند ولی همواره نیروهای روشنفکر و مسئول همان‌گونه که در سالهای خفقان با شبنامه و با استنسیل خانگی اعلامیه منتشر می‌کردند و با متحمل شدن خطرات بسیار از سد سانسور می‌گذشتند و به افشاگری و روشنگری می‌پرداختند، امروزه می‌بینیم با ابزار تکنولوژی اینترنت و وبلاگ در مدت بسیار کوتاهی اطلاع‌رسانی و روشنگری و پل ارتباطی برقرار می‌کند.بسیاری از وبلاگ‌نویسان اینترنتی با تشكل کانون، مجمع، انجمن، تجارب خود را در زمینه‌های فیلتر و پراکسی و راهنمایی و راهکارهایی برای ایجاد وبلاگ و چگونگی انتشار و ایمنی‌کردن و ایجاد وبلاگ به‌طور ناشناس و روشهای دور زدن و ابزار و شیوه‌های سانسور را به شکل ساده به کاربران اینترنت توضیح و تشریح می‌کنند، مانند کانون وبلاگ‌نویسان ایران (پن‌لاگ) که بسیاری از آنان با داشتن ایده و افکار مختلف در زمینه فیلترینگ و خبرنامه و صدور بیانیه‌ها به ترویج آزادی بیان و آگاه ساختن جوامع بین‌المللی از وضعیت وبلاگ‌نویسی در ایران با هم همیاری و همکاری می‌کنند و برای آزادی وبلاگ‌نویسان زندانی تلاش می‌کنند.بحران عمیقی که سراپای رژیم آخوندی را گرفته و در راستای حفظ قدرت ترفندها و طرحهای جدیدی برای فیلتر کردن وبلاگها اعمال می‌کند تا شهروندان نتوانند اندیشه دیگران را بخوانند و بدانند و به آگاهی و دانش و اطلاعات دست بیابند تا شاید سرخوردگی و ناامیدی و ایزولاسیون در وبلاگ‌نویسان به وجود بیاورند و پدیده وبلاگ‌نویسی را بی‌اهمیت و بی‌اعتبار و کاملاً حاشیه‌يی وانمود کند ولی این ترفند‌ها و طرحها باید کشف و خنثی گردد. چون هر فردی حق آزادی عقیده و بیان دارد و این ابتدایی‌ترین حقوق انسان امروزی است.

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

شنبه، فروردین ۲۶، ۱۳۸۵

هرگز پاک نمی‌شود یاد عاشقان


شاملوی عزیزم وقتی شنیدم سنگ مزار تو را تخریب کرده‌اند اصلاً تعجب نکردم وقتی نتوانستند اندیشه‌ات را بشکنند سنگ مزارت را شکستند .
و امروز وقتی چشمم به مزار بدون نام تو افتاد بیاد گورهای بی نام ونشان خاوران افتادم
انگار تو را هم همانند زیباترین فرزندان آفتاب و باد بدون عکس و بدون نام در این خاک ودیعه گذاشته‌اند
جرم تو هم همانند فرزندان خاوران آزادگی است نمی‌خواهند نامی از تو برای آینده‌گان بماند فرزندان خاوران هم همانند تو از مرگ نهراسیدن و این گورهای بی‌نام ونشان بیانگر مقاومت و شرف و شجاعت « نه » گفتن به حکومت مستبد است . بگذار برای خمینی و اضدادش قبرهای پرتجمل و بارگاه و گنبد طلایی بسازند که نیازمند نام وشهرت و آوازه‌اند . تو را نیازی نیست
نام تو را باد سحرگاهان هر جا برد گلی ز خاک روید
ولی آنجا که خمینی قدم بر نهاد گیاه از رستن تن زد
شاملوی عزیزم هرگز پاک نمی‌شود یاد عاشقان

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

پنجشنبه، فروردین ۲۴، ۱۳۸۵

انتخابات ایتالیا


بالاخره مردم ایتالیا بعد از مناظره‌های جنجالی و کشمکشهای سیاسی به پای صندوقهای رای رفتند . دو نامزد اصلی انتخابات سیلویو برلوسکونی و رمانو پرودی بودند . برلوسکونی یکی از قدرتمندان اقتصادی ایتالیا و صاحب باشگاه معروف میلان و صاحب تعداد متعددی از کانالهای تلویزیونی ایتالیا است . و در سٌمت نخست وزیری پنج سالی است که زمام دولت را بدست دارد و جناح راست میانه را در انتخابات رهبری می‌کرد . و در طرف دیگر رومانو پرودی رئیس سابق کمسون اتحادیه اروپا و جناح ائتلاف چپ میانه را در انتخابات نمایندگی می‌کرد و در یک رقابت تنگاتنگ بلاخره رمانو پرودی برنده انتخابات شد . در طول تبلیغات انتخاباتی حسابی به جان همدیگر افتاده بودن .پرودی می‌گفت اگه من نخست وزیر بشوم به هر بچه‌ای که متولد می‌شود تا سن 18 سالگی ماهی 200 یور می‌دهم البته باید واجت شرایط اقتصادی پائین باشد مثل اینکه این ترفند را از کروبی یادگرفته بود چون کروبی هم وعده 50 هزار تومانی به جوانان هنگام کاندیداتوری‌اش داده بود . برلوسکونی به بچه‌های که متولد می‌شوند هزار یورو می‌دهد و فقط یک بارکمک می‌کند . و قول حذف مالیات املاک و حتی حذف مالیات حمل زباله را به مردم داده است و هر دو چپ و راست واسه مردم خالی بندی می‌کنند .
من دلم می‌خواست برلوسکونی برنده بشود چون تجربه پرودی و دارودسته‌اش را وقتی که سر قدرت بودن از یاد نمی‌برم شاید برای مردم ایتالیا جناح چپ برنده بشه بهتره ولی برای ما ایرانی ‌ها بدتره چون پرودی رابطه خیلی خوبی با آخوند‌ها داشت و در زمان خاتمی چندین بار تهران رفت و دست جنایتکاران حکومت آخوندی را فشرد و حقوق بشر را قربانی مصالح اقتصادی کرد یادمه دوستم بهزاد برای پرودی یک چادر زنانه بسته بندی کرد و به خانه‌اش پست کرد و در نامه‌ای اعتراضی نوشته بود حالا که می‌خواهی بری تهران و به فکر قراردادهای پر مایه هستی و چشمت را در مقابل سینه‌های دریده جوانان ما می‌بندی این چادر بگیر و رو سر زنت بکش چون آنجا می روی باید هم شکل اونا باشی و و الا راهت نمی‌دهند . و بخاطر همین خوشرقصی‌های پرودی بود که امروز خبرگزاری آفتاب یا آفتابه نوشت دوست ایران در کاخ نخست وزیری ایتالیا و اظهار خرسندی و خوشنودی کرده بود . امروز برلوسکونی پیش رئیس جمهور رفت و تقاضای باز خوانی آرای رای شد و معتقد است نیم میلیون رای باطل شده و خلاصه اینکه شکست را قبول نمی‌کند و پرودی هم گفته آقا باید بری خونه‌ات بسه پنج سال حکومت کردی و وضعیت معیشتی و اقتضادی مردم را پائین آوردی حالا برلوسکونی هر چی بود خط قرمز با آخوندها داشت و وقتی خاتمی آمده بود تشیح جنازه پاپ اصلاً تحویلش نگرفت و خاتمی می‌خواست باهاش ملاقات کنه ولی قبول نکرده بود حالا باید دید دعوای بعد از انتخابات به کجا می‌کشد .

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

یکشنبه، فروردین ۲۰، ۱۳۸۵

حکم جلب بین‌المللی علی فلاحیان


امروز خبر حکم جلب بین‌المللی صادره شده برای علی فلاحیان توسط قاضی سوئیسی ژاک آنتنن در روزنامه « تریبون دو ژنو» منتشر شد چندی پیش که راجع به دادگاه ترور حسین نقدی نوشته بودم از یک مامور سابق واواک به نام ابوالقاسم مصباحی نام بردم و نوشته بودم که این شخص شاهد کلیدی در پرونده دادگاه میکونوس بود و الان یک هیئت از طرف دادستانی ایتالیا برای ملاقات با مصباحی قرار بود عازم آلمان بشود و قاضی منتظر تحقیقات این هیئت و گزارش آن از بازجوئی این مامور سابق امنیتی در آلمان است و از طرف دیگر درکشور سوئیس در رابطه با پرونده ترور دکتر کاظم رجوی سر نخهای جدیدی بدست آمده و معلوم شده که هزینه‌های ترور‌های خارج از کشور از یک حساب بانکی در سوئیس واقع در 200 متری هتل " رنه ژنو " به نام لوکزامبورگ پرداخته شده است که این بانک فقط با امضای سه شخص پول پرداخت می‌کرد اکبر هاشمی رفسنجانی ، سید احمد خمینی ، و علی فلاحیان. خرج 400 فقره عملیلت در حدود 200میلون دلار تغذیه شده است واین قاضی سوئیسی توانست مصباحی را برای نشان دادن این بانک و تائید آن به سوئیس بکشد چون این مامورسابق وزارت اطلاعات تنها شاهد کلیدی بیشتر قتلهای خارج از کشور است و فرمان عملیات را علی فلاحیان صدور می‌کرد . و همین‌طور قضات آرژانتین درتحقیقات گسترده‌ای از رشوه حکومت آخوندها به رئیس جمهور سابق آرژانتین به نام «کارلوس منم» به مبلغ 10 میلیون دلار صحبت می‌کنند این رشوه به خاطر سرپوشی پرونده انفجار مرکز فرهنگی یهودیان در بوینس آیرس در سال 1994 است . و کارلوس منم با گرفتن این رشوه از انجام تحقیقات در باره این انفجار ممانعت کرده است . و تحقیقات نشان می‌دهد که تامین مالی ترور دکتر کاظم رجوی و رشوه مالی به رئیس جمهور سابق آرژانتین از یک حساب بانکی صادر شده است . واین حکم جلب به زبان دیگر یعنی دولت سوئیس جنایت دولت ایران را برسمیت شناخته است . 13 تن قاتلان کاظم رجوی، همه با گذرنامه های خدمت که توسط علی فلاحیان به ﺁنها داده شده بود، وارد سوئیس شدند . نکته قابل توجه این است که دولتمردان اروپائی از پیشرفت تحقیقات قضایی تا کنون جلوگیری می‌کردند ولی الان یک همکاری تنگاتنگ قضایی را آغاز کرده‌اند

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

شنبه، فروردین ۱۲، ۱۳۸۵

بدنبال زلزله استان لرستان تعداد زیادی از هموطنان ما جان خود را از دست دادند و هنوز آمار دقیقی از این فاجعه ناگوار در دست نیست آنچه که مسلم است حکومت آخوندی هیچ اقدام عملی و اساسی برای این مردم محروم انجام نداده است . درمن تجربه تلخ زلزله شمال دوباره تداعی می‌شود در زلزله شمال بسیاری از عزیزانم از جمله مادرم را از دست دادم و هر وقت خبر زلزله می‌شنوم آرام و قرار ندارم و می‌دانم مردم با دست خالی و حتی از ابتدایی ترین ابزار برای آواربرداری محروم هستند و آخوندهای از خدا خواسته بسرعت شماره حساب بانکی را اعلام می‌کنند و بجای بسیج نیرو نیروی انتظامی و بسیجیان را روانه مناطق آسیب دیده می‌کنند تا اوضاع را کنترل کنند چون احتمال شکل گیری نا رضایتی و اعتراض علیه بی‌کفایتی رژیم زیاد است و بخاطر همین امر همیشه آمار ضد و نقیض از طرف ارگانها و مطبوعات وابسته به ولی فقیه اعلام می‌شود و ابعاد واقعی بعداً مشاهده می‌شود ولی مردم آسیب دیده به همیاری و امداد رسانی فوری نیازمند هستند. مخصوصاً کودکانی که سرپرست و والدین خود را از دست داده‌اند و همچنین احتیاج به پتو چادر مواد اولیه غذایی دارند . از جوانان غیور و مسئول تقاضای کمک رسانی به مجروحین و بازماندگان این فاجعه در مناطق زلزله‌زده را داریم چون با کمبود امکانات اولیه مواجه هستند

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

جمعه، فروردین ۱۱، ۱۳۸۵

بهار


بهار این ارمغان فروردین با شکوفه‌های درختان و با عطر گلها از راه رسید بنظر می‌رسد که از غار تاریک بیرون آمدیم حداقل برای من این طوری بود . افسردگی زمستانی باید آب بشود برای دیدن جنس بهار و رنگهایش و حس کردن گرمای آفتاب و شنیدن آواز چلچله‌ها باید از سرمای زمستان گذر می‌کردیم و نظاره‌گر جنگلهای سرد و خاموش می‌بودیم زمستان می‌تواند طولانی باشد ولی بهار همیشه باز می‌گردد .
.................................
روز داره تموم می‌شه
آفتاب زمستون
‌می‌بنده در اطاق خونه‌شو
پشت شونه‌هات
تو مرز سرخ آسمون
بر می‌گردن پرستوها
از ساحل دور
رو تپه‌های میهنم
خبر می‌دهن
بهار آمده
تو کوچه‌ها
الک دولک بچه‌ها
تا سر شب
پرستو‌ها با مخمل سفید و سیاه
ردیف می‌شن
رو سیم برق
پر می‌کشن می‌رند تا بی‌نهایت
تو جشن می‌یان برای بهار
بنفشه‌ها اطلسی‌ها شمعدونی‌ها
بشارت بهار می‌دند
حل شدن یخهای کوهسارها
باز شدن رنگین کمان
بین زمین و آسمان
سفره رنگین ِ شادان
یهار آمده
نور آورده
به سایه‌ها
رو شاخه‌ها شکوفه‌ها
می‌رم می‌گردم توی خورجین زمان
بهارم را بهارم را
بهار صبح بیداری خلقم را
ح مقدم

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

سه‌شنبه، فروردین ۰۸، ۱۳۸۵

بهار بخوان

بهار بخوان

فراسوی دیوار زمان
باد بهاری وزید
افشاند غبار آرزو در آسمان
بخوان بهار
بخوان از آخرین برف زمستانی
نغمه جویبار را
از آسمان آبی فروردین
نجوای پرستوها را
از عشق آفتاب به زمین
رویش گلها را
از جشن دشت سبز
عطر مستانه گلبرگ‌ها را
از کوهسار و آبشار
باز تاب رنگین کمان را
بهار مگر ندیدی
قامت زمستان زده میهن مرا
مگر نشنیدی
حنجره‌های زخمی پرستوهای میهن مرا
قلب هزار پاره این خاک برای تو می‌تپد
از جوانه‌های امید بهار بزرگ ِ میهنم بخوان
بخوان بهار
ح مقدم

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

دوشنبه، اسفند ۲۹، ۱۳۸۴

بادبانم را گل آذین کردم



با عجله وارد فروشگاهی می‌شوم که که هر سال از آن ماهی قرمز و سنبل می‌خرم فروشنده دختر خانمی ایتالیایی است با دیدن من می‌گوید چه زود دوباره عید شد ماهی قرمز دارم ولی سنبل فردا می‌رسه . چون سالی یک بار به این فروشگاه سر می‌زنم و می‌داند اولین روز بهار عید نوروز ما ایرانیان است و طبق معمول همیشه من همه کارها و خرید‌هایم با عجله و روزهای آخر ساله، نگران دیر سبز شدن سبزه‌ام وتهیه هفت سین هستم البته بدون سنجد چون تو ایتالیا سنجد نیست و اگر دوستانم هم نداشته باشند باید با یک سین دیگر جایگزینش کنم حالا نمی‌دانم چی بگذارم ( ایده‌آش سرنگونی است سرنگونی آخونده‌ها ) خلاصه این روزها حسابی به جنب و جوش افتادم نمی‌دانم نوروز چه نیرو و قوه محرکه‌ای دارد که پس از گذشت سی هزار سال هنوز در ما شور و شوق و حرکت ایجاد می‌کند سی هزار سال که از فراز و نشیب تاریخ گذرکرده وبه ما رسیده و هنوز تداوم دارد و حتی مرا که فرسنگها دور از میهن در تبعید اجباری بسر می‌برم تحرک و پویایی بوجود می‌آورد . و بخاطر همین بزرگترین جشن ملی ایرانیان است و مظهر هویت و وحدت و همبستگی ما ایرانیان است نوروزغربت و دوری از وطن و مسائل جانبی را نمی‌شناسد و زندگی ما را در هر گوشه از جهان که باشیم با گذشته‌های دور و دورتر تاریخی پیوند می‌دهد وچقدر این سنت دیرینه آریایی زیباست و بخاطرهمین ویژگی‌ها دوام داشته و هم زمان بودن نوروز با زاد روز طبیعت و نوزایی آفرینش جلوه و شکوه بیشتری به این یادگار نیاکان می‌دهد . به امید جشن بزرگ بهار آزادی میهن
شو پنجره بگشا
که نسیم است و نوید است
رو ، خار غم از دل بکن ، ای دوست ، که نوروز
هنگام درخشیدن گلهای امید است

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

پنجشنبه، اسفند ۲۵، ۱۳۸۴

اینیاتسیو سیلونه نويسنده‌يي هوشيار، آگاه و معترض عليه فاشيسم



کمتر کسی است كه با مقولة ادبيات معاصر ايتاليا سر و كار داشته و نام مستعار اینیاتسیو سیلونه را نشنيده باشد. سيلونه رمان‌نویس نئورئالیسم و نویسنده معروف کتاب «نان و شراب» و«مکتب دیکتاتورها» در اول ماه مه1900 با نام (سکوندو ترانکوئیلی) در حومة لاکوئیلا از یک خانواده دهقانی متولد می‌شود. مادرش پنج فرزند داشت و به شغل بافندگی مشغول بود. پدرش خرده مالکي بود با یک قطعه زمین کوچک که در جنوب ایتالیا به زراعت اشتغال داشت. سیلونه در پنج‌سالگی پدر را از دست می‌دهد. 9سال بعد يعني در سال1915 مادر نيز در جريان سانحة زلزلة1915 مي‌ميرد و او مجبور به ترک تحصیل می‌شود. سيلونه خيلي زود با واقعیتهای سخت زندگی آشنا می‌شود. همزمان با جنگ و پی‌آمد‌های ناشی از آن، مانند فقدان آذوقه در روستاها شرایط دشوارتری به‌وجود مي‌آيد و از همین‌جا فعالیتهای اجتماعی و سیاسی سیلونه آغاز می‌گردد. 1917 مدیر هفته‌نامة «آوانگواردیا» و بعد سردبیر روزنامة کارگرتریست مي‌شود. سيلونه در سال1921 عضو حزب کمونیست شده و رهبری فدراسیون جوانان را به‌دست می‌گیرد. همزمان با قدرت گرفتن استبداد فاشیستي او در کنار آنتونيو گرامشی قرار گرفته و یکی از فعالان جنبش مقاومت ایتالیا می‌گردد. در اندك مدتي ناگزیر به روي‌آوردن به فعالیتهای غیر علنی و زندگی مخفی مي‌شود. مدتي بعد، پس از دستگیری برادرش مجبور به ترك وطن می‌شود. در خارج از ايتاليا به فعالیتهای ضدفاشیستی خود ادامه می‌دهد تا جایی که پیگیری این فعالیتها منجر به اخراج او از کشورهای متعدد می‌شود. او چندین بار به نمایندگی از طرف جنبش کمونیستی به همراه تولیاتی به مسکو عزیمت می‌کند.سيلونه در سال1930 در اعتراض به سیاستهای سازمان بین‌الملل کمونیستی (کمینترن) به رهبری استالین از حزب کمونیست جدا می‌شود اما این جدایی او از حزب مانع فعالیتهای ضدفاشیستی‌اش نمی‌شود. در سال1933 «فونتامارا»، 1936«نان و شراب» 1938«مکتب دیکتاتورها»، 1941«دانه‌یی زیر برف» را منتشر می‌کند. این آثار توسط تبعیدیان ضد فاشیست در تمام جهان پخش و خوانده می‌شوند و نام او را به‌عنوان یکی از چهره‌های مبارز ضد فاشیستی در جهان اندیشه و ادب به‌ثبت مي‌رساند. اما این آثار در کشور خود او ناشناخته می‌ماند. دوستان هم‌مسلك وي حتي بعد از آزادي ميهن از سلطة فاشيسم او را به‌خاطر انتقادهايي كه نسبت به كمونيستها داشت رها نكرده و مورد بي‌مهري قرار مي‌دهند.سيلونه در ادامة فعاليتهاي سياسي خود به عضويت حزب سوسياليست ايتالیا در آمده و از طريق مديريت روزنامة آوانتي و ارائة سبك نئورئاليسم، تأثيرات بسيار زيادي روي نسل جوان نویسندگان ايتاليا مي‌گذارد. از آثار معروف او بعد از آزادی ایتالیا 1952«یک مشت تمشک»، 1956«راز لوکا»، 1965«خروج اضطراری»، 1960«ماجراهای یک فقیر مسیحی» را می‌توان نام برد. جذابيت بسيار زياد آثار سیلونه نه به‌خاطر نثر ادبی، بلکه به‌دليل پیام و رهنمودهای سیاسی آنها بود. خود او بر این باور است که کتابها و نوشته‌های ادبی نقش مهمی در شکل‌گیری اندیشه و تفکر روشنفکری او نداشته‌اند و نویسندگی برای او همان‌گونه که در کتاب«خروج اضطرری» آمده است درک و ضرورت برای شهادت دادن به شرایط اسفناک زندگی انسان و قرار دادن نیروی امید در مقابل آن است. او در همین کتاب در تعریف آزادی می‌نویسد آزادی یعنی توانایی برای تردید کردن، توانایی برای خطا کردن، و توانایی برای تجربه و جستجو کردن و توان نه گفتن به هر مقامی، ادبی، هنری، فلسفی، مذهبی، و اجتماعی و سیاسی. کتاب «نان و شراب» او در واقع برداشتی از زندگی عیسی مسیح است که بهای گناهان نوع بشر را با سپردن خود به صلیب می‌پردازد و در شام آخر تن و خون خود را به حواریون می‌دهد و می‌گوید این نان و شراب من است. اين كتاب تحلیلی است بر سیاست و زندگی توده‌ها، و تحلیل سه عنصر سوسیالیسم، فاشیسم، و کلیسا، قهرمان داستان گرچه تفکر سوسیالیستی دارد و علیه فاشیسم می‌جنگد ولی در تضاد عمیق بین باورها و واقعیتها قرار دارد. او از دگماتیسم فاصله زیادی دارد، به انتقاد و تحلیل در عملکرد خود اعتقاد دارد و تا زمانی که نهضت به نظام تبدیل نشده است پویا، و آزادیخواه است اما به‌مجرد دستیابی به قدرت و تبدیل آن به یک نظام آن ویژگیها را از دست می‌دهد و در تعصب کور خود فرومی‌رود.«مکتب دیکتاتور‌ها» راه و روش سیاسی حاصل تجارب او با رویداد‌های فاشیستی ایتالیا و بحران روند دموکراتیک در سالهای1930تا1940 است. او می‌گوید دیکتاتوری از فعل دیکته کردن می‌آید و فقط یک کلاس می‌شناسد و در کلاس آن غلط املایی مورد تنبیه و مجازات قرار می‌گیرد و رژیم دیکتاتور مردم را به جای اندیشیدن به نقل قول و پیروی از یک کتاب دعوت می‌کند. دیکتاتوری از نگاه سيلونه محصول پیش‌زمینه‌های بحران در روند دموکراتیک است و گرایش عمومی اصالت دادن به دولت. او معتقد است دولتی کردن امور اجتماعی به‌جای نهادینه کردن دموکراسی جامعه را به بستر تباهی می‌کشد و برای حل معضلات روز به روز نهادهای تازه‌یی ایجاد می‌کند. گسترش این نهاد‌ها به جایی می‌رسد که دموکراسی سیاسی نمی‌تواند آنها را کنترل کند و حاکمیت مردم حالت مجازی پیدا می‌کند. در ادامه اين روند بودجه کشور ابعاد غول آسا به خود می‌گیرد و دموکراسی به چنگ بوروکراسی می‌افتد. و در مجلس قانونگذار در باره مسائل بی‌اهمیت بحث و تبادل نظر می‌شود. همگام با انحطاط قوة مقننه تعهدات اخلاقی نمایندگان سقوط می‌کند و فقط به فکر پیروزی در انتخابات بعدی بودند. نکتة مهمي كه سيلونه مطرح مي‌كند این است که ديكتاتورها از چه افرادي سود مي‌جويند؟ او مي‌گويد: يونانيان قديم به‌درستي معتقد بودند كه «خودكامه» رعيت را به‌وجود نمي‌آورد، بلكه اين رعايا هستند كه فرد خودكامه را به حاكميت مي‌رسانند. آيا هرگز ديده شده است كه ملت آزاده‌یي مدتي طولاني تسليم استبداد شود؟ ديكتاتورها افسردگي ملت را دوست دارند! واقعيت اين است كه فاشيسم از آسمان به زمين نيامده است، بلكه بر مردماني مسلط شده است که آمادگي سلطه پذيري را داشته اند. سيلونه به يكي از عوامل برپايي ديكتاتوري اشاره مي‌كند و مي گويد: يأس و افسردگي اجتماعي، زمينة مساعدي را براي حاكميت ديكتاتورها فراهم مي‌كند. تجربه نشان داده است كه گذشته از مواردي استثنايي، روان بشري در شرايط دشوار تعادل خود را از دست می‌دهد و توانايي برخورد منطقي از او سلب مي‌شود. اگر احساس خطر جاني و تهديد و گرسنگي براي چند سال تداوم پيدا كند، حتي عادي‌ترين و فهميده‌ترين انسانها را نيز دچار تشويش مي‌كند و در چنين حالتي است كه ديكتاتورها براي بازگرداندن عنصر آرامش سربلند می‌کنندسیلونه «در یک مشت تمشک» دنیای کوچکی در دهکدة سن لوکا در جنوب ایتالیا را ترسیم می‌کند که بعد ازپایان جنگ جهانی دوم و سقوط فاشیستها هنوز نظام فئودالی و اربابی برقرار است وحزب کمونیست ایتالیا در حال عضوگیری و سازماندهی تشکیلات است. حزب برای فعالیتهای سیاسی علنی خود به بسیج دهقانان و احقاق حقوق آنان از مالکین فعالیت می‌کند. در این داستان سیلونه انسانها را با کاراکترهای مختلف و عقاید و افکار متفاوتشان که برای کسب پیروزی تلاش می‌کنند نشان می‌دهد. اين حوادث و دهقانان فقیر و بی‌زمین سن لوکا مظهر هزاران انسان همنوع خود آنان است که بدون آگاهی از حقوق حداقل خود در سخت‌ترین شرایط حیاتی به‌سر می‌برند. این افراد با سنتهای خانوادگی و مذهبی و فرهنگی که در حقیقت زندانبانانشان هستند به‌دنیا می‌آیند و از دنیا می‌روند. و غاصبان بیش از هر کس از این نا‌آگاهی و انفعال تودة مردم سود می‌برند. و از طرف دیگر حزب یا تشکل آزادیخواه و انقلابی بهترین لانه برای فرصت‌طلبان و قدرت‌طلبان می‌شود و با دروغ و نفاق از سیستم سلسله مراتبی تشکل که لازمه هر سازمان انقلابی است به‌مثابه پله صعود و ترقی استفاده می‌کنند و مالکان دستاوردهای جنبش را که به بهای خون هزاران نفر از افراد مؤمن و صادق جنبش فراهم شده غصب می‌کنند. غاصبان و مالکان جدید تازه به دوران‌رسیده صدمرتبه سنگدلتر و ظالمتر از اسلاف خویش هستند. نویسنده برای یادآوری خاطرات افراد و قرار دادن خواننده در مسیر پیشرفت داستان بارها نظم داستان را به‌هم می‌زند و از زمان حال به گذشته می‌رود و باز می‌گردد و به ارزیابی جامعه‌شناسی و روانشناسی فضای داستان، و شخصیتهای آن می‌پردازد.

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

چهارشنبه، اسفند ۲۴، ۱۳۸۴

در تماشای میدان شهر


ترا با دهان حقارت دشنام می‌دهند
چون لبانت تر به تبسم بسته است
ترا با باتوم جهل می‌کوبند
چون گیسوانت معطر از بوی رهایی است
ترا در قفس خانه حبس می‌کنند
تا کسی خود را در قرینه چشمانت گم نکند
ترا سنگسار می‌کنند
چون سنگرویان حاکم ، سنگدلان سالیان ستم هستند
ترا مجرم می‌شمارند
جرم تو زیبائی‌ست
و گاهی هم برایت شعار برابری نشخوار می‌کنند
تا ظاهر و موقعیت سیاسی‌شان را حفظ کنند
ولی دیری نمی‌پایید می‌دانم
روزی کلمات تو و من هم وزن خواهد شد
روزی که فریاد من و اشگ تو
فقط از شوق خواهد بود
می‌دانم آنروز می‌آید روزی که
زنان آزادی را در آیینه میهن با مردان قسمت خواهند کرد

چهارشنبه سورى روز اعتراض ملى

بعد از حمله وحشیانه ایادی رژیم آخوندی به تجمع زنان آزاده ایرانی که برای بزرگداشت روز جهانی زن گردهمایی کرده بودند مردم و بخضوص جوانان این هفته به کوری چشم آخوند‌ها چهاشنبه سوری را هر چه با شکوهتر جشن می‌گیرند و همه به استقبال نوروز می‌رویم . ما هیچ وقت چهارشنبه آخر سال مغلوب رژیم نشدیم و هر سال جشن گرفتیم چون آخوندها با تمام سنتهای ملی و باستانی ما و با هر جشن و شادمانی که نشان از هویت ایرانیان دارد مخالفت می‌کنند و خوشبختانه مردم ما این میراث پدران و مادران ما را با مبارزه علیه رژیم پیوند می‌دهند و به یک نوع اعتراض ملی تبدیل شده است . وچقدر با شکوه است این سنتهایی که ما ایرانیان را به هم پیوند می‌دهد و حداقل سالی یک بار در ما حس همبستگی و اتحاد بوجود می‌آورد . پس چهارشنبه سوری را به میدان جنگ با رژیم تبدیل می‌ کنیم

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

چهارشنبه، اسفند ۱۷، ۱۳۸۴

روز جهانی زن


با گرامیداشت 8 مارس روز جهانی زن و خاطره قلبهایی که برای برابری حقوق زن و مرد سوختند و زبانه کشیدند ولی تسلیم قوانین اسارتبار نشدند ، به پیشواز حرکت جنبش آزادیخوانه زنان دلاور کشورمان می‌رویم . وبه مناسبت همین روز بسیاری از زنان آزاده ایرانی امسال هم به پارک لاله تهران می‌روند تا این روز تاریخی را گرامی بدارند و در تجمع اعتراضی زنان علیه قوانین قرون وسطایی حکومت شرکت کنند تا صدای بسیاری از بی‌صدایان باشند . اگر پای حرفهای هر کدام از این زنان بنشینیم و به درد دل ساده آنان گوش بدهیم همان دلهایی که هیچ‌وقت سرد و منجمد نمی‌شود بیشتر صحبتهایشان از زندگی گمشده‌شان لابلای قوانین مذهبی است و آنهایی هم که حرف نمی‌زنند در سکوت نگاهشان می‌توانیم درد عمیق اسارت و زنجیر قوانین آخوندی را ببینیم . مثل حق طلاق ، حجاب اجباری ، دیه زن که نصف مرد حساب می‌شود ، اجازه نامه شوهر برای مسافرت خارج ، حکم غیر انسانی سنگسار و غیره ...
و متاسفانه در کشور ما بیش از همه جا این ظلم و ستم به زنان رایج است . ولی در غرب مسئله جور دیگری است برای بسیاری از زنان غرب بنظر می‌رسد که مبارزه تمام شده و سلاحهایشان را در انزوای زرادخانه ِ میز آرایش عوض کرده‌اند و بسیاری از این زنان هم جذب جامعه مصرفی شده‌اند و با مقوله آزادی فاصله زیادی دارند . در غرب به رسم سنت دیرینه گل لیموزا به مناسبت این روز به زنان اهداء می‌کنند و گل لیموزا نماد و سمبولی از برابری است ولی هنوز در بسیاری از سرزمینهای این پهنه بیکران برای بدست آوردنش باید با چنگ و دندان مبارزه کرد . شاید هم این جشن 8 مارس برای زدودن و پاک کردن وجدانها است در برابر روزهای تکراری تکرار از خشونت و ظلم تاریخی در جوامعی که مرد‌سالاری ریشه‌های عمیق دارد عمقی به وسعت اقیانوس . و آه بلند بادبان من

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

جمعه، اسفند ۱۲، ۱۳۸۴

روزگار غریبی است نازنین


این فردی که در عکس می‌بینید آقای سعید احمدزاده اردبیلی می‌باشد عشق شهرت و کسب نام چنان او را به وسوسه انداخته که برای رسیدن هر چه زودتر به حوزه هنر و ادبیات ، نردبان قلمش را بروی نشریه فرهنگی و ادبی ندا تکیه می‌هد که من بشکل مستمر هر بار که منتشر می‌شود در وبلاگم می‌گذارم و در ستون دست راست لینک داده‌ام و این آقا تمام آثار ادبی ترجمه شده از دکتر زری اصفهانی و حمید مشیری و حمید نصیری را به نام خود در وبلاگش به ثبت رسانده است از جمله ترجمه شعرهای لورکا و ترجمه ازبرتولت برشت و یا سخنرانی نرودا به هنگام دریافت جایزه نوبل و بسیاری از مطالب و نوشته‌های ادبی را به نام مترجم سعید احمدزاده اردبیلی ثبت کرده است و تمثیل مبارکش را هم آذین مطالبش در وبلاگ قرار داده . گاهی اوقات انتظارات بیش از حد آدمها چنان چشمانشان را کور می‌کند که بجز شهرت و نام چیز دیگری نمی‌بینند و به وبلاگ بسنده نکرده و تصمیم به چاپ این مقالات بشکل کتاب می‌کند و برای تبلیغ از نبوغ و دانش ادبی خود با خبرگزاری فارس در مورد چاپ این کتاب به سخن پراکنی می‌پردازد کسی هم آنجا نبود تا یک لیوان آب زرشک بهش تعارف کند وبگوید آقا سعید کوتاه بیا . قضیه به اینجا ختم نمی‌شود آقا این مطالب را به سایتهای ادبی هم به نام خود ارسال می‌کند و همه سایتها به نام این مترجم مقالات را در سایتهای اینترنتی می‌گذارند حالا خوبه کتابخانه دم دستش نبود و اگرنه تمام کتابهای کتابخانه را به اسم خودش بالا می‌کشید این مقالات که سعید جان ادعای ترجمه آنها را دارد از سه زبان فرانسه و انگلیسی و آلمانی هست و برای ترجمه آن آشنائی با زبان کافی نیست بلکه تسط کامل و آشنائی با فرهنگ آن کشور‌ها هم لازم است و با سن سعید جان در تعارض است و نمی‌توان براحتی هضمش کرد . بهر حال شاید هم طرف از سلامت روانی برخودار نیست و به علت کمبود و حقارت دست به این نوع اعمال ضد اخلاقی دست می‌زند . دکتر زری اصفهانی هم که مطالبش به سرقت رفته دست بر دار نیست و با نوشتن مقاله دزدی در اینترنت آن هم در روز روشن به تمام سایتهای ادبی که به اسم سعید احمدزاده اردبیلی مقالات را منتشر کردند ایمیل فرستاده و موارد سرقت را توصیح داده است حالا خوبه طرف به سرقت ترجمه قناعت کرده و ادعا نکرده مثلاً نرودا و یا لورکا و برشت تو اردبیل شاگردان او بودند و از او دانسته‌هایشان را آموختند .

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed