Recent Posts

یکشنبه، بهمن ۳۰، ۱۳۸۴

























دوستان گرامی
همه شواهد نشان میدهد که جان زندانیان سیاسی در خطر است. مسئولین زندان گوهر دشت به ولی الله فیض مهدوی گفته بودند که در صورت رفتن پرونده ایران به شورای امنیت تک تک شما را اعدام خواهیم کرد و این تهدید را با اعدام حجت زمانی عملی کردند. اکنون جان زندانیان سیاسی سعید ماسوری- ولی الله فیض مهدوی- غلامحسین کلبی
امیرپروزیان - علیرضا کرمی خیر آبادی، خالد هردانی، منصور و شهرام پورفرهنگ

به طور جدی در خطر است.

اگر تک تک هموطنان ما تنها با یک ارگان حقوق بشر به طور تلفنی یا با ایی میل تماس گرفته و آنها را از این خطر مطلع سازند فشار بین المللی بر دولت ایران شدت خواهد گرفت. از شما خواهش می کنیم با درج بیانیه زیر در سایت خود و گداشتن لوگوی مربوط به آن برای مدتی توجه ایرانیان و جهانیان را به این مسئله مهم جلب کنید. ما آدرسهای برخی مقامات را در انتهای بیانیه درج کرده ایم. از خوانندگان خود دعوت کنید که تنها به امضای تومار اکتفا نکنند بلکه با تلفن و فکس و ایی میل به این مراجع و پخش گسترده تومار تاثیر این حرکت را به حداکثر خود برسانند. شاید که فشار بین المللی در نجات جان این زندانیان موثر باشد.

بیانیه در زیر مندرج است



با سپاس فراوان از همکاری شما عزیزان

جمعی از وبلاگ نویسان ایرانی

--------------------------------------------------------------

به تمام حامیان حقوق بشر

لطفآ برای پایان دادن به اعدام زندانیان سیاسی در ایران کمک کنید.



گزارش‌های مستقل خبری اعدام حجت زمانی، یک زندانی سیاسی در گوهردشت، ایران، را تائید کرده‌اند. یک زندانی سیاسی دیگر به نام مرتضی بزرگیان در زندان به خاطر نبودن امکانات از سرما جان سپرد. اخیرا" یک روزنامه‌نگار به نام الهام افروتن به خاطر نقل قول یک مقاله‌ی انتقاد آمیز در یک روزنامه‌ی محلی محکوم به حبس شد. ترس از مجازات او را به خودکشی واداشته و اکنون در وضعیت وخیمی به سر می‌برد.



بستگان زندانیان سیاسی از تهدید مقامات زندان به اعدام زندانیان سیاسی خبر داده‌اند. به آن‌ها گفته شده در صورت ارجاع پرونده‌ی اتمی ایران به سازمان ملل تک تک زندانیان سیاسی را اعدام خواهند کرد. از زمان انتخاب احمدی‌نژاد به ریاست جمهوری ۱۵۰ اعدام در ایران صورت گرفته‌ است. رژیم جمهوری اسلامی قصد بازگشت به دهه‌ ۸۰ و اعدام‌های گروهی که تنها بعد از کشف اتفاقی گورهای جمعی مشخص شد، را دارد.



ما از تمام حامیان حقوق بشر، فعالین و ارگان‌ها درخواست می‌کنیم تا این مسئله وحشت‌بار را به دولت‌های متبوع خود اطلاع دهند. ما از ارگان‌های بین‌المللی طرف‌دار حقوق بشر درخواست می‌کنیم تا نمایندگانی برای تحقیق در مورد نقض حقوق بشر به ایران اعزام دارند. همچنین با فشار بر دولت ایران خواهان آزادی تمام زندانیان سیاسی، من‌جمله کارگران، دانش‌جویان و وب‌لاگ‌نویسان، شده و تلاش در جلوگیری از اعدام‌های جمعی در حال وقوع کنند. ما از تمام حامیان حقوق بشر می‌خواهیم تا متفقانه این رفتار قساوت‌بار را محکوم کرده و این طومار را به دوستان، خانواده و رسانه‌های بین‌المللی بفرستند.

در صورت عدم اتحاد شاهد اعدام‌های گروهی زندانیان سیاسی بیش‌تری توسط رژیم جمهوری اسلامی خواهیم بود.


جمعی از وبلاگ نویسان ایرانی


برای حمایت از این حرکت لطفا به صفحه زیر بروید

http://home.no/homa/hr/



برای امضای تومار لینک زیر را بزنید:

http://www.petitiononline.com/irjstc/petition.html







لطفا با گذاشتن لوگو در صفحه وب خود و با فرستادن تومار به دوستان و آشنایان خود به گستردگی این حرکت کمک کنید.

لطفا با مراکز حقوق بشر با فکس- تلفن یا ایی میل تماس بگیرید و مراتب نگرانی خود را ابراز کنید.به طور مشخص نام زندانیان سیاسی در خطر اعدام( سعید ماسوری- ولی الله فیض مهدوی- غلامحسین کلبی

امیرپروزیان - علیرضا کرمی خیر آبادی، خالد هردانی، منصور و شهرام پورفرهنگ ) را ذکر کنید. تنها امضا تومار کافی نخواهد بود.



آدرسهای برخی از مراکز به شرح زیر هستند:

صلیب سرخ بین المللی(ژنو)
webmaster.gva@icrc.org
تلفن:++ 41 (22) 734 60 01



شکایت در مورد نقض حقوق بشر به کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد tb-petitions.hchr@unog.ch
+ 41 22 9179022 Fax




کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل متحد
Fax: + 41 22 917 9011
E-mail:ngochr@ohchr.org




کمیسیونر حقوق بشر اتحادیه اروپاMr. Alvaro Gil-Robles
http://uk.f254.mail.yahoo.com/ym/Compose?To=commissioner.humanrights@coe.int


برای شکایت به عفو بین الملل به این آدرس بروید:
http://web.amnesty.org/contacts/contact_us/eng-001?open&referer_link=http://www.amnesty.org/
می توانید متن انگلیسی پتیشن را که در صفحه موجود است یا پیام خود را وارد کنید.


ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

جمعه، بهمن ۲۸، ۱۳۸۴

یاد جاودان فروغ آزادی


بار دیگر دفتر تاریخ میهن گریست . و این بار این دفتر آغشته به خون فرزند دلاور هفت چشمه ایلام شد . و او با خون خود سلام عاشقانه به جویبار خون جاری 120 هزار نام مقدس عشق داد که خود سند درماندگی و عجز دژخیمان است و به دریا پیوست . وسعتی که در درون داشت مثل دریا بود نمی‌توانستی افق وجودش را ببینی . آخوندهای جنایت پیشه در اوج استیضال و انزوا و بعد از ارجاع امید و آرزوهایشان به شورای امنیت سازمان ملل و ضربه‌ای که از مقاومت ایران خورده‌اند عین مار زخمی زهر حیوانی خود را به زندانیان سیاسی بی‌دفاع می‌ریزند و مجاهد خلق حجت زمانی را به دار می‌آویزند . مردم ایلام حجت وبرادرانش فلاح و پهلوان خزعل را بخوبی می‌شناسند و هنوز قله کوههای ایلام رشادتها ، و دلاوری‌های پهلوان خزعل را بخوبی بیاد دارد و هنوزآوای طنین او را به تکرار در سینه می‌خواند او و دو تن از یاران مجاهدش چندین شبانه روز در نبردی جانانه گله گله پاسدارن ظلم و ظلمت و بسیجیان مزدور و اطلاعاتی رژیم به خاک هلاکت می‌اندازند . و برای رهایی خلق از جان می‌گذرند . و در زندانهای آخوندها برای حجت هم عشق به خلق و دلاوری ناشناس نبود . با شنیدن خبر اعدام او خاطره سالهای 67 در من ورق خورد . و آن نامهای مقدس که در خون دفن شدند . و حالا آن نگاه که بوی معصومیت می‌داد و آن ستاره هفت چشمه هم جاودانه شد او هم رفت ولی او را باز می‌یابیم در پرواز پرستوهایی که از فراز گندم زارهای طلایی پر می‌کشند . او را در برق چشمان پولادی کودکان خیابانی باز می‌یابیم او را در طنین شعرهای عاشقان آزادی می‌یابیم و هر جائیکه طوفان متولد می‌شود . در طلوع آفتاب باز می‌یابیم و در غروب آسمان .او را در دانه‌های بلورین برف بهمن که فرو می‌ریزد بر زمین نوعروس میهن باز می‌یابیم . او را در دریای بیکران آنجائیکه ماهیان طلایی زیر چتر رنگین کمان شناورند بازمی‌یابیم .چون وسعتی که در درون داشت مثل دریا بود .

ح مقدم


امیر کیا عزیز وبلاگی به یا د مجاهد خلق حجت زمانی تهیه کرده است و مطالب و مقالات دوستداران مقاومت را جمع ‌آوری کرده است

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

یکشنبه، بهمن ۲۳، ۱۳۸۴

22 بهمن

















در سرقت قیام بهمن

در کوچه یادهای حریم تنهایی‌ام
از عمق جاده‌های زمان
صدای آشنای بهمن ماه می‌پیچد
در میلاد بیست و دوم بهمن ماه
نمی‌دانم چگونه به پایکوبی بنشینم

آنروز آرزوها گره خوردند
تا صدای پای زمستان
به صبح سپید بهار رسد
آنروز آهنگ دلنشین بهار آزادی سرودیم

ولی چه زود میهنم به سرود غم آذین شد
و پرنده آزادی پر گشود و رفت
و نام ترا ای آزادی
از پشت حصار جدایی
به تلاوت نشستیم
وچهره نادیده‌ات را
در آیینه اشگ به رویا سپردیم

آنروز شاه شطرنج کیش شد
و در ماتم تخت و تاج مات ماند
آنروز بهمن را فریاد نوشتیم
و غرور خواندیم

ولی چه زود خیل عاشقان
به جرم عشق حلق آویز شدند
و سروهای سبز ایستاده
در حجم مرگ شعله بستند

ولی در امتداد نام تو ای بهمن
آموختم نغمه بیداری را
و تا به امروز زنده نگه داشتم
شیشه سیه ناامیدی را شکستم

در امتداد نام تو ای بهمن
آزادی را بر تار تار وجودم حک کردم
حال که از تو و غم تو آگاهم
تو را ادامه می‌دهم

آنروز همه رنگهای بهمن زیبا بود
الا دو رنگی شیخ
که هم لباس دوست
و هم لباس دین بر تن داشت

ج مقدم

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

شنبه، بهمن ۲۲، ۱۳۸۴

يک زندانی سياسی درزندان رجائی شهر کرج ازسرما مرد و زندانی ديگر ناپديد شد





منبع: راديو فردا

*اگر پرونده انرژى اتمى ايران به شوراى امنيت برود، تك تك شما را اعدام مى كنيم



نازى شقاقى برادرزاده اسد شقاقى عضو جبهه اتحاد ملى و زندانى زندان رجايى شهر كرج در مصاحبه با راديو فردا از وضعيت زندانيان و مرگ يك زندانى بر اثر سرما در اين زندان خبر مى دهد و مى گويد: چند روز پيش افراد رژيم زندانيان سياسى را تهديد كردند اگر پرونده انرژى اتمى ايران به شوراى امنيت برود، تك تك شما را اعدام مى كنيم. سخنگوى خانواده برخى از زندانيان زندان رجايى شهر صادق نقاشكار نيز در مصاحبه با راديو فردا از ناپديد شدن حجت زمانى خبر مى دهد كه چند روزى است توسط ماموران از بندى كه در آن زندانى بوده خارج شده و اطلاعى از او در دست نيست.

خبرهاى رسيده از زندان گوهردشت كرج حاكى از شرايط بسيار بد زندان و تهديد به مرگ زندانيان سياسى اين زندان و نيز زندانيانى در زندان اوين است. نازى شقاقى دختر 14 ساله برادر اسد شقاقى عضو جبهه اتحاد ملى و زندانى زندان رجايى شهر كرج در مصاحبه با راديو فردا از وضعيت زندانيان و مرگ يك زندانى بر اثر سرما در اين زندان خبر مى دهد.
نازى شقاقى: چند روز پيش افراد رژيم زندانيان سياسى را تهديد كردند كه اگر پرونده انرژى اتمى ايران به شوراى امنيت برود، تك تك شما را اعدام مى كنيم و زندانيان از فعالان حقوق بشر مى خواهند براى بازرسى از حسينيه بند پنج و شش قتلگاه رجايى شهر بازديد كنند. اين زندانيان در وضعيت بدى به سر مى برند و چند روز پيش هم يك زندانى به علت سرما و بيمارى شديد جان خودش را از دست داد. اين زندانى در حسينيه سالن 16 بند شش بوده به نام مرتضى بزرگيان. بند پنج و شش شيشه ندارد و هواى سرد و آلوده اى دارد.

مسعود ملك (راديو فردا): اين اطلاعات را از كجا گرفتيد؟

نازى شقاقى: اين اطلاعات را عموى من داده.

م . م: آخرين بارى كه با عموى خودتان آقاى اسد شقاقى تماس گرفتيد چه زمانى بود؟

نازى شقاقى: روز سه شنبه تماس تلفنى داشتند. در يك ماه فقط دو بار اجازه ملاقات به خانواده ايشان داده مى شود و صبح از ساعت هفت مى روند براى ملاقات، هشت بعد از ظهر به خانه برمى گردند. مدت طولانى معطلشان مى كنند و فقط ده دقيقه مى گذارند ملاقات داشته باشند.

م . م: آخرين بارى كه خودت عمو را ملاقات كردى چه زمانى بود؟

نازى شقاقى: روزى كه ايشان را بردند و تا كنون موفق نشدم او را ببينم و فقط توانستم تماس تلفنى داشته باشم. فقط مادرم و ان هم با برگه دادگسترى مى تواند ملاقات داشته باشد.

م . م: آقاى شقاقى حالشان چطور بود؟

نازى شقاقى: نسبت به روزهاى قبل كمى بهتر بود و مى توانست صحبت كند.

م . م: سخنگوى خانواده برخى از زندانيان زندان رجايى شهر صادق نقاشكار نيز در مصاحبه با راديو فردا از ناپديد شدن حجت زمانى خبر مى دهد كه چند روزى است توسط ماموران از بندى كه در آن زندانى بوده خارج شده و اطلاعى از او در دست نيست.

صادق نقاشكار: چند روز پيش آقاى ولى الله فيض مهدوى مورد تهديد فردى به نام محمد جارويى رئيس بند شش زندان گوهردشت كرج قرار گرفته كه در صورت ارجاع پرونده ما به شوراى امنيت سازمان ملل متحد، تمامى شما اعدام خواهيد شد، روز يكشنبه شاهد اين بوديم كه آقاى حجت زمانى را توسط مامورين حفاظت اطلاعات زندان فراخواندند و تاكنون به بند بازگردانده نشده و اين مساله باعث نگرانى شديد و تشويش و نگرانى خاطر خانواده ايشان و سايرين شده. همچنين تعداد ديگرى از زندانيان سياسى كه محكوم به مرگ هستند كه عبارتند از آقايان سعيد ماسورى و غلامحسين كلبى در زندان اوين و تعدادى ديگر از زندانيان آقايان عليرضا خيرآبادي، خالد هرداني، منصور پورفرهنگ و شهرام پورفرهنگ كه در زندان اوين هستند.

م . م: آيا اين افرادى كه نام برديد به حكم دادگاه محكوم به اعدام شدند؟

صادق نقاشكار: اينها محكوم به مرگ از سوى دادگاه هاى جمهورى اسلامى شده اند و حتى رئيس ديوان عالى كشور اين را تاييد كرده. اين مساله باعث شدت نگرانى و تشويش خاطر تمامى فعالين حقوق بشر گرديده و از تمامى فعالين حقوق بشرى چه در داخل و چه در خارج كشور مى خواهم براى نجات جان اين زندانيان در پى اين تهديد و در پى بردن حجت زمانى به نقطه نامشخص اقدام كنند و پيشگيرى كنند.
گلکوعزیز مقاله‌ای بسیار دردناک و هشدار دهنده در مورد خطر قتل عام زندانیان سیاسی نوشته است
زندانیان سیاسی ایران در خطر قتل عام ...

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

چهارشنبه، بهمن ۱۹، ۱۳۸۴

کاریکاتور روزنامه دانمارکی















کاریکاتور شکل کوچکی از یک هنر بسیار ظریفی است که من علاقه زیادی به آن دارم .می‌تواند مثلاً در یک هزارم ثانیه آدم را بخنداند و در عین حال می‌تواند آبرو و حیثیت سورژه را ببرد با شکلها و مفاهیم مختلف و البته با ابزار بسیار ساده مثل ماژیک و قلم . و مخضوصاً در حکومتهای مستبد و یا اشغالگر کاریکاتوریست‌ها متعهد و مسئول قلم خود را فراخوانی می‌کنند برای حمایت از مردم و بیدار کردن وجدانهای بخواب رفته . یک نمونه آن Naji Al-ALi, کاریکاتوریست فلسطینی که بدست سازمان امنیت اسرائیل به قتل رسید . او از قلم سلاحی ساخته بود که مقامات اسرائیلی را به زانو در آورده بود . در کشور خودمان ایران هم کاریکاتوریست‌های برجسته‌ای بودند که با محدودیتهای زیاد با اشاره و کنایه در قالب طنز کار می‌کردند . و بعد از سرقت انقلاب بیشتر این هنرمندان یا به زندان و یا به خارج از کشور متوای شدند نمونه‌اش هنرمند عزیزمان توفیق عقیلی که افتخار آشنایی با آن را دارم و دیروز سایت ایران لیبرتی مجموعه‌ایی از کارهای آن را که حدود شش صفحه است جمع‌آوری کرده و در دسترس کاربران قرار داده است که این مجموعه را اینجا می‌توانید مشاهده کنید و اما کاریکاتور‌های روزنامه دانمارکی که این چند روزه مقالات و تصاویر صفحات اول روزنامه‌های جهان را به خود اختصاص داده است و باعث درگیری‌های قهرآمیز و در پی آن اعتراضات گسترده‌ای از طرف بعضی از کشور‌ها را به دنبال داشت مرا هم به فکر فرو برد من شخصاً فکر می‌کنم آزادی عقیده و بیان یکی از اساسی‌ترین حقوق انسانها است و مخالف هر گونه سانسور و تهدید هستم ولی این اعتراضات و تظاهرات‌ها از طرف برخی از مسلمانان را اجتناب ناپذیر می‌دانم زیرا بنیادگرایان منتظر همین موقعیتها هستند تا نیروهای تحت ستم را سازماندهی کنند و متاسفانه بنیادگرایی در تمام مذاهب جهان وجود دارد همانجوری که نیروهای دموکرات و آزادیخواه وجود دارد و عملاً یعنی آب به آسیاب دشمن ریختن حالا این کاریکاتورها هم معمولی وبه لحاظ تکنیکی در سطح پائین بودند . من از هیچ دین و آئینی پیروی نمی‌کنم گرچه به خداوند اعتقاد دارم ولی اگر هم معتقد به مسیح و یا محمد و یا بودا .... بودم یک مسئله شخضی می‌شد و به خودم تعلق داشت نه به دولت نه به قانون نه به مطبوعات نه به کاریکاتور طنز نه به حزب نه به علم و....فقط به شخص خودم مربوط می‌شد . این یکی دو روزه مقاله‌های دیدم که نوشته شده بود بله در غرب براحتی می‌توانید پاپ را به مسخره بگیرید و کاری با شما ندارند ولی باید عرض کنم اگرمسئله مربوط به یک روزنامه و رسانه گروهی باشد فرق می‌کند و براحتی به دادگاه می‌کشتد و به این سادگیها هم نیست برایتان نمونه دارم مجله اندیمدیا را بخاطر چاپ عکسهای طنز و مونتاژ شده پاپ بندیک که در لباس نازی ‌ها مونتاژ شده بود
papa Raztingerدولت ایتالیا این مجله را توقیف کرد اگرجه سانسور و محدودیت را تائید نمی‌کنم ولی حمله به باورهای مذهبی و ضدیت کوررا هیچ وقت در خدمت مردم نمی‌دانم وهمینطور واکنش وحشیانه بنیادگرایان و تعضب ورزی آنان هم در خدمت مرتجعین می‌دانم و کسانی هستند که با لشکر کشی و کافر کشی و بردن مردم به جنگهای طولانی مثل جنگهای صلیبی میان مسلمانان و مسیحیان، به حکومتهای ننگین خود ادامه می‌دهند

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

دوشنبه، بهمن ۱۷، ۱۳۸۴

پرونده اتمی و شورای امنیت














سرانجام شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی پرونده هسته‌ای آخوندها را به شورای امنیت سازمان ملل ارجاع کرد . البته اتخاذ این سیاست متحد علیه حکومت جنایت پیشه ایران حاصل تلاش بی‌وقفه و مستمر بسیاری از یاران مقاومت مردم ایران می‌باشد . از خروج اطلاعات هسته‌ای از داخل ایران گرفته تا کنفرانس‌های افشاگرانه مطبوعاتی و از تظاهراتهای متعدد در مقابل پارلمان اروپا ، کاخ سفید ، تا سرمای 18 درجه زیر صفر وین و در برابرمقرآژانس بین‌المللی انرژی اتمی همزمان با اجلاس شورای حکام و کشیدن نمايندگان پارلمانهاي اروپايي و شخصيتهاي سياسي و حقوقي وگرفتن حمایتها و انعکاس آن در مطبوعات جهان و آگاهی جامعه جهانی ازفعالیتها و پروژه مخفی آخوندها ، بالاخره توانستند پرونده را به روی میز شورای امنیت بکشانند .و به وضوح دیدیم که فعالیتهای خارج از کشورآنچنان که برخی تصور می‌کنند بی ثمرو بی نتیجه نیست و در راستای همان مبارزه ضد ارتجایی و در جهت احقاق آرمان‌های دیرینه مردممان گام برمی‌دارد و خواسته‌هایمان هیچ فاصله جغرافیایی ندارد .


همزمان با این اقدام عصر روز شنبه دبیرخانه شورای امنیت آخوندها از مدیران مطبوعات کشور خواسته بود تا با نوشتن مقالات ملی میهنی و حماسی بهر طریق ممکن یکپارچگی مردم را انعکاس دهند و در تحلیلهایشان سه نکته مهم را در نظر بگیرند

از ایجاد هر گونه نگرانی و ترس در میان مردم جلوگیری شود-

عدم القای به بن بست رسیدن و پایان موضوع-

عدم القای شکست دیپلوماسی جمهوری اسلامی-

وسرپیچی از این 3 اصل مغایر با مصالح نظام اعلام ،و تهدید به توقیف کرده بودند . ولی بسرعت خبر در داخل پیچید و سقوط بازار بورس ایران نمودار این واقعیت بود . و رژیم مرتباً در رسانه‌ها و رادیو تلویزیون به ادعاهای صلح آمیز هسته‌ای و اینکه این فعالیتها حق کشور ایران است شروع به کشیدن جیغ‌های بنفش شد .
حالا معلوم نیست رفتار صلح آمیزشان در عراق را باور کنیم و یا پروژه فتح قدس از طریق کربلا توسط امام شیادشان را و یا رفتار صلح آمیزشان با زندانیان در سالهای 60 و 67 و صبر و شکیبایی‌شان را در مقابل اقلیتهای مذهبی و قوانین و موازین دموکراتیک‌شان برای سنگساری زنان ، یا پاک کردن مسالمت‌آمیز اسرائیل از نقشه جغرافیا ،اصلا ً دادن یک بسته کبریت بی‌خطرهم دردست احمدی نژاد خطر‌ناک است چه رسد به بمب اتمی .این دلقک و میمون که از شروع کار خود فقط جای دوست و دشمن را به ولی فقیه نشان داده

است وبجز نطقهای تهدید‌آمیز هیچ برنامه اساسی برای حل مشکلات عمومی مردم نداده است . وطی واکنشی گفته است .

دلتان خوش است كه قطعنامه صادر كرده‌‏ايد، خوش باشید ما خدا را شاکریم که دشمنان ما را از احمق‌ها آفریده حالا این در حالی است که بوی حلوای رژیم بلند شده و تمام ترس رژیم و نشریات جیره‌خوار آنان از تحریمهای نفتی و تسلیحاتی و تکنولوژیکی و دیپلوماتیک، و ترس از درهم شکستن طومار غارتگریهای 27 سال به دست توانای ملت است .

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

جمعه، بهمن ۱۴، ۱۳۸۴










میعاد
با پاره‌ای از شب
در مشت کوچکش ،
در بسترش به خواب خوش آفتاب رفت .
مادر ، سحرگهان
انگشتهای خسته او را ،
آهسته باز کرد
خورشید ، ناگهان
در دستهای کوچک کودک طلوع کرد!
تیمور گورگین

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

پنجشنبه، بهمن ۱۳، ۱۳۸۴

کاریکاتور شورای امنیت



بروی عکس کلیک کنیید
....................
..........
وبگردی
.....................
حس ششم
بيژن نيابتي
....................

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

سه‌شنبه، بهمن ۱۱، ۱۳۸۴

زاپینگ ZAPPING




یکی از پر طرفدارترین برنامه‌های رادیو ایتالیا ، برنامه‌ای اجتمایی سیاسی بنام زاپینگ است که در بهترین ساعات رادیویی یعنی 19.35 تا ساعت 21شب اجرا می‌شود در این برنامه راجع به مسائل سیاسی روز ایتالیا و مسائل بین‌المللی به بحث و تبادل نظر می‌پردازند . مجری برنامه آلدو فربیچه یکی از برجسته‌ترین روزنامه‌نگاران سیاسی است و هر ساله در زمینه حقوق بشر فعالیتهای گسترده‌ای انجام می‌دهد سال پیش علیه نقض حقوق بشر در چین به جمع آوری امضا و جلب حمایت از سازمانها و احزاب سیاسی و نیروهای مختلف اقدام کرده بود چون چین طبق آمارهای حقوق بشری بیشترین اعدامها را در جهان دارد و در رتبه اول قرار دارد وبعد ایران در رتبه دوم قرار دارد ولی با در نظر گرفتن جمعیت چین که بالغ بر دو میلیارد هست به گفته مجری همین برنامه در اصل ایران رتبه نخست نسبت به جمعیت را دارد . در این برنامه کارشناسان حقوق بین المللی و شخصیتهای سیاسی و پارلمانی شرکت می‌کنند و به مردم با گرفتن وقت قبلی اجازه صحبت می‌دهند تا نظرات و عقاید خودشان را مطرح کنند امروز منهم به پیشنهاد دوست عزیزی اجازه صحبت گرفتم و ساعت 4 بعدازظهر از طرف سکرتری زاپینگ با من تماس گرفته شد بعد از گرفتن مشخصات ، موضوع مورد بحث را جویا شدند و گفتند حدود ساعت 8 شب تماس می‌گیرند تا مرا به برنامه وصل کنند . کمرویی و ترس از تپق و ترس ازحول شدن نتوانست منصرفم کند و ساعت 8 مرا به اسم وبلاگم بادبان صدا کردند و وصل شدم میهمانان برنامه جان لویجی منیسکی مدیر خبرگزاری رسمی ایتالیا ( انسا ) و خانم مرکر یکی از فعالین حقوق بشر یهودی تبار و پرفسور جانفرانکو پاسکوئینو استاد دانشگاه علوم سیاسی دانشگاه بلونیا که در ارتباط مستقیم از واشنگتن بود حضور داشتد وقتی نوبت چند دقیقه‌ای من شد ضمن تشکر از مجری برنامه و مهمانان گفتم من یکی از بیشمار وبلاگ نویسان ایرانی هستم که بخاطر خفقان و عدم آزادی بیان از تکنولوژی استفاده می‌کنم تا اخبار و رویداد‌های سیاسی و اجتمایی کشورمان را منعکس می‌کنم و با کمال میل امشب از برنامه شما خواهم نوشت و همینطور از اقدامات حقوق بشری شما در جمع‌آوری امضا و حمایتها برای حساس کردن افکار عمومی استقبال می‌کنم البته به زبان فارسی می‌نویسم !! مجری برنامه به شوخی گفت خوب پس نمی‌توانیم کنترل کنیم چی نوشتی !! گفتم حالا یک نسخه برایتان ایمیل می‌کنم . من یک سوال و به یک نکته مهم می‌خواهم اشاره کنم
ببینید خیلی ها فکر می‌کنند احمدی‌نژاد دیوانه است ! نه اصلاً دیوانه نیست او گام به گام استراتژی و سیاست بنیادگرایی را پیش می‌برد و حکومت ایران بخاطر انزوای داخلی امروزه از حمله نظامی آمریکا و یا اسرائیل به پایگاه‌های اتمی استقبال می‌کند .چون بر این باور است که در صورت حمله نظامی از طرف مردم مورد حمایت
واقع شود ولی من شخصاً آنرا بعید می‌دانم بهر حال کشورمان را به نابودی و تخریب می‌کشاند . با راه حل نظامی وهمچنین با سیاست مماشات مخالف هستم
و اما سوال همانطوری که می‌دانید هفته گذشته قانونی به تصویب مجلس ایتالیا رسید که در آن اشاره شده است وقتی که دزدی تعرض می‌کند و وارد خانه‌ای می‌شود به مردم این کشور برای دفاع از خود و خانواده اجازه استفاده از سلاح را می‌دهد. به شما این حق را در مقابل دزد می‌دهد . حالا کشور ما را این جنایت پیشه‌گان حکومتی حدود 27 سال ربوده‌اند و کلمه دزد برای آنان کافی نیست این جانیان 120 هزار زندانی مجاهد و مبارز را قتل عام کرده‌اند و حقوق بشر سازمان ملل 52 بار به خاطر نقض حقوق بشر رژیم ایران را محکوم کرده است و هنوز حکم سنگ‌سار صادر می‌کنند چطوربه دفاع مشروع ما بر چسب تروریست از طرف آمریکا و پارلمان اروپا زده می‌شود عدالت کجاست شما در مقابل دزدان در کشوری که دموکراسی حاکم است از خودتان مسلحانه دفاع می‌کنید ولی دفاع ما از این درنده‌گان نام تروریست می‌گیرد .
البته مدیر خبرگزاری آنسا حرفهای مرا تائید کرد . ولی به راه حل مسالمت آمیز الویت داده و به این روش دعوت می‌کرد


از تمام دوستان وعزیزان دعوت می‌کنم با یک ایمیل به این برنامه رادیویی از اقدامات آنان برای فعال کردن سازمانها حقوق بشری برای فشار آوردن به دولت ایران حمایت کنند کافی است لینک آدرس پائین را کلیک کنید و بنویسید
ZAPPING IRAN DIRITTI UMANI
که ترجمه آن می‌شود زاپینگ حقوق بشر برای ایران
و نام و نام خانوادگی و محل اقامت قید گردد
zapping@rai.it این هم آدرس

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

یکشنبه، بهمن ۰۹، ۱۳۸۴

اعتصاب غذاي كارگران شریف زنداني شركت واحد



دیروز نیروهای سرکوبگر رژیم و ماموران اطلاعاتی و بسیج با گاز اشگ آور و شلیک هوایی به تجمعات کارگران شریف شرکت واحد حمله کرده و آنان را با مشت و لگد و باتوم مورد ضرب و شتم قرار دادند و تعداد زیادی از آنان را دستگیر و روانه زندان کردند بسیاری از دانشجویان آزاده و هوشیار به یاری و حمایت این کارگران شتافتند و رژیم آخوندی مینی‌بوس و ماشینهای ضد شورش را به مناطق شرکت واحد فرستاده ، و در هر منطقه صدها نفر از عوامل واراذل و اوباش خود را مسقر کرده بود و امروز دستگیر شدگان در زندان دست به اعتصاب غذای قهرمانانه زده‌اند و سرسختانه‌تربه اعتراضات خود ادامه می دهند و حدود 500 نفر از آنان در زندان اوین بسر می‌برند.رژیم جنایت پیشه خانواده‌های این راننده‌گان را به گروگان گرفته و تهدیدات و فشار زیادی به این خانواده‌ها می‌آورد و سندیکای شرکت واحد با صدور بیانیه‌ای
از مردم مصرانه خواهان ادامه حمایتهایشان ، برای آزادی دستگیرشدگان هستند
در همین رابطه

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

چهارشنبه، بهمن ۰۵، ۱۳۸۴

م آزاد هم در گذشت




......................................................
تنها انسان نیست
تنها انسان گريان نيست
من ديده ام پرندگان را
من برگ و باد و باران را
گريان ديده ام
تنها انسان گريان نيست
تنها انسان نيست كه مي سرايد
من سرودها از سنگ
نغمه ها از گياهان شنيده ام
من خود شنيده ام سرودي از باد و برگ
تنها انسان سرود خوان نيست
تنها انسان نيست كه دوست مي دارد
دريا و بادبان
خورشيد و كشتزاران يكسر
عاشقانند
تنها انسان تنهايي بزرگست
انسان مرگ راي
انديشه هاي مرگش ويرانگر
م . آزاد
...............................................
خاكسپاري پيكر محمود مشرف آزاد تهراني (م. آزاد) شاعر صاحب نام ايراني با وجود كسب تمام مجوزهاي مراسم خاكسپاري و تدفين پيكر اين شاعر به مدت 4 ساعت بعلت مخالفت فرماندار كرج كه گفته بود به دليل شاعر بودن م. آزاد، خاكسپاري او در امامزاده طاهر در كنار مزار ديگر نويسندگان و شاعران ايراني منوط به انجام هماهنگي هاي لازم با دولت است.به مدت چهار ساعت بر روي زمين ماند و عاقبت او را در قبري كه مي گويند پيش‌تر براي پيكر منوچهر آتشي در نظر گرفته شده بود، به‌خاك سپردند .
رادیو تلویزیون آخوندی در زمینه درگذشت م.آزاد اطلاع‌رساني نكرده بود. اين شاعر فقيد يكي از چهره‌هاي ماندگار شعر فارسي
خواهد ماند یادش گرامی باد
........................................................
چهره ها
هفت
این چهره‌ی سیاه خیابانها ،میخانه‌ها و تاریکیهای نیمه شب،
در کوچه‌های روشن می‌میرد ،
این کشور بزرگ که نام هزار شهرش تنهایی‌ست
در کوچه‌های روشن فریاد می‌زند:
گویی پرنده‌یی‌ست که نامش را از یاد برده‌اند
این سایه بزرگ
در کوچه‌های آتش
اندوهگین‌ترین گیاهان را بر پیشخوان سبز گذرگاه دیده است
م آزاد
...................................................
زندگينامه خودنوشت م.آزاد:

روز 18 آذر سال 1312 در اين برهوت فقر فرهنگي به دنيا آمدم . خوشبختانه پدرم اهل موسيقي بود و شعر . شوق كتاب خواندن را هم او در من برانگيخت . دوره نوجواني و جواني‌ام هنرمان بود باجنبش بزرگ ملي كردن نفت ، كه به زندگي نسل جوان آن روزگار ، عشق و آرماني فراتر از انگيزه‌هاي كوچك فردي مي‌داد، و من كه اهل فعاليت بي‌واسطه سياسي نبودم ، به فعاليت فرهنگي گرايش پيدا كردم و اولين نقدهاي ادبي‌ام ـ به همراه چند شعر ـ در يك نشريه دانش‌آموزي به چاپ رسيد .
با كودتاي 28 مرداد 1342 (( آب‌ها از آسياب افتاد )) و هر كسي به گوشه‌اي پناه برد و من در همان سال در كنكور ادبيات دانشسراي عالي تهران پذيرفته شدم .
سال 1334 دفتر شعر (( ديار شب )) را با يادداشتي از احمد شاملو در 300 نسخه چاپ كردم ، كه مدت‌ها از انتشارش پشيمان بودم ، چرا كه تجربه‌اي تازه در شعر در اين دفتر نيامده بود .
از 1334 تا 1336 با شاملو در انتشار (( با مشار كوچولو )) همكار بودم ، و اين همكاري براي من فرصتي بود مغتنم .
سال 1336 براي انجام خدمت معلمي به آبادان رفتم . اين سال‌ها فرصتي بود كه به تجربه‌هاي شعري‌ام ساماني بدهم مجموعه ” آيينه‌ها تهي‌است” حاصل اين تجربه كاري است. از 1340 به بعد با زنده ياد سيروس طاهباز در انتشار فصل‌نامه آرش همكاري دائمي داشتم . آرش در دهه پر تحرك چهل نقش سازنده‌اي داشت .
در همين ايام مامور خدمت در كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان شدم و از آن به بعد ، به طور حرفه‌اي به ادبيات كودكان پرداختم

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

شنبه، دی ۲۴، ۱۳۸۴

حرف‌های ساعت کوکی من























ما درست عین عقربه‌های ساعت رفتارمی‌کنیم . عقربه‌ها فقط چون وقت را نشان می‌دهند ، فکر می‌کنند تعین‌کننده زمان هم هستند !!

آن روزگارهای قدیم دو تا عقربه ساعت با هم به جروبحث نشسته بودند تا ثابت کنند کدام یک نسبت به دیگری برتری دارد . هر وقت سر هر شماره ساعت به همدیگر می‌رسیدن حسابی به جون هم می‌افتادن و همدیگر را لگدمال می‌کردن . یک روزی که عقربه دقیقه شمار کاسه صبرش به سر آمده بود رو کرده به عقربه ساعت شمار می‌گوید "دیگه بسه حالا بهت نشون می‌دهم ، اگه من وایستم تو دیگه نمی‌تونی حرکت کنی "
عقربه ساعت شمار در جواب می‌گوید " اه ِ راست می‌گی اگه جرئت داری وایستا ببینم "
دقیقه شمار سعی و تلاش می‌کند توقف کند ولی هر چه زور می‌زند نمی تواند و هر چی فکر می‌کند نمی تواند بفهمد که چرا توان ایستادن ندارد !
ساعت شمار با پوزخندی به دقیقه شمار می‌گوید "دیدی حالا نتونستی تو اصلا ً به حساب نمی‌آیی فقط من می‌تونم توقف کنم چون من عقربه ساعت شمار هستم و از تو بزرگترم و ساعت را نشان می‌دهم
و این بار عقربه ساعت شمار تصمیم می‌گیرد توقف کند و می‌گوید " حالا من بهت نشون می‌دهم " ولی هر چه تلاش کرد او هم نتوانست و نمی‌فهمید چرا توان توقف ندارد !
دقیقه شمار که زور زدن او را می‌بیند قاه قاه می‌خندد و می‌گوید " دیدی نتونستی تو اصلا ً عقربه نیستی عقربی و فقط زورت به من می‌رسه فقط بلدی به من نیش بزنی!! بعد از یک ساعت دوباره دو تا عقربه ها به هم می‌رسند و به جون هم می‌افتند همینطور که جنگ و دعوا می‌کردن صدای قهقه خنده‌ای بلند می‌شود . عقربه‌ها یهو ساکت می‌شوند چون بجز خودشان آنجا کسی نبود ولی انگار صدا درست از پشت صفحه ساعت می‌آمد عقربه‌ها گوشهاشان رامی‌چسبانند به صفحه تا ببینند چه کسی است که می‌خندد .
ساعت شمار داد می‌زند" کیه که داره می‌خنده "
دقیقه شمار هم می‌پرسد " کیه که داره می‌خنده "
در جواب صدای جمعی می‌آید " ما هستیم "
شما ؟ شما کی هستید ؟
ما چرخهای ساعتیم شما عقربه ‌ها واقعا ً که دلقک هستید .
عقربه‌ها می‌گویند " چرا دلقک ؟ "
فکر می‌کنید چون وقت را نشون می‌دید خیلی نیرومند وهنرمند هستید ولی شما نمی‌توانید تصمیم بگیرید کی توقف کنید کی راه بیافتید ما هستیم که تصمیم می‌گیریم شما را راه بیاندازیم یا نه !
عقربه ها می‌گویند " شما ها ؟
چرخهای ساعت می‌گویند بله ما ها !
عقربه‌ها با هم می‌گویند " اگه راست می‌گید توقف کنید تا ببینیم
چرخهای ساعت سعی و تلاش زیادی می‌کنند تا بتوانند جلوی حرکت ساعت را بگیرند ولی تلاش‌شان به نتیجه نمی‌رسد و هرچی فکر می‌کنند نمی‌فهمند چرا نتوانستن توقف کنند .
عقربه‌ها می‌خندیدن و چرخهای ساعت و پیچ و مهره‌ها هر کدام تقصیر را گردن دیگری می‌انداخت و همینطور که چرخها و پیچ و مهره‌ها سر همدیگر تیک و تاک می‌کردن و صدای داد و هوارشان بالا گرفته بود صدایی کلفت و بلندی می‌آید " بسه دیگه " منم که دستور می‌دهم منم که تصمیم می‌گیرم ! من راه‌بر شما هستم
عقربه‌ها و چرخهای ساعت می‌گویند صدای کی بود ؟ راه‌برکیه ؟
کوک ساعت جواب می‌دهد " منم ! بله من "
فقط من می‌توانم شما ها را به حرکت در بیاورم چونکه من شماها را کوک می‌کنم
عقربه‌ها و چرخهای ساعت با خنده‌های جمعی کوک ساعت را به متلک و تمسخرمی‌گیرند
کوک ساعت می‌گوید " حالا تواناییم را به شما نشان می‌دهم و تلاش می‌کند تا عقربه‌ها و چرخهای ساعت را از حرکت بیاندازد . تمام سعی و تلاش خود را با تمام توانش بکار می‌گیرد اماٌ موفق نمی‌شود و نمی‌فهمد چرا قدرت بازداشتن حرکت ساعت را ندارد .
چند روزی می‌گذرد ناگهان یک روزی ساعت از حرکت باز می‌ایستد
عقربه دقیقه شمار داد می‌زند دیدی! دیدی! تونستم توقف کنم و به عقربه ساعت شمار با لحن کنایه می‌گوید دیدی جلوی حرکت تو را هم گرفتم !!
عقربه ساعت شمار می‌گوید داری اشتباه می‌کنی من وایستادم
چرخهای ساعت می‌گویند هر جفت‌تان نفهمیدید این ما بودیم که حرکت ساعت را متوقف کردیم
کوک ساعت داد می‌زند همه‌ شما هنوز در اشنباه هستید تنها من بودم که همه را از حرکت انداختم
و به این صورت شروع به بحث و گفتگو و دعوا بر سر اینکه کدام قطعه باعث از کار افتادن ساعت شده است و دعوا ادامه داشت ...
تا اینکه بعد از هفت روز عقربه دقیقه شمار می‌گوید بسه دیگه الان به شما نشان می‌دهم همانطوری که به تنهایی ساعت را متوقف کردم همین الان به تنهایی راهش می‌اندازم و شروع به تلاش برای به حرکت در آوردن ساعت شد ولی نتیجه‌ای نداشت انگار فلج شده بود و هیچ نشانی از جنبش و تحرک نداشت و چون نا امید شد رو کرده به عقربه ساعت شمار گفت خب فهمیدم من تعین کننده نیستم و تو از من برتری داری ولی حالا دیگر بیا مرا به حرکت بیار .
ساعت شمار می‌پذیرد و تلاش برای به راه انداختن ساعت می‌کند ولی تلاش او بی‌ثمر بود
هر دو عقربه ساعت از ترس مرگ و فنا شدن شروع به گریه و زاری می‌کنند
چرخهای ساعت که گریه‌های عقربه‌ها را می‌بینند برای دلداری دادن به آنان می‌گویند نگران نباشید . ما الان ساعت را به حرکت می‌آوریم و تمام زور و بازوی خود را بکارمی‌برند تا به کمک دنده‌های ریزودرشت بتوانند ساعت را به حرکت بیاورند ولی زور همه آنها هم بی‌ثمر بود و در ناامیدی و یاًس چرخها هم نشستند به گریه و زاری جمعی . وهمگی دست به دامان کوک ساعت شدند و او را صدا زدند و گفتند همه ما ملزم به حرکت تو هستیم از تو عاجزانه تقاضا داریم تا ما را دوباره به حرکت بیاوری .
کوک ساعت قبول می‌کند ولی او هم دیگر قادر به حرکت دادن ساعت نبود کوک ساعت می‌گوید متاسفم
فراموش کرده بودم یک نکته مهم را با شما در میان بگذارم من زمانی قادر به حرکت هستم که به عقب برگردم . و چون فقط به جلو می‌توانم حرکت کنم در نتیجه کاری از من ساخته نیست . ای کاش همگی می‌توانستیم این نکته را به خاطر بسپاریم و بجای تمسخر و دعوا و مرافا و بجای تو سر همدیگر زدن ازهمیاری یکدیگردر حرکتمان استفاده می‌کردیم و از هر لحظه آن لذت می‌بردیم . یکی پس از دیگری همگی به اشتباهات خود اعتراف می‌کردند .
ح مقدم

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

دوشنبه، دی ۱۹، ۱۳۸۴

بیانیه جمعی از وبلاگ نویسان در دفاع از زندانیان زندان رجایی شهر





به پیشگاه وجدانهای بیدار و بشریت مترقی و سازمانهای حقوق بشری و شخصیتهای بشردوست جهان!!
دولت جمهوری اسلامی ایران در هشتمین هفته اعتصاب غذای زندانیان سیاسی زندان رجایی شهر به جای بررسی خواسته های آنان زندانیان را به بندهایی با شرایط سخت تر منتقل کرده است. زندانیان سیاسی در ایران در بدترین شرایط ممکن به سر میبرند . بسیاری از آنها به دلیل شکنجه های قرون وسطایی دچار نقص عضو شده اند. به طور مرتب به زندانیان حمله میشود و وسائل آنها غارت میشوند.بسیار ی از زندانیان سیاسی مدت های طولانی در سلول های انفرادی نگاه داشته میشوند. دولت ایران هیچ مسئولیتی برای تامین غذا و بهداشت و حتی امنیت جانی زندانیان قبول نمیکند. بنا به گزارشهای مختلف اعتیاد و بیماریهای پوستی واگیر دار و بیماریهای خطرناک مانند ایدز و هپاتیت در زندانهای ایران امری عادی است.در این شرایط دولت ایران زندانیان سیاسی را به میان زندانیان عادی با جرائم سنگین و به بندهایی منتقل کرده است که در آنها هر ماه حداقل یک نفر در درگیری های بین زندانیان کشته میشود تا کشته شدن احتمالی زندانیان سیاسی یک امر عادی تلقی شود.
زندانیان سیاسی افشين با ايمانی ، ولی الله فيض مهدوی ، اميرحسين حشمت ساران ، ارژنگ داودی ، ياسر مجيدی ، حيدر نوری ، حجت زمانی ، اسد شقاقی ، بهروز جاويد تهرانی ، مهرداد لهراسبی و عليرضا کرم خيرآبادی در اعتراض به رفتار غیر انسانی دولت جمهوری اسلامی با زندانیان دست به اعتصاب غذا زده اند و خواهان بررسی زندانهای ایران توسط یک کمیته حقیقت یاب بین المللی هستند.
ما جمعی از وبلاگ نویسان ایرانی بار دیگر توجه و نظر تمامی سازمانهای حقوق بشری و تمامی کوشندگان راه آزادی را به نقض گسترده حقوق کلیه زندانیان سیاسی در زندانهای سراسر کشور بالاخص زندانیان سیاسی زندان رجائی شهر جلب نموده و آنان را به حمایت از خواسته های این زندانیان فرا میخوانیم و یکصدا ضمن دفاع از ایستادگی و مقاومت ایشان اعلام میکنیم:
ما خواهان آزادی بی قید و شرط تمامی زندانیان سیاسی و اعزام هیئت هایی از سوی نهادهای حقوق بشری بین المللی مانند صلیب سرخ بین المللی؛ عفو بین الملل ؛ کمیته حقوق بشر سازمان ملل متحد و کمیسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا جهت بازدید از زندانهای کشور و ملاقات با زندانیان .سیاسی و خانواده هایشان و ارائه گزارش به افکار عمومی جهان میباشیم.

جمعی از وبلاگ نویسان ایرانی

لطفا در حمایت از این زندانیان این پتیشن را که برای مقامات عفو بین الملل- صلیب سرخ جهانی - کمیته حقوق بشر سازمان ملل و کمیته حقوق بشر اتحادیه اروپا نوشته شده است امضا کنید.

این زندانیان بیش از هشت هفته است که با جان خود دارند مبارزه شان را ادامه میدهند. کمترین کاری که ما می توانیم بکنیم یک امضای اینترنتی است. لطفا در پخش این پتیشن بکوشید.


http://new.petitiononline.com/RI5167/petition.html

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

شنبه، دی ۱۰، ۱۳۸۴

سال نو میلادی




آغاز سال نو میلادی را به تمام دوستان و آشنایان با صلح و دوستی تبریک عرض می‌کنم و در آستانه این سال امیدوارم تیغ سانسور و فیلترینگ به همت بچه‌های پن‌لاگ از گردن وب‌لاگ‌نویسان و سایت‌های اینترنتی برداشته شود ****************************************************************

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

جمعه، دی ۰۹، ۱۳۸۴

جنایت‌کاران علیه بشریت را بشناسیم




آخوند مصطفی پور محمدی وزیر کشور دولت احمدی‌نژاد به منظور نشست مشترک چهارجانبه با وزرای کشور یونان . ترکیه .پاکستان به آتن رفته بود وجالب اینکه از قرار معلوم بر سر مسئله مقابله با مهاجرت غیر قانونی و جرایم سازمان یافته به بحث و گفتگو نشسته بودند . بگذریم از اینکه علت مهاجرت غیر قانونی از کشور ما ، فقط بخاطر فرار ازحکومت ضد بشری آخوندی و قداره‌بندان آن از جمله خود شخص آخوند مصطفی پورمحمدی است . امٌا گفتگو بر سر جرایم سازمان یافته با این آخوند هم باید شنیدنی باشد . آخر چه جرایم سازمان یافته‌تر از جرایم قتلهای زنجیره‌یی در ده 70 سراغ دارید .
این آخوند جنایتکار در دوران وزارت علی فلاحیان قائم مقام و رئیس معاونت خارجی وزارت اطلاعات بوده و از مسئولان درجه اول این قتلها از جمله داریوش فروهر و پروانه فروهر .مجید شریف . محمد مختاری . جعفر پوینده .می‌باشد و مسئولیت دفتر ویژه اطلاعات و امنیت ولی فقیه نیز با او بوده است .و جنایات این آخوند به اینجا ختم نمی‌شود
او دادستان انقلاب اسلامی خوزستان ، بندر عباس ، کرمانشاه ، و مشهد در سال 1358 تا 1365 و همینطور دادستان انقلاب در مناطق غرب کشور در سال 1365
و یکی از مسئولان قتل عام 30 هزار زندانی سیاسی در سالهای 1367است و عضو کمسیون مرگ زندان اوین بود . این کمسیون برای به اجر درآوردن فتوای خمینی در سال 67 در زندان اوین از یک دادستان(اشراقی) ویک قاضی(نیری)ویک نماینده از وزارت اطلاعات تشکیل شده بود و پورمحمدی نماینده وزارت اطلاعات در این کمسیون مرگ بود
و حتی منتظری در نامه اعتراض به خمینی ازاین جنایتکار نام می‌برد وهمچنین دو نماینده مجلس کنونی رژیم به نامهای عماد فروغ و الیاس نادران در مجلس کنونی به دادن پست وزیر کشور به این آخوند اعتراض کردند و به صراحت ‌گفتند این شخص سالها مخالفان را به قلع وقمع و به خاک وخون کشیده و همینطور طرح ریزی و ترور ناراضیان سیاسی در خارج از کشور نیز به دستگاه اطلاعاتی و در راس آن پور‌محمدی نسبت ‌داده می‌شود .

شمار بسیار زیادی از خانواده‌های قربانیان رژیم می‌توانند در دادگاه‌های جزائی علیه این جنایتکار شهادت بدهند ‌آیا طبق قوانین بین‌المللی حقوق بشر این جنایتها علیه بشریت نیست ؟ و نباید مقدمات محاکمه سران رژیم را فراهم کرد ؟

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

دوشنبه، دی ۰۵، ۱۳۸۴

بیانیه کانون وبلاگ نویسان ایران در حمایت از حق آزادی بیان کارگران اعتصابی شرکت واحد

کانون وبلاگ نویسان ایران( پن‌لاگ) دستگیری کارگران زحمتکش شرکت واحد را شدیدا محکوم می‌کند. دولت جمهوری اسلامی ایران به جای ترتیب اثر دادن به خواسته‌های بر حق صنفی کارگران شرکت واحد و بهبود وضع اسف بار معیشتی آنان به روش همیشگی خود می‌خواهد با سرکوب و دستگیری و ارعاب کارگران اعتصاب آنها را در هم بشکند.
کانون وبلاگ نویسان ایران(پن‌لاگ) خواهان آزادی بی قید و شرط رئیس و اعضای هیات مدیره سندیكای كارگران شركت واحد آقایان منصور اصانلو؛سعید ترابیان، سید داوود رضوی، رضا شهابی، ناصر غلامی، حمید زندی، صادق محمدی، صادق خندان، علی ابراهیمی، امیر تاخیری، علی قربانیان، رضا شهابی، ارسلان زرگریان و حسین مهدیخانی می‌باشد. کانون وبلاگ نویسان ایران (پن‌لاگ) از همه وبلاگ نویسان تقاضا می‌کند با پخش اخبار این اعتصاب و نوشتن در باره آن در وبلاگ‌های خود از کارگران شریف شرکت واحد حمایت کنند. پن‌لاگ همچنین از همه سازمان‌های طرفدار حقوق بشر انتظار دارد با اعتراض گسترده و شدید به دولت ایران خواهان تضمین امنیت جانی اعتصابیون و خانواده‌های آنان شوند و نگذارند این اعتصاب صنفی با روش همیشگی دولت ایران یعنی کشتار و اعدام خاتمه پیدا کند.

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

یکشنبه، دی ۰۴، ۱۳۸۴

پیروزباد اعتصاب شجاعانه راننده‌گان شریف شرکت واحد


متن اطلاعیه سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران و حومه

یا علی گفتیم و عشق آغاز شد

اعلام اعتصاب

قابل توجه کلیه همکاران زحمتکش در شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه

با سلام:
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه اعلام می دارد با توجه به مذاکرات انجام شده بین نمایندگان سندیکا با مسئولین مملکتی و مدیران شرکت واحد که در اطلاعیه های قبلی به اطلاع عموم همکاران رسیده است و از سال 83 تا امروز به عناوین مختلف خواسته های قانونی خودمان را به گوش همه رسانده ایم ولی نه تنها هیچ توجهی نسبت به حق و حقوق قانونی ما کارگران نشده است، بلکه توطئه های فراوانی علیه اعضاء هیات مدیره سندیکا و فعالان سندیکایی صورت گرفته است. بگونه ای که 8 تن از نمایندگان واقعی شما را دستگیر کرده و عملآ نشان داده اند که به هیچ قانونی پایبند نمی باشند. لذا سندیکای کارگران شرکت واحد بعلت بی توجهی مسئولین از همه رانندگان، کارگران و کارکنان شرکت واحد دعوت می نماید از اولین ساعت کاری روز یکشنبه 4-10-84 در مناطق ده گانه و اتوبوس برقی حضور یافته و با تجمع در جلوی درب خروجی دست از کار کشیده و اعتراض همگانی خود را جهت احقاق حق و حقوق و آزادی نمایندگان واقعی کارگران که در بند می باشند را به گوش جهانیان برسانیم و به شایعات و جوسازی های رعب و وحشت توجهی نکرده و تا رسیدن به خواسته های قانونیمان اعتصاب را ادامه دهیم.

سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه (مهر دبیر خانه سندیکا)
1-10-84

در همین رابطه

ساید رسمی سندیکا

فراخوان مقاومت ايران به حمايت از كاركنان شركت واحد تهران و محكوم كردن سياستهاي ضدكارگري رژيم آخوندي

20 تن از رانندگان اعتصابی شرکت واحد دستگیر شدند
اعتصاب رانندگان شرکت واحد اتوبوسرانی در تهران
تازه ‌ترین خبر در باره بازداشت اعضای سندیکای اتوبوسرانی تهران

اعتراضهای بین المللی به دستگیری اعضای سنديكای اتوبوسرانی

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

شنبه، دی ۰۳، ۱۳۸۴

اعتصاب كاركنان شركت واحد اتوبوس‌راني تهران و حومه




رانندگان و کلیه کارکنان شرکت واحد در اعتراض به بازداشت رهبران و اعضای سندیکای شرکت واحد اتوبوس رانی روز یکشنبه ۴ دی ماه از ساعت ۶ صبح دست از کار می کشند. اعتصاب كاركنان شركت واحد اتوبوس‌راني تهران و حومه

خبر سایت آشوب

دوستان با حمایت خود از این اقدام کارگران و فعالین سندیکای شرکت اتوبوس‌رانی این عزیزان را تنها نگذاریم به این مناسبت یک وب لاگ حمایت دوستان تهیه کرده‌اند . تا بتوانیم به کمک و یاری هم بازداشت شده‌گان و نماینده‌گان آنان را از چنگال قداره‌بندان حکومتی بیرون بیاوریم
وب لاگ حمایت از سندیکای اتوبوس رانی

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

جمعه، دی ۰۲، ۱۳۸۴

تخریب و ویرانی بناهای باستانی نوعی دیگر تاریخ زدایی آخوندی


فلات بزرگ ایران از نظر باستان شناسی به خاطر قدمت تاریخی یکی از ارزنده‌ترین و غنی‌ترین سرزمین‌های این پهنه جهان محسوب می‌شود که در دل خاکهای آن آثار تاریخی هزاران ساله محفوظ مانده است و بخاطر پهناور بودن آن هنوز بسیاری از اماکن باستانی دور افتاده دست نخورده باقی مانده است ولی مدتی است که مرتب خبر تجاوز حفاران غیر مجاز به محوطه‌های باستانی و آثار فرهنگی در سطح بسیار وسیعی در کشورمان مطرح است که هر روزه مورد غارت و چپاول و تخریب قرار می‌گیرد جیرفت – بزمان- دلگان-جندی‌شاپور – و ده‌ها و صدها نقطه دیگر منجر به تخریب تدریجی می‌شوند شنیدیم که حتی محوطه باستانی پارسه (تخت جمشید ) مورد تجاوز حفاران قرار گرفته وبه وضوع دیده می‌شد که رژیم حتی از مشهورترین آثار و نماد تمدنی ما چون تخت جمشید حفاظت نمی‌کند اگر در هر کشور دیگری این آثار باستانی هزاره‌های گذشته می‌بود چون نوامیس‌شان حفاظت می‌کردند و کسی جرئت و جسارت نزدیک شدن و غارت را نداشت کافی است سری به سایت سازمان میراث فرهنگی ایران بزنید تا به عمق فاجعه پی ببرید می‌خواهم بطور خلاصه قسمتهای ازاین تاریخ زدائی آخوند‌ها را که اززبان خود سازمان میراث فرهنگی باز گو شده است را برایتان بنویسم

اولین نمونه آن تخریب و خروج 10 هزار شئی پنج هزارساله از بلوجستان است
حفاری ‌های غیر مجاز در گورستان‌های پنج هزارساله دلگان تا کنون منجر به خروج و تخریب بیش از ده هزارشئی باستانی از این منطقه شده است گورستان‌های باستانی دلگان در جلگه جازموریان واقع شده‌اند 700 حفره باز شده در این گورستان‌ها مشاهده شده است و اشیاء باستانی یا به غارت یا تخریب شده‌اند البته همه این اشیاء به درد حفاران غیر مجاز نمی‌خورد قاچاقچیان مسلح که بیشتر آنان ازعوامل رژیم هستند تنها به دنبال اشیاء زینتی هستند و اکثر اشیاء این گورها را سفال‌ها و ظروف مفرغی و سلاح تشکیل می‌دهند و از آنجائیکه سفالها به درد قاچاقچیان نمی‌خورد اقدام به شکستن آن‌ها می‌کنند سفالهای پنج هزار ساله بیشماری با پرتاب سنگ خرد شده‌اند.

تخریب تپه باستانی قلی درویش با وجود تاکید سازمان میراث فرهنگی رژیم برای جلوگیری از تخریب اداره اوقاف قم برای احداث یک ساختمان دفتری بخش مهمی از این تپه را تخریب کرد . این تپه محوطه‌ای باستانی و منحصر به فرد از دوره عصر آهن نخستین کوره ذوب فلز نیز در این تپه کشف شده است . در طول یک دهه اوقاف و اداره راه‌سازی با احاث اتوبان قم- جمکران بیش از 90 در صد این تپه را با خاک یکسان کرد. تپه باستانی قلی درویش محوطه باستانی به وسعت 5 هکتار است که با تخریب‌های صورت گرفته تنها 10 هکتار آن باقی مانده است .

و همینطور نابودی ارزشهای تاریخی و فرهنگی را در آتش سوزی چندی پیش کتابخانه حقوق دانشگاه تهران همگی دیدیم در این آتش سوزی 25 هزار عنوان از کتابهای مرجع و ارزشمند این کتابخانه خاکستر شد . مسئولان آتش نشانی تهران می‌گفتند این کتابخانه از نظر ایمنی در سطح بسیار پائین قرار داشته و از جهت آمادگی آتش سوزی را داشته است و مشگل در سیستم تاسیساتی و برقی این کتابخانه بود و اکنون کتابخانه‌های دانشگاه تهران این گنجینه فرهنگی ما در معرض خطر هستند .اگر کتابخانه به سیستم اعلام حریق مجهز‌باشد اگر آتش سوزی هم بشود با این سیستم ‌های هشدار دهنده می‌توان از شدت خسارت وارده کاست .

حفر چاهای نفت در حریم زیگورات جغازنبیل این بنای خشتی را که یادگار دوره عیلامی است در معرض خطر قرار دارد. پس از اعتراض یونسکو به کارگذاری لوله‌های انفجاری برای اکتشافات نفت در منطقه جغازنبیل در شوش فعلاً وزارت نفت عملیات اکتشافات در این محدوده را متوقف کرده است . این اقدام توسط شرکت ملی نفت ایران و بدون هماهنگی با سازمان میراث فرهنگی در حریم و محدوده زیگورات انجام شده است . محوطه تاریخی چغازنبیل در جنوب غربی ایران در استان خوزستان واقع شده است شهر «دوراونتاش» در اوایل قرن 13 قبل از میلاد توسط پادشاه عیلامی در نزدیکی رود دز ساخته شده در مرکز این شهر معبد بزرگی ساخته شده این معبد موسوم به زیگورات،بزرگترین اثر بر جا مانده از تمدن عیلامی است
جندی شاپور سال 85 از نقشه ایران محو می‌شود ادامه حفاری‌ها و زیر کشت رفتن اراضی محوطه باستانی جندی شاپور باعث شده تا از 30 تپه باستانی تنها 5 تپه باقی بماند بیش از 80 درصد این محوطه باستانی تخریب شده است تخریب به حدی زیاد است که دوستداران فرهنگ باستانی به مجلس آخوندها و رئیس جمهور پاسدارش شکایت کرده‌اند . شهر باستانی جندی شاپور یکی از مهمترین شهر‌های ساسانی است
. این شهر به شهر فرزانگان نیز معروف بوده است زیرا علم طب از این منطقه به سایر نقاط منتقل شده دانشگاه جندی شاپور یکی از معروف‌ترین سازه‌های معماری این شهر محسوب می‌شود که اکنون تخریب شده است . حفلظت از این محوطه ضروری‌تر از هر برنامه دیگر به نظر می‌رسد. بخش بزرگی از این منطقه ظرف 6 سال گذشته زیر کشت رفت و تخریب شد هیچ یک از دستگاه‌های دولتی به این موضوع اعتراض نکردند .

از سوی سازمان قطار شهری طرحی برای مترو اصفهان ارائه شده که سی وسه پل را می‌لرزاند و در صورت عبور مترو از کنار سی‌وسه‌ پل لرزشهای شدید این پل تاریخی را تهدید می‌کند . سی وسه پل اثر منحصر به فرد از دوره صفوی است و قدمت چهار صد ساله ،عبور مترو می‌تواند آسیب‌های جدی و فراوانی را به این اثر تاریخی وارد آورد. در حال حاضر این طرح مورد بازرسی است .

خاک‌برداری‌های مدام شرکت آبیاری مارون و تاًسیس سد جدید پشت سد مارون و انجام عملیات کشاورزی در محوطه باستانی ارجان رابا تخریب کامل روبرو کرده است و همچنان خاکبرداری تپه‌های باستانی در این محدوده ادامه دارد . شهر عیلامی «ارجان» در حدود 10 کیلو متری شمال شهر بهبهان در استان خوزستان قرار گرفته است این محوطه باستانی شهری عیلامی با چندین هکتار وسعت در خود آثاری از هزاره‌های پیش از میلاد را جای داده است و به گفته شاهدان محوطه باستانی ارجان هر روز شاهد تخریب‌های گوناگون از سوی کشاورزان و کارگران شرکت آب مارون است و سفال‌های شکسته و پراکنده در این محوطه شاهد این مدعا است .

یکی از باستان شناسان میراث فرهنگی که در پاریس زندگی می‌کند و در جیرفت حفاری ‌
کرده است بیشتر آثار غارت شده توسط افراد مسلح که ازعوامل رژیم هستند را می‌شناسد او شکایت‌نامه‌ای علیه موزه لور در مورد خرید یکی از آثار ربوده شده جیرفت را که در یک حراجی به قیمت 150 هزار یورو به این موزه فروخته شده است را تسلیم مقامات قضایی کرده است. طی 2 سال اخیر 100 هزار اثر بزرگ و کوچک تاریخی در بازارهای امریکا و اروپا فروخته شده است و قیمت هر کدام بین 40 تا 60 هزار یورو به فروش رسیده که خیلی بیشتر از درآمد نفت برای مسئولان حکومتی سود داشته

قلعه دختر بناب با چند هزار سال قدمت تخریب شد. این قلعه از بنا‌های مهم شهرستان بناب در استان آذربایجان شرقی محسوب می‌شود و آثاری از هزاره اول قبل از میلاد تا دوران اسلامی را در خود جای داده است تنها بخش‌هایی از پی و پایه دیواری‌های سنگی باقی مانده است . شهرستان بناب جزومناطق باستانی استان آذربایجان شرقی محسوب می‌شود و اکنون 150 اثر تاریخی و محوطه باستانی در آن شناسایی شده است
23 طرح آبرسانی به محوطه‌های باستانی 3 استان فارس بوشهر و کهکیویه و بویر احمد که جزو پروژه‌های عمرانی کلان سازمان آبرسانی استان فارس محسوب می‌شود در دست اجرا است و این پروژها بخش عظیمی از تاریخ و فرهنگ ایران را تخریب می‌کنند این تخریب‌ها عمدتاً توسط سدها انجام می‌گیرد و نیاز به پژوهش‌های باستانشناسی دارد

سد سیوند و 1300 اثر باستانی و تاریخی تنگه بلاغی را همگان شنیده‌ایم که در آبهای پلواروپشت سد سیوند غرق می شود و اکنون آبگیری را تا شش ماه به تعویق انداخته‌اند . مدیر مرکز میراث جهانی یونسکو « فرانچسکو باندارین » گفته است پاسارگاد جواهری است که به فهرست میراث جهان زینت و شرافت می‌دهد و یونسکو برای هرگونه همکاری در جهت همکاری در جهت سازماندهی پاسارگاد اعلام می‌کند. ولی رژیم آخوندی از انتقال آثار فرهنگ و تمدن از نسل حاضر چشم پوشی می‌کند. و بیشتر این آثار تنها به ایران متعلق نمی‌شود بلکه به تمدن بشری تعلق دارد
بی توجهی مسئولان دستگاه‌های دولتی در آبگیری سد کارون بخشی از میراث به جای مانده از دوران هخامنشی را زیر آب برد
بسیاری از بناهای تاریخی که در اختیار نهادهای دولتی است درسایه نبودن بستر فرهنگی تخریب می‌شود و نا آشنایی افراد به ارزش‌های فرهنگی تاریخی و لزوم حفاظت از آن موجب می‌شود تا افراد در سازمان‌ها و دستگاه‌هایی که بناهای تاریخی ارزشمندی در اختیار دارند و بخاطر عدم آشنایی به نحوه برخورد و رفتار با یک اثر تاریخی بیشتر اوقات اقدامات این ا فراد منجر به تخریب یک بنای تاریخی می‌شود و این تاریخ زدائی همچنان ادامه دارد ...

ح مقدم

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

چهارشنبه، آذر ۳۰، ۱۳۸۴

در شب یلدا





در شب یلدا
به گذر نور از سیاهی
به شادیانه سلام

به گونه‌های سرخ کودکان
به نگاه مهر سلام

انار دلِ ِ ترک خورده
و دردهای خونین
به وسعت یلدای میهن را

آواز می‌دهم
تا زایش مهر
تا تولد آفتاب

تسلیم اهریمن شب نمی‌شوم
تا وقتی آتشکده ِ قلبم
به گرمای میهن روشن است
تا وقتی گرسنه نان عشق میهنم

تسلیم اهریمن شب نمی‌شوم

و اگر روزی آرزوهایم
به خواب روند
و یا نفس نکشند

آنروز
بر بلندای قله ِ کوهی می‌نشینم
و منتظر غروبی خواهم بود
که مرا با خود ببرد

ح مقدم

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

پنجشنبه، آذر ۲۴، ۱۳۸۴

خیابان‌خانه


به دوست ناشناخته‌ام در خیابان‌خانه که پلکهایش را سرمای زمستان بست



با تو چه نامهربان بود
خاک این خانه
قدمهایت گلاویز
در جدال خیمه‌های خاک ویرانه

خانه‌ات درب نداشت
دل صد زخمی تو ترس نداشت
جز قبای ِ ژنده
چیزی از بهر ربودن نداشت
سفره‌ات پاکیزه بود
لکه چای و غذا بر آن نبود

ترا سقفی نبود بر بام خانه
گریه می‌کرد آسمان
فرو می‌آمد آرام ریزش باران
تن تنهای تو
در قعر اندوه‌های بی‌پایان

مانده از تو بر جای
در سکوتی رنجبار
نیمکت سرد و سیه
که پایه‌اش در
سنگ‌چین ِ یک شب سرد زمستانی
به خاکستر نشست

تا همین دیروز
امپراتور هزاران آرزو بودی
ولی امروز
در سکوت سایه ِ سرما می‌میری

ح مقدم

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

پنجشنبه، آذر ۱۷، ۱۳۸۴

سقوط هواپیمای C130

لبخند را زچهره ما پاک کرده‌اید
دیریست با هیاهوی دیوانه‌وارتان
آوازهای شادی ما را
در خاک کرده‌اید

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

پنجشنبه، آذر ۱۰، ۱۳۸۴

دادگاه حسین نقدی


آه اگر آزادی سرودی می‌خواند
کوچک
همچون گلوگاه پرنده‌ئی
هیچ کجا دیواری فرو ریخته برجای نمی‌ماند
(دی 55 رم شاملو)
با دوستم شبانه راهی رم می‌شوم تا بموقع در دادگاه قاتلین نقدی شرکت کنم بعد از خالی کردن محتویات جیبهایم از زیر دستگاه فلزیاب رد شده و وارد راهروهای دراز دادگستری مرکزی می‌شوم در روبروی درجلسه دادگاه دوستان زیادی را می‌بینم همه این دوستان را سالیان سال می‌شناسم همان همسنگران حسین آقا هستند که برای کشاندن حکومت جنایت سالار آخوندی پای میز محاکمه ایستاده‌اند و منتظر شروع جلسه دادگاه هستند نگاهی به داخل سالن می‌اندازم چشمم به فرمینا مورونی همسر ایتالیایی نقدی می‌افتاد که آرام و قرار ندارد در دستی عصا و دست دیگرش پر از مدارک و کاغذ است و با چند وکیل سرو کله می‌زند وگذر سالیان دوری را بخوبی در صورتش می‌توان دید . این سومین جلسه پس از باز گشایی پرونده نقدی است که در مارس 1993 توسط تروریستهایی خمینی جلاد در رم به شهادت رسید . سرگرد کارلو مسینا که مسئول تشکیلات ضد خرابکاری و امنیت ایتالیا است برای شهادت خوانده می‌شود او در زمینه فعالیتهایی ضد تروریستی بین‌المللی مشغول به کار است و برای ارائه اطلاعات در رابطه با این قتل به دادگاه آمده است و به سوالات وکلای شاکی پرونده جواب می‌داد .دو دوربین تلویزیونی تصاویر و سخنان جلسه را ضبط می‌کردند البته بخاطر مسائل امنیتی صورت سرگرد کارلو را تماماً نشان نمی‌داد و موقع حرف زدن به لب و دهانش اکتفا می‌کرد . از قرار معلوم یکی از مامورین امنیتی رژیم به نام ابوالقاسم مصباحی که از ترس مثله شدن همانند سعید امامی بخاطر جنایتهای زیاد وداشتن اتهامات زیاد به خارج از کشور فرارکرده است و چند سالی است که در زندان آلمان تحت نظر مقامات امنیتی آلمان قرار دارد و او از قتلهای خارج از کشور اطلاعات زیادی دارد و اعترافات زیادی کرده به اودر رابطه با دادگاه میکونوس سه حبس ابد داده شده است و به دنبال اطلاعات او دادگاه نقدی بعد از سالیان سال باز‌گشایی می‌شود.سرگرد کارلو برای شهادت و ارائه اطلاعات در رابطه با قتل نقدی به این دادگاه احضار شده بود و من هنوز متعجبم که این سرگرد چگونه این همه اطلاعات را در ذهنش بایگانی کرده و تمام این اسمهای ایرانی و سمتهای آنان و آمدورفت شان را بخوبی بخاطرداشت و تک تک عکسها را شناسایی می‌کرد. درجایی از جلسه وکیل از او سوال ‌کرد آیا این قاتلین با مدارک جعلی وارد اروپا می‌شدند ؟؟ درجواب می‌گفت خیر آنها با مدارک رسمی صادر شده از طرف دولت ایران و نه جعلی ولی با نامهای غیر واقعی وارد می‌شدند !! او می‌گفت نام رمز عملیات ترور نقدی «مرگ بر منافق» بود . فرانجسکو آماتو مردی کوچک اندام باموهای سپید و صاف که رئیس جلسه دادگاه را به عهده داشت به دقت به حرفهای سرگرد گوش می‌داد هفته گذشته یک کلنل برای شهادت و ارائه اطلاعات آمده بود وبالاخره هر چقدر این دادگاه طولانی‌تر می‌شود و بیشتر حرف می‌زنند پرده‌های رسوایی رژیم بالا‌تر می‌رود و بنظر من هیچ راه گریزی رژیم ندارد و بعد از میکونوس فکر می کنم چند حکم جلب بین‌المللی از این دادگاه بگیرند حالا نمی دانم به اسم چه کسی فلاحیان یا سردار نقدی که پسر عموی شهید نقدی است و در جنایات رژیم سهیم است و یا اسمهای دیگر بیرون بیاد فعلاً اسم امیر منصور بزرگیان که در این قتل شرکت کرده است بیرون آمده جالب اینکه رئیس دادگاه فتوایی که خمینی برای کشتن مجاهدین داده بود که در آن فتوا آمده است که خون منافقین حلال است و همینطورمصادره اموال آنها واجب است را خواستار شد البته گفت نسخه ترجمه شده به ایتالیایی را می‌خواهم چون فارسی بلد نیستم !!.یک خانمی از طرف دولت اطریش برای نظارت آمده بود و از قرار معلوم دادگاه مشابه‌ای علیه رژیم دراطریش در دست تهیه است جلسه بعدی به 12 یا 15 دسامبر موکول شد ولی ظرف چند ماه دیگر قطعاً باید رای صادر کنند چون رئیس دادگاه بزودی بازنشسته می‌شود اگر 12 دسامبر بود حتماً دوباره شرکت می‌کنم و برایتان می‌نویسم .

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

جمعه، آذر ۰۴، ۱۳۸۴

پازولینی فيلمسازي عصیانگر عليه بی‌تفاوتی افکار عمومی



چندی پیش فستیوال فانو به مناسبت سی‌امین سالگرد در گذشت پیرپائولو پازولینی چندین فیلم کوتاه و بلند باارزش به‌روی اکران آورد كه با استقبال مردم روبه‌رو شد. برای دیدن فیلم کوتاه (35 دقیقه) «ریکوٌتا» اثر پازولینی، اين شاعر و فيلمساز عصيانگر رفتم. قبل از نمایش ماریو روندورو عکاس فیلم و دوست پازولینی از خاطرات و شخصیت و مسیر فکری و عقاید نظری این هنرمند از دست رفته سخن گفت.پیرپائولو پازولینی نویسنده، شاعر، کارگردان سینما، نویسنده فیلم و تئاتر، روزنامه‌نگار، نقاش، بازیگر سینما و شخصیت سیاسی و جنجالی و معترض قابل توجه روشنفکری نسل جدید ایتالیا بعد از جنگ جهانی دوم بود.

او پنجم مارس 1922 در شهر بلونیا چشم بر جهان گشود. پدرش کارلو آلبرتو پازولینی افسر ارتش فاشیستی و از طبقة مرفه جامعه و مادرش سوزانا کولوسٌی معلم دبستان و از خانوادة دهقانی شمال ایتالیا بود. دوران جوانی را دراستان فریولی ایتالیا سپری و در17 سالگی در دانشگاه بلونیا در رشتة ادبیات ثبت‌نام می‌کند.

در 19 سالگی به تحریر و چاپ نوشته‌هاي خود می‌پردازد. با انتشار اولین تجربة داستان‌نویسی‌اش به نام «بچه‌های زندگی» وارد محافل فرهنگی می‌شود. در این اثر او نویسنده‌يی ناپخته ولی حساس به مسائل و پدیده‌های اجتماعی و سیاسی است . زندگی دراماتیک بچه‌های ولگرد حومة شهرهای بزرگ و تبعیض و بی‌عدالتی اجتمایی و روزمرگی آنان در این کتاب قابل تعمق و تأمل می‌باشد.پازولینی به اصالت و ریشه‌های فرهنگی پایبند بود و می‌گفت زبان محلی وسیله‌يی است که متولیان کلیسا برای اعمال هژمونی فرهنگی بر توده‌ها استفاده می‌کنند. او تلاش می‌کند تا در بازیابی ریشه‌های فرهنگی و عمق جامعه این نگرش را به محافل چپ انتقال دهد. پازوليني شیفتة زبان محلی بود و بسیاری از اشعار او به زبان بومی است .

پازوليني در سال 1943 در لیورنو به خدمت سربازی فراخوانده می‌شود. با شروع جنگ جهانی شرایط دشواری برای او به‌وجود مي‌آيد. در 8 سپتامبر از تسلیم سلاح به آلمانیهای اشغالگر سرپیچی می‌کند و متواری می‌شود. بعد از مدتی به کاسارسا باز می‌گردد. در سال 1945 برادر او گوئیدو پازولینی که به همراه پارتیزانان جنبش مقاومت مسلحانه علیه فاشیسم نبرد می‌کرد در یک در‌گیری مسلحانه کشته می‌شود. تلخي ماجرا در اين بود كه او نه به‌دست فاشیستهای موسولینی كه به‌دست کمونیستهای هوادار تیتو كشته مي‌شود که بعد‌ها در یوگسلاوی قدرت را به‌دست می‌گیرند.پازولینی درسال 1945 فارغ‌التحصیل می‌شود و1947 عضو حزب کمونیست ایتالیا می‌شود. دو سال بعد او را از حزب اخراج می‌کنند.«اکاتونه» اولین فیلم ساخته شده او از حومة رم بدون صحنه‌پردازی و نور‌پردازی مصنوعی و بدون به‌کارگیری هنرمندان حرفه‌يی و با استفاده از ابتدایی‌ترین دوربینهای فیلمبرداری ساخته می‌شود.

در فیلم «انجیل به روایت ماتئو» پازولینی شهر‌های جنوب ایتالیا (ماترا و اسپرومونت) و محله‌های فقیرنشین و سنتی را برای عینیت بخشیدن و درک انجیل به‌کار می‌گیرد این اثر هنری مورد تشویق اکثر منتقدان سینمایی قرار می‌گيرد و حتی برای محافل رسمی کلیساي کاتولیک یک اثر ستودنی به حساب مي‌آيد. سینمای پازولینی بدون رمز و اصول خاص و جویای تمام راههای ممکن برای رسیدن به واقعیت است. یعنی بیان مکتوب واقعیت که عدة قلیلی مثل او توانستند بفهمند و بیان کنند. او نئورالیسم دیگری آفرید و در به‌کارگیری مستمر و عمیق ابعاد روزمرگی و تجلی آن در نمایش هنری از ظرفیت و توانمندی خاصی برخوردار بود.تاثیر نقاشان بزرگ را در آثار پازولینی به‌خوبی می‌توان دید. خود او یکی از نقاشان سینمای ایتالیا بود. برای او نقش صوری و ساده اهمیتی نداشت، بلکه نقش تصویر در مجموعه‌يی از رؤیت و احساس شرایط خلاصه می‌شود و بیانگری روشن و شفاف و تاثیرگذار و در نتیجه قابل‌درک و فهم برای مخاطبان می‌باشد . در واقع کار نقاشان قدیم به‌رؤیت‌کشیدن حال بوده و نشان‌دادن واقعیت، این ویژگیها را در فیلم «ریکوٌتا و ماما روما» می‌توان مشاهده کرد. عصر توسعه و رشد ایتالیا و دگرگونی ارزشها و نگرشها در جامعة مصرفی عاملی بود که او همواره در نوشته‌ها و مقالات خود در اواسط سالهای 1970 مورد بحث و انتقاد قرار می‌داد. مواضع رادیکال او تنش و حساسیتهای زیادی به‌وجود آورده بود .

اکثر آثار او زیر تیغ سانسور می‌رفت و برای بیشتر نوشته‌ها و فیلمهایش به دادستانی احضار می‌شد. پازولینی پدیدة مصرف را زايیدة احتیاج کاذب در جامعه در حال تحول می‌بیند و معتقد است ترویج آن در جامعه عاملی است که فرهنگ و ارزشهای بر‌گرفته از قرنها را پایمال می‌کند و انسانها را مسخ شده می‌سازد و اصالت مصرف را جایگزین اصالت انسان می‌کند. « منظومة خاکستر گرامشی » یکی از آثار پر ارزش ادبی این هنرمند است. از جمله فیلمها و آثار مهم دیگر او «تئورما» ست كه در سال 1968 ساخته شده و در آن به مسألة خانواده و روابط خانوادگی پرداخته است. در آخرین فیلمهای او بیان و تصویر ادبی به‌کار گرفته شده است. از جمله آثار ديگر او «دکامرون 1970 بوکاچو» «سالو و 110 روز سودوما» است كه به خاطر صحنه‌هاي عريان به اصطلاح غيراخلاقيشان مورد اعتراض و انتقاد قرار گرفت.

عاقبت پازولینی به‌شکل فجیعی با ضربات متعدد چوب در ساحل اوستیا به قتل می‌رسد. پیکر نیمه‌جانش را چندین بار زیر چرخهای ماشین خود او قرار داده بودند. قاتل، پینو پلوزی، یکی از همان ولگردهای رمانهاي پازولینی دستگير مي‌شود. به این قتل اعتراف می‌کند وبه زندان می‌افتد. او بعد از 30 سال در ماه مه 2005 در یک مصاحبة تلویزیونی اعتراف می‌کند که او عامل قتل نبوده و قاتلین پازولینی 3 نفر ديگر بوده اند. ولی از آنان نامی نمی‌برد و هنوز این قتل در هاله‌يی از ابهام قرار دارد. دادستانی رم هم اکنون پرونده این قتل را بازگشایی کرده است. پازولینی دشمنان زیادی در عرصة سیاسی و فردی داشت چون عصیانگری عليه بی‌تفاوتی افکار عمومی بود، او را کمونیست بدون حزب و کاتولیک بدون کلیسا می شناختند



ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

شنبه، آبان ۲۸، ۱۳۸۴

فلوجه وآخرین رنج با فسفر سفید



دلیل اصلی حمله امریکا به کشور عراق در ظاهر امر وجود سلاحهای شیمیایی پنهان شده توسط حکومت صدام حسین بود . وبعد از جستجوی وسیع و وجب به وجب خاک عراق سلاحهای شیمیایی پیدا نشد !!
و چون سربازان ایالات متحده آمریکا دلتنگی بسیار زیادی برای این سلاحهای شیمیایی داشتند و به این خاطر رهسپار عراق شده بودند و بخاطر لطمه نخوردن احساسات پاک انسان دوستانه کابویهای آزادیبخش ، ارتش امریکا در «فلوجه» تصمیم به استفاده از سلاحهای شیمیایی می‌کند . رپرتاژ تکانده‌ای « رای نیوز 24 » شبکه خبری ایتالیا به نمایش گذاشت که وجدان هر انسان بی‌وجدان را هم به درد می‌آورد . اهالی فلوجه را با فسفر سفید قتل عام می‌کنند که درست عین ناپال انسان را می‌سوزاند البته هوشمند‌ترازناپال عمل می‌کند و آنهمه سروصدا که تو ویتنام راه می‌انداخت را نداره و بی سروصدا می‌کشد . فسفر سفید را در هوا پخش می‌کنند و ترکیب این ماده شیمیایی راه تنفسی را مسدود و مستقیماً بافت پوستی جانداران را می‌سوزاند . و همانطوری که در عکس بالا می‌بینید فقط اسکلت جانداران و انسان می‌ماند وحتی تاثیری بر لباس آدمی نمی گذارد و لباسها سالم ودست نخورده می‌ماند و می‌تواند مورد استفاده قرار بگیرد یعنی فقط ضد بشراست .
این رپرتاژافکار عمومی ایتالیا را متاثر کرده و بحث بیرون آوردن نیروهای نظامی از عراق را پیش آورده است. اینجا ویدئو رپرتاژ به زبانهای ایتالیایی ، انگلیسی ، و عربی ، گذاشته شده ومصاحبه و ویدئو این فاجعه را ببینید .
یادآوری عکسها بسیار اسف‌انگیز و آزاردهنده است

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

متن بیانیه کانون وبلاگ نویسان ایران (پن‌لاگ) به اجلاس جهانی اطلاع رسانی تونس

خانم‌ها آقایان:

همانگونه که مستحضرید وضعیت آزادی بیان و ابراز اندیشه و همچنین جریان و نشر آزاد اخبار و اطلاعات در فضای داخلی ایران آنچنان وخیم و نامساعد است که اینترنت و وبلاگنویسی برای ایرانیان به مهمترین ابزار نشر عقاید و اندیشه‌های خود و همچنین انتشار و مبادله اخبار و اطلاعات مبدل گشته است.

ما اعضای کانون وبلاگنویسان ایران (پن‌لاگ) در راستای کمک به نشرو آزادی بیان تلاش پیگیری را در اینترنت آغاز نموده‌ایم. هدف ما ایجاد آزادیِ اندیشه و بیان و نشر در همه‏یِ عرصه‏هایِ حیاتِ فردی و اجتماعی بی هیچ حصر و استثنا است و از این حق در عرصه‌ی فضاهای اینترنتی و به خصوص وب‌لاگ‌ها دفاع می‌کنیم.

شرایطی که موجب ارسال این بیانیه به نشست شما شده است ، استمرار و تداوم بزرگترین موج دستگیری و سرکوب و سانسور و فیلترینگ بر روی شبکه اینترنت در جهان می‌باشد که در ایران جریان دارد. دهها وبلاگ‌نویس که در حیطه حیات فردی خود اقدام به وبلاگ نویسی می‌نموده‌اند از طرف دستگاه قضایی ایران دستگیر و شکنجه شده و هم اکنون در زندان به سر می‌برند. تهدید جانی ؛ احضار به بازجویی و شلاق زدن وبلاگ نویسان و تحت فشار قراردادن آنها برای شرکت در مصاحبه‌های تلویزیونی برای ابراز ندامت و اقرار به جرم‌هایی از قبیل جاسوسی و فساد اخلاقی جزو روش های معمول دولت ایران برای مقابله با وبلاگ نویسان ایرانی است. در مواردی اتهاماتی مانند توهین به سران نظام جمهوری اسلامی و ارتداد به وبلاگ نویسان وارد می‌شود که مجازات‌های سنگین و اعدام را در پی دارد. بعنوان مثال مجتبی سمیعی نژاد دو سال است که به جرم وبلاگ نویسی در زندان به سر می‌برد و اتهامات مختلفی از جمله توهین به پیامبر- توهین به سران نظام به او وارد شده است. چهار وبلاگ نویس قمی پس از دستگیری مجبور شدند که زیر شکنجه در مصاحبه‌های تلویزیونی به جاسوسی برای دولت های بیگانه اعتراف کنند . احمد سراجی وبلاگ نویس ایرانی به جرم تبلیغ علیه نظام در زندان تبریز به سر می‌برد و ماه پیش سی ضربه شلاق را تحمل کرد. محمدرضا نسب عبداللهی هم خودش و هم همسر باردارش به جرم وبلاگ نویسی دستگیر شدند.

علاوه بر سرکوب وبلاگ نویسان سانسور وبلاگ‌ها و سایت‌های اینترنتی که قبلا به طور پراکنده انجام می‌شد اکنون به طور سیستماتیک به شرکت دلتا گلوبال سپرده شده است و بسیاری از سایت‌های خبری و شخصی در ایران مسدود شده‌اند.

ایران با اقدامات سرکوب گرایانه دولت جمهوری اسلامی تبدیل به بزرگترین زندان روزنامه نگاران و وبلاگ نویسان شده است. متاسفانه آزادی بیان و حقوق بشر در ایران تا بحال قربانی معاملات اقتصادی شده‌اند و ما مصرانه خواستان پایان بخشیدن به این چرخه شوم هستیم .

ما از جامعه بین‌المللی می‌خواهیم که نقض شدید حقوق بشر و آزادی بیان در ایران را محکوم کنند و مفاد زیر را در راس خواسته‌های خود از دولت جمهوری اسلامی ایران قرار دهند:
- پایان بخشیدن به موج سانسور و فیلترینگ اینترنت و وبلاگ‌ها
- رعایت مفاد اعلامیه جهانی حقوق بشر که در آن آزادی بیان به عنوان حق اولیه هر انسان خاطرنشان شده است
- آزادی بی قید و شرط وبلاگ نویسان زندانی و پایان بخشیدن به زندانی و شکنجه کردن وبلاگ نویسان

کانون وب‌لاگ‌نويسان ايران-پن‌لاگ

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

چهارشنبه، آبان ۲۵، ۱۳۸۴

در کوره راه زندگی



از پس پنجره ِ انبوه
رنگهای شیشه‌ای
گشوده بر وسعت بیکران
در لعاب دیجیتالی
با خیال چشمان اشتیاق
راه می‌روم.
دست تو دعوتی است
به ضیافت رنگهای
هزاران فصل
بادبان برافراشته
با شوق ره می‌سپارم
وعشق گل آذین بسته
در بدرقه‌ام دل می‌برد


در فراغت شب ِ زمردی
به نجوای جیرجیرکان
در خلوت ستارگان
راه می‌روم.
می‌دمد می ِ مستی
در نی نی چشمانم
وگلوی خشک آرزو را
چرب می‌کنم
اندیشه در تنفس شبانه
شعر می‌شود
در آستانه اطلسی آسمان
قصر نور
به انتظارم ایستاده است .


باز گشته در پهنه واقعیت
این زمین ناهموار
در غبار سکوت پیش می‌شتابم
آروارها در فشار دندانهایم
انگشتان در گره مشت زیر آستینم
و گام‌هایم زندانی ِ سنگلاخها ست
درانتهای خیابان
بی هیچ نگاهی درانتظارم .

ح . مقدم

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

سه‌شنبه، آبان ۲۴، ۱۳۸۴

ایران زمین


میهن این گلخانه‌ام
در باور شکوفایی
زنده است
در قامت سبز ِ
مردان و زنان ِ
خروشان ِ ایران زمین
بذر عشق به خلق
جوانه زد برخاک
در گذر جویبار خون
چون رودی پراز زندگی

ح مقدم

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

دوشنبه، آبان ۲۳، ۱۳۸۴

در شکوه تظاهرات بروکسل دلم می‌خواست کلماتی بیابم که متلاشی کند سخت‌ترین سنگها را کلماتی که بیافروزد امیدی در سر برای آنان که روز‌ها را جلوی آیینه در تاریکی می‌گذرانند. کلماتی که به چشمها رنگهای نوین ِ نشاط بدهند. می‌خواهم بر شانه‌های کلمات و جملات عجازانگیز بنشینم که تا کنون نوشته نشده است و نوشته نخواهد شد کلماتی خروشان از روح، کلماتی شاعرانه . به عشق تمام کسانی که آنروز هم قدم بودند و هم گام شدن با گامهای استوار مقاومت، همان گامهایی که هیچگاه در بدترین شرایط دشوار نلرزید نه در پای جوخه‌های اعدام نه در یورش و زدوبندهای اقتصادی و نه در بمباران قرارگاه‌ها . گامهایی که سالیان سال بار مقاومت یک خلق را پر توان و با انرژی بی‌انتها به پیش بردند . البته هماهنگ کردن و همگام شدن با گامهای مقاومت مردم ایران بها و فدا و اراده‌ایی آهنین می‌خواهد و بقول لورکا « این جا منتظر دیدار مردانی هستم که آوازی سخت دارند» و امروز این آواز سخت از گلوی فرزندان این مقاومت در تظاهرات بروکسل بیرون می‌آمد . آواز ستارگان دنباله‌دار . این جویندگان زندگی در وادی دلمردگی . بیچاره ولی فقیه هنوز نمی‌داند سردادن فریاد آزدای خلق برای ما چه لذتی دارد و نمی داند سردادن آوازها و سرودهای میهنی شانه به شانه هم چه زیبا و با شکوه است و شوق زندگی و احساس بودن را باز می‌گرداند. و بدوش کشیدن پرچم سه رنگ ،غرور و افتخاررا در ما تکرار می‌کند .و دیدن یاران دریچه‌های شادمانی وشورِ قلبمان رابازتر می‌کند . قرار مشترک عزم مشترک خواست مشترک و صدای مشترک آزادیخواهی و استوار ماندن بر سرپیمان ، ما را به هم پیوند می‌دهد و ما را به جانب یاران روانه می‌کند و میثاق پایدار، که همانا سرنگونی رژیم پوسیده قرون وسطی آخوندی وتحقق اصول دموکراسی در میهن عزیزمان ایران را نوید می‌هد . و از صدای قدمهای ما بیت مرگ آفرین و فرسوده ولی وقیح می‌لرزد.



در فکر آن موجم که می‌آید
بهنگامی که در بازی زندگانی
تظاهر به زندگی می‌کنم
و مرا با خود می‌برد
به آنسوی آرزوها
دیگربازی نمی‌کنم
ولی هنوز تظاهر به زندگی دارم
و در انتظار آن موج سترگم

ح مقدم

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

شنبه، آبان ۱۴، ۱۳۸۴

تروریسم را از صحنه روزگار محو کنید!


تروریسم را از صحنه روزگار حذف کنید این شعار 15 هزار شهروند ایتالیایی در جواب اظهارات احمدی‌نژاد بود که دیروز 3 نوامبر در برابر سفارت آخوندها در رم اجتماع کرده بودند . من طی سالیانی که در این کشور زندگی کردم همواره شاهد حمایت ایتالیایی‌ها از جنبش مقاومت فلسطین بوده‌ام و دیده‌ام که بر سر مسئله اسرائیل تمام احزاب و سازمانهای سیاسی اختلاف نظر و مواضع مختلف دارند ولی این اظهارات احمدی‌نژاد به نظر من بهترین هدیه‌ای بود برای اسرائیل چون دولت شارون توانست حمایتهای بین‌المللی جذب کند و تمام احزاب سیاسی را زیر یک چترقرار بدهد که برای مثال درایتالیا کم سابقه بود از راست تا چپ همه در تظاهرات رم شرکت داشتن بجز حزب احیای کمونیستی و سبز ها که روز قبل بشکل مستقل علیه احمدی‌نژاد تظاهرات کرده بودند حکومت آخوند‌ها همیشه بزرگترین ضریه‌ها را به جنبش فلسطین وارد کرده است و این هم یک نمونه بارز آن . وزیر امور خارجه و وزیردفاع در این تظاهرات شرکت نداشتن ولی جانفرانکو فینی وزیرامورخارجه در یک مصاحبه تلویزیونی ضمن حمایت از تظاهرکننده‌گان بدون رودروایسی گفت بخاطر منافع و امنیت شهروندان ایتالیایی در ایران من در این تظاهرات شرکت نمی‌کنم(چون ایتالیا یکی از بزرگترین طرفهای معامله با آخوند‌ها است ) و جالب اینکه رژیم هم بر علیه تظاهرات رم جلوی سفارت ایتالیا درتهران تجمع اعتراضی تدارک دیده بود
به این عکسها نگاه کنید
در تجمع اعتراضی جیره خواران حکومتی عکسهای بزرگ شده ادواردو انییلی را به دست گرفته بودند و رژیم ادعا می‌کند که او به دین مبین اسلام گرویده واو را صهیونست‌ها کشته‌اند تا سرمایه‌های برجا مانده پدر او جوانی انییلی که بزرگترین سرمایه دار ایتالیایی بود به دست شوهر خواهر اوکه صهیونیست است برسد.
عکسهای ادوارد را که ایران آمده بود و در نماز جمعه خامنه ای شرکت داشته در اینجامی‌بینید همان آقایی که قد بلند دارد و صف اول ایستاده . ولی باید خدمت جیره‌خواران حکومتی بگویم « ادوارد » به بیماری شدید افسردگی دچار شده بود و به استعمال بسیارزیاد مواد مخدر می‌پرداخت و همه مردم ایتالیا اطلاع داشتند و در جراید و رسانه‌های گروهی این کشور چندین بار نوشته شده بود و به خاطر این افسردگی با پرتاب خود از پل به قعر دره به زندگیش پایان داد و حالا رژیم مرگ او را دستاویز برای خیمه شب بازی خود قرار داده است.
فیلم تظاهرات رم را شبکه دوم تلویزیون ایتالیا بطور مستقیم پخش کرد و این پائین لینکش را می‌گذارم

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

دوشنبه، آبان ۰۹، ۱۳۸۴

آن لب که سخن سنج نباشد لب بام است

مبنی بر محو کردن اسرائیل از صفحه جغرافیا در محافلل بین‌المللی از جمله اتحادیه اروپا و شورای امنیت سازمان ملل موجی از انزجار برانگیخت و با شدیدترین لحن محکوم شد . انگار گاهی اوقات این پاسدار پرفسور یادش نمی‌یاد به اصطلاح رئیس جمهور شده و مصاحبه‌ها وسخنرانی‌هایش را سیاستمداران بین‌المللی تجزیه و تحلیل می‌کنند. به دنبال این اظهارات رژیم آخوندی در افکار عمومی جهان چنان منزوی و بی‌آبرو شده که حتی طرفهای معامله گران اروپایی نیز از آنها فاصله گرفتند همان مذاکره‌کنندگانی که حتی نیم نگاهی هم به دریده شدن سینه آزادیخواهان در ایران نمی‌کردند و به فکر ورم کردن جیبهای و غارت منابع ملی ما چشم دوخته بودند این سخنرانی احمدی نژاد در واقع چیزی جز دعوت به خونریزی و تروریسم ناب و جنگ افروز نبود و جز ننگ و نفرت بیشتر چیزی به ارمغان نیاورد چند روزی است که تو ایتالیا بعضی از رسانه‌های گروهی و احزاب سیاسی برای اعتراض و محکوم کردن این اظهارات روز 3 نوامبر در مقابل سفارت جمهوری آخوندی ایران تظاهرات و تجمع اعتراضی تدارک دیده‌اند . حالا نمی‌دانم رژیم با چه رویی ادعا میکند که اهداف برنامه هسته‌ایش صلح آمیزه ؟ بعد از شندیدن حرفهای احمدی نژاد یاد این شعر افتادم که می‌گفت آن لب که سخن سنج نباشد لب بام است
بیان اندیشه در ایران جرم جنایی است این آخرین بیانیه کانون وب لاگ‌ نویسان ایران است که در مورد احمد سراجی وبلاگ نویس تبریزی نوشته شده است
خبر‌نامه پن‌لاگ حاوی آخرین خبر‌های ایران و جهان را هم بخوانید

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

جمعه، مهر ۲۹، ۱۳۸۴

مرز خيال و واقعيت

این روزها بحث‌های زیادی راجع به امام زمان و دولت احمدی نژاد نوشته و خوانده می‌شود و دولت پاسدار احمدی نژاد، امام در غیبت را مشاور یا کارشناس و یا او را عضو هیات امنا دو لت می‌خوانند چندي پيش در نشست هيأت دولت که به رياست پرويز داوودي معاون اول رييس جمهور برگزار شده بود، ميثاق نامه اي را با امام زمان تدوين و به امضاي وزيران رساندند. و میگویند در آغاز نشست، داوودي به وزيران پيشنهاد داد همان گونه که ميثاق نامه اي بين آن ها و احمدي نژاد تدوين و به امضا رسيد، بايد وزرا ميثاق نامه اي نيز با امام زمان بنويسند. اين پيشنهاد با موافقت اعضای کابينه روبه رو شده و در همان نشست درباره مفاد آن مورد بحث قرار گرفت. در نهايت، ميثاق نامه اي تدوين شد و اعضاي هيأت دولت آن را امضا کردند. و صفار هرندي وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي مأمور بردن نامه خدمت امام زمان شد. وی شب جمعه بعد نامه امضا شده اعضای کابينه را به جمکران برد و در چاهي انداخت که زائران نامه ها و حاجاتشان را مي اندازند. شاید در نامه از حضرت امام تقاضای عاجل کردند تا ظهور کند بلکه بتواند حکومت آخوندی را از سرنگونی باز دارد وبه نجات کشتی در حال غرق دین فروشان حکومتی بشتابد البته در بیشتر ادیان جهان منجی و نجات دهنده بشر از منجلاب فساد چه بشکل فلسفی یا فکر و عقیده وجود دارد در آیین هندو آیین بودا دین یهود و همینطور در مسیحیت ولی در هیچ دین و آیینی مثل کشور ایران از این مسئله سوء استفاده تبلیغی برای پر کردن جیبهای حکومتی نمی‌کنند چون رژیم بخوبی می‌داند هرچقدر جهل و نادانی بیشتر باشد آقایان و آقازاده‌هایشان بیشتر می‌چاپند و بیشتر حکومت می‌کنند همین احمدی نژاد همزمان با نيمه شعبان [سالروز تولد امام زمان] هفت میلیارد تومان برای رونق دادن به مسجد جمکران تصويب کرد.و این در حالی است که فقر بیداد می‌کند حتی خمینی شیاد برای این مسجد این همه پول خرج نکرده بود
تاریخچه پیدایش این مسجد خواندنی است ببینید عوام‌ فریبی را تا کجا پیش می‌برند که مشکینی امام جمعه قم ادعا کرده بود که امام زمان لیست اعضای مجلس هفتم را امضا کرده است ویک آیت اله یی به نام کورانی خود را متخصص و استاد رشته امام زمان شناسی حوزه علمیه قم معرفی کرده است و می‌گوید امام زمان زن و فرزند دارد و در جزیره خضرا زندگی می‌کند حضرت عج سرما نمی‌خورد مریض نمی‌شود و یاران امام زمان 133نفرند که بعد حکام جهان می‌شوند . یادم میاد یک آخوندی هم زمان شاه به اسم « حجت الاسلام کافی »هر هفته یک ماجرایی از مشاهدات علما از وجود مبارک حضرت تعریف و نقل و قول می‌کرد و هیجان و شور و شوق به مجلس می‌داد و شنیدن ماجراهای امام زمان حتی اعجاب‌انگیزتر از غیب شدن «دیوید کاپرفیلد شعبده‌باز » بود یکی هم نیست به اینها بگه بابا امام زمان از دست شماها قایم شده و با دعای ندبه و دعای فرج آخوندها ظهور نمی کنه

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

پنجشنبه، مهر ۲۱، ۱۳۸۴

ازراپاند اديبي در جستجوي آزادي و در خدمت فاشيسم


ازراپاند هرگز نخواست يک اديب ساده باشد. زندگي او خود يک رمان است و او نقش جملة معروف خود که «زيبايي دشوار است» را ايفا مي‌کند. اين دشواري تنها براي هنرمند نيست که يک اثر ادبي را مي‌آفريند. گاهي اوقات حتي پذيرفتن و معنا و ارزش يک اثر براي مخاطبانش هم دشوار وغيرقابل تعبير مي‌باشد. پاند کساني را که از کج‌انديشي سياه او در کتاب «آوازها» سخن مي‌گويند به‌خواندن و خواندن و خواندن اين کتاب دعوت مي‌کند. وکساني که به‌زيبايي و جذابيت آثار ادبي وشعر عشق مي‌ورزند در تلاش جدا‌سازي ارزشهاي ادبي او از فعاليتهاي روشنفکري و جنجال انگيز او هستند.ازراپاند در 30 اکتبر 1885 در ايالات متحدة آمريكا چشم بر جهان گشود. براي اولين‌بار در سن 13‌سالگي همراه پدر و مادرش به‌ايتاليا سفر كرد. و در سال 1901 در دانشگاه پنسيلوانيا در رشتة هنر و ادبيات ثبت نام مي‌کند. بالاخره درسال 1908 با 80 دلار در جيب راهي اروپا مي‌شود. اولين مجموعة شعرش را در 23سالگي در ايتاليا به‌چاپ رساند. در لندن پس از آشنايي و همكاري با بسياري از نويسندگان به‌نقد آثار گذشته مي‌پردازد. در همين سالها با فرهنگ چين آشنا مي‌شود. در سال 1914 با همسر خود دوروتي شكسپير ازدواج مي‌کند. در سال 1920 راهي پاريس مي‌شود و آن‌جا در يک کانون هنرمندان متشکل از نويسندگان و موسيقيدانان سکونت مي‌گزيند. اهداف آنان تحول و نوآوري از قالبهاي گذشته مي‌باشد و او به‌مطالعه و ترجمه در زمينة اقتصاد و سياست مي‌پردازد.کنسرتهاي متعددي از موسيقي کلاسيک و موسيقي معاصردر فستيوال راپال درشمال ايتاليا هر سال تشکيل مي‌دهد و سرانجام در شهر ونيز مستقر مي‌شود. اولين آثار ادبي خود را در همين زمان به‌رشتة تحرير درمي‌آورد.ازراپاند موسيقيدان، شاعر و منتقد، يکي از چهره‌هاي شاخص مدرنيسم و شعر وادب در قرن بيستم است. نيروي غالب بسياري از جنبشهاي مدرنيست به‌خصوص ايماژينيسم (بيان تصوير‌سازي ) ورتيسيسم (جنبش پيشرو انگليسي ) بود.به‌لحاظ سياسي و اجتماعي ازراپاند علم اقتصاد را به‌خوبي مي‌شناخت و به‌بهره‌کشي انسان و استثمار اقتصادي در بافت وساختار جامعة آمريكا معترض بود. آثار تحقيقات و پژوهشهاي او در زمينة اقتصاد سياسي همواره در نوشته‌هايش ديده مي‌شود. او تحت تأثير اومانيسم و هم‌چنين فرهنگ چين و ارزشهاي عميق رنساس در اروپا تمايلات «چپ» پيدا مي‌كند و مي‌نويسد اگر انسان در راه ايده وآرمانش مبارزه و ريسک نکند يا آن آرمان بي ارزش است يا آن انسان ارزشي ندارد. باوجود اين وقتي با موسوليني ملاقات مي‌کند به‌او علاقمند مي‌شود. بيشتر ناقدين، لغزش زندگي اين اديب بزرگ قرن پيش را در وابستگي به‌فاشيسم در سالهاي جنگ جهاني دوم ارزيابي مي‌کنند و او بهاي آن را در دستگيري و زندان در پايگاه نظامي پيزا در شهر ايتاليا و بعد در تيمارستان جنايي آمريكا مي‌پردازد.او از دوران جواني همواره در نامه‌هايش به‌سياست مالي اروپا و آمريکا و سرمايه‌داران بانکي انتقاد داشت. و اغلب يهوديان سهامداران اصلي بانکهاي بين‌المللي بودند. اما پس از گرايش به‌فاشيسم رگه‌هاي ضد يهودي در آثار پاند به‌صورت جدي بارز مي‌شود. البته او بعدها، در سال 1967 از يهوديان به‌خاطر پيشداوريهاي گذشتة خود درمصاحبه با روزنامة «آلن گينزبرگ طلب بخشش نمود . پاند در پي دولتي عملگرا و به‌دنبال انسانهايي با اراده و توانمند بود. او در موسوليني چهرة درخشاني را ديد که توان دگرگوني شالوده‌هاي بورکراتيک اداري را دارد و ارادة سياسي براي تقسيم منطقي سرمايه در جهاني بيرحم را دارد که در آن فقر در ميان انبوه ثروت به‌خوبي نمايان است. پاند اعتقاد داشت دموکراسي زماني کسب خواهد شد که دولت عملکرد اصولي داشته باشد. او از سال 1932 تلاشهاي زيادي براي گرفتن ملاقات با موسوليني انجام مي‌دهد و حتي يک سناريو فيلم به‌نام «تولد فاشيسم» مي‌نويسد و به‌کاخ او مي‌فرستد كه البته از آن فيلمي ساخته نمي‌شود. بالاخره در 30 ژانويه 1930 بعد از تلاشهاي مكرر موفق به‌ديدار با موسوليني مي‌شود. او در اين ديدار طرح رفرم اقتصادي برپاية اعتبار مالي جامعه را به‌وي پيشنهاد مي‌دهد. ولي موسوليني با بي‌تفاوتي هيچ عکس‌العملي نشان نمي‌دهد و در هيچ كجا از او سخن نمي‌گويد و حتي به‌نظر مي‌رسد او را به‌ياد نمي‌آورد. در سال 1935 يک جلد از کتاب خود «جفرسون و موسوليني» كه در تجليل از سه شخصيت تاريخي، لنين، جفرسون و موسوليني است براي زاد روز او مي‌فرستد. به‌رغم اين علاقه او نه با‌محافل فاشيستي رفت وآمد داشت و نه به‌دولتمردان شناخته‌شدة فاشيست علاقمند بود. او روشنفكري بود كه در دوران حاكميت فاشيسم از طرف سردمداران حکومتي پذيرفته نمي‌شد. از سوي ديگر در محافل روشنفکري چپ هم او را نمي‌پذيرفتند. در سالهاي 1930 او را به‌سخره مي‌گرفتند و درباره اش مي‌نوشتند كه او با اعتقاد به‌عظمت فاشيسم داراي ايده هاي آلوده و نامفهومي است.با شروع جنگ جهاني دوم به‌مخالفت با درگيري آمريکا با ايتاليا مي‌پردازد و از آن‌جا كه با برخي از سياستمداران آمريكايي آشنا بود براي جلوگيري از ورود آمريکا در جنگ با ايتاليا رهسپار واشينگتن مي‌شود. در آمريكا به‌او اجازة ملاقات با روزولت را نمي‌دهند و او سرخورده به‌ايتاليا باز مي‌گردد. در طول جنگ سخنرانيهاي متعدي به‌زبان انگليسي در راديو رم انجام مي‌دهد و اقتصاد جنگ را تجزيه و تحليل مي‌کند و روزولت را متهم به‌آغاز جنگ « جنگهاي سي‌ساله» ومتحد روسيه مي‌کند. در سال 1942 پدرخود را از دست مي‌دهد و درشهر راپال ايتاليا به‌خاک مي‌سپارد. در سال 1943 به‌خاطر سخنرانيهاي راديويي در ايتاليا دادگاه کلمبيا او را خائن به‌کشور خود اعلام مي‌کند. حسابهاي مالي و مايملك او و خانواده اش را مسدود مي‌کنند.در سال 1945 خود را به‌فرمانده نظامي ارتش ايالات متحده در جنوا معرفي مي‌کند. پس از دو هفته بازجويي به‌پيزا منتقل مي‌شود.سربازان مستقر در اين پايگاه نظامي او را در يک قفس آهني قرار مي‌دهند. پاند روزها را در زير آفتاب گرم تابستان و شبها در زير نور پروژکتورهاي روشن سپري مي‌كند. پس از گذشت سه هفته به‌زير چادري با شرايط انساني‌تر منتقل شده و به‌او اجازة نوشتن مي‌دهند. بلافاصله شروع به‌نوشتن «آوازهاي پيزا» مي‌کند. عاقبت او را به‌واشينگتن مسترد مي‌كنند. دولت آمريکا او را خائن به‌کشورش قلمداد كرده و خواستار اعدام او مي‌شود. اما دادگاه به‌عدم تعادل رواني پاند رأي مي‌دهد. پاند 12سال بعد را در تيمارستان جنايي سنت اليزابت مي‌گذراند. در سال 1958 آزاد مي‌گردد و به‌نزد فرزندش به‌ايتاليا باز مي‌گردد و کتاب «آوازها» را به‌چاپ مي‌رساند.در ارزيابي اين شخصيت ادبي همواره دچار تناقض مي‌شويم. او شاعري است بسيار قوي كه هنوز هم آثارش در دانشگاههاي معروف تدريس مي‌شود. او سخنوري چيره دست است كه با برنامه‌هاي راديويي خود موجي قوي و پردامنه به‌راه انداخته بود. تفكرات و نظرات او در رديف بهترين نظرات در مورد مسائل ادبي در قرن گذشته محسوب مي‌شود. اما پاند با وجود اين كه از ديکتاتوري و خودکامگي بيزار بود، موسوليني را شاهزاده رنساس مي ديد ونه يک قلدور مستبد. او در دافعه از كشورهاي به‌اصطلاح آزاد به‌همكاري با فاشيستها روي آورد. در تمام مدت حاكميت «جمهوري سوسياليستي ايتاليا» کوشش او براي اشاعة ايدة «جفرسون» و بينش «کنفوسيوس» بود. چيزي که به‌تصور او تنها پاسخ عليه جهالت و شرارت دشمنان ايتاليا بود. تلاش عقيم او براي ملاقات دوباره با «بنيتو موسوليني» به‌منظورتأثيرگذاري بر سياست فرهنگي و اسکولاستيکي جمهوري فاشيستي و تجديد ارزشها و مفاهيم بي‌فايده ماند. او در اعترافات و بازجوييهاي اوليه خود در جنوا (در محل ضد‌جاسوسي آمريکايي) نوشته است كه نه در فرانسه و نه حتي بريتانياي کبير اجازه نوشتن آزاد و سخنراني به‌او نداده‌اند و فقط در ايتالياي فاشيستي از آزادي قلم برخوردار بوده است. اما اگر اين ادعا واقعيت هم داشته باشد همكاري او با فاشيستها هيچ‌گاه قابل توجيه نبود و از خاطر روشنفكران بعد از او نرفت. بي‌ترديد او شعر و استعداد ادبي خود را در پاي كساني قرباني كرد كه نه‌صلاحيت شنيدن افكارش را داشتند و نه با آرزوهاي او موافق بودند. او در يك اشتباه محاسبة ايدئولوژيك ـ تاريخي نتوانست تشخيص دهد كه با ديكتاتوري هم‌چون موسوليني نه تنها آزادي محقق نمي‌شود كه علاوه برآن شاعري هم‌چون او با تمام استعدادها و تواناييهايش قرباني درگاه مشتي خونريز و ستمكار است.همكاري او با هارترين دشمنان آزادي كه بي‌گمان بيرحمترين دشمنان نسبت به‌هنر نيز خواهند بود ناموجه است. هرچند كه زيباترين شعرهايش عليه جنگ بود و فرهنگي غني از رنسانس ايتاليا گرفته تا فرهنگ و تمدن چين و ژاپن و مصر را به‌نمايش مي‌گذاشت.پاند در روز اول نوامبر 1972 در شهر دلباخته اش ونيز چشم از جهان پوشيد . او در بستر مرگ مي‌گفت نمايشنامه به‌پايان رسيده و دست زدنهاي حضار قرنها طول مي‌کشد و من از خانه ابديت خواهم شنيد.
ح . مقدم

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

چهارشنبه، مهر ۲۰، ۱۳۸۴

کاریکاتور و انیمیشن اتمی


بن بست اتمی


انیمیشن از حمید رضا نبوی


روی عکس کلیک کنید


ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

پنجشنبه، مهر ۱۴، ۱۳۸۴

پاییزیها






ارابه زرین خورشید‌کش ِ پاییزی
از پس پهنه خاوران سر می‌رسد
در هجران ِ جدایی
از خط خمیده شاخه
از لبان برگهای رقصنده ِ نارنجی
کلام عاشقانه می‌چکد
در هر برگ ِ حنایی
کلمه‌ای سبز می‌شود

مداد زمان گذر سالها را
بر شیارهای صورتم
پررنگ‌تر می‌نویسد
پاییز دل‌انگیز
سلطان فصلها سر رسید

یاد پاییز
یاد جشن مهرگان
یاد اولین روزهای مدرسه
پشت میز ِ کلاس درس
و جوهر پریده‌رنگ آرزوهایم
روزهای کودکانه
یاد ده ریالی
که با آن شادمانی می‌خریدم
و دهن کجی‌ می‌کردم
به چشمان جهان
یاد راه مدرسه تا خانه
یاد غرمرد همسایه به وقت نهار

پاییز ِ گلبرگهای ِ سوخته
در شراره‌های رنگهای ِ آتشین
و قارقار ِ کلاغهای پراز راز
و کوچ پرستوها در آفتاب ِ بی‌رمق
یاد پاییز چشمان تو

امروز نیمکت انتظار مدرسه
نگران آمدن
فرزند پاییزیست
که تمام شوق زیستن را
در جعبه واکس چوبی جا می‌دهد
و به هر صبح
در خیابانی برزمین می‌نهد
تا براق کند
وجدانهای غبارآلوده خاموش را
زیررقص نئونهای رنگین شهر

فرزند پاییزی
صدای پچ پچ طوفان را
در جعبه ِ چوبی جمع می‌کند
ودرخلوت راه ِ خانه
به آوازی می‌خواند

وقتی که آسمان ارابه ِ سیمین ِماه را
به شب عبور می‌دهد

او بخواب سرزمین ِ دورترین
ستارگان می‌رود

ح مقدم

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed