Recent Posts

جمعه، آبان ۰۵، ۱۳۸۵

عاملان ترور نقدی


برای شنیدن حکم قاضی دادگاه عالی جنایی رم در محاکمه عاملان ترور نقدی دیروز چهارشنبه 25 اکتبر عازم پاینتخت شدم و پنج ساعت به صحبتهای دادستان فرانکو یونتا ، وبه صحبتهای وکیل مدافع شورای ملی مقاومت پائولو سودانی بدقت گوش دادم . قرار بود این آخرین جلسه دادگاه باشد ولی قاضی با شنیدن کیفر خواست دادستان وبا ارائه اسناد جدید وکیل مدافع مدعی و با مشورت با معاون و اعضای هیات منصفه خواستار پی‌گیری جلسه دادگاه در 23 نوامبر شد .
اگر بخواهم در چند کلمه صحبتهای دادگاه را خلاصه کنم باید بگویم که دادستان معتقد بود که برای رأی نهایی باید تحقیقات و برسی عمیق‌تر صورت گیرد وباید سیر تحولات سیاسی که منجر به تعقیراندیشه مردم ایران بعد از انقلاب شده است را در نظر گرفت. وکٌلی گویی در مورد موانع ومشکلات برسی در مورد پرونده و اینکه اینجا قتلی صورت گرفته و باید قاتل را محاکمه کنیم و در نهایت در کیفر خواست برای امیر منصور بزرگیان حکم حبس ابد را درخواست کرد ولی وکیل مدعی آقای سودانی این قتل را یک انگیزه سیاسی می‌دانست و می‌گفت در بالاترین سطوح تصمیم گیری فرماندهی شده است و دستور قتل صادر شده است و از فعالیتهای تروریستی مقامهای ایرانی در سطح بین‌المللی سخن گفت و از نقش و فعالیتهای ارزنده و مستمر نقدی در راه احقاق حقوق بشر و افشای تروریسم دولتی ایران در ایتالیا و فعالیتهای دیپلوماتیک او ، و جلب طیف وسیعی از نمایندگان و سناتور‌های ایتالیایی اشاره کرد و می‌گفت دراین جنایت حمید ابوطالبی سفیر سابق ایران دررم و رفسنجانی رئیس جمهور سابق ایران و چندین مقام حکومتی و اطلاعات و امنیت رژیم هم دست داشتند چون این نوع ترورها را فقط یک شخص انجام نمی‌دهد بلکه تیم شناسایی و لجستکی وپشتیبانی ، تهیه سلاح و وسیله و امکانات ، تهیه پاسپورت دولتی ، ودر نهایت بعد از تصمیم‌گیری دولتمردان ایران ، تیم عملیاتی وارد صحنه شده است

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

یکشنبه، مهر ۳۰، ۱۳۸۵

ماده 5 اعلامیه جهانی حقوق بشر

هیچ فردی نباید تحت شکنجه یا مجازات یا رفتار ظالمانه ، غیر انسانی و تحقیر‌آمیز قرار گیرد
ماده 5 اعلامیه جهانی حقوق بشر که به امضای 154 کشور در سال 1948 به ثبت رسیده است

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

پنجشنبه، مهر ۲۷، ۱۳۸۵

این میهن من است



این میهن من است
با بالهای سوخته ، اما مغرور
با پیکرش پر زخم ، اما ایستاده
رودهایش خون ،
خاکش سرخ ،
و مردمش زمینی‌ترین ستارگان
در کهکشانی از ناب‌ترین الماسهای آسمانی

این میهن من است
که مادرانش
با دو عقاب آتش گرفته در چشمان باز خود
به تیرک اعدام بسته می‌شوند
و زنانش
کابین خود را
به کوچه‌های طویل گرسنگی پرتاب می‌کنند
و بر گیسوان سیاه خود
تاجی از ستاره و خار می‌نهند
این میهن من است
با مردانی
که رنج را
به سنگینی گذشتۀ خود
بر شانه‌ها حمل
و آفتاب را
با عطر جنگلی سرخ
از تفنگهای خود شلیک می‌کنند
این میهن من است
این میهن من است
این میهن من است
این پرندۀ زندان میهن من است

(کاظم مصطفوی)

رژیم آخوندی و دستگاه سرکوبگر اطلاعاتی و امنیتی آن کیانوش سنجری نویسنده وبلاگ چک نویس را بازداشت و به بند 209 اوین منتقل کرده است کیانوش عضو جبهه متحد دانشجویی و همینطور عضو کانون وبلاگ نویسان ایران (پن لاگ ) و هممچنین از فعالان حقوق بشر در ایران است .
حکومت خودکامه ایران در تلاش است تا استبداد مذهبی را در محاق قرنها سکوت و ستم فرو برد اگر شده حتی با سلاح اتمی !! بعد از قتل عام انقلابیون در داخل و با بالا گرفتن بحران درونی حاکمیت ، با به بند کشیدن آزادیخواهان و فعالین حقوق بشر و وبلاگ نویسان می‌خواهد صحنه سیاسی را از حضور آنان خالی کند . آخوندها مردم را خدمت‌گذار و مطیع ومشغول کار و زندگی می‌خواهند . مردمی می‌خواهند که به استبداد مذهبی عادت کنند و عادی بپندارند و طوق بردگی بر گردنشان بیاندازند جامعه‌ای با میلیونها فقیر و معتاد ، قاچاقچی ، دزد اجباری ، زنان تن فروش اجباری ؛ بیماران روانی ، کودکان خیابانی ، جامعه‌ای رشوه‌خوار ، جامعه‌ای گوسفند‌وار می‌خواهد تا گله‌وار موقع نماز جمعه آنها را به صف بکشد انسانهای مسخ شده می‌خواهند . جوانانی می‌خواهند که آرزویشان فقط داشتن خانه و شغل باشد و بس ، و با نهادینه کردن خرافات مذهبی و با ایجاد رعب و وحشت ، شکنجه و اعدام ، روحیه ذلت پذیری و ترس را در جامعه جا بیاندازد.

در این میان بودند و هستند انسانهایی که هرگز حتک حرمت انسانی به خود و مردم را نپذیرفتند و بخاطر آن جان خود و زندگی خود را به خطر انداختن تا بگویند لایق استبداد نیستیم .
کانون وبلاگ نویسان ایران (پن لاگ ) با انتشار بیانیه‌ای در مورد بازداشت کیانوش نوشته است

کیانوش سنجری عضو کانون وب‌لاگ‌نویسان ایران (پنلاگ)و عضو جبهه متحد دانشجویی روز ۱۶ مهرماه در درگیری‌های اطراف خانه‌ی آیت‌الله بروجردی دستگیر شده است و از سرنوشتش اطلاعی در دست نیست. مانگران وضعیت کیانوش سنجری هستیم و دستگیری وی را محکوم می کنیم. از همه ی اعضا ی پنلاگ و دیگروب‌لاگ‌نویسان می خواهیم که خبر دستگیری کیانوش رامنتشرکنند وبرای آزادی فوری و بدون قید و شرط او بکوشند.
کانون وب‌لاگ‌نویسان ایران-پنلاگ

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

سه‌شنبه، مهر ۱۸، ۱۳۸۵

جلاد کبری را متوقف کنید


آلدو فربیچه مقاله‌ای در روزنامه رستو دل کارلینو در مورد کبری رحمانپور
نوشته است که آنرا ترجمه کردم

فراخوان برای ایران
جلاد کبری را متوقف کنید


صدها نفر در تظاهرات مقابل در سفارت جمهوری اسلامی شرکت داشتن و با در دست داشتن شمع و یا پلاکارت و با درفش شهر خود که نشان دهنده حضورشان از شهرهای مختلف ایتالیا بود گردهم آمده بودند و تعداد زیادی هم از ایرانیان تبعیدی مقیم ایتالیا ، با پرچم‌های کشورشان شرکت داشتند .
تائثر تجمع‌کنندگان را در اشگ چشمهایشان که با خشم اداغم شده بود می‌دیدیم . خشمگین از دیدن زنی جوان ، دختری 25 ساله که به اسکلتی در زندان مخوف اوین تبدیل شده است و به انتظار جلاد روز 12 اکتبر نشسته است .
تجمعی خود جوش که بدون حمایت هیچ سازمان و سندیکا و حزب سیاسی شکل گرفته بود . و فقط در عرض 4 روز و بدنبال یک فراخوان که از یک برنامه رادیویی ( زاپینگ ) خوانده شد صورت گرفت در این فراخوان گفتیم « بگذاریم کبری زندگی کند » بیش از دوازده هزار ایمیل و فکس و حمایت از این فراخوان به‌عمل آمد در بین این حمایتها بیش از صد شهرستان و شهرداری ، از فدراسیون مطبوعات ایتالیا ، از عفوبین‌الملل ، از انجمن ایناتسیو سیلونه ، و نهادهای حقوق بشری شرکت داشتند . ازپشت بلندگو به نوبت زنان و مردان ایتالیایی و ایرانی با صدای رسا و بلند ، و بعنوان اقدام فوری خواهان به تعویق انداختن این حکم غیر منصفانه بودند و همچنین بازنگری آن در دادگاهی که امکان حق دفاع قانونی را بتواند ضمانت کند .
مبارزه و تلاش برای نجات جان این جوان ادامه دارد و اگر حکم اعدام به بعد موکول نشود تجمع دیگری در روز سه شنبه 10 اکتبر برگزار خواهد شد .

با وکیل کبری صحبت کرده‌ایم او از فعالیتهای ما و تحت توجه قرار گرفتن افکار عمومی ایتالیا نسبت به کبری ، او را بسیار خرسند کرده است به ما می‌گفت درندگان رژیم اسلامی می‌خواهند با اعدام کبری زهر چشم از دختران جوان بگیرند تا برای آنها درسی شود زیرا معتقداند این اواخر دختران زیادی زیر بار ازدواجهای توافق شده تن نمی‌دهند و بی بند . باری و روابط نامشروع افزایش یافته و باید به آنها درسی فراموش نشدنی داد .
کبری به مرد مسنی که 43 سال بزرگتر از او بود فروخته می‌شود . خانواده شوهر او با کبری همانند یک برده رفتار می‌کردنند و او را از صبح تا شب به کار وا می‌داشتند و او را تحقیر و مورد اذیت و آزار جسمی وروانی قرار می‌دادند .
وقتی که کبری توانست با مشکلات و مشقت فراوان دیپلم بگیرد رفتار خشونت آمیز علیه او مضاعف شد و در این شرایط زهر آگین بود که کبری عاجز و درمانده در پی دعوا و مشاجره با مادر شوهر از خود واکنش نشان می‌دهد که منجر به کشته شدن مادر شوهر او می‌شود .

مادر کبری می‌گوید : کبری می‌خواست ادامه تحصیل دهد و برای رفتن به دانشگاه ثبت نام کند ولی آنها موافقت نمی‌کردند او را مجبور به ازدواج با مردی حتی بزرگتر از خود کردند و اکنون جزء زندانیان قدیمی بند نسوان زندان اوین است . در آنجا حدود 7 سال در پشت درهای بسته است . دندانهایش پوسیده و موهایش سفید و اندامش نحیف و لاغر شده است . وزن کبری امروز 37 کیلو و هم وزن یک کودک 13 ساله است و در درونش امید به زندگی از بین رفته است زندگی برای او هیچ شده است .
سی روز باقی‌مانده برای گرفتن بخشش از خانواده مقتول رو به اتمام است و شوهر کبری تا 12 اکتبر فرصت برای گرفتن بهای خون ( دیعه ) دارد . و معمولاً دیعه به نرخ کلان در خواست می‌شود بطوری که برای نجات محکوم غیر ممکن شود .
وکیل کبری می‌گوید : بنظر می‌رسد که شوهر مسن او در عدم بخشش کبری تصمیم قاطع دارد و می‌گوید کبری باید بهای عمل خود را بپردازد . نه تنها بخاطر قتل مادر او روابط و ضوابط خانوادگی را زیر پا گذاشته است . خانواده‌ای که او را برده‌ای بیش نمی‌دانست !!

داستان کبری فقط مختص او نیست در سالهای اخیر متاسفانه شمار زندانیان زن محکوم به اعدام در رژیم اسلامی افزایش یافته است در مواردی که جرم زنا محصنه باشد بیشتر آنان سنگسار می‌شوند و برای موارد دیگر حلق‌آویز می‌شوند
مقامات ایران مواضع کمسیون سازمان ملل برای حقوق بشر در مورد روابط نامشروع ( زنا ) را نادیده گرفته‌اند و چون یک جرم جنایی محسوب نمی‌شود در نتیجه محکومیت به اعدام نقص آشکار استانداردهای بین‌الملی حقوق بشر است

در آخرین گزارش عفو بین‌الملل در مورد ایران از 9 زن محکوم به مرگ یاد شده است که در خطر اعدام بدست جلادان هستند و در روزهای آینده در معرض تهدید مرگ قرار دارند قسمتی از زندگی دردناک بعضی از آنها را می‌خوانیم
پریسا آ دختر شیرازی محکوم به سنگ‌سار شده است زیرا شوهرش او را مجبور به تن‌فروشی کرده بود
ایران دخترعرب اهوازی از ایل بختیاری است به همان دلایل ذکر شده بالا محکوم شده است . گناهش زنا محصنه است فرمان حکم از دیوان عالی کشور صادر شده است
خیریه او هم عرب از منطقه اهواز بعد از تحمل سالیات خشونت از طرف شوهر، با یکی از بستگان شوهر خود رابطه برقرار می‌کند و شوهر او توسط آن مرد کشته می‌شود ولی خیریه در قتل دست نداشته و تبرئه می‌شود امٌا به اشد مجازات بخاطر زنا محصنه محکوم شده است
شمامه قربانی ( معروف به ملک ) در ماه ژوئن محکوم به سنگ‌سار شده است
کبری نجار 44 ساله به روسپیگری تن داده بود زیرا شوهر معتادش او را برای پول به خیابان می‌فرستاد
صغرا مولایی به 15 سال حبس برای مشارکت در قتل همسر محکوم شده است ولی بخاطر ارتکاب زنا محصنه حکم سنگ‌سار گرفته است
سایر حکم‌های اعدام بخاطر زنا محصنه برای فاطمه در دادگاه جنایی تهران ، اشرف کهرویی ، و حاجیه اسماعیل وند آمده است
این داستان زندگی زنان شناخته شده هستند . در طول سالیان حکومت ایران بودند زنانی که بی نام و نشان محکومیت گرفتند و حکم در مورد آنان به اجرا درآمد

حرکت و جنبش اعتراضی برای کبری معنا و مفهوم عمیق وسمبولیک دارد حرکت ما تنها و فقط بخاطر یک زن نیست بلکه اعتراض و شکایت از جنایت‌های یک حکومت مستبد است که واقعیت شوآ (هولوکاست ) را انکار می‌کند که حمایت مالی و پشتیبانی تسلیحاتی از حزب اله لبنان می‌کند و در پی سلاح اتمی برای نابودی اسرائیل و بدست گرفتن هژمونی سیاسی را در منطقه دارد
با روشن کردن شمعی از زندگی و حق زیستن کبری دفاع کنیم . با ارسال ایمیل ، فاکس ، و از تنبلی و رخوت و تسلیم پذیری و بی‌تفاوتی پرهیز کنیم . توانستیم با صفیه و امینه زندگی کنیم (دو زندانی نجات یافته از سنگ‌سار ) و امروز و این بار هم می‌توانیم .

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

شنبه، مهر ۱۵، ۱۳۸۵

قلم نور است در ظلمت


قلم نور است در ظلمت . قلم ما زبان ما است و مارا به هم پیوند می‌دهد با قلم به جنگ سیاهی می‌رویم چه جان‌هایی دیدیم که بر صلیب قلم میخ‌کوب شدند و چه قلم‌هایی که برغل و زنجیر و تبعید کشیده شدند . به دست زورش نمی‌دهیم چون حرمت آن را می‌شناسیم ،قلم به ‌مزد نیستیم ، قلم ‌دوست هستیم

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

دوشنبه، مهر ۱۰، ۱۳۸۵

نگذاریم کبری در حسرت زندگی بمیرد


روی نیمکت روبروی کیوسک روزنامه فروشی دوستم نشسته بودم و مجله‌ایی را ورق می‌زدم . روبرویم دو مرد از روزمرگی و از کشت و کار در مزرعه حرف می‌زدند . تابستان هم آرام آرام از چشمان ما دور شده است اگر چه هنوز به نظر نمی‌رسد ولی رفتن تابستان را کوتاه شدن روزها می‌گویند و رنگهای آسمان که هر از گاهی تیره می‌شوند. رفتن تابستان را در پاهای نرم باران می‌شود شنید . رفتن تابستان را مدتی پیش در پرواز آخرین پرستوهای بازماند ، به هنگامی که در دورترین ابرهای خاکستری رنگ می‌باختند و بسوی سرزمین‌های دور می‌شتافتن دیدیم تا زندگی را در جایی دیگر از سر بگیرند . بله زندگی را . رفتن تابستان را در ویترینهای مغازه ‌داران و بچه‌های مدرسه ، که سر صبح در ایستگاه اتوبوس به انتظار ایستاده‌اند می‌توان دید .
همینطوری که مجله را ورق می‌زدم به حرفهای دو مرد که دهقان بودند گوش می‌کردم آنها از کمبود آب و باران در تابستانی که گذشت گفگو می‌کردند
کارلو که 6 هکتار زمین زراعتی دارد از تاکهای انگو و از خمره‌های شراب خود می‌گفت و لی نیمی از محصول ذرت او را گرمای تابستان سوزانده بود . و لوئی‌جی از درخت کهنسال زیتون دویست ساله حرف می‌زد که پنج سال پیش ظاهراً آفت آنرا از بین برده بود و خشک شده بود تا جایی که پوسته آن چوب‌پنبه‌ای و تنه قطور آن نیمه باز شده و هیچ نشانی از برگهای زندگی از آن نمانده بود و قرار بود بعد از تابستان قطعه قطعه شود و برای سوخت زمستان در آلونک بغل خانه انباشته شود ولی در ناباوری وحیرت ، این تابستان گرم که بعضی از مزارعه و علفزار‌ها را سوزنده بود اماٌ آن درخت کهنسال زیتون را همانند گلخانه ‌ایی که محیط مطلوب برای پرورش است در حفاظت خود قرار داده و زنده نگهداشته بود وآن را به زندگی باز گردانده بود و قامتش از برگهای نرم و ظریف دوباره پوشیده شده بود انگار زندگی هیچ گاه نمی‌خواهد تسلیم شود .
درس زندگی را می‌توان از این درخت کهنسال زیتون گرفت و یا از بالهای آن پرستو که برای ادامه زندگی کوچ می‌کند .

درست همان صدای زندگی را می‌توان امروزه در ضربات قلب کبری رحمانپورشنید . و لی صدای عقربکهای ساعت ، او را تا چند روز دیگر در حسرت زندگی بر دار می‌آویزد
زنی به نام کبری در این میهن به گروگان گرفته‌مان ، و در حصار مخوف ِ مرگ آورن تاریخ ایران در تب مرگ به انتظار ایستاده است . داستان غم‌انگیز کبری را سایتها و وبلاگهای و رسانه‌های گروهی نوشتند و گفتند و احتیاجی به بازگو کرده دوباره آن نیست . ولی در حقیقت جرم کبری زاده شدن در سرزمین آفت زده است که می‌خواهند با تبر قصاص او را از پای درآورن و می‌خواهند قامت زخم خورده و نحیف و غریو زیستن او را بر مرداب تحجر بکشند . نگذاریم کبری در حسرت زندگی بمیرد .

آلدو فربیچه نویسنده و خبرنگار آزادیخواه ایتالیایی در رادیو سراسری ایتالیا در برنامه زاپینگ که بیش از دو میلیون در شب شنونده دارد کمیته نجات برای جان کبری رحمانپور تشکیل داده است و هر روز در رادیو از کبری و حق زندگی او حرف می‌زند و از مردم دعوت کرده است تا در 5 اکتبر به نشانه اعتراض با افروختن مشعلی در ساعت ده و سی دقیقه در مقابل در سفارت جمهوری اسلامی ایران در رم تجمع کنند
در این تجمع علاوه بر شهروندان شریف ایتالیایی چندین نماینده مجلس و چندین شهردار از شهرهای مختلف ایتالیا اعلام آمادگی برای شرکت در این تجمع اعتراضی را ، به هیئت تحریریه رادیو ارسال کرده‌اند .
و همینطور انجمن زنان دموکرات ایرانی در ایتالیا در سایت خود از شهروندان ایتالیلیی خواسته است تا با ارسال ایمیل به سفارت جمهوری اسلامی ایران اعتراض خود را نسبت به قوانین زن ستیز و اعدام کبری رحمانپور اعلام کنند
و حالا که می‌دانیم کبری را به سرحد زندگی و مرگ کشیده‌اند خاموش ننشینیم . با یک ایمیل چند ثانیه‌ای به رادیو سراسری ایتالیا از کبری حمایت کنیم تا آنها از طریق وزارت امور خارجه و از طریق دولت برای نجات کبری اقدام کنند
تا شاید به کمک هم بتوانیم کبری را از سکوت مرگ به غوغای زندگی باز‌گردانیم .
پانوشت

می توانید جمله کبری رحمانپور را نجات دهیم را در ایمیل بنویسید که به ایتالیایی نوشته‌ام
SALVIAMO LA VITA DI
KOBRA RAHMANPOUR

ایمیل رادیو e-mail: zapping@rai.it

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

پنجشنبه، مهر ۰۶، ۱۳۸۵

به رومانو پرودی























نقاب از چهرۀ بر‌انداز


در تنگنای وصل بطالت
در جلوۀ دیدار شمایل شوم
تو دلال یغماگر
نام بشر را ز یاد برده‌ای
و طنین زهر خنده‌ ِ لعنت شده‌ات
در گوشهای ِ جان به لب رسیده
می‌پیچد

حال که از این کشتارگاه
گذر کردی
نقاب از چهرۀ بر‌انداز
هراس تو از این است
که مبادا ،
این دین فروشان مکاٌر
بجنبند از جا
که مبادا ،
تاجران نفت و گاز
در بزم سفره‌هایتان
تار ِ تاراج نزنند

ح مقدم

سرگرمی
کلمه‌ایی ویا کلماتی کلیدی چه به فارسی و یا به لاتین در قسمت پنجره جستجوی این سایت قرار دهید این کلمات باید نشان‌دهنده آرزوی شما باشد وبعد از هنر نقاشی تجسمی لذت ببرید

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

پنجشنبه، شهریور ۳۰، ۱۳۸۵

احمدی و هاله نور



در شصت و یکمین اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل وقتی پاسدار احمدی‌نژاد سخنرانی کرد نمی‌دانم هنوز خود را احاطه در هاله نور دید یا نه !!
این مجمع بخاطر حفظ و حراست از صلح و امنیت بین‌المللی تشکیل شده است . و احمدی نژاد به عنوان نماینده ملت ایران برای پایداری از صلح و امنیت جهانی سخنرانی کرده است !!
اگر واقعاً جامعه بین المللی قاطعیت در مقابل رژیم آخوندی داشت هیچ وقت به کسی که آشکارا اعلان جنگ کرده ، و بدنبال سلاح هسته‌ای است اجازه ورود به یک نهاد بین المللی را نمی‌داد تا این پاسدار جنایت‌کار چهره خود را نورانی ببیند و خود را در مقام و منزلت پیامبران و معجزه نبوت بداند
این یک و یکدونه ولی فقیه بعد از مشاهده هاله نور در اجلاس قبلی ملل متحد به ایران باز گشت و به سرکوبی جنبش‌های کارگری پرداخت به سرکوب اعتصاب گسترده شرکت اتوبوسرانی ، به سرکوبی دانشجویان معترض اقدام کرد و دانشگاه‌ها را گورستان کرد و به اعتصاب کارگرانی که ماهها حقوق نگرفته بودند حمله‌ور شد در امور عراق دخالت کرد و لوله‌های آب و اتوبوس حامل کارگران عراقی را منفجر کرد که برای امرار معاش در قرارگاه مجاهدین کار می‌کردند .زندانیان را کشت . هولو کاست را نفی کرد به حزب اله و حماس پول و سلاح داد و با باتوم به تجمع زنان آزاده و دلیر ایرانی حمله کرد . اسرائیل را تهدید به محو از نقشه جهان کرد روز و هفته‌ای نبود که جوانی برطناب جرثقیل آویخته نشد .آنوقت این یک و یکدونه ولی وفقیه صحبت از صلح و امنیت در سازمان ملل می‌کند . آمده است بقول خود در دهان آمریکا بزند و از حق هسته‌ای دفاع کند و تمام دشمنان اسلام و مسلمین را حذف کند .
نمی‌دانم وقتی خود را در هاله نور می‌دید احساس کرم شب تاب را داشت یا احساس آن رسول منجی بشریت که آخرین نور رسالت را بر دوش خود می‌یافت !!
هر چه هست حکومت‌های ظلم پایدار نمی‌ماند و احمدی هم می‌رود و از او فقط دود سیاه هاله نور می‌ماند و چک‌نویس نامه‌های بی‌جواب .

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

سه‌شنبه، شهریور ۲۸، ۱۳۸۵

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

جمعه، شهریور ۲۴، ۱۳۸۵

سفر


بالاخره آغوشم را به‌روی دلتنگی‌هایم گشودم و برای دیدار خواهرانم به دیاری دور راهی شدم و بعد از گرفتن ویزای ترکیه دیگر این دل خیال ماندن نداشت در یکی از هتل‌های استانبول قرار گذاشتیم گرچه آنها سالیان سال نبودنم را باور کرده‌اند ولی همیشه دلم برای این همه چشم انتظاری آنان می‌سوخت و حالا خودم هم سرشار از انتظار بودم .
بعد از یک ربع قرن روبرویم نشسته بودند و فاصله چندانی نداشتیم اندوه و زخمه‌های زمان بروی صورتشان نمودار بود و از همان لحظات اولیه چشم‌های درخشان و بغض بر صدا ی‌شان چشمه احساس مرا هم به جوش می‌آورد هنوز پاک و ساده مانده بودند و بوی آشنای خاک کوچه و محله‌مان را داشتند و یاد و خاطرات عزیزان از دست رفته‌مان از ابر چشمانشان فرو می‌ریخت .طولی نکشید تا در کنار هم آرام گرفتیم .
یک هفته فرصت مناسبی بود تا دلم را تسلی دهم بعد از سالها با همان شوق کودکانه سر به سرشان می‌گذاشتم و پر حرفی می‌کردم سر تا پا شوق بودم در طول یک هفته اقامت‌مان ، زیر آفتاب تند شهریور استانبول به سیر و سیاحت پرداختیم در رنگها و عطر‌ها و بازارهای شلوغ و بی نظم با صدای دلنشین آوازهای ترکی و استکانهای کمر باریک چای و کباب‌های گردون (دونر کباب )و سنگهای آویز آبی رنگ چشم نظر که همه جا بفروش می‌رسید و حرکت آرام کشتیهایی که مردم را از آسیا به اروپا وصل می‌کرد و پرواز مرغان دریایی و هر از گاهی با هم خاطرات خاک خورده ‌مان را تازه می‌کردیم .
چه زود یک هفته سپری شد باز هم باید صبوری کنم بادبانم را میل به بازگشت نبود ....




تندیس آتاتورک به همراه رضا شاه پهلوی و جمعی از دولتمردان وقت
دانش‌آموزان نیروی دریایی
چای فروشان روبروی مسجد سلطان احمد
مرغان در یایی دریای مرمره

............................................


پا نوشت
در بازگشتم از ترکیه در خبر ها خواندم ولی‌اله فیض مهدوی را به قتلگاه کشاندن آخر به کدامین جرم انسان را به نیستی می‌کشند به کدامین جرم . فیض مهدوی از مرگ شب سخن گفت و در چنگ شب مرد . در احتزاز باد نام تو و غروب پر غرورت را به همه آزادیخواهان و مبارزان و مجاهدان تسلیت می‌گویم

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

پنجشنبه، شهریور ۰۹، ۱۳۸۵

خاوران را فراموش نمی‌کنیم

درهجدهمین سالگرد قتل عام زندانیان سیاسی مانند سالهای گذشته از خاوران می‌نویسیم از یادبود جان‌باخته‌گان تابستان 67 و ا زمراسم و تجمع خانوادها در این گلزار سخن می‌گوییم آنقدر می‌نویسیم و می‌گوییم و تجمع می‌کنیم تا صدای این قربانیان حقوق بشر به گوش نهاد‌های بین‌المللی برسد تا بیایند و ببینند گورستانهای مخفی و نیمه مخفی سراسر ایران را ، و به دادخواهی خانواده‌های این فاجعه ملی رسیدگی کنند

در زیر خاک خاوران گلستانی از گلهای زیبای عشق و ایمان به فتوای خمینی در سال 67 خشکیده شدند . اگر چه خشکیده شدند ولی هنوز عطر و بوی ِ جسارتشان در سراسر این میهن غمزده می‌آید گلستانی با ریشه‌های عشق در این خاک جای گرفته است عشق به آزادی ایران .

خاک خاوران قامت خونین شیر زنان و کوه مردانی را در خود جای داده است که داغ تسلیم و ذلت را به سینه جنایت پیشه‌گان حکومتی گذاشتند و خونشان را هدیه راه آزادی مردم کردند ای کاش این خونها کمی هم وجدانهای خاکستری ما را رنگین می‌کرد !!

فلش خاوران

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

شنبه، شهریور ۰۴، ۱۳۸۵

دفتر احمدی

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

سه‌شنبه، مرداد ۳۱، ۱۳۸۵

تجارت و دیپلماسی



چند روز پیش عکسهای ماسیمو دالما « وزیر امور خارجه و معاون نخست وزیر ایتالیا » (نفر وسط) را در کنار حسین حاج حسن (دست راست با موی سفید ) نماینده حزب اله در لبنان را مطبوعات ایتالیا چاپ کردند این عکسها که در خیابانهای ویرانه شده لبنان گرفته شده است در محافل سیاسی ایتالیا مورد بحث و گفتگو و انتقاد قرار گرفت چون دالما به نشانه اتحاد دست در دست نماینده حزب اله لبنان انداخته و راه می‌رود ولی برای ما که سالیان سال دالما را می‌شناسیم اصلاً تعجب انگیز نبود .

یادم میاد سالها پیش موقعی که آخوند خاتمی وقتی رئیس جمهور ایران بود برای اولین سفر اروپاییش ایتالیا را انتخاب کرد و آنموقع دالما نخست وزیر ایتالیا بود و در اخبار تلویزیونی دیدیم وقتی ماشین خاتمی به دفترنخست وزیری رسید و دالما به استقبالش رفت به‌روی ماشین خاتمی لکه‌های رنگی تخم مرغهای اصابت شده در خیابانهای رم توسط هواداران مجاهدین بود که حاوی پیام مقاومت به خاتمی عوام فریب و شریک تجاری آن دالما بود . دالما آنروز به گرمی و با لبخند از خاتمی استقبال کرد و وجدان گم شده ‌اش را در جیبهای ورم کرده دولت ایتالیا پیدا کرد و سیل قراردها بود و معاملات و سرمایه‌گذاریها ...

متاسفانه در دنیای سیاست دیپلماسی با تجارت ارتباط تنگاتنگ دارد و امروزه اهمیت امور اقتصادی در روابط کشورها امری بدیهی و غیر قابل انکار است و ایران سهم قابل توجهی در اقتصاد ایتالیا دارد بی خود نیست وقتی برنامه هسته‌ای ایران به شورای امنیت رفت و صحبت تحریم اقتصادی ایران پیش آمد دالما گفت قطع رابطه تهران با رم معادل با هزینه دو سال برنامه بودجه ایتالیا می‌باشد و همانطوری که می‌دانیم آخوند‌ها از نفت که سوخت ارزشمندی است به عنوان سلاح سیاسی برای رسیدن به مقاصد خود استفاده می‌کنند و بنا به گفته خود عوامل رژیم در کنسولگری آخوندها در میلان ايتاليا بابيش از ‪ پنج میلیارد و یکصد میلیون یورو مبادلات تجاری نخستین شریک تجاری جمهوری اسلامی ایران در اروپا محسوب می‌شود

کافی است به اعداد و ارقام رجوع کنیم تا دلایل حمایت و دو جانبه بودن مواضع اروپا را بفهمیم . اروپا سالانه حدود 23 میلیارد یورو با دولت ایران دادوستد تجاری دارد
ده کمپانی نفتی مهم غربی از جمله « اِنی » ایتالیا 15 میلیارد دلار در پروژه فازهای مختلف طرح و توسعه میدان گازی پارس جنوبی برای استخراج و پالایش و بهره‌برداری سرمایه گذاری کرده‌اند و بزرگترین ذخیره گاز طبیعی جهان در این منطقه قرار دارد
40 کمپانی نفتی از جمله سه شرکت ایتالیایی روزانه 5/2 میلیون بشکه نفت خام وارد می‌کنند
دارایی‌های ایران در بانکهای اروپایی 27 میلیارد دلار است و همچنین باید 25 میلیارد دلار اندوخته‌های سپرده شده به موٌسسات مالی غربی را هم به آن اضافه کرد

وقتی دالما به نشانه متحد سیاسی خود دست در دست نماینده حزب اله می‌اندازد بخوبی می‌داند حزب اله نقش و جایگاه مهم در محاسبات استراتژیک و اهداف رژیم آخوند‌ها در منطقه دارد .

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

پنجشنبه، مرداد ۲۶، ۱۳۸۵

دورنماي جهاني انرژي
















سوخت اصلی جنگهای معاصرجهان نفت نامیده می‌شود . 50 در صد سوخت فسیلی جهان مورد استفاده قرار گرفته و استخراج 50 در صد باقی مانده هم هزینه در بر دارد . وقتی تقاضا زیاد می‌شود ( چین . هند ) و بازار عرضه تولید نسبت به تقاضا پائین باشد در نتیجه قیمت بالا می‌رود . و وقتی نفت کافی برای همه جهانیان نباشد ، زورمندان و انحصارگران و آنهایی که از تسلیجات برتری برخوردارند با زور تصرف می‌کنند .و به این شکل جنگ جهانی نفت تا خاتمه آخرین ذخایر چاه‌های نفتی ادامه خواهد داشت و معلوم نیست چقدر طول بکشد 40 یا 50 سال و یا بیشتر ؟

جهان امروزی هرچقدر در مسیر زمان پیش می‌رود شاهد کاهش نفت و افزایش تنش بین‌المللی است . اقتصاد کشورهای صنعتی وابسته به نفت است و ستون اساسی آن را تشکیل می‌دهد دولت‌مردانی که کشورهای صادر کننده نفت را کنترل می‌کنند شکوفایی اقتصادی کشور خود را تضمین می‌کنند و دولتمردانی که عقب رانده می‌شوند کشورشان را در بحران اقتصادی می‌یابند . جامعه جهانی در تلاش بکار گیری انرژی تجدید‌پزیر و غیر هسته‌ای است که حیات انسان را در معرض خطر قرار ندهد و محیط زیست را آلوده نسازد و این در حالی است که حکومت آخوندی در راستای تضمین حیات و ثبات سلطه سیاسی خود در تلاش دستیابی به انرژی هسته‌ای در جهت به اصطلاح مصارف صلح آمیز است ، ولی از آن بعنوان پوششی برای پیشبرد مقاصد خود و نه منافع مردم ایران استفاده خواهد کرد و به زبان ساده در پی تسلیحات هسته‌ای است .ایران دومین ذخائر گاز جهان و چهارمین ذخائر نفت جهان را دارا است و تنها کشوری است در بین کشورهای موسوم به جهان سوم ، که با دارا بودن ازمنابع نفت و گاز ، در پی برق هسته‌ای می‌باشد

حالا اگر ازتسلیحات هسته‌ای بگذریم و حوصله شنیدن دلیل و منطق مدافعان انرژی هسته‌ای بنشینیم می‌بینیم که آنها این انرژی را مطمئن و تمیز و مقرون به صرفه می‌دانند ولی واقعیت چیز دیگری است
شواهد امر نشان می‌دهد که در اثرسانحه و اختلال در مراکز هسته‌ایی کشورهای مختلف جهان از جمله در جزیره تری مایل پنسیلوانیای آمریکا ، چرنوبیل اکراین ، سوپر فنیکس در فرانسه ، این مراکزعلاوه بر خسارات مالی و صدمات جانی ، مصبب آلودگی‌ وتخریب محیط زیست در گذشته نه چندان دور بوده‌اند و صد ها انسان را تحت تشعشات رادیو اکتیو قرار داده‌اند و آنان را به ضایعات ژنتیکی غیر قابل ترمیم دچار کرده‌اند . و عامل و محرک اصلی تولد نوزادان ناقض الخلقه درآن محیط آلوده شده بوده‌اند . اگر مراکز هسته‌ای این‌قدربه لحاظ ایمنی ، قابل اطمینان هستند پس جه دلیلی دارد که هیچ کمپانی و شرکت بیمه مایل نیست این مراکز را بیمه کند این شرکتها به ضریب ریسک بالای این مراکز واقف هستند . اصلاً فرض را بر این قرار می‌دهیم که تاسیسات هسته‌ای به تکنولوزی و اصول علمی پیشرفته مجهز است و خطا ناپذیر می‌باشد ولی آیا اشتباه احتمالی انسان که این تاسیسات را کنترل و هدایت می‌کند را هم باید نادیده بگیریم ؟ حادثه چرنوبیل نمونه‌ای از خطای انسان درهدایت یک مرکز هسته‌ای است و به همین جهت احزاب سبز و نهاد‌های حامی محیط زیست در تمام جهان از مخالفان سرسخت پروژه‌های هسته‌ای هستند

مدافعین انرژی هسته‌ای می‌گویند مراکزهسته‌ای محیط زیست را آلوده نمی‌سازند زیرا انیدرید کربنیک تولید نمی‌کند و اتمسفر آلوده نمی‌شود وصدمه به لایه اذن نمی‌رساند . البته کاملاً درست می‌گویند ولی در اصل پنهان شدن آدم پشت انگشت دست است زیرا کلیه راکتور‌های اتمی ایزوتوپ‌های رادیو اکتیو تولید می‌کنند که برای سلامت و حیات جانداران بسیار خطرناک است و زمان فعال زباله‌های رادیو اکتیو به هزاران سال می‌رسد واپاشی رادیو اکتیو باید جریان خودر را طی کند و به خاطر همین در محفظه‌های خاصی که در مقابل ضربه خوردگی مقاوم باشد جا سازی می‌شود و این محفظه‌ها باید ضد رادیو اکتیو باشند و دوام هزاران ساله داشته باشند .مراقبت و جداسازی و انبار کردن و مدفون زباله‌های‌ رادیو اکتیوعلاوه بر تهدید نسلهای آینده ، تهدید جدی برای محیط زیست است و زندگی روی زمین را در معرض خطر قرار می‌دهد

مدافعین انرژی هسته‌ای می‌گویند انرژی هسته‌ای مقرون به صرفه است ولی بها و قیمت نیروی الکتریسیته تولید شده از مراکز هسته‌ای کمتر از نرخ الکتریسیته تولید شده از منابع دیگر نیست چون در واقع باید در محاسبات بها و خرج از بین بردن مراکز هسته‌ای در خاتمه حیات مفید آنان و همینطورخرج ترمیم ومرمٌت آن در دوره‌ سوخت هسته‌ای و خرج از بین بردن زباله‌های هسته‌ای را هم باید در نظر گرفت. فراموش نکنیم که روزنامه‌های حکومتی ایران از سرمایه گذاری یک میلیارد دلار بروی چرخه سوخت هسته‌ای در ایران نوشته‌اند

بسیاری ازمدافعین انرژی هسته‌ای ایران برای مصارف تسلیحاتی آخوندها از استفاده انرژی در صنعت کشاورزی و پزشکی صحبت می‌کنند و حق مسلم مردم ایران می‌دانند ولی بخوبی می‌دانیم ایران از زمان شاه راکتو تحقیقاتی 10 مگاواتی در اختیار دارد و هیچ نهاد بین‌المللی مخالف استفاده آن در زمینه پزشکی و کشاورزی نیست وهمچنین آخوندها دستیابی به انرژی هسته‌ای را نشانه دستیابی به تحول و رشد اقتصادی می‌دانند اگر این چنین باشد باید این تغییر و تحول و رشد اقتصادی را در پاکستان و کره جنوبی هم مشاهده می‌کردیم !!

اصولا درهر کشور متمدن جهان می‌باید دولت بعنوان وظیفه از مردم و شهروندان خود از طریق رفراندوم بپرسد آیا موافق با تولید انرژی هسته‌ای هستید یا نه ؟ برای مثال 15 سال پیش ما در ایتالیا شاهد بسته شدن جهار نیروگاه هسته‌ای بودیم و دولت با شفافیت اهداف و هزینه‌ و تهدیدات مراکز هسته‌ای را با مردم در میان گذاشت و مردم با انژی هسته‌ای موافقت نکردند و این مراکز بسته شدند . البته پژوهش و توسعه علمی و دستیابی به منابع نوین برای هر کشوری لازم و ضروری است ولی تولیدی که احتیاج واقعی انسان را بر طرف سازد و امنیت و حقوق انسانی را در اولویت قرار دهد .و نه بدون اینکه ذکر شود چه چیزی تولید می‌کنند و چه چیزی خریداری می‌کنند و در داخل مراکز و سایتها چه می‌گذرد و چه استفاده‌ای از تولیدات هسته‌ای می‌کنند در یک حاکمیت مردمی کنترل اعمال دولتمردان باید از طریق اصول قانون صورت بگیرد‌ و دولت باید پاسخگو باشد و به این صورت مرگ و میر و صدمه و زیان بر انسان را کاهش می‌دهد

روند جامعه جهانی هم بسمت کاهش فعالیتهای هسته‌ای پیش می‌رود کافی است نگاهی به آمار و ارقام نوزدهمین کنگره آژانس بین‌المللی انرژی بیاندازیم . اگراین ارقام را در جدولی تنظیم کنیم چشم اندازه انرژی جهان تا سال 2030 نمایانگر افزایش منابع انرژی جایگزین است . ایران زمینه و پتانسیل استفاده از انرژی‌های جایگزین را دارد و به لحاظ پهناور بودن سرزمین و شرایط اقلیمی مناسب ، یکی از بهترین نقاط جهان برای انرژی تجدید‌‌پذیر تلقی می‌شود
در دهه 90 فرانسه 33 در صد انرژی برق خود را توسط راکتور‌های هسته‌ای تولید می‌کرد ولی اکنون در صدد تبدل کردن اغلب نیروگاه‌های قدیمی خود به نیروگاه‌های غیر هسته‌ای است
در سال 96 امریکا 22 در صد انرژی برق خود را از نیروگاه‌های هسته‌ای تولید می‌کرد و حالا به زیر 18 در صد کاهش داده است
سوئد تا سال 2010 تمام فعالیت‌های هسته‌ای را خاتمه می‌دهد . آلمان و کانادا تا سال 2020 تمام نیروگاه‌های هسته‌ای را تعطیل می‌کنند
و اروپای شرقی و ژاپن هم در پی گسترش فعالیتهای هسته‌ای نیستند . ولی چین و تایوان و هند که در دهه 90 به توان هسته‌ای دست یافته‌اند تصمیم به افزایش آن هستند . اما در یک جمع‌بندی کلی طبق آمار گزارش شده کنگره بین‌المللی انرژی ، تولید انرژی هسته‌ایی در جهان از 16% به 8.5 % تنزل خواهد کرد و سرمایه‌گذاری بروی انرژی هسته‌ای چشم انداز مطلوبی ندارد و انرژی حاصل از گاز و سایر منابع انرژی تجدیدپز رو به افزایش خواهد بود در حالی که انرژی حاصل از زغال سنگ و نفت و انرژی آبی کاهش خواهد یافت . انرژی آینده انرژی تجدید پذیریعنی نیروی باد و خورشید و حرارت زمین خواهد بود انرژی ارزان و پایان‌ ناپذیر تمیز و سازگار با مجیط زیست ، و تکنولوژی انرژی جایگزین گام های اساسی درتوسعه و گسترش و بهره برداری در این مسیر برداشته است .

ح مقدم

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

دوشنبه، مرداد ۱۶، ۱۳۸۵

نهمين روز دستگيري و همچنین نهمين روز اعتصاب غذای احمد باطبي



بهبوحه انقلاب نوزده ساله بودم و خونی عصیانگر در مشت داشتم به سوسیالیسم اعتقاد داشتم و آزادی و صلح را در یقین ترجمه می‌کردم دموکراسی مثل یک سیب تازه آماده چیدن از شاخه بود و لذت گاز زدن و چشیدن طعم شیرین آن را داشتم . هنوز دیو قصه به تاخت و تاز و کشتار دست نبرده بود . از دترمینیسم تاریخی مارکس و اصول دیالکتیک و اسلام شریعتی و مجاهدین و نوشته‌های آرمان مستضعفین و فدائیان خلق همه چیز برایم تازگی داشت و دندانهایم سفید و درخشان بود . درخشان‌تر از آن بود که بتوانم آگاهی و بیداری را گاز بزنم . و تلخی فریب غالب بود و امروز که آن جوان بزرگ شده‌ام همان نگاه را ندارم زود ملتهب می‌شوم ضعیف‌تر وناتوان‌تر خود را می‌بینم . جهان ِ ترا مچاله می‌کنند وبه رویایی که به آن اعتقاد داشتی ، بدون هیچ ترحمی و به ناچار روح آدمی عزادار می‌شود و پشت می‌کند . چند روز پیش اکبر محمدی در نهمین روز اعتصاب غذا جان داد و امروز احمد باطبی در نهمین روز اعتصاب است وي اعلام كرده است كه به هيچ وجه اعتصاب غذاي خود را نخواهد شكست حتي اگر از بين برود . انسان وقتی بدنیا می‌آید گریه و داد و فریاد می‌زند و با فریاد زاده می‌شود و در زندگی بعضی‌ها هنوز این فریاد‌ها تمامی ندارد .

طومار آنلاين رو امضا كنيد
کمپین آزادی برای احمد باطبی

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

سه‌شنبه، مرداد ۱۰، ۱۳۸۵

رژیم جنایت پیشه آخوندی هنوز در نقض مستمر حقوق اولیه زندانیان سیاسی یکه تازی می‌کند



از زخم قلب آبائی
در سینه کدام شما خون چکیده است
تا یاد آن که خشم و جسارت بود بدرخشاند
بین شما کدام بگوئید
بین شما کدام صیقل می‌دهید
سلاح آبائی را برای روز انتقام
( احمد شاملو )


در حالی که ماشین تروریسم دولتی در حال کمک رسانی و شعله‌ور کردن آتش جنگ و یاری رساندن به حزب‌اله لبنان است
در گوشه‌ای اززندان اوین تپشهای ملتهب قلب بی‌قرار یکی از فعالین جنبش دانشجویی و قیام خونین 18 تیرماه ، بعد از 9 روز اعتصاب غذا باز ایستاد قلبی که برای آزادی وعدالت اجتمایی تپنده‌تر بود و سالهای سیاه زندان و آزارهای جسمی در این قلب ورق خورده بود « اکبر مجمدی » قلبی پر از مهر پر از غم پر از عشق داشت گرچه ترک‌خورده ازقلب سنگی وسیاه جیره‌خواران ولی فقیه بود .
من از تاریخ آموختم که از یاد نبرم
من از تاریخ آموختم که گرامی بدارم فرزندان دلیر و با شهامت خلق را
ترا در قلب خود نشاندم

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

جمعه، تیر ۳۰، ۱۳۸۵

بازی جانانه


کودکان اسرائیلی این چند روزه یک بازی جانانه آموختن
بروی موشکهایی که بسوی لبنان پرتاب می‌شوند
پیغام می‌نویسند

طولی نمی‌کشد که پیغامشان را کودکان جنوب لبنان دریافت می‌کنند







ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

سه‌شنبه، تیر ۲۷، ۱۳۸۵



نشست وزرای خارجه گروه هشت در روسیه که ریاست دوره‌ای این گروه را به عهده دارد خاتمه یافت این هشت کشور صنعتی 65% اقتصاد جهانی را به عهده دارند و با خیال راحت می‌شود گفت مسئول مرگ و میر و بی عدالتی و عامل بسیاری از جنگها در بسیاری از نقاط جهان هستند نه بشکل مستقیم بلکه بطور غیر مستقیم ، توسط اهرم اقتصادی ، فشارسیاسی ،معاهدات دیپلماتیک یعنی به شکل تر و تمیز دخالت می‌کنند امروز تمام روزنامه‌های ایتالیایی ازتماس تلفنی چند ساعته رمانو پرودی نخست وزیر ایتالیا و لاریجانی نوشته‌اند و پرودی خواستار میانجگری دولت ایران در بحران خاورمیانه شد . رژیم آخوندی حزب اله لبنان ، و حماس را مسلح می‌کند و آتش جنگ را از عراق به لبنان هم می‌کشد و به نا آرامیها دامن می‌زند و آشکارا به غرب می‌گوید برای آرامش و ثبات منطقه باید سر مسئله هسته‌ای به ایران باج بدهید .!!












امروز اعتصاب غدای آقای اکبر گنجی هم وارد سومین روز شد
حالا که آقای گنجی قلم طلایی از انجمن جهانی مطبوعات و ستاد جهانی ناشران دریافت کرده است ای کاش با این قلم طلایی با خط خوانا و درشت می‌نوشت چه کسی فتوا و صدور فرمان قتل عام زندانیان سیاسی را در سالهای 60 و 67 صادر کرد ؟
آیا آقای گنجی خمینی را بعنوان یک جنایت‌کار می‌شناسد ؟ و یا هنوز او را ستایش ، و الگوی خود می‌شمارد ؟
ای کاش وقتی که درفش نقره‌ای که نشان شهر فلورانس است را بعنوان شهروند افتخاری در ایتالیا دریافت می‌کرد ، با قلم زرین خود می‌نوشت و می‌گفت که خمینی جلاد ابتدایی‌ترین آزادی‌های شهروندان خود را ازبین برد.و تنها حقی که می‌شناخت، مطالبه بهای فشنگهایی بود که سینه‌های فرزندان مردم را می‌درید و در شمارش پوکه‌های مرگ ارزش انسان را انکار می‌کرد
و مردم و مقاومت آن برای حفظ حقوق خود هیچ راهی بجز توسل به قهر و زور نداشتند و حق گرفتنی است نه دادنی و هیچ دیکتاتوری به میل خود عدالت و آزادی و حق و حقوق مردم نمی‌دهد بلکه مردم با مقاومت خود و با زورعاقبت از قبول ظلم سر باز می‌زنند .ای کاش آقای گنجی کشتار خمینی را در اعمال خشونت نیروهای مقاومت توجیه نمی‌کرد . آخر دختر 13 ساله خانواده مصباح « فاطمه مصباح » که در سال 60 تیر باران شد با کدام اصول اعتقادی قابل توجیه است . من نمی‌گویم شما دنبه را با گرگ خوردید و گریه را با چوپان می‌کنید ولی ای کاش آقای گنجی برای همیشه از جنایتکاران خمینی فاصله بگیری .!!

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

سه‌شنبه، تیر ۲۰، ۱۳۸۵

جام جهانی 2006



سرانجام جام 5.250 کیلو گرمی از طلای 18 عیار بعد از 24 سال دوباره به ایتالیا بازگشت و کاننوارو کاپیتان تیم آبی پوشان این جام را دیشب با خود به تخت خواب برد و با این جام خوابید . این چهارمین جام در رقابتهای جهانی است که ایتالیا کسب می‌کند و فقط برزیل توانسته 5 بار در تاریخ فوتبال جهانی این مقام را کسب کند و ازدیشب شور و شادمانی و جش سراسر ایتالیا را فرا گرفته است این پیروزی را گام به گام مارچلو لیپی سر مربی تیم ایتالیا با دانش و توانایی فنی خود توانست هموار کند . البته در آخرین بازی یعنی در فینال ایتالیا خوب بازی نکرد ولی با چنگ و دندان و با زور و تجربه توانست این مقام قهرمانی را با خود به خانه بیاورد .یکی از گافهای فدراسیون فوتبال ( فیفا ) این بود که زین الدین زیدن را بهترین بازیکن جام جهانی معرفی کرد . البته توانایی تکنیکی زیدن بر کسی پوشیده نیست و او بهتر از تمام بازیکنان جهان در این مسابقات درخشید ولی به نظرمن این مقام باید به کسی داده شود که نه تنها داری قابلیت تکنیکی باشد بلکه در زمین بازی اصول و قوانین فوتبال را رعایت کند و نمونه و شاخص باشد . یکی از دوستانم در نروژ می‌گفت بعد از بازی ایتالیا و فرانسه در راه بازگشت به خانه پسر بچه‌ای را دیدم که با سر به شکم پدرش می‌کوبید و ادای زیدن را در می‌آورد و کلی باعث خنده ما شده بود . خب این قهرمانان ورزشی الگو و سر مشق نوجوانان هستند . آیا باید بعنوان بهترین بازیکن از طرف فیفا شناخته شود که کارت قرمز می‌گیرد و سرافکنده از کنار جام رد می‌شود و به رخت‌کن می‌رود ؟ البته مدافع ایتالیا مارکو متراتزی احتمالاً تحریک کننده این واکنش بوده و روزنامه‌های انگلیسی نوشته‌اند زیدن را تروریست خطاب کرده و باعث این واکنش بوده که البته مترتزی تکذیب کرده و می‌گوید من اصلاً نمی‌دانم تروریست چی هست .ولی این مدافع هر چه که گفته باشد این عمل زیدان قابل توجیه نیست بهر حال بازیکنی حرفه‌ای مثل زیدان که کاپیتان و تیم یک کشور را نمایندگی می‌کند همانطوری که با سر به زیبایی توپ را کنترل می‌کند و ضربات سر او دروازه بسیاری ازتیم‌ها را می‌گشاید باید کنترل اعصاب این سر لعنتی را داشته باشد و این چنین خصمانه به سینه بازیکن حریف نکوبد . من بسیار از این عمل زیدان متاسف شدم و فقط و فقط به خاطر خود زیدان چون نباید آخرین بازی خود را به این شکل لکه دار می‌کرد و می‌توانست با افتخار و سرافرازی صفحه‌ات قهرمانی خود را خاتمه دهد و سالیان سال می‌خواهد تا بازیکنی مثل او دوباره درزمینهای فوتبال ظهور کند .
و امٌا در ایتالیا کسانی بودند که امروز صفحه اول روزنامه را قاب گرفتن و این روز تاریخی را به دیوار خانه‌شان به یادگار گذاشتن مردم ایتالیا از توٌتی که مهره مهم این تیم بود انتظار بازی بهتری داشتند ولی توٌتی بعد از مصدومیت نتوانست تواین بازیها بدرخشد خط حمله ایتالیا هم در بسیاری از بازیها خوب عمل نکرد و جیرالدینو فقط یک بار ویولنش را نواخت اگر چه حسابی کوک کرده بود چون مربی تیم او را بعد به بازی نگرفت ولی مدافعین دیوار مستحکمی داشتند و در برلین آخرین بازی ، مثل دیوار برلین فرو نریختند و بلاخره بعد از بدشانسی‌های زیاد که در جام‌های جهانی در سالهای قبل داشت از جمله فینال 94 که با ضربات پنالتی از برزیل باخت و یا 92 که در وقت اضافی با گلدن گل به فرانسه باخت ولی دیشب شانس هم به ایتالیا یاری رساند و اتفاقاً همان بازیکنی که (ترزهگه ) سال 92 ایتالیا را حذف کرد دیشب همان بازیکن پنالتی را خراب کرد و باعث حذف فرانسه شد . سر مربی تیم ایتالیا از قبل اعلام کرده بود که بعد از جام جهانی استعفا خواهد داد و حالا مردم خواستار ماندن اوهستند ولی« لیپی » این مسئولیت سنگین را نمی‌خواهد بپزیرد . و امروزتیم ایتالیا با سلام و صلوات قبل از اینکه با اتوبوس روباز در خیابانهای رم مورد استقبال مردم قرار بگیرند نزد نخست وزیر جدید« پرودی» رفتند و با او ومقامات دولتی جشن گرفتن و پیراهن شمار 4 که معنای کسب 4 بار مقام قهرمانی جهان را دارد به نخست وزیر اهدا کردند .
پس احمدی‌نژاد هم که پیراهن شماره 24 را ازتیم ایران هدیه گرفت باید 24 بار ایران قهرمان می‌شده و من نمی‌دانستم ؟
بازی ویدثویی ضربه سر زیدان بعد از باز شدن لینک روی تصویر بازی کلیک کنید و با کلیک‌های متوالی بازی کنید

جام جهانی تیم ایران را هم توفیق به تصویر کشید

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed