Recent Posts

جمعه، آبان ۰۷، ۱۳۸۹

پاچه خواری

لابد شما هم شنیدید و دیدید که کریم باقری وچند فوتبالیست پاچه خوار دیگر، به ضیافت بازی فوتبال احمدی‌نژاد و مورالس رفتند و با جانی و قاتل مردم ایران فوتبال بازی کردند رژیم کودتا برای مشروعیت دادن به حکومتش از بازیکنان محبوب فوتبال استفاده ابزاری می‌کند اگر این بازیکنان پاچه خوار واقعاً ورزشکار بودند به احمدی‌نژاد و دار و دسته کودتاچی سواری نمی‌دادند . این قانون طبیعت است هر چقدر به قطب جانیان و قاتلان نزدیک می‌شوید از مردم و ارزش‌های مردمی دور می‌شوید و این آخرین بازی خداحافظی کریم باقری و رضا جباري، فرهاد مجيدي ، طالب‌لو با هوادران‌‌شان بود

یکی از کاربران بالاترین دلایل نرفتن به این ضیافت‌های فرمایشی و امتناء از سرسپاری به آستان قاتلان و شکنجه‌گران فرزندان میهن را خیلی خلاصه در کامنتی نوشته که برایتان ذکر می‌کنم

بالابردن هزینه اجتماعی برای چاپلوسی و همکاری با جنایتکاران و مزدوران دیکتاتوری: 1)یک وظیفه انسانی در مقابل جنایتهای صورت گرفته است 2)یک راهبرد موثر مبارزه بدون خشونت است 3) جزو محدود ابزارهای اعتراضی فعال و قابل اجرای از دورردست است 4) یک شیوه مقابله با جنگ روانی حکومت دیکتاتوری است 5) خنثی کننده استفاده تبلیغاتی از چهره های معروف ورزشی هنری و علمی برای ایجاد مقبولیت و مشروعیت است 6) یک عامل بازدارنده و پیشگیرانه برای آلوده شدن چهرههای معروف نااگاه یا متزلزل در آینده است 7) نشانه زنده بودن یاد کسانی که جانشان و آرامششان را فدای ارزشهای انسانی کردند ومیکنند 8) افزایش دهنده حساسیت اجتماعی و پویایی فرد معترض و اجتماع است 9)

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

پنجشنبه، مهر ۲۹، ۱۳۸۹

یادبود



در رفتن
باز آمدی
با شعرت
با صدایت
که جوانه می زند

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

سه‌شنبه، مهر ۲۷، ۱۳۸۹

مرضیه، جاودانه زنی در هنر معاصر



صدا صدا تنها صدا
صدای خواهش شفاف آب به جاری شدن
صدای ریزش نور ستاره بر جدار مادگی خاک
صدای انعقاد نطفه ی معنی
و بسط ذهن مشترک عشق
صدا صدا صدا تنها صداست که میماند

-فروغ فرخزاد-


این چند روزه احساس می‌کنم هنوز در تصرف خبر مرگ مرضیه هستم . و به فکر این که چگونه بیماری، توانست با ضربه‌ای به سمفونی بزرگ زندگی مرضیه خاتمه دهد. او که با کارنامه 60 ساله هنری به خوبی آهنگ این زندگی را درک کرده بود و خود را به بلند‌ترین درجات اعتلای هنری عروج داده بود .

این روزها فضای مجازی مخصوصاً فیس بوک لبریز از نام و یا آهنگ‌های اوست مینای شکسته، سنگ خارا، دیدی چه رسوا شد دلم، بخوان به نام گل‌سرخ، بیداد زمان، و از صدای او محسور می‌شوم. آن صدای آشنا و جادویی که می‌خواند، رفتم که رفتم، امروز برای همیشه در اورسورواز در کنار فرزند‌ش به خاک سپرده شد

میراث ماندگار ایران فقط اشیاء و بناها نیستند. آثار و نشانه‌های هنرمندان، مردان و زنان بزرگ کشورمان در سطر سطر صفحات تقویم تاریخ فرهنگ ایران ثبت می‌شود. اگر چه در طول تاریخ همواره مستبدان و حکامان ظالم سعی در محو و نابودی این ماندگارها هستند

می‌خواهم مرضیه را ستایش کنم چون امروز هنرمندانی را می‌بینم که هنوز بر اولیٌن پله انسانیت گام نگذاشته‌اند، هنر و توانايي‌هايشان را قرباني درگاه مشتي خونريز و ستمكار می‌کنند. و با هارترين دشمنان آزادي كه بي‌گمان بيرحم‌ترين دشمنان نسبت به‌هنر نيز خواهند بود بیعت می‌کنند


مرضیه از طریق آهنگ‌هایش با مردم حرف می‌زد. نغمه‌خوانی که با بغض مردم می‌گریست و با شادی مردم می‌خندید . و وقتی که سایه سیاه آخوندی بر پهنای کشور سنگینی کرد و زنان از حق خواندان آواز محروم گشتند، مرضیه بعد از چندین سال سکوت، از خانه و کاشانه و فرزند و مال و منال و دیگر دل‌بستگی‌ها چشم پوشید و با پذیرفتن خطرات و درد و رنج راهی تبعید شد و زبان به اعتراض وضع موجود گشود و حکومت را غاصب و نامشروع خواند و بغض فروخورده مردمش را در آوازهای خود جاری کرد و هنرش فارغ از ارزش والای هنری، کارکردی اجتمایی سیاسی یافت


اگر روزی روزگاری گذرتان به پاریس افتاد در شهرک اورسورواز واقع در شمال غربی پاریس نزدیکی‌های مزار وانگوگ، آن نقاش عاشق گل آفتاب گردان، مزاری را خواهید دید که به روی سنگ مرمری آن نوشته شده است اشرف‌السادات مرتضایی و اگر آهسته گوش جانتان را به روی این سنگ مرمر بگذارید ...صدایش را خواهید شنید
اگر از مزارش دور شدید از یادش دور نخواهید شد

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

پنجشنبه، مهر ۲۲، ۱۳۸۹

بانوی آواز ایران جاوادنه شد

برای بزرگ‌نمایی به روی تصویر کلیک کنید

مرضیه بزرگ بود و بزرگ ماند. زمانی که هر صدایی از جنس عشق و آزادی در گلو خفه می‌شد او برای آزادی خواند برای عشق خواند و برای مردم ایران خواند و برای چندین نسل خواند. صدای تمام عاشقان را می‌شد از گلوی او شنید ، کلمات عاشقانه اشعارش، قلب‌ها را لبریز می‌کرد و ظرافت ملودی دل‌نشین او روح آدمی را نوازش می‌کرد. نغمه‌خوان سرکش موسیقی ایران بالاخره پس از عمری خدمت به فرهنگ این مرز و بوم دیروز چشم از جهان بست صدای او مثل جزیره‌ای در دریا به یادگار خواهد ماند. یادش گرامی باد
پی نوشت
گل کو عزیز در فیس بوک برای مرضیه نوشته است

مرضیه عزیز..... هنوز چشم به راهم!

دیروز روز چهارشنبه 13 اکتبر 2010 ساعت یک بعد ازظهر مرضیه در بیمارستانی در پاریس زندگی را وداع گفت. زندگی که میشود بدون اغراق گفت حتی یک روز و یک دقیقه اش هدر نرفته است.

مرضیه عزیز دلم برایت تنگ میشود وقتی اینها را مینویسم.تو تنها یک خواننده نبودی. تنها سرمایه تو آن صدای جاودانی ات نبود. نمیدانم چرا هر وفت بهت فکر میکنم در ذهنم تو و چه گوارا یکی میشوید. کسانی که نه تنها در شغل خود بهترین بودند اما نبوغ خود را فقط برای بهتر کردن زندگی خود استفاده نکردند. کسانی که زندگی و مرگ دیگران برایشان مهم بود. کسانی که خود خواسته به تبعید رفتند و در راه خلقشان تانفس آخر مبارزه کردند.

آری مرضیه عزیز تو اول یک مبارز و بعد یک هنرمند نابغه هستی.
با این که با موسیقی اصیل ایرانی هیچ دلبستگی نداشتم صدای تو و طرز اجرای تو موسیقی ترا برای من از بقیه جدا میکرد. وقتی دیو جهل ایران را زیر چکمه های خونین خود گرفت.

تو خاموش ماندی. خودت را به جمهوری اسلامی نفروختی و تاوان این مقاومت را با 15 سال سکوت پرداختی
مرضیه عزیز تو در 69 سالگی در زمانی که میتوانستی باز خاموش بمانی و کسی هم به تو ایرادی نمی گرفت به هر چه داشتی پشت پا زدی. خطرها را به جان خریدی . از مال و ملک و فرزند گذشتی و به مردم ایران پیوستی. کاش بدانی که این اقدام شجاعانه تو چه تاثیری بر مردمی گذاشت که جمهوری اسلامی با شکنجه و اعدام و رعب و وحشت و ایجاد فقر و اعتیاد سعی در نابودیشان داشت. تو روح تازه ای به مردمت دمیدی.

کنسرت های تو در سن هفتاد سالگی..آن انرژی بی پایان تو ...مسافرت هایت به کشورهای مختلف..اجرای شجاعانه سرود ای ایران..اذان..ربنا...شکستن همه تابوهای موجود....فصل جدیدی هم در زندگی تو و هم در زندگی طرفدارانت بود. من در تو نه تنها یک خواننده موفق بلکه یک زن بزرگوار و شجاع می دیدم . هر سرود و آهنگی که اجرا کردی ...هر پیامی که فرستادی...هر لحظه ای که روی صحنه تلویزیون ظاهر شدی...تکه ای شد از وجودم که جداشدنی نیست.

شاید برای همین است که غم رفتنت اینقدر سنگین است. برای اینکه باری که تو در زندگی پربارت بر دوش کشیدی قابل تصور نیست. برای اینکه آنچه تو به مردم رنج کشیده ات بخصوص در شانزده سال آخر عمرت هدیه کردی آنقدر ارزشمند است که نمیتوان جدایی از سرچشمه آن را تصور کرد. هنوز چشم براهم که صدایی.. پیامی.... از تو بشنوم .

هنوز چشم به راهم!


ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

سه‌شنبه، مهر ۲۰، ۱۳۸۹

همسر سفیرایران در فرانسه : غده ای در سرِ ما زنان وجود دارد که اجازه قضاوت درست را از مامیگیرد



خبرنگار : مایلم در مورد خواسته های زنا ن ایرانی صحبت کنیم، شنیده ام که خانم شیرین عبادی برنده جایزه نوبل حقوق بشر برای تساوی حقوق زن و مرد در برابر قانون مبارزه میکند ……

همسر سفیر : من قبل از اینکه توضیح بدم، اینهم باز از اون چیزهائیه که متاسفانه، متاسفانه باید بگویم که این جایزه بعضی اوقات به کسانی داده میشود که لیاقتش را ندارند. من فکر میکنم خانمها عاطفی تر هستند.

به نظرم میتواند به فرم بدنی آنها هم ارتباط داشته باشد. میدانید که زنها چگونه مادر میشوند ؟

برای اینکه در سر زنها غده ای وجود دارد که مختص زنان است، چه در انسان و چه در حیوان. این بخش از سر زنان است که محرک اصلی حساسیت زنان است. بخاطر اینکه زنها خیلی عاطفی هستند خیلی دلسوز هستند خیلی مهربان هستند ممکنه که اون زمانی که میخواهند شهادت بدهند اون عواطفشون مانع این کار بشه و نتوانند درست تصمیم بگیرند ……

خبرنگار : خود شما به نظر نمیاد که احساساتتان باعث لغزش در تصمیماتتان بشود و شما را بسیار مصمم میبینم، من در ایران برعکس آنچیزی را که میگوئید دیده ام. بعضی اوقات زنان ایرانی را با افکاری بسیار روشن تر از مردان و بسیار باهوشتر از مردان ایرانی دیده ام …

همسر سفیر : این درسته، این نظر شماست ولی این واقعیته ! ما اون غده در سرمان هست، هرچقدر هم اقتدار داشته باشیم، آن موقع حساس، باز اون عواطف ما نمیذاره، باز جلوی ما را میگیره !

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

یکشنبه، مهر ۱۱، ۱۳۸۹

نمودار تحول اقتصادی احمدی نژاد



ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

چهارشنبه، مهر ۰۷، ۱۳۸۹

مادر کوشالی چشم‌های خسته و دلگیرش را برای همیشه فرو بست



هیچ‌گاه ندیده‌ام ، چشم‌هایی
چون آسمان بی انتهای چشم‌های تو
صاف و ساده، ولی پر از ستاره

مادر کوشالی چشم‌های خسته و دلگیرش را برای همیشه فرو بست، همان چشم‌هایی که هر از گاهی می‌بست و خدا را صدا می‌زد ، همان چشم‌هایی که از زندگیش سخن می‌گفت، و پرپر شدن پنج جگر‌گوشه‌اش را شاهد بود ، همان چشم‌هایی که وقتی نام میهن و ایران را می‌‌دید درد عشق تمام وجودش را می‌گرفت و این چشم‌ها را براق می‌کرد و درخشش آن احساس ناب مادری را در او شکوفا می‌کرد

مادر درست مثل آن پروانه‌ایی که وقتی می‌خواهد بمیرد بی‌صبرانه در جستجوی گل‌های خود است زخم‌های کهنه‌اش را با مقاومت مردم ایران مرهم می‌داد و همه مبارزین و مجاهدین و دانشجویان قیام را فرزندان خود می‌نامید و در جستجوی آنها بود

عکس‌های مراسم خاک‌سپاری مادر را دیدم چقدر گل بر مزارش گذاشته بودند حالا در گورستان سرژی آرام گرفته و به زمزمه‌های گل‌ها در نسیم پائیزی گوش می‌دهد، راستی مادر کوشالی، این زمزمه‌ها چقدر شبیه لالایی های تو برای فرزندانت است! و می‌دانم اگر برگ‌های پائیزی بر مزارت بیافتند، پرندگان بی‌صبرانه بال خواهند کشید و این برگ‌ها را برای ساختن آشیانه خود خواهند برد

ویدئو کلیپ تقدیم به مادر کوشالی

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

چهارشنبه، شهریور ۳۱، ۱۳۸۹

یک محموله بزرگ انفجاری که از ایران به مقصد سوریه حمل و نقل می‌شد در بندر ایتالیا کشف و ضبط شد




امروز خبرگزاری آنسا ایتالیا از منابع موثق گزارش داد که یک محموله بزرگ مواد منفجره تی4 یا RDX در بندر جویا تائورو در استان رجٌو کالابریا ایتالیا کشف و ضبط شده است. کشف این محموله که حاوی 6 تا 7 تن مواد منفجره است در نتیجه فعالیت‌های تحقیقاتی کارشناسان بین‌المللی صورت گرفته است

این محموله که حاوی شیرخشک بسته بندی شده است از ایران وارد ایتالیا، و به مقصد سوریه بارگیری شده بود و در بندر جویا تائورا توسط پلیس رجٌو کالابریا و پلیس مالی و با همکاری ماموران گمرگ متوقف و بعد از بازرسی و تحقیقات، حدود 6 تا 7 تن مواد منفجره تی4 در این محموله کشف و ضبط شد
تی 4 یا RDX یا Cyclotrimethylentrinitramine در اکثر جنگها از آن بعنوان ماده منفجره در پر کردن بمبها- راکتها و… استفاده می‌کنند. و از قدرت انفجاری بالا برخوردار است


در ویدئو زیر کنفرانس مطبوعاتی مقامات و سخنگوی پلیس رجٌو کالابریا و پلیس مالی و سخنگوی گمرگ، دیده می‌شوند که به سئوالات خبرنگاران پاسخ می‌دهند در این کنفرانس مقامات تأکید دارند که با توجه به کمیت این محموله مقصد اصلی آن رساندن مواد منفجره به باندهای خرابکار و اشرار ایتالیایی نبوده، و چون بندر جویا تائورو بزرگترین بندر مدیترانه است و سالانه 3 میلیون، و روزانه 5 تا 6 هزار کانتینر در آن حمل و نقل می‌شوند در نتیجه نیروی بسیار زیادی برای کنترل و بازرسی این کانتینرها در این بندر استقرار دارند و البته بجای این بندر می‌توانست هر بندر دیگری اروپایی و یا ایتالیایی باشد و عکس‌هایی از کارتن‌های باز شده موادر منفجره را به خبرنگاران نشان می‌دهند

و خبرنگاران می‌پرسند چه کسانی شما را از محتوای این کانتینر آگاه ساختند و از کدام کشور حرکت کرده و مقصد آن کجا بوده است ؟ که رئیس پلیس می‌گوید انتلیجت سرویس ما را از وجود مواد منفجره در کانتینر مطلع ساخت و ما به بازرسی دقیق محموله اقدام ورزیدیم و در 6 آگوست از بندر عباس این محموله حرکت کرده و در مورد نقطه مقصد آن در حال انجام تحقیقات بیشتر هستیم ولی گویا در بارنامه تخلیه محموله بندر "لاتاکيا"ي سوريه قید شده است

و بعد خبرنگاری می‌پرسد چرا بندر ایتالیا را برای انجام این کارها انتخاب کردند که در جواب می‌گویند اینجا یک ایستگاه بوده برای تعویض کردن کشتی و می‌توانست به راحتی هر بندر دیگری باشد



ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

دِ بیا بیرون لعنتی



ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

یکشنبه، شهریور ۲۸، ۱۳۸۹

ارژنگ داوودی پس از 67 روز اعتصاب غذا بیش از دو روز دیگر زنده نمی‌ماند



در میان انبوه خبرها مهم امروز، خبری از زندان گوهردشت بدون هیچ‌گونه جنجال رسانه‌ای در مورد ارژنگ داوودی به بیرون درج کرد خبر این است ارژنگ داوودی پس از 67 روز اعتصاب غذا بیش از دو روز دیگر زنده نمی‌ماند انگار کسی پیگیر وضعیت اقای ارژنگ داوودی نیست! حالا چه فرقی می‌کند چه طناب میرغضب او را را به جوخه مرگ بسپارد چه اعتصاب غذا، فردا دیر خواهد شد همین امروز وظیفه ملٌی میهنی هر ایرانی است که به حمایت از این زندانی برخیزد با تلفن و فکس به صلیب سرخ و سازمان ملٌل و سازمانهای حقوق بشری برای نجات اقای ارژنگ داودی تماس بگیریم
با دبيركل سازمان ملل...شماره کمیسریای عالی حقوق بشر سازمان ملل

The UN (سازمان ملل)
Telephone: +41 22 917 9220
Email: InfoDesk@ohchr.org
Email: nationalinstitutions@ohchr.org
gmagazzeni@ohchr.org

شماره دفتر دبیر کل

5012 963 001212

بان کی مون
Ban Ki Moon
sg@un.org

Navi Pillay
ناوی پیلای ( رییس کمیسیون حقوق بشر)
registry@ohchr.org

ارژنگ هم مثل بسیاری از زندانیان سیاسی دیگر دست از خانه و کاشانه و زندگی شسته‌ و برای آزادی میهن زیر فشار و شکنجه قرار گرفته‌ است . سربلند و سرافراز تسلیم حکومت مستبد و جنایت‌کار آخوندی نشده است و امروز این زندانی به یاری و حمایت ما نیاز دارند لازم نیست آدم سیاسی باشیم تا حمایت کنیم با هر عقیده و مسلک و مرامی می‌توانیم اطلاع رسانی کنیم وظیفه و تعهد انسانی و مسئولیت وجدانی در مقابل این زندانیان به دوش ما است . آیا نمی‌خواهیم در ریختن دیوار اختناق و برای آزادی و دموکراسی در کشورمان سهمی داشته باشیم

در همین رابطه
از شخص سید علی خامنه ای اعلام شکایت نموده خواهان رسیدگی قانونی و عادلانه هستم( ارژنگ داودی)

پتیشن برای آزادی ارژنگ را امضاء کنید ( متن انگلیسی و فارس )
We Demand the Immediate Release of Arzhang Davoudi! In Danger of Death, Over Two Months on Hunger Strike!

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

شنبه، شهریور ۲۷، ۱۳۸۹

چهارشنبه، شهریور ۲۴، ۱۳۸۹

ستار لقایی قصه نویس و روزنامه‌نگار ایرانی درگذشت




ستار لقائی نویسنده و روزنامه نگار باسابقه مطبوعات ایران روز دوشنبه ۲۲ شهریور، در پی ۴ سال دست و پنجه نرم کردن با بیماری سرطان در سن ۶۴ ساگی در لندن درگذشت.

ستار لقایی در سال ۱۳۲۵ در تربت حیدریه متولد شد و زمانی که دانشجوی دانشکده ادبیات دانشگاه تهران بود کار مطبوعاتی خود را در مجله تهران مصور آغاز کرد.
وی مدتی سردبیر تهران مصور بود و پس از تعطیل این مجله سردبیری مجله هفتگی "کودک و زندگی" را بر عهده گرفت.

ستار لقائی طی دوسال قبل از پیروزی انقلاب ضدسلطنتی در ایران عضو هیأت مدیره و نایب رئیس سندیکای نویسندگان ایران بود و یک سال پس از پیروزی انقلاب دستگیر و پس از دو هفته آزاد و بلافاصله از ایران خارج شد و در لندن اقامت گزید. ستار لقایی در مدت ۳۱ سال زندگی در تبعید هیچگاه به ایران تحت حاکمیت آخوندها بازنگشت.
در لندن لقائی اقدام به تأسیس یک موسسه انتشاراتی کرد و مجلات، روزنامه ها و کتابهای متعددی را منتشر نمود و همزمان هفته نامه های "فریاد آزادی"، "ندا" و "پیام" را منتشر و سردبیری کرد.

ستار لقایی در خارج از ایران از اعضای فعال و از مدیران کانون نویسندگان در تبعید و انجمن قلم بود.
از لقائی مجموعا ۱۸ کتاب شامل داستان های بلند، مجموعه داستان های کوتاه، گزارش و داستان کودکان به چاپ رسیده است.

ستار لقایی از یاران مقاومت و حامیان اشرف بود و سال گذشته در شرایطی که عوامل رژیم در عراق به اشرف حمله کرده بودند در تحصن هواداران مجاهدین در مقابل سفارت آمریکا در لندن حاضر شد و همبستگی خودش را با اشرفیان اعلام کرد.
برگرفته از سایت همبستگی ملی

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

دوشنبه، شهریور ۲۲، ۱۳۸۹

در خیابان به دیدارت آمدم

چه کارزار گسترده‌ای در ایتالیا برای سکینه محمدی آشتیانی صورت گرفت هیچ وقت کشور ایتالیا در این ابعاد وسیع از یک متهم محکوم به اعدام حمایت نکرده بود. البته نا گفته نماند در مورد کبری رحمانپور هم فعٌالیت‌های زیادی در ایتالیا انجام شد ولی ضریب آن قابل قیاس با این پرونده نبود

امروزه شمار حامیان لغو مجازات اعدام پیوسته رو به افزایش است گرفتن جان در ازای جانی که گرفته شده است عدالت نیست انتقام جویی است . و نمی‌توان با شیوهای آخوندی مثل قانون ضد انسانی قصاص و با سنگسار آموزش داد که کشتن اشتباه است . فقط با فرهنگ تعلیم و تربیت و احترام نسبت به حقوق دیگران و با تضمین حقوق یکسان برای مردم می‌تواند جرایم را کاهش و تا حدی پیشگیری کرد.

آمارها نشان می‌دهد که در کشورهای حامی مجازات اعدام جرایم جنایی کاهش نیافته و حتی در کشورهایی مثل ایران افزایش یافته . مجازات اعدام با ماده 3 اعلامیه حقوق بشر در تناقض است این ماده می‌گوید هر فردی حق آزادی ، و حق امنیت و حق زندگی کردن را باید داشته باشد . شاید هنوز نشود بشکل یک قانون بین‌المللی و از طریق سازمان ملل متحد و با تصویب رساندن لغو حکم اعدام ، قوانین جامعه جهانی را متمدن کرد ولی گام‌های اساسی درجهت برچیدن آن برداشته شده است .

عکس‌ها و فیلم‌های بسیاری زیادی در ایتالیا در اعتراض به حکم سنگسار سکینه منتشر شد و متأسفانه تو ایتالیا کسی را ندیدم که این عکسها و فیلم‌ها را جمع آوری کند و به سایر هموطنان به‌خصوص مردم ایران نشان بدهد شاید دیدن فیلم‌ها از طریق جستجوگر یوتیوب راحت و ساده باشد ولی در مورد عکس‌ها بسیاری از تصاویر نادیده می‌ماند، در بسیاری از این اکسیون‌ها دوستان و آشنایانم شرکت داشتند و برایم عکسها را ایمیل کردند و تعدادی از عکس‌ها را هم خودم جمع‌آوری کردم و کلیپی از این تصاویر تهیه کردم که شما را به دیدن آن دعوت می‌کنم



ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

جمعه، شهریور ۱۹، ۱۳۸۹

جمعه، شهریور ۱۲، ۱۳۸۹

ادامه اعتراض ها به حکم اعدام سکینه آشتیانی- رم مقابل سفارت جمهوری اسلامی ایران


گل بجای سنگ
فوتبال یکی از کانال‌های مناسب و خوبی است تا شاید بشود از این طریق صدای اعتراض جهانیان را به گوش حاکمان ناشنوای ایران رساند. امروز تو ایتالیا صدای فرانچسکو توتی یکی از قهرمانان صاحب نام فوتبال ایتالیا در حمایت از سکینه بلند شد. فرانچسکو توتی را بسیاری از ورزش دوستان ایرانی و خارجی می‌شناسند. نمی‌دانم پژواک گسترده صدای او می‌تواند جلوی جلادان سکینه را بگیرد یا نه!

کاپیتان تیم رم و تمامی بازیکنان باشگاه رم از فراخوان گل بجای سنگ در حمایت از سکینه استقبال کردند. توتی گفت « من خواهان آزادی خانم سکینه محمدی هستم. قابل قبول و باور کردنی نیست که امروزه چنین مجازاتی اصلا وجود داشته باشد. به امید آن روزی که کودکان، بانوان و تمام قشر ضعیف جوامع مورد احترام قرار گیرند و در حق آن ها تجاوز نشود »

روسلا سنسی مدیر عامل باشگاه رم هم گفت ما خانواده بزرگ زرد و قرمز (نماد تیم رم ) دسته گل‌هایی به نشانی سفارت ایران برای سکینه این سمبل آبرو و حیثیت زنان شرق ارسال خواهیم کرد تا این زن به وسیله سنگ‌های بی‌رحم و در قضاوتی ناعادلانه کشته نشود .

این حرکت انساندوستانه توتی و باشگاه رم، هم‌زمان با تظاهرات و اعتراض به حکم سنگسار سکینه، در مقابل سفارت ایران در رم بود، در مقابل سفارتخانه رژیم سنگسار را صحنه سازی کرده بودند تا مردم ببینند با تکه‌های سنگ چه بر سر زنان ایران می‌آورند

هم چنین در کمپیدولیو از طرف فرانچسکو توتی 24 شاخه گل رز، زیر عکس بزرگ سکینه نهاده شده بود و در کنار دسته گل توتی دو دسته گل دیگر به چشم می‌خورد، دسته گل گلادیول صورتی روسلا سنسی مدیل عامل باشگاه رم و دسته گل سوسن‌‌های نارنجی که نام آس رم بر آن نوشته شده بود
ارزش این گل‌های نهاده شده برای انسانیت به مراتب بیشتر از گل‌های کاشته شده در دروازه رقیب است

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

سه‌شنبه، شهریور ۰۹، ۱۳۸۹

قذافی آمد، او با 4 هواپیما و 30 راس اسب آمد


سرهنگ معمر قذافی برای شرکت در دومین مراسم سالگرد عقد قرارداد دوستی دوجانبه به رم آمد
و مثل همه سفرهای کلنل، این سفر هم جنجال برانگیز بود و ایتالیایی‌ها این یکی دو روز از کلنل حرف می‌زنند و از 4 هواپیمایی اختصاصی او برای سفر به رم، به همراه زنان بادی‌گارد و آوردن30 راس اسب اصیل بربر، و استقرار چادر صحرایی در باغ سفارت لیبی و همچنین دیدار با دختران جوان ایتالیایی و دعوت آنان به دین مبین اسلام، و اهدای 70 یورو و یک جلد از کلام الله مجید به تک تک این زیبا رویان،

اون قدیما می‌گفتند میمون هر چی زشت‌تره ادا و اطوارش بیشتره، و این سفر هم حاشیه تبلیغاتی سیاسی زیادی به همراه داشت و البته فعالین حقوق بشر ، و همچنین نماینده عفو بین الملل در ایتالیا نیز هم‌زمان با ورود قذافی به ایتالیا، اعتراضات خود را نسبت به نقض حقوق بشر در لیبی ابراز داشتند

از سال 1911 تا جنگ جهانی دوم لیبی یکی از مستمعرات ایتالیا به شمار می‌رفت. حالا با انعقاد پیمان سی اوت 2008 روابط سیاسی بین لیبی و ایتالیا رو به گسترش پیدا کرده و طبق این قرار داد دوستی دوجانبه قرار بر این شده که ایتالیا 5 میلیارد دلار به کشور لیبی به خاطر اشغال آن کشور در آن سالهای سیاه غرامت بپردازد و همچنین قرار است 1700 کیلومتر اتوبان برای این کشور احداث کنند

و در عوض لیبی متعهد می‌شود تا از مهاجرت غیر قانونی از سواحل آن کشور به طرف ایتالیا جلوگیری کند



نکته قابل توجه در این سفر رسمی عکسی بود که کلنل معمر قذافی به سینه‌اش چسبانده بود و در فیلم‌ها و عکس‌ها به وضوح دیده می‌شود در این عکس سیاه و سفید عمر المختار یکی از قهرمانان ضد استعماری لیبیایی دیده می‌شود که در آن زمان تبدیل به نماد مقاومت در برابر ایتالیایی های اشغالگر شده بود

عمر المختار که او را شیر صحرا می‌نامیدند رهبر مقاومت مردم لیبی بین سال‌های بیست تا سی علیه ایتالیای فاشیستی بود و این عکس هنگام دستگیری و زنجیر بستن شیر صحرا، توسط نیروهای اشغالگر فاشیستی در 11 سپتامبر 1931 گرفته شده است

و عاقبت این رهبر جنگجویان در 15 سپتامبر به دستور موسولینی که در یک تلگراف فوری به قضات دادگاه، خواستار اجرای اشد مجازات برای او شده بود در فردای آن روز به دار آویخته شد

و حالا کلنل قذافی با چسباندن عکس او بر سینه و آوردن فرزند 80 ساله او به روی صندلی چرخ دار، به همراه خود به ایتالیا می‌خواهد نان سیاسی آن را بخورد! ناگفته نماند که خود ایتالیایی‌ها اولین قربانیان فاشیسم موسولینی بودند و در این جاده خونین آزادسازی سینه‌هایشان از آماج گلوله‌های فاشیستی در امان نبودند


پی نوشت
عکس به دار آویخته شده عمر المختار توسط نیروهای فاشیستی ایتالیا
کلیپ عمر المختار
فیلم عمر المختار با بازیگری آنتونی کوئین


ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

پنجشنبه، مرداد ۲۸، ۱۳۸۹

ای کاش آن نهال نورس دموکراسی در این سرزمین نمی‌خشکید


وقتی مهدی میراشرافی نماینده وقت مجلس شورای ملی پس از تصرف رادیو به همراه زهدای برای اولین بار خبر سقوط دولت ملٌی دکتر محمد مصدق را به آگاهی مردم رساند و کودتاچیان از خراب کردن منزل مصدق و قطعه قطعه کردن دکتر فاطمی خبر می‌دادند، شاید نمی‌دانستند صدای بزرگترین رهبر سیاسی تاریخ معاصر ایران خاموش ناپذیر است.

آن پیر احمد آباد که آفتاب عمر خود را در وادی غروب می‌دید و دیر یا زود باید به راهی می‌رفت که همه ناگزیر خواهند رفت، روزی در مجلس شورا به نمایندگان و به مردم ایران گفته بود

چه زنده باشم و چه نباشم امیدوارم و بلکه یقین دارم که این آتش خاموش نخواهد شد و مردان بیدار کشور این مبارزه ملٌی را آنقدر دنبال می‌کنند تا به نتیجه برسد. اگر قرار باشد در خانه خود آزادی عمل نداشته باشیم و بیگانگان برما مسط باشند و رشته‌ای بر گردن ما بگذارند و ما را به هر سو که می‌خواهند بکشند مرگ بر چنین زندگی ترجیح دارد و مسلم است که ملٌت ایران با آن سوابق درخشان تاریخی و خدماتی که به فرهنگ و تمدن جهان کرده است هرگز زیر بار این ننگ نمی‌رود

نصیری و برگه فرمان عزل مصدق

و آن زمان که سرهنگ نعمت الله نصيرى که مامور ابلاغ فرمان عزل مصدق از نخست وزيرى بود، و دست افشان و پاکوبان به جلوی دوربین عکاسی رفت تا فرمان عزل مصدق را برای ثبت در تاریخ نشان دهد ، خبر نداشت که روزی خود او با اوج‌گیری انقلاب ضد سلطنتی مورد عنایت خاص اعلیحضرت آریامهر قرار خواهد گرفت و به دستور ملکوتی و برای ثبت در تاریخ برای آرام کردن تنش‌های انقلاب مردم خود او به زندان خواهد رفت تا خوراک قصاب صادق خلخالی شود


بعد از 28 مرداد وقتی برای مصدق دادگاه فرمایشی در سلطنت آباد برپا کردند در آن دادگاه گفت
« . . به من گناهان زیادی نسبت دادند ولی من خود می‌دانم که یک گناه بیشتر ندارم و آن این است که تسلیم بیگانگان نشده و دست آنها را از منابع طبیعی ایران کوتاه کردم و در تمام مدت زمامداری در سیاست خود یک هدف داشتم و آن این بود که ملت ایران بر مقدرات خود مسلط شود . . . »
وکیل تسخیری دکتر مصدق هم بعد از جریان محاکمه او از طرفداران و هواخواهان او شد

وقتي كه مجله تايم دكتر محمد مصدق را به عنوان مرد سال برگزيد. اين جملات پاراگراف ابتدايي متن هفته‌نامه تايم در هفتم ژانويه 1953 بود.

روزي روزگاري در سرزميني كوهستاني در فاصله بغداد تا درياي خاويار مردي فرزانه زندگي مي‌كرد. اين مرد فرزانه، پس از عمري اعتراض به مسيري كه پادشاهي در پيش گرفته بود، نخست وزير آن قلمرو گرديد. پس از چند ماه تمامي جهان نظاره گر رفتار و گفتار او، لطايف، اشكها و خشم او گرديد. اما در پس اين رفتار عجيب و غريب موضوعات بنيادي جنگ يا صلح، پيشرفت يا عقب‌گرد قرار داشت، موضوعاتي كه سرزمين‌هايي بسيار دورتر از كوهستان او را تحت الشعاع قرارداد.


کابینه دکتر محمد مصدق

یکی از شخصیت‌های شاخص فرهنگی که جسورانه به دفاع از مٌلی شدن صنعت نفت و حمایت از مصدق برخاست علی اکبر دهخدا بود و مقالاتی را نیز بر علیه حکومت استبدادی انگلستان نوشت. طرفداری دهخدا از مصدق و یارانش تا به آنجا بود که وقتی کودتای بیست و هشت مرداد به پیروزی رسیده بود و سربازان شاه به دنبال دکتر فاطمی یار وفادار دکتر مصدق می‌‌گشتند تا او را دستگیر کنند به خانه دهخدا ریختند و و خانه او را برای پیدا کردن دکتر فاطمی به هم ریختند و چون او را نیافتند، دهخدا را بازداشتش کردند و با شکنجه‌های بسیار سعی کردند تا حرفی از زیر زبان آن پیرمرد بیرون بکشند.

و حتی بعد از کودتای 28 مرداد وقتی صدای آمریکا در نظر داشت برنامه ای از زندگانی دانشمندان و سخنوران ايرانی، در بخش فارسی صدای آمريکا که از نيويورک پخش می‌شد مصاحبه‌ای با دهخدا انجام دهد و از سوابق ادبی و از آثار او سخن بگوید در جواب درخواست صدای آمریکا دهخدا در نامه‌ای محترمانه نوشت

علی اکبر دهخدا بر بالین زندیاد دکتر محمد مصدق


جناب آقای سی. ادوارد. ولز، رئيس ادارۀ اطلاعات سفارت کبرای آمريکا
نامه مورخه 19 ديماه 1332 جنابعالی رسيد، و از اينکه اين ناچيز را لايق شمرده ايد که در بخش فارسی صدای آمريکا از نيويورک، شرح حال مرا انتشار بدهيد متشکرم.
شرح حال من و امثال مرا در جرايد ايران و راديوهای ايران و بعضی از دول خارجه، مکرر گفته اند. اگر به انگليسی اين کار می شد، تا حدی مفيد بود؛ برای اينکه ممالک متحده آمريکا، عدٌه ای از مردم ايران را بشناسند. ولی به فارسی، تکرار مکرٌرات خواهد بود، و به عقيده من نتيجه ندارد..
و چون اجازه داده ايد که نظريات خود را در اين باره بگويم و اگر خوب بود حُسن استقبال خواهيد کرد، اين است که زحمت می دهم، بهتر اين است که اداره اطلاعات سفارت کبرای آمريکا به زبان انگليسی، اشخاصی را که لايق می داند معرفی کند. و بهتر از آن اين است که در صدای آمريکا به زبان انگليسی برای مردم ممالک متحده شرح داده شود که در آسيا مملکتی به اسم ايران هست که خانه های قراء و قصبات آنجا، در، و صندوق های آنها قفل ندارد، و در آن خانه ها و صندوق ها طلا و جواهرات هم هست، و هر صبح مردم قريه، از زن و مرد به صحرا می روند و مشغول زراعت می شوند، و هيچ وقت نشده است وقتی که به خانه برگردند، چيزی از اموال آنان به سرقت رفته باشد.
يا يک شتردار ايرانی که دو شتر دارد و جای او معلوم نيست که در کدام قسمت مملکت است، به بازار ايران می آيد و در ازای «پنج دلار» دو بار زعفران يا ابريشم برای صد فرسخ راه حمل می کند و نصف کرايه را در مبداء و نصف ديگر آن را در مقصد دريافت می دارد، و هميشه اين نوع مال التجاره ها سالم به مقصد می رسد.
و نيز دو تاجر ايرانی، صبح شفاهاً با يکديگر معامله می کنند و در حدود چند ميليون، و عصر خريدار که هنوز نه پول داده است و نه مبيع آن را گرفته است، چند صد هزار تومان ضرر می کند. معهذا هيچ وقت آن معامله را فسخ نمی کند و آن ضرر را متحمل می شود.
اينهاست که از اين گوشه آسيا شما می توانيد به ملت خودتان اطلاعات بدهيد، تا آنها بدانند در اينجا به طوری که انگليسی ها ايران را معرفی کرده اند، يک مشت آدمخوار زندگی نمی کنند، و از طرف ديگر به فارسی، به عقيده من خوب است که در صدای آمريکا، طرز آزادی ممالک متحده آمريکا را در جنگ های استقلال، به ايرانيان بياموزيد و بگوييد که چگونه توانسته ايد از دست استعمار خلاص شويد؟ و تشويق کنيد که واشنگتن ها و فرانکلن ها در ايران، برای حفظ استقلال از همان طرق بروند.
در خاتمه با تشکر از لطف شما احترامات خود را تقديم می دارد.

دولت دکتر محمد مصدق با کودتای 28 مرداد ساقط شد ومصدق 13 مرداد سال 1335 پس از تحمل سه سال زندان به احمد آباد (ساوجبلاغ) تبعید شد و به مدت 10 سال و هفت ماه در این روستا تحت نظر بود بعد از انقلاب هم پیشوای آزادی و استقلال ایران مورد بی‌مهری حکومت آخوندی قرار گرفت


خمینی در یکی از سخنرانی‌هایش که یک جمله‌بندی و استفاده فعل فاعل درست حسابی و بجا در آن نمی‌یابید آشکارا به مصدق حمله می‌کند که فایل صوتی آن را می‌توانید در اینترنت دانلود کنید خمینی گفته است


آقايان سر يک ملى شدن چيز، امروز ديديد که التماس مى کنند که بگذاريد يک قدرى بگذرد. يک قدرى بگذرد ببينيم ملى چطورى است. ما چقدر سيلى از اين مليت خورديم. من نمى خواهم بگويم که در زمان مليت، در زمان آن کسى که اينهمه از آن تعريف مى کنند (دکتر محمد مصدق)، چه سيلى به ما زد آن آدم! من نمى خواهم بگويم که طلبه هاى مدرسه فيضيه را به مسلسل بستند در آن زمان. همان طور که در زمان پهلوى بستند که من و آقاى حائرى بالاى سر اين جوانهايى که از مدرسه فيضيه به تير بسته شده بودند، رفتيم و اطبا جرات نمى کردند بنويسند اين زخمى شده است. بروند کنار اينها! بروند گم بشوند اينها! اينها منحل بايد باشند. ما نمى توانيم تحمل کنيم به اينکه هر کس هر جورى دلش مى خواهد خير، من دلم مى خواهد که حالا دمکرات باشد، من دلم مى خواهد که ملى باشد، من دلم مى خواهد که ملى و اسلامى باشد ما از اينها ضربه ديده ايم. ما اسلام را مى خواهيم. غيراسلام را نمى خواهيم.


الان که علمای حوزه علمیه برای درمان بواسیر هم به لندن می‌روند باید از آن پیر خستگی ناپذیر یاد بگیرند هنگامي كه مطلع شد فرزندانش ممكن است پزشكي از خارج به بالينش آورند گفت :

لعنت بر من و هركس ديگر كه در اين زمان خرج چندين خانوار اين مملكت فقير را صرف آوردن دكتر از خارجه بنمايد. من خاك پاي اين ملتم و مقدرات من از مقدرات او جدا نيست. هر امكاني كه در داخل كشور براي معالجه وجود داشته باشد براي من كافي است. بعلاوه آوردن دكتر از خارجه توهين به اطباي ايراني است و من حاضر به اين توهين نيستم.



ای کاش آن نهال نورس دموکراسی در این سرزمین نمی‌خشکید و فرصت سبز شدن داشت واز گزند آفات سیاسی مصون می‌ماند، امروز در برگ‌های تقویم و در سالگرد 28 مرداد، ایران دوباره فریاد می‌کشد که دلم بی‌قرار شکوفه کردن است و آن پیر احمد آباد را بهانه می‌کند آن راست قامت جاودانه تاریخ را، سلام بر مصدق و یادش گرامی باد

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

پنجشنبه، مرداد ۲۱، ۱۳۸۹

همکاری صدا و سیما با دستگاه های اطلاعاتی در نقض وسیع حقوق بشر


کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران گفت صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، به عنوان یک بازوی دستگاه های اطلاعاتی و امنیتی ایران در نقض گسترده حقوق بشر پس از انتخابات مورد مناقشه سال ۱۳۸۸ دست داشته است.

تحقیقات و بررسی های کمپین در خصوص محتوای برنامه هایی که توسط صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران تهیه می شوند، نمایانگر یک رابطهء کاری بسیار نزدیک مابین مقامات اطلاعاتی و قضایی ایران که مسئولیت محاکمهء دستگیرشدگان پس از انتخابات را به عهده داشته اند، از جمله مازیار بهاری، گزارشگرنیوزویک که پارسال دستگیر شد، می باشد.

... بقیه اش را اینجا بخوانید .

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

شنبه، مرداد ۱۶، ۱۳۸۹

همایش کاسه لیسان ِخارج از کشور در تهران




کف زدن‌های کاسه‌لیسان خارج نشین، در نمایش سیرک احمدی‌نژاد در تهران را دیدید؟ دروغ و ریا در تک تک چهره‌های این خودفروخته‌گان فرومایه، که برای خوش خدمتی به رژیم آبروباخته، راهی تهران شده بودند به وضوح دیده می‌شد

در حالی که زندانیان ما برای ابتدایی‌ترین حقوق انسانی‌شان و برای مطالبات برحق، مردم خود در زندان اعتصاب غذا می‌کنند، آن وقت تعدادی مزدور جیره‌خوار بلند می‌شوند و به میهمانی قاتلان مردم ایران می‌روند! این‌ها همان زالوصفتانی هستند که از حق و حقوق مصادره شده مردم ما ارتزاق می‌کنند. نباید اجازه داد، این حق مردم بی‌پناه، به راحتی از حلقوم‌شان پایین برود.

باید تک تک اسامی این جیره‌خواران را نوشته و تکثیر کرد و به هم نشان داده و معرفی کرد این جیره‌خورانی که با بلیط هواپیمایی مجانی به تهران رفتند و پا بروی فرش خون پهن شده احمدی نژاد گذاشتند و به نشان افتخار با این قاتل مردم ایران عکس یادگاری گرفتند.

نخبگان ما در زندان یا در میدان کشته می‌شوند و یا راهی تبعید و غربت می‌شوند، آن وقت حکومت همایش نخبگان راه می‌اندازد و صحبت توسعه و پیشرفت و تکنولوژی می‌کند! این آقایون خارج نشین که در این همایش شرکت کردند از خودشان شرم نکردند؟ حرف از تکنولوژی و پیشرفت زدند، در کشوری که اینترنت را با قطره چکان به ملت می‌دهند و ماهواره را با پارازیت تیرباران می‌کنند و رسانه‌ها را فله‌ای توقیف می‌کنند، و خبرنگاران را دسته دسته به زندان می‌برند!

سالها پیش وقتی علیرضا عصار از مولانا می‌خواند: و می‌گفت من پهلوان عالمم ... من تیغ رویاروزنم... کی پیش تو زانو زنم ...چقدر چهره مردمی داشت! ولی تمام آبرو اعتبار خود را با خوش آمد گویی و اجرای برنامه در این همایش، یا نمایش، نفی کرد و نشان داد پهلوان پنبه بی‌هویتی بیش نیست که برای امتیاز ناچیز در مقابل سفاکان و قاتلان مردم ایران زانو می‌زند

نباید بی‌تفاوت از بغل این قضیه رد شویم، حداقل کاری که می‌توانیم انجام بدهیم معرفی چهره‌های این کاسه لیسان است. ایرانیان شریف و آزاده خارج از کشور باید تکلیف خودشان را با این دسته از جیره‌خوران روشن کنند امروز به راحتی می‌شود این‌ها را در اینترنت شناسایی و معرفی کرد این ساندیسیان را به خاطر بسپاریم و به همه نشان بدهیم .

اسلاید شو جیره خواران
اسامی و مشخصات چند جیره‌خوار
عکس‌های جیره‌خواران





ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

یکشنبه، مرداد ۱۰، ۱۳۸۹

آقای موسوی شما هم شنیدید که می‌خواهند جعفر کاظمی را اعدام کنند!


آقای موسوی هیچ می‌دانید حکم اعدام شش تن از بازداشت‌شدگان حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری تائید شده و حکم اعدام این افراد به دایره اجرای احکام ارسال شده است. و قوه قضائیه می‌گوید این افراد در ناآرامی‌های پس از انتخابات دخالت داشتند!!

آقای موسوی در برابر این اعدام ها سکوت نکنید اگر در سال 67 که نخست وزیر بودید و نمی‌دانستید چه جنایت‌های در کشور صورت می‌گیرد، و یا اینکه پیرو خط امام بودید و نمی‌توانستید و یا نمی‌خواستید بر علیه فتوای خمینی برای اعدام زندانیان سیاسی اعتراض کنید، لااقل الان با محکوم کردن این احکام و با اعتراض خود از اعدام این زندانیان سیاسی جلوگیری کنید! منتظر چی هستید ! که اعدام بشوند و بعد بیانیه صادر کنید و بنویسید این اعدام‌ها ناعادلانه بود!!

حکم اعدام جعفر کاظمی در دادگاه تجدید نظر هم تائیده شده و حتی اعاده دادرسی توسط دیوان عالی هم رد شده در پرونده او نه اسلحه کشف شده! نه کسی را ترور کرده ! و نه جایی را آتش کشیده! هیچ سند و مدرکی که نشان بدهد جرمی از او سر زده باشد نیست ، آیا جرم اعتراضات بعد از انتخابات اعدام است! جعفر را برای دیدار فرزندش در اشرف به محاربه متهم کردند! آقای موسوی مگر جعفر برای ارسال تسلیحات و یا کارگذاشتن بمب‌های کنار جاده‌ای به عراق رفته بود؟ دیدار با فرزند حق اولیه انسان در حقوق بین‌الملل است

آقای موسوی عدم واکنش به اعدام‌های سال 67 اگر ناشی از غفلت شما بود الان دیگر غفلت جایز نیست

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed