Recent Posts
جمعه، اردیبهشت ۰۸، ۱۳۸۵
سهشنبه، اردیبهشت ۰۵، ۱۳۸۵
سالروز آزادی ایتالیا

25 آوریل سالروز آزادی ایتالیا و یادآور تجربه بزرگ تاریخی برای مردم این کشور است و در این روز تاریخی مردم از جنگ طلبی و جاه طلبی و خودکامگی موسولینی رهایی مییابند و با نشان دادن مقاومت جانانه نظام نازی فاشیستی را فرو ریختند .
عشق به آزادی مردم را میتوان در رد پای پارتیزانان و در سنگلاخهای کوهستانی آلپ و اپننین دید و در آتش سلاح ستم سوز آنان در دفاع از حرمت انسان در مقابل سلطهجویی و خودکامگی چکمه پوشان موسولینی که تا مرزهای شمال افریقا و اتیوپی لشگر کشی کرده بودند . و آن ارتش خلقی پارتیزانان همان سربازان داوطلب بودند که تاریخ این کشور را رقم زدند و کشور ایتالیا را نجات دادند . اگر پارتیزانها آنروزهای دشوار تاریخی فاشیستها را مجبور به عقب نشینی و شکست نمیکشاندن آیا میتوانید تصوٌر کنید ام
روز این کشور و سایر کشورهای اروپایی چه سرنوشتی داشتند ؟ارتش فاشیست موسولینی هم به نام دفاع از آرمان و میهن میجنگیدند و جنگجویان این ارتش نوجوانان و جوانانی بودند که با تبلیغات مستمٌر برای ارتقاء روح رزم جویی و با اتکا به شوق و عرق ملٌی و در نا آگاهی عمیق نظام فاشیستی سلاح بدست برای سرکوب پارتیزانها به خدمت و اطاعت ورزی کشیده میشدند آنان پارتیزانها را محکوم به مرگ میکردند و حق اعدام آنها را داشتند چون در ادبیات فاشیستی پارتیزان یاغی تلقی میشد .
از وظایف دیگر این خدمتگزاران مسئولیت و دستگیری و تحویل دادن یهودیان به متحدان وفادارشان یعنی فاشیستهای آلمان بودند و طبق قانون رسمی کشور یهودیان دشمنان نظام خوانده میشدند .
امروز اگر وارد طبقه هم کف ایستگاه راه آهن میلان بشویم در قسمت راست ایستگاه ؛ مقابل میدان« لویجی دی ساویا» به شما خط راه آهن ِ دست نخوردهای را نشان میدهند که هنوز به « آشویتز » در لهستان ختم میشود اردوگاهی که نازیها برای اسیران و قربانیان خود بنا کرده بودند . و حرکت چرخهای واگنها بروی همین خط راه آهن قدیمی صورت میگرفت و انبوه یهودیان ایتالیایی را به اردوگاههای مرگ در آشویتز میکشاند . دستگیری و جمع آوری و زندانی کردن آنان در « سن ویتوره » و قرار دادن در لیست انتظار و حمل و نقل آنان به سوی ایستگاه قطار ، و صف طویل مردان و زنان و کودکان در سرما و یخبندان ِ شبانه و فشردن آنان داخل ِ واگنهایی که برای حمل احشام استفاده میشد ، و قفل کردن و مهر و موم واگنها از وظایف اصلی این سربازان در خدمت فاشیزم ایتالیا بود . زندانیان این واگنها حتی نمیدانستند این خط راه آهن به کجا منتهی میشود و چه اآینده شومی در انتظار آنان است
امروز که ایتالیاییها خود را شهروند تمام و کمال جامعه آزاد میدانند اگر آنروزها جنبش مقاومت ایتالیا به شکست منجر میشد آیا این جامعه آزاد میسٌر و بوقوع میپیوست ؟ امروز 25 آوریل برای مردم این کشور پایان قسمتی از گذشته پر درد است و بازنگری و تجربیات آن ضروری است گرچه در طول زمان که آنچنان هم کهنه نیست در حافظهها کم رنگتر میشود . ولی متاسفانه فاشیزم و موسولینی و هیتلر و اطاقهای گاز و تنورهای آدم سوز ِ آشویتز و گلوهای آویخته بر تیرک چراغ برق ِ خیابان «چرنایا در تورینو » و شکنجهگران خیابان « تاسو » و آنهایی که قربانیان را به فرماندههای نازیها در هتل «رجینا میلان » تحویل میدادند قسمتی از تاریخ نهچندان دور هستند .
و کسی که از این اردوگاههای مرگ تا آخرین روز حمایت کرد و بعد گفت نمیدانستم . امروز دیگر نمیتواند انکار کند و بگوید نمیدانستم و برای تنور آشویتز کار و تلاش میکردم ! و نیروی جوانیم را در خدمت نژادپرستی و جاه طلبی و جنگ طلبی و مرگ قرار میدادم . و حالا آنهایی هم که فاشیست بودند آنها هم در 25 آوریل آزاد شدند . آزاد از خدمت و اطاعت گزاری و کمک رسانی به ماشین مرگ ، واز سرنوشت شوم نجات یافتن . و سه سال نبرد پارتیزانها افتخار واقعی را در تاریخ مبارزاتی ایتالیا به ثبت رساند . و امٌا موسولینی با پوشیدن یونیفرم نظامی سربازان نازی آلمان ، و تحت حفاظت و اسکورت نیروهای آلمان اقدام به گریز به سوی مرز سوئیس میکند تا از آنجا خود را به اسپانیا که هنوز تحت حکومت ژنرال فرانکو بود برساند ولی قبل از رسیدن به مرز توسط پارتیزانها دستگیر میشود و بعد به هلاکت میرسد و در 29 آوریل جسد او را به همراه اجساد درجهداران فاشیستی در میدان «لورٌتو میلان » در یک ایستگاه پمپ بنزین بشکل وارونه از پا میآویزند . چون در همین مکان بود که فاشیستهای موسولینی پیکر 15 پارتیزان مقاومت را به روی هم انباشته بودند و و بدین شکل 20 سال حکومت فاشیستی و 5 سال جنگ و خانمانسوزی پایان مییابد .
این هم کاریکاتور بر مفهوم آزادی امروز
چهارشنبه، فروردین ۳۰، ۱۳۸۵
بخوان! دوباره بخوان!

مرضيه بار ديگر در سالن المپياي پاريس، از مشهورترين سالنهاي فرانسه و اروپا در براربر انبوه جمعيت در اوج توانمندي هنري خود درخشيد و زيباترين ترانه هاي خود را با دلنشين ترين و قوي ترين صدا اجرا كرد.
كنسرت بزرگ خانم مرضيه، بانوي هنرايران، در سالن المپياي پاريس، يكي از مشهورترين سالنهاي هنري فرانسه و اروپا، برگزارشد.دراين كنسرت فراموش ناشدني، مرضيه بار ديگر، در اوج توانمندي هنري خود درخشيد و زيباترين ترانه هاي خود را با دلنشين ترين و قوي ترين صدا اجرا كرد. در سالن المپياي پاريس كه مملو ازجمعيت بود، شركت كنندگان بارها و بارها با كف زدنهاي پرشور خود از هنرنمايي درخشان مرضيه استقبال كردند.در كنسرت المپياي پاريس، يك اركستر فرانسوي به رهبري استاد محمد شمس آهنگساز برجسته ميهنمان، خانم مرضيه را همراهي كردند و اجراي ترانه هاي زيباي مرضيه درميان تحسين وشور و شوق شركت كنندگان به مدت دوساعت ادامه داشت. ...ادامه مطلب
ويدئوي كوتاهي از كنسرت مرضيه در سالن المپياي پاريس
اسماعیل وفا یغمایی در یاداشتی بر کنسرت مرضیه از عقاب آبی و پرواز زیبایش سخن میگوید او مینویسد
سالن لبريز المپيا،
چند هزار كيلومتر دور از ايران،
سكوت،
اركسترآماده به رهبرى محمد شمس در پرتو شمعگونه هاى الكتريكى منتظر است و سرانجام عقاب زيباى آبى پوش هشتاد و دوساله، كه و تمام جمعيت كه بى هيچ اعلام طبل و شيپور و فرمانى !، بل به فرمان محبت و دل و شعور، به احترام او بر مى خيزد، به احترام شصت و چند سال رنج و كار و عرقريزان روحى و عاطفى و تلطيف جانها، به احترام آب و خاك و ملت وفرهنگ و پرچم ايران، كه نمادى زوال ناپذير از زيبائى ولطف فرهنگش اينك در برابر او ايستاده است....ادامه مطلب
سهشنبه، فروردین ۲۹، ۱۳۸۵

بدوش داشتن بار هستهای پا درد هم میآورد
ولی آدمهای عاقل از همه چیز آنطوری که هست استفاده میکنند . و تریبون سخنرانیها همیشه تکیهگاه خوبی برای هر نوع فشار داخلی و خارجی است
من نمی فهمم چرا ما در خارج از خودمان به دنبال قهرمان میگردیم بیایم و به احمدی نژاد از یک زاویه جدید نگاه کنیم
ولی مصیبت بزرگ آنست که آدم خیال برش دارد که چیزی میداند
دوشنبه، فروردین ۲۸، ۱۳۸۵
وبـلاگ، پنجرهيي بـر روي آزادي بيان و تـحرير
وبلاگ فرم جدید انتشار و تحریر ویژه اینترنت است، فضایی برای روایت کردن و درددل کردن، فضایی برای دفاع کردن از آرمانها و از خواستهها و آرزوها و تا زمانی که حرفی برای گفتن داشته باشیم. خوشبختانه کسی بر آن حکومت نمیکند و همه بهسادگی میتوانند اطلاعات خود و یا دیگران را در دسترس عموم قرار بدهند. هنوز بسیاری از مردم پتانسیل این پنجره گشوده شده ،که در اختیار دارند را درک نکردهاند. فضایی که آزادی قلم کلمه کلیدی است. برای بیان عقیده و افکار خود و آشنایی با ایدههای نو و بر جاگذاشتن اثری از افکار و تجربیات خود، گر چه میتواند گاهی بسیار ابتدایی و ساده باشد و از دغدغههای روزمرگی از خانه از محل کار و برخورد با اشخاص مختلف باشد. میتواند آموزشی باشد یا تخصصی، ادبی، سیاسی، هنری، و یا زمینههای مختلف دیگر درست عین کاناپه راحت پسیکانالیست نشانگر افکار و اندرون و آیینه تمامنمای شخصیت وبنگار است.وبلاگ فقط یک وسیله برای چاپ محتویات نوشتهها نیست، بلکه وسیله اساسی ارتباط جمعی بین شخص و جامعه میباشد وسیله ارتباطی پیشرفته و جامع. آنرا میخوانند، نظر میدهند و گاهی به آن حمله میکنند و یا حمایت میکنند و پل ارتباطی و آشنایی با دیگران است. بلاگر با این وسیله با نگاه دیگران به خود مینگرد، چون گاهی اوقات بسیاری از معایب آدمی از چشم خود پوشیده میماند و ارزیابی آن مشكل است. تأثیر این وسیله ارتباطی را در تجمع زنان آزاده ایرانی در مقابل دانشگاه تهران به خاطر اعتراض به حقوق پایمال شده زنان توسط حکومت آخوندها و در روز هشت مارس روز جهانی زن به وضوح میتوان مشاهده کرد. گروه کثیری از این زنان از پشت مانیتورها به خیابان آمده بودند و در پستهای وبلاگشان جزئیات ریز، و تصویر واقعی این اعتراضات و حرکتها را گزارش و تجربیات خود را به دیگران منتقل کردند و نمونه دیگر ابتکار وبلاگرهای ایرانی «بمباران اینترنتی» و اعتراضهای بینالمللی در رابطه با تحریف نام خلیج فارس توسط نشریه نشنالجئوگرافیک بود که نشریه مذکور را وادار به عذرخواهی کردند. این نمونهها در عصر اطلاعات نشانگر توانایی این ابزار اطلاعرسانی است و گاهی حتی تعیینکننده است. درصد بسیاری از کاربران اینترنت ایرانیان هستند. روزنامه تایمز لندن در شماره 22 دسامبر 2005 از علت رویآوردن ایرانیان به دنیای وبلاگ تحلیلی ارائه داده است و در آن یادآوری میکند که بیش از صدهزار وبلاگ فارسی فعال در ایران وجود دارد. این روزنامه معتقد است علت این پدیده فشار، محدودیت و نبودن مطبوعات آزاد در ایران است. و بیشتر جوانان و دانشجویان به این رسانه جدید به عنوان فضایی برای نشر افکار روی میآورند.70درصد جمعیت ایران کمتر از 30سال دارند و جوانان علاقه بیشتری برای یادگیری و استفاده از تکنولوژی دارند. زبان فارسی از نظر تعداد افرادی که به آن تکلم میکنند، در رده بیست و هشتم قرار دارد و وبلاگهای فارسی از نظر تعداد، رتبه چهارم را کسب نمودهاند.آزادی اندیشه و قلم که مسالمتآمیزترین شیوه مبارزه است، در ایران جزئی از ارتکاب جرايم اینترنتی قلمداد میشود و شلاق و زندان دارد. وقتی نهاد دفاع از حقوق مطبوعات جهان تصریح میکند که ایران بزرگترین زندان روزنامهنگاران در سطح خاورمیانه است، اصلاً مبالغه نمیکند.این مؤسسه بینالمللی مطبوعات در گزارش خود تأکید میکند که رژیم ایران همچنان به روش سرکوب روزنامهنگاران و وبلاگنویسان و سانسور مطبوعات و اینترنت در ایران ادامه میدهد و دستگیری متناوب فعالان و حبسهای بلندمدت به کرات از سوی آخوندها اعمال میشود. بر اساس این گزارش طی نزدیک به یک سال گذشته 20وبلاگنویس در ایران دستگیر شدهاند.آرش سیگارچی، افشین زارعی، مجتبی لطفی، مجتبی سمیعینژاد، الهام افروتن، محمدرضا نسبعبداللهی، مسعود باستانی، حسن زارعزاده، مسیح علینژاد، یوسف عزیزی، سینا مطلبی، نجمه امیدپرور، احمد سراجی، شماری از این دستگیرشدگان هستند و بعضی از آنان با پرداخت وثیقه سنگین هم اکنون بیرون آمدهاند و کسانی مثل احمد سراجی پس از محکومیت به یک سال زندان و 30 ضربه شلاق به ترکیه متواری شده است و تهدید استرداد آن به ایران از طرف مقامات ترکیه توسط وبلاگنویسان مطرح شده است و یا چندی پیش دانشجوی وبلاگنویس مجتبی سمیعینژاد را با دستبند بر دست برای حضور در جلسه امتحان به دانشگاه آوردند.به دستور قوه قضاییه و شورای عالی انقلاب فرهنگی شرکت مخابرات مناقصهيی هفت میلیاردی از بودجه مملکت را برای سیاست سانسور و فیلترینگ و مسدود کردن سایتهای اینترنتی هزینه کرده است و با تحت فشار قرار دادن شرکتهای خدماتی و سرویسدهنده اینترنتی ایرانی قسمتی از سانسور و فیلترینگ را بر دوش این شرکتها قرار داده است و جدیداً بر اساس کلید واژهها که حاوی کلمات ممنوعه است و از طریق پایگاههای جستجو، روش فیلتر را اعمال میکند و این امر مغایر با مفاهیم جهانی آزادی بیان است که در منشور اتحادیه بینالمللی ارتباطات ذکر شده است که این اتحادیه به درخواست سازمان ملل متحد تشکیل شده و به امضای 175 کشور جهان رسیده و حاوی اصول جهانی و دموکراتیک بر شبکه اینترنت است. همیشه مستبدان در تلاش و کوشش هستند تا مردم در بیخبری بمانند و جامعه را به انفعال بکشانند ولی همواره نیروهای روشنفکر و مسئول همانگونه که در سالهای خفقان با شبنامه و با استنسیل خانگی اعلامیه منتشر میکردند و با متحمل شدن خطرات بسیار از سد سانسور میگذشتند و به افشاگری و روشنگری میپرداختند، امروزه میبینیم با ابزار تکنولوژی اینترنت و وبلاگ در مدت بسیار کوتاهی اطلاعرسانی و روشنگری و پل ارتباطی برقرار میکند.بسیاری از وبلاگنویسان اینترنتی با تشكل کانون، مجمع، انجمن، تجارب خود را در زمینههای فیلتر و پراکسی و راهنمایی و راهکارهایی برای ایجاد وبلاگ و چگونگی انتشار و ایمنیکردن و ایجاد وبلاگ بهطور ناشناس و روشهای دور زدن و ابزار و شیوههای سانسور را به شکل ساده به کاربران اینترنت توضیح و تشریح میکنند، مانند کانون وبلاگنویسان ایران (پنلاگ) که بسیاری از آنان با داشتن ایده و افکار مختلف در زمینه فیلترینگ و خبرنامه و صدور بیانیهها به ترویج آزادی بیان و آگاه ساختن جوامع بینالمللی از وضعیت وبلاگنویسی در ایران با هم همیاری و همکاری میکنند و برای آزادی وبلاگنویسان زندانی تلاش میکنند.بحران عمیقی که سراپای رژیم آخوندی را گرفته و در راستای حفظ قدرت ترفندها و طرحهای جدیدی برای فیلتر کردن وبلاگها اعمال میکند تا شهروندان نتوانند اندیشه دیگران را بخوانند و بدانند و به آگاهی و دانش و اطلاعات دست بیابند تا شاید سرخوردگی و ناامیدی و ایزولاسیون در وبلاگنویسان به وجود بیاورند و پدیده وبلاگنویسی را بیاهمیت و بیاعتبار و کاملاً حاشیهيی وانمود کند ولی این ترفندها و طرحها باید کشف و خنثی گردد. چون هر فردی حق آزادی عقیده و بیان دارد و این ابتداییترین حقوق انسان امروزی است.
شنبه، فروردین ۲۶، ۱۳۸۵
هرگز پاک نمیشود یاد عاشقان
و امروز وقتی چشمم به مزار بدون نام تو افتاد بیاد گورهای بی نام ونشان خاوران افتادم
انگار تو را هم همانند زیباترین فرزندان آفتاب و باد بدون عکس و بدون نام در این خاک ودیعه گذاشتهاند
جرم تو هم همانند فرزندان خاوران آزادگی است نمیخواهند نامی از تو برای آیندهگان بماند فرزندان خاوران هم همانند تو از مرگ نهراسیدن و این گورهای بینام ونشان بیانگر مقاومت و شرف و شجاعت « نه » گفتن به حکومت مستبد است . بگذار برای خمینی و اضدادش قبرهای پرتجمل و بارگاه و گنبد طلایی بسازند که نیازمند نام وشهرت و آوازهاند . تو را نیازی نیست
نام تو را باد سحرگاهان هر جا برد گلی ز خاک روید
ولی آنجا که خمینی قدم بر نهاد گیاه از رستن تن زد
شاملوی عزیزم هرگز پاک نمیشود یاد عاشقان
پنجشنبه، فروردین ۲۴، ۱۳۸۵
انتخابات ایتالیا

بالاخره مردم ایتالیا بعد از مناظرههای جنجالی و کشمکشهای سیاسی به پای صندوقهای رای رفتند . دو نامزد اصلی انتخابات سیلویو برلوسکونی و رمانو پرودی بودند . برلوسکونی یکی از قدرتمندان اقتصادی ایتالیا و صاحب باشگاه معروف میلان و صاحب تعداد متعددی از کانالهای تلویزیونی ایتالیا است . و در سٌمت نخست وزیری پنج سالی است که زمام دولت را بدست دارد و جناح راست میانه را در انتخابات رهبری میکرد . و در طرف دیگر رومانو پرودی رئیس سابق کمسون اتحادیه اروپا و جناح ائتلاف چپ میانه را در انتخابات نمایندگی میکرد و در یک رقابت تنگاتنگ بلاخره رمانو پرودی برنده انتخابات شد . در طول تبلیغات انتخاباتی حسابی به جان همدیگر افتاده بودن .پرودی میگفت اگه من نخست وزیر بشوم به هر بچهای که متولد میشود تا سن 18 سالگی ماهی 200 یور میدهم البته باید واجت شرایط اقتصادی پائین باشد مثل اینکه این ترفند را از کروبی یادگرفته بود چون کروبی هم وعده 50 هزار تومانی به جوانان هنگام کاندیداتوریاش داده بود . برلوسکونی به بچههای که متولد میشوند هزار یورو میدهد و فقط یک بارکمک میکند . و قول حذف مالیات املاک و حتی حذف مالیات حمل زباله را به مردم داده است و هر دو چپ و راست واسه مردم خالی بندی میکنند .
یکشنبه، فروردین ۲۰، ۱۳۸۵
حکم جلب بینالمللی علی فلاحیان
شنبه، فروردین ۱۲، ۱۳۸۵
بدنبال زلزله استان لرستان تعداد زیادی از هموطنان ما جان خود را از دست دادند و هنوز آمار دقیقی از این فاجعه ناگوار در دست نیست آنچه که مسلم است حکومت آخوندی هیچ اقدام عملی و اساسی برای این مردم محروم انجام نداده است . درمن تجربه تلخ زلزله شمال دوباره تداعی میشود در زلزله شمال بسیاری از عزیزانم از جمله مادرم را از دست دادم و هر وقت خبر زلزله میشنوم آرام و قرار ندارم و میدانم مردم با دست خالی و حتی از ابتدایی ترین ابزار برای آواربرداری محروم هستند و آخوندهای از خدا خواسته بسرعت شماره حساب بانکی را اعلام میکنند و بجای بسیج نیرو نیروی انتظامی و بسیجیان را روانه مناطق آسیب دیده میکنند تا اوضاع را کنترل کنند چون احتمال شکل گیری نا رضایتی و اعتراض علیه بیکفایتی رژیم زیاد است و بخاطر همین امر همیشه آمار ضد و نقیض از طرف ارگانها و مطبوعات وابسته به ولی فقیه اعلام میشود و ابعاد واقعی بعداً مشاهده میشود ولی مردم آسیب دیده به همیاری و امداد رسانی فوری نیازمند هستند. مخصوصاً کودکانی که سرپرست و والدین خود را از دست دادهاند و همچنین احتیاج به پتو چادر مواد اولیه غذایی دارند . از جوانان غیور و مسئول تقاضای کمک رسانی به مجروحین و بازماندگان این فاجعه در مناطق زلزلهزده را داریم چون با کمبود امکانات اولیه مواجه هستند جمعه، فروردین ۱۱، ۱۳۸۵
بهار

بهار این ارمغان فروردین با شکوفههای درختان و با عطر گلها از راه رسید بنظر میرسد که از غار تاریک بیرون آمدیم حداقل برای من این طوری بود . افسردگی زمستانی باید آب بشود برای دیدن جنس بهار و رنگهایش و حس کردن گرمای آفتاب و شنیدن آواز چلچلهها باید از سرمای زمستان گذر میکردیم و نظارهگر جنگلهای سرد و خاموش میبودیم زمستان میتواند طولانی باشد ولی بهار همیشه باز میگردد .
سهشنبه، فروردین ۰۸، ۱۳۸۵
بهار بخوان
بهار بخوان
دوشنبه، اسفند ۲۹، ۱۳۸۴
بادبانم را گل آذین کردم


با عجله وارد فروشگاهی میشوم که که هر سال از آن ماهی قرمز و سنبل میخرم فروشنده دختر خانمی ایتالیایی است با دیدن من میگوید چه زود دوباره عید شد ماهی قرمز دارم ولی سنبل فردا میرسه . چون سالی یک بار به این فروشگاه سر میزنم و میداند اولین روز بهار عید نوروز ما ایرانیان است و طبق معمول همیشه من همه کارها و خریدهایم با عجله و روزهای آخر ساله، نگران دیر سبز شدن سبزهام وتهیه هفت سین هستم البته بدون سنجد چون تو ایتالیا سنجد نیست و اگر دوستانم هم نداشته باشند باید با یک سین دیگر جایگزینش کنم حالا نمیدانم چی بگذارم ( ایدهآش سرنگونی است سرنگونی آخوندهها ) خلاصه این روزها حسابی به جنب و جوش افتادم نمیدانم نوروز چه نیرو و قوه محرکهای دارد که پس از گذشت سی هزار سال هنوز در ما شور و شوق و حرکت ایجاد میکند سی هزار سال که از فراز و نشیب تاریخ گذرکرده وبه ما رسیده و هنوز تداوم دارد و حتی مرا که فرسنگها دور از میهن در تبعید اجباری بسر میبرم تحرک و پویایی بوجود میآورد . و بخاطر همین بزرگترین جشن ملی ایرانیان است و مظهر هویت و وحدت و همبستگی ما ایرانیان است نوروزغربت و دوری از وطن و مسائل جانبی را نمیشناسد و زندگی ما را در هر گوشه از جهان که باشیم با گذشتههای دور و دورتر تاریخی پیوند میدهد وچقدر این سنت دیرینه آریایی زیباست و بخاطرهمین ویژگیها دوام داشته و هم زمان بودن نوروز با زاد روز طبیعت و نوزایی آفرینش جلوه و شکوه بیشتری به این یادگار نیاکان میدهد . به امید جشن بزرگ بهار آزادی میهن
پنجشنبه، اسفند ۲۵، ۱۳۸۴
اینیاتسیو سیلونه نويسندهيي هوشيار، آگاه و معترض عليه فاشيسم

کمتر کسی است كه با مقولة ادبيات معاصر ايتاليا سر و كار داشته و نام مستعار اینیاتسیو سیلونه را نشنيده باشد. سيلونه رماننویس نئورئالیسم و نویسنده معروف کتاب «نان و شراب» و«مکتب دیکتاتورها» در اول ماه مه1900 با نام (سکوندو ترانکوئیلی) در حومة لاکوئیلا از یک خانواده دهقانی متولد میشود. مادرش پنج فرزند داشت و به شغل بافندگی مشغول بود. پدرش خرده مالکي بود با یک قطعه زمین کوچک که در جنوب ایتالیا به زراعت اشتغال داشت. سیلونه در پنجسالگی پدر را از دست میدهد. 9سال بعد يعني در سال1915 مادر نيز در جريان سانحة زلزلة1915 ميميرد و او مجبور به ترک تحصیل میشود. سيلونه خيلي زود با واقعیتهای سخت زندگی آشنا میشود. همزمان با جنگ و پیآمدهای ناشی از آن، مانند فقدان آذوقه در روستاها شرایط دشوارتری بهوجود ميآيد و از همینجا فعالیتهای اجتماعی و سیاسی سیلونه آغاز میگردد. 1917 مدیر هفتهنامة «آوانگواردیا» و بعد سردبیر روزنامة کارگرتریست ميشود. سيلونه در سال1921 عضو حزب کمونیست شده و رهبری فدراسیون جوانان را بهدست میگیرد. همزمان با قدرت گرفتن استبداد فاشیستي او در کنار آنتونيو گرامشی قرار گرفته و یکی از فعالان جنبش مقاومت ایتالیا میگردد. در اندك مدتي ناگزیر به رويآوردن به فعالیتهای غیر علنی و زندگی مخفی ميشود. مدتي بعد، پس از دستگیری برادرش مجبور به ترك وطن میشود. در خارج از ايتاليا به فعالیتهای ضدفاشیستی خود ادامه میدهد تا جایی که پیگیری این فعالیتها منجر به اخراج او از کشورهای متعدد میشود. او چندین بار به نمایندگی از طرف جنبش کمونیستی به همراه تولیاتی به مسکو عزیمت میکند.سيلونه در سال1930 در اعتراض به سیاستهای سازمان بینالملل کمونیستی (کمینترن) به رهبری استالین از حزب کمونیست جدا میشود اما این جدایی او از حزب مانع فعالیتهای ضدفاشیستیاش نمیشود. در سال1933 «فونتامارا»، 1936«نان و شراب» 1938«مکتب دیکتاتورها»، 1941«دانهیی زیر برف» را منتشر میکند. این آثار توسط تبعیدیان ضد فاشیست در تمام جهان پخش و خوانده میشوند و نام او را بهعنوان یکی از چهرههای مبارز ضد فاشیستی در جهان اندیشه و ادب بهثبت ميرساند. اما این آثار در کشور خود او ناشناخته میماند. دوستان هممسلك وي حتي بعد از آزادي ميهن از سلطة فاشيسم او را بهخاطر انتقادهايي كه نسبت به كمونيستها داشت رها نكرده و مورد بيمهري قرار ميدهند.سيلونه در ادامة فعاليتهاي سياسي خود به عضويت حزب سوسياليست ايتالیا در آمده و از طريق مديريت روزنامة آوانتي و ارائة سبك نئورئاليسم، تأثيرات بسيار زيادي روي نسل جوان نویسندگان ايتاليا ميگذارد. از آثار معروف او بعد از آزادی ایتالیا 1952«یک مشت تمشک»، 1956«راز لوکا»، 1965«خروج اضطراری»، 1960«ماجراهای یک فقیر مسیحی» را میتوان نام برد. جذابيت بسيار زياد آثار سیلونه نه بهخاطر نثر ادبی، بلکه بهدليل پیام و رهنمودهای سیاسی آنها بود. خود او بر این باور است که کتابها و نوشتههای ادبی نقش مهمی در شکلگیری اندیشه و تفکر روشنفکری او نداشتهاند و نویسندگی برای او همانگونه که در کتاب«خروج اضطرری» آمده است درک و ضرورت برای شهادت دادن به شرایط اسفناک زندگی انسان و قرار دادن نیروی امید در مقابل آن است. او در همین کتاب در تعریف آزادی مینویسد آزادی یعنی توانایی برای تردید کردن، توانایی برای خطا کردن، و توانایی برای تجربه و جستجو کردن و توان نه گفتن به هر مقامی، ادبی، هنری، فلسفی، مذهبی، و اجتماعی و سیاسی. کتاب «نان و شراب» او در واقع برداشتی از زندگی عیسی مسیح است که بهای گناهان نوع بشر را با سپردن خود به صلیب میپردازد و در شام آخر تن و خون خود را به حواریون میدهد و میگوید این نان و شراب من است. اين كتاب تحلیلی است بر سیاست و زندگی تودهها، و تحلیل سه عنصر سوسیالیسم، فاشیسم، و کلیسا، قهرمان داستان گرچه تفکر سوسیالیستی دارد و علیه فاشیسم میجنگد ولی در تضاد عمیق بین باورها و واقعیتها قرار دارد. او از دگماتیسم فاصله زیادی دارد، به انتقاد و تحلیل در عملکرد خود اعتقاد دارد و تا زمانی که نهضت به نظام تبدیل نشده است پویا، و آزادیخواه است اما بهمجرد دستیابی به قدرت و تبدیل آن به یک نظام آن ویژگیها را از دست میدهد و در تعصب کور خود فرومیرود.«مکتب دیکتاتورها» راه و روش سیاسی حاصل تجارب او با رویدادهای فاشیستی ایتالیا و بحران روند دموکراتیک در سالهای1930تا1940 است. او میگوید دیکتاتوری از فعل دیکته کردن میآید و فقط یک کلاس میشناسد و در کلاس آن غلط املایی مورد تنبیه و مجازات قرار میگیرد و رژیم دیکتاتور مردم را به جای اندیشیدن به نقل قول و پیروی از یک کتاب دعوت میکند. دیکتاتوری از نگاه سيلونه محصول پیشزمینههای بحران در روند دموکراتیک است و گرایش عمومی اصالت دادن به دولت. او معتقد است دولتی کردن امور اجتماعی بهجای نهادینه کردن دموکراسی جامعه را به بستر تباهی میکشد و برای حل معضلات روز به روز نهادهای تازهیی ایجاد میکند. گسترش این نهادها به جایی میرسد که دموکراسی سیاسی نمیتواند آنها را کنترل کند و حاکمیت مردم حالت مجازی پیدا میکند. در ادامه اين روند بودجه کشور ابعاد غول آسا به خود میگیرد و دموکراسی به چنگ بوروکراسی میافتد. و در مجلس قانونگذار در باره مسائل بیاهمیت بحث و تبادل نظر میشود. همگام با انحطاط قوة مقننه تعهدات اخلاقی نمایندگان سقوط میکند و فقط به فکر پیروزی در انتخابات بعدی بودند. نکتة مهمي كه سيلونه مطرح ميكند این است که ديكتاتورها از چه افرادي سود ميجويند؟ او ميگويد: يونانيان قديم بهدرستي معتقد بودند كه «خودكامه» رعيت را بهوجود نميآورد، بلكه اين رعايا هستند كه فرد خودكامه را به حاكميت ميرسانند. آيا هرگز ديده شده است كه ملت آزادهیي مدتي طولاني تسليم استبداد شود؟ ديكتاتورها افسردگي ملت را دوست دارند! واقعيت اين است كه فاشيسم از آسمان به زمين نيامده است، بلكه بر مردماني مسلط شده است که آمادگي سلطه پذيري را داشته اند. سيلونه به يكي از عوامل برپايي ديكتاتوري اشاره ميكند و مي گويد: يأس و افسردگي اجتماعي، زمينة مساعدي را براي حاكميت ديكتاتورها فراهم ميكند. تجربه نشان داده است كه گذشته از مواردي استثنايي، روان بشري در شرايط دشوار تعادل خود را از دست میدهد و توانايي برخورد منطقي از او سلب ميشود. اگر احساس خطر جاني و تهديد و گرسنگي براي چند سال تداوم پيدا كند، حتي عاديترين و فهميدهترين انسانها را نيز دچار تشويش ميكند و در چنين حالتي است كه ديكتاتورها براي بازگرداندن عنصر آرامش سربلند میکنندسیلونه «در یک مشت تمشک» دنیای کوچکی در دهکدة سن لوکا در جنوب ایتالیا را ترسیم میکند که بعد ازپایان جنگ جهانی دوم و سقوط فاشیستها هنوز نظام فئودالی و اربابی برقرار است وحزب کمونیست ایتالیا در حال عضوگیری و سازماندهی تشکیلات است. حزب برای فعالیتهای سیاسی علنی خود به بسیج دهقانان و احقاق حقوق آنان از مالکین فعالیت میکند. در این داستان سیلونه انسانها را با کاراکترهای مختلف و عقاید و افکار متفاوتشان که برای کسب پیروزی تلاش میکنند نشان میدهد. اين حوادث و دهقانان فقیر و بیزمین سن لوکا مظهر هزاران انسان همنوع خود آنان است که بدون آگاهی از حقوق حداقل خود در سختترین شرایط حیاتی بهسر میبرند. این افراد با سنتهای خانوادگی و مذهبی و فرهنگی که در حقیقت زندانبانانشان هستند بهدنیا میآیند و از دنیا میروند. و غاصبان بیش از هر کس از این ناآگاهی و انفعال تودة مردم سود میبرند. و از طرف دیگر حزب یا تشکل آزادیخواه و انقلابی بهترین لانه برای فرصتطلبان و قدرتطلبان میشود و با دروغ و نفاق از سیستم سلسله مراتبی تشکل که لازمه هر سازمان انقلابی است بهمثابه پله صعود و ترقی استفاده میکنند و مالکان دستاوردهای جنبش را که به بهای خون هزاران نفر از افراد مؤمن و صادق جنبش فراهم شده غصب میکنند. غاصبان و مالکان جدید تازه به دورانرسیده صدمرتبه سنگدلتر و ظالمتر از اسلاف خویش هستند. نویسنده برای یادآوری خاطرات افراد و قرار دادن خواننده در مسیر پیشرفت داستان بارها نظم داستان را بههم میزند و از زمان حال به گذشته میرود و باز میگردد و به ارزیابی جامعهشناسی و روانشناسی فضای داستان، و شخصیتهای آن میپردازد.
چهارشنبه، اسفند ۲۴، ۱۳۸۴
در تماشای میدان شهر
چهارشنبه سورى روز اعتراض ملى
بعد از حمله وحشیانه ایادی رژیم آخوندی به تجمع زنان آزاده ایرانی که برای بزرگداشت روز جهانی زن گردهمایی کرده بودند مردم و بخضوص جوانان این هفته به کوری چشم آخوندها چهاشنبه سوری را هر چه با شکوهتر جشن میگیرند و همه به استقبال نوروز میرویم . ما هیچ وقت چهارشنبه آخر سال مغلوب رژیم نشدیم و هر سال جشن گرفتیم چون آخوندها با تمام سنتهای ملی و باستانی ما و با هر جشن و شادمانی که نشان از هویت ایرانیان دارد مخالفت میکنند و خوشبختانه مردم ما این میراث پدران و مادران ما را با مبارزه علیه رژیم پیوند میدهند و به یک نوع اعتراض ملی تبدیل شده است . وچقدر با شکوه است این سنتهایی که ما ایرانیان را به هم پیوند میدهد و حداقل سالی یک بار در ما حس همبستگی و اتحاد بوجود میآورد . پس چهارشنبه سوری را به میدان جنگ با رژیم تبدیل می کنیم
چهارشنبه، اسفند ۱۷، ۱۳۸۴
روز جهانی زن

با گرامیداشت 8 مارس روز جهانی زن و خاطره قلبهایی که برای برابری حقوق زن و مرد سوختند و زبانه کشیدند ولی تسلیم قوانین اسارتبار نشدند ، به پیشواز حرکت جنبش آزادیخوانه زنان دلاور کشورمان میرویم . وبه مناسبت همین روز بسیاری از زنان آزاده ایرانی امسال هم به پارک لاله تهران میروند تا این روز تاریخی را گرامی بدارند و در تجمع اعتراضی زنان علیه قوانین قرون وسطایی حکومت شرکت کنند تا صدای بسیاری از بیصدایان باشند . اگر پای حرفهای هر کدام از این زنان بنشینیم و به درد دل ساده آنان گوش بدهیم همان دلهایی که هیچوقت سرد و منجمد نمیشود بیشتر صحبتهایشان از زندگی گمشدهشان لابلای قوانین مذهبی است و آنهایی هم که حرف نمیزنند در سکوت نگاهشان میتوانیم درد عمیق اسارت و زنجیر قوانین آخوندی را ببینیم . مثل حق طلاق ، حجاب اجباری ، دیه زن که نصف مرد حساب میشود ، اجازه نامه شوهر برای مسافرت خارج ، حکم غیر انسانی سنگسار و غیره ...
جمعه، اسفند ۱۲، ۱۳۸۴
روزگار غریبی است نازنین

این فردی که در عکس میبینید آقای سعید احمدزاده اردبیلی میباشد عشق شهرت و کسب نام چنان او را به وسوسه انداخته که برای رسیدن هر چه زودتر به حوزه هنر و ادبیات ، نردبان قلمش را بروی نشریه فرهنگی و ادبی ندا تکیه میهد که من بشکل مستمر هر بار که منتشر میشود در وبلاگم میگذارم و در ستون دست راست لینک دادهام و این آقا تمام آثار ادبی ترجمه شده از دکتر زری اصفهانی و حمید مشیری و حمید نصیری را به نام خود در وبلاگش به ثبت رسانده است از جمله ترجمه شعرهای لورکا و ترجمه ازبرتولت برشت و یا سخنرانی نرودا به هنگام دریافت جایزه نوبل و بسیاری از مطالب و نوشتههای ادبی را به نام مترجم سعید احمدزاده اردبیلی ثبت کرده است و تمثیل مبارکش را هم آذین مطالبش در وبلاگ قرار داده . گاهی اوقات انتظارات بیش از حد آدمها چنان چشمانشان را کور میکند که بجز شهرت و نام چیز دیگری نمیبینند و به وبلاگ بسنده نکرده و تصمیم به چاپ این مقالات بشکل کتاب میکند و برای تبلیغ از نبوغ و دانش ادبی خود با خبرگزاری فارس در مورد چاپ این کتاب به سخن پراکنی میپردازد کسی هم آنجا نبود تا یک لیوان آب زرشک بهش تعارف کند وبگوید آقا سعید کوتاه بیا . قضیه به اینجا ختم نمیشود آقا این مطالب را به سایتهای ادبی هم به نام خود ارسال میکند و همه سایتها به نام این مترجم مقالات را در سایتهای اینترنتی میگذارند حالا خوبه کتابخانه دم دستش نبود و اگرنه تمام کتابهای کتابخانه را به اسم خودش بالا میکشید این مقالات که سعید جان ادعای ترجمه آنها را دارد از سه زبان فرانسه و انگلیسی و آلمانی هست و برای ترجمه آن آشنائی با زبان کافی نیست بلکه تسط کامل و آشنائی با فرهنگ آن کشورها هم لازم است و با سن سعید جان در تعارض است و نمیتوان براحتی هضمش کرد . بهر حال شاید هم طرف از سلامت روانی برخودار نیست و به علت کمبود و حقارت دست به این نوع اعمال ضد اخلاقی دست میزند . دکتر زری اصفهانی هم که مطالبش به سرقت رفته دست بر دار نیست و با نوشتن مقاله دزدی در اینترنت آن هم در روز روشن به تمام سایتهای ادبی که به اسم سعید احمدزاده اردبیلی مقالات را منتشر کردند ایمیل فرستاده و موارد سرقت را توصیح داده است حالا خوبه طرف به سرقت ترجمه قناعت کرده و ادعا نکرده مثلاً نرودا و یا لورکا و برشت تو اردبیل شاگردان او بودند و از او دانستههایشان را آموختند .
دوشنبه، اسفند ۰۸، ۱۳۸۴
چهارشنبه، اسفند ۰۳، ۱۳۸۴
از قتل عام زندانیان سیاسی جلوگیری کنیم

اگر غفلت کنیم دوباره طناب دار میرغضب یک زندانی دیگر را به جوخه مرگ میسپارد به گفته بستگان سعيد ماسوری، او هم اکنون در آستانه اعدام قرار دارد و مسئولان زندان وی را متهم کرده اند که زندانيان را برای اعتصاب سازماندهی کرده است.همانطور که اطلاع داریم زندانیان در اعتراض به اعدام مجاهد حجت زمانی دست به اعتصاب زدهاند و رژیم علناً اعلام کرده اگر پرونده ما به شورای امنیت ارجاع بشود همه زندانیان را میکشیم . امروز وظیفه میهنی هر ایرانی است که به حمایت از این زندانیان برخیزد با تلفن و فکس به صلیب سرخ و سازمانهای حقوق بشری پتیشن هم برای سعید تهیه شده است .
از دوستان عزیز درخواست میشود که درهرکشوری که هستند آدرس مراکز حقوق بشری آن کشور را بدست آورده و درقسمت نظر خواهی وب لاگ وارد کنند تا به لیست مربوطه اضافه شود .
از آدرس های موجود برای درخواست کمک برای زندانیان سیاسی و بخصوص سعید ماسوری استفاده کنید
یکشنبه، بهمن ۳۰، ۱۳۸۴

دوستان گرامی
همه شواهد نشان میدهد که جان زندانیان سیاسی در خطر است. مسئولین زندان گوهر دشت به ولی الله فیض مهدوی گفته بودند که در صورت رفتن پرونده ایران به شورای امنیت تک تک شما را اعدام خواهیم کرد و این تهدید را با اعدام حجت زمانی عملی کردند. اکنون جان زندانیان سیاسی سعید ماسوری- ولی الله فیض مهدوی- غلامحسین کلبی
امیرپروزیان - علیرضا کرمی خیر آبادی، خالد هردانی، منصور و شهرام پورفرهنگ
به طور جدی در خطر است.
اگر تک تک هموطنان ما تنها با یک ارگان حقوق بشر به طور تلفنی یا با ایی میل تماس گرفته و آنها را از این خطر مطلع سازند فشار بین المللی بر دولت ایران شدت خواهد گرفت. از شما خواهش می کنیم با درج بیانیه زیر در سایت خود و گداشتن لوگوی مربوط به آن برای مدتی توجه ایرانیان و جهانیان را به این مسئله مهم جلب کنید. ما آدرسهای برخی مقامات را در انتهای بیانیه درج کرده ایم. از خوانندگان خود دعوت کنید که تنها به امضای تومار اکتفا نکنند بلکه با تلفن و فکس و ایی میل به این مراجع و پخش گسترده تومار تاثیر این حرکت را به حداکثر خود برسانند. شاید که فشار بین المللی در نجات جان این زندانیان موثر باشد.
بیانیه در زیر مندرج است
با سپاس فراوان از همکاری شما عزیزان
جمعی از وبلاگ نویسان ایرانی
--------------------------------------------------------------
به تمام حامیان حقوق بشر
لطفآ برای پایان دادن به اعدام زندانیان سیاسی در ایران کمک کنید.
گزارشهای مستقل خبری اعدام حجت زمانی، یک زندانی سیاسی در گوهردشت، ایران، را تائید کردهاند. یک زندانی سیاسی دیگر به نام مرتضی بزرگیان در زندان به خاطر نبودن امکانات از سرما جان سپرد. اخیرا" یک روزنامهنگار به نام الهام افروتن به خاطر نقل قول یک مقالهی انتقاد آمیز در یک روزنامهی محلی محکوم به حبس شد. ترس از مجازات او را به خودکشی واداشته و اکنون در وضعیت وخیمی به سر میبرد.
بستگان زندانیان سیاسی از تهدید مقامات زندان به اعدام زندانیان سیاسی خبر دادهاند. به آنها گفته شده در صورت ارجاع پروندهی اتمی ایران به سازمان ملل تک تک زندانیان سیاسی را اعدام خواهند کرد. از زمان انتخاب احمدینژاد به ریاست جمهوری ۱۵۰ اعدام در ایران صورت گرفته است. رژیم جمهوری اسلامی قصد بازگشت به دهه ۸۰ و اعدامهای گروهی که تنها بعد از کشف اتفاقی گورهای جمعی مشخص شد، را دارد.
ما از تمام حامیان حقوق بشر، فعالین و ارگانها درخواست میکنیم تا این مسئله وحشتبار را به دولتهای متبوع خود اطلاع دهند. ما از ارگانهای بینالمللی طرفدار حقوق بشر درخواست میکنیم تا نمایندگانی برای تحقیق در مورد نقض حقوق بشر به ایران اعزام دارند. همچنین با فشار بر دولت ایران خواهان آزادی تمام زندانیان سیاسی، منجمله کارگران، دانشجویان و وبلاگنویسان، شده و تلاش در جلوگیری از اعدامهای جمعی در حال وقوع کنند. ما از تمام حامیان حقوق بشر میخواهیم تا متفقانه این رفتار قساوتبار را محکوم کرده و این طومار را به دوستان، خانواده و رسانههای بینالمللی بفرستند.
در صورت عدم اتحاد شاهد اعدامهای گروهی زندانیان سیاسی بیشتری توسط رژیم جمهوری اسلامی خواهیم بود.
جمعی از وبلاگ نویسان ایرانی
برای حمایت از این حرکت لطفا به صفحه زیر بروید
http://home.no/homa/hr/
برای امضای تومار لینک زیر را بزنید:
http://www.petitiononline.com/irjstc/petition.html
لطفا با گذاشتن لوگو در صفحه وب خود و با فرستادن تومار به دوستان و آشنایان خود به گستردگی این حرکت کمک کنید.
لطفا با مراکز حقوق بشر با فکس- تلفن یا ایی میل تماس بگیرید و مراتب نگرانی خود را ابراز کنید.به طور مشخص نام زندانیان سیاسی در خطر اعدام( سعید ماسوری- ولی الله فیض مهدوی- غلامحسین کلبی
امیرپروزیان - علیرضا کرمی خیر آبادی، خالد هردانی، منصور و شهرام پورفرهنگ ) را ذکر کنید. تنها امضا تومار کافی نخواهد بود.
آدرسهای برخی از مراکز به شرح زیر هستند:
صلیب سرخ بین المللی(ژنو)
webmaster.gva@icrc.org
تلفن:++ 41 (22) 734 60 01
شکایت در مورد نقض حقوق بشر به کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد tb-petitions.hchr@unog.ch
+ 41 22 9179022 Fax
کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل متحد
Fax: + 41 22 917 9011
E-mail:ngochr@ohchr.org
کمیسیونر حقوق بشر اتحادیه اروپاMr. Alvaro Gil-Robles
برای شکایت به عفو بین الملل به این آدرس بروید:
http://web.amnesty.org/contacts/contact_us/eng-001?open&referer_link=http://www.amnesty.org/
می توانید متن انگلیسی پتیشن را که در صفحه موجود است یا پیام خود را وارد کنید.
جمعه، بهمن ۲۸، ۱۳۸۴
یاد جاودان فروغ آزادی
بار دیگر دفتر تاریخ میهن گریست . و این بار این دفتر آغشته به خون فرزند دلاور هفت چشمه ایلام شد . و او با خون خود سلام عاشقانه به جویبار خون جاری 120 هزار نام مقدس عشق داد که خود سند درماندگی و عجز دژخیمان است و به دریا پیوست . وسعتی که در درون داشت مثل دریا بود نمیتوانستی افق وجودش را ببینی . آخوندهای جنایت پیشه در اوج استیضال و انزوا و بعد از ارجاع امید و آرزوهایشان به شورای امنیت سازمان ملل و ضربهای که از مقاومت ایران خوردهاند عین مار زخمی زهر حیوانی خود را به زندانیان سیاسی بیدفاع میریزند و مجاهد خلق حجت زمانی را به دار میآویزند . مردم ایلام حجت وبرادرانش فلاح و پهلوان خزعل را بخوبی میشناسند و هنوز قله کوههای ایلام رشادتها ، و دلاوریهای پهلوان خزعل را بخوبی بیاد دارد و هنوزآوای طنین او را به تکرار در سینه میخواند او و دو تن از یاران مجاهدش چندین شبانه روز در نبردی جانانه گله گله پاسدارن ظلم و ظلمت و بسیجیان مزدور و اطلاعاتی رژیم به خاک هلاکت میاندازند . و برای رهایی خلق از جان میگذرند . و در زندانهای آخوندها برای حجت هم عشق به خلق و دلاوری ناشناس نبود . با شنیدن خبر اعدام او خاطره سالهای 67 در من ورق خورد . و آن نامهای مقدس که در خون دفن شدند . و حالا آن نگاه که بوی معصومیت میداد و آن ستاره هفت چشمه هم جاودانه شد او هم رفت ولی او را باز مییابیم در پرواز پرستوهایی که از فراز گندم زارهای طلایی پر میکشند . او را در برق چشمان پولادی کودکان خیابانی باز مییابیم او را در طنین شعرهای عاشقان آزادی مییابیم و هر جائیکه طوفان متولد میشود . در طلوع آفتاب باز مییابیم و در غروب آسمان .او را در دانههای بلورین برف بهمن که فرو میریزد بر زمین نوعروس میهن باز مییابیم . او را در دریای بیکران آنجائیکه ماهیان طلایی زیر چتر رنگین کمان شناورند بازمییابیم .چون وسعتی که در درون داشت مثل دریا بود .
ح مقدم














