Recent Posts

یکشنبه، اردیبهشت ۲۵، ۱۳۹۰

به بهار ، پرنده زندان



این دختر مجروح اشرفی را که در عکس می‌بینید بهار نام دارد و از مجروحین حمله اخیر نیروهای تحت امر مالکی خامنه‌ای است . من بهار را هیچ وقت ندیده‌ام درست مثل پدرش که او را هیچ وقت ندید . پدرش(1) از همبندان من در زندان رشت ، و از زندانیان سیاسی زمان شاه بود و نزدیک به دو ماه با پدر او در زندان باشگاه افسران رشت در اسارت بودیم ، او تا پای جان به آرمانش وفادار ماند و به جرم مجاهد بودن در تابستان 60 تیرباران شد . آن روز وقتی که آخرین بوسه‌ها را قبل از اعدام بدرقه راهش می‌کردم نمی‌دانستم که خون به ناحق ریخته او روزی در رگ‌های دختری که هرگز نخواهد دید این چنین با غرور و شهامت خواهد خروشید

و چند ماه بعد بهار در بهار سال 61 در زندان اوین بدنیا آمد و وقتی چشم به جهان گشود شانس این را نداشت که در کنار مهر و لبخند پدر و مادرش باشد او تا چشم گشود با ستم‌کاران و بازجویان و شکنجه‌گران آشنا شد هنوز یک ماه داشت که او را به بند 246 اوین بردند و او را به مادران جوان زندانی این بند سپردند . مادران بند تلاش کردند تا بهار زنده بماند و این غنچه بهاری را ترو خشک کردند و به او شیر دادند و او را بزرگ کردند . در شبهای سرد زمسانی بند، خاله مرجان (2) برایش آواز خواند خاله مهین(3) برایش قصه ماهی سیاه کوچلو را تعریف کرد. و دیگر خاله‌های بند برایش شعر می‌سرودند در یکی از این شعرها خطاب به بهار آمده است

دل تنهائیت را بردار ، با همدلان پرواز کن تا اوج، و حماسه انسان آزاده را در ستیز با شب پرستان در سرودی به رنگ صبح بخوان، و خورشید را نظاره کن که همراه با گرمی خود به ضیافت بزرگ عشق می‌خواندد

وقتی بهار دو ساله شد پدر بزرگ و مادر بزرگش او را از زندان بیرون می‌آورند و مادر بهار هم چنان در زندان باقی می‌ماند تا شش هفت سالگی به بهار اجازه ملاقاب با مادر را نمی‌دهند و این کودک برای دیدن مادر بی‌قراری و بی‌تابی می‌کند و بالاخره بازجویان و شکنجه‌گران اجازه می‌دهند تا مدتی بهار کوچلو در کنار مادر در زندان با او هم بند شود تا آرام بگیرد

بهار کم کم بزرگ می‌شود درس می‌خواند و تحصیل می‌کند امٌا مادران بند فراموشش نمی‌کنند و ماهی سیاه کوچلو خنجر بسته‌ای را روی تکه پارچه‌ای گلدوزی می‌کنند و برای بهار به بیرون از زندان می‌فرستند و روزی همان‌طوری که مادران بند 246 اوین برای او سروده بودند این پرنده زندان، دل تنهائی‌اش را برمی‌دارد و بسوی همدلانش در اشرف پرواز می‌کند. قطعه عکس پدر را که در دنیای کودکانه‌اش همیشه با او حرف می‌زد و درد دل می‌کرد، و ایستادگی نسل او را ره توشه سفر می‌کند و به راه می‌افتد. امید و رؤیاها و آرزوهای نسل خود را در کوله بارش تا آن سوی مرز به دوش می‌کشد

آن شب که حرامیان مالکی به اشرف شبیخون زدند من پای تلویزیون بودم و تلویزیون مجاهدین مرتباً اعلام می‌کرد که اشرف مورد تهاجم قرار گرفته دیگه نتوانستم بخوابم و تا صبح اول وقت به صفحه تلویزیون و فیس بوک چسبیده بودم و می‌دیدم بهار و یارانش ایستادن را برگزیده بودند و به چشم خود دیدم همدلان بهار تا پای جان به شعر سروده شده مادران بند پایبند بودند و حماسه انسان آزاد را در ستیز با شب پرستان در ضیافت بزرگ عشق در سرودی به رنگ صبح می‌خواندند

گل همیشه بهار، آرزوی سلامت‌ات را دارم

…........................................................................................................................................................

(!)مجاهد خلق یدالله آبهشت

(२)مرجان خواننده محبوب از همبندان بهار بود

()مجاهد خلق مهین قریشی


ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

یکشنبه، اردیبهشت ۱۱، ۱۳۹۰

روز جهانی کارگر



ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

شنبه، اردیبهشت ۱۰، ۱۳۹۰

پرستوی آواز ایران بدرود



ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

پنجشنبه، فروردین ۲۵، ۱۳۹۰

آتش بیاران معرکه ملایان


وقتی شماری از مجاهدین اشرف به دست دژخیمان نوری مالکی به خاک و خون کشیده شدند بسیاری از هموطنان در باره این فاجعه مهیب به داوری نشستند. بیانیه ها و دیدگاه‌های دیگران، نسبت به این کشتار را به دقت خواندم بسیاری احساس تند و عمیق در برابر این فاجعه بزرگ داشتند و این کشتار دولت عراق را شدیداً محکوم و با ساکنان اشرف هم دردی کردند و عده‌ای هم فرصت را غنیمت شمرده و عرض ارادت به حاکمیت کردند و از برکات و مزایای این عملیات سخن گفتند

جالب اینکه مجاهدین را به گلوله بستن و آن‌ها را با خودروهای هاموی زیر گرفتن و 34 نفراز آن‌ها را کشتند و 330 نفر را مجروح کردند آن وقت بی‌بی‌سی و صدای آمریکا بجای مصاحبه با خانواده‌های ساکنین اشرف و یا به جای مصاحبه با سخنگوی مجاهدین با اکبر گنجی و محسن سازگارا و علی‌رضا نوری‌زاده مصاحبه می‌کند انگار که مجاهدین در کشورهای اروپایی سخنگو ندارند و در عصر ارتباطات و اینترنت دسترسی به آن‌ها امکان‌پذیر نیست !!

سایت جرس پا را فراتر هم گذاشته و بیانیه ساخته و پرداخته وزارت اطلاعات را تحت عنوان نامه جمعی از بستگان پناهندگان اردوگاه اشرف به فعالین حقوق بشر را منتشر کرده است! که عوعوهای سگان و زوزه‌ی گرگ‌های وزارت اطلاعات از سطر سطر این بیانیه به گوش می‌رسد. اگر راست می‌گوئید بنویسید این بستگان مجاهدین چه کسانی هستند! لطفاً در تاریکی و در سنگر رژیم چنگال‌های خون‌آلود حاکمیت را شستشو ندهید آن هم با نام بستگان مجاهدین .

شما همان سبزهای هستید که هنوز با آخوندهای جنایتکار بده و بستان دارید و از ترس و نگرانی مسلط شدن مجاهدین بر سرنوشت مبارزه حاضر به حذف فیزیکی آنان هستید! امٌا در مبارزه عليه ديكتاتوري حاكم برايران، جا براي هيچ نيرويي كم نيست و از شركت فعال همه نيروها بايد استقبال كرد. و نگراني شما و این كه كسي رهبري را بربايد، زائد است، شرايط امروز با سي سال پيش متفاوت است. مردم با هوشياري مسير خودشان و رهبران خودشان را انتخاب مي كنند

مجاهدین بارها و بارها اعلام کردند هر کسی و هر جریان سیاسی بتواند مبارزه علیه ولایت فقیه را رهبری کند و به ثمر برساند با افتخار از آن‌ حمایت می‌کند حتی اگر افرادی مثل موسوی و کروبی باشند که زمانی در جرم و جنایت رزیم سهیم بودند و پست و منصب داشتند

بنابراين از حذف نیروهای دگر اندیش خوشنود نباشید! بگذاريد كه مردم اين فرصت را داشته باشند كه همه گروهها را درصحنه عمل اجتماعي بشناسند و نسبت به آنها قضاوت کنند.مجاهدین و يا هر گروه ديگر هر عيب و ايرادي داشته باشند، در صحنه عمل و در شرايط دموكراتيك و آزاد دستشان رو خواهد شد . به جاي هدر دادن انرژي براي جدال عليه اين يا آن نيرو، فقط به مبارزه عليه دشمن اصلي، يعني خامنه اي فكر كنيد .


ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

جمعه، فروردین ۱۹، ۱۳۹۰

اشرف در آتش و خون




نیروهای سرکوب‌گر نوری مالکی با هماهنگی نخست‌وزیری عراق و نیروی قدس خون‌خوار رژیم با بیش از 2500 نیروی مسلح وارد شهر بی‌دفاع و بی سلاح اشرف شدند و با ستون‌های زرهی اشرف را اشغال کرده‌اند و الان آب شهر کاملاً قطع شده چندین آمبولانس و چندین دستگاه ماشین
آتش نشانی به داخل قرارگاه آورده‌اند و با نارنجک و گاز اشگ آور به ساکنین این شهر حمله‌ور شدند
این حملات و اشغال اشرف تماماً ناشی از رعشه مرگی است که به جان رژیم آخوندی در داخل ایران و مزدوران و حرام لقمه‌های نوری مالکی در عراق افتاده است بخصوص در شرایطی است که فشار به دولت آمریکا برای بیرون آوردن مجاهدین از لیست مسخره تروریستی از طرف جامعه جهانی بشدت افزایش یافته
امًا دولت آمریکا با توجه به تعهدات مکتوبی که در قبال حفاظت از اشرف داده است، در این جنایت علیه بشریت همراه با آخوندها سهیم است
البته خشم و سوزش رژیم بر علیه اشرف پایانی ندارد و تا دفن شدن رژیم آخوندی بدست مردم و همین فرزندان پاک‌باخته خلق بیشتر و بیشتر خواهد شد
حسن اوایی، حنیف کفایی، زهیر ذاکری بمیر عبدالمحمدی، جعفر بارجی و فریدون عینی با صبر و استقامت وصف ناشدنی ایستادند و
پرچم‌داران شرف و افتخار در این نبرد نا برابر در مقابل رژیم بودند و هنوز آمار دقیقی از شهدا و گروگان‌ها در دست نیست و هنوز اشرف در آتش خون می‌سوزد حمایت از این هموطنان وظیفه هر ایرانی وطن دوست در این برهه از زمان می‌باشد

من هم الان راهی رم هستم تا جلوی سفارتخانه اعتراض کنم

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

پنجشنبه، فروردین ۱۱، ۱۳۹۰

طنین نبض عشق تو



تو
هم رفتی
یکه و تنها
از پشت میله‌ها

چون شهابی
از چشمان آسمان چکیدی
سوختی و روشنی دادی

می‌خواهم تو را
به صفحه دفتر شعرم
بچسبانم
اگر واژه‌ها نگریزند
با قلم ِ لکنت گرفته‌ام
سراغت را از
شقایق‌های سرخ
می‌گیرم

می‌گویند
اسطوره‌های عشق
در چکاچک شمشیرها
به خون می‌غلطند

امٌا تو
نه گلوله داشتی
نه شمشیر و دشنه
و نه آتش و بمب
تاوان گفتن دوستت دارم
مرگ بود!

در بازار دل آزار
که کینه‌ها و دردها
را می‌فروشند
کالای تو عشق بود

در چهاردیواری نمور نمناک
قطره قطره ی وجودت را
با « هیهات » سرودی

دنیا
روزی طنین نبض عشق تو را
از بلندترین برجهای
آزادی خواهد شنید

ح مقدم (بادبان)

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

سه‌شنبه، فروردین ۰۹، ۱۳۹۰

شبکه های صدا و سیما بعد از تحویل سال



ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

شنبه، اسفند ۲۸، ۱۳۸۹

عید امسال، عید عیدها


نمی‌انم نوروز چه نیرو و قوه محرکه‌ای دارد که پس از گذشت سه هزار سال هنوز در ما شور و شوق و حرکت ایجاد می‌کند سه هزار سال است که این یادگار نیاکان از فراز و نشیب تاریخ گذرکرده و به ما رسیده و هنوز تداوم دارد و حتی در ما که فرسنگها دور از میهن، و در تبعید اجباری بسر می‌بریم، تحرک و پویایی بوجود آورده است. و شاید بخاطر همین، بزرگترین جشن ملی ما ایرانیان، و مظهر هویت و وحدت و همبستگی ما شده است.

نوروز غربت و دوری از وطن و مسائل جانبی را نمی‌شناسد و زندگی ما را در هر گوشه از جهان که باشیم با گذشته‌های دور پیوند می‌دهد و چقدر این سنت دیرینه زیبا است و بخاطرهمین ویژگی‌ها دوام داشته و هم زمان بودن نوروز با زاد روز طبیعت و نوزایی آفرینش، و مهم‌تر از همه گره خوردن مبارکی نوروز امسال همراه با قیام آفرینان برای عموم هم‌میهنان، جلوه و شکوه بیشتری یافته و آن را فرخنده‌تر کرده است. پس امیدوارم در این خجسته‌ترین نوروز و بشارت بهار ، پیروزی را بر رخسار یکدیگر ببینیم

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

سه‌شنبه، اسفند ۲۴، ۱۳۸۹

به یاد حسین نقدی



حسین آقا کاردار سفارت ایران در رم بود بهترین پست و مقام را داشت و از نظر مالی در رفاه کامل بود و حتی آن فشارهای داخلی که بر مردم ایران بود را در خارج نداشت ولی نمی توانست در برابر کشتار و اعدام هم میهنانش آرام بگیرد پس از فرا رسیدن سی خرداد سال 60 و افزایش اختناق و سرکوب به جبهه مقاومت مردم پیوست و به افشای جنایات خمینی پرداخت

همیشه نزدیکهای عید به یادش می افتم چون رژیم قادر نبود جلوی تلاشهای بی وقفه او را بگیرد و فعالیت‌های حقوق بشری او را سد کند او را روز 16 مارس 1993 جلوی دفتر کارش، مزدوران تروریست رژیم آخوندها در رم هدف گلوله قرار دادند
او در معرفی جنبش مقاومت ایران و افشای جنایات رژیم در مجامع حقوق بشری و در ارتباط نزدیک و تنگاتنگ با احزاب سیاسی و سندیکاهای ایتالیا بود و در زمینه مسائل حقوق بشری بسیار فعال بود.

هر روز صبح روزنامه را ورق میزد تا ببیند مطلبی از ایران نوشته اند و روزی نبود که گام ارزشمندی در زمینه دیپلوماتیک و جلب حمایت بر ندارد. و این را خمینی و رفسنجانی در آن زمان بخوبی می‌فهمیدند. و به همین خاطر رژیم آخوندی با فلاحیان جنایت کار طرح ترور او را کشیدند. و چقدر گزیده و عاجز و درمانده شده بودند که دست به این ترور و جنایت در کشور ایتالیا زدند.

هیچ وقت حرفهای دکتر منوچهر هزارخانی، که در مراسم خاکسپاری در گورستان ستاچو رم جایی که بزرگانی چون آنتونیو گرمشی و اسکار وایلد در آن آرمیده اند را از یاد نمی‌برم، هزارخانی می‌گفت این جنبش زاینده است وبالنده و به همین خاطر پاینده است و با ترور محمد حسین نقدی تمام شدنی نیست و حالا قیام مردم علیه حکومت جرم و جنایت گویای این حقیقت است

حسین آقا بخوبی آگاه بود می‌دانست دریای مقاومت عمیق است و امواجش طوفان‌زا است و بالاخره این آخوندها را غرق می‌کند حسین آقا اعتقاد عمیق به شورا و همبستگی و مبارزه در یک جبهه مشترک را داشت می‌گفت تا انسان‌ها کنار هم باشند نا امیدی مفهومی ندارد

یاد و نامش گرامی باد

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

یکشنبه، اسفند ۲۲، ۱۳۸۹

مراسم شب چهارشنبه سوري



ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

شنبه، اسفند ۲۱، ۱۳۸۹

اگر نام محسن دگمه چی اکبر گنجی بود!


محسن دگمه چی یک بازاری است که از دو سال پیش در زندان است جرم او کمک به خانواده های زندانیان سیاسی و داشتن دختری در شهر اشرف است محسن دگمه چی به بیماری سرطان پانکراس مبتلا شده است . دژخیمان رژیم آنقدر از درمان او جلوگیری کردند که سرطان پیشرفت کرد و عیر قابل درمان شد. حتی پس از آن نیز از شیمی درمانی او جلوگیری کردند. اکنون نیز طبق اخبار منتشر شده در عرض یک هفته وزنش نصف شدهشکمش متورم شده و قدرت حرف زدن ندارد.

او را با ویلچیر به ملاقات خانواده اش آورده اند در حالی که حتی قادر به بلند کردن سرش هم نیست. اوباش رژیم خانواده او را از این اداره و دادستانی به یکی دیگر حواله میدهند. حتی در این روزهای آخر نیز اجازه نمیدهند خانواده از او مراقبت کند . این اعدام با اعمال شاقه است

تراژدی در رفتار مامورین رژیم نیست چرا که از آنان بیش از این هم انتظاری نیست। تعجب و سرخوردگی من از کسانی است که ادعای دفاع از حقوق بشر و مخالفت با رژیم را دارند اما زندانی را که در حال مرگ است و هنوز حتی یک ساعت هم مرخصی نداشته را فراموش میکنند...

یک مشکل بزرگ این جنبش و یک دلیل عمده طولانی شدن مبارزه به نظر من عدم شناخت مردم از مبارزین واقعی خودشان است. دفاع از حقوق انسانی هر کسی از جمله اکبر گنجی و سعید حجاریان و دیگر پاسداران سابق و عوامل حکومتی مانند ابطحی شرط اول انسانیت است. اما فراموش کردن زندانیان سیاسی غیر دولتی و یا زندانیان سیاسی که به حزب و گروه مورد علاقه ما وابسته نیستند نهایت بی انصافی و بی وجدانی است. انسان انسان است. از حق حیات یک یک انسان فارغ از قومیت و مذهب و جنیسیت و تعلقات حزبی و گروهی او باید دفاع شود. این چیزی است که در ادبیات مبارزه بسیاری غایب است. چه اصلاح طلبان حکومتی و چه آنها که خود را آزاده مینامند با هر اسم و گروهی.

چطور یک انسان میتواند خود را آزاده بنامد و از نظر ایدئولوژیکی خود را به پیشروترین گروههای فکر ی منتسب کند اما در برابر مرگ تدریجی یک انسان خاموش بماند تنها به این دلیل که از حزب او نیست یا در بوق کردن مرگ و اعدامش برای حزب او نام و شهرت نمی آورد؟

چطور یک نفر میتواند خود را انسان بنامد اما از یک زندانی سیاسی در حال مرگ تنها به دلیل اینکه قومیتش با او فرق دارد اسمی نبرد و از حق زندگی او دفاع نکند؟

اگر اسم محسن دگمه چی گنجی بود شاید حالا خیلی ها که مرگ او را نظاره میکنند برایش پتیشن ها و نامه ها نوشته بودند. انسانهای فرامدرن که از استفاده از ماهی قرمز سر سفره عید یا لگد کردن چمن ها یا سوراخ شدن لایه ازن اینقدر ناراحت میشوند که زمین و زمان را خبردار میکنند در مقابل درد و رنج های یک بیمار سرطانی که نمی تواند سرش را بالا نگه دارد و در دقایق آخر هم به خانواده اش اجازه مراقبت از او را نمی دهند ساکت میمانند و نظاره میکنند....

آیا این بی عملی از بی خبری است یا بی تفاوتی؟....

اگر از بی تفاوتی است برای خودم و شما متاسفم! اگر از بی خبری است لطفا لینک های زیر را نگاه کنید .

حداقل کار ما میتواند تماس با یو ان و صلیب سرخ و درخواست آزادی فوری محسن دگمه چی باشد. این لینک ها را پخش کنید و نگذارید محسن دگمه چی در بایکوت خبری جان خود را از دست بدهد.

-----------------

پتیشن

ايران پرس نيوز: عدم درمان و قرار گرفتن بازاری زندانی در آستانۀ مرگ

هرانا؛ پزشکان: زندانی سیاسی، محسن دکمه چی حداکثر ۹۰ روز زنده خواهد بود

ندادن مرخصي استعلاجي به محسن دگمه چي عليرغم وخامت جسمي جهت شيمي درماني

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

چهارشنبه، اسفند ۱۸، ۱۳۸۹

سید علی و فرخ نگهدارش




مدتی است که فرخ نگهدار در مصاحبه‌ها و مقالاتش مدام از خطر رادیکال شدن جنبش حرف می‌زند و مردم را از خشونت و کشتار می‌ترساند و هنوز آتش بیار معرکه ملایان شده و باز در شیپور اصلاحات می‌دمد آن هم از طریق صندوق‌های رأی جمهوری آخوندی! در‌ واقع همان ادعا را خامنه‌ای هم دارد چون خامنه‌ای هم دقیقاً ادعای دموکراسی را در ایران دارد و او هم از طریق صندوق‌های رأی به این دموکراسی که می‌بینید رسیده است
این هم‌سرشت خامنه‌ای جوری حرف می‌زند که گویی تا الان ساختار این حاکمیت بر رأی مردم استوار بوده است البته مردم رأی و نظرشان را در شعارهایشان در همین تظاهرات‌های اخیر به روشنی به آدرس بیت رهبری فرستادند و اصلاً احتیاجی به دستک و پشتک و وارو زدن این عنتر نبود

ولی برای یادآوری به حافظه فرمت شده این عنصر باید بگویم که آن‌هایی که ادا و اطوار اصلاح طلبی در می‌آوردند و تعبیر خواب آخوند مدرنیزه را به عوام و مزدوران وارفته می‌دادند و ریاست جمهوری و مجلس شورای آخوندی و شورای شهر را هم در دست داشتند هیچ غلطی نتوانستند بکنند و شما هم در جغرافیای سیاسی ایران سالهاست که از فدایی خلق به فدایی امام سقوط کرده‌اید

نگهدار امام در نامه‌اش به خامنه‌ای تحت عنوان فردوست‌ها از شما آریامهر می‌سازند چنان به خامنه‌ای جلاد پند و اندرز می‌دهد و نصیحت می‌کند که گویی خامنه‌ای آدم ساده‌لوح و بی‌خبر از دنیا و قربانی اطرافیانش است و اطرافیانش بد ذات و بد طینت هستند و او را فریب می‌دهند آخر مگر خود خامنه‌ای اطرافیانش را منصوب و تعیین نمی‌کند ؟ مگر اطرافیان خامنه‌ای می‌توانند بزور خودشان را به او تحمیل کنند!؟

البته فرخ خان خودش هم می‌داند که حرف‌ها و مصاحبه‌هایش در تقابل آشکار با مطالبات و اهداف قیام آفرینان و زنان و جوانان به پا خاسته ایران است و با این حرف‌ها نمی‌تواند جنبش و قیام مردم را بکشد به زیر قبای خامنه‌ای و دینامیسم و پویایی آن را بگیرید و این آش همدردی مشترک با سید علی خامنه‌ای چنان شور شده است که سایر اعضای فدائیان اکثریت از کارنامه‌ سیاسی و افکاراخیر او به‌خصوص بعد از قیام اعلام جدایی و برائت کردند

بگذارید این روسیاه بی‌آبرو همچنان آب در هاون بکوبد، دورنمای روز موعود نجات ملٌت شریف و مظوم ایران ظاهر گشته و صبح پیروزی بسیار نزدیک است

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

دوشنبه، اسفند ۱۶، ۱۳۸۹

روز جهانى زن گرامى باد


ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

یکشنبه، اسفند ۱۵، ۱۳۸۹

دختر شال سرخابی

هشتم مارس
از برگ تقویم روی میز
سرک می‌کشد هنوز

در قدم‌گاه تو
چکمه پوشان
با کلاه‌خود و سپر
می‌ایستند

میان
تیرها و تیغ‌ها تبرها
دردهایت را داد می‌زنی
دختر شال سرخابی

آزادی
غزلی ست
که با لبان تو
خود را می‌سراید

گویی رویایی
زیر شال سرخابی تو
لانه کرده است

ح مقدم (بادبان)

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

جمعه، اسفند ۱۳، ۱۳۸۹

دوشنبه، اسفند ۰۹، ۱۳۸۹

سید علی در سراشیب سقوط


ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

چهارشنبه، اسفند ۰۴، ۱۳۸۹

وقتی وقاحت سنج درجه کم می‌آورد


حتماً شما هم نمایش طرح بسیج‌سازی صانع ژاله را در رسانه‌های حکومتی، دیده یا شنیده‌اید، بعد از تماس تلفنی برادر صانع ژاله با صدای آمریکا و افشای چگونگی صدور کارت جعلی بسیج توسط آقای علی جوانمردی خبرنگار همین رسانه، رژیم مستأصل و درمانده شده را به ناگزیر زبونانه به چاره‌گری واداشت و بلافاصله نیروهای وزارت اطلاعات قانع ژاله برادر صانع ژاله را به جرم بیان حقیقت در گفتگو با صدای آمریکا دستگیر می‌کنند و تحت فشار شدید قرار می‌دهند تا در مصاحبه با صدا و سیمای آخوندی گفته‌های خود را تکذیب کند
در این گیر و دار، رژیم بسیجیان تحت امر خود را وارد صحنه می‌کند و وزارت اطلاعات آخوندی چند تن از عروسک‌های کوکی خود را، که همانا بریدگان صحنه سیاست و خائنین رذل دون صفت بیش نیستند، به نحو ابلهانه‌ای در سایت‌های اینترنتی به صحنه می‌آورد. یکی از پادو‌های به خدمت درآمده‌ش کسی است به نام محمد کرمی که در وبلاگ شخصی خود  که از محتویات آن کاملاً معلوم است که ساخته و پرداخته وزارت اطلاعات آخوندی است، در این مورد مطلبی نوشته است به این عنوان:

هر گونه اتفاقی برای خانواده صانع ژاله پیش یاید( منظورش بیاید ) شما مسئول آن هستید

در این نوشته مزدور اطلاعاتی طلب کار هم درآمده است و خطاب به علی جوانمردی نوشته است
با این اگاهی شما زنگ می زنید به برادر صانع و مصاحبه می کنید . با دوست صمیمی وی مصاحبه می کنید . دقیقا همان چیزی است که وزارت اطلاعات می خواهد برای به دام انداختن ، وصله زدن ، برای اعدام ، یعنی یک نفر و شاید هم چند نفر دیگر برای اعدام ، به خاطر ارتباط با بیگانگان و رادیو های بیگانه …….مارک های دیگر. با توجه به اینکه صدای آنهاهم پخش شده است . این همان حرکت کثیفی است که شما با تقلید از سازمان محبوب خود انجام می دهید

اگر وقاحت سنج را کسی اختراع می‌کرد و می‌توانست میزان وقاحت را ارزیابی کند یقیناً در برابر حکومت آخوندی درجه کم می‌آورد . آمدند در روز روشن جوان بی‌گناه معترض را به گلوله بستند و برایش کارت بسیج صادر کردند و او را حزب الهی قلمداد کردند و برادرش را هم دستگیر کردند و خانواده ‌اش را هم تحت فشار قرار دادند آن وقت این حرام لقمه می‌نویسد هر گونه اتفاقی برای خانواده صانع بیافتد علی جوانمردی مسئول آن است!! قتل و زندان و شکنجه و تهدید را رژیم می‌کند ولی کسی که پشت پرده این جنایت را آشکار می‌کند متهم می‌شود این‌جا هست که وقاحت سنج درجه کم می‌آورد

هر چند یاوه‌گویی‌های این عناصر مزدور در اصل شایسته‌ی جواب نیست امٌا برای یادآوری و گوشزد به این عناصر همیشه در صحنه در سایت‌های وزارت اطلاعات باید گفت اگر ارتباط و تماس تلفنی با رادیوها و تلویزیون‌های بیگانه جرم محسوب می‌شود و حتی حکم اعدام دارد، اول از همه باید آن گماشته ولی فقیه محمود احمدی نژاد را اعدام کنند! چون سال به سال به نیویورک می‌رود و روی صندلی‌های استودیوهای تلویزیونی بیگانه‌گان لم داده و مصاحبه‌های رنگارنگ انجام می‌دهد و اراجیف صد و هزار بار تکرار شده را سر هم بند می‌کند

در جای دیگری از این نوشته خطاب به علی جوانمری آمده است
سوال این است شما که سالیان در ایران نبودید ، خانواده صانع ژاله را هم نمی شناختید ، چطور شما صانع را در این میان شناسائی کردید ؟ چطور شماره تلفن برادر صانع را پیدا کردید و پای خط آوردید ؟ چطور دوست صانع که با وی به تظاهرات رفته بود را شناسائی کردید ؟ از کجا وی را پیدا کردید و پای خط آوردید ؟ و همین سوالات در رابطه با دیگر اقوام صانع که شما چطور آنها را پای خط ..آوردید؟ و سوالات زیاد دیگر

کسی نیست به این پس مانده جلاد خامنه ای بگوید مگر عصر پارینه سنگی است که کسی به کسی دسترسی نداشته باشد؟ در عصر ارتباطات و تکنولژی و اینترنت، مردم از جزئیات زندگی و رفتار و گفتار هم دیگر خبر دارند همین آقای جوانمردی علاوه بر تلفن‌های صدای آمریکا دو صفحه فیس بوک دارد که در صفحه اول آن با 5 هزار نفر در ارتباط است کافیه یک پیغام برایش بنویسند، همان لحظه دریافت می‌کند دهها عکس منتشر نشده از صانع ژاله را صفحه فیس بوکش منتشر کرده و حتی عکس اصلی فتو شاب نشده که مورد استفاده وزارت اطلاعات قرار گرفته را هم انتشار داده است

. طوری این مزدور خودفروخته در وبلاگش روده درازی کرده که انگار مردم کر و کورند و نمی‌بینند و نمی‌شنوند امٌا محمد کرمی و همه آن‌هایی که سکه‌های خامنه‌ای در جیبشان است بدانند شعله‌های آگاهی روز به روز ریشه‌های جهل و فریب و اکاذیب را در کشورمان می‌سوزاند و خاکستر می‌کند و دیگر کسی به حرفهای صد من یک غاز او و جلادان آبروباخته خامنه‌ای گوش نمی‌دهد

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

جمعه، بهمن ۲۹، ۱۳۸۹

تحصن – تظاهرات پاريس

براي حمايت ازقيام شجاعانه مردم ايران
براي آزادي زندانيان سياسي
براي توقف شكنجه واعدام
بپاخيزيم
روز دوشنبه 25 بهمن ماه تظاهرات عظيم در تهران و ساير شهرهاي بزرگ ايران يكبار ديگر لرزه مرگ بر ديكتاتوري مذهبي افكند. سركوب تظاهرات كه با تيراندازي به سوي مردم و به شهادت رساندن دست كم دو نفر و دستگيري هاي گسترده درتهران همراه بود نشاندهنده اوج درماندگي رژيم در مقابله با خواستهاي دموكراتيك و آزاديخواهانه مردم ايران است.

به منظور افشاي توطئه هاي رژيم درمانده و خنثي كردن آن،تا تحقق خواستهايمان به تحصن و تظاهرات مستمر در مقابل سفارت آخوندها در پاريس ادامه خواهيم داد .
شروع تحصن وتظاهرات از روز :
پنجشنبه 17 فوريه 2011
زمان :از ساعت 1000 تا 2100
مكان : ميدان اينا (پاريس 16)
كميته حمايت از حقوق بشر در ايران
16 فوريه 2011

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

سه‌شنبه، بهمن ۲۶، ۱۳۸۹

سید علی ، بهمن عظیم را دیدی ؟


مدتی است که بهمن عظیمی در ایران و خاورمیانه تعدادی از دیکتاتورها را فراری و تعدادی را به لرزه درآورده است. در میهن ما این بهمن عظیم شمه‌ای از خشم مردم در زنجیر ایران بود که در شهر‌های میهن‌مان نئشگی را از کله سید علی ربود و پاسخی بود به 32 سال دیکتاتوری رژیم منحوس آخوندی، رژیمی که جز کشتار و دربدری و سیاه‌روزی برای مردم و ویرانی برای کشورمان چیزی به همراه نداشته است
رژیم با خیال واهی و خام خود فکر می‌کرد با دستگیری و با اعدام زندانیان سیاسی می‌تواند قیام و جنبش مقاومت مردم ایران را خاموش، و موجودیت پلید خود را اثبات کند. امٌا حضور مردم در خیابان‌ها چون صاعقه‌ای هول انگیز بود که غرش رعد و تابش برق آن سید علی را بعد از بن علی و مبارک بشدت نگران ساخت

این بار هم رژیم برای راهپیمایی مجوز صادر نکرد. ولی این بار برخلاف 22 خرداد موسوی و کروبی، راهپیمایی را لغو نکردند ولی خاتمی شیاد در جلسه جمعه شب خود با تعدادی از چهره های به ظاهر اصلاح‌طلب ضمن انتقاد از فراخوان موسوی و کروبی برای تجمع ۲۵ بهمن، این تاکتیک را منجر به اضمحلال بیشتر اصلاح طلبان دانسته و گفته بود: اگر نظام مجوز برگزاری تجمع را ندهد - که نمی‌دهد -، طرفداران ما نمی‌آیند و فقط عده‌ای تندرو و اغتشاشگر به صحنه می‌آیند که هزینه اش به پای ما نوشته می‌شود و نظام هم حلقه فشار را برای ما تنگ‌تر می کند.

هر چقدر جنبش عمق پیدا می‌کند، خرمردرندهای اصلاح طلب قلابی یکی پس از دیگری پالایش می‌شوند و از مردم فاصله می‌گیرند و به زیر قبای آخوندهای حرام‌لقمه پناه می‌گیرند. آنچه که امروز در تحولات صحنه سیاسی ایران به چشم می‌خورد این است که دیگر کسی نمی‌تواند آتشی را که بنیاد رژیم آخوندی را بر خواهد افکند، خاموش کند و این یک جنگ واقعی است که در عرصه‌های مختلف تا سرنگونی رژیم ادامه دارد

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed