Recent Posts
چهارشنبه، مرداد ۲۹، ۱۳۹۳
جمعه، مرداد ۲۴، ۱۳۹۳
پنجشنبه، تیر ۱۲، ۱۳۹۳
پنجشنبه، تیر ۰۵، ۱۳۹۳
چهارشنبه، تیر ۰۴، ۱۳۹۳
شنبه، خرداد ۲۴، ۱۳۹۳
سهشنبه، خرداد ۲۰، ۱۳۹۳
یکشنبه، خرداد ۱۱، ۱۳۹۳
سهشنبه، اردیبهشت ۱۶، ۱۳۹۳
من از شرارت ستمکاران نمیترسم ، از سکوت درستکاران میترسم!
همانطور
که اطلاع دارید هفته گذشته یک هیئت پارلمانی
ایتالیا به دعوت حسین شیخالاسلام
مشاور لاریجانی به تهران سفر
کرد حسین شیخ الاسلام از دانشجویانی بودند
در جریان گروگانگیری از دیوار سفارت
آمریکا بالا رفتند و مانند بسیاری از دیگر
حمله کنندگان به سفارت آمریکا، با آغاز
جنگ، به سپاه پاسداران پیوست شیخ الاسلام
سپس به وزارت خارجه رفت و سال ها سفیر
ایران در سوریه بود و بطور مستقیم با شیخ
نصرالله و حزب اله لبنان حشر و نشر داشت
هم اکنون مشاور بین الملل علی لاریجانی
رئیس مجلس ایران است.
با
پیگیری فعالیتهای این هیئت پارلمانی
در صفحات اجتمایی مثل فیس بوک و توئیتر
می بینیم تا چه حد میشود چشم حیا را بست و همه چیز را فدای پول کرد!.
رئیس این هیئت اتور
روزاتو اولین توئیت و استاتوس ف.بوک
را گذاشت که در آن نوشته : در
تهران فیس بوک و توئیتر کار نمیکند و ما
برای اعتمادسازی و منافع کاری اینجا حضور
داریم
همانطور
که از این توئیت میشود فهمید شبکه های
اجتمایی ( توئیتر
و فیس بوک) برای
عوامل رژیم و همچنین برای نشان دادن چهره
مثبت از ایران حتی برای سیاستمداران و
هیئت پارلمانی خارجی بخوبی کار میکند
و برای اینکه به آب و گاوشان
صدمه و لطمه نبیند به این پارلمانتار اجازه ورود به شبکه های اجتمایی را هم می دهند و این را سناتور بهتر از من و شما می داند که روحانی و ظریف و پاسدانش به راحتی آب
خوردن به شبکههای اجتمایی دسترسی دارند
تا قیل و قال راه بیاندازند و جولان بدهند
و این دانشجویان و مردم بدبخت هستند که
باید هر
روز یک اپلیکشن را دانلود کنند تا بتوانند
از سد سانسور و فیلتر رژیم عبور کنند ! ولی
سناتور خم به آبرو نمیآورد!
قضیه
اینجا خاتمه پیدا نمیکند در استاتوس
بعدی اتوره روزاتو مینویسد :
این دیدار هیئت
پارلمانی ایتالیا در تهران برای گسترش
روابط دوجانبه است و میتواند گام بلندی
باشد برای روابط سیاسی و اقتصادی دو کشور
هیئت
ما دربر گیرنده اعضایی از مجلس نمایندگان
و سنای ایتالیا از احزاب اکثریت و اپوزیسیون
می باشد و در جهت ارتقاء مناسبات دوجانبه
فعالیت میکند
با
همه محدودیت و مشکلاتی که در این کشور
وجود دارد دیدار ما میتواند گام بلندی
باشد برای روابط سیاسی چون ایران نقش مهمی
در منطقه دارد یادآوری میکنم منافع
مشترکمان در افغانستان و روابط محکم ایران
با لبنان و سوریه و هم چنین این دیدار
میتواند گام بلندی باشد برای منافع
اقتصادی ما ، اینجا زمینه وسیع و مناسب
برای شرکت های ما وجود دارد ما منتظر
برداشتن تحریمها هستیم که می تواتند
راهگشای روابط اقتصادی فی ما بین باشد
همانطور
که مشاهده میکنید سناتور اتوره
روزاتو رییس گروه دوستی پارلمانی
ایتالیا از منافع مشترک ایتالیا
و ایران در کشورهای افغانستان و لبنان و
سوریه سخن میگوید این سناتور انگار با
انصاف سر و کاری ندارد و دوغ و دوشاب را
از هم تمیز نمیدهد کشور ایتالیا در
افغانستان و لبنان و سوریه به دنبال صلح
و امنیت شهروندان است و بر خلاف ایران که
در افغانستان و لبنان و سوریه به دنبال
بنیادگرایی و تروریسم و حمایت مالی و
تسلیحاتی تروریست های طالبان و حزب اله
و نظامیان بشار اسد است و رژیم ایران با
حضور نظامی در سوریه به قیمت جان دهها
هزار سوری بشار اسد را در مسند قدرت
نگهداشته است جناب سناتور روزتو هیچ وقت
در کلام خود این مسائل را منعکس نمیکند
در مباحث روانشناسی شاید بکرات با این
مثال برخورده باشید که ادراک یک تاجر و
یک شاعر و یک نقاش در برابر جنگل با هم
تفاوت دارد تاجر وقتی به جنگل می نگرد به
منافعی فکر میکند که از فروش چوبهای آن
عایدش میشود اما شاعر به زیبائی های
جنگل و نقاش به هماهنگی رنگ درختان و تناسب
آنها برای ترکیب بر بوم نقاشی میاندیشد
حالا نگاه سناتور اتوره روزتو ریئس گروه
دوستی پارلمانی ایتالیا در تهران دقیقاً
همان نگاه تاجر به جنگل است
دیدار
بعدی جناب سناتور ایتالیایی با علی اکبر
ولایتی بود ماشالا اینقدر سمن هست که
یاسمن توش گم میشود !! ولایتی
مشاور خامنه ای و عضو مجمع تشخیص مصلحت
نظام و وزیر اسبق امور خارجه ایران را
بهتر از من و شما قضات آرژانتینی و اینترپل
میشناسند سناتور روزتو دست دوستی به
طرف کسی دراز کرده است که در سال 1994
یکی از سازماندهنده گان انفجار مرکز یهودیان آمیا در بوئینس
آیرس بود که باعث قتل 85 بیگناه
شد و در سال 2006 توسط
قاضی آلبرتو نیزمن کیفر خواست شد ولی به
دلایل سیاسی از شهادت او در کنگره آمریکا
ممانعت به عمل آمد و علی اکبر ولایتی با
همین حسن روحانی آن موقع در مرکز تحقیقات
استراتژیک تشخیص مصلحت نظام به حزب الله
چراغ سبز دادند تا این مرکز یهودیان را
منفجر کنند. مارتین
لوترکینگ میگفت من از شرارت ستمکاران
نمیترسم ، از سکوت درستکاران میترسم
چهارشنبه، اردیبهشت ۱۰، ۱۳۹۳
سهشنبه، اردیبهشت ۰۲، ۱۳۹۳
جمعه، فروردین ۲۹، ۱۳۹۳
آدییوس گابو
گابریل گارسیا مارکز، به سفری بی بازگشت رفت
به قلم رفیق جعفر پویه منبع: صفحه ی فیس بوک
بدرود گابو
جایت خالی خواهد بود. زیرا همین روزها برای کشف یخ خواهیم رفت. سرهنگ به تازگی نامه ای دریافت کرده است. رمدیوس خوشگله پرواز را تمام کرده و رختها را از روی بند برداشته است. در ماکاندو کسانی بجای موز خیار می فروشند. دیگر وبائی در کار نخواهد بود تا رمانها بوی عشق آن سالها را بگیرند. برای پدر سالارها همیشه بهار است، زیرا پائیزی را به سلف خرها فروخته اند. گابو، ما بی تو چه خواهیم کرد، نمی دانم. فقط این را بگویم که خوانندگان رمان و داستانهای زیبا بسیار غمگین خواهند بود. همانطور ما در غم نبودن ات مانده ایم. بدرود رفیق عزیز، اوقات با تو بودن در لابلای خطوط رمانهایت برای همیشه با ما خواهد بود.
به قلم رفیق جعفر پویه منبع: صفحه ی فیس بوک
بدرود گابو
جایت خالی خواهد بود. زیرا همین روزها برای کشف یخ خواهیم رفت. سرهنگ به تازگی نامه ای دریافت کرده است. رمدیوس خوشگله پرواز را تمام کرده و رختها را از روی بند برداشته است. در ماکاندو کسانی بجای موز خیار می فروشند. دیگر وبائی در کار نخواهد بود تا رمانها بوی عشق آن سالها را بگیرند. برای پدر سالارها همیشه بهار است، زیرا پائیزی را به سلف خرها فروخته اند. گابو، ما بی تو چه خواهیم کرد، نمی دانم. فقط این را بگویم که خوانندگان رمان و داستانهای زیبا بسیار غمگین خواهند بود. همانطور ما در غم نبودن ات مانده ایم. بدرود رفیق عزیز، اوقات با تو بودن در لابلای خطوط رمانهایت برای همیشه با ما خواهد بود.
یکشنبه، فروردین ۱۷، ۱۳۹۳
سفیر گروگانگیر، دیپلمات تروریست، کاردار قاچاقچی، وزیر خارجه دروغگو !
حالا وزارت امور خارجه آمریکا از معرفی حمید ابوطالبی به عنوان سفیر جدید در سازمان ملل متحد ابراز نگرانی کرده و برخی از سناتورهای آمریکا نیز خواستار جلوگیری از ورود وی به خاک آمریکا شدند. گفتهاند آیا فرد سیاسی میتواند گروگانگیر باشد ؟! بله در نظام جمهوری اسلامی ایران بله میشود !البته جای خرسندی است که تروریست و گروگانگیر دیروزی در اخذ روادید برای ورود به آمریکا دچار مشگل شده است امًا این چیزی نیست که امروز کشف الاسرار شده باشد
همان دوره سردار سازنده تروریست یعنی هاشمی رفسنجانی حمید ابوطالبی سفیر رژیم در ایتالیا و حسین موسویان سفیر ایران در آلمان بود و حدود 140 ترور در خارج از کشور سازماندهی و عملیاتی شد و سفارتخانه در وقوع این ترورها نقش کلیدی داشتند و الان این دیپلمات های قدیمی نقش واسطه و جوشکار برای سازش غرب با جمهوری اسلامی نقش آفرینی میکنند و وزیر امور خارجه هاشمی رفسنجانی یعنی علی اکبر ولایتی تحت تعقیب پلیس اینترپل قرار دارد
دو ویدئو که سند تاریخی است از همان دوره سردارسازنده تروریست در وبلاگ قرار دادم تا نسل آینده ها بداند و ببیند پشتیباننان حکومت ولایت فقیه چه کشورهایی بودند و ایرانیان باشرف و آزاده با تروریست های دیپلمات چگونه دست به یقه می شدند!
در این ویدئو ها که مشاهده میکنید دولت ایتالیا از علی اکبر ولایتی برای اهداء جایزه بخاطر پژوهش در بیماریهای عفونی اطفال دعوت بعمل آورده بود تا مدال افتخار به گردن او بیاویزد و مقدمه سفر نخست وزیر وقت ایتالیا به ایران را تدارک دیده بود. حالا معلوم نیست یک کاره تو اروپا چه کسی متوجه این کشف کشاف شده بود !!
و بگذریم از اینکه دولت های اروپایی چگونه چشم حیا را می بندند و با اهداء جوایز دروغین از زرادخانه تمام نشدنی خود گندزار را گلستان نشان میدهند
اما علی آقا اکبر خان ولایتی در آن جلسه حضور نیافت و سخنگوی خود حمید رضا آصفی که فساد مالی اش بعدها فاش شد و حمید ابوطالبی را برای دریافت جوایز اهدایی دولت ایتالیا به شهر ریمینی فرستاد. . هنوز داغ قتل عام 67 بر جبین جامعه ایران خودنمایی میکرد و حکومت به کسی اجازه نتق کشیدن نمی داد و نظام نا مشروع برای حفظ منافع خویش از هیچ جنایت و خیانت روگردان نبود و کمپانی های نفتی و صاحبان صنایع مثل کمپانی انی، ادیسون، با قراردادهای سود آور و پر منفعت تعزیه گردان این صحنههای سیاسی بودند
همان دوره بسیاری از هواداران مجاهدین و مبارین در اروپا با نامه نگاری به نهادهای حقوق بشری و وزارتخانه های اروپایی ورود دیپلیمات تروریست های رژیم را به دولتمردان اروپایی هشدار میدادند . ولی بر سنگ خاره قطره باران اثر نمی کرد!
عدم وجدان غرب دلیل عدم وجود قلب در سینه ایرانیان آزاده نمیشد ، آدمهایی که شرفشان تنها سرمایه شان بود ! و چنین شد که آن روز میز زد و بند با ایتالیا چپه شد و ایرانیان در مقابل چشمان حیرت زده کیسینجر مشاور کاخ سفید چهره خون آشام دیپلمات های ایران را با
رنگ .سرخ نشان دادند .
جلسه بهم خورد و چهرههای مضحک و رنگی دیپلمات تروریست های آخوندها سورژه عکاس ها و خبرنگاران شد حمید رضا آصفی را به بیرون از سالن بردن ولی ابوطالبی به صندلی راحت یله داد و نشستن و سورژه عکاسان را به در رفتن از صحنه ترجیح داد . البته خندیدن و خنداندن هدف نبود وسیله و مقدمهای بود تا طبع بینندگان پخش مستقیم تلویزیونی را برای قبول تلخ ترین و خشن ترین واقعیات جامعه ایران آماده کند گاهی حتی خنده هم در میان نیست هر چه هست ضجه و زهرخندست
دیپلمات تروریست ها سریعاً به رم بازگشتند و دولت ایران سفیر ایتالیا (لورکا فورناری) در تهران فراخواند و در رم فرانکو فرتی از طرف وزارت امورخارجه ایتالیا با پوزش نامه و عذرخواهی به دیدار سفیر شاخ شکسته رفت ولی ابوطالبی حاضر به دیدار و پذیرش پوزش نشد و اعلام کرد که ما دیپلیمات های ایرانی در ایتالیا امنیت نداریم و فقط در صورتی پوزش و عذر خواهی را می پذیریم که هواداران مجاهدین را نه تنها از ایتالیا بلکه از خاک اروپا بیرون کنید! سفارتخانه های رم و میلان دفاتر اخذر ویزا را بست و سفر نخست وزیر ایتالیا به ایران لغو شد معاون وزیر امور خارجه ایران علی محمد بشارتی مصاحبه کرد و گفت چرا اروپا به مجاهدبن پناهندگی سیاسی میدهد و همچنین دست پنهان آمریکا در این قضیه آشکار است آمریکا نمیخواهد ما با اروپا رابطه خوبی داشته باشیم
خلاصه سرتان را درد نیاورم اگر همهکس اسرار نهان خود را فاش و حرفه حقیقی و هویت خود را اعلام میکرد ، ما سرگیجه میگرفتیم ، کارتهای ویزیت را مجسم کنید ، سفیر گروگانگیر، دیپلمات تروریست، کاردار قاچاقچی، وزیر خارجه دروغگو و...
سهشنبه، فروردین ۱۲، ۱۳۹۳
پنجشنبه، اسفند ۲۹، ۱۳۹۲
یکشنبه، اسفند ۲۵، ۱۳۹۲
پنجشنبه، اسفند ۰۱، ۱۳۹۲
یکشنبه، بهمن ۰۶، ۱۳۹۲
پنجشنبه، بهمن ۰۳، ۱۳۹۲
در حاشیه سفر وزیر امور خارجه ایتالیا به ایران
در
جریان سفر اخیر خانم «اما
بونینو»
وزیر
امور خارجه ایتالیا به تهران حاشیهای
رخ داد که
در سایتهای الف و جهان نیوز انعکاس پیدا
کرد موضوع از این قرار است که وزیر امور
خارجه ایتالیا در سفر اخیرش به تهران
اصرار داشت تا بدون حجاب وارد کشور شود
که این موضوع با واکنش سردمداران حکومتی
مواجه شد.
هنگام
نشستن هواپیمای حامل وزیر امور خارجه
ایتالیا، وقتی مدیر تشریفات وزارت امور
خارجه با سه روسری رنگین برای استقبال از
وی وارد هواپیما میشود، او قبول نمیکند
و میگوید که فقط بدون حجاب حاضر است وارد
ایران شود.
وقتی گفته میشود که طبق پروتکل و ضوابط دولت ایران باید عمل شود و بانوان دیپلمات سایر کشورها موظفند با حجاب روسری و پوشیدگی متعارف وارد ایران شوند ، وی پاسخ می دهد که چطور مقامات ایرانی در غرب با ما بدون حجاب مذاکره و گفتگو میکنند؟! من حاضر نیستم تن به این ضوابط بدهم.
اصرارها راه به جایی نمیبرد و بالاخره مدیرکل تشریفات با محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه تلفنی تماس میگیرد و کسب تکلیف میکند و خواستار مکالمه وی با وزیر امور خارجه ایتالیا میشود.
ظریف
ضمن اینکه حاضر به مکالمه تلفنی نشده است
میگوید:
بگویید
اگر نخواهید حجاب داشته باشید، نمیتوانیم
در تهران از شما پذیرایی کنیم و همه قرارهای
شما لغو میشود.
«اما
بونینو»
با
ناراحتی در داخل هواپیما ابتدا با ایتالیا
تماس تلفنی برقرار میکند و بعد با عصبانیت
و پس از کشیدن چند سیگار، با اکراه
روسری را به سر کرده و از پلکان هواپیما
پایین میآید
خانم
بونینو متأسفانه با همه
کر و فر حقوق بشری نهایتاً
به شغال باج می دهد!
ولی
بد نیست بدانید وقتی در سال1979
حکومت
ایران حجاب را اجباری کرد خانم بونینو
جزء کسانی بود که در رم مقابل سفارت ایران
بر علیه حجاب اجباری زنان ایرانی دست به
تحصن و تجمع اعتراضی زده بود (عکس
بالا)
! اما
او هم به خاطر دیپلماسی و برق سکه آخوندها ایمان و آرمان را کنار گذاشت.
متأسفانه
در دنیای غرب امروزی ندای وجدان در برابر
طنین سیم و سکه فرو میماند و محاسبات
سودجویانه مادی است که تکلیف روابط دولت
ها و مقامات سیاسی را تعیین میکند
این
نغمه مماشات و رابطه با ایران از طرف
ایتالیا زمانی سازمیشود که حقوق بشر
عملاً مورد انکار و بیحرمتی قرار گرفته
است آمار اعدامها در دولت روحانی، چیزی
نیست که بشود بضرب سفسطه و مغلطه زیر گلیم
مخفی و مستور بماند!!
معلوم
میشود که کل این دعواهای غرب با ایران
هم بر سر لحاف ملا است و شکایت از این نیست
که چرا حقوق بشر را رعایت نمیکنید و
منابع و منافع مردم ایران را در لبنان و
سوریه و عراق حیف و میل میکنید!
شکایت
از این است که «
حیف
»
که
«
میل»
میکنید
و به ما نمیدهید و چرا ما نبریم و آنها
ببرند!
و
نتیجه این بده و بستان ها آن بشود که نهاد
های بینالمللی و روزنامههای غرب بیش
از حد لازم صبور و ساکت بشوند و حکومت
ایران هم با اعتماد و اطمینان قطعی به
اینکه از هیچ سری صدایی بلند نمیشود و
هیچ نهادی نیست که فصیحت اعمالشان را
برملا کند به سرکوب و اعدام و داد و دهش و
ریخت و پاش بپردازند و چنان شود که قبح از قباحت بگذرد.
جمعه، دی ۲۷، ۱۳۹۲
آلزایمر
اظهارات دلقک نبوی در مورد جنایت 67
دهه شصت هم که دیگه سی سال ازش گذشته اصلاً کسی یادش نیست! یارو میگه که آقا سال 67 رو به یاد بیارید ، خوب سال 68 که آقای خمینی مرحوم شد کسی یادش نیست شما اصلاً یاد کسی نیار اون سالها رو ! ولش کن! تموم شد ! به نظر من اصلاً این داستان رو نباید بش توجه کرد!"
پنجشنبه، دی ۲۶، ۱۳۹۲
بازار گرمی و معرکه گیری ابراهیم نبوی
این ابراهیم نبوی شش ماهه که می خواهد ایران برود !! آخه گوشکوب ایران رفتن که این همه تبلیغات نداره آن هم با چرب ترین تملقات!! تو که جز حجب و حیا دریدن هنری نداری چرا می خواهی ایران رفتن را به یک طرح و پروژه سیاسی تبدیل کنی و کمپین راه بیاندازی؟! هی نشستی سر بی صاحب را می تراشی!! هیچ مذاجی به این پروژه بازگشت به ایران دل نمی بندد مگر این که دچار سوء هاضمه سیاسی باشد، تو که نمی توانی خوب را تحسین کنی لااقل بد را تائید نکن و آن چنان را آن چنان تر نساز!! و به خلق روزگار درس دروغگویی و تزویر و تقلب و دورویی نده ! برو ایران که برایت قدح آبدوغ خیار و مغز پسته آماده کردند!
دوشنبه، دی ۱۶، ۱۳۹۲
جمعه، دی ۰۶، ۱۳۹۲
سهشنبه، آذر ۱۹، ۱۳۹۲
یکشنبه، آذر ۰۳، ۱۳۹۲
سهشنبه، آبان ۲۸، ۱۳۹۲
سهشنبه، آبان ۰۷، ۱۳۹۲
پنجشنبه، مهر ۲۵، ۱۳۹۲
نکته های نه چندان ظریف
دیشب تو توئیتر کارچاق کن های خارج نشین آخوندها این عکس محمد جواد ظریف را در کنار عکس دکتر محمد مصدق قرار داده بودند و او را به دکتر مصدق تشبیه می کردند البته بر هر عارف و عامی پوشیده نیست که دستگاه اندازی گیری و سنجش و قیاس اینها مدتهاست که زنگ زده ولی به پشت گرمی دکان دونبشی که گشوده اند غالباً بادسنجشان خوب کار میکند و برای کسب وجاهت در دنیای مجازی معرکه گیری میکنند و در دنیای حقیقی هم کارچاق کن روابط حکومت آخوندی با جامعه جهانی هستند و این روزها هم دل میدهند و هم قلوه میگیرند
باید به این قلم بمزدان و مشاطه گران حکومتی یاد آوری کرد که آن رهبر بزرگ مردم ایران هفتاد سال سابقه شرافت و تقوا و وطن پرستی و مبارزه با قلدوران و زورگویان داخلی و خارجی داشت کدام عملکرد این جانیان به مصدق می خورد؟ دکتر محمد مصدق سمت نخست وزیری و نمایندگی مجلس را بعنوان پست و مقام و کسب ثروت انتخاب نکرده بود بلکه برای اصل مشروطیت و برای آزادی و برابری و حق حاکمیت مردم انتخاب کرده بود ولی آقای ظریف چی ؟ او از فیض وجود جمهوری اسلامی و برای اصل ولایت فقیه و حاکمیت اختناق و همانطور که خود در مجلس گفت در تمام مراحل کاریش نظرات مقام معظم رهبری را عملیاتی کرده است.! کدام کاری در راستای تحقق حقوق مردم ستمدیده ما انجام داده است ؟
بر خاطر و عاطر پوشیده نیست که دکتر محمد مصدق دست استعمار را از سرمایه ها و منابع ملی کوتاه کرد و الگوی جنبش های استقلال طلبانه شد. ولی آقای ظریف و حکومت آخوندا نه تنها نفت و گاز و منابع ملی ایران را به تاراج بردند بلکه خرج تروریسم و حزب الله لبنان و حمس و کشتار مردم سوریه و عراق و جنایتکارانی مثل بشار اسد و نوری مالکی کردند و مردم ستمدیده ایران را تا توانستند فقیر کردند تا اورانیوم را غنی کنند !!
دکتر محمد مصدق با تمام وجود به ارکان دموکراسی پایبند بود. اگر چه بعضی از مطبوعات جیره خوار آن زمان دست از فحاشی و اهانت و تهدید بر نداشتند ولی آن شیر بزرگ شرق از اصول آزادی بیان کوتاه نیامد و تا آخر دوره 28 ماهه حکومت ملی او هیچگاه روزنامه ای را حتی به علت توهین هم نبست. در روز 12 اردیبهشت ماه 1330 دکتر مصدق در پیامی به رئیس شهربانی نوشت که در جراید ایران آنچه به شحص اینجانب منتشر می شود هر چه نوشته و هر که نوشته باشد به هیچ وجه نباید مورد اعتراض قرار گیرد .نشریات حزب توده مردم –بسوی آینده- نیستان وحجار- نشریات وابسته به دربار مانند جانسپاران میهن –نشریات فدائیان اسلام مانند نبرد ملت که صفحاتش پر از توهین و اهانت بود منتشر می شد و آن پیر احمد آباد اعتقاد و باور عمیق به اصل آزادی بیان داشت کدام رسانه در ایران میتواند صدای حق طلبانه مردم و آزادیخواهان و مخالفین را انعکاس دهد؟
موسوی و کروبی را نمیتوانند تحمل کنند چه برسد به مخالفین واقعی ! اینها حتی ماهواره و فیس بوک و توئیتر را هم برای مردم حرام کردند ! البته برای خود و مقاصدشان همیشه حلال میدانند ! دکتر مصدق احزاب را مدارس دموکراسی می دانست .باید از آقای ظریف پرسید کدام حزب و گروه سیاسی میتوانند در ایران فعالیت رسمی داشته باشند دکتر محمد مصدق برای استقلال و برابری و عدالت و آزادی و حقوق بشر تا پای جان رفت و روانه زندان و تبعید شد. کدام برابری در حاکمیت ولی امر مسلمین می شناسید؟ برابری حقوق زنان ؟ برابری حقوق اقلیتها یا برابری چپاول آقازاده ها ؟
کدام آزادی را در حاکمیت آخوندا میشناسید؟ آزادی بیان . آزادی احزاب و گروههای سیاسی.، آزادی پوشش ، آزادی انتخابات؟! حقوق بشر که مبنای دموکراسی است همیشه از جانب این آقایان نقص شده چندین بار سازمان ملل قطعنامه در باره نقض فاحش و مستمر حقوق بشر در ایران صادر کرده حسابش از دستم در رفته! و بالاخره صلاحیت دکتر مصدق را مردم ایران تائید کردند و صلاحیت آقای ظریف را آخوند روحانی و مقام مزخرف رهبری شرم کنید و بیهوده از نام و چهره دکتر محمد مصدق شما نوادگان آیت الله کاشانی استفاده نکنید
سهشنبه، مهر ۲۳، ۱۳۹۲
سانسور اثری از اریک جیل در مقر سازمان ملل متحد در ژنو، برای ادامهٔ سیاست زد و بند با آخوندهای ایران!
واقعا این کار سازمان ملل و اتحادیه اروپا هم غم انگیز است و هم خنده انگیز! برای اینکه آب و گاوشان صدمه و لطمه نبیند همیشه ناظر ساکت و صامت حوادث می شوند! اینها دیگه هر خطی را زیر پا می گذارند و با هر عوامفریبی سازش می کنند و آزادی و حریت را به مسلخ می کشانند و با این حال ادعای آزادیخواهی دارند و دعوی آزادیخواهی و حریت طلبی اینها درست مثل وضوی بی بی تمیز خالدار است که با هیچ جنابتی نمی شکست!
پنجشنبه، مهر ۱۱، ۱۳۹۲
سهشنبه، مهر ۰۹، ۱۳۹۲
سهشنبه، مهر ۰۲، ۱۳۹۲
دوشنبه، مهر ۰۱، ۱۳۹۲
جمعه، شهریور ۲۹، ۱۳۹۲
شنبه، شهریور ۱۶، ۱۳۹۲
دوشنبه، شهریور ۱۱، ۱۳۹۲
دوشنبه، شهریور ۰۴، ۱۳۹۲
دوشنبه، مرداد ۱۴، ۱۳۹۲
وزیر دادگستری دولت تدبیر و امید!
آخوند مصطفی پورمحمدی که
عمری است لباس میرغضب به تن دارد و عضو هیات مرگ بود و هزاران زندانی سیاسی به امضای
او در مرداد و شهریور 67 اعدام شدند بعنوان وزیر دادگستری ازطرف دولت تدبیر و امید! معرفی
شده است، آن هم در بیست و پنجمین سالگرد کشتار زندانیان سیاسی ! سر و صدای مطبوعات
هم از امید به دولت، حیله ای برای خر رنگ کنی و اغوا و اغفال افکار عمومی است و با انصاف سر
و کاری نیست! درایران اتفاقاتی می افتد که
نظایرش را درهیچیک از آثار طنز آمیز چخوف و گوگول و عزیز نسین نمی توانید پیدا
کنید ! بیهوده گفته اند که ما در زمینه طنز و هزل فقیر هستیم . اگرهمین طورکه حوادث
روزمره و تصمیمات مسئولین امر کشور در چاره سازی و مشکلات را بی هیچ دستکاری و جرح
و تعدیل بروی کاغذ بیاورید گنجینه عظیمی از طنزو هزل
بدست آیندگان خواهید سپرد! وقتی نو دولتان این
حکومت آخوند پورمحمدی را بعنوان وزیردادگستری به رخ خلق الله می کشند یعنی هیچ چیزی
عوض نشده و در برهمان پاشنه سابق می چرخد
شنبه، مرداد ۱۲، ۱۳۹۲
وقتی متولی احترام امامزاده را نگه نمی دارد !
آقای آرش سیگارچی روزنامه نگار ایرانی مقیم آمریکا در وبلاگ
خود مقاله ای را منتشر کردند که در تیترآن آمده است : قسم «مجاهدین خلق» را باور کنیم یا دم خروس شان را؟ و درعنوان آن
نوشته است که مجاهدین مدتهاست سعی دارند فعالیت خود را معقول جلوه بدهند ، اما گاهی
عملکرد این گروه خیلی متناقض می شود و اشاره می کند به گزارش جدید نماینده ویژه
سازمان ملل در عراق یعنی مارتین کوبلر که ادعا کرده است که مجاهدین حقوق اعضایش را
درعراق نقض می کند و حالا آرش خان سیگارچی می گوید بیش از این برخی از رها شدگان از
اشرف بر نقض حقوق بشر از سوی مجاهدین تاکید داشتند ولی همواره مسئولین مجاهدین این
معترضین را به جمهوری اسلامی وصل می کردند. اما حالا که نماینده ویژه سازمان ملل
این ادعا را کرده نمی شود به سادگی از آن گذشت
آقای سیگارچی در ادامه مقاله
خود می نویسد وقتی آقای احمد شهید گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد ماموریت اش تائید
می شود در سایت مجاهدین انعکاس می یابد و یا وقتی که کمیسر عالی پناهندگان ملل حمله
به لیبرتی را در بیانیه ای محکوم می کند مجاهدین در سایتشان انعکاس می دهند. امٌا
گزارش مارتین کوبلر نماینده ویژه سازمان ملل در عراق را خیانتکارانه و او را عامل
رژیم می دانند و این طرز برخورد و معیار دوگانه را این خبرنگار مقیم آمریکا نمی
پسندد
جناب آقای سیگارچی دو عرض مختصر
به حاشیه این نوشته شما دارم ببین عزیزم در این دوره زمانه اگر حواست جمع نباشد خر
را با خور و مرده را با گور می خورند ، این را من نمی گویم بلکه سوابق و لواحق نشان
می دهد چطور می شود از آب گل آلود ماهی های چاق و چله گرفت شاید سن شما قد ندهد ولی
بگذاراز بازی های نغزروزگارازهمین گزارشگران ویژه ملل متحد برایت بنویسم در بهمن
1368 یعنی یک سال و اندی بعد از قتل عام زندانیان سیاسی درسال 67 نماینده ویژه
سازمان ملل متحد آقای رینالدو گالیندوپل برای بررسی وضعیت حقوق بشر وارد ایران شد و
بعد هم نتیجه گزارش خود را تسلیم کمسیون حقوق بشر و مجمع عمومی ملل متحد
کرد
در این گزارش گالیندوپل مدعی
شده بود که در پنج ماه اخیر در ایران هیچ اعدام علنی صورت نگرفته است در حالی که
خود رسانه های رژیم خبر از اعدام صدها تن در همان فاصله پنج ماه می دادند حتی خود
کارگزارن رژیم خودشان بارها نه فقط به نقض حقوق بشر اعتراف می کردند بلکه آن را
متکی به قوانین و مقرارت رسمی خودشان تبلیغ کرده می گفتند مجازات هایی که معمولاً
تحت عنوان تعزیر و بر اساس حکم دادگاه صورت می گیرد تماماً بر مبنای احکام و
مقرارات مهم موجود در سیستم قضایی اسلامی است
و وقتی مادران داغدیده برای
دادخواهی خون عزیزانشان به مقر ملل متحد و برای دیدن گالیندوپل می روند او در
گزارشش معترف می شود که شاهد گروه کثیری
از زنان در برابر مقر ملل متحد در تهران بوده که البته به زعم او بر علیه تروریسم
تظاهرات می کردند ادعای گزارشگر ویژه در مورد مضمون تظاهرات را می توان نتیجه شیر
پاک خوردگی و شرافت مترجم هیات هم دانست در پی این گزارش سران رژیم تبریکات نثار هم
می کردند و نقل نبات در دهان هم می گذاشتند ولی از شما چه پنهان این گزارش قانعمان
نکرد که هیچ حالمان را هم بهم زد این گزارش هر انسان شرافتمندی را به خشم می
آورد و دچار حیرت و ناباوری غیر قابل وصف می کرد
امٌا از آنجا که ظاهراً
گالیندوپل یک دروغ پرداز حرفه ای و هرجایی نبود بلکه حقوق دانی بود که برای خود
اعتباری بعنوان گزارشگر ملل متحد داشت سئوال این بود که چرا این آقای به ظاهر محترم
به گزارشگری دروغ پرداز و این چنین ناشی تبدیل شده بود ؟ و هدف از این دروغ پردازی
ها چی بود ؟ همه ویژگی های گالیندوپل و نیز تشکیلاتی که او از طرف آن برای بررسی
وضعیت حقوق بشر به ایران فرستاده شده بود وجود یک معامله کثیف را به عنوان تنها
دلیل منطقی این دروغ پردازی تائید می کرد. معامله به روی خون زندانیان اعدام شده و
رنج و شکنجه و اسارت یک ملت بود! یعنی در واقع خود متولی احترام امامزاده را نگه
نداشته بود! دکاندار حقوق بشری که حتی خود را از سیاست هم بدور می دانست و فقط
برای حقوق بشر دل می سوزاند بر سر سفر امثال لاجوردی جلاد نشسته بود و نانش را در
خونابه شکنجه شدگان اوین گوهر دشت تلیت می کرد
بله آرش خان پخت و پزها و بند و
بست های درون پرده و مواضعات و معاملاتی که زورمندان در خفا بر سر منایع و مصالح
ملت ها انجام می دهند چیز تازه ای نیست! البته در آستانه سفر هیات سازمان ملل همان
موقع همین بچه های مجاهدین و مبارزین کتاب های حاوی اطلاعات مربوط به انبوه به ناحق
اعدام شدگان، انبوه شکنجه شدگان، نشانی های بسیاری از شهدا، اسیران، مفقولان مقاومت
در ایران، به اضافه نام و نشانی و کروکی صدها زندان علنی و مخفی رژیم در تهران و
شهرستانهای ایران، محل و علائم گورهای دستجمعی شهدای مقاومت، شمارش انواع شکنجه، از
جمله شکنجه های اختراع شده توسط رژیم و لیست دقیقی از شکنجه گران رژیم، و مجموعه
بزرگی از گزارش های شکنجه شدگان از بند رسته و وابستگانشان و اشخاص دارای اطلاعات
خطاب به گزارشگر ویژه مکتبوب شده بود و طی ملاقات توضیحی تماماً در اختیار گزارشگر
ویژه گذاشته شده بود! اما انگار در خدعه و نیرنگ او نادره زمان و مادر شیطان شده
بود! بله این بازی های شیطان صفتانه که بر ضد یک مقاومت ساز می شود برای ما تازگی
ندارد
البته این آبروریزی برای سازمان
ملل عواقبی بدی داشت و بعداً زیر فشارافکار عمومی و افشاگری های گسترده، گالیندوپل
مجبور شد دوباره دیگر به ایران برود و گزارشات بعدی آن رنگ و بوی دیگری گرفت و در
نهایت در گزارشات بعدی گالیندوپل رژیم ایران را به نقض فاحش حقوق بشر متهم کرد. ولی
آنچه که می خواهم بگویم این است که اگر گزارشی از هر مقام و منصبی باشد اگر شعاعی
از حقیقت و واقعیت در آن منعکس نشود آن چه در این رهگذر رشته اند چله خواهد شد.
حالا درِ بی صاحب مارتین کوبلرنماینده
ملل متحد درعراق هم به روی همین پاشنه می چرخد و جناب گزارشگر ملل متحد سبیل نوری
مالکی را چرب و خر مراد خامنه ای را نعل می کند . بله بردار اگر حواست جمع نباشد
این ها خر را با خور و مرده را با گور می خورند
بگذریم از این که دکتر طاهر
بومدرا رئیس دفتر حقوق بشر سازمان ملل در عراق با مارتین کوبلر سر معامله او با
ایران با هم سرشاخ شدن و این انسان شریف از پست و مقام و منصب خود استعفاء داد و
نوشت و گفت گزارشات کوبلر دستکاری شده و سازمان ملل اگر می خواهد صداقت و اعتبارش
را احیاء کند باید کمیسیون تحقیق تشکیل دهد و کوبلر را بر کنار و بخاطر جنایت
او را محاکمه کند . امٌا واقعیت این است که کوبلر خودش مجاهدین را به اجبار وارد لیبرتی
کرده و در تیر رس رژیم قرار داده و اصلاً نگران کشته و مجروح شدن حمله های موشکی
رژیم به آنها نیست ولی دل نگران نقض حقوق بشر از طرف مسئولین مجاهدین در داخل کمپ
است! اجازه ورود به وکلا و حقوقدان ها و خبرنگاران بین المللی به کمپ لیبرتی نمی
دهد ولی نگران فزاینده برخوردهای توهین آمیز مسئولین مجاهدین در داخل کمپ است!
والبته هیچ قپحی برای عمل خویش نمی شناسد و بجز حجب و حیا دریدن هنری ندارد
سر صحبت را درز می گیرم حالا که بحث کوبلر شد یاد هموطن او گوبلز افتادم مثل گوبلز و دو تا شپش را میدانید؟ دو تا
شپش شرط می بندند که کدامیک زودتر از یک گوشه لب گوبلز به گوشه دیگر می رسند می
دانید کدام برنده شد؟ آنکه دور کله را دور زد این راه نزدیک تر بود یعنی که هر قدر
مغزش کوچک بود دهانش بزرگ بود و پر گویی می کرد
اشتراک در:
پستها (Atom)






















































