Recent Posts

چهارشنبه، بهمن ۱۰، ۱۳۸۶

تسلیت به دکتر حمید رضا طاهرزاده



به طاهر عزیز

اگر تار تو
پشت طاقت اندوه
از غم هجران می‌نالد
لابه‌لای غربت ایام

اگر تار تو
در شبهای تار میهن
از غم ِ گلوی بر دار می‌نالد
لابه‌لای غربت ایام

تمامی برگ‌های دفتر زندگی
روزی با آهی بسته می‌ماند

استاد زنده‌ یاد ، ایستاده پا برجا
در صدای ساز تو جاودانه می‌ماند

ح مقدم



طاهر عزیز غم از دست دادن پدر، غم جانکاهیست در این غم ما بچه‌های ایتالیا را که از نزدیک می‌شناسی ، با خود شریک بدان و این ضایعه را به شما و خانواده و همه اهل فرهنگ و هنر بخصوص دوستداران تو و صدای بیاد ماندنی برادرت منوچهر طاهرزاده تسلیت می‌گوییم

در این رابطه یاداشت‌های زری اصفهانی


ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

شنبه، بهمن ۰۶، ۱۳۸۶

آقای پرودی در مجلس شورا ی اسلامی می توانست رای اعتماد کسب کند





رأي عدم اعتماد سناي ايتاليا به نخست‌وزير اين كشور ، رومانو پرودي را مجبور به استعفا کرد رومانو پرودي از مجموع 318 رأي سنا تنها توانست به 156 رأي مثبت در مقابل 161 رأي منفی دست يابد در حالي كه براي ادامه نخست وزيري، به حداقل 160 رأي مثبت نياز داشت.

ولی از شما چه پنهان آقای پرودی یقیناً در مجلس شورای اسلامی ایران می‌توانست رأي اکثریت نمایندگان مجلس را براحتی کسب کند چون پرودی و دلما ( وزیر امور خارجه ) از محدود سیاستمداران مورد پسند آخوندهای ایران بودند . وقتی او مقام نخست وزیری ایتالیا را کسب کرد سایت‌های دولتی ایران بشکن زدند و از پرودی دوست ایران در کاخ نخست وزیری نوشتند البته اشتباه نمی‌کردند . دولت پرودی و وزیر امور خارجه او ماسیمو دالما همیشه یکی از نزدیکان دولت مستبد مذهبی ایران بودند وهمیشه سعی داشتند خط مماشات با رژیم ایران را چه بطور آشکار و چه پنهانی به پیش ببرند و از شرکای تجاری مهم در معاملاتشان بودند و هستند و نان سیاسی آن را درحمایت از حزب الله و نقش مؤثری ایتالیا در لبنان می‌توان دید تا جایی که چند ماه پیش روزنامه ایل تمپو در ایتالیا ، پرودی و دلما را حزب الهی های جدید خواند و عکسی پر معنایی را در صفحه اول روزنامه منتشر کرده بود که ضمیمه همین پست قرار داده‌ام .

خوب وقتی بحران اقتصادی ، سیاسی ، اجتماعی در ایران تشدید می‌شود ونظام با خطرات جدی و تعیین کننده روبرو می‌شود همین آقایون پرودی و دلما به کمک نظام می‌روند همین چند هفته پیش بود تو خبر‌ها آمده بود شرکت ادیسون ایتالیا علی‌رغم تهدیدات قطعنامه‌های سازمان ملل 30 میلیون یورو برای اکتشافات گازی در ایران سرمایه گذاری کرده و قرار دادی را با رژیم به امضاء رسانده ‌اند گرچه قرار داد هنگفتی نیست چون جرئت سرمایه‌گذاری کلان را فعلاً ندارند ( به خاطر بی ثباتی رژیم ) خوب دولت احمدی نژاد با این پول چکار می‌کند ؟
همان کاری که تا حالا کرده ادامه سیاست سرکوب ، بنیادگرایی ،بزل و بخشش به حمس و حزب الله تاراج منابع ملی و.... الان هم اگر رژیم بتواند برای انتخابات مجلس هشتم تعداد کثیری از مردم را پای صندوق‌های رأي بکشاند در نتیجه کمپانی‌های نفتی و گازی هم سرمایه گذاری بیشتری می‌کنند و رژیم در وضعیت بهتری قرار می‌گیرد و سرکوب هم بیشتر می‌شود

دولت پرودی مدتی بود که با بحران‌های اساسی دست و پنجه نرم می‌کرد ولی استعفای کلمنته مستلا که اخيرا به علت حبس خانگی همسرش به اتهام سوء استفاده از مقام ، از سمت وزارت دادگستري استعفا داده بود ، ضربه کاری را بر پیکر دولت پرودی وارد آورد . خروج حزب مستلا از ائتلاف چپ گرايان ميانه توانست دولت اين كشور را وادار كند تا بسوي انتخابات زودرس سياسي برود
و جالب این که روز چهارشنبه که دولت پرودی در مجلس عوام رای اعتماد گرفت رومانو پرودی فرصت را غنیمت شمرد و همان روز با مجتبی ثمره هاشمی دیدار و گفتگو کرد و پنجشنبه شب هم که دولتش سرنگون شد وزیر امور خارجه یعنی ماسیمو دلما چند ساعت قبل از رای عدم اعتماد مجلس سنا و انحلال دولت با مجتبی ثمره هاشمی دیدار داشت

مجتبی ثمره هاشمی یکی از پر نفوذ‌ترین مقامات و یا بهتر است بگویم با نفوذ‌ترین جانور در باغ وحش دولت احمدی ‌نژآد به شمار می‌آید و از نزدیک‌ترین افراد به شخص احمدی‌نژاد ، و همین طور مشاور ارشد و معاون سیاسی وزیرکشور است و چون در محافل سیاسی بین‌المللی شناخته شده ِ آن‌چنانی نیست در نتیجه کمتر در رسانه‌های غربی به ملاقات‌های او بها می‌دهند ولی او با بالاترین مقامات کشورهای مختلف اروپایی همواره ملاقات داشته و این شخص را سایه احمدی نژاد هم می‌نامند و به احتمال زیاد بر سر قطعنامه سوم که نشست و تفاهم نامه آن چند روز پیش انجام گرفت به رایزانی پرداخته‌ تا بتواند رژیم آخوندی را از زیر تیغ تحریم‌های شدید تر نجات دهد ولی غافل از اینکه دولت پرودی به اجل لبیک گفت و به لقاالله پیوست و ولی فقیه ماتم زده و مصیبت دیده ایران را در غم بزرگ هسته‌ای تنها گذاشت
ضمن اظهار همدردی و غم شریکی با آخوندهای حاکم ، برای دولت مرحوم مغفور آقای پرودی ؛ دعا و نیاش بدرگاه بی نیاز الهی ـ استدعا داریم تا روح پر فتوح آن دولت را قرین رحمت خویش داشته و جنات فردوس برین را جایگاه و ماواهش گرداند و به ولی فقیه عزادارش صبر و شکیبائی جمیل و اجر جزیل اعطا فرماید . آمین

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

پنجشنبه، دی ۲۷، ۱۳۸۶

من به که گویم این درد را کند درمان


در طول تاریخ بشر جنگ بین فیزیک و متافیزیک مسیر حرکت رهروان علم و دانش و متوالیان مذهب را تا حدودی از هم جدا ساخته حالا منظور من درست و یا نادرست بودن هیچ نظریه‌ای نیست بلکه می‌خواهم عنوان کنم که هیچ وقت یک دانشمند نظریه خودش را به یک رهبر دینی چه مسلمان باشد چه کاتولیک و یا هر دین دیگری تحمیل نمی‌کند ولی متوالیان مذهب همیشه احکام‌شان را به نوعی به دانشمندان تحمیل کرده‌اند نمونه‌های زیاد است از گالیله ، داروین ، فروید و جردانو برونو و... و امروزه دامنه این جدال به دانشگاه رم کشیده شده .

جریان از این قراره که پاپ بندیک 16 تصمیم داشت برای مراسم آغاز سال تحصیلی دانشگاه‌ها به دانشگاه ساپینزا رم برود و ایراد سخنرانی کند در آستانه بازدید پاپ ؛ 67 تن از اساتید دانشگاه رم و تعداد زیادی از دانشجویان در نامه‌ایی اعتراض آمیز حضور وی را در این دانشگاه ، برای مراسم آغاز سال تحصیلی بی مورد و نامناسب خوانده بودند و با توجه به اظهارات پاپ در سال 1990 میلادی ، که گویا پاپ بندیک زمانی که کاردینال بود ، به دادگاه کشیدن ِ گالیله ، در سال 1633به اتهام ارتداد را عادلانه و به جا خوانده بود ، دانشجویان و اساتید می‌خواستند تلافی حرف‌های او را در لغو بازدید او از دانشگاه و با برپایی یک اعتراض رسمی به جا بیاورند و حتی تهدید کرده بودند اگر پاپ در این مراسم شرکت کند جلوی در ورودی و در سالن اصلی دانشگاه کنسرت راک بر پا خواهند کرد.

و پاپ هم وقتی اوضاع را آشفته دید دیدارش را لغو کرد و عاقبت مسئله خاتمه یافت ولی بحث و جدال و محدود کردن آزادی بیان و ندادن تریبون آزاد برای سخنرانی پاپ از طرف دانشجویان کم و بیش هنوز در محافل روشنفکری و دانشگاهی و رادیو تلویزیون و مطبوعات ادامه دارد .

البته دانشجویان موافق و مخالف هر کدام استدلال و دلایل خودشان را آزادانه بیان می‌کنند و دانشجویان مخالف ، معتقداً که دستگاه عریض و طویل کلیسا رادیو و تلویزیون و مطبوعات متعددی را در انحصار خود دارد و برای ابراز عقیده محل و فضای کم ندارد و مسئله سانسور کردن سخنان پاپ نیست بلکه مسئله سکولار بودن دانشگاه است و دانشگاه تعلق و وابستگی به مذهب نباید داشته باشد و آغاز سال تحصیلی را نباید پاپ افتتاح کند و ما نمی‌خواهیم پاپ به ما درس مذهب بدهد ولی اگر روز دیگری بود و روز افتتاح آغاز سال تحصیلی نبود هیچ اشکالی نداشت . و ما به عقاید او احترام می‌گذاریم .


البته بیشتر احزاب سیاسی این اقدام دانشجویان را محکوم کردند خوب در این کشور دموکراسی است و فردا هم همه دانشجویان سر کلاس‌های‌شان می‌روند و اساتید هم به تدریس ادامه خواهند داد و کسی آنها را باز خواست نمی‌کند که چرا مانع از حضور پاپ در دانشگاه شدند .

حالا فرض کنید روزی خامنه‌ای برای ایراد سخنرانی تصمیم رفتن به دانشگاه تهران را بگیرد . یقیناً هیچ یک از اساتید دانشگاهی جرئت اعتراض به ورود رهبر عالیمقام را ندارد و به فرض اگر هم استادان دانشگاه و دانشجویان اعتراض جمعی بکنند فوراً فرمان حمله به دانشگاه صادر می‌شود و نیروهای انتظامی و ارتش و ستادهای عملیاتی و حراست دانشگاه برای تصفیه دانشگاه‌ها از اساتید وابسته به شرق و غرب وارد عمل می‌شوند و فوراً در داخل دانشگاه و موسسات عالی مستقر می‌شوند و اعلام انقلاب فرهنگی می‌کنند و شروع به بازداشت و دستگیری اساتید و دانشجویان می‌کنند و محکومیت‌های قضایی به جرم توهین به رهبری و اقدام علیه امنیت و ارتباط با گروهک‌های وابسته و منافق و تبلیغ علیه نظام و توهین به اعتقادات اسلامی را ضمیمه پرونده می‌کنند و آنان را به حبس‌های تعزیری طولانی محکوم کرده و راهی زندان اوین می‌کنند و اگر شانس بیاورند و ناپدید نشوند تعلیق از تحصیل و تهدیدات خانوادگی مستمر و یا احکام متعدد کمیته‌های انضباتی شامل حالشان خواهد شد می‌بینید فرق آزادی حقیقی و تقلبی را . حقیقت چیزی ذهنی نیست‌ ، بسیار عینی است‌ من به که گویم این درد را کند درمان ؟

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

شنبه، دی ۲۲، ۱۳۸۶

احمدی و انرژی هسته‌ای


ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

سه‌شنبه، دی ۱۸، ۱۳۸۶

با ملاهای ایرانی معامله نکنید

رژیم جمهوری اسلامی ایران بشدت در تلاش است برای برون رفت از شرایط و وضعیت فعلی و برای نجات از مشکلات اساسی اقتصادی که چند ماه اخیر به شکل حاد گریبان گیرش شده است دوباره بازارهای ایران را به سمت اقتصاد اروپا باز کند و در همین راستا قصد دارد با بزرگترین کمپانی نفت اتریش بنام "او.ام.ف" که تحت کنترل دولت قرار دارد تا آخر سال جاری قراردادی به مبلغ 22 میلیارد دلار به امضاء برساند.

و رژیم می‌خواهد با سرمایه‌گذاری‌های کلان اروپایی ، منافع خود را با منافع اروپائیان گره بزند . واگر این نوع روابط اقتصادی تقویت شود پی‌آمد آن به یقین به ضرر مردم ما است و هیچ وقت اروپا و شرکت‌ها و کمپانی‌ها و سیاستمداران اروپایی از خیزشهای و حرکت‌های اعتراضی دانشجویان و کارگران و زنان حمایت نخواهند کرد بارها و بارها گفته‌اند و شنیده‌ایم که منافع کشورشان را به خاطر دانشجویان پلی‌تکنیک و یا روزنامه‌نگاران در بند به خطر نمی‌اندازند و تازه برای پیشبرد و رشد منافع اقتصادی خود و به سفارش رژیم نیروهای فعال و رادیکال اپوزیسیون را هم در خارج تحت فشار قرا می‌دهند

و بیشترین هزینه را طبق معمول در داخل ایران زندانیان و زنان و دانشجویان و کارگران ومحرومان و روشنفکران ، و در خارج نیروهایی که برای استقرار دموکراسی از طریق نفی تمامیت رژیم فعالیت می‌کنند خواهند پرداخت و همیشه یک معادله‌ای بین تضعیف اپوزیسیون و تقویت رژیم وجود داشته و دارد و درآن سوی کفه ترازو همیشه تقویت اپوزیسیون تضعیف رژیم را به دنبال داشته و دارد . و این اصل همیشه قانون‌مند بوده است .

قبل از این‌که دیر شود با امضاء پتیشن و با اعتراض به دولت اتریش از این واقعه جلوگیری کنیم

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

دوشنبه، دی ۱۷، ۱۳۸۶

آن شیخ که خوش ظاهر و لبخند به لب بود

سیاست عوام‌فریبی و ریاکارانه خاتمی را به یاد دارید که برای جلب حمایت سیاسی و مالی جهان غرب ، گفت‌گوی تمدن‌ها و ادیان را به راه انداخته بود تا با سرمایه‌گذاری خارجی ، ثبات و امنیت سیاسی و اقتصادی رژیم را تثبیت کند . و حتی این مقوله را به جلسات سازمان ملل و یونسکو برده بود در حالی که همان موقع هم در ایران بطور وحشیانه و مستمراً حقوق بشر نقض می‌شد و دولت خاتمی و سپاه پاسداران برای دستیابی به سلاح اتمی در بازار سیاه با هم خرید می‌کردند و همین‌طور زیارت‌نامه‌های گرانقیمت‌شان تروریست‌های عراق و لبنان را شفا می‌داد

حالا بعد از چند سال ببینید چقدر حنای این گفتگوی تمدن‌ها بی رنگ شده که حتی مـتـولـيان تدوين كـتـاب جـامـعه شناسي سال سوم رشته علوم انساني دوره دبيرستان متن مربوط به گفت‌گوي تمدن‌ها را كه قبل از اين در صفحه 41 كتاب درج شده بود به كلي حذف كرده‌اند و امـا جـالـب ايـن كه فراموش كرده‌اند دست كم پرسش‌هاي مرتبط با اين موضوع را نيز حـــذف كــنــنـــد. بــنـــابـــرايـــن اكـنــون دانــش آمــوزان ايــن دوره تحصيلي با سوالاتي مواجه هستند كه پاسخ آن را در كتاب خـود نـمـي‌يـابند !!

و در تهران نیز مرکزی به نام گفت‌گوی تمدن‌ها تاسیس شده بود که عطالله مهاجرانی به سمت رئیس آن مرکز منصوب شده بود و این اواخر زیر سرپرستی محمود بروجردی معاون سابق وزارت خارجه و وزارت ارشاد اداره می‌شد و این مرکز بطور کل منحل شد و سازمان و کارکنانش تحت سرپرستی رئیس سازمان میراث فرهنگی قرار گرفتند و درخاتمه برای خاتمی وگفت‌گوی تمدن‌ها فاتحه خواندند و حلوا خوردند

  • آن شیخ که خوش ظاهر و لبخند به لب بود ....... اصلاح‌طلب بود
  • وانکس که فریبـــــــا و ریاکار و جلب بود ....... اصلاح‌طلب بود ...ادامه

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

پنجشنبه، دی ۱۳، ۱۳۸۶

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

رای كميسيون استيناف سازمانهاي ممنوعه




گفتگو با آقای مهدی سامع پیرامون رای كميسيون استيناف سازمانهاي ممنوعه برگرفته از رادیو پیشگام



ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

سه‌شنبه، دی ۱۱، ۱۳۸۶

دفتر سال نو 2008

دفتر سال نو 2008 با 365 صفحه سپید گشوده شد . سیاه کردن برگ برگ این دفتر به عهده ماست ، خالق هر آنچه به روی این کاغدهای سپید می‌آید . امیدوارم تمام رنگ‌های زندگی در آن جان بگیرند و دیگر دیوار بلند با خطوط نازک سیاه بر این دفتر نباشد .
و برایتان 12 ماه موفقیت و پیروزی ، 365 روز سلامتی و شادابی ، 8,760 ساعت آرامش و آسایش ، 525,600 دقیقه مهر و صفا ، 31,536,000 ثانیه امیدواری آرزو دارم

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

یکشنبه، دی ۰۹، ۱۳۸۶

هفته‌ای که گذشت

اگر در پاکستان بنیادگرایان اسلامی برای تسخیر سیاسی ، رقیبان خود را از بین می‌برند و کسانی را که معتقد به جدایی دین از سیاست هستند را ترور می‌کنند در ایران آخوند پور محمدی راه حل بهتری برای ادامه تسخیر سیاسی یافته است ! در حالی که مردم پاکستان هنوز در سوگ بی نظیر بوتو بسر می‌برند ، فرزند بی نظیر و حزب مردم خود را برای انتخابات داغ پاکستان آماده می‌کنند ، آخوند پورمحمدی وزیر کشور و مجری برگذاری انتخابات آتی مجلس هشتم 92 میلیون کارت ملی صادر کرده است و احتمالاً مرده‌ها هم رای خواهند داد !!

طبق مرکز آمار ایران جمعیت کل کشور در سال 1385 که آخرین سرشماری انجام شده است 70 میلیون 495 هزار و 782 نفر است . پیدا کنید جستجوگران مشروعیت را !! آنهایی که برای مشروعیت سیاسی به هر وسیله نامشروعی متوسل می‌شوند و در این میان اصلاح طلبان حکومتی هم هنوز چشم به کرسی‌های این مجلس دوخته‌اند تا از خوان قدرت سهمی ببرند . البته بر اساس دیدگاه ولی فقیه حاکمیت در اصل از آن خداست و به عبارتی دیگر: حاکمیت ازشؤون ربوبیت الهی است. هیچ کس حق حکومت بر انسانی را ندارد، مگر آنکه خدا به او اجازه دهد . و ولایت فقیه از طرف خدا اجازه حکومت بر مردم ایران را داشته و دارد !!

و جالب اینکه جمهوری اسلامی در ادامه سیاست عوام‌ فریبی و مردمی نشان دادن چهره حکومت خود همیشه به دنبال چهره‌های محبوب ادبی سینمایی و هنری و ورزشی هست . آخرین نمونه آن دیه‌گو آرماندو مارادونا است که گویا با سفیر آخوندها در بوئنس آیرس ملاقات داشته و پیراهن امضاء شده خود را به او اهداء کرده است و گفته من از اعماق وجودم با مردم ايران هستم و آنها را حمايت مي‌كنم و خواستار دیدار با احمدی ‌نژاد شده است.


آقای مارادونا اگر می‌خواهد حمایت کند بهتر است از فرزند خودش حمایت کند که در پی خوش‌گذرانی‌های جنسی و بدور از چشم همسرش در ناپولی به جا گذاشته و هیچ حق و حقوقی برایش قایل نشده و بالاخره پس از کش و قوس‌های زیادی ، و با آزمایش« دی ان آ» دادگاه ایتالیا او را وادار به رسمیت شناختن فرزندش کرده است و فرزندش بارها برای حمایت مالی شکایت‌نامه تصمیم مقامات سفارت آرژانتین کرده است

و حتی امروزه فدراسیون بین‌المللی فوتبال به دلیل عدم پای‌بندی او به خانواده و همچنین فساد اخلاقی و درگیری با مواد مخدر هیچ‌گاه مارادونا را برای شرکت درمراسم رسمی دعوت نمی‌کند در حالی که از سایر پیش‌کسوت‌های فوتبال همیشه درمراسم‌ها ورزشی دعوت رسمی به عمل می‌آورند . مارادونا اسطوره فوتبال در زمین بود ولی بیرون از زمین هیچ آبرو و حیثیت انسانی نداشت

در این شرایط نا به سامان اقتصادی ایران او برای سفر به ایران 5 میلیون دلار پول تقاضا کرده است ، تا احتمالاً دسته گلی سر قبر خمینی ببرد وعکسی با احمدی نژاد بگیرد و شامی با علی دایی بخورد !!

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

پنجشنبه، دی ۰۶، ۱۳۸۶

دیدار از لورتو

از آنجا که مدتی پیش به دخترم قول داده بودم روز 25 دسامبر برویم به شهر مقدس لورتو گفتم " الوعده وفا " کفش و کلاه کردیم و راهی شدیم . خودم هم اشتیاق زیادی داشتم تا از نزدیک نقاشی‌های دیواری « فرسکو» کلیسای لورتو و خانه بازسازی شده عیسی مسیح را از نزدیک ببینم وقتی به نزدیکی های لورتو رسیدیم از تو اتوبان چشمم به گنبد بزرگ کلیسای لورتو خورد و به محض مشاهده گنبد از پشت صندلیم یک تو سری از دخترم خوردم ! تا خواستم صدایم را بلند کنم گفت بابا این رسمه هر کی گنبد را ببیند
باید تو سرش بزنند تبرک دارد و تو زندگی شانس میاره !! گفتم خوبه حالا فقط گنبد را دیدم لابد اگه تو بریم شکنجه هم می‌شیم !!


به هر حال جریان این خانه مقدس لورتو که عکسش را هم اینجا گذاشتم از این قراره که وقتی عیسی مسیح در بیت لحم نزدیکی بیت المقدس بدنیا می‌آید بعد از مدتی مریم از ترس پادشاه هیرودس عیسی را به مصر می‌برد و بعد از 12 سال اقامت در مصر و بعد از مرگ هیرودس به شام بازمی‌گردد حالا خشت‌های آن خانه‌ای که عیسی مسیح در بیت لحم در آن بزرگ شده بود و مقدس بود توسط شخصی که نام فامیلی آن « آنجلی به معنی فرشتگان » است به ایتالیا و به شهر لورتو آورده می‌شود

و در طول زمان هر کی می‌پرسد کی خشت‌های خانه عیسی را از بیت لحم آورده می‌گویند فرشتگان آورده‌اند ولی منظور فامیلی این شخص بوده نه فرشتگان آسمان !! و بعد این شخص با خشت‌های آورده از بیت لحم ، خانه عیسی مسیح را در لورتو بازسازی می‌کند و کلیسای بزرگی هم بنا می‌کنند

درداخل کلیسا صف نسبتاً طویلی برای وارد شدن به خانه مقدس بود که ما هم در صف قرار گرفتیم و وارد شدیم . داخل خانه همانطور که در عکس می‌بینید از دیوارهای خشتی بشکل بسیار ساده و ابتدائی درست شده و در بالای سرمان بروی دیوار یک شیئی آهنی گرد که کمی کوچک‌تر از توپ فوتبال بود نظرم را جلب کرد و پرسیدم این توپ آهنی چیه ؟ گفتند این بمب ارتش نازیست آلمان است که در جنگ جهانی دوم بروی این خانه پرتاپ شده بود و عمل نکرده و منفجر نشده است و بر این باورند که چون این خانه مقدس بوده بمب عمل نکرده !! و بعضی ها با حرکت کردن به روی زانو به دور این خانه از بیرون طواف می‌دهند و جای زانوها بروی مرمر سائیده شده قوسی ایجاد کرده که به وضوح قابل رویت بود . به هر حال زائران بسیار زیادی به دیدن این خانه و این کلیسا آمده بودند و من هم برایتان نوشتم و باورش را به عهده خودتان می‌گذارم...

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

سه‌شنبه، دی ۰۴، ۱۳۸۶

جشن میلاد عیسی مسیح



اگر چه مدتی است که راه نجات از نگاه کتاب‌های مقدس را کنار گذاشته‌ام و هیچ منجی و منادی صلح و آزادی را بجز دست‌های توان‌مند خودمان نمی‌شناسم . وگرچه مدتی است قصه‌های روزهای کریسمس را که کودکان گوش می‌ دهند و به امید آن فردایی که خواهد آمد ، و با چهرهای خندان می‌خوابند ، را باور ندارم . ولی ای کاش من هم می‌توانستم با آرزوی فردایی بخوابم که نجات دهنده ، عدالت را می‌آورد ، زخم‌ها را التیام می‌داد ، بر ظالمان می‌شورید ، و بی‌گناهان را پاداش می‌داد . اما نمی‌توانم از فضای روزهای زیبای کریسمس بی‌تفاوت بگذرم از چراغ‌ها و حباب‌های رنگی تزئین شده ، از صدای ناقوس‌ها و ترانه‌های کریسمس ، و از زینت خانه‌ها و فروشگاه‌ها و زینت درختهای کاج و هدایای دورش ، گرچه این سنت زیبا در جامعه مصرفی غربی به یک رسم تجاری تبدیل شده است ولی شکوه و بزرگی این جشن مسیحیان جهان در برف و سرما بسیار زیباست .

دیدن آدم‌های که از سرما در خیابان تا خرخره سر در گریبان بالا‌پوششان فرو کرده‌اند و دیدن دستان گرم کودکان کنار بخاری که به اشتیاق آمدن زاد روز عیسی مسیح بی‌تابی می‌کنند ، تا هدایای نادیده را باز کنند گوشه‌های از این روزهای پر جنب جوش است . و شاید نمی‌دانند کمی دورتر دست‌های کوچک کودکان دیگری کفشهای چرمی را می‌دوزد و دانه‌های ریز گردنبدی را نخ می‌کند و یا گره‌های قالی دست بافت ابریشمی را می‌بافت و شاید حتی نام خود را نداند .
و اگر خداوند در سرمای زمستان با تولد عیسی مسیح به جهان گرمی بخشید متوالیان استبداد مذهبی ایران به رهروان و پیروان عیسی مسیح هم رحم نکردند و تعداد زیادی از کشیشان و رهبران کلیسا های ایران را به قتل رساند در اینجا به ذکر چند نام که در شبکه خبر مسیحیان فارسی زبان آمده بسنده می‌کنم

در ۳۰ بهمن ۱۳۵۷، کشیش "ارسطو سیاح" در محل کارش در شیراز به قتل رسید
دراردیبهشت ۱۳۵۹ کسانی ! قصد ترور "اسقف دهقانی" را داشتند که منجر به قتل پسر وی گردید

قربانی بعدی ، کشیش "حسین سودمند" بود که بعداز چندبار دستگیری و بازداشت و بازجویی، نهایتآ در سوم دسامبر سال 1990 در محوطه زندان مشهد، مظلومانه و غریبانه بدار آویخته شد

کشیش مهدی دیباج ابتدا در سال 1985 به اتهامهای واهی ولی در حقیقت به جرم دگراندیشی وایمان به عیسی مسیح
دستگیر میشود؛ و در شرایط زیر اعدام، حدود دو سال نیز در سلول انفرادی قرار میگیرد
چند ماه بعد در روز 24 ژوئن، زنده یاد مهدی دیباج هنگامی که از باغ کلیسا واقع در زیبادشت کرج برای شرکت در
جشن تولد دخترش فرشته عازم منزل بود توسط افرادی کوردل ربوده میشود و متعاقبآ با چاقو بطرز فجیعی سلاخی و پیکرش قطعه قطعه میشود

اسقف "هایک هوسپیان مهر" ناظر کلیساهای جماعت ربانی ایران از چهره های شناخته شده و از برجسته ترین شخصیتهای جامعه مسیحیان ایران بود در تاریخ 19 ژانویه 1994 در حالیکه برای دیدار یکی از دوستانش عازم فرودگاه مهراباد بود دربین راه توسط افرادی مزدور ربوده شد و مظلومانه به قتل رسید

کشیش "طاطاوس میکائیلیان در تاریخ ۲۹ ژوئن سال ۱۹۹۴ ظاهراً جهت ملاقات با کسانی که خود را حق‌جو معرفی کرده " از منزل خارج شد، اما هیچگاه به خانه بازنگشت. مدتی بعد معلوم شد در آپارتمانی در تهران به ضرب گلوله به قتل رسانده‌اند
کشیش جوان "روانبخش (محمدباقر) یوسفی" که سالها به اتفاق خانواده از پسران کشیش دیباج در هنگام اسارت وی، نگهداری کرده بود، در صبحگاه روز 28 سپتامبر 1996 درحالیکه برای انجام نیایش از منزل خارج شده بود، مفقود میشود و جنازه حلق آویز او در جنگلهای اطراف ساری پیدا میشود. همچنین کشیش کلیسای خانگی قربان تورانی در" نوامبر 2005" در گنبدکاووس بر اثر ضربات چاقو به قتل میرسد و پیکر خون آلودش را در جلوی خانه اش رها میکنند

یاد همه دگر‌اندیشان قربانی شده گرامی نامشان جاودان راه شان پر رهرو باد

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

یکشنبه، دی ۰۲، ۱۳۸۶

تو قبله گاه منی



تو قبله گاه منی آخه پناه منی
حالا عاشقم آره عاشقم تو رفيق راه منی
نکنم دگر به کسی نظر که تو تکيه گاه منی
دوستت دارم های تو اميد موندن ميده
به اين صدای خسته فرصت موندن ميده

وای که چقدر دوستت دارم بقدر دنیا می خوامت
اندازه ستاره های آسمون می خوامت

ناز نگاه تو باده ناب من
مست و خرابم کن تو ای همه تب و تاب من
ای گل باغ دل چشم و چراغ دل
من به تو دل بستم فقط تورو می پرستم

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

جمعه، آذر ۳۰، ۱۳۸۶

تا آزادی پلی تکنیکی‌ها

سه دانشجوی در بند پلی‌تکنیکی امروز پس از گذشت 8 ماه زندان ، اسارت را در هم شکستند و به آغوش خانواده و هم رزمانشان بازگشتند و دانشجویان امیر کبیر در داخل دانشگاه ، در پی تبرئه دوستانشان بطور خود جوش جشن گرفتند و شیرینی پخش کردند و در این یلدای بزرگ میهن که زایش و تولد نور را بشارت می‌دهد شاهد شور و شیدایی و شیرینی و دمیدن نور بر اهریمن شب شدیم از همان آغاز دستگیری و بازداشت پلی تکنیکی‌ها بسیاری از دانشجویان و آزادی‌خواهان در سایت‌ها و وبلاگ‌هایشان تلاش گسترده‌ای را برای آزادی این دانشجویان انجام دادند و من هم همگام با تعدادی از وبلاگ‌نویسان در تمام مدت بازادشت این دانشجویان نام وبلاگ‌ام را به نام « تا آزادی پلی‌تلکنیکی » تغییر داده بودم و امروز هم در شادی این دانشجویان خودم را سهیم می‌دانم و این آزادی را به پلی تکنیکی‌ها و خانواده‌هایشان تبریک می‌گویم و از امروز دوباره با نام « بادبان » می‌نویسم

دوباره به وبلاگ بادبان خوش آمدید . حرف‌ها و درد دل‌ها و داستان عشق و تبعید ، در تنهایی شب ، از سفر‌های بی بازگشت ، از عطرهای به جا مانده و از یاد رفته ، نوشته‌هایی از سرزمینم که سرزمینم نیست از تنگ‌دستی‌ها از شور و شوق زندگی از استقامت یارانم می‌نویسم و بادبانم را در برابر آیینه قضاوت می‌گذارم نمی‌دانم چندین زمستان را باید بلرزیم و چندین پاییز را باید بریزیم و چه اندازه تا آزادی راه است و چه اندازه درد است ولی می دانم راه سخت و دشوار است چون جرم عشق است
اگر صدای زوزه‌های گرگ‌های در کمین‌گاه بگذارد سلام ستاره‌ها را برایتان آورده‌ام

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

چهارشنبه، آذر ۲۸، ۱۳۸۶

صدایت می‌زند



صدایت می‌زند
صدایت می‌زند ، از میان حلق
با التماس ِ نوشته‌ای

صدای ناقوس مرگ
چهارشنبه می‌آید

به صدای نفس‌های راحله
چوب حراج زده‌اند

برشت می‌گفت
آن که می‌خندد
هنوز خبر هولناک را نشنیده است

از طناب جور تو این زن
هزار بار آویخته شده
و تو به درجه رفیع آدم‌کشی نائل شده‌ای

و هزار چاقوی ظلم
در شاهرگش فرو برده‌ای

برای درمان سینه‌ام پان کی مون
جوشانده دم می‌کند
ح مقدم

نامه راحله زماني براي بخشش به خانواده شوهرش
راحله زماني زني كه قرار است چهارشنبه در زندان اوين به دار اويخته شود ديروز با ارسال نامه اي به خانواده شوهرش از انها خواست به خاطر بچه هايش او را ببخشند .
وي همچنين خواستار توقف اجراي حكم از سوي قوه قضاييه شد كه بتواند فرصت كافي براي اخذ رضايت داشته با شد. در اين نامه آمده است: من از اين كه ناخواسته اين كار را كرده‌ام پشيمانم. هنوز باورم نمي‌شود كه چه كرده‌ام. فكر مي‌كنم خواب ديده‌ام. آنقدر اذيت شده بودم و آنقدر رنج كشيده بودم كه يك لحظه كنترلم را از دست دادم و نفهميدم چه شد. من هم خيلي ناراحتم. باور كنيد من هم دلم براي شوهرم مي‌سوزد. اما اين كار ناخواسته بود.
من مي‌خواستم زندگي ‌ام را حفظ كنم. اما يك دفعه اتفاق افتاد. كاري كنيد حالا كه بچه‌هايم بي‌پدر شده‌اند ديگر بي‌مادري نكشند. سه سال است كه بچه‌هايم (دختر ۵ ساله و پسر ۳ ساله‌ام) را نديده‌ام. اما مي‌دانم كه الان يك چيز را گم كرده‌اند: مادر مي‌خواهند. اينها بچه‌هاي خانواده شوهرم هم هستند از آنها خواهش مي‌كنم فقط به آرامش خودشان و انتقام از من فكر نكنند به روح و روان بچه‌هاي من كه بچه‌هاي خودشان هم هستند، فكر كنند. اين بچه‌ها بدون پدر و مادر چطور بايد بزرگ شوند. وقتي بزرگ شوند نمي‌گويند چرا مادر ما را نبخشيديد. نمي‌گويند چرا نگذاشتيد ما بزرگ شويم و تصميم بگيريم. من سه سال است كه بچه‌هايم را نديده‌ام. چهار بار درخواست كرده‌ام اما آنها را نياورده‌اند. قبلاً براي ملاقات آنها خيلي اصرار نداشتم چون مي‌ترسيدم اگر آنها را ببينم قلبم بلرزد. مي‌ترسيدم نه خودم ديگر دوري آنها را طاقت بياورم و نه آنها دوري من را.
اما حالا مي‌خواهم آنها را ببينم. دلم ديگر به تنگ آمده، ديگر تحمل دوري بچه‌هايم را ندارم.
آن قتل فقط يك اتفاق بود. من نمي‌دانم يك لحظه چه بلايي سرم آمد كه اين كار را كردم. بچه‌هاي من تازه اول زندگي‌شان است چطوري بي‌پدر و مادري بكشند. آنها به هر حال بزرگ مي‌شوند اما محبت مادر و بوي تن مادر يك چيز ديگر است. كاش پدرشان بالاي سرشان بود. كاش من مي‌مردم و اين اتفاق نمي‌افتاد. من به خاطر خودم نمي‌گويم، فقط به خاطر بچه‌هايم مي‌گويم. اگر پسرشان را دوست دارند فكر بچه‌هاي او را هم بكنند. نخواهيد كه درد بچه‌ها دو برابر شود.
اگر من ظالم و گناهكار هستم، بچه‌ها كه گناهي ندارند. به خاطر آنها مرا ببخشيد و از خون من بگذريد.
من خانواده شوهرم را مثل پدر و مادر خودم مي‌دانم. الان هم خيلي براي آنها ناراحتم و براي اتفاقي كه براي پسرشان افتاده خيلي پشيمانم. آنها به خاطر يك لحظه‌يي كه نفهميدم چه شد، فكر مي‌كنند با پسرشان يا خودشان كينه و دشمني دارم ولي اينجوري نيست و من واقعاً نفهميدم كه چه كردم و الان پشيمانم. من هر شب خواب خانواده شوهرم را مي‌بينم و الان كه از خانواده او دور شده‌ام انگار از خانواده خودم دور شدم. فكر كنند من هم بچه خودشان هستم. من هم اميدم اين است كه آنها از خون من بگذرند. اصلاً نمي‌توانم تصور كنم آنها طناب دار را دور گردن من بيندازند.

راحله در خصوص علت ارتکاب قتل شوهرش، در جلسه محاکمه اش در دادگاه کيفری استان تهران چنين گفت:
«همسرم مدتی بود که‎ ‎با زنان ديگر رابطه داشت من اين موضوع را فهميده ‏بودم اما همسرم علی گردن‎ ‎نمی‌گرفت تا اينکه روز حادثه از خانه خواهرم به خانه خودم برگشتم و ديدم‎ ‎همسرم از ‏سر کار برگشته او هيچ وقت وسط روز به خانه نمی امد وقتی وارد‎ ‎خانه شدم ديدم زنی رو به رويم ايستاده »
راحله در ادامه افزود : «فرياد زدم از شوهرم به خاطر کاری که کرده بود توضيح‎ ‎خواستم اما او کتک مفصلی به من ‏زد و مرا از خانه بيرون کرد . شب‎ ‎دوباره برگشتم چون بچه‌هايم در خانه بودند دوباره با شوهرم دعوا کرديم‎ ‎‎. ‎شوهرم در چشمان من نگاه کرد و با عصبانيت گفت تو دو بچه به دنيا آوردی و‎ ‎ديگر به درد من نمی‌خوری ‏ديگر از با تو بودن لذت نمی‌برم»‎
«اين حرفش به شدت مرا عصبانی کرد که کنترل خودم را از دست دادم و با ميله آهنی به سرش کوبيدم. حرفهای ‎او مرا مثل مار زخمی کرده بود‎ »

مجمع عمومی سازمان ملل روز سه‌شنبه ۱۸ دسامبر، قطعنامه «منع جهانی مجازات اعدام» را با ۱۴۴ رای موافق، ‏‏۵۴ رای مخالف، و ۲۹ رای ممتنع به تصویب رساند
. این قطعنامه از همه کشورها می‌خواهد که اجرای مجازات اعدام را متوقف ساخته و در جهت لغو قانون مجازات اعدام سمتگیری کنند. جمهوری اسلامی، امریکا و مصر از مخالفان این ‏قطعنامه بودند.‏

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

دوشنبه، آذر ۱۹، ۱۳۸۶

جنبش دانشجویی



برای مشاهده بهتر روی طرح کلیک کنید

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

چهارشنبه، آذر ۱۴، ۱۳۸۶

گراميداشت سالگرد 16 آذر

این روزها جنبش دانشجویی 54 ساله می‌شود و 54 سال پیش با تصمیم آمریکا و وابستگان آن سرلشگر زاهدی و شعبان بی مخ و با اتحاد عمل حزب توده و آیت الله کاشانی و بهبهانی ، کودتاچیان بعد از براندازی دولت ملی دکتر محمد مصدق حکومت را بدست گرفتند . دانشگاه امٌا به عنوان آگاه‌ترین و حساس‌ترین عصب خلق درد و بغض سنگین کودتا را در دانشکده فنی دانشگاه تهران در اعتراض به سفر نیکسون معاون آیزنهاور، فریاد کرد و خون سرخ سه یار دبستانی شریعت رضوی _ قندچی _ بزرگ نیا _ نیروی محرکه فعالیت‌های ضد استبدادی و استعماری دانشجویان گشت و هنوز هم در گام‌های دانشجویان ایران تداوم دارد

و بعد دانشگاه در سالهای 40 و 50 به کانون اندیشه و تفکر بدل یافت و از بطن این جنبش دانشجویی اندیشه‌های چریکی ، چه بر مبنای ایدئولوژی مارکسیستی و چه بر مبنای جهان‌بینی توحیدی شکل گرفت جزنی‌ها و حنیف نژاد‌ها و جزوه‌های فدائیان و مجاهدین ، نوشته‌های گلسرخی و صمد بهرنگی سیاوش کسرایی و دکتر شریعتی دست بدست دانشجویان معترض ‌گشت و تا انقلاب 57 دانشگاه به عنوان پیشتاز مبارزات ملی مردم باقی ماند و بعد ازانقلاب هم همه دیدیم که چه بر سر دانشگاه و دانشجویان آوردند . دیدیم چگونه بی محابا با شمشیر زهر آلود انقلاب فرهنگی ، وارثان سه آذر اهورایی را زخم زدند و روانه سیاه‌چال‌ها و تاریک‌خانه‌ها کردند .
54 سال پیش اگر شاه بعد از سرکوب دانشجویان تیمسار مزینی را برای پوزش ‌خواهی به دانشگاه فرستاد خاتمی اصلاح طلب بعد از سرکوب 18 تیر به سردار نظری تشویق‌نامه و ارتقاء درجه داد
و امروز بعد از 54 سال این آتش هم چنان شعله ور است و هنوز سرود یار دبستانی را می‌خوانند مگر دانشجویان چه می‌خواهند جز آزادی یاران دبستانی ، و هنوز لباس شخصی و ماموران سرکوبگر نیروی انتظامی اطراف دانشگاه را محاصره می‌کنند و دانشجویان را دستگیر می‌کنند . مگر دانشجویان چه می‌خواهند جزتکه‌ای آزادی .

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

دوشنبه، آذر ۱۲، ۱۳۸۶

Le bugie hanno le gambe corte



ایتالیایی‌ها ضرب المثلی دارند که می‌گوید « دروغ‌ها » پاهای کوتاهی دارند
وقتی این فیلم را در یوتیوب دیدم طبق معمول حس فضولی‌ام که اینجا مودبانه کنجکاوی می‌نامم بالا گرفت همانطور که می‌بینید صدا و سیمای حاج عزت ضرغامی در اخبارش از شخصی به نام اربابی نام می‌برد که با پیتزای قرمه سبزی در مسابقات پیتزاهای برتر جهان در ایتالیا شرکت کرده و مقام سوم را کسب کرده ، و گزارش و فیلم و مصاحبه تهیه کرده و در یوتیوب قرار داده است .

البته این نوع دروغ‌ها خرجی نداره مدتی عده‌ ایی را مثلاً سرگرم می‌کند ولی من پیش خودم فکر می‌کنم آخه این همه دروغ بر سر مسائل اصلی مملکت کافی نیست ؟ این ها دروغ‌پردازی و ریا کاری را به همه زمینه‌ها تعمیم می‌دهند !! انگار عقده خود بزرگ ‌بینی دارند !!

این نوع مسابقات که از طرف شرکت‌های و فروشندگان کالاها و برای تبلیغ و ارائه کالا به بازار مصرف تشکیل می‌شود در ایتالیا بسیار رایج است و همه ساله از طرف شرکت‌های تولید کننده ، مثلاً آرد و یا شرکت تولید کننده پنیر پیتزا و با اسم‌های دهن پرکن مثل مسابقاب بین‌المللی پیتزا، یا مسابقات اروپایی پیتزا و ... برای تمام فصول دایر است . و خودشان هم داوری می‌کنند و خودشان هم به مشتریان خودشان که صاحبان رستوران‌ هستد جوایزو مقام و دیپلم می‌دهند حالا کاری به این نداریم

نکته جالب داستان این مسابقه اینجاست که این بابا یعنی حسین اربابی بر خلاف ادعایش مقامی کسب نکرده و سوم نشده چون در این سایت که در مورد این مسابقه نوشته است حتی عکس ‌های نفرات اول و دوم و سوم را چاپ کرده و اگر به روی عکس‌های آن‌ها کلیک کنید هیچ نشانی از چهره شادمان آقای حسین اربابی نمی‌بینید !!! ولی اسم او جزء لیست شرکت کنندگان و با شماره 103 مشخص شده است !!

و خبرنگاری که با او مصاحبه می‌کند یکی از پادو‌های رژیم تو ایتالیا است و اگر فرودگاه رم بروید روزهایی که ایران ایر پرواز دارد این پادو را با پیراهن یقه آخوندی و بی‌سیم بدست می‌بینید که چمدان‌ها را جا بجا می‌کند و موقعی که جلوی دوربین می آید کراوات می‌زند و خبرنگار صدا و سیمای ضرغامی می‌شود .و در قبال دریافت پول از کسانی که بار اضافی دارند چمدان ‌های‌شان را رد می‌کند !! البته در نظامی که می‌دزدند می‌چاپند و رشوه می‌گیرند و فساد مالی تمام ساختار رژیم را در بر گرفته این نوع برخوردها حالت عادی پیدا کرده و به عنوان جرم و تخلف محسوب نمی‌شود !!

ولی دروغ ِ کسب ِمقام برای پیتزا قرمه سبزی اگرچه ظاهراً چیز کم اهمیتی است ولی ماهیت واقعی عوامل رژیم را بازگو می‌کند و چون دیدم نوچه‌های حاجی عزت ضرغامی با بردن پرچم جمهوری اسلامی و از طریق یوتیوب تبلیغ برای آبروی باقی نمانده‌شان راه انداختند خواستم به ضرغامی بگویم حاجی « دروغ ها » پاهای کوتاهی دارند !!

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

چهارشنبه، آذر ۰۷، ۱۳۸۶


برای مشاهده بهتر روی طرح کلیک کنید

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

سه‌شنبه، آذر ۰۶، ۱۳۸۶

شغالی گر ، ماه بلند را دشنام گفت


روزنامه « سونسکاداگ بلادت » چاپ سوئد در گزارشی که از لورنس بوتلر منتشر کرده مدعی شده که بسیاری از سربازان زن در سازمان مجاهدین آن چنان مورد تجاوز جنسی قرار گرفته‌اند که قادر به بازگشت به سوی خانواده‌هایشان نیستند . این روزنامه بعد از واکنش شدید هواداران مقاومت عقب نشینی کرد
اما به مزدوران زنگ زده و سایت‌های ‌وزارت اطلاعات باید گفت این دعاوی و اقدامات شما و دست و پا زدن به هر دنائتی برای حفظ نظام ، نشان از ورشکستگی موجودیت نظام آخوندی است . مجاهدین بارها مستمراً از سازمان ملل متحد و سازمان‌های بین‌المللی مدافع حقوق بشر خواستار اعزام هیئت ‌های تحقیق و دیدار از قرارگاه‌های‌شان شده‌اند منشاء این دروغ‌پردازی‌ها کسی جز دیکتاتوری مذهبی و تروریستی حاکم بر ایران نیست .

شغالی
گَر
ماه بلند را دشنام گفت -
پیران شان مگر
نجات از بیماری را
تجویزی اینچنین فرموده بودند.
فرزانه در خیالِ خودی
اما
آن که به تندر
پارس می کند،
گمان مدار که به قانونِ بو علی
حتي
جنون را
نشانی از این آشکاره تر
به دست کرده باشند.
احمد شاملو


ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed